ایجاد وب لاگ جدید

سلام

نظر به تشخیص نویسنده محترم؛ سرکار خانم استاد شفائی؛ از این تارخ جهت نشر و ادامه سلسه مطالب به آدرس جدید مراجعه فرمائید. (نویسنده مطالب با منت خداوند عز و جل در قید حیات است و سایر تشابه های اسمی به این نویسنده مربوط نیست) ذکر مطالب با ذکر منبع و نویسنده شرعا مجاز است.

بهره برداری معنوی خارج از اصول عرفانی و مذهبی گناه (ذمه) شرعی دارد و نویسنده رضایت ندارد.

همچنین برای تهیه کتاب های رسمی منتشر شده به شماره 09351089604 در واتزاپ یا شماره 09308839373 در ایتا پیام ارسال نمائید.

با تشکر.

برای دریافت آدرس جدید وب سایت نیز میتوانید پیامک دهید

دقت فرمائید ادامه مطالب در سایت زیر است

آدرس با حذف فواصل کپی و الصاق شود

katibe . blog . ir

katibe[dot]blog[dot]ir

علم الشین و علم الساعة - قسمت پنجم

*اگر سوره مبارکه حمد را بصورت دایره بنویسیم ؛ 3 آیه در قوس نزولی و در انتها ؛ یک آیه مبارکه (مالک یوم الدین) و 3 آیه در قوس صعودی است یعنی    3 1 3 . ایام هفته هم همینطور. درواقع عالم در حمد خداوند غرق است و همه در باطن 313 می‌باشند که در جمع ارقامش هم برابر 7 می‌شود (7=3+1+3)!

 

 

 

*عدد ابجد نام حجرالاسود= 313 می‌شود و حضرت در کنار سنگ حجرالاسود (خانه کعبه) با 313 یار با حرف ش که 300 است ، توحید را به نام مبارک احد که عدد ابجدش 13 است ، افشا و ظاهر می‌کند.درواقع هر حاجی هنگام طواف باید گردش را از کنار سنگ حجرالاسود شروع کند و به آنجا که میرسد باید به نشان بیعت، دستش را بلند کند یعنی به عدد 13 در جایگاه حرفِ م کنار حجر الاسود، باید قلب به میم شود یعنی به طهارت و به اربعین عمل و بندگی سبز شود و زنده شود. و زمان حکومت امام زمان عج الله تعالی فرجه ، افشاء توحید ناب محمدی صلوات الله علیهم اجمعین است یعنی 313 ! اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و شیعته و الذابین عنه و المستشهدین بین یدیه

اربعین در معنای حرف ش

همانطورکه می‌دانید ترجمه فارسی اربعین، رسیدن به عدد 40 یا چهلم است. درواقع حقیقت آن در ریشه‌ی حروفی کلمه معنا می‌شود؛ که از کلمه رَبَعَ و ربیع معنا گرفته و به معنای نوآوری و زنده شدن است. و در کلمه ربیع، بهار معنا می‌شود و در بهار (به تمام معنا و مفهوم حقیقی) طبیعت مرده، زنده و بارور می‌شود و حیات و زندگی بقیه موجودات را می‌سازد. و اربعین بابِ حکمت گشوده می‌شود. و اسرارش بینهایت است { رجوع شود به کتاب عرفان اربعین }. اما نکته مورد نظر ما از نظر حرفِ ش است. از آنجا که صفت این حرف، افشاکردن است و خداوند در هر سال این اربعین را بصورت ربیع افشامی‌کند و حیاتِ ربیع را در تک تک موجودات جاری و ساری می‌نماید.

اما حکمت پروردگار در کلمه ربیع، آفرینش بدون نقص اوست چون از اوّل خلقت همه بر پایه‌ی عدد 4 (که پایه‌ی عدد 40 است) بنیان‌گذاری شده است: از عالم عرش که روی 4 ستون است و در محاذی آن، عالم کرسی که بر 4 پایه است و عالم بیت المعمور که بر 4 پایه است و عالم دنیا که  4 رکن خانه خدا به اذن خداوند بر روی نقطه‌ی ارض (که از آن نقطه در بدوخلقت همه‌ی دنیا کشیده است؛دحوالارض) بدست حضرت آدم علیه السلام بناشد.سال 4 فصل است پس دوران زمان بر پایه 40 و اربعین است.

عدد ابجد کلمه اربعین می‌شود 333 که جمع ارقامش 9 می‌شود (3+3+3)؛ برابر تعداد حروف و نقطه‌های حرف شین! و خیلی زیباست که خداوند کریم این بلوغِ کامل را در نمایش عمر مبارک پیامبر اعظم محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله و وصیّ گرانقدرش علی بن ابیطالب علیه السلام جلوه داد! چنانچه جایگاه عددی کلمه اربعین =63 است و مدت حیات جسمانی این دو عزیز در دنیا هم 63 سال می‌باشد! درواقع در باطن، شامل همه‌ی معصومین صلوات الله علیهم اجمعین می‌شود. دراصل وجود مبارکشان- معصومیتشان- حیات و مماتشان همه در جلوه‌ی بلوغِ 9 و جایگاه اربعین افشا می‌شود! وقتی می‌گوییم جایگاه یعنی از نقطه‌ی شروع تا تمام شدن که قبور مطهرشان است، ظهور هدایت و پاکی و طهارت را به همه می‌رساند. این است که بر مؤمنین واجب است که به زیارتشان بروند و از این منابع نورانی اربعینی ، احیای حیات دنیا و آخرت را بگیرند و شفای ظاهر و باطن  را دریافت کنند.

اسرار اربعین یعنی خلوص! و عدد 40 درواقع باب اخلاص و طهارت است. چنانچه عدد ابجد کلمه طلا=40 است و خداوند می‌خواهد که همه طلا شوند یعنی به صورت زینتِ همه‌ی عالمیان افشا شوند نه اینکه خوار و خفیف و ذلیل شوند. باب اخلاص یعنی فقط باب الله! و هر کس بخواهد مخلص شود فقط باید از باب رسالت و ولایت وارد شود. خداوند در قرآن کریمش یک سوره به نام توحید (اخلاص) قرار داده که 4 آیه دارد و آخر هر آیه به حرف دال تمام می‌شود که عدد ابجد حرفِ د=4 است و 4، پایه‌ی 40 (در قسمت سوره مبارکه توحید بطور کامل ، توضیح داده شده است).

*عدد 40 در جایگاه عددی می‌شود 31{چرا 31:یک صفر دارد؛می‌شود یکان(1) و 1-4؛می‌شود دهگان(3)} درواقع اگر قرآن کریم در دو قوس صعودی و نزولی نوشته شود (حلقه شود)؛ بطوریکه درهنگام مرگ تمام اعمال بشکل گردنبندی که آخرش به اولش وصل می‌شود، به گردن هر فردی انداخته می‌شود که خداوند در قرآن کریم؛ آیه 13 سوره مبارکه اسراء می‌فرماید: و کلّ انسانٍ اَلزمناهُ طائرَهُ فی عنقهِ و نُخرجُ له یوم القیٰمةِ کتاباً یلقـٰهُ منشوراً؛ و ما مقدّرات و نتیجه اعمال نیک و بد هر انسانی را طوق گردن او ساختیم( که ملازم و قرین همیشگی او باشد) و روز قیامت کتاب اعمال او را بیرون آریم درحالیکه نامه چنان باز باشد که همه‌ی اوراق آن را یکمرتبه ملاحظه کند. بنابراین می‌دانیم قرآن 30 جزء است پس هنگام حلقه شدن جزء اول به جزء آخر وصل می‌شود یعنی جزء یک به سی می‌رسد. پس 30+1 می‌شود 31. خیلی جالب است اینجا نقطه وصل، و نقطه قلب به میم شدن است، چون صورتِ حقیقی عمل ظاهر می‌شود.

عدد ترتیب نزول سوره مبارکه قیامت به قلب مطهر پیامبر صلی الله علیه و آله ، 31 است. پس قیامت از دورن بر هر کس آشکار می‌شود.

و بواقع عدد 31 برابر حروف کلمه لا است یعنی نـَه. پس حقیقت عدد 40 و اربعینِ واقعی، اخلاص است یعنی بتوانی به هوای نفس لا بگویی، یعنی توحید محض؛ لا اله الا الله. خوب دقت کنید! کسی که از دنیا می‌رود، درواقع به دنیا نـَه می‌گوید و دنیا را ترک می‌کند که کاش بواقع در زندگی دنیایی این نـَه را به اعمال نهی شده، گفته باشد و آنها را ترک کرده باشد. پس ذکر پشت سرِ او تا قبر لا اله الا الله است! وقتی وارد قبرستان می‌شویم، زیارت اهلِ قبور هم شروع می‌شود و می‌خوانیم: السلام علی اهل لا اله الا الله، مِن اهل لا اله الا الله، یا اهل لا اله الا الله، بِحقّ لا اله الا الله، کیفَ وجدتم قولَ لا اله الا الله، مِن لا اله الا الله، یا لا اله الا الله، بحقّ لا اله الا الله، إغفر لِمَن قال لا اله الا الله، واحشرنا فی زمرةِ مَن قال لا اله الا الله، محمّدٌ رسول الله(ص)، علیٌّ ولی الله(ع) . خوب فکر کنیم! زیرا ما همیشه غرق در لا اله الا الله هستیم، امیدواریم اعمالمان هم با این کلمه طیبه وفق داشته باشد.

بنابراین اینجا بنا به معنای حرفِ شین، دایره‌ی زندگی انسان به ظاهر و باطن افشا می‌شود. و عملش زینت قبر و قیامت و باعث آبرو یا بی‌آبرویی او می‌شود. و حرفِ شین تا قیامت همراه ما می‌آید و تک تکِ نفس‌ها و عمر ما و زندگی ما را افشا می‌کند. امیدوارم همیشه سربلند و در پیشگاه خالق یکتا و ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین سرافراز باشیم و مدال شاگرد اوّلی را به معنای افتخار(شین) دریافت کنیم، زیرا آنجا مؤمن آن را به بقیه نشان می‌دهد و مباهات می‌کند.

پس حرف ش، بلوغ 9ِ ِ افشای گنج اربعین است و خداوند ظهور حکمت اربعین را  به وجود مبارک اباعبدالله الحسین علیه السلام که خود حامل 9 ذریه معصوم صلوات الله علیهم اجمعین (در بدو تولد) است، قرار داد و افشای اربعین هم به وجود مبارکش صورت گرفته که تمامی اخلاص و طهارت محض و بهار حقیقی را بر دلها و در دنیا و آخرت افشاکرد.

مناسبت خلقت حضرت آدم علیه السلام و حرف شین

در مهندسی خلقت وجود مبارک حضرت آدم علیه السلام که جمع الجمع همه‌ی مقامات و تعیّنات و تمهیدات و تصورات و تکمیلات و تعهدات و تجمّعات ضدّین و تشکیلات بساط علمیت و تذکرات و تشخص‌های انسانی و درجات معرفتی نسبت به همه‌ی مخلوقات را داراست. اوست که در مقام مجموعه‌ی ظرف علم الاسماء است و معلم ارواح و اشباح ، صاحب 10 کتاب آسمانی به نام معجم که شامل علم الف- ب- ت- ث تا آخر یعنی حروف و اعداد و اسرار ابجد و علوم غریبه است. اسم اعظم خداوند 73 رمز حرف می‌باشد که خداوند 25 حرف از آن را به حضرت آدم علیه السلام آموخت.

 

معنای باطنی حرکت کسره و مناسبتش با حرفِ ش   

یکی از مظاهر حرکات روی حروف در قرآن مجید، حرکتِ زیر یا کسره است. حرکت کسره یا بقولی حروفی که صفت استفال دارند را به حرکتِ زیر می‌خوانیم و این حرکت به شکل همزه‌ در زیر حروف است.

پس حرکتِ این حروف، صدای خزانه‌ی معنا و در مقام محلّ افشای تمام اسرار کائنات و افشای تمام اسماء و صفات ذات الهی، محلّ افشای توحید و معرفت به خداوند یکتا، محلّ افشای گنج رسالت رسولان و افشای ولایت اولیاءالله یعنی ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین ، محلّ افشای مشهد عملِ هر بنده که در محوریت رضای خدا یا رضای دل است، محلّ افشای نمره‌ی قبولی بیست پروردگار عالم برای مؤمنین، محلّ افشای مردودین و جایگاه آنها و خلاصه محلّ افشای مخلصین و محلّ افشای کافرین و مشرکین هستند.

*کسره در یک معنا یعنی کسر شدن از چیزی، کم شدن از چیزی ، یعنی منها شدن از اجزایی یا قسمتی از چیزی و به یک معنا، نهی از منکرات، پاک شدن از رذائل و خبائث و منور شدن به نور نفوس عالیه و اخلاص می‌باشد.

در عرفان، حرکت کسره به معنای سجده حقیقی است و این کسر شدن یعنی کسر کردنِ حیوانیت تا رسیدن به انسانیت. حرکت کسره یعنی خضوع و خشوع بنده در مقابل خداوند متعال و این سجده، مخصوص انسان است چون همه‌ی موجودات زمینی و آسمانی همیشه در حال سجده به خداوند هستند چنانچه پروردگار عالم در آیه 15 سوره مبارکه رعد می‌فرماید: ولله یسجد من فی السموات و الارض طوعاً و کرهاً و ظلالهم بالغدوّ و الاصال؛ خواه و ناخواه برای خداوند سجده می‌کنند همه آنها که در آسمان‌ها و زمینند و سایه‌هایشان نیز بامدادان و شامگاهان به سجده می‌آیند.

اما فقط انسان است که باید به اختیار، انتخاب کند و حرکتِ کسره را بپذیرد و مخلصانه ساجدِ خداوند شود. آنگاه حیوانیت خود را کسر می‌کند و رذائل و ظلمات خود را می‌زُداید. پس سجده، بلوغِ 9 عبادت است و ازآنجا که در قسمت‌های قبل بیان شد که حرفِ شین در بین حروف، بلوغ عدد 9 را دارد پس سجده واقعی، افشای کامل عبادت است.

خداوند کریم در کلام مطهرش در آیه 34 سوره مبارکه بقره فرمود:و إذ قلنا للملائکةِ اسجُدوا لآدم فسَجدوا إلا ابلیسَ أبی واستکبرَ و کان مِن الکافرینَ؛ و به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده کنید، همه سجده کردند جز ابلیس، که سر باز زد و برتری جست و او از کافران بود.

پس طبق آیه شریفه وقتی امر شد که به آدم علیه السلام سجده کند، شیطان اطاعت نکرد، درحالیکه حدود 6تا 7 هزار سال در بین فرشتگان برای خداوند سجده کرده بود! نکته مهم این است که همه آن سال‌ها را  برای رضای دل خودش و دوست داشتن خودش (دل بخواه) سجده کرده بود، اما وقتی در جایگاه امتحان قرار گرفت، سجده نکرد و خود را برتر از حضرت آدم علیه السلام خواند چنانچه در آیه 12 سوره مبارکه اعراف آمده که" خداوند فرمود: وقتی تو را به سجده فرمان دادم، چه چیز تو را از آن باز داشت؟ گفت من از او بهترم، مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گِل ؛قال ما مَنعکَ ألا تَسجُدَ إذ أمَرتکَ قال أنا خَیرٌ مِنهُ خَلقتنی مِن نارٍ و خَلقتَهُ مِن طینٍ ".

پس در حرکتِ کسره نتوانست تکبر خود را کسر کند و مورد لعنت ابدی پروردگار عالم قرار گرفت. ولی خداوند به او مزدِ سجده‌های دلخواهش را داد زیرا خداوند خود وعده فرموده که فمَن یَعمَل مثقالَ ذرّةٍ خیراً یَره؛ اگر ذره‌ای عمل خوب داشته باشی جزای آن را می‌دهم. پس طبق آیات 14و 15 سوره مبارکه اعراف او مزدش را از خداوند، مهلت حیات عمرِ دنیا خواست و پروردگار به او مزد داد (قال أنظِرنی إلی یوم یُبعثونَ.قال إنّکَ مِن المُنظَرینَ )

 بنابراین عملِ دلخواه (یعنی برای رضای دلِ خود) حتی اگر چه ظاهراً سجده به خداوند باشد، مزدش فقط در دنیاست. اما کسی که برای رضای خداوند سجده می‌کند، خداوند کریم مزدش را ابدی در قیامت می‌دهد بصورتیکه تمام زحمت و رنج‌های دنیا و ظلماتش را از او کسر می‌کند و آنگاه در مقام آخرتی به این بندگان مؤمن، حرکتِ رفع (یعنی مقام منزلت عالی ) و فتحه (یعنی گشایش و فراوانی همه نعمت‌ها ، از فتح بابِ بهشت) عنایت می‌فرماید.

کسره درحالیکه به یک صورت حرکتِ زیر خوانده می‌شود، ظاهراً یعنی پنهانی اما در مقام پاداش، هرچقدر کسره خالصانه‌تر باشد و عمیق‌تر، مزد و پاداشش بیشتر و آشکارتر است. چنانچه ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین در شب به ایتام و مستمندان رسیدگی می‌کردند.و حتی حضرت علی علیه السلام تا روزیکه شهید شد، نگذاشت او را بشناسند اما منزلتش رهبری شد که تا قیامت پیشرو و الگوی همه خوبان عالم است.

پس خوب دقت کنید که حرکتِ کسره، اُمّ الحرکات است و انسان از این حرکت است که به تمام باب الفتوح مقامات آخرتی و حتی دنیایی می‌رسد! 

حرکت کسره و صفت استفال در حروف و قرآن

در 28 حرفِ الفبای عربی، 21 حرف صفت استفال دارد که برابر با جایگاه عددی حرفِ ش است.و فقط 7 حرف مقام استعلا دارد.

و خداوند دنیا را اسفل السافلین قرار داد و دنیا مظهر افشای تمام اسرار شد. ظاهراً معنای دنیا، دنی است، نه به معنای پَست بلکه به معنای گیرنده‌ی حرکتِ کسره (زیر)! حرکت زیر، همان حرکت کسره است. عدد ابجد کلمه زیر=217 و جایگاه عددیش 37 می‌شود. جایگاه عقیده و ایمان هر کس ، قلب اوست و هر کس با اعمال و کردار و گفتار و آنچه در قلب دارد ، ظاهر می‌شود. اما وای بر قلبی که در حرکتِ زیر خود ، لجن و بوی متعفن داشته باشد یعنی کافر باشد یا منافق. وقتی مقداری آب‌ (اگر کاملا آلوده نباشند) در جایی راکد بماند بعد از مدتی آلودگی‌های آن ته نشین می‌شود و روی آب ، تمیز جلوه می‌کند (شاید آبرو داری می‌شود). اما هر وقت  آب زیر ورو شود ، لجن و کثافت‌هایش روی آب را نیز آلوده می‌کند. در امتحان‌ها گاهی زیرها ، رو می‌آیند و آنجا ، جای رسوایی است! وای بر کسی که باطنی مثل آبی که در ته آن لجن ته نشین شده ، داشته باشد. که هرگاه زیر و رو شود ، رسوایی به بار آورد ( هر کس خود به نفس خود بصیرت دارد) و فقط توبه است که لای روبی می‌کند و نجات دهنده است. خوشا به حال کسی که وقتی زیربنای عقیده و نیّاتش رومی‌شود ، خوشبوتر و زیباتر از آن است که همیشه اظهار می‌کرده است. اینجا می‌شود ذیقعدِ واقعی. اگر باطن هر کس در همه موارد پاک و صادق باشد هر گاه باطن ، ظاهر شود باعث روسفیدی و درجه و مقام می‌گردد.   

و دنیا، محلّ سجده‌گاه همه‌ی پیامبران علیهم السلام و ائمه طاهرین علیهم السلام به خداوند متعال شد. در دنیا پروردگار عالم خانه مبارکش را مسجدالحرام نام نهاد و اول نقطه‌ی خشکی و سرزمین مبارک مکه را مسجود همه‌ی سرزمین‌ها و عوالم آسمانی و دریایی و زمینی قرارداد. و در مرکز خانه خودش، محور رضای خود را قرار داد که تمام عوالم به گرداگردش در طوافند یعنی همه به گرد رضای خدا، در اطاعت فرمان خداوند و سجده‌اند.

در هر رکعت نماز، 2 سجده آمده است که رکن پنجم نماز است. و به عدد 5، همه‌ی اَصلها ثابت می‌شود و ظهور می‌یابد. {رجوع شود به کتاب گنج نماز}

پس هر دو سجده، یک رکن حساب می‌شود و در هر سجده باید 7 موضع بدن ساجد شود و در 2 سجده می‌شود :2 تا 7 تا یعنی 14 تا. چنانچه عدد ابجد کلمه سجده=72 است پس حقیقت سجده، 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین هستند و ساجدین، بندگان خدا و مخلص‌ترینشان هم ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین هستند. چنانچه دو امام معصوم صلوات الله علیهم اجمعین محلّ شهادتشان در سجده است پس آنها مقام استفال را به تمام وجه قبول کردند و عبادت برای خداوند و چگونه عبادت کردن را که مورد رضای خدا قرار بگیرد، را افشا کردند.همه‌ی امور این عزیزان اطاعت محض است و در باطن، مقام "شین" یعنی افشاکردن را دارد. خداوند در کلام مجیدش (آیات 3 و 4 سوره مبارکه نجم) می‌فرماید: و ما ینطق عن الهوی . إن هو الا وحیٌ یوحی ؛ او سخن از روی هوا نمی‌گوید (یعنی هوای نفس ندارد). نیست سخنانش جز آنچه به او وحی می‌شود.

خداوند متعال کلمات سوره مبارکه حمد را فقط از 21 حرف قرار داده(بدون تکرار) به احتمال معنا در جایگاه عددی حرفِ ش! زیرا او می‌خواهد سوره حمد 7 آیه باشد و تمام زمینها 7 طبقه و آسمانهایش 7 طبقه و ایام هفته 7 روز باشد و همه آیات و بیّناتش و آنچه می‌خواهد از اسرار در دنیا افشاشود ، در گنج حمدش افشا کند و تمام قرآنش را به کلام مبارک حبیبش؛ حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، در سوره مبارکه حمد افشا کرده است. پس همه در حرف شین و بلوغ 9 حروف غرقند.

پس ما هم باید در عمل، حمد و سپاس خودمان را بعنوان بندگی در مقابل چنین خالق قادر و سبحان ومتعال و کریم و رحمن و رحیم افشا کنیم و سَر سجده در مقابلش به خلوص بر زمین بگذاریم. پس این افشا بر ما واجب است چنانچه هر کس هر منزلی برای خودش بپا می‌دارد، باید مسجد زندگیش باشد.

و خداوند متعال در سوره مبارکه توبه 2 مسجد را معرفی می‌فرماید: والذین اتخذوا مسجداً ضِراراً و کفراً و تفریقاً بین المؤمنینَ و ارصاداً لمَن حاربَ الله و رسولهُ مِن قبلُ و لَیحلِفنَّ اِن اَردنا الا الحُسنی والله یشهدُ انّهم لکاذبونَ(107) آن مردم منافقی که مسجدی برای زیان به اسلام برپاکردند و مقصودشان کفر و عناد و تفرقه بین مسلمین و کمینگاه برای کسیکه از پیش مبارزه با خدا و رسولش کرده است، با این همه قسم یاد می‌کنند که ما جز خیر و توسعه اسلام قصد دیگری نداریم و خدا گواهی می‌دهد که محققاً دروغ می‌گویند. لا تقم فیه ابداً لَمسجدٌ اُسّسَ علی التقوی مِن اوّل یومٍ اَحقُّ اَن تقومَ فیهِ رجالٌ یُحبّونَ اَن یَتطهّروا والله یُحبُّ المطَّهّرینَ(108) در مسجد آنها قدم مگذار که همان مسجد(قبا) که بنیانش از اول بر پایه تقوای محکم بناگردید براینکه در آن اقامه نماز کنی سزاوارتر است که در آن مسجد مردان پاکی{کنایه از انسان‌های پاک است اعم از مرد و زن} که مشتاق تهذیب نفوس خودند درآیند و خدا مردان پاک و مهذّب را دوست می‌دارد. اَفمَن اَسّسَ بُنیانهُ علی تقوی مِن الله و رضوانٍ خیرٍ اَم مَن اسّسَ بنیانه علی شفاجُرُفٍ هارٍ فانهارَبه فی نار جهنم والله لایهدی القوم الظالمینَ(109) آیا کسیکه مسجدی به غرض تقوی و خداپرستی تاسیس کرده و رضای خدا را طالب است نیکوست یا کسیکه بنائی به غرض کفر و نفاق و ایجاد تفرقه‌ی کلمه در اسلام بسازد و بر پایه‌ی سستی در کنار سیل که زود به ویرانی کشد و عاقبت آن بنا از پایه به آتش دوزخ افتد؟ خدا هرگز ستمکاران را (به هیچ سعادتی) هدایت نخواهد فرمود. لایَزالُ بنیانهمُ الذی بَنوا ریبةً فی قلوبهم الا اِن تقطّعِ قلوبُهم و الله علیمٌ حکیمٌ (110) بنیانیکه آنها بر اساس کفر و نفاق بناکردند دلهای ایشان را همیشه به حیرت و ریب افکند تا آنکه از آن به مرگ یا به توبه دل برکنند و خدا به اسرار خلق دانا و به دقایق امور آگاه است.

پس کسانیکه مثل شیطان (دل به خواه) سجده می‌کنند؛ سازندگان مسجد ضرارند و کسانیکه برای خدا عمل می‌کنند و ساجد اوامر الهی‌اند ؛ سازندگان مسجد قبا هستند.

حال خوب دقت کنید که چگونه خداوند می‌خواهد امیرمؤمنان علی بن ابیطالب علیه السلام  در نماز صبح در حال سجده فرق مبارکش شکافته شود و در 21 ماهِ 9 سال قمری (ماه مبارک رمضان) شربت شهادت را می‌نوشد تا افشاکند امام متقین و امام موحدین در سجده اطاعت خداوند در نماز واجب چگونه به اخلاص سر بر سجده گذاشت؛ درحالیکه قاتلش را می‌شناخت و می‌دانست آنجاست. پس او راه را و چگونه تعالی پیداکردن را برای شیعیان افشاکرد و همه را به علوی شدن دعوت فرمود.

وهمینطور سیدالشهدا؛ امام حسین علیه السلام در گودال قتلگاه، چگونه زنده شدن و رسیدن به بهار حقیقی و ربیع همیشه سبز بهشت الی یوم القیامة و به طهارت رسیدن انسان از نجاست حیوانیت به حقیقت انسانیت را افشاکرد و اربعین را به همه‌ی انسان‌ها اهدا کرد. پس سجده، سکوی پرواز به اعلا رفتن است؛ سبحان ربّی الاعلی و بحمده.

*کسره یعنی تقسیم

پس در حقیقت یک معنی دیگر کسره یعنی تقسیم. اما تقسیمی که خارج قسمت یعنی باقیمانده نداشته باشد. چنانچه مولای ما؛ امیرالمؤمنین علی علیه السلام قسیم النار و الجنة می‌باشد. و او فاروق اکبر است یعنی حقیقت فرقان شمشیرش دو فاق دارد و او صاحب ذوالفقار است. و یکی از نام‌های کتاب آسمانی ما فرقان است یعنی جداکننده‌ی حق از باطل. پس هر مؤمنی باید این تقسیم را از مولایش بیاموزد و عمل کند تا هرگز در چاه جهنم ورود نداشته باشد. درواقع یعنی تولیٰ و تبریٰ ؛ باید معلوم شود با چه کسی دوست و با چه کسی دشمن است.

نکته مهم این است که حرکت زیر، ظاهراً پنهان است اما یک روز زیرها، رو می‌شود و آن ساعت آخر عمر است که به فرمان الهی یک زیرآب برای همه زده می‌شود! و عمل‌ها زیر و رو می‌شود. خوشا بحال کسی که در زیر کار عمل، گنجهایش نهفته باشد و آن ساعت، ساعت روسپیدی اوست. و وای بر کسی که لجنهای عملش در زیر کارهایش انباشته باشد که امان از آن ساعت...!

*حرکت کسره در حرف بِ و ن

شاید بتوان گفت سنگین‌ترین و وزین‌ترین حرکتِ زیر و قبول استفال برای حرف ب می‌باشد. زیرا این حرف درحقیقت باب الله است و صفتش شدّت است و باب دهان به تمام معانی و حروف و کلام به این حرف باز می‌شود و در حرکت به خودی خود کسره دارد. درصورتیکه می‌دانیم صاحب این حرف؛ وجود مبارک امیرالمؤمنین و یازده ذریه نورانی‌اش صلوات الله علیهم اجمعین است( صاحب ظرف با، فاطمه زهرا سلام الله علیها است و حضرت علی علیه السلام ، نقطه زیر حرف با است). و می‌دانیم که آنها پاک‌ترین و مقدس‌ترین و برگزیده‌ترین و نورانی‌ترین بندگان خدا هستند و خودشان معصومند. اما این زحمت‌های سخت را قبول کردند تا باب الله در دنیا به اذن خداوند متعال گشوده شود و انسان‌ها بتوانند راه خوشبختی و سعادت خویش را پیدا کنند.

*حرفِ ب از حروف ظلمانی و از امّهات حروف است چون ظَهرالوجود است. و درواقع منقلب کننده عالم هستی و در مرکزیت آن ، انسان‌ها هستند چون فرقان است . جداکننده حق از باطل است. مستقیم است در استقامت زیرا هرجا بابی باشد ، آن باب باید استقامتِ حدود آن جایگاه را داشته باشد و حرف ب ، حدوددارِ تمام خزانه‌ی امر خداوند است و اجراکننده‌ی آن می‌باشد. صراط است چنانچه حروف مقطعات قرآن را خواندند: علیٌ صراط حق نمسکه و فرمودند: علیٌ مع الحق و حقٌ مع العلی .پس حرفِ ب ، حق است و حق ، عین عدالت است. و حق ، عین حقیقت است.

حرفِ ب جداکننده نور از ظلمات است زیرا هر انسانی که بخواهد پیرو قرآن و عامل به آیاتش شود باید پشتِ بِ بسم الله قرآن قراربگیرد ، باید لباس حیوانیت و نجاست را از بدن بیرون آورده و با لباس طهارت و نورانی وارد شود. به این دلیل است که بدون وضو و غسل نمی‌توانیم ورود در قرآن داشته باشیم.لا یمسه الا المطهرون. اما شرط دوم باطن تطهیر است یعنی معصیت نکردن و طهارت زبان- چشم- گوش-قلب و ...، پیروی نکردن از هوای نفس و خیانت نکردن به دین و ... تا بتوانیم از خزانه‌ی نورانی قرآن برداشت کنیم. و صورتِ باطن قرآن ، انسان کامل است . بنابراین اگر بخواهیم به وجهِ عمل انسانی برسیم باید از حیوانیت جداشویم. پس صاحب حرف ب ؛ علی بن ابیطالب علیه السلام ، قسیم النار و الجنة است.

*حرفِ ب اولین حرفی است که باب کلام الله قرآن؛ بزرگ‌ترین معجزه الهی به آن باز می‌شود. چنانچه تمام علوم و مفاتیح غیب و مفاتیح زمینی و آسمانی و اسرار دنیا و آخرت، همه در قرآن غرق است، پس حرفِ ب مفتاح همه‌ی این زیبایی‌ها است. بنابراین هرکس بخواهد ورودی صحیح داشته باشد باید پشت باءِ بسم الله الرحمن الرحیم بیاید و چگونه آمدنش هم باید طبق دستورات الهی باشد. نکته قابل توجه که برای ورود در قرآن باید پشت باءِ بسم الله ، قربانی دهیم. زیرا بین دو کلمه قرآن و قربان ، یک حرف ب فاصله است. یعنی نفس حیوانی را قربانی کنیم تا به نفس نورانی انسانی برسیم. این یکی از دلایل کشتن حیوان حلال گوشت پشت حروف بسم الله الرحمن الرحیم است، حیوان از ب می‌گذرد و زندگی حیوانیش، قلب به میم می‌شود و به زندگی انسانی ظاهر می‌شود و حلال می‌شود یعنی باطناً بصورت عمل انسانی زنده می‌شود. آنگاه در دنیا قیامتش و تکاملش و احیاء وجودش، تبدیل شدنش به قوایی است که در بدن انسان مؤمن بوجود می‌آید که عمل به آیات قرآن است؛ درنتیجه یُخرجهم مِن الظلمات الی النور حاصلش می‌شود. درواقع حرفِ ب کیمیاست و همه بندگان خدا اصلی بودن یا بدل بودنشان به حرفِ ب محک زده می‌شود. پس مخلصین کسانی هستند که طلا شدند و بقیه مطلا هستند. تمام آرزوی ما هم این است که به درجه‌ی یُخرجهم مِن الظلمات الی النور برسیم. اما شرطش این است که بواقع و از قلب بگوییم : الله ولی الذین آمنوا ، آنگاه مولای کریم عنایتِ یُخرجهم مِن الظلمات الی النور را می‌دهد.

 

*خداوند در عالم بالا سه ملک را به نام نون و قلم و لوح معرفی می‌فرماید و در سوره مبارکه قلم قسم یاد می‌فرماید : ن والقلم و مایسطرون. شاید بتوان اینطور معنا کرد که تمام انسان‌ها، قلم هستند و عمرشان، لوح و جوهرشان، نون که همان تمام محتوای انسانی و قوای ظاهری و باطنی آنهاست که خداوند هر روز در قلم وجودشان رزق می‌دهد و جاری می‌کند.

درحالیکه حرف نِ خود به تنهایی صفت استفال دارد و یکی از حروف استثناست زیرا دو مخرج دهانی و بینی دارد و غُنه خوانده می‌شود، به سه صورت هم نوشته می‌شود:1)بصورت معمولی ن ِ 2)بصورت تنوین 3)حرفِ ن مربی همه‌ی حروف است و پشت تمام حروف الفبا کار می‌کند؛ در 6 حرف ادغام می‌شود، پشتِ 6 حرف اظهار می‌شود، پشتِ 15 حرف اخفا می‌شود و پشتِ یک حرف که ب است قلب به میم می‌شود یعنی صورتِ ن به م تبدیل می‌شود و این سومین صورت حقیقی آن است. که تمام زحمات پیامبران و اوصیاء و امامان معصوم صلوات الله علیهم اجمعین، رساندن مردم به این منظور است که قلب به میم شوند. و این افشای باطن سوره مبارکه حمد و افشای گنج هدایت قرآن است و این منظور حرفِ شین است. زیرا اگر در دایره‌ی خلقت دقت کنید : عدد ابجد کلمه دایره=220 و برابر با عدد ابجد نام مبارک طاهره است . و جایگاه عددی کلمه دایره=40 و برابر با عدد ابجد حرفِ م است یعنی بواقع دایره‌ی زندگی هر کس که به سلامت عمر خود را تمام کرده باید به قلب به میم برسد تا به طهارت وارد آخرت شود . پس حرفِ ن که جوهر خلقت است در قلمِ وجود وقتی جاری می‌شود که قلم هم صفت استفال بگیرد(یعنی سجده) تا بتواند روی لوح عمر بنویسد؛ انشاء ذکر لا اله الا الله       

خیلی زیباست که امام صادق علیه السلام سفارش فرمودند هرمسلمان لااقل روزی 50 آیه قرآن بخواند. عدد ابجد حرفِ ن=50 است یعنی هر روز جوهر قلمت را با نور 50 آیه قرآن پر کُن تا به عمل نورانی در لوح سرازیر شود!

نکته زیبا اینکه قلم وقتی ساجد شد و حرکت کسره گرفت، جوهرِ ن هم که صفتش  استفال است و حرکتِ زیر دارد، وقتی پشت بِ بسم الله قرآن قرار می‌گیرد ، 2 تا کسره ظاهر می‌شود آنگاه تنوین (  ٍ ؛اِن) خوانده می‌شود. پس اگر آن تنوین، پشت باء بسم الله قرار گرفت، نون ساکن قلب به میم می‌شود، آنگاه اجازه ورود در قرآن پیدا می‌کند. در حرکتِ (تنوین جر ٍ ) دو کسره زیر یعنی 1-نفس حیوانی و 2- رذائل را از خود کسر کنیم. شاید سِرّ اینکه 2 تا سجده می‌شود یک رکن همین باشد. پس با دو سجده، رکن نماز کامل می‌شود.

حال ببینید که خداوند کریم چگونه قسم یاد می‌فرماید: ن والقلم و ما یسطرون ؟!

خوشا به حال کسی که با قلب به میم، کتاب لوح خود را سطرمی‌کند. و این افشای حرف شین است زیرا جایگاه عددی حروف شین که عدد ابجدش 360 است، 45 می‌شود که برابر با عدد ابجد نام مبارک آدم علیه السلام است پس منظور خلقت اینست که ما آدم شویم!

چنانچه در مقام حروف، 21 حرف طلب گرفتن کسره را کرده‌اند(استفال) که برابر جایگاه عددی حرفِ ش است. خودِ حرفِ ش هم از حروف استفال است. شاید اینکه خداوند کریم در خلقت حضرت آدم علیه السلام فرمود: انّی جاعلٌ فی الارض خلیفة؛ قرار دادم آدم علیه السلام را در زمین خلیفه‌ی خودم، باید وجود ایشان افشامی‌شد و در جایگاه، فرزندان حضرت هم باید به سیرت آدمیت برسند { جایگاه عددی اسم شین=45=انسان=آدم علیه السلام }

عرفان کسره

باب کسره یکی از زیباترین خلقت‌های پروردگار عالم می‌باشد.جانِ کسره یعنی کسر شدن و عدد ابجد کلمه کسر= 280 است که جمع ارقامش 10 می‌شود که خود ، عدد عشر است (10=0+8+2) .10 ، یعنی امتحان همه بندگان درهمه عمر(کلّ یوم عاشورا) یعنی اسرار عاشورا را متواضعین و خاشعین و خاضعین به درگاه خدا درک کردند. در آیه اول سوره مبارکه انعام می‌فرماید:" جعل الظلمات و النور..." خود قرار داده است ظلمت‌ها و نور را. کسره ، عالم ظلمات و فتحه ، عالم نور است و هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند. همان طور که شب و روز است و دنیا ، عالم اضداد است مثل ظلمات و نور در جسم و روح، حیات و ممات، بیماری و سلامتی، خوشی و ناخوشی، زیبایی و زشتی، رذائل و فضائل، جذبیات و دفعیات، پاکی و نجسی، در عین حال که درون ما عین نجس است ظاهربدن عین پاک است. بنابراین نمی‌توان شمرد فقط باید فکر کرد و دانست!

در کتابت "بـِسمِ اللهِ الرحمنِ الرحیمِ" 5 کسره آمده که سرّ درون و بیرون و ظاهر و باطن است و کسره‌ها  با هم جار و مجرورند. شاید بقیه کلمات، بعد از اولین کسره مجرور شده‎اند . باب کسره، باب تواضع است. باب سجده است .باب عبادت و بندگیِ همه موجودات خلقت است. از کسره به فتحه راه پیدا می‌کنیم. در کتاب اصول کافی در باب تواضع از قول امام صادق علیه السلام آمده است:" همانا دو فرشته در آسمان بر بندگان گماشته شده‌اند که هر کس برای خدا تواضع کند، او را بالا برند و هر که تکبر کند ، پَستش کنند." "عن ابی عبدالله علیه السلام قال سمعته یقول ان فی السماء ملکین بالعباد فمن تواضع لله رفعاه و من تکبر وضعاه "

امام صادق علیه السلام فرمود:" در آنچه خدای عزّوجلّ به داوودعلیه السلام وحی فرمود این بود که ای داوود ! نزدیک‌ترین مردم به خدا متواضعانند و دورترین مردم از خدا هم متکبرانند."

بالاترین تواضع ، حالت سجده است. یعنی آنگاه که چَشمِ به دل می گوئیم. زیرا اول چِشم دل خاضع می‌شود و سجده می‌کند و آنگاه تمام وجود به تبعیت آن ساجد می‌شود که این سجده را سجده قلبی گویند.

بالاترین حالت عبودیت در سجده است که ذکر "سبحان ربی الاعلی و بحمده" یعنی ربی که خود اعلاست ، هر آن و لحظه جماد را به نبات و نبات را به حیوان و حیوان را منقلب و انسان را به کمال اعلا می‌برد. پس معنای سجده واقعی ، عمل به کلّ قرآن می‌باشد و انسان از بُعد حیوانیت به مقام خلیفة الهی و انسانیت  می‌رسد(البته اگر خدا بخواهد). و سجده، همان باطن شین است.

در سجده 7 موضع از بدن انسان ساجد می‌شود ولی سجده سر با بقیه قسمت‌های بدن فرق می‌کند. انسان با سر به دنیا می‌آید ، با سر به خانه  قبر سرازیر می‌شود. یعنی سر، بعنوان رأس بندگی است. سر که منبع حواس و افکار و عقل (جای تمییز بین حیوان وانسان) است ، اگر ساجد شد، بقیه اعضا هم ساجد و فرمانبردار سر خواهند شد و همچنان است که خُوب می‌گویند: سَرانسان ، سِرّ انسان است.

درهنگام سجده نه عمداً و نه سهواً نباید پیشانی از سجده بلند شود که نماز باطل می‌شود وگرنه  در نمازعشق و نماز بندگی، حتی ظاهر نماز هم باطل است پس باید اقتدا کرد به امام شیعیان آقا امام حسین علیه السلام که سرازسجده برنداشت تا از بدن جدا کردند و یکی از اسرار زیارتش اینست که با سلام شروع می‌شود و به سجده تمام می‌شود و جالب است که عدد ابجد کلمه سجده= 72 است و عالم در عدد 72 می‌باشد! که جمع ارقامش 9 می‌شود( 9=2+7). رسیدن قد و قامت انسان به شکل الف است در مقام رضا در جایی که زیر هشتی امتحان قبول ‌شود، شکل عدد 9 را بگیرد (^|) {حضرت فرمود: رضاً بقضائک تسلیماً بامرک}.  سپس مقام خامس است چراکه 5=2-7 می‌شود و وجود مطهر آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام ؛خامس آل عباست و  پنجمین معصوم صلوات الله علیهم اجمعین. در حالیکه 14=2×7 می‌شود که وجود مقدس 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین همه (کلهم نورٌ واحد) ، خاضع و خاشع درگاه خدا بودند.

اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم

در عبادت واقعی انسان هم با 21 موضع بدنش از درون تا بیرون سجده می‌کند تا بواقع مقام استفال و کسره‌ی بندگی بگیرد: 1-7 موضع وجود جسمانی انسان ، کسره واجب به خود می‌گیرد؛ پیشانی،2 کف دست،2 زانو و 2 نوک انگشت پا. 2- 7 نفس نورانی در وجودمان. 3- 7 درِ رذیله وجودمان را که باز کننده جهنم است ، ببندد. پس رویهم می‌شود 21 سجده ! در حروف الفبا که 28 حرف است؛ 21 حرف صفت استفال (طلب پایینی کردن) دارد و 7 حرف صفت استعلا (ص، ض، ط، ظ، خ، غ، ق) و باطناً اگر نفوس عالیه بخواهند با آن حروفِ استعلا به اعلا بروند و درجه آدمیت بگیرند و مورد رضای مولای خود شوند شرط آنست که 21 سجده گاه ظاهری و نفسی و قلبی خویش را خاضع کنند. و باز جالب است که در سوره مبارکه حمد ، 7 حرف نیامده است که این حروف را حروف سبعه می‌گویند(ش، ظ، ز، خ، ث، ف، ج) این حروف ظلمانی هستند. باری! باب تواضع ، کتاب حکمت الهی است برای بندگان که کلیدش اطاعت از خداست  ؛ به شرط شیعه و پیرو شدن واقعی ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، حمد محسوب می‌شود.

ملکوت کسره در عمل باید جلوه‌ای از عمل ملک الموت باشد چنانچه حضرت عزرائیل علیه السلام دائماً مردگان را از زندگی زنده‌ها کسر می‌کند. و حیات زنده‌ها از مردگان جدا می‌شود . پس کسره حقیقی ، گناه را می‌میراند و توبه و احیاء عمل صالح را زنده می‌کند.

 وجود هر چهار ملک مقرب میکائیل علیه السلام ، اسرافیل علیه السلام ، جبرائیل علیه السلام و عزرائیل علیه السلام ، سَرشان زیر عرش الهی و پاهایشان در سفل‌ترین نقطه زمین و بال‌هایشان از شرق تا غرب عالم را فرا گرفته و در تمام هستی امرِ پروردگار یکتا را اطاعت می‌کنند. بنابراین در وجود ما دائم کار می‌کنند: بوجود حضرت میکائیل علیه السلام که ملک روزی است، هر روز روزی می‌گیریم از هر نظر ظاهری و باطنی، علمی و عقلی. و هر روز میلیون‌ها سلول در وجود ما به دنیا می‌آید(بوجود حضرت اسرافیل علیه السلام). و هزاران سلول می‌میرد(بوجود حضرت عزرائیل علیه السلام){بدن ما از نظر جسمی(داخلی) ، هفت سال به هفت سال عوض می‌شود، درحالی که خودمان هستیم.پس هر هفت سال هم ذهن و حافظه ما چیزهایی را فراموش می‌کند و چیزهایی را یاد می‌گیرد}. پس با نورعلم می‌توان ظلمات را کسر کرد. همانطور که سنّ ما بالا می‌رود، جوانی کسر می‌شود جای خود را به مسن شدن و بعد کهولت و بعد موت می‌دهد. درحالیکه پیر می‌شویم موی سفید جای موی سیاه و همانطور یک یک اعضاء تغییراتی می‌کنند؛ ضعیف و فرسوده می‌شوند.اما از نظر باطنی یک پیر عمل، درواقع ظلمت‌های جهالت و رذائل و کم کاری‌ها هم با توبه و استغفار واقعی و اصلاح و درجه گرفتن به درگاه خدای مهربان ، کمال پیدا می‌کند و مفتوحه می‌شود.

بنابراین باب کسره ، باب کمال الهی است و در واقع حرکت کردن و اوج گرفتن و تحول پیدا کردن و به باب استحاله و استبراء رسیدن و درجه گرفتن است تا بتوانیم مرفوع شویم.

پس مولایمان بر سر ما منّت نهاد و پیامبران و امامان معصوم صلوات الله علیهم اجمعین را برای هدایت ما فرستاد ، در حالی که مردم همه‌ی آنها را شهید کردند. اما ربّ العالمین حجت خود را پا برجا نگه داشت تا شاید مردم با نور امام و کتاب آسمانی زمان خود ، هدایت شوند و ظلمت‌های ظاهر و باطن خود را کسر کنند و به نور برسند. با دو رحمت بزرگ شهادتین پاکمان کرد و با شرط نگه داشتن شهادتین که شهادت به ولایت {ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و اولاد مطهرش صلوات الله علیهم اجمعین } است آخرتمان را هم پاک کرد. وجود مقدس امام حسین علیه السلام ، درهمین دنیا به ما نشان داد که چگونه این عین نجس را به عین پاک تبدیل کنیم و آن فدا کردن و قربانی کردن نفس حیوانی ماست. کسی که در میدان جنگ برای رضای خدا و اهداف پروردگارعالم قربانی شود ، به درجه‌ای می‌رسد که میته‌اش پاک و خونش پاک می‌شود و حتی غسل و کفن هم نمی‌خواهد(رجوع شود به کتاب عرفان اربعین) .

امیدوارم معنی کسره کامل شود. هاء آخر کسره به جایی می‌رسد که تمام وجود و زندگی ما را در بر گرفته و در آخر خودمان را هم از روی سطح زمین کسرمی‌کَنَد! مثل دانه هر گیاهی که باید در دل خاک قرار بگیرد (سجده مقبول و کامل) تا ازدرون این دانه ، ساقه ، کلّ محتوای دانه را به اعلای میوه‌اش برساند.  پس خوش به حال کسی که خود ، قبل از کسر شدنِ اجباری (قبل از اینکه وارد قبر شود)، برائت نامه‌ی خود را بگیرد و با برات آزادی از عذاب و جهنم برود یعنی تبرّی جوید از شرک‌ها، رذائل ، نادانی‌ها، جهالت‌ها، کوری‌ها و کری‌های معنوی ، نقص‌ها، بدی‌ها، شرها، دروغ‌ها، تهمت‌ها و... . همه‌ی اینها را از خود ، کسر کرده باشد، که آن روز به حقیقت سلامت وجود خود برسد که آن طلای ناب است و خالصِ خالص!{ مثل باغبانی که برای رشد گیاه ، دائما علف‌های هرز و آفات را از آن دور می‌کند و شاخه‌های فرعی را هر سال جدا کرده(هرس) تا شاخه اصلی رشد کند و به میوه خود برسد}.

عدد ابجد حرکت کسره=285 است که جمع ارقامش 15 می‌شود (15=5+8+2) و در جمع ارقام 15 به عدد 6 می‌رسیم (6=5+1) که به حروف شِش نوشته می‌شود یعنی تمام قطر دایره‌ی خلقت! و جایگاه عددی کسره=51 می‌شود. جالب است که اگر حروفِ اسم انسان را بصورت سه بخش تفکیک کنیم : اِن   س   ان ، عدد ابجد حروفِ ان=51 است که در آخر هم تکرار شده که برابر با جایگاه عددی حرکتِ کسره است یعنی انسان باید اول تا آخر، ساجد درگاه خدا باشد، با سجده آمده و با سجده می‌رود. از طرفی اگر ارقام هر بخش را جمع کنیم می‌شود 6   6   6  : 

اِن             س              ان

51             60            51

                                              6=1+5      6=0+6        6=1+5

پس انسان باید از زمان بلوغ تا آخر عمر در حال کسر کردن صفات حیوانی خود باشد تا بتواند یک وجود انسان با سیرت انسانی باشد . پس خداوند کریم انسان را طولی و عرضی و ارتفاعی در عدد 6 قرار داده و افشای حرفِ ش در دنیا و آخرتش کاملاً نمایان است. و همانطورکه گفتیم در تعریف عدد شِش ، خداوند شِش دانگ خلقت را مسخّر انسان کرده است. جالب است که عدد 666 برابر با عدد ابجد کلمه عصمت الله است. درواقع این مقام مخصوص ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین و در مرتبه‌های بعدی پیامبران علیهم السلام و اوصیاء محترمشان و در مقام جلوه انشاءالله انسان‌های مؤمن متقی است.

*سوره مبارکه اخلاص : { توضیح کامل سوره مبارکه توحید در کتاب گنج نورٌ واحد صلوات الله علیهم اجمعین آمده است}

سوره مبارکه توحید(اخلاص) ، در جزء 30 قرار دارد و از آخر به اول قرآن کریم، سومین سوره است . عدد 3 پایه عدد30 می‌باشد زیرا وقتی ارقام عدد30 را با هم جمع کنیم می‌شود 3 (3=0+3) . که شاید دلیل روایت پیامبراکرمصلی الله علیه و آله که فرمود هر کس سه بار سوره مبارکه اخلاص را تلاوت کند ثواب یک ختم قرآن به ایشان می‌دهند ، همین باشد. {عدد3 ، قبلاً تاحدودی درباره وجود مبارک خانم دو عالم فاطمه زهرا سلام الله علیها معنی شده است} اما عدد3 برابر کلمه آب است که قرآن ، حقیقت آب کوثر است و جمع الفبای خلقت و شوینده دل‌های با ایمان از عین نجاست حیوانیت به عین طهارت انسانیت. پس اخلاص یعنی فاطمی شدن!

حال اگر بخواهیم به این منزل رفیع کمال انسانیت برسیم باید از جمع همه اجزاء قرآن بگذریم (یعنی از جزء 1 تا 30) و به امضاء باطن اخلاص ، به نور مهدویت منوّر و مرفوع شویم (تمام آیات سوره مبارکه توحید به حرکت رفع تمام می‌شود بجز بسم الله الرحمن الرحیمِ  آن که کسره دارد) .درواقع افشای نمره قبولی، گرفتن مقام و ترفیع در جایگاه اخلاص است. اخلاص یعنی خلاص شدن و رها شدن از وابستگی‌ها و ماسِوَالله و رهاشدن از هواهای نفسانی و خلاص شدن از شیطان‌ها و وسواس‌ها و خنّاس‌ها و خلاصه به معنی ناب شدن، از حالتِ جوفی یعنی توخالی بودن به توپُر شدن، و درواقع یعنی مظهر و تجلی اسم مبارک "صمد" خداوند شدن!   

*معارف حروفی سوره مبارکه توحید:

تعداد حروف سوره‌ی‌ مبارکه ‌اخلاص‌، 47 حرف است. و عدد 47 برابر با جایگاه عددی نام مبارک حسینعلیه‌‌‌‌‌‌‌‌السلامورضاعلیه‌‌‌السلاماست.                                                                                                                                           جمعِ ارقام 47 (در آخر) می‌شود 2 (2=1+1 ، 11=7+4). پس در جایگاه عددی این دو نام مبارک به عدد 2 و 2 می‌رسیم (2+2) و این سوره مبارکه که 47 حرف دارد ، شامل 4 آیه است و هر آیه به حرفِ د که عدد ابجدش 4 است ، ختم می‌شود! عدد4 پایه 40 بود و عدد 4 ، جمع اربع بود (1+2+3+4=10) یعنی گنج 4 روی 10 و تشیُّعِ مقبول 14 نور مقدس معصومین صلوات الله علیهم اجمعین. عدد ترتیب نزول سوره مبارکه اخلاص به قلب مطهر پیامبر صلی الله علیه و آله، 22 است که برابر با جایگاه عددی کلمه عبد می‌باشد و پیامبر صلی الله علیه و آله، عبدالله است چراکه در تشهد نماز ، عبده و رسوله خوانده می‌شود. این عددِ ترتیب نزول که عدد ورود قلبی وحی الهی به پیامبر بزرگوار صلی الله علیه وآله است، عدد رمز است! چنانچه در مکه حاجی واقعی به عدد ابجد 22 می‌رسد(حاجی=22) بواقع به جایگاه اخلاص و در خانه توحید به جایگاه عبد و رضا می‌رسد!

پس درواقع ، کمال اخلاص با رضا عجین است {یعنی بنده‌ای مخلص است که همیشه راضی به رضای خدا باشد} و در جمع عددی (جایگاه نام مبارک "حسینعلیه السلام" و "رضاعلیه السلام" برابر94=47+47 است) 94می‌شود که همانطور که اشاره شد برابر نام مبارک "عطیه" عالم یعنی فاطمه زهراسلام الله علیها و عدد ابجد کلمه "صد" و جایگاه عددی حروفِ "سیصد و سیزده" است. شاید کمی قابل تأمل باشد زیرا عدد 100(صد) برابر عدد ابجد حرف "ق" یعنی نگه دارنده است و جایگاه عددی صد=22  است! و به جایگاهِ سیصد و سیزده رسیدن در کنار خانه خدا، بنده خالص و مخلص می‌طلبد. اللهم الرزقنا

و اگر47 حرف این سوره مبارکه را با  19 حروف بسم الله الرحمن الرحیم ابتدایش جمع کنیم ، 66 می‌شود که برابر با عدد ابجد نام مبارک الله جلّ‌جلاله است. پس سوره مبارکه اخلاص ، آدرس و نشانی رسیدن به قرب الله است یعنی شناسنامه خداوند کریم و نشانی و آدرسِ هو است. و چنانکه خانه خدا ، خانه توحید است و محلّ محک زدن مخلصین است و جایگاه انجام تکلیف حج است و مقصد اعمال حج ، برابر رسیدن به رضا و قربِ هو است . عدد ابجد کلمه حج می‌شود 11 که برابر با اسم مبارک هو است و اگر اعداد 1 تا 11 را با هم جمع کنیم ، 66 می‌شود که برابر با عدد ابجد نام مبارک الله جلّ‌جلاله است. خانه خدا محلّ رسیدن هر کس به هویت واقعی خود است؛ انّا لله و انّا الیه راجعون.

نکته: همانطورکه می‌دانید تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم، 19 حرف است و برابر با تعداد حروف نامهای مبارک پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین می‌باشد. تعداد حروف سوره مبارکه توحید، 47 تاست که برابر تعداد حروف اسماء مبارک چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین می‌باشد. حال خوب دقت کنید! پنج نور مقدس در عالم اسرار در یک نور هستند؛ نورٌواحد صلوات الله علیهم اجمعین و در عالم زمین، چهارده نور مقدس صلوات الله علیهم اجمعین نزول اجلال فرمودند. درحالیکه درعالم دنیا، توحید و اخلاص را افشا کردند. این درس درواقع افشای حرف شین در دایره‌ی هستی است و تک تک معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، اصل توحید و مولای موحّدین و باطن حرف شین هستند به بلوغ 9 و افشای توحید خالص! پس در جمع عدد 19 و 47 به عدد 66؛ برابر نام مبارک الله جلّ جلاله می‌رسیم؛ افشای توحید خالص!!!    

*تعداد کلمات سوره مبارکه توحید ، 15 کلمه است. عدد 15 برابر با جمع اعداد 1 تا 5 می‌باشد (15=5+4+3+2+1) . (اگر خوب این درس را مطالعه کرده باشید، همه اسرار مرتبط با عدد 5  را درک می‌کنید. متذکر می‌شوم که عدد ترتیب نزول سوره مبارکه حمد بر قلب پیامبرصلی الله علیه و آله هم 5 است!)

عدد 15 ، جایگاه عددی حرف" س" است و حرف سین در خصوصیات حروفی ،  تنها حرفی است که میزان حروف می‌باشد زیرا زُبُر و بیّنه‌اش با هم مساوی است یعنی (س=60)(ین=60) که عدد ابجد حروفِ سین برابر 120 می‌باشد و خانواده محترم پیامبر(ص)؛ آل یاسین صلوات الله علیهم اجمعین هستند. و قرآن عزیزمان 120 حزب دارد. که 120 ، برابر با عدد ابجد نام مبارک احسان است و نام مبارک علیّ علیه السلام با حرف یای مشدد ، 120 می‌شود.

و حرف "س" ، قلب قرآن است که با حرف ندا (یا) خداوند به وجود مقدس و مطهر آقا رسول اکرمصلی الله علیه و آله می‌فرماید: یس .  پس سوره مبارکه (یس) ، هم میزان کلمات کلّ قرآن است و هم جایگاهش در قلب مخلصین است.

بنابراین سوره مبارکه اخلاص ، جمع الجمعِ باطن قرآن و هدف پروردگار عالم برای نجات بندگانش از کفر و شرک ، به اخلاص می‌باشد.

سوره مبارکه کوثر و مناسبتش با حرفِ شین

سوره مبارکه کوثر که متعلق به خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها است ، 3 آیه دارد (آب=3) و جالب اینکه در حروف این  3 آیه ، 18 نقطه قرار دارد .عدد ابجد کلمه حی=18 می‌شود. {همانطورکه تمام قرآن ، کوثر و جانِ آب شد ؛ و جعلنا مِن الماء کلّ شیء حی. عمر مبارک خانم هم (از لحاظ جسمانی) در دنیا 18 سال بود برابر با نام مبارک حی!}  درحقیقتِ آب، همه‌ی عالمِ وجود تفشی جسته و به حیات جاویدان رسیده، این منزلت در مقام شین است.

و عدد ترتیب نزول این سوره مبارکه به قلب مطهر پیامبر صلی الله علیه و آله 15 است{ که خانم خود ، حوای روحانی است(حوا=15)}. جمع اعداد 1 تا 15 می‌شود 120 برابر با عدد ابجد نام مبارک احسان پروردگار عالم و عدد ابجد کلمه سین است و قرآن کریم 120 حزب دارد . پس اسرار کوثر ، باطنِ تمام قرآن است.

 سوره مبارکه کوثر، از نظر ترتیب نوشتاری قرآن کریم سوره 108 می‌باشد و عدد 108 برابر عدد ابجد کلمه حق است که جمع ارقامش 9 (9=8+0+1) می‌شود.

عدد ابجد کلمه کوثر=726 است که در جمع ارقامش 15 می‌شود(15=6+2+7) و 15، برابر است با جایگاه عددی حرفِ س به عدد ابجد 60 . عدد 726 معنی می‌شود به 26+700 : عدد 700 ، دورنمای آینده را نشان می‌دهد و عدد 26=حدید است که صفت مبالغه حدود خداست. جمع عدد ولایی و معصومیت امام زمان عج الله تعالی فرجه هم 26 می‌شود (26=12+14) که در زمان حکومت ایشان ، تمام حدود بندی واقعی دین ظاهر و افشا می‌شود و جانِ کلام ، حقّ کوثر به معنای حیات جاویدان و طیبه و ظرف حیات ظاهر می‌شود.

جالب است که حقیقت معنا را در جایگاه عددی کلمه کوثر می‌بینیم که 60 می‌شود و 60=س و عالم در ظرف زمان ؛ ثانیه شروع می‌شود. و قرآن عزیز هم به حرفِ س ( در سوره مبارکه ناس ) تمام می‌شود که برابر با عدد ابجد نام مبارک ام ابیها=60 است . این نام مبارک خانم سلام الله علیها ، اسرار کوثر وجود است که هرکس خود باید تا آنجایی که توفیق دارد به آن برسد.

درواقع حضرت فاطمه سلام الله علیها آن سِرّ پنهانی است که اسرارش باید در هر زمانی به وجود مبارک فرزندانش افشا شود تا همه تشنگان بتوانند از دست ساقیان کوثر که اول حضرت علی علیه السلام و بعد فرزندانشان و در آخر اباصالح المهدی صلوات الله علیهم اجمعین سیراب شوند و در واقع به اربعین حقیقیت عمرشان برسند. در حقیقت این مقام، وجود خانم سلام الله علیها است که بلوغ 9 ِ رسالت و ولایت را داراست. و او در مقام اُم، فاطمه سلام الله علیها؛ سلطان است. همانطورکه می‌دانید والده، مقام ولایت مادر است نسبت به فرزندانش. حال بدانید و بفهمید این چگونه افشایی است از فوّاره‌ی گنج معارف و حقایق وجود مبارک فاطمه زهرا سلام الله علیها که ایشان، اُم الائمه و اُم الانبیا و اُم النجبا و اُم ابیهاست؟! الله اعلم، یخلق مِن یشاء والله علیم القدیر. یفعل من یشاء و لا یفعل من یشاء غیره.  

علم الشین و علم الساعة - قسمت چهارم

یکی از زیبایی‌های عدد12 ، تعداد مقسوم‌های آن است، چنانچه عدد12 را برمقسومٌ علیه‌هایش تقسیم کنیم ، 5 مقسوم به دست می‌آید:1-2-3-4-6  که 1و2و3و4 اعدادکلیدی باطن خلقت هستند ؛ همان حقیقت گنج عشر و وجود مقدس چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین چرا که جمع عددی 1 تا 4  برابر 10 می‌شود (10=4+3+2+1) که درواقع 4روی 10 است(یعنی همان14 و40).

از طرفی اگر اعداد 1 تا 4 را در هم ضرب کنیم 24 می‌شود(24=4×3×2×1) که خداوند متعال در عدد 24 ساعت تمام گنجینه‌ی رحمتش را به ما عطا فرموده و اگر در آخرین مقسوم یعنی 6 ضرب کنیم 144 می‌شود(144=6×24 )که برابر است با عددابجد "یا اباصالح" و درواقع تمام معصومین صلوات الله علیهم اجمعین که صاحب زمان هستند ، اباصالح می‌باشند و امروز صاحب زمان، ابا صالح المهدی عج الله تعالی فرجه است(که دوازدهمین امام می‌باشد).

جمع ارقام 144 می‌شود 9 که حقیقت رسیدن به بلوغ عدد و حروف ما در یک شبانه روز است که در حقیقتِ عدد12 و در گنج مقسوم‌های آن به دست ما می‌رسد و آن به آن، رحمت بینهایت خالق یکتا به صورت ظاهری و باطنی مشمول احوالات ظاهر و باطن ما می‌شود.

اگر این مهندسی برای مخلوق به حقیقت معنا باز شود ، قدر ثانیه‌های عمر را به خوبی متوجه می‌شود و عمر زیبای خود را به غفلت نمی‌گذراند و می‌فهمد که انسان دائماً در محضر خالق یکتا و در ظلّ ولایت کبرای چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین و دوازده نور مقدس ائمه علیهم السلام قراردارد. و حقیقت ساعت شبانه روز هم ، در ظاهر به 2 تا 12 تا تقسیم می‌شود ، درواقع 24 ساعت همان 4 تا 6 تا است که اگر کنارهم بنویسیم  6666 می‌شود و در عرفان ، تعداد آیات مبارک قرآن را به 6666 آیه می‌خوانند.

نکته: پس انسان در 24 ساعت، در حقیقتِ قرآن غرق است. همان‌طورکه خواندیم باطن کلّ قرآن در  باءِ بسم الله الرحمن الرحیم سوره مبارکه حمد جمع بود و امیرالمؤمنین علی علیه السلام به حقیقت "ب" تعریف شدند و ایشان فرمود: انا نقطه تحت الباء. آقایی که خودش ظهور 12 است و امام زمان عج الله تعالی فرجه که ظهور دوازدهمین امام است، گشاینده‌ی مفتاح باءِ بسم الله الرحمن الرحیم به ظاهر و باطن است!

اگر بخواهیم مهندسی عددی 12 را بشکافیم، بی‌نهایت معنا دربردارد! چنانچه در جمع مقسوم‌هایش، عدد16 بدست می‌آید و جایگاه عددی حرفِ ع=16 است و همه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین ، عین الله هستند.

درجمع مقسومٌ علیه‌های 12 به عدد 27 می‌رسیم که این عدد خودش درمعنا گنجی از گنج‌های اعداد است و جایگاه عددی "سجده"=27 می‌شود.

تعداد مقسوم‌های عدد 12، 5 تاست که در 24 ساعت شبانه روز 5 نوبت نماز واجب شده است. و درحقیقت گنج 12 امام معصوم علیهم السلام، همان پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین هستند .

وقتی 12 را در تعداد مقسوم‌هایش یعنی 5 ضرب کنیم، 60 می‌شود که تمام زمان و عمر در دنیا به عدد 60 که برابر حرف "س" است ظاهر می‌شود{رجوع شود به توضیحات عدد60 (=س) }.

همان‌طورکه بیان شد امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام به عدد12 (یک خودش+11ذریه معصوم در بطنش) در درون خانه کعبه که خانه‌ی توحید و در واقع مجرای لااله الا الله است، متولد شد که ایشان امام اول شیعیان و مولای موحّدین است.

بنابراین عدد 12 =جایگاه عددی حرف "ل" (مجرای توحید؛ لااله الا الله) و عدد ابجد "ل"=30 می‌باشد. خداوند کریم در دنیا  تمام سال را در 12 ماه محیط فرموده (خداوند حکیم در قرآن کریم 12 بار نام شهر یعنی ماه را آورده است) و هر ماه حدوداً 30 روز است پس ما دائماً در مجرای توحید غرقیم!

حرف "ل" به تنهایی یعنی "برای" و مالکیت خداوند کریم را از هرنظر نشان می‌دهد(مالک یوم الدین). پس "ل" مجرای توحید است و علی علیه السلام مولای موحدین قرارگرفت که ایشان درمجرای توحید(ل) متولد شده ، درحالی‌که خودش درجایگاه حرف "ل" به عدد 12 ظهور پیدامی‌کند و همه‌ی عالم، مظهر ظهور او هستند.

چنانچه خانه خدا 12 ضلع دارد و 4رکن و بین دو کفِ 6 (زیرا به شکل مکعب است)می‌باشد.

امام علی علیه‌السلام 30 سال پس از پیامبرصلی الله علیه و آله به دنیا آمد و 30 سال هم پس از رحلت ایشان زندگی کرد. او کیست که اعجاز کلام الله؛ قرآن مجید را در 30 جزء کتابت فرمود؟!(30=ل=12) بنابراین قرآن ، هم مجرای توحید است و هم انسان‌ها را به توحید دعوت می‌کند و قرآن به 12 قسمت تقسیم می‌شود که هر قسمت شامل 10 حزب است و عدد 10 همان گنج 4روی 10 یعنی 14 می‌باشد پس حقیقت قرآن، وجود مقدس 12 امام علیه‌السلام و 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است که 12+14=26 می‌شود.

همان‌طورکه قبلا بیان شد وجود مقدس امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین کلّ عدد26 است(جمع عدد ولایی و معصومیتشان) و چون جمع 1تا 26 برابر با عددابجد قرآن(=351) است و تمام محتوای قرآن در نقطه‌ی باء بسم الله سوره مبارکه حمد جمع است که حضرت علی علیه‌السلام فرمود: انا نقطه تحت الباء ، پس در مقابل هم قرار می‌گیرند.

پس امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین که دوازدهمین نور مقدس امامان علیه‌السلام می‌باشد تمام ظاهر و باطن توحید و تمام گنج 30 جزء قرآن است و درزمان ظهور نورانیش ، ظاهر کننده‌ی توحید ناب محمدی صلوات الله علیهم اجمعین می‌باشد. 

نکته جالب: هم جایگاه عددی حرف " ل "(مجرای توحید) =12 و هم خودِ کلمه‌ی لا اله الا الله 12 حرف است و اسماء مبارک معصومین صلوات الله علیهم اجمعین هم هرکدام  12حرف است :

{محمد رسول اللهصلی الله علیه و آله، علی بن ابیطالب علیه‌السلام ، فاطمه الزهراء سلام الله علیها ، الحسن المجتبی علیه‌السلام ، الحسین الشهید علیه‌السلام ، الامام السجاد علیه‌السلام ، الامام الباقر علیه‌السلام ، الامام الصادق علیه‌السلام ، الامام الکاظم علیه‌السلام ، الامام الرضاء علیه‌السلام ، الامام الجواد علیه‌السلام ، الامام الهادی علیه‌السلام ، الحسن العسکری علیه‌السلام ، القائم المهدی علیه‌السلام } یعنی همه ، بزرگوارند و در جایگاه حقیقی توحید هستند.

                اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم.

تعداد حواریون حضرت عیسی علیه السلام هم 12 نفر بوده است.

طبق آیه 60 سوره مبارکه بقره:و اذ استسقی موسی لقومه فقلنا اضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عینا... ، خداوند به حضرت موسی علیه السلام فرمود عصایت را به سنگ بزن پس 12 چشمه‌ی آب از آن بیرون آمد.

همانطورکه مهندسی خلقت را در گنج شکل دایره بررسی کردیم و چه جالب بود که عدد ابجد کلمه دایره برابر با عدد ابجد کلمه طاهره می‌باشد (دایره=220= طاهره) و جایگاه عددی کلمه دایره=40= طاهره که برابر با عدد ابجد حرف (م) ؛ سِرّالاسرار اسم مبارک خالق سبحان ( احد=13 و 13=م) می‌باشد و در جلوه‌اش ، 14 نور مقدس صلوات الله علیهم اجمعین را بیان کردیم {احد=13 : 4=3+1 و 10=4+3+2+1 یعنی گنج 4 روی 10 } که در واقع باطنش همان 12 است چراکه عدد 12، از دو رقم 1 و 2 تشکیل شده و جمع عدد ابجد یک و دو (به حروف) برابر 40 {40=10(دو)+30(یک)} و باطن آن ، 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است. جمع ارقام 14 ، 5 می‌شود که تنها عدد بسته است و مربوط به حرف (ه) می‌باشد که به صورت دایره است. در قواعد اشباع و بلا اشباع حروف خواندیم که فقط حرف (ه) به صورت ضمیر در جایگاه اسم قرار می‌گیرد و با حرکت ماقبل خود ، صدای کوتاهش به صدای بلند (هو) تبدیل می‌شود. تنها عزیزانی که ضمیرِ (ه) هستند و جانشین اسماء مبارک ذات اقدس الهی قرار می‌گیرند ، وجود مقدس چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین هستند که به عدد 5 (5=4+1) و تمام دایره خلقت و احاطه ولایی خود به صورت جانشین و خلیفه الله الاعظم برحقّ خداوند یکتا می‌باشند که معرّف توحیدند و مصباح هدایتِ راه همه‌ی بندگان خدا برای به هدف رساندنشان به قرب الهی هستند.

ذره‌ای در عالم خلقت نمی‌بینی مگر اینکه به شکل دایره یا خط بسته می‌باشد و همه ، نشانه‌ی (هو) است. پس انوار مقدس به عدد شمسی عزیزان 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین {سال شمسی 365 روز است و 14=5+6+3} و عدد قمری وجودهای مبارک 12 امام علیهم السلام است { سال قمری 354 روز است و 12=4+5+3}.

همانطور که قبلا ذکر شد یکی از پر معناترین اعداد ، عدد 28  است که عدد کامل نام گرفته(زیرا با جمع مقسوم‌هایش برابر است) ، در اینجا یادآور می‌شوم که اشاره به این اعداد به منظور کمال عدد 24 و رمز افشای عدد 300 آن است ، در تعداد مقسوم‌هایش که 7 مقسوم دارد و جمع اعداد 1 تا 7 برابر 28 می‌شود(28=7+...+1) و عدد 28 ، برابر با نام زیبای "وحید" خداوند عزّوجلّ است و تمام کلام الله مجید یعنی قرآن عزیزمان که تماماً گنج توحید می‌باشد از 28 حرف است یعنی به عدد نام مبارک وحیدِ خداوند ، تجلی دارد. پس خیلی زیباست که عدد 24 که احاطه وجودی بر تمام شبانه روز ما را دارد به کمال عدد 28 ، توحید را معنا می‌کند که اصل مبنای خلقت و هدف رسیدن مخلوق به آن است ، پس دریافت حقیقت توحید غرق شدن در دریای لا اله الا الله است. که کلّ قرآن به دستِ آورنده‌اش{وجود مبارک پیامبرصلی الله علیه و آله} ، تمثیل و معنا می‌شود و به سیرت و فعلیت عمل ظاهر می‌شود که علی علیه السلام و اولاد طاهرینش صلوات الله علیهم اجمعین، ولی الله هستند و حجت‌الله الاعظم و کتاب مبین و در جایگاه حق توحید تجلی کرده‌اند و دائما در این جایگاه قرار دارند.

باطن عدد 28

*علمای علم جامع که به یک قول جِفر نامیده می‌شود چنانچه بعضی از اساتید می‌فرمایند که استخراج از جِفر جامع (یعنی به مفهوم و معارف و معانی و بواطن آن رسیدن ) از تحریر کردن ابجد است از 28 حرف و 28 جزء چنانچه هر جزء 28 صفحه و در هر صفحه 28 سطری 28 خانه قرار دارد و در هر خانه چهار حرف است. بنابراین همه صفحات 784 خانه حروف دارد(28×28) که 2 رقم از عدد ابجد حروف بسم الله الرحمن الرحیم (=786) کمتر است . درواقع به احتمال آن 2 عدد فاصله‌ی باطن 28 حروف قرآن تا 30 جزء قرآن است!

28 جزء را بر سبعه (7تا) سیاره تقسیم می‌کنند (عدد 4 بدست می‌آید اما به این شکل که 4 تا الف است) و هر سیاره به یک اقلیم تعلق دارد. و بر این مقیاس یک جزء ، یک اقلیم و هر صفحه ، یک شهر و هر یک سطر ، یک محله و هر خانه ، یک مکان است. و در صفحه اول خانه اول جِفر جامع ، 4 (الف) می‌باشد به این ترتیب: (ا ا ا ا) و خانه دوم از سطر اول ، جزء اول در صفحه اول سه (الف و یک با) می‌باشد به این ترتیب: (ا ا ا ب) و خانه سوم به این ترتیب : (ا ا ا ج) و خانه چهارم به این ترتیب:(ا ا ا د) می‌باشد و آخر خانه ، چهار غین است (غ غ غ غ) که اگر هرکدام را به عدد ابجد بنویسیم در جمع 192 می‌شود 192= (28+28+28+28) که برابر با جایگاه عددی حروف بسم الله الرحمن الرحیم و عدد ابجد نام مبارک "امام علی" صلوات الله علیهم اجمعین است! 

در حدیثی نیز نقل شده است : عِدّهُ مِن اصحابنا عن احمد بن محمدٍ عن معاویة بن حکیم عم نعیم القابوسی عن ابالحسن(ع) اَنّه قال : اِن ابـْنی علیّاً اکبر ولدی و أبَرُّهم عندی و اَحَبّهُم اِلیَّ و هُوَ ینظُرُ مَعی فی الجِفرِ و لـَمْ یَنـْظُرَ فیهِ اِلا نبیُّ أوْ وَصیٌّ نعیم. قابوسی گوید: موسی بن جعفر علیه السلام فرمود : همانا علی بزرگ‌ترین اولاد من است و خوش رفتارترین و محبوب‌ترین آن هاست نزد من. و او با من در جِفر می‌نگرد درصورتیکه جز پیغمبر صلوات الله علیهم اجمعین یا وصی پیغمبر علیه السلام در آن نمی‌نگرد. (اصول کافی جلد2. صفحه88. روایة2)   

در اینجا به خوبی درک می‌کنید که وجود مقدس اباعبدالله الحسین علیه السلام به عدد ابجد نام مبارکش یعنی 128 ، نگهدارنده‌ی چه محتوایی در عالم خلقت است که مدالش ، ثاراللهی است ؟!  اوست که به عدد شِش بدنیا آمد(6 ماهه)!

*نکته دیگر اینکه عدد 28 یعنی معرفت به وجود حسین بن علی صلوات الله علیهم اجمعین زیرا عدد 28 معنی می‌شود به 8+20 : اگر اعداد 1 تا 20 را با هم جمع کنیم 210 می‌شود (210=20+19+18+...+3+2+1) که برابر با عدد ابجد نام مبارک امام حسین علیه السلام است { جمع ارقامش هم 3 می‌شود (3=0+1+2) که آقا هم سومین امام علیه السلام است}. جمع عدد ولایی(=3) و معصومیت (=5) امام حسین علیه السلام (8=3+5) می‌شود 8 پس 8، ثمن حقیقت وجود مبارکش می‌باشد.

*ما چقدر باید شاکر خداوند کریم و حلیم باشیم که زندگی روزمره ما را در زیر 7 طبقه آسمان (به عدد 7) و روی 7 طبقه زمین(به عدد 7) و در ظرف زمان 7 روز هفته (به عدد 7) و 52 هفته سال (برابر عدد ابجد کلمه حمد) ، یعنی در احاطه 4 تا 7 قرار داد (3 تا به عدد و یکی به حروفِ کلمه حمد که در عرض زندگی حیات دنیا باید به عمل 7 آیه سوره مبارکه حمد جلوه کند) زیرا در جمع عدد 1 تا 7 به عدد 28 می‌رسیم که برابر عدد ابجد حرفِ غ است.

اگر حروفِ کلمه غین را جابجا کنیم ، اسم مبارکِ پروردگار عالم ؛ غنی خوانده می‌شود. خداوند کریم ما را در احاطه‌ی اسم غنی خود قرار داد و اگر بنده خوبی برایش باشیم و به واقع حامد حمدش باشیم ، در آخرت هم به اسم مبارک غنی ما را به نعمتها و بهشت و رضایش غنی می‌فرماید.چنانچه آخر سوره مبارکه مجادله (اولین سوره جزء 28!) می‌فرماید : رضی الله عنهم و رضوا عنه ؛ خداوند خشنود است از (باطن قلب و اعمال آنها) و نیز آنها هم از خداوند خشنودند.

 *عدد ابجد نام مبارک حسین علیه السلام =128 می‌شود. عدد 128 معنی می‌شود به 28+100 : عدد 100، برابر حرف ق است یعنی نگهدارنده دین ، نگهدارنده قرآن ، نگهدارنده ولایت و رسالت ، نگهدارنده خلوص و بندگی و نگهدارنده کلید و مفتاح بهشت و ناجی همه بندگان گنهکار ! که آقا ، سفینه نجات است.

*از طرفی درواقع وقتی به حمد می‌رسیم یعنی همه‌ی خلقت از اول تا آخر،  که همه در بسم الله الرحمن الرحیمِ آن غرق است { به فرموده پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم تمام محتوای قرآن در سوره مبارکه حمد جمع است و همه در بسم الله الرحمن الرحیم ...} . و این آیه شریفه ، 19 حرف دارد و اسماء مبارک پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین هم 19 حرف است که به حرفِ نِ نام حسین علیه السلام که پنجمین معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است، این 19 حرف تمام می‌شود. و امام حسین علیه السلام در باطن ، خودش به عدد 10 متولد شده (1 خودش +9 ذریه مطهر در بطنش) ، پس حقیقت سِرّ 9 روی 10 (=19) حروف بسم الله الرحمن الرحیم و بعبارتی جان کلّ قرآن ، خودش است!

در ضرب ارقام 128 به عدد 16 می‌رسیم (16=8×2×1) که جمع ارقام 16 می‌شود 7 (7=6+1) و 7، برابر است با تعداد آیات سوره مبارکه حمد.

شرح دایره هستی به حرفِ شین

*پس دایرة الدوائرِ هستی :

*اگر به سه حرف شین را بنویسیم(ش-ی-ن) درواقع در2 قسمت ظاهر می‌شود: ش- ین یعنی حرفِ ش می‌شود زُبُر و حروفِ ین می‌شود بینه. حال خوب دقت کنید :

الف- چقدر زیباست که در ترازوی حقیقی معنی این حرف ، در مقام عددی عدد 300 (=ش) روبروی عدد 60(ین) قرار می‌گیرد (که برابر با عدد ابجد حرفِ س است) ، درواقع حرفِ ش در مقابل حرفِ س می‌باشد! یعنی حرفِ ش ، وزنه‌ی بیان کننده حرفِ س است.

                   عدد ابجد          ش=300              ین=60(=س)

                                 جایگاه عددی      ش=21                ین=24

                                                                     +

                                                             45=آدم علیه السلام

چنانچه می‌دانید حرفِ س ؛ قلب قرآن و میزان حروف ، قلب عالم امکان ،  سِرّالحروف و مقام جمع الجمعی حروف است و به یک معنا اُم الحروف می‌باشد زیرا همه‌ی مخلوقات در ظرف زمان یعنی عدد 60 ثانیه و 60 دقیقه به دنیا می‌آیند و قرآن عزیز هم به 7 سین سوره مبارکه ناس تمام می‌شود ؛ سوره مبارکه ناس 6 آیه دارد که به سین تمام می‌شود و نام خود سوره هم ناس است ، پس هفت سینِ عالم در این سوره غرق است! و عدد سین که قلب است 60 می‌باشد.چنانچه حیات هر وجودی به قلب آن و قلب قرآن ؛ سوره مبارکه یس و قلب همه‌ی هستی امروز؛ وجود مبارک حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه است که ایشان قلب عالم کون و مکان و قلب عالم امکان و قلب عالم هستی الی یوم القیامة می‌باشد. و همانطورکه بیان شد عدد 60 برابر با جایگاه کلمه مهدویت است.

 و در مقام جمع الجمعی تمام خانواده محترم ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین همه مقام سین را دارا هستند چنانچه آل یاسین خوانده می‌شوند و در زیارت آل یاسین ، مقامات وجودی را بیان می‌فرماید و حقایق هستی (چه در دنیا و چه در آخرت) تعریف می‌شود.

و همچنین عدد 60(=س) برابر با عدد ابجد کلمه مبارک "ام ابیها" است. سوره مبارکه مریم سلام الله علیها با حروف مقطعه شروع می‌شود که رمزهای بیشماری دارد اما یکی از آنها این است که عدد ابجد حروف کهیعص= 195 می‌شود که برابر با عدد ابجد کلمه صادق و عدد ابجد "فاطمه ام ابیها" سلام الله علیها  می‌باشد.او که صدیقه کبری؛ حوای روحانی؛ ام الائمه؛ ام الانبیا و ام ابیها و ... است! درواقع مرکزهمه‌ی اعمال باید در مجرای صدق باشد. پس مصدر، صدیقه کبری؛ فاطمه اُم ابیهاست سلام الله علیها

ب- به یک معنای دیگر: وقتی در حرف شین؛ حرف ش مقابل حروفِ ین قرارگرفت ، جایگاه عددی حروف ین=24 می‌شود پس درواقع حرفِ ش ، افشاکننده‌ی عدد جامعِ 24 است.افشاکننده در معنای کلّ 24 ساعت شبانه روز و وحی الهی کتاب قرآن و مقامات نورانی اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین است!  {یادآوری می‌کنم که جمع اعداد 1 تا 24 هم می‌شود 300 (=ش)!} درواقع ترازوی میزان ش=300 روبروی 24 که جمع اعداد 1 تا 24=300 می‌شود:  ش=300     جمع 1تا24=300(ین=24)

*حرفِ شین به عدد 9 تعریف می‌شود زیرا 3 حرف است و 6 نقطه دارد که رویهم می‌شوند 9. حال خوب دقت کنید! تمام دایره از نقطه مرکزی که شروع خلقت خشکی روی زمین است {که به کلمه ارض خوانده می‌شود} به شعاع 9 (چون سقف اعداد از 9 بیشتر نیست) ، محیط دایره {که دحوالارض خوانده می‌شود} کشیده می‌شود.

* پس چقدر زیباست و جای تفکر دارد که حرف شین عدد 9(6 نقطه و 3 حرف دارد؛3+6) و عدد 3 (سه حروفِ ش-ی-ن) و عدد 6 ( 6 نقطه‌ی حروف شین) را نشان می‌دهد، و اینچنین اسرار دایره خلقت به سه عدد 9 و 3 و 6 افشا می‌شود.

اگر این اعداد را در هم ضرب کنیم (6×3×9)می‌شود 162 که برابر است با ظهور و خلقت اشرف مخلوقات ؛ وجود مبارک انسان (البته انسان کامل) که خداوند کریم در کلام مبارکش می‌فرماید: "فتبارک الله احسن الخالقین". جالب است که جایگاه عددی اسم انسان برابر عدد 45 می‌شود و جایگاه عددی حروف شین(=360) هم 45 می‌شود که برابر با عدد ابجد نام زیبای آدم علیه السلام است. یعنی هدف خلقت خداوند تولد جسمانی حضرت آدم علیه السلام است. چنانچه در آیه 30 سوره مبارکه بقره فرمود: انّی جاعلٌ فی الارض خلیفه؛ در روی زمین خلیفه‌ای قرارخواهم داد. پس دایره (به عدد 360=شین) در نمایش عددی، انسان را جلوه می‌دهد {(6×3×9)=162= انسان} و در جایگاه حروفیِ شین ، عدد ابجد کلمه آدم را افشا می‌کند یعنی 45!  الحمدلله رب العالمین

نتیجه اینکه جایگاه انسان ِ کامل ، آدم علیه السلام است و انسان است که افشاکننده‌ی تمام حقایق و ظهوردهنده‌ی بندگی مخلصانه برای خداوند متعال و شیعه و محب برای ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین است. و انسان است که خداوند کریم او را مجموعه‌ی همه خزانه‌ی خلقتش قرار داده و علم اَسماء را به او ودیعه فرمود و او را به مقام انس و تقرب به خودش قرا داد و نزدیک‌ترین مقام نسبت به خود را به او داد. و انسان در مقام عبودیت می‌تواند عابد خداوند جلّ‌عظمته باشد یعنی عبدالله باشد و با بندگی خالصانه به پیشگاه نورانی و سبحان پروردگارش راه یابد یعنی به مقام عند ربهم یرزقون برسد.

بنابراین در دایره زندگی ، هر انسانی باید به رتبه کمال آدمیت برسد تا درجه بگیرد و یک شود! تا نامش در دنیا و آخرت به اخلاق آدمیت افشاشود.

*پس همانطورکه می‌بینید عالم هستی همه در شکل هندسی دایره است. و به واقع هستی به وجودِ دایره ، دایر شده‌است! زیرا دایره شکل مقدس و در حقیقت حلقه بندگی همه‌ی مخلوقات است در بندِ بندگی خداوند قادر سبحان. شاید به همین دلیل است که بدون هیچ تکیه گاهی در حال انجام وظیفه و فقط در گردش محور رضای خداوند یگانه هستند.

قبلا گنج عدد 5 توضیح کامل داده شده است. اما عدد ابجد دایره=220 و برابر با عدد ابجد نام مبارک طاهره است و به جایگاه عددی 40  در باب طهارت و اربعین خلق شده. و از نظرِ هندسی هر دایره‌ای به عدد جایگاهی 40 در نقطه مرکزی دایره‌ی خلقت و به بلوغ شعاع عدد 9 (چون سقف اعداد تا عدد 9 است)، {پس عدد 9 ضرب در 40 می‌شود 360 }عدد 360 درجه را تبیین و نمایان می‌کند و خالق عالم اسرار آفرینش و تصویر خلیفة الهی خودش را در ضرب سه عددِ داخلِ این دایره یعنی 3 ، 6، 9 و در این 3 بُعد عددی در دنیا و در بطن دایره بندگی ، ظهور و تجلی‌گاه اسماء و صفاتش قرار می‌دهد. چنانچه اگر این 3 عدد را در هم ضرب کنیم (162=9×6×3) می‌شود 162 که برابر با عدد ابجد نام زیبای انسان است. درواقع تمام رموزِعالم در بطن این سه عدد است که برای شناخت آنها باید طی طریق و علم آموزی کرد.همانطورکه می‌دانید عالم در 4 رکن پایه‌گذاری شده؛ چنانچه عالم عرش پروردگار 4 ستون دارد و عالم کرسی هم بر 4 پایه مستحکم شده و عالم بیت المعمور بر 4 پایه و خانه خدا بر 4 رکن و سال بر 4 فصل قرار دارد. پس اگر عوالم را به عدد شماره کنیم تمام گنج حروف و مظاهر خلقت بر عالم زمینی ظهور پیدا می‌کند و به فرموده پیامبر صلی الله علیه و آله عدد، روح حروف است.

بنابراین عوالم را اینچنین می‌کشیم: خوب دقت کنید !اول عالم عرشی به 4 ستون: جمع اعداد 1 تا 4 (10=4+3+2+1)می‌شود 10، پس عالم بعدی یعنی کرسی به 4 ستون از 10 شروع می‌شود.

و جمع اعداد 40+30+20+10 می‌شود 100، پس عالم بعدی یعنی بیت المعمور به 4 ستون از 100 شروع می‌شود.

و اینجا در جمع 400+300+200+100، عدد 1000 که تمام و کلّ اعداد است، بدست می‌آید و درواقع همه‌ی حروف ابجدی ظاهر می‌شوند.کلمات به شکل ظهوری خود به عالم پایین صاحب ملکوت می‌شوند و در عالم دنیا صورت حقیقی خود را می‌یابند.

حالا خوب دقت کنید! اگر اعداد راکه بصورت ستونی  زیر هم قرار می‌گیرند را با هم جمع کنیم به نتایج جالب زیر می‌رسیم:

 

*جمع 1+10+100=111 که جمع ارقامش می‌شود 3 (1+1+1)

*جمع 2+20+200=222 که جمع ارقامش می‌شود 6 (2+2+2)

*جمع3+30+300=333 که جمع ارقامش می‌شود 9 (3+3+3)

حاصل،3عددِ کلیدیِ3و6و9میشود

 

پس در مجموع می‌شود 18=9+6+3 که برابر با عدد اسم مبارک حی خداوند است که اُم الاسماء می‌باشد و جمع ارقام 18 هم می‌شود 9 (8+1) که شعاع دایره خلقت و مظهر حرفِ شین است.

وضرب سه عدد می‌شود 162(9×6×3) که برابر عدد ابجد اسم انسان است پس کلّ مجموعه خلقت در ولایت انسان کامل به حرفِ شین افشا شده است!

حال اگر اعداد 1 تا 9 را با هم جمع کنیم هم می‌شود 45 که برابر با عدد ابجد اسم مبارک آدم علیه السلام و جایگاه عددی حرف شین است.

و اگر عدد 1 تا 9 را به صورت جدول سه تایی بنویسیم:

3

2

1

6

5

4

9

8

7

جمع هر ستون افقی (درآخر) می‌شود 6 :  6=3+2+1

                                  (6=5+1) 15=6+5+4

                                (6=4+2) 24=9+8+7

و در جمع بصورت ضربدری( قُطری) هم در آخر 6 می‌شود: (6=5+1) 15=9+5+1 و (6=5+1) 15=7+5+3  . که عدد 6(شِش)، همه‌ی شعاع و قطر دایره‌ی خلقت بود که به حرفِ ش و ش ظاهر شد.

*حدیث از امیرالمؤمنین علی علیه السلام و اینکه این دایره چگونه مضرب کامل همه‌ی مخلوقات است :

شخصی خدمت حضرت علیعلیه السلامرسید و پرسید چه عددی است که بر عدد 1 تا 10 تقسیم شود ، باقیمانده نداشته باشد (بخش پذیر باشد).و حضرت این درس را فرمود: عدد 2520  

پس عدد 360 این دایره در ضریب عدد 7 ، تمام اسرار خودش را بدون باقیمانده افشا می‌کند . چنانچه عدد چنین می‌شود: 2520=7×360       

 

چگونه عدد 2520 خوانده شد؟!

سقف اعداد از 1 تا 9 است : 9  8  7  6  5  4  3  2  1  حال اگر اعداد زوجش را با هم جمع کنیم 20 می‌شود: 20=8+6+4+2 و اگر اعداد فردش را با هم جمع کنیم 25 می‌شود: 25=9+7+5+3+1 پس اگر کنار هم بگذاریم می‌شود 2520! و اگر با هم جمع کنیم می‌شود 45 (20+25) که برابر با عدد ابجد نام زیبای آدم علیه السلام است.

 

1260=2÷2520 

815=3÷2520

620=4÷2520

504=5÷2520

420=6÷2520

360=7÷2520

315=8÷2520

280=9÷2520

252=10÷2520

و عدد 252 برابر با عدد ابجد نام زیبای فالق الحَب خداوند است که اوست که در این دایره ، دانه‌ها را می‌شکافد.

در حقیقت پروردگار عالم تمام این دایره را در 7 طبقه زمین و 7 طبقه آسمان محصور کرده است . و گردش زمینش را به دور خورشید ، 52 تا هفته (7 روز) قرار داده که عدد ابجد کلمه حمد=52 می‌شود که اسرار این گردش و طواف در محوریت رضای خدا ، حمد را شامل حال همه‌ی مخلوقات کرده است. بماند که اسرار این عدد و افشای حقایق آن فصل جداگانه‌ای می‌خواهد . اما خواستم بگویم که سوره حمد ، فاتحة الکتاب است یعنی کلید و مفتاح همه‌ی گنج‌های آسمانی و بالاترین اعجاز پروردگار عالم است! {رجوع شود به دایره سوره مبارکه حمد در جلد دوم کتاب گنج نماز}

 

*در سوره مبارکه حمد آیه بعد از بسم الله با حرفِ الف(الحمد) شروع شده است و نام آخرین سوره مبارکه قرآن ، ناس است که آخرین کلمه آیات قرآن هم ناس می‌باشد و عدد ابجد کلمه ناس=111 است (الف=111=ناس) ، و کلمه مبارکه نساء هم تنها سوره‌ای است که عدد ابجدش 111 می‌شود یعنی برابر (الف) است. جالب است که کلمه نساء ، میزان است. چنانچه اگر حروف کلمه نساء را بصورت دو تکفه ترازو در نظر بگیریم طوری که الف کلمه نساء، بین دو کفه باشد؛ یک طرف حروف (نس) و طرف دیگر حروف همزه بصورت بسیط(ها میم زا ها) قرار می‌گیرد پس: ن+س =110 و (ها=6)+(میم=90)+(زا=8)+(ها=6) =110  ، الف وسط کلمه نساء میزان بین (نس) و (همزه) آخر است اگر الف را حساب نکنیم از هر دو طرف الف ، 110 می‌شود و اگر عددِ یکِ حرفِ الف از هر طرف با حروف آن طرف جمع شود ،عدد 111 را به ما می‌دهد که برابر حرف الف است. یعنی:

درواقع حرف الف ، قطب حروف و اُمّ الحروف است و تمام گنج حروف را دارد . با شروع الف از خزانه هستی پرده برداری می‌شود و تمام شدن گنج الف با حروف کلمه ناس افشا می‌شود (چون عدد ابجد کلمه ناس برابر 111، برابر عدد ابجد حرف الف است) زیرا اگر همه انسان‌ها قامت الف باشند ، همه از بطن مادر متولد شده‌اند و پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله می‌فرماید: فاطمه زهرا سلام الله علیها اُم ابیهاست(الله اعلم) . و وجود نساء ، افشاکننده‌ی تمام خزانه الف است و اُم الکتاب لقب خانم حضرت زهراسلام الله علیها است.

معارفی از سوره مبارکه عصر(شین)

صد و سومین سوره مبارکه قرآن مجید ، عصر نامیده می‌شود که عدد 103 برابر با عدد ابجد نام مبارک منجی می‌باشد. و خداوند کریم با حرفِ واو ( و=6) به کلمه عصر قسم یاد فرموده است ؛ والعصر. و حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه امام عصر و ولیّ عصر و آخرین منجی بشریت است!

عدد ترتیب نزول این سوره مبارکه به قلب مطهر پیامبرصلی الله علیه و آله 110 می‌باشد که برابر با عدد ابجد نام مبارک علیعلیه السلام است ؛ درواقع حضرت و اولاد طاهرینش تا امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین. تمام و کلّ عوالم محصور در دایره کامل از عالم اعلا تا اسفل، همه در 360 درجه محصور است ، و عدد ابجد کلمه عصر هم 360 می‌شود پس وجود مبارک امام معصوم صلوات الله علیهم اجمعین ، مقام ولایت این دایره‌ی عُظمی را داراست! زیرا ولیّ عصر است! یعنی تمام دایره در مشت ولایت اوست! پس همه‌ی ذرات عالم برای او افشاست و ذره‌ای نیست که مخفی بماند و ریزه خوار وجود مبارکش نباشد. یعنی هم ولایت تشریعی دارد و هم ولایت تکوینی. اللهم عجّل لولیّک الفرج

خداوند می‌فرماید: إنّ الانسان لفی خسر ؛ این است و جز این نیست که انسان همچنان در خسران (زیان) است. الا الذین ؛ اینجا اِلا ، استثنائیه است مگر کسانیکه آمنوا و عملوا لصالحات ؛ ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند و پیوسته با اتصال به حق که امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین است و اتصال به صبر که عمل به احکام و قرآن ، صبر جمیل و طاقت و تحمل می‌خواهد ، تکلیف صحیح و سالم انجام دهند (و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر)  

آنگاه برای تکلیف ، بلوغ 9 و اربعین طهارت را می‌طلبد که دایره زندگی(شین) هر کس باید مورد قبول امام زمانش قرار بگیرد.حالا به شکل مهندسی خلقت خوب دقت کنید! هم علم ساعت را آموختیم و هم دایره بندگی و انسان شدن و هم انتقال این دایره به زندگی و دایره طهارت در بهشت ؛ برای زندگی سالم جاودانه.

نکته: حالا ببینید پروردگار عالم چگونه به حرف و=6 قسم یاد فرمود و تمام دایره خلقت و عظمت انسان را به او تأکید فرمود تا خود را به دنیا ارزان نفروشند و جزءِِ الا باشند یعنی از جاهلیت جدا شوند و جزء افرادی قراربگیرند که عمل صالح انجام دهند و قدردان باشند. درضمن اگر عظمت قسم را دریابید، خاضعانه در مقابل مولای کریم سَرِ بندگی می‌گذارید. چون او همه‌ی 6 دانگ خلقت را کریمانه به ما داد و مزد 6 دانگ بندگی را هم (بدون نیازی برای ذات اقدسش) به فضلش به ما می‌دهد. الحمد لله ربّ العالمین

نمونه‌هایی از عدد 300(=ش):

*در حدیث آمده است که در قیامت بعضی از مؤمنین فاصله‌شان تا بهشت 300 سال است یعنی تا عمل‌های افشاشده درست نشود ، راه تمام نمی‌شود . 

*از مکه تا کربلا 300 کیلومتر است.

*حضرت آدم علیه السلام 300 سال گریه کرد.

*خداوند متعال در قرآن کریم (آیه 25 سوره مبارکه کهف) مدت زمانی را که اصحاب کهف در غار بودند را 300 سال باضافه 9 سال بیان می‌فرماید { که درواقع امام صادق علیه السلام می‌فرماید به سال شمسی همان 300 سال است و به سال قمری 9 سال اضافه می‌شود} که افشای پناهگاه پروردگار عالم برای همه‌ی بندگان مؤمن است. یعنی دایره زندگی 300 و شعاعش 9 (درس را بطور کامل در کتاب بلوغ سجده مطالعه کنید)

*در نماز شب مستحب است 300 مرتبه الهی العفو بگوییم. درواقع هر کدام از این دستورات ، تنظیم کردن ساعت عمر و عملمان به ساعتِ حقیقی است که تنظیم آن وصل شدن و شیعه شدن واقعی به صراط حقیقی است که آن وجود مبارک امام زمان عج الله تعالی فرجه است.

*وجود عالم و دانشمند و فیلسوف ابوالحسن سعیدبن عبدالله در سال ششم هجری در کاشان (شهر راوند) بدنیا آمد که به قطب الدین راوندی مشهور است. ایشان که قبر نورانیش در صحن بزرگ حرم حضرت معصومه سلام الله علیها در قم قرار دارد بعد از 300 سال از مرگش ، وقتی صحن مطهر را تعمیر می‌کردند ، آخوند محمد حسن جلالی نقل می‌کند که استادم شیخ محمد حسین فرمود که قبر ایشان هم باز شد و من سر در قبر کردم و سر زانوهای آن بزرگوار را بوسیدم که صحیح و سالم مانده بود و اثری از فرسودگی نداشت {یعنی افشای ساجد و عابد بودن ایشان}

* و 300 ، برابر با عدد ابجد نام مبارک "حوای روحانی" و عدد ابجد کلمه "صراط" و عدد ابجد کلمه "فکر" . درواقع از نقطه تا کمان دایره بخواهد ترسیم شود، خودش صراط است و این نقطه، فکر است و هر کسی باید با فکرش این دایره را برای خود ترسیم کند؛ هم باطن دنیا و هم آخرت.

و عدد ابجد کلمه "منیر" =300 است یعنی از ظلمات خارج شده و به وجودی که خود ، منبع نور است تبدیل می‌شود تا لباس مؤمن بپوشد ، که درواقع تولد واقعی و حقیقی انسان‌های قبول شده درگاه خداوند متعال است. جایگاه عددی کلمه منیر=57 است که برابر با جایگاه عددی کلمه طهارت می‌شود و این نهایت کمال انسان است. جایگاه عددی کلمه صراط و کلمه فکر با هم برابر است (=48) که 48 ، برابر با جایگاه عددی کلمه فاتح می‌باشد. پس اگر این مهندسی عملی برای هر کس میسّر شود ، پیروز دنیا و آخرت است و چنان تسهیلاتی برای خود می‌فرستد که هرگز فقیر نمی‌شود. 

*اسرار عدد 300(=ش) در دوران نبوت حضرت نوح علیه السلام:

امام جعفرصادق علیه السلام فرمود:هنگامیکه خداوند نبوت حضرت نوح علیه السلام را آشکار فرمود (مدت پیامبری حضرت 950 سال است) و شیعه‌ی وی به فرج یقین پیدا کردند ، بلا و سختی شدت گرفت و غربت گران آمد و کار بجایی رسید که شیعه حضرت دچار شکنجه شدند ، و حضرت نوح علیه السلام را به گونه‌ای مورد کتک و آزار و شکنجه قرار می‌دادند که گاهی اوقات تا سه روز بیهوش بر زمین می‌افتاد . درحالیکه خون از گوش مبارکش جاری می‌شد و سپس به هوش می‌آمد.

این ماجراها تا 300 سال بعد از بعثت او اتفاق می‌افتاد. حضرت نوح علیه السلام تا آن زمان ، شب و روز آنان را برای هدایت فرامی‌خواند و آنان از وی دوری می‌جستند. او آنها را آشکارا دعوت می‌کرد و آنها روی گردان بودند. لذا پس از 300 سال تصمیم گرفت که علیه آنها دعا کند. هنگامیکه بعد از نماز صبح نشست تا علیه آنها دعا کند ، چند ملک از آسمان هفتم بر وی فرود آمدند (3 فرشته بودند).

آنان به حضرت سلام کردند و گفتند: ای پیامبر خدا حاجتی نزد تو داریم . فرمود آن چیست؟ گفتند دعا کردن علیه قوم خویش را به تأخیر بینداز زیرا این اولین نشانه از قدرت خداوند عزّوجلّ بر زمین است. فرمود: دعا کردن را تا 300 سال دیگر به تعویق می‌اندازم.

بنابراین به میان قوم خویش بازگشت و آنچه از قبل انجام می‌داد را ادامه داد و قوم او نیز با همان شیوه سابق با او برخورد می‌کردند. تا اینکه 300 سال دیگر تمام شد. حضرت نوح علیه السلام از ایمان آوردن آنها مأیوس شد ، ایشان هنگام چاشت ، برای دعاکردن علیه قوم خود نشست

 بار دیگر 3 فرشته از آسمان ششم بر وی فرود آمدند. آنها بر حضرت سلام کردند و گفتند ما از آسمان ششم هستیم { لازم به تذکر است که معارف عدد شش با تمام جزئیاتی که بیان شد را مرور کنید!} که صبح زود از آنجا خارج شدیم تا هنگام چاشت رسیدیم . این فرشتگان هم همان چیزی را خواستند که فرشتگان آسمان هفتم ، از حضرت خواسته بودند.

حضرت نوح علیه السلام خواسته آنان را اجابت کرد و دوباره میان قوم خود بازگشت و آنان را بسوی خدادعوت کرد. ولی دعوت وی تأثیری بر آنها نداشت و هرچه بیشتر آنها را فرامی‌خواند ، آنها بیشتر می‌گریختند. تا اینکه 300 سال دیگر به پایان رسید و رویهم 900 سال سپری شد. شیعه و یاران حضرت ، نزد او آمدند و از دست عوام و طاغوتیان گله و شکایت کردند و از حضرت خواستند که برای فرج دعا کند. حضرت نوح علیه السلام خواسته آنان را برآورده ساخت .

ایشان نماز را به پاداشت و نشست تا دعا کند اما در این هنگام حضرت جبرائیل علیه السلام بر وی نازل شد و فرمود: خداوند عزّوجلّ دعوت تو را اجابت کرد و فرمود به یاران خود بگو که خرما بخورند و هسته آن را در زمین بکارند ، و از آن مراقبت کنند تا به ثمر برسد. پس اگر به ثمر نشست ، فرج حاصل می‌شود. نوح علیه السلام خداوند را حمد و ستایش کرد و این امر را یاران خویش تعریف کرد و یاران به یکدیگر بشارت گفتند. پس خرما را خورده و هسته آن را در زمین کاشتند تا به ثمر رسید. ثمره آن را نزد حضرت نوح علیه السلام آوردند و از وی خواستند که از خداوند بخواهد وعده خویش را عملی کند.

حضرت نوح علیه السلام تحقق این امر را از خداوند عزّوجلّ درخواست کرد. خداوند به نوح علیه السلام وحی فرمود که به آنها بگو : این خرمایی که در دستان شماست بخورید و هسته آن را بکارید. هرگاه ثمر داد ، فرج حاصل می‌شود. عده‌ای از ایمان‌ آورندگان که یک سوم کلّ مؤمنین بودند چون تصور کردند که حضرت نوح علیه السلام خلف وعده کرده است ، از ایمان خود دست کشیدند و دو سوم آنها همچنان بر ایمان خود ثابت قدم ماندند.

پس این گروه خرما را خودند و هسته آن را کاشتند و مراقبت کردند تا ثمر داد.  ثمره آن را نزد حضرت نوح علیه السلام آوردند و از وی خواستند که از خداوند بخواهد وعده فرج خود را عملی کند. حضرت نوح علیه السلام تحقق این امر را از خداوند عزّوجلّ درخواست کرد. خداوند به نوح علیه السلام وحی فرمود که به آنها بگو : این خرما را نیز بخورید و هسته آن را در زمین بکارید. بنابراین یک سوم دیگر از ایمان آورندگان از ایمان خود دست کشیدند. پس یک سوم ، در ایمان خود ثابت قدم ماندند و خرما را خوردند و هسته‌اش را کاشتند و مراقبت کردند تا ثمر داد.

هنگامیکه ثمر داد به نزد حضرت نوح علیه السلام آوردند و گفتند تعداد ما خیلی اندک است. ما از این هراس داریم که اگر فرج به تأخیر بیفتد ، همه نابود شویم. بنابراین حضرت نوح علیه السلام نماز بپاداشت و عرض کرد : خداوندا! از یاران من تنها این گروه اندک باقی مانده‌اند و من می‌ترسم که این گروه از بین بروند. پس خداوند کریم به ایشان وحی فرمود که دعای تو را استجابت کردم ، پس کشتی را بساز.

فاصله زمانی بین اجابت دعا و فرارسیدن طوفان 50 سال بود. نکته زیبایی که از نظر عددی مورد بحث ماست ، 3 بار تجدید شدن عددِ 300 سال است! و چرا خداوند کریم دوران نبوت حضرت را اینگونه قرار داد؟!

اگر تا اینجای درس را بخوبی خوانده باشید ، متوجه می‌شوید که از آنجاکه عدد 300 از جمع اعداد 1 تا 24 بدست می‌آید و عدد 24 ؛ عددِ ساعات یک شبانه روز است و عدد جامع یعنی جمع کننده می‌باشد. پس 3 تا 300 تا یعنی 3 تا 24 تا که می‌شود 72 (بعبارتی 3 تا 300 تا می‎شود 900 تا یعنی بلوغ کامل عددی)! و عدد 72 برابر با عدد ابجد کلمه سجده است و در جمع ارقامش به 9 می‌رسیم (9=2+7) . درواقع افشای کامل هدایت در قوم نوح علیه السلام ، رسیدن به 3 تا 24 ساعت یعنی 3 روز و درنهایت عدد 72 یعنی رسیدن به کلمه سجده و حروف نوزده است { 72= سجده=نوزده} .

خوب دقت کنید!1) احتمال معنا بلوغ هدایت در این قوم به 3 تا 300 تا برای رسیدن به اطاعت محض و خضوع و خشوع کامل سجده می‌باشد.

2)درضمن اینکه عددابجد کلمه دنیا =65 است که برابر با دو حرفِ س=60 و ه=5 که رویهم می‌شود سه ، می‌باشد. پس تمام عمر دنیا ، نسل انسان‌ها از قوم مؤمنی هستند که در کشتی نوح علیه السلام سوار شدند و نجات پیداکردند.

3)و نوزده(=72) ، باب طهارت است. درحقیقت زندگی انسانی در باب هدایت به امر پروردگار یکتا از نقطه نجف روی کوه جودی باب وادی السلام، نـو ، زده شد!الی یوم القیامة . بر همین مبنا وجود حضرت نوح علیه السلام را آدم ثانی می‌نامند. و قبر مطهر حضرت آدم علیه السلام و حضرت نوح علیه السلام در کنار مضجع شریف و نورانی مولا و سرورمان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که صلوات و درود خدا و ملائکه‌اش بر او و این دو پیامبر بزرگوار باشد ، قرار دارد.

سِرّ باطنی شیر (لبن)

نکته جالب اینکه تغذیه شیر وجود مبارک معصومینصلوات الله علیهم اجمعین در دوران نوزادی به صورت خاص بوده است. چنانچه برای حضرت زهراسلام الله علیها در کتاب بحارالانوار ج58.ص149 آمده است حدیث قدسی: جعلت فطامک من اللبن (مقرونا) بالعلم. از قول خداوند فرمود که از شیرعلم ذاتی خودم او را تغذیه کردم. یا برای حضرت علی علیه السلام در کتاب منتهی الآمال می‌فرماید از انگشت سبابه پیامبرصلی الله علیه و آله 12 چشمه شیر نوشیده است.

حال خوب دقت کنید! انسان‌ها هم وقتی متولد می‌شوند از سینه مادر شیر می‌خورند. اما در حقیقتِ عمل، در رحم دنیا انسان لبن یا شیر را از ولایت و رسالت که همان کلمه وحی الهی است که جنس آن از نور است ، می‌نوشد و حاصل عمل خالصانه ، انسان را به امام زمانش وصل می‌کند و از ظلمات جهل و حیوانیت به نور انسانیت و هدایت می‌رسد.

*لبن:  چنانچه عدد ابجد کلمه لبن که به شیر معنا شده 82 می‌شود که در تمام دایره‌ی شِ هستی ، این عدد برابر با عدد ابجد کلمه امام است و جایگاه عددی کلمه لبن= 28 می‌شود که تمام کلمات قرآن عزیز از 28 حرف است. بنابراین انسان در عمل خالصانه در جلوه امام خود قرار می‌گیرد و خداوند این رحمت را به مؤمن عنایت می‌فرماید. چنانچه او را تعالی می‌دهد به یخرجهم مِن الظلمات الی النور.

اما انسان کافر و گنهکار هم همین شیر را که لبن است از رحم دنیا به عمل می‌خورد اما چون اعمالش ظلمانی و غلط است ، ظرف وجودش آلوده می‌شود . اثرش این است که شیر ضایع می‌شود و اثرش مثل سم به بدنِ عملش منتقل می‌شود و انسانیتش می‌میرد و می‌شود مصداق "یخرجهم مِن النور الی الظلمات" !

پس درواقع انسان گنهکار و کافر ، یا از ریشه حرام بدنیا آمده یا به عقیده کفر و غلط قرار می‌گیرد ، آثارش مثل ابن ملجم ملعون به یک قول کسی است که حضرت علی علیه السلام خودش در بزرگ شدنش زحمت کشیده ، ولی آثار عمل غلطش روزی در کشتن امامش ظاهر می‌شود. و این اثر آخر عمل ، جلوه‌ی حرفِ ش دایره زندگی هر شخص می‌باشد که آخرش به اوّل می‌رسد!

اما مؤمنین واقعی را خداوند می‌فرماید: والعاقبة للمتقین یعنی عاقبت (بخیری) مخصوص متقین می‌شود (آیه 83 سوره مبارکه قصص) . یا در آیه 2 سوره مبارکه بقره می‌فرماید : ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین.

*شیر:  ترجمه لبن به فارسی می‌شود شیر.عدد ابجد کلمه شیر=510 است که درواقع معنی می‌شود به 10+500 : عدد ابجد حرفِ ث برابر 500 است که ملک آن حضرت میکائیل علیه السلام است و این ملک مأمور روزی از طرف خداوند متعال است. و عدد 10 همان گنج عشر ؛ ائمه طاهرینصلوات الله علیهم اجمعین است. جمع ارقام 510 می‌شود 6 که همان خزانه کلّ خلقت است (6=0+1+5).

باید دقت کنیم که شیر در بین خون و فضولات از سینه جاری می‌شود. درحالیکه نه بو و نه رنگ خون را دارد و نه بو و رنگ دفعیات را دارد. چنانچه خالق یکتا در آیه 66 سوره مبارکه نحل می‌فرماید: و انّ لکم فی الانعام لعبرة نسقیکم مما فی بطونه من بین فرث و دم لبنا خالصا سائغا للشاربین ؛ و البته برای شما ملاحظه حال چهارپایان (از شیر گاو و گوسفند) همه عبرت و حکمت است که ما از شکم آنها از میان سرگین و خون ، شیر خالص و پاکیزه شما را می‌نوشانیم که در طبع همه‌ی نوشندگان گوارا است.

پس شیر سفید و لطیف و شیرین و خوش طعم و غذای کامل برای بدن ضعیف نوزاد است. جالب است که شیر در غده‌های شیری سینه مادر در یک لحظه درواقع خون عین نجس و سرخ به شیر سفید و پاک قلب به میم می‌شود. پس شیر یکی از آیات خداست که باید در آن تأمل کنیم!

اما چون اسرار درس ما حرف ش است ، پس حقیقت حروفی شیر که با حرف ش آغاز شده ، افشای وصل شدن نوزاد به روزیِ محبت پروردگار عالم است که در سینه مادر قرار داده است. الحمد لله ربّ العالمین

پس هر سینه ، یک بلوغِ شین را به عدد 9 (با حروف و نقطه‌هایش) و در جلوه عدد 6 تمام محتوای ظاهری و باطنی‌اش و در مرکزیت دایره‌ی درون سینه که قلب است و جلوه عدد 5 همه‌ی خزانه‌ی عالم بالا از دایره رحمت و خلقت و اسرار آفرینش در سینه‌های مادرِ ظاهر (پدر و مادر خودمان) و پدر و مادرِ باطن {حضرت آدم(ع) و حضرت حوا(س)} و پدر و مادر روحانی و نورانیمان {پیامبر(ص) (رسالت) و امیرالمؤمنین(ع) (ولایت) و مادر دو عالم خانم فاطمه زهرا(س)} به ما می‌رسد .

حالا ما چگونه این غذای روح و جسم را گرفتیم ؟! پس در رحمت رحمانیت و رحیمیت خالق یکتا غرق و غوطه‌ور هستیم و ما باید ظرف وجودمان را چنان تمیز و پاک نگه داریم که این روزیِ رزقِ حسن را ضایع نکنیم. انشاءالله

درحقیقت خداوند کریم رزق کریمش را نصیب هر بنده مؤمن خود می‌فرماید به شرط اینکه از سینه علم و عمل به گنج قرآن که محتوای باطن کلّ رسالت و ولایت است جدا نشود.

مقام حرف شین در ماه مبارک رمضان

ماه مبارک رمضان ، نهمین ماه سال قمری است و در حدیث آمده که سید همه‌ی ماه‌های قمری است. تنها ماهی است که نامش در قرآن کریم آمده است ؛ آیه 185 سوره مبارکه بقره: شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان ( ماه رمضان که در آن برای راهنمایی مردم و بیان راه روشن هدایت و جدا ساختن حق از باطل ، قرآن نازل شده است).

پس ماهی است که نور با عظمت قرآن در آن نازل شده است و بواقع در این قسمت آیه که بیان شد ، 6 منظور مهم پروردگار عالم محقق می‌شود:

1)شهر رمضان (ماه رمضان) .  2) انزل فیه القرآن (نازل شدن قرآن)  3) هدیً للناس (هدایت کلّ مردم)   4) و بیّنات ( بطور واضح و آشکار نکات و باطن و ظاهر آن را با بینه و دلیل روشن برای مردم آشکارا بیان می‌کند)  5) مِن الهدی ( برای هدایت و درواقع سبز کردن و شکوفا کردن و از ظلمات به نور رساندن درون فطرت انسانی به عمل و سیرت انسانی )   6) والفرقان ( که حقیقت این هدایت ، جداسازی و علامت گذاری از راه خطر به امنیت کامل ، از چاه به هموار شدن ، از حرام و باطل به حلال و حق ، از ظلمات به نور و بطور کلی یعنی از جهنم‌ها به بهشت و خلاصه به رضای خداوند کریم و رسیدن به قرب او). 

پس درواقع همانطورکه درباره حرف شین گفته شد صفت حرف شین ، افشا کردن است و شین ،6 نقطه دارد که مبیّن حرفِ شین است و خودش با 3 حرف ، 9 تا می‌شود. درواقع 9 ، سلطان اعداد و سید همه اعداد است.

حالا ماه مبارک رمضان ، مقام 9 را دارد و سلطان ماه‌های سال است. زیرا با 6 هدف افشای هدف خلقت پروردگار عالم و نزول قرآن {یعنی آمدن همه‌ی 124 هزار پیامبرعلیهم السلام و تمام کتاب‌های آسمانی که 313 تاست و در جمع به باطن قرآن ظاهر شده است} تحقق پیدا کرده و اِحیا در ماه رمضان اتفاق میفتد. یعنی زنده شدن به واقعیت انسانیت و به کمال رسیدن آن که وصل شدن به رگ حیات طیب یعنی امام زمان حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه) می‌باشد.

اسم مبارک رمضان یکی از اسماء خداوند کریم است به معنای گرمای زیاد ، طوری که همه‌ی ناخالصی‌ها ذوب شود.و به یک معنی رمضان یعنی ریزش بسیار که درواقع ریزش گناهِ گنهکاران است. ماه مبارک رمضان ، شهرالله خوانده شده است چون ویژگی‌هایش آن را مخصوص کرده است.

و به یک نگاه معرفتی رمضان یعنی بلوغ سجده اطاعت پروردگار عالم و رسیدن به مقام کسره‌ی حقیقی ، و روزه حقیقی که روزه از گناه و نافرمانی است. پس با روزه، بیماری‌های طغیانگری و هوای نفس و عفونت‌های گناه، درمان می‌شود و با روزه واقعی که سحری آن توبه و افطار آن اصلاح اعمال غلط است ، انسان به طهارت راه پیدا می‌کند.

چنانچه در حرف شین خصوصیاتی است که این حرف را مخصوص کرده است . از یک سو با عدد ابجد 360 (=شین) ، تمام دایره خلقت را به ظهور آشکار می‌کند و سلطه‌ی عددی آن را نشان می‌دهد. و از یک سو با عدد 9 ( حروف و نقطه‌هایش) عدد شعاع این دایره را که از نقطه‌ی مرکزی به محیط اتصال پیدا کرده و دوران دایره را در بلوغ عدد 9 که سقف همه‌ی اعداد است ، نشان می‌دهد.

پس تمام عالم در حقیقت ماه رمضان غرق است به این شکل: (حدود خداوند)  

نکته جالب اینجاست که در خلقت دنیا ، کلمه ارض که پیدایش اولین نقطه خشکی در زیر خانه خداست ، آموختیم که عدد ابجد کلمه ارض =1001 است و پیدایش آن در ظهور عدد 9 بر مبنای عدد 2 که عدد زوجیت در خلقت است ، نموده می‌شود : (بلوغ 9 در خلقت درمبنای 2 عدد زوجیت)

درواقع بلوغ تولد خشکی در عدد 9 است . و 1001 به تمام مفهوم و معنای اسرارعالم بالا ظاهر شده ، چنانکه اول تا آخر حروف است : حروف ابجد با الف شروع می‌شود که عددش 1 است و به حرفِ غ تمام می‌شود که عدد ابجدش 1000 است پس در جمع عدد حرف اول و آخر می‌شود 1001. اسماءِ الحُسنی خداوند هم 1001 تاست که در دعای جوشن کبیر آمده است.

حالا خوب دقت کنید ! در سه شبِ احیا در ماه مبارک رمضان ، دعای جوشن کبیر خوانده می‌شود درحالیکه همه در باطن قرآن عزیز است. و لیله قدر می‌باشد که مقامش از هزار ماه بیشتر است { لیلة القدر خیرٌ مِن الف شهر } . و خداوند می‌خواهد همه‌ی اسرار، افشا و احیا شود. شبی است که سرنوشت‌ها تغییر می‌کند و در لوح محفوظ ثبت می‌شود. شبی است که انشاءالله دعا مستجاب می‌شود. شبی است که گنج اسرار ولایت بر همه آشکار می‌شود و در شب 21 ماه  رمضان (جایگاه عددی حرف ش=21 است) روح نورانی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام از اسفل سافلین به بالاترین درجه اعلای کمال انسانیت به سوی محبوبش؛ قرب الی الله پرواز می‌کند و به شهادت می‌رسد.

پس ماه مبارک رمضان با روزه ، حکمش صادر می‌شود چنانچه در حدیث آمده ، خواب روزه دار به هر نفسش ثواب تسبیح دارد ( مثل این است که می‌گوید سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبر) بیداریش هم اگر به گناه آلوده نشود ، عبادت محسوب می‌شود. بنابراین تمام سلول‌های بدن روزه دارد چون درعمل روزه قرار می‌گیرد مثل حرف شین ، تماماً عبادت محسوب می‌شود و در بلوغ 9 بندگی ، افشای عبادت می‌کند. درواقع بدن در تمام سال هم باید روزه از گناه باشد و همیشه در حرفِ شین است.

نکته: تمام عالم خلقت در روزه حقیقی غرقند زیرا خداوند متعال فرمود: یسبّح لل مافی السموات و الارض ؛همه‌ی آنچه در آسمانها و زمین است خداوند را تسبیح می‌گویند. و همچنین فرمود: یسجد لله ما فی السموات و الارض ؛ همه در سجده برای خداوند هستند. بنابراین ساحتِ مقدس عالم در روزه است پس انسان مؤمن با عمل روزه تمام وجودش در همه‌ی ساعات در عبادت است و هر کس در ملأعام روزه خواری کند ، یعنی حقیقت روزه را شکسته ، پس جریمه می‌شود.

اسرار حرف شین و وجود مبارک امام زمان(عج الله تعالی فرجه)

نکته جالب دیگر از درس شین ، وجود مبارک امام زمان(عج الله تعالی فرجه) است. که درواقع حقیقتِ تمام اسرار شین و افشاکننده حقیقت آن می‌باشد. حتی می‌توانم به جرأت بگویم اوست که خود ، حقیقت شین می‌باشد و با مهدویتش سین را که قلب قرآن و میزان و حقیقت هدف پروردگار عالم است ، در دنیا افشا و برقرار می‌فرماید.

وجود مبارکش چهاردهمین معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است و همانطورکه می‌دانید روز 15 شعبان سال 256 هجری (که برابر با عدد ابجد کلمه نور است ) عالم را به قدوم مبارکش منور کرده و متولد شده است. درواقع ایشان بدر ِ کامل قمر ولایت در آسمان رسالت است. زیرا ماه در روز چهارده و پانزده ، قرص کاملش در آسمان ظاهر می‌شود.

در زمان حیات نورانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه ، حدود سالهای 7 و 8 هجری خانواده محترم اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین در زیر کسا در خانه حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهراسلام الله علیها جمع شدند، اینجا انعکاس اسرار عالم بالا بود که در دنیا به ظهور جسمانی ، پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین در کنار هم قرار گرفتند.

آن هنگامیکه خانم کسا را روی حضرت رسالت پناه ؛ پدر بزرگوارش قرار داد فرمود : وصرتُ انظرُ الیه فاذا وجهه یتلألؤ کأنّه البدر فی لیلة تمامه و کماله ؛ دیدم چهره‌اش مانند ماه تمام شب چهارده می‌درخشد. درواقع حضرت ، اولین معصوم صلوات الله علیهم اجمعین هستند که در خلقت اسراری اولین خلقت نوری می‌باشد که در بطن نور مبارکش ، 14 نور مقدس صلوات الله علیهم اجمعین {یک خودش و 13 نور مطهر صلوات الله علیهم اجمعین در بطنش است} تلألؤ می‌کند و درواقع ظهور یک نور ؛ نورٌ واحد صلوات الله علیهم اجمعین هستند.

این اسرار به آخرین فرزندش که هم نام و هم کنیه اوست ، ظهور می‌کند و او در گنج عدد 14 ظاهر می‌شود و ظهورش به تمام و کمال نور است. کلمه بدر در جغرافیای مهندسی عالم خلقت ، ظهور کلمه عصر به عدد ابجدِ 360 است که همان کلّ دایره خلقت (به 360 درجه) می‌باشد {دقت کنید که حضرت مهدیعج الله تعالی فرجه را ولیّ عصر می‌خوانیم} . و عدد 360 برابر حروف کلمه شین است. و بدرِ کامل روبروی جدّ بزرگوارش؛ پیامبر صلی الله علیه و آله قرار می‌گیرد:

عدد ابجد کلمه بدر =206 است که جایگاه عددی آن 26 می‌شود  و مولای ما ؛ امام زمان عج الله تعالی فرجه جمع عدد ولایی و معصومیتش 26 می‌باشد { دوازدهمین امام علیهم السلام +چهاردهمین معصومِ صلوات الله علیهم اجمعین 26=12+ 14} .پس عدد 26 اسرار ولایت آقا را ظاهر می‌کند. چنانچه عدد ابجد کلمه حدید=26 است که ظاهراً یعنی آهن ولی در حقیقت صفت مبالغه‌ی حدود می‌باشد و آقا افشاکننده و مجری کلّ حدود الله است.

در زمان حکومت آقا که حکومت نور است ، افشای واقعی عمل به قرآن است. سرِ شیطان بدست آقا بریده می‌شود و بهشت در دنیا برقرار می‌شود که در زیارت ایشان می‌خوانیم : السلام علیک یا ربیع الانام. او تک گلِ محمدی صلوات الله علیهم اجمعین است که عالمِ زمستانِ دنیا را (که در جهالت فرورفته) بهار می‌کند.الی یوم القیامة

حال خوب دقت کنید ! اگر اعداد از 1تا 26 را با هم جمع کنیم می‌شود 351 که برابر با عدد ابجد کلمه قرآن است. و امروز در زمان غیبتش ، این خزانه قرآن ؛  امام صامت است که در دسترس همگان است و باید به آن رجوع شود و افشا شده است.

در قرآن کریم سوره مبارکه حمد که اولین سوره در فهرست است ، عدد ترتیب نزولش به قلب مطهر پیامبرصلی الله علیه و آله، 5 است و سوره مبارکه ناس که آخرین سوره قرآن است ، عدد ترتیب نزولش به قلب مطهر پیامبرصلی الله علیه و آله، 21 است { برابر با جایگاه عددی حرفِ ش}. پس اگر عدد ترتیب نزول سوره اول و آخر قرآن را با هم جمع کنیم 26 می‌شود (26=5+21) که تمام قرآن ، حدید است. و تمام قرآن ، حدودالله است.

دیگر اینکه دایره سال قمری و شمسی هم با عدد 26 در گردش است زیرا سال شمسی 365 روز است و جمع ارقامش 14 می‌شود (14=5+6+3) و سال قمری 354 روز است و جمع ارقامش 12 می‌شود (12=4+5+3) { درحالیکه در یک سال زندگی می‌کنیم اما زندگی ما از بهره‌ی 2 سال مرزوق می‌شود}. پس جمع 14 و 12 می‌شود 26 . یعنی تمام ایام سال ما هم در دایره حدود خداوند غرق هستیم و همه عالم وجود ، بدون نقص و کم و کاستی مجری حدود خداوند هستند و هم در ولایت مولایمان حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه غرق می‌باشیم.

حال خوب دقت کنید! آیا بدر (دایره کامل ماه) شامل شکل همان دایره نبود که با شعاع 9 کشیده شد ؟ درحالیکه حرفِ شین ( به تعداد حروف و نقطه‌هایش ) 9 بود. پس درحالیکه بدر کامل در شعاعِ 2 تا ش ظاهر می‌شود . درحقیقت مولای ما اسرار مساحت و محیط کلّ دایره خلقت را با تمام علوم و تمام گنج‌های زمینی و آسمانی و تمام تمدن پیشرفته عالم به مَـنسه‌ی ظهور می‌گذارد {نام دختر حضرت یوسف علیه السلام هم مَـنـَسه است یعنی کسی که وجودش باعث فراموش کردن و پایان همه‌ی سختی‌ها و مشکلات است } .

پس ایشان عالم را (از ظاهر و باطن) از خواب بیدار می‌کند ، چون او باران بهاری (نیسان) است! نفَسِ او مسیحایی است یعنی باد بهاری است. پس آنچه ثمره در زمین است ، افشا می‌شود و به وجود مبارکش عرضه می‌شود. این حقیقت بدر کامل و تلألؤ فی لیلة تمامه و کماله (حدیث کسا) می‌باشد.و همه‌ی مظاهر حرف شین و علم الساعة است.

نتیجه اینکه وجود مبارک امام زمان عج الله تعالی فرجه ، بدر کاملِ قمرِ ولایت است ! افشاکننده است و نور تامّ و کمال تامّ می‌باشد. چون افشا کننده همه‌ی اسرار عالم بالا به عالم اَسفل است. ظاهر و باطن شین می‌باشد! چنانچه اگر جزء 1 تا 30 قرآن کریم را با هم جمع کنیم می‌شود 456 که برابر با عدد ابجد کلمه مهدویت است. و همچنین برابر با عدد ابجد کلمه سِته (یعنی عدد6) که همه دنیا که در 6 روز خلق شده است ، تمام کننده و افشا کننده‌اش ، حضرت مهدی صلوات الله علیهم اجمعین است. و مقام رجعت در زمان ظهور ایشان اتفاق می‌افتد.

عدد 313:  *تعداد یاران امام زمان عج الله تعالی فرجه را 313 تن می‌خوانند یعنی 300 به اضافه 13 : عدد 300 (=ش) افشاکننده عدد 13 است. و عدد 13 برابر با نام زیبای پروردگار عالم ؛ اَحدجلّ‌جلاله است. یعنی وجود مطهر آقا ، راز توحید را به ذات اقدس اَحدیت ، بطور کامل افشا و اظهار می‌کند و لباس جامعیت می‌پوشاند و فصل بندگی ذات اَحدیت را به توحید ناب و خالص اجرا می‌کند. اللهم عجّل لولیک الفرج

پس حرفِ شین بلوغ معنایی همه‌ی حروف الفباست در اینکه آقا در هنگام ظهور باید 313 یار مخلص داشته باشد، این هم یکی از اسرار این دایره است که به تمام و کمال باید در بدرِ وجود آقا افشا شود. خوب دقت کنید!عدد ابجد کلمه دایره=220 است و جایگاه عددیش که مرکز دایره است 40 می‌باشد و از آنجاکه عدد 40 برابر عدد ابجد حرفِ م است که جایگاه عددیش 13 می‌باشد، پس درواقع دایره با عدد 300 افشاکننده‌ی عدد 13 است. پس 313، اسرار تمام دایره‌ی خلقت و افشای حقیقت طهارت و رسیدن به حروف میم که قلب کننده‌ی همه حروف است، می‌باشد.

* به 313 پیامبر الهی کتاب آسمانی داده شده است.روایتی از ابوذر نقل شده که از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم که عدد پیامبران الهی چند نفر بوده ؟ حضرت فرمودند: 124000 نفر بوده است. پرسیدم رسولان از میان آنها چند نفر بوده؟ حضرت فرمودند:313 نفر و بقیه تنها پیامبر بودند. ابوذر می‌گوید پرسیدم کتاب‌های آسمانی که بر آنها نازل شده چند کتاب بوده؟ حضرت فرمودند: 104 کتاب که 10 کتاب بر آدم علیه السلام و 50 کتاب بر شیث علیه السلام و 30 کتاب بر ادریس علیه السلام و 10 کتاب بر ابراهیم علیه السلام نازل شده که مجموعاً 100 کتاب می‌شود و تورات و انجیل و زبور و قرآن که مجموعه‌ی کلّ کتاب‌ها را در بر گرفته است.

*پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر ، 313 یار داشتند.

*عدد ابجد نام مادر بزرگوار امام زمان عج الله تعالی فرجه؛ نرجس(س)= 313 می‌شود.

علم الشین و علم الساعة - قسمت سوم


مقام عدد 53 در حرف شین
آیا همه عالم در بلوغ 9 و در سقف عددی 9 نبود؟ پس همه عالم دنیا ، عالم شهادت است. و خداوند کریم می‌خواهد پیامبر بزرگوار ما حضرت محمد صلی الله علیه و آله در عالم اسرار نام مبارکش ، احمد صلی الله علیه و آله باشد که جلوه ذات اقدس احدیت خود اوست . عدد ابجد نام مبارک احمد=53 می‌شود که برابر با جایگاه عددی کلمه شهادت است. آیا این زیبا نیست رکن اصلی طهارت یک کافر در ورود به اسلام  بعد از شهادت به توحید (اشهد ان لا اله الا الله) ، شهادت به رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله است ( اشهد انّ محمداً رسول الله). اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد .نکته مهم اینجاست که جایگاه عددی "ابا الاوصیا" هم 53 می‌شود که وجود مبارک حضرت علی علیه السلام است. پس جانِ شهادت دوم می‌شود شهادت سوم : (اشهد انّ امیرالمؤمنین علیاً ولی الله)
خوب دقت کنید عدد 3 و 5 دخیل در شهادت هستند. وجود مطهر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام ، مظهر نفسِ وجود مطهر پیامبر صلی الله علیه و آله در بطن شهادت است که اولین شاهد و مؤمن و مسلمان در روز مبعث و اولین شهادت دهنده وجود مبارکش است. عدد ولایی و معصومیت حضرت علی علیه السلام 3 می‌باشد؛ امام اول و معصوم دوم. و در خانواده پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین است. پس حقیقت عدد 3و 5 را در نفس پیامبر صلی الله علیه و آله افشامی‌کند. وجود حضرت فاطمه سلام الله علیها که خود ، سومین وجود در مرتبت خلقت نوری است و نام مبارکش 5 حرف است و محور پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین می‌باشد. پس 3 ضرب در 5 می‌شود 15؛ اسرار نام مبارکش به حوای روحانی است. عدد ابجد نام مبارک فاطمه(س)=135 است که ضرب ارقامش 15 می‌شود(5×3×1)، اگر عدد ابجد نام مبارک خانم با ة محاسبه شود، 530 می‌شود {دقت کنید بوجود عدد 3 و 5  در هر دو حالت}
پس تمام خزانه حقیقت اسرار پدر بزرگوارش به رسالت و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام به نام کوثر، به وجودش افشا و اظهار شده است. بنابراین خدا می‌خواهد بدانیم که حقیقت و کامل کننده‌ی این سه شهادت، شهادت چهارم می‌شود بوجود حضرت فاطمه سلام الله علیها که مظهرِ همه‌ی شهادتهاست!
اشهد أنَّ فاطمة الزهرا عِصمة الله الکبری حُجَّة الله علَی الحُجج
و درحقیقت دو گنج فرزندانش ؛ امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام که امام حسن علیه السلام به عدد چهارمین وجود در مرتبت خلقت نوری ، حرفِ د ظاهر شد که  عدد ابجد حروف دال =35 می‌شود که تمام 3 و 5 را با کنیه مبارکش یعنی ابامحمد صلی الله علیه و آله ، سبز کرد. و وجود مبارک امام حسین علیه السلام هم مظهر ظهور عدد 3 و 5 است که ایشان سومین امام و پنجمین معصوم هستند. وراثت تمام انبیاء و اولیاء را با شهادت و گستردگی باب طهارت و برپاداشتنِ کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا ، اسرار احمدی صلی الله علیه و آله و علوی و فاطمی و حسنی و حسینی و تا مهدویت ( صلوات الله علیهم اجمعین) بر جهانیان به ظهور گنج حرفِ شین اثبات و اظهار نمود.و این حدیث زیبا را معنی فرمود که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: حسین مِنّی و انا مِن حسین.
نماز هم در 5 نوبت واجب شده است و به فرموده امام صادق علیه السلام در 3 نوبت می‌توان خواند.آیه 103 سوره مبارکه نساء : ...فأقیموا الصلوةَ اِنّ الصلوةَ کانَت علی المؤمنینَ کتاباً مَوقوتاً؛ نماز را تمام ادا کنید که نماز بر مؤمنین در وقت‌های معین واجب گشته است. چنانچه در این آیه مبارک خداوند به وقت نماز تأکید می‌فرماید، وقت یعنی ساعت پس در 24 ساعت ، 5 نماز را در 3 وقت (یا می‌توانیم در 5 نوبت) می‌خوانیم . درواقع باید عقربه‌های ساعت عمرمان را روی نماز تنظیم کنیم زیرا نماز ستون دین است و محور گردش تمام اعمال است و به شرط قبولی نماز ، بقیه اعمالمان هم پذیرفته می‌شود. درواقع نماز در عدد 53 (=جایگاه شهادت)، حقّ رسالت و ولایت را ادا می‌کند و انسان بندگی خود را در بلوغ 9 ِ علم ساعت به وقت افشا می‌کند. 
اسرار عدد 6
عدد 6 به حروف در فارسی ؛ شـِش و در عربی ؛ ستـّه ، سدس یا سادس خوانده می‌شود. و درواقع باطن معانی هر دو در آخر به یک معنا می‌رسد چنانچه:
1)عدد 6 به عربی (سِته): عدد ابجد حروف سته=465 می‌شود و این عدد ، رمز زمان ظهور حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه است زیرا این عدد از جمع اعداد از 1 تا 30 (که 30 جزء قرآن به تمام باطن در زمان ایشان ظاهر می‌شود) تشکیل می‌شود و برابر با نام زیبای مهدویت است! (465=30+29+28+...+3+2+1) {جالب است که ایشان نهمین فرزند اباعبدالله الحسین علیه السلام است یعنی باز هم رابطه 9 و 6(=سته=465)}. و جایگاه عددی کلمه مبارک مهدویت =60 می‌شود که برابر با عدد ابجد حرفِ س است و حرفِ س ، قلب قرآن و میزان است و حکومت آقا ، حکومت بر قلبهاست و میزان حکومت جهانی در کلمه مهدویت است! پس عدد 60 در جمع ارقامش ، برابر عدد 6 می‌شود (6=0+6) و دقت کنید که جمع ارقام 465(=سته) هم در آخر می‌شود 6 ! (6=5+1=15=5+6+4) !
 *جایگاه عددی حروف سته=42 است که جمع ارقامش 6 می‌شود (6=2+4). نکته مهم این است که جایگاه عددی حروف شِش (عدد 6 به فارسی) هم 42 می‌شود! و همچنین برابر است با جایگاه عددی اسم جلاله الله (با لام مشدد) و اسماء الحسنی الهی : باعث= حکیم= صادق= منان= برهان= مطلوب. همانطورکه بیان شد شروع قرآن کریم با سوره مبارکه حمد است که 21 حرف الفبا در این سوره آمده (21=ش) و آخرین سوره قرآن سوره مبارکه ناس است که عدد ترتیب نزولِ قلبی آن به قلب مطهر پیامبرصلی الله علیه و آله 21 (=ش) است. پس تمام قرآن در جایگاه عددی حرفِ ش برای همه مردم افشا می‌شود. نکته مهم این است که اگر این 2 تا 21 اول و آخر قرآن را جمع کنیم 42 (21+21) می‌شود. و عدد42، برابر با جمع عدد ابجدِ اولین حرف و آخرین حرفِ بسم الله الرحمن الرحیم {ب=2 + م=40} است و طبق فرمایش پیامبرصلی الله علیه و آله  محتوای تمام قرآن در بسم الله سوره مبارکه حمد جمع است.
و جالب است که عدد 42 برابر با جایگاه عددی نام زیبای حیدر علیه السلام و جایگاه عددی نام زیبای حسنه و بتول سلام الله علیها!
2)عدد 6 به فارسی(شِش): عدد ابجد حروف شِش=600 است که جمع ارقامش 6 (6=0+0+6) می‌شود و برابر با عدد ابجد کلمه متقین و عصمت و عدد ابجد کلمه فصلت است { جالب است که سوره مبارکه فصلت در جزء 24 (6=4+2) قرآن مجید قرار دارد}. ازطرفی عدد 600 (=شِش) برابر با حرفِ خ به جایگاه عددی 24 می‌باشد. {در قسمت مقام دنیا در عدد 6 توضیح کامل آمده است}. جایگاه عددی حروف شِش= 42 می‌شود که در بالا توضیح داده شد.
 
مقام دنیا در عدد 6
نکته جالب این است که در دنیا هر ملکی اندازه کلّ ملکیتش چه بزرگ باشد و چه کوچک ، سندش را به شش دانگ می‌زنند.و حتی در آخرت هم سند ملکیت بهشت و جهنم به 6 دانگ است. پس درواقع هم دنیا بر پایه 6 است و هم آخرت بر پایه 6 است! و می‌توان گفت علت اینکه خداوند متعال دنیا را در 6 روز خلق فرمود برای نشان دادن کلّ مالکیتِ عالم خلقت (6 دانگ) به خودش است! و اباعبدالله الحسین علیه السلام هم با تحویل دادن 6 دانگِ تمام وجودش و بندگی کامل و خالصانه‌اش 6 دانگِ بندگی را افشا کرد و پروردگار عالم هم همه‌ی برکات را به ایشان عنایت فرمود و او را 6 ماهه متولد فرمود.
نکته: شاید رمز اینکه اجناسی که به عدد می‌خریم ، هر دستش 6 تاست و معمولا 2 دست می‌گیریم که هر دست نقص پیداکرد از آن یکی جبرانش کنیم یعنی هم دنیا بر پایه 6 است و هم آخرت، پس باید هر دو را بدست آوریم! و اگر دو عدد 6 و 6 را کنار هم بگذاریم می‌شود 66 که برابر با نام مبارک الله جلّ‌‌جلاله است. این همه، زیبایی‌های شناخت و رسیدن به قرب اوست! و خداوند کریم به بنده‌اش که در دنیا با 6 دانگ وجودش بندگی مخلصانه کرده باشد، در آخرت 6 دانگ بهشت و رحمتش را به فضل بینهایت عطا می‌فرماید.
**خوب دقت کنید! اول اینکه مقام دنیا خیلی بالاست زیرا که جایگاه شهادت است و دوم اینکه افشاءِ اسرار عدد 6 (در دنیاست) که خداوند کریم در سوره مبارکه حدید آیه 4 فرمود : خلق السموات و الارض فی ستة ایام  ؛ خلق کردم آسمانها و زمین را در 6 روز . اما این دو تعریف جای توضیح بیشتری دارد که شنیدنی و خواندنی است و جای تأمل و تفکر دارد ! عزیزان امیدوارم که با جان دل این مباحث را بخوانید و بیندیشید:
**1)اول اینکه دنیا ، جایگاه شهادت است .
آیا اینجا تفکر و تأمل ندارد که یکی از اسماء دنیا، عالمِ شهادت است و خداوند بالاترین مقامات زندگی انسانی را در پایان عمر به شهادت تعریف می‌کند! و آن زمانی است که انسان به بلوغ مقام فکری و عقلی و ایمانی و تربیتی  و عملی در شریعت و طریقت  و حقیقت شیعه و پیرو امام معصومِ صلوات الله علیهم اجمعین زمانش برسد.و انتخاب زیبای خود را در حیات دنیوی برای خروج صحیح (از دنیا) ، به تولد و زنده شدن واقعی برساند. و حیات وجود جسمانیش را در شهادت تقدیم خالق مهربانش کند . پس چنانچه اگر حق زندگی ما در دنیا بخواهد ادا شود، سزاوار است که انسان در آخر به مقام شهادت نائل شود! همانطورکه می‌دانید در مقام شهادت، دیگر بدنش غسل میت نمی‌خواهد ؛ بدنش پاک و لباسش و خونش پاک است یعنی زنده حقیقی و رسیدن به اربعین حقیقی؛ جنّاتٍ تَجری مِن تحتها الانهار. اینجاست که خداوند کریم می‌فرماید: ولاتحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربّهم یرزقون ؛ نپندارید کسانی که در راه خدا شهید شدند مردند بلکه زنده به حیات ابدی شدند و نزد پروردگارشان متنعّم خواهند بود.(آیه 169 سوره مبارکه آل عمران)
پس کلّ دنیا در مقام شهادت می‌شود کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا. پس تا آخر عمر دنیا ، راه شهادت باز است و دعوت نامه برقرار است که هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله.
نکته جالب اینکه عدد ابجد کلمه شهید=319 است و جایگاه عددیش 40 می‌شود. پس شهادت، انسان را به صدق و از صدق به خلوص می‌رساند و این معنی افشای حرفِ شین است!
*شهادتین در حقیقت حرف ش :
انسان در مبنای گروه بندی موجودات بقول درس منطق، حیوان ناطق است {که می‌فرماید : الاِنسان ما هو؟ جواب می‌دهد: حیوانٌ ناطق}. اما در کرامت تعالی انسان داشتن منزلت عقل می‌باشد. و فهم و شعور و بینش و تعلیم و تعلّم و تربیت و هدایت شدن و مزیّن به اخلاق پسندیده گردیدن و خلاصه تعالی پیداکردن به حقایق انسانی او را نسبت به همه‌ی مخلوقات و موجودات متمایز می‌گرداند.
پس انسان احتیاج به مربی و تربیت کننده دارد و این نیاز درونی او را به داشتن اعتقادات و دین و مذهب و نیروی ماورائی از دنیا گرایش می‌دهد. و خداوند این مکارم را در انسان برگزیده‌ی خود قرار داد که انسان کامل است و او را آیینه صفات و اسماء خویش و هادی و مربی جامعه‌ی جاهلیت و بشر بدون تربیت قرار داد و انسان را در خورِ مقام خلیفة اللهی خویش فرمود.
باری! این بزرگواران که رسولان و انبیاء الهی و خلاصه چهارده نور مقدس ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین هستند برای هدایت انسانها از هیچ فداکاری فروگذار نبودند تا جاییکه جان خود را در این راه گذاشتند. اما از آنجا که خداوند کریم، هم رحیم است و هم عادل ، برای انسان مؤمن و مطیع فرمان خود و رسولش، آخرتی بسیار باشکوه و وصف ناشدنی در بهشت و برای انسانهای نافرمان، زندگی سخت و دردآور و عذاب در جهنم قرار داد. شاید مقداری از آن را در دنیا به انسانها نمایان می‌کند که چگونه در دایره زندگی، خوبی‌ها و بدی‌ها به خود انسان برمی‌گردد؟!
پس افشای این عاقبت که خداوند در آیه 137 سوره مبارکه آل عمران فرمود: قد خلت مِن قبلکم سننٌ فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبةُ المکذّبین؛ همانا پیش از شما مللی بودند و رفتند در اطراف زمین گردش کنید تا ببینید عاقبت آنانکه وعده‌های خدا را تکذیب کردند چه شد؟ (چگونه هلاک شدند). و همچنین در بسیاری از آیات مثل آخر آیه 128 سوره مبارکه اعراف می‌فرماید: والعاقبةُ للمتّقین؛ و سرانجام نیک از آن پرهیزکاران است.
یعنی آخر کار که حلقه‌ی دایره زندگی هر کس می‌خواهد بسته شود، عاقبتش افشا می‌شود! درواقع مهر و امضای قبولی مؤمن، رسیدن به اقرار شهادتین در آخرین لحظات عمر است. همانطورکه می‌دانید هر انسانیکه بخواهد تحت لوای دین اسلام قراربگیرد باید در بدو ورود، شهادتین بگوید یعنی دین او و اعتقاد قلبی او که درونی است، باید افشاشود. زیرا از نقطه شروع حیات حقیقی که قبول به تمام امور آخرتی است باید دایره زندگیش با شعاع بلوغ عدد 9 کشیده شود و آن هم حرفِ شین است یعنی ورود در زندگی انسانی!
درواقع شهادتین اول شهادت به توحید است: اشهد ان لا اله الا الله و دوم شهادت به رسول گرامی دین اسلام است : اشهد انّ محمّداً رسول الله. اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم   
این دو شهادت، بابِ افشای گرویدن به دین مبین اسلام و باب بازشدن اربعین حقیقی آدمیت است. و مثل دو پیکره‌ی در می‌ماند که حقِ ورود کسانیکه با این دو شهادتین تطهیر شده‌اند، فقط در دنیاست. اما نکته مهم اینکه این در الی یوم القیامة باید به روی انسان باز بماند تا ورود به باب بهشت را پیدا کنیم( که آنجا جایگاه طاهران است و آنجا حقیقت اربعین عمل است) و اینجا شهادت سوم واجب است: اشهد انّ علیّاً و اولاده حجج الله؛ شهادت بر ولایت مولا و سرورمان علی بن ابیطالب و یازده ذریه معصومش صلوات الله علیهم اجمعین . حال خوب دقت کنید! اسرار این شهادتین هر روز 5 نوبت در اذان (و هم دراِقامه) قبل از ورود به عبادت مهم مثل نماز، باید افشا و خوانده شود.{نکته:  فوائد شنیدن اذان: 1-شنیدن اذان انسان را اهل آسمان قرار می‌دهد. پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید: همانا اهل آسمان از اهل زمین چیزی نمی‌شنوند مگر اذان. 2- شنیدن اذان اخلاق را نیکو می‌کند. امام علی علیه السلام می‌فرماید: کسی که اخلاقش بد است در گوش او اذان بگویید. 3-شنیدن اذان انسان را از سعادتمندان می‌کند. پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید: کسی که صدای اذان را بشنود و به آن روی آورد، نزد خداوند از سعادتمندان است. 4- شنیدن اذان سبب دوری از شیطان می‌شود. پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید: شیطان وقتی ندای اذان را می‌شنود، فرار می‌کند.}
همانطورکه بیان شد انسان کافر که عین نجس است با نیت قلبی و خواندن شهادتین پاک می‌شود و مسلمان می‌گردد. ما بندگان خدا بی گناه و بی‌اشتباه نیستیم، پس برای طهارت درونی و اذنِ ورود در حقیقت نماز، با گفتن اذان و اقامه انشاءالله تمام ظلمات درونی پاک می‌شود و مجرای وصل زیباتر و نورانی‌تر می‌شود! (پس شهادتها در اذان از صبح تا ظهر، و ظهر تا عصر، وعصر تا مغرب، و مغرب تا عشا، و عشا تا صبح، انسان را از کفران‌ها پاک می‌کند).
همینطور روز جمعه که جمعِ جمیع هفته در آن است و به نام صاحب جمعه؛ حضرت ولی الله الاعظم امام زمان عجل الله تعالی فرجه می‌باشد، پس فرمودند که غسل جمعه انجام شود و در دعای قبل از غسل آمده : اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له و اشهد انّ محمداً عبده و رسوله. اللهم صلّ علی محمد و آل محمد. اللهم اجعلنی مِن التوابین و المتطهرین. یعنی غسلی که تمام ظلمات هفته را از درون و قلب ما می‌زداید، غسل جمعه است.
 و ذکر شهادتین بطور کامل در تشهد نماز آمده است. پس هم با نیت، هم با خواندن و هم با تغسیل، انشاءالله همه ظلمات از انسان پاک می‌شود (مثل اینکه برای شروع هفته، پاکِ پاک شده باشید) و در آخر عمر خوشا به حال کسیکه با شهادتین از دنیا برود یعنی انسان مؤمنی که خدا به او توفیق دهد که شهادتین را بگوید، تمام گناه‌های که ندانسته انجام داده و ظلماتش، پاک شده و به طهارت درونی رسیده و پروردگار عالم به لطفش او را در زمره آمرزیده‌شدگان قرار می‌دهد.
عدد ابجد کلمه اَشهد=310 می‌شود که برابر با عدد ابجد کلمه عُمر است. پس ببینید که شهادتین، شستشو دهنده‌ی همه‌ی غلطهای عُمرِ او می‌شود! و جایگاه عددی کلمه اَشهد=31 است که برابر با عدد ابجد حروف لا یعنی لا اله الا الله است؛ یعنی نفیِ غیر خداها و تائید به شهادت به الله جلّ جلاله . امیدوارم آخرین حلقه‌ی حرفِ ش برای ما تائید شود. انشاءالله.
می‌فرمایند که مستحب است وقت خواب، شهادتها را بگوییم یعنی گناهها و کفرانها از صبح تا شب پاک شود. و خلاصه از صبح تا شب با اذکار شهادت بصورتهای مختلف (واجب و مستحب)، از نجاستها به طهارت می‌رسیم .
مقام شهادت(گواه)
پیرو مقام شهادت در قرآن کریم سوره مبارکه آل عمران آیه 18 خداوند متعال می‌فرماید: شهد الله اَنّه لا اله الا هو و الملائکة و اولوالعلم قائماً بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم یعنی خدا به یکتایی خود گواهی دهد که جز ذات اقدس او خدایی نیست و فرشتگان و دانشمندان (اولوالعلم؛عالمان واقعی) نیز به یکتایی و اینکه او برپادارنده‌ی عدل است شهادت دهند، نیست خدایی جز او که توانا و حکیم است.
از امام باقر علیه السلام درباره این آیه مبارکه پرسیدند، حضرت جواب فرمود: خداوند متعال در این آیه مبارکه خودش به وجود خودش شهادت می‌دهد و او همانگونه است که خودش درباره خودش فرموده است. اما عبارت "والملائکة" او فرشتگان را به خاطر اینکه تسلیم پروردگارشان هستند، گرامی داشته است.آنها راست گفتند و شهادت دادند همچنانکه خداوند بر خودش شهادت داد . اما در عبارت "و اولوالعلم قائماً بالقسط" مقصود از این عبارت نورانی، پیامبران و جانشینان آنها هستند و آنها کسانی هستند که برای ایجاد قسط بپاخاسته‌اند، قسط همان عدالت در ظاهر است و عدالت در باطن ، وجود مبارک علی بن ابیطالب علیه السلام است. و می‌فرمایند هر مؤمنی در هر جایگاه عبادت و کارهای خیر دست خود را بر دیوار آن مکان نهد و آیه شریفه را بخواند انشاءالله فردای قیامت آن جایگاه برای او شهادت می‌دهد.
درواقع افشای اعمال از وجود خودمان شروع می‌شود تا در تک تک اعضا ظهور داشته باشد.آنچه در عالم بالا بصورت سِرّ خلق شده ، در ظهور به عوالم پایینی (یعنی اسفل السافلین) قرار می‌گیرد اما تا در دنیا نمی‌آمد ، مشاهده نمی‌شد و به ظهور وجودی از نظر مادی نمی‌رسید.
 پس خلقت خالق بی‌همتا در عالم دنیا ، مشهود است و از هر ذره‌ای چه بصورت جمادات و چه نباتات و چه حیوانات و یا انسان و یا حتی همه‌ی موجوداتی که با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند و یا اصلا شاید فقط احساس می‌شوند مثل گازها و هوا و ... ، همه به یک صورت در دنیا به مقام شهودی و ظهوری می‌رسند.
حالا خوب دقت کنید که چگونه عالم بظهور در حرف شین است؟!
شاید این یکی از اسراری است که خداوند یکتا در آیه20 و 21 سوره مبارکه فصلت می‌فرماید: حتی اذا ماجاءوها شَهدَ علیهم سمعهم و ابصارهم و جُلودهم بماکانوا یعملون(20).و قالوا لجلودهم لِم شَهدتم علینا قالوا انطقنا الله الذی انطق کلّ شیءٍ و هو خلقکم اوّل مرّةٍ و الیه ترجعونَ (21) تا چون همه بر دوزخ رسند آن هنگام گوشها و چشمها و پوست بدنهایشان بر جرم و گناه آنها گواهی دهند. و آنها به اعضای بدن خود گویند چگونه بر ضد ما شهادت دادید؟ و آن اعضا جواب گویند: خدایی که همه موجودات را به نطق آورده ما را نیز گویا گردانید و او شما را نخستین بار بیافرید و باز بسوی او برمی‌گردید. و یا در آیه 65 سوره مبارکه یس می‌فرماید: "الیوم نختم علی افواههم و تکلّمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بماکانوا یکسبون ؛ امروز است بر دهان آن کافران مُهر خموشی نهیم و دستهایشان با ما سخن گوید و پاهایشان به آنچه کرده‌اند گواهی دهد". این کلام مبارک نشان می‌دهد که تمام عالم وجود و آنچه در ظاهر و باطن ماست می‌گویند که  "ماسمیعیم و بصیریم و هُشیم   با شما نامحرمان ما خامُشیم"   و همه، مأموران مخفی خداوند هستند و همه چشم و گوش حقّند، پس به اذن او در مقام شهادت برپا می‌خیزند و گواهی می‌دهند.
بنابراین آن روز زبان نطق دنیایی بسته می‌شود و تمام وجود در مقام شهادت ، گواهی می‌دهند.
پس خوب بفهمیم که عالم محضر خداوند قادر متعال است و در مجرای ذات اقدس، امام و حجت بر حقّ پروردگار؛ وجود مبارک صاحب الامر و الزمان اباصالح المهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد. پس ذره و نقطه و نکته‌ای در ظاهر و باطن و در قلوب و اسرار ما نمی‌ماند مگر اینکه بر همه آنها آگاهی و ولایت مطلق دارند.
حال اگر خوب دقت کنیم همانطورکه یکی از آلات موسیقی، دایره است که روی آن با پوست حیوان (دبّاغی شده) پوشیده شده و بر آن می‌زنند تا صدایش درمی‌آید(دایره می‌زنند)، تمام زندگی ما هم دایره است و دایره با پوست حیوانیت صدادار می‌شود. بترسیم روزی که به این دایره زده می‌شود تا شهادت‌های خود را ظاهر کند !
 اللهم یا ستار العیوب سَتـِّر عیوبنا یا ارحم الراحمین
برای عقد هر سند و معامله هم برای اینکه محکم بماند ، شاهد و گواه می‌آورند. یعنی شهادت، باعث استحکام سندیت هر حُکم می‌شود{آیه 282 سوره مبارکه بقره که بزرگ‌ترین آیه قرآن است درباره معامله و نوشتن سند و گرفتن شاهد است... .}. پس سند قبولی اعمال، با شهادتین و شهادت بر ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام و ذریه‌های معصومش و امروز؛ امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین است. 
**2) امام شهدا :
وجود مبارک اباعبدالله الحسین علیه السلام در مقام سیدالشهدایی قرار دارد که تولد و شهادت وجود نازنینش استثنا است. چنانچه می‌دانید ایشان 6 ماه در حمل مادر بزرگوارشان بودند. پس عدد 6 ، افشای وجود مبارک آقاست! خوب دقت کنید که عدد 6 به حروف در فارسی ، شـِش می‎شود که دو تا حرفِ ش است و درواقع شین.
پس بلوغ 9 در باطن شین قرار گرفت ( به تعداد حروف و نقطه‌های حرف شین که 9 می‌شود) و امام حسین علیه السلام از بدو تولد به عدد 10 بدنیاآمد {یک وجود مبارک خودش + 9 ذریه معصوم صلوات الله علیهم اجمعین در بطنش (10=9+1)}.
پس او حامل بلوغ گنج 9 (شین) و افشاکننده اسرار دایره خلقت است! اسرار دایره زندگی مبارکش که محیط بر همه‌ی عوالم هستی است حیات را در عدد 6 ظهور داد و بلوغ هدایت را به 9 ذریه معصومش صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین


حال خوب دقت کنید! شعاع دایره 9 است (یک حرفِ ش) و قطر دایره می‌شود 2 تا شعاع یعنی 2 تا 9 ، که درواقع شِ بعدی را ظاهر می‌کند ( یعنی 2 تا حرفِ ش در امتداد یکدیگر). پس تمام دنیا در ظهور شـِش روز قرار می‌گیرد.در اینجا باید متذکر شوم به هم مقام حمل خانم حضرت زهرا سلام الله علیها (6 ماه) و هم مولودش در عدد 6 ! چگونه می‌توان به معرفت این حیات نورانی رسید؟! الله اعلم .
*درباره معارف وجود مبارک اباعبدالله الحسین علیه السلام شیخ محی الدین عربی رحمة الله در کتاب شرح مناقب (ص208) می‌فرماید :مطلب المُحبّین و مقصد العُشّاق المقدسِ عن کُلِّ الشَّیـْنِ ابی عبدالله الحسین صلوات الله علیهم اجمعین. یعنی مطلب اَحباب و مقصد عشاق منزه است از هر گونه نقص . درواقع تفشی همه‌ی محبت‌ها از قلب‌ها و افشاکننده‌ی نهایت هدف همه‌ی عشاق در عشق مقدس به خداوند کریم، اباعبدالله الحسین صلوات الله علیهم اجمعین است. بعبارتی یعنی امام حسین علیه السلام، افشاکننده‌ی مطلب محبین و مقصد عشاق است.
هر جنینی در شکم مادر اگر به عدد 6 (ماه) متولد شود ، زنده نمی‌ماند. اما مولود عمل در دنیا اگر به شرط شهادت ، عمرمان تمام شود ، نه تنها نمی‌میریم بلکه زندگی جاوید در پناه خداوند منان و در پیشگاه قرب او پیدا می‌کنیم که آنجا فوز عظیم است (این حملِ واقعی دنیاست که در عدد 6 مولود زنده تحویل می‌دهد!). اللهم الرزقنا
پس امام حسین علیه السلام 9 به عدد و نُهِ به حروف در باطنش که شامل طول و عرض عالم است ، باطن شِش حمل اوست (چون 6 ماهه بدنیا آمد) و ظهور ولایت 9 ذریه‌ معصومش صلوات الله علیهم اجمعین ، ششِ دوم حیات جاودانه است که به نهمین ذریه معصومش؛ امام زمان عج الله تعالی فرجه کلّ جاودانگیش افشا می‌شود.
اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من انصاره و اعوانه و شیعته.
دو عدد 9 در جمع می‌شود 18 که برابر با نام حی خداوند متعال است که در مقام اسماءِ پروردگار عالم ، اُمّّ‌ الاسماء نام دارد. و در خلقت دنیا در شش روز ، ظهورش را می‌بینیم. پس کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا را به صورت مهندسی خلقت درمی‌یابیم. الحمدلله ربّ العالمین.
ارتباط آغاز و عنوان سوره‌ها با امام حسین علیه السلام :
واژه گرانقدر بسم الله آغاز و عنوان سوره‌هاست ، و امام حسین علیه السلام نیز عنوان شهادت و سالار شهیدان راه حقّ را داراست.
این واژه پرشکوه یعنی بسم الله الرحمن الرحیم به عنوان تکلیف به هنگام ذبح و نحر حیوانات به زبان آورده می‌شود و امام حسین علیه السلام نیز بدان دلیل که در سخت‌ترین شرایط و شیوه ، در راه حق و عدالت قربانی شد به هنگام ذبح و نحر قربانی ، خاطره‌اش تجدید می‌گردد.{ بحارالانوار ج44ص226}
برداشت دیگری از آیات : در قرآن ، آیاتی است که نام‌ها و نشانه‌ها و ویژگی‌های خاصی دارد همانند آیات نور ، تطهیر ، آیة الکرسی ، آیات شفا و شفابخش ، آیات سجده  و آیاتی برای امور ویژه‌ای است و امام حسین علیه السلام نیز اینگونه است و دارای مقام والاییست که علم و عظمتش ، به خاطر الطاف خاصّ خدا بر او ، آسمان‌ها و زمین را دربرگرفته است ".{و تمام این مقامات را دارد}
خوانندگان عزیز ! امیدوارم به خوبی به مغز و جانِ مطلب پی برده باشید. حال می‌خواهیم 7 پرده‌ای که شاه پرده دار برای عالمیان کنار زده را بیان کنیم:
شاه پرده دار ؛ ابا عبدالله الحسین علیه السلام
اگر بخوبی بخواهیم معنی و مفهوم کلمات را بفهمیم ، باید در بارگاه کسی ورود داشته باشیم که او شاهِ بردارنده‌ی همه پرده‌های اسرار غیب است ! در حقیقت بردارنده‌ی اسرار عددی 9 و 5 و تمامی 7 آیه سوره مبارکه حمد می‌باشد! او عین الشین است یعنی چشمه‌های شین یا چشم شین!
به وجود مطهر و نورانی اباعبدالله الحسین علیه السلام ، 7 پرده از اسرار عالم در دنیا کنار زده شد تا ندیدنی‌های عالم بالا دیده شود {البته همانطور که در درس‌های قبل بیان شد ، هم در عدد و هم در حروف نام مبارکش و هم در تولد و هم در شهادت وجود مطهرش درس‌های زیادی نهفته است} :
1-وجود مبارک حضرت ، 6 ماه در حمل مادر بزرگوارش خانم فاطمه سلام الله علیها بوده است { به نقل از کتاب تفسیر علی ابراهیم و تفسیر صافی و فصوص المهمه ابن اصلاغ مالکی (ص153) و اصول کافی شیخ کلینی(ج2ص247)} . چنانچه در تأیید این احادیث آیه 14 سوره مبارکه احقاف می‌فرماید: ووصّینَا الانسانَ بوالدیهِ اِحساناً حَمَلتهُ اُمّهُ کُرهاً و وَضَعَتهُ کُرهاً و حَملُهُ و فِصالُهُ ثَلاثونَ شَهراً ... ؛ و ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کردیم (یاد کند) که مادر با رنج و زحمت بارحمل کشید و با درد و مشقت وضع حمل نمود و سی ماه تمام مدت حمل و شیرخواری بود ... . خداوند متعال مدت حمل و شیردهی را 30 ماه فرمود که 2 سال شیردهی ، 24 ماه می‌شود و 6 ماه هم حمل است که این آیه را به آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام و مادر گرامیش ؛ حضرت فاطمه سلام الله علیها نسبت می‌دهند.
چنانچه عدد 6 خودش به تنهایی بردارنده پرده‌ی غیب است به عالم شهود ، زیرا دنیا را عالم شهود می‌گویند. و پروردگار یکتا در 7 سوره مبارکه قرآن فرموده است که خَلَقَ السمواتِ و الارضَ فی ستةِ ایامٍ (آسمان‌ها و زمین را در 6 روز خلق کردم) { آیه 54 سوره مبارکه اعراف ، آیه 3 سوره مبارکه یونس ،آیه 7 سوره مبارکه هود ، آیه 59 سوره مبارکه فرقان، آیه 4 سوره مبارکه سجده ، آیه   38سوره مبارکه ق و آیه 4 سوره مبارکه حدید}
*عدد 6 در حروف ، متعلق به حرفِ  " و " می‌باشد که حرفِ ربط است و خودش مقامِ واسطه‌گری دارد.چنانچه خداوند در آیه 156 سوره مبارکه بقره فرموده است: انّا لله و انّا الیه راجعون. آنچه در دنیا ظهور و حضور دارد از خداست و روی حرفِ "و" به عدد 6 ، حیات و رزق خود را دریافت کرده است و دوباره به سوی خدا برمی‌گردد. درواقع دنیا بقول پیامبر گرامی پلی است که از یک سو آمده و از یک سو خارج می‌شود.
دنیا درواقع به عدد 6 خلق شده است و همه‌ی مخلوقاتی که در دنیا از هر نوع جمادات ، نباتات و حیوانات و موجوداتی بینابینی ، همه در حملِ 6 دنیا قرار می‌گیرد و خداوند در سوره مبارکه الرحمن آیات 26 و 27 می‌فرماید: کلّ مَن علیها فان. و یبقی وجه ربِّک ذوالجلال و الاکرام. یعنی همه آنچه در دنیا آمده فانی است مگر آن چیزهایی بقا پیدا می‌کند که به مقام وجه ربک ذوالجلال و الاکرام برسد.
درحقیقت فقط شاه پرده دار است که به وجود مبارکش ، راه رسیدن به مقامِ یَبقی را برای شیعیان و محبّین واقعی‌اش به وجه ربک ذوالجلال و الاکرام باز کرده است. یعنی دنیای نماندنی را به عدد 6 ،و حملِ 6 را در تولد ، زنده و ماندنی می‌رساند!
شاید یکی از مصادیق عدد 6 این است که خداوند متعال در 7 آیه به همه‌ی بندگانش بفرماید که 6 دانگِ عالمِ هستی از آن خداوند یکتای قهار است(غالب مطلق است) لِمَن المُلک الیوم لله الواحد القهار (آیه 16 سوره مبارکه غافر).
و همانطورکه ذکر شد عدد شِش (به حروف) ، کلّ  قطر عالم امکان و درواقع افشای کلّ عالم هستی و پرده برداری از عالم سِرّ و تا عالم ظهور و تا بینهایت (الی یوم القیامة) در عدد دایره به حرف شین که عدد آن 360 است (تمام علوم و علم ساعت) می‌باشد که به وجود مبارک امام حسین علیه السلام افشا و پرده از رخش برگرفته است. و همه این زیبایی‌ها تا قبر شش گوشه‌اش و تا شهید شش ماهه‌اش ، همه و همه افشای درس دیگریست و آن این است که کسی که 6 ماه حامل وجود مطهرش بوده ، مادر بزرگوارش ؛ سیده نساء العالمین ؛ فاطمه زهراسلام الله علیها است که تمام گنج عدد 6 را داراست و همه‌ی ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین به یک نحو پرده برداری از معارف مادر بزرگوارشان را افشا کرده‌اند.  
          اللهم صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد مااحاط به علمک  
و در احادیث شریف آمده است که امام زمان عج الله تعالی فرجه ، اولین حقی را که از ظالمین می‌گیرد ، حقّ مادر بزرگوارش می‌باشد و مکان قبر مطهرش را افشا می‌کند. درواقع حکومت امام زمان عج الله تعالی فرجه، حکومت بلوغ 9 همه‌ی اعداد و ابعاد آفرینش است ( عدد 9 یعنی افشای شین ؛ که قبلا توضیح داده شد) و حضرت حقیقیِ شین است ؛ هم زمان ظهورش علم السلاعة است و هم خودِ بزرگوارش گنج ساعة می‌باشد!
ابن شهر آشوب می‌نویسد : پس از تولد امام حسین علیه السلام، خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها بیمار شد . وجود مبارک امام حسین علیه السلام از انگشت مبارک پیامبرصلی الله علیه و آله شیر می‌نوشید. به یک قول تا 40 روز حضرت را تغذیه می‌کرد. گاهی با انگشت سبابه و گاهی زبان خود را به کامش می‌گذاشت { چون پیامبر پیامبرصلی الله علیه و آله می‌خواست نسل او و امامت از ذریه امام حسین علیه السلام باقی بماند}
2-از مقامات آقا این است که از عدد 5 پرده برداشته و حقایقش را آشکار کرده است. چنانچه همانطورکه در اول درس توضیح داده شد که حضرت زهرا سلام الله علیها ، حوا روحانی است. و عدد ابجد نام حوا سلام الله علیها =15 است که جمع اعداد 1 تا 5 می‌شود 15 و همه حروف و اعداد از عدد 5 ظهور پیدا کرده است.و عدد ابجد "حوای روحانی" =300 و برابر با عدد ابجد حرفِ ش می‌باشد.
درواقع عدد 5 برابر با تعداد حروف (کلمه) الفبای هستی است { الف : 3 حرف + با:2 حرف ، رویهم می‌شود 5 حرف}. و وجود مبارک پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین ، الفبای خلقت هستند و سِرّ وجودهای مطهر ، حضرت فاطمه سلام الله علیها است که نام مبارکش 5 حرف دارد و خود ، حوای روحانی است. و کلمه حوای روحانی هم به عدد 300 برابر با جمع اعداد 1 تا 24 است (و عدد 24؛ عدد جامع است) پس او، جامعِ همه‌ی اصالت‌ها می‌باشد.
نکته مهم: پس چگونه ساعت زندگی ، تمام ثانیه‌ها و دقیقه‌هایش به عدد 60، ساعت را می‌پیماید؟! زیرا اگر عدد 300 را بر 5 تقسیم کنیم، عدد 60 بدست می‌آید! پس عدد 60، همان حرفِ سین است و قلب عالم امکان و میزان زمان و به یک قول، مادرِ زمان است. عدد 60 برابر عدد ابجد نام مبارک اُم ابیها است زیرا خانم سلام الله علیها، اُم السین است!!!   
در اینجا متذکر می‌شوم به معنی اُم که به مقصود و منظور و هدف معنی شد. توجه بفرمایید ! یکی از القاب خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها، اُمّ الحسن علیه السلام و اُمّ الحسین علیه السلام است. ظاهراً یعنی مادر حسن علیه السلام و مادر حسین علیه السلام.این معنی درست است ولی وقتی به معارف اُم آشنا شدید یعنی همه‌ی معارف و گنج و اسراری که از امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام می‌خوانید و می‌فهمید و آشنا می‎شوید ، همه از باطن وجود نازنین مادر بزرگوارشان است.او این گنج‌ها را دارد، که وجودهای مبارک ظهور داده‌اند. پس امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام مظهر ظهور حقایق وجودی خانم فاطمه زهراسلام الله علیها و همینطور در حقیقت پدر و جدّ بزرگوارشان پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین هستند، ولی باز هم پیامبر صلی الله علیه و آله  می‌فرماید : فاطمه(س) اُم ابیها است!
حال خوب دقت کنید! و امام حسین علیه السلام ؛ شاه پرده دار ، پنجمین معصوم صلوات الله علیهم اجمعین هستند. و تمام عالم شد کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا. پس پنجِ وجودش ، جهانگیر شد. و او شد خامس آل عبا صلوات الله علیهم اجمعین { و خمسِ پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین }. او پرده‌ی ورودی به بهشت را بالا زد. و راه ورود ِ یوم الورود را به همگان آموخت که جز به طهارت که باطنش خمس است ، راه دیگری نیست و خمس شد یک پنجم مال و دارایی هر شخصی.
و ملاحظه کردید که همه نعمت‌های بهشت در تعدد(عددی) و تعریف(حروفی)، همه از عدد 5 که همان عدد خمس است و پرده برداری از سال خمسی دنیا به مرکز رحمت بهشت در آخرت و اتصال راه مستقیم ، همه از باب الحسین علیه السلام است و پنجمین قِسم از اتصال ظاهری و باطنی ، که اوست چه در مال و چه در جان و چه در نفس و چه در هنر و چه در همه توانها و وسع وجودی انتقال آن از دنیا به آخرت می‌باشد.
3-اما پرده‌ی افشاء حیات  طیب و زندگی پاک و پاکیزه و بدون خوف و هراس ، در بهترین مقامات انسانی یعنی در قرب خداوند کریم و دریافت بهترین روزی که رزق حسن نامیده شد نزد پروردگار عالم (عند ربهم یرزقون) را به همه نشان داد.
4-اوست که در روز عاشورا میته‌ی عین نجس بدن انسان را به عین طهارت پرده برداری کرد. و مرگ را به معنی نیستی به حیات طیب شهادت یعنی هستی بر همه آشکار کرد. اوست که پرده نیازمند بودن اموات را در آخرت به غنی شدن و کامل شدن و روزی گرفتن از پروردگار عالم برداشت.
از آنجائیکه لا یوم کیومک یا اباعبدالله ؛ پس او تنها کسی است که در روز عاشورا شهادت فی سبیل الله را بصورت قلب به میم شدن پرده برداری کرد. خداوند کریم در آیه 169 سوره مبارکه آل عمران می‌فرماید: ولاتحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.
5-در روایات آمده است که روزی حضرت جبرائیل علیه السلام تحفه‌های بهشتی نزد پیامبرصلی الله علیه و آله آورد و فرمود اینها لباس آخرت یعنی کفن است و یک یک را باز کرد و معرفی فرمود: برای حضرت رسول صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمهسلام الله علیها و حضرت علیعلیه السلام و امام حسن علیه السلام ، تمام شد .حضرت پرسیدند : پس کفن برای امام حسین علیه السلام چه شد؟ جبرائیل علیه السلام فرمود: حسین علیه السلام کفن نمی‌خواهد.
آیا کفن ، برداشتن پرده‌ی ظاهر به باطن عالم نیست؟ چرا و چگونه به این مرتبت می‌رسد که کفن نمی‌خواهد؟! ابا عبدالله الحسین علیه السلام درحالیکه روی زمین زندگی می‌کند اما پرده عالم آخرت را برمی‌دارد. زیرا بنابر حدیث زیبایی از پیامبر صلی الله علیه و آله { کتاب بحار الانوار ج25ص16}و تفسیر آیه 69 سوره مبارکه نساء : فاولئک مع الذین أنعم الله علیهم مِن النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین. درباره این آیه از پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال کردند و حضرت فرمود: نبیین ، من هستم و مراد از صدیقین ، علی بن ابیطالب علیه السلام است. مراد از شهدا ، عمویم حضرت حمزه و مراد از صالحین فاطمه زهرا فاطمهسلام الله علیها و دو پسرش ؛ امام حسن علیه السلام و حسین علیه السلام است. آنگاه فرمود زمانی که خداوند ما را آفرید ، نه آسمانی بنا گذارده شده بود و نه زمینی گسترده شده بود و نه عرشی بود و نه بهشتی و نه آتشی ، درحالیکه هیچ تسبیح کننده‌ای نبود. ما بودیم که او را تسبیح می‌کردیم و درحالیکه تقدیس کننده‌ای نبود ، ما او را تقدیس می‌کردیم. در کتاب بحارالانوار(ج25) از کتاب روض الجنان تألیف فضل الله بن محمود فارسی به حذف اسناد از انس بن مالک روایت کرده که گفت:
... پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: چون خدا آغاز صنع خود را اراده کرد ، نور مرا شکافت و از آن عرش را آفرید، پس نور عرش از من است و نور من از نور خداست و من ، افضل ازعرشم.
سپس نور پسر ابیطالب(ع) را شکافت و فرشتگان{ملکوت و کرسی} را از آن آفرید و نور فرشتگان از نور پسر ابیطالب(ع) است و نور پسرابیطالب(ع) از نور خداست و پسر ابیطالب(ع) ، افضل از فرشتگان است.
پس نور دخترم فاطمه(س) را شکافت و از آن آسمان‌ها و زمین را آفرید ، پس آسمان‌ها و زمین از نور دختر من فاطمه(س) است و نور دختر من فاطمه(س) از نور خداست و دختر من فاطمه(س) از آسمان‌ها و زمین ، افضل است .
سپس نور حسن(ع) را شکافت و از آن آفتاب و ماه را آفرید ، پس آفتاب و ماه از نور حسن(ع)  است و نور حسن(ع)  از نور خداست و حسن(ع) ، افضل از آفتاب و ماه است.
پس نور حسین(ع)  را شکافت و از نور او بهشت و حور العین را آفرید و بهشت و حورالعین از نور حسین(ع) است و نور حسین(ع) از نور خداست و حسین(ع)، افضل از بهشت و حورالعین است....{حدیث‌هشتم‌ازکتاب‌جنة‌العاصمه؛آیت‌الله میرجهانی طباطبایی}.
اما نکته شاه پرده دار اینجاست ، خوب دقت کنید! ... پس نور حسین(ع)  را شکافت و از نور او بهشت و حور العین را آفرید و بهشت و حورالعین از نور حسین(ع) است و نور حسین(ع) از نور خداست و حسین(ع)، افضل از بهشت و حورالعین است... .
پس درمی‌یابیم درحالیکه وجود مطهر آقا در دنیاست اما انوارِ وجود مبارکش در عالم باطن است. زیرا اوست شاه پرده داری که تمام نعمت‌ها و خلقت‌های زیبای پروردگار عالم و تمام انوار مطهر خانواده محترمش را به جایگاه حقیقی می‌رساند. درواقع او مظهر وراثت همه انبیاء و اولیاء و ائمه صلوات الله علیهم اجمعین است. در حقیقت باعث تحقق تمام زحمات و گنجینه وراثت و لایت و رسالت است. چنانچه در ظهر عاشورا به نقل از بسیاری از روایات ، 2 خورشید در آسمان دیده شده است. و در قرآن کریم آیه 9 سوره مبارکه قیامت می‌فرماید: روزی که ماه و خورشید در یک جا جمع شود ( و جُمِعَ الشمس والقمر) در آن روز ، راه گریزی نیست.
امام حسنعلیه السلام در پیشگویی شهادت امام حسینعلیه السلام فرمود: لا یوم کیومک یا ابا عبدالله . برخی هم جمله کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا را به امام صادق علیه السلام نسبت داده‌اند.
در هر صورت تا اینجا ، اگر تا حدودی به عظمت وجود ابا عبدالله الحسینعلیه السلامپی برده باشیم ، متوجه می‌شویم که از بعد از وجود مبارکش ، 9 ذریه معصوم صلوات الله علیهم اجمعین او صاحب ولایت هستند تا ظهور نهمین فرزندش به عدد 9 و خود آقا به عدد 5 ، تمام و کلِّ پرده‌ها برداشته می‌شود و حکومت بهشتی و نورانی در دنیا مستقر و افشاء و ظهور و تجلی پیدا می‌کند.
                                اللهم عجّل لولیک الفرج
6-تربت پاک امام حسینعلیه السلام: خوردن خاک برای مسلمانان حرام است الا تربت امام حسینعلیه السلام که نه تنها حرام نیست بلکه شفا هم هست!
در سفینةالبحار (ج2 ص103) آمده : گرچه خوردن خاک حرام است اما خوردن اندکی از خاک قبر سید الشهدا به نیت شفا گرفتن جایز بلکه مؤکد است و آداب و حدودی دارد. امام صادقعلیه السلام فرمود: در خاک قبر حسینعلیه السلام شفای هر درد است و آن دوای بزرگتر است {المزار، شیخ مفید ص143}
درواقع این چه پرده‌ای است که برداشته می‌شود تا حرام ، حلال شود؟! چیزی که به دلایل زیادی مضرّ است اما تبدیل به چیزی شود که باعث شفاست!
تربت امام حسینعلیه السلام یک شرایط و خصوصیات باطنی دارد که از عالم تکوین است. یعنی این تربت تکویناً ذاتش شفاست!
از ام سلمه نقل است که می‌گوید: روزی ... من از منزل خارج شدم و وقتی بازگشتم به اتاق رسول الله صلی الله علیه وآله دیدم پیامبر صلی الله علیه وآله گریه می‌کند خیلی تعجب کردم ! ... و دیدم مشتی خاک در دست دارد. ... سؤال کردم: یا رسول الله صلی الله علیه وآله این چه خاکی است که شما را این همه ناراحت می‌کند؟ فرمودند: ام سلمه جبرائیلعلیه السلامبر من نازل شد و عرض کرد این خاک از زمین کربلا است. و این خاک فرزند تو حسینعلیه السلاماست که در آنجا مدفون می‌شود. یا ام سلمه بگیر این خاک  را و بگذار در شیشه‌ای، هر وقت دیدی رنگ خاک به خون گرائید ، آنوقت بدان که فرزندم حسینعلیه السلام به شهادت رسیده است.
ام سلمه می‌گوید:آن خاک را از رسول الله صلی الله علیه وآله گرفتم که بوی عطر عجیبی می‌داد. هنگامیکه امام حسینعلیه السلام بسوی کربلا سفر کردند ، من نگران بودم و هر روز به آن خاک نظر می‌کردم تا یک روز که دیدم تمام خاک تبدیل به خون شده است و فهمیدم که امام حسینعلیه السلام به شهادت رسیده‌اند... {تحفة الزائر مرحوم مجلسی ص168}
مقداری تربت اصلی قبر امام حسینعلیه السلامدر موزه آن حضرت در کربلا قرار دارد که روز عاشورا از ساعت 9 به بعد شروع می‌کند به سرخ شدن ، نه تنها سرخ می‌شود بلکه خیس هم می‌شود(خون می‌شود). این خصوصیات مخصوص تربت مطهر آقاست . درواقع یعنی تربت ، زنده است . وجود است . یعنی پرده برداشته می‌شود. هرسال امام حسینعلیه السلام آن به آن در دنیا احیا کننده و بردارنده پرده‌ی غیب است به عالم شهود! السلام علی الحسینعلیه السلامو لعنت خدا بر ظالمین و قاتلینش الی یوم القیامة
هرکه به تربت امام حسینعلیه السلام سجده کند : تخرق الحجب السبع یعنی خداوند حجاب‌های هفتگانه را از او برمی‌دارد . درواقع تربت شاه پرده‌دار در هنگام سجده ، پرده‌ها و حجاب‌های نفسی را کنار زده و ارتباط مستقیم بنده را به خدای مهربان آسان و نزدیک می‌کند.
امام صادقعلیه السلام دستمال زردی داشت که در آن تربت امام حسینعلیه السلامبود وقت نماز که می‌شد همان تربت را در موضع سجودش می‌ریخت و بر آن سجده می‌کرد {منتخب التواریخ ص298}. و نیز آن حضرت فرمود: سجده بر تربت حسینی حجاب‌های هفتگانه را کنار می‌زند {بحارالانوار ج 82 ص 153 و 334}
احادیث فراوانی نسبت به برداشتن کام نوزادان با تربت کربلا است. از جمله امام صادقعلیه السلامروایت است که کام فرزندان خود را با تربت حسینعلیه السلامبردارید که این تربت امان است{وسائل الشیعه ج10ص410}
و روایت است که مقداری تربت با کسی که از دنیا رفته همراه کنید تا او را از هول و وحشت قبر نگهدارد.
7-پرده هفتم: سَر مبارک شاه سر جدا ؛ ابا عبدالله الحسین علیه السلام
چرا سربازی؟ چه کسی سرباز است ؟ در ظاهر، جوانان هر کشوری باید مدتی را به دوران سربازی طی کنند. یعنی دولت بهترین سالهای عمر جوان را در خدمت می‌گیرد.و در این مدت باید تمام قوایش را به آب و خاکش (یعنی وطنش) هدیه دهد تا وطنش جوان و سالم بماند. درضمن اینکه خودشان هم باید فنون جنگیدن و چگونه دفاع کردن از حریم شهر و مملکت و خانه و خانواده را بیاموزند.
درواقع سرباز ، باید سَرِ خود ( فکر و عقیده و راحتی و آسایش) را کنار گذاشته و سَرِ فرمانده را روی بدن خود بگذارد! یعنی تمام امر فرمانده را اگرچه سخت باشد و یا مطابق میل باطنیش نباشد و یا حتی جانش به خطر بیفتد، باید اطاعت کند و از اوامر فرمانده سرپیچی نکند.
اما شاه پرده دار ؛ شاه سر جدا :
خیلی زیباست بدانید که بنده شدن یعنی چه؟ شیعه شدن یعنی چه ؟ محب بودن یعنی چه؟ خداوند سبحان خانواده محترم و نورانی پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین که پرعظمت‌ترین و بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین خانواده در تمام خلقت پرودگار عالم هستند را به خود نسبت داده و آل الله می‌خواند.
در حقیقتِ 5 نور مقدس این خانواده ، 4 بزرگوار به شهادت رسیدند اما وجود مقدس امام حسینعلیه السلام گونه دیگری را نشان می‌دهد و حقایق و اسرار و آموزه‌هایش ، پرده اسرار را چنان کنار می‌زند که دنیایی که لیل (شب) خوانده می‌شود به یوم (روز) نامیده می‌شود: روز عاشورا. یوم عاشورا!!!
 یعنی پرده شب را کنار زده و همه حقایق را در روز روشن بر همگان برملا و و آشکار کرده است.  و کلّ حقایق پرده برادری ششگانه که در بالا ذکر شد ، در این هفتمین بصورت کامل نمایان می‌شود! چنانچه 72 یار باوفایش به تبعیت وجود مطهرش ، سَرهایشان بالای نیزه رفته و بواقع سَرِ خود را به خدای مهربان با عنوان بهترین بنده خوب خدا داده است. یعنی آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام ، سرباز صدیق خداست!
وقتی یک سرباز واقعی ، سرِ فرمانده‌اش روی بدنش باشد پس هرچه سر (که رئیس بدن است) دستور دهد تمام بدن از جمله دل و دستها و پاها ، اطاعت محض می‌کنند. آنگاه که فرمانده یکی است یعنی همه بدن‌ها هم یکی می‌شود.پس در راه خدا از هیچ فداکاری دریغ نمی‌کنند.
امام حسین علیه السلام اول سَری است که به تمام معنا ، فرمانده‌اش خداست. پس با تمام وجود و بدن مطهرش ، بدون هیچ اکراهی خود را به قربانگاه می‌رساند. بنابراین فرمانده‌اش خداست که غیب الغیوب است پس بدن آقا بدون سر است (حتی درقیامت هم حضرت بدون سر وارد محشر می‌شوند) چون سرش غیب است و امر خداست. اما در میان این همه خواهان ، فقط 72 نفر به واقع آنها هم سرِ فرمانده خود را که اباعبدالله‌الحسین علیه السلام است ، بر تن خود می‌گذارند و با جان و دل در قربانگاه جانفشانی می‌کنند.
اما نکته زیبا این است که ای شیعیان و محبین عالم چرا سر مبارک آقا باید روی نیزه 40 روز و 40 وادی سفر کند و اربعین خود را الی یوم القیامت جاودانه کند! زیرا که در هر زمان و هر مکان این سَر ورود دارد و تمام عاشقان را صدا می‌زند: هل مِن ناصرٍ ینصرنی ؛ آیا کسی می‌خواهد مرا {و فرزندانم را که امروز امام زمانمان اباصالح المهدیعج الله تعالی فرجه است} یاری دهد. پس همه بیایید و برای سربازی ، نام خودتان را بنویسید! البته این سربازی لیاقت می‌خواهد یعنی هر کسی این لیاقت را ندارد.
سرباز اسلام و قرآن هم آقایان هستند و هم خانم‌ها. زیرا امام حسین علیه السلام سربازی را همگانی کرد! چنانچه خواهر گرامیش حضرت زینب کبری سلام الله علیها با 84 خانم { که در میان کاروان 27 بچه در سنین مختلف هستند و اهل کاروان، خانم‌ها هستند} در این اربعین ، سربازی کردند و جانفشانی کردند و به نحوه‌های مختلف پرچم سرخِ پیروزیِ حق بر باطل (و خون بر شمشیر) عاشورایِ امام حسین علیه السلام را برافراشتند و به همه‌ی جهانیان نشان دادند.
این بزرگ‌ترین حقیقت پرده برداری از اسرار عالم بالا و حتی در قیامت است که چگونه خون بر شمشیر پیروز شد.
عزیزان ما هم  به فرمان امام خمینی بت شکن ، سپاه و بسیج تشکیل دادیم تا تجهیز شویم و تمرین سربازی حقیقی کنیم تا در زمره 313 یار آقایمان امام زمانعج الله تعالی فرجه باشیم و از بذل جان و مال و فرزندان هیچ اِکراهی نداشته باشیم 
اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا مِن انصاره و اعوانه و شیعته و الذابین عنه و المستشهدین بین یدیه.
این چنین است که در حدیث می‌فرماید دعا کن با زبانی که گناه نکرده است.و درحدیث فرمود مؤمن به جایی از معرفت می‌رسد که چشم او به چشم امامش می‌بیند و گوشش به گوش امامش می‌شنود و زبانش به زبان او گویا می‌شود.
شیخ بها رحمة الله این حدیث را از احادیثی می‌داند که سندش صحیح و مشهور بین خاصّه و عامه است و از جمله کسانی که در سلسله این سند است ، علی بن ابراهیم می‌باشد:
چون رسول خداصلی الله علیه و آله به معراج برده شد به ساحت قدسی پروردگار فرمود: پروردگارا ! حال مؤمن نزد تو چگونه است؟ فرمود: ای محمدصلی الله علیه و آله! هرکس دوستی (از من) را اهانت کند به جنگ با من برخاسته است و من از هر چیز زودتر دوستانم را یاری می‌کنم ، و من در هیچ امری که انجام دهنده آن هستم به تردید نیفتاده‌ام که در وفات مؤمن مردد شوم( به همین خاطر نسبت به فوت نمودن او مردد می‌شوم) و همانا برخی از بندگان من هستند که آنها را اصلاح نمی‌کند مگر غنا و بی‌نیازی و اگر آنها را به سوی غیر آن بازگردانم هر آینه هلاک خواهند شد. و هیچ بنده‌ای از بندگان من به من نزدیک نمی‌شود تا آن که او را دوست خواهم داشت. پس وقتی که او را دوست داشتم ( همان بنده‌ای که سرباز شده ) گوش او می‌باشم که با آن می‌شنود و چشمش می‌شوم که با آن می‌بیند و زبانش می‌شوم که با آن می‌گوید و دستش می‌شوم که با آن می‌گیرد . اگر مرا بخواند جوابش می‌دهم و اگر از من چیزی بخواهد به او اعطا خواهم کرد. به مثل اینکه بگوید کـُن ( بشو) به امر خداوند برایش می‌شود فیکون( می‌شود).
*و در آخر بن بست ...!
حال خوب دقت کنید! آن لحظه‌ای که حضرت در گودال قتلگاه قرار گرفت { خداوند کریم به وجود اولیائش ، راه‌های حقیقی به سوی خودش را به ما نشان می‌دهد} دور تا دور قتلگاه ملعونینی ایستاده بودند که عده‌ای شمشیر و نیزه و عده‌ای تیر بدست داشتند و عده‌ای دامن‌هایشان را پر از سنگ کرده بودند... یعنی همه راهها مسدود بود و حضرت را تیر باران و سنگباران و... کردند. و آنگاه بدن نورانیش که از هر نظر مورد هجوم ملعونین قرار گرفته بود و جای سالمی نداشت {خدا می‌داند که چه ساعات سخت و طاقت فرسایی بود} مثل این بود که حضرت در بن بستِ عمرِ مبارکش در دنیا قرار گرفته!
 راوی می‌گوید دیدم که حضرت می‌فرماید : رضاً بقضائک ، تسلیماً بأمرک. درواقع وجود نازنینش می‌فرموده خدایا از اینکه تو مرا می‌بینی و از من راضی هستی ، من هم راضی هستم.
نکته قابل توجه این است که عالم دنیا دارای 7 طبقه زمین و 7 آسمان است و زمان در 7  روز هفته می‌گردد و پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله فرمود که محتوای تمام قرآن در سوره مبارکه حمد جمع است. و سوره مبارکه حمد ، 7 آیه دارد . این رمزی از رموز کلام حضرت است! یعنی تمام عالم در حمد غرق است و همه در آیات سبعه (هفتگانه) هستند.
حال اگر سوره مبارکه حمد را بصورت دایره بنویسیم با حرفِ "ب"(بسم الله الرحمن الرحیم) شروع  و به حرفِ "ن" (والضالین) تمام می‌شود. پس حرف اول و آخر سوره مبارکه حمد در کنار هم می‌شود: " بن" . و اگر اولین حرف قرآن که "ب" است را کنار آخرین حرف قرآن که "س" است (ناس) بگذاریم ، "بس" می‌شود. پس درواقع بُن بس است { یعنی بن بست} که عدد ابجدش می‌شود 114 = (بس=62)+(بن=52) ؛ برابر با 114 سوره قرآن مجید! اینجا محل تلاقی حرکت عمر ما در دنیاست که همیشه آخر به اول می‌رسد و این ، همان دایره زندگیمان است که در ساعت آخر ، آشکار می‌شود و بصورت گردنبند به گردن تک تک ما می‌افتد.
خداوند کریم در آیه 13 سوره مبارکه اسرا می‌فرماید: و کلّ انسانٍ اَلزمناه طائره فی عنقه و نُخرجُ له یوم القیامة کتاباً یلقاهُ منشورا. کردار نیک و بد هر انسانی را چون طوقی به گردنش آویخته‌ایم . و در روز قیامت برای او نامه‌ای گشاده بیرون آوریم تا در آن بنگرد.
چنانچه اگر به عدد ، اولین و آخرین سوره مبارکه قرآن  را با هم جمع کنیم یعنی سوره مبارکه حمد (اولین سوره؛1) با سوره مبارکه ناس (آخرین سوره؛114) می‌شود 115 ( 1 + 114) که برابر با عدد ابجد کلمه معاد است. پس آنگاه که اعمالمان در آخر عمرمان ، به اول عمر ، پشت گردنمان بسته می‌شود ، درواقع معاد برایمان آغاز می‌شود! معاد از ریشه عَوَدَ یعنی برگشت کردن است که برای بعضی‌ها عید می‌شود و عیدی می‌گیرند که بهشت آنها آغاز می‌شود و برای بعضی‌ها ورطه‌ی هلاکت و مصیبت و عذاب می‌شود!   


منظورم از بیان این درس زیبا این است که اباعبدالله الحسینعلیه السلام، پرده‌ی آخر را کنار زد. و نشان داد که اگر در بن بست در گودال قرار گرفت، اما خداوند در آنجا باب رحمتش را باز کرد و مستقیم و بدون وقفه او را به مهمانسرای خود ؛ عند ربهم یرزقون ، به بهترین مقام و پذیرایی بُرد. او را زنده‌ی جاودان کرد و موت را از او برداشت و به او روزیِ ثارالله عنایت فرمود که مخصوص است و به مقامِ رزقاً حسناً رساند که اندازه‌اش را فرمود بغیر حساب .
درواقع ساعت رسیدن به بن بست ، نمره قبولی یا رفوزگی هر کسی است که اگر در حمد غرق بوده ، حالا درجه حامد می‌گیرد و یا عاصی بوده ... . به تعبیر ضرب المثلی که می‌گوید : هر که از پل بگذرد ، خندان بود . یا جوجه را آخر پاییز می‌شمارند. این احوال من و شماست ! خداوند در آیه 111 سوره مبارکه توبه می‌فرماید: إنّ الله اشتری مِن المؤمنینَ اَنفسهم و اموالهم بأنّ لهم الجنةَ یُقاتلون فی سبیل الله فیَقتُلون و یُقتَلون وعداً علیه حقاً فی التوراتِ و الانجیل و القرآن و مَن اوفی بعهده مِن الله فاستبشروا بِبَیعکم الذی بایَعتم به و ذلک هو الفوزُ العظیمُ ؛ همانا خدا خریداری کرده از مؤمنان جان و مال ایشان را به بهای بهشت که آنها در راه خدا جهاد کنند و دشمنان دین را به قتل برسانند یا خود کشته شوند این وعده قطعی است بر خدا و عهدیست که در (سه کتاب آسمانی) تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده و از خدا باوفاتر به عهد خود کیست؟ ای اهل ایمان به خود بشارت دهید در این معامله که با خدا کرده‌اید که این به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگیست.
درواقع پروردگار عالم می‌فرماید من بهترین مشتری شما هستم ، سرمایه‌ تان را ضایع نکنید . سرمایه کنایه از عمر و جوانی و تمام قوای انسانی ، عقل و فکر و ... است. من بهترین مشتری هستم اگر به خودم بفروشید به قیمت بهشت از شما خریدارم!
بنابراین اباعبدالله الحسین علیه السلام تمام هستی‌اش را به خداوند فروخت ، نه تنها برای خود و فرزندانش ، بلکه برای تمام سربازان و شیعیانش، بهشت را خریداری فرمود. اللهم الرزقنا
درنتیجه درس بزرگی می‌گیریم که هر جا برای هر کس به یک نحو ، بن بست می‌شود و آن کیست که تسلیم شیطان و هوا و هوس و طاغوت و... نشود . این هفت پرده که شاید بگویم هفت‌خان است که باید دیوهای ظلمات کنار برود و دیوار شکسته شود و راه باز شود ، رستم‌ها را می‌طلبد که آن ، اباعبدالله الحسین بن علی بن ابیطالب صلوات الله علیهم اجمعین است.
توضیحاتی پیرامون باطن حرفِ خ =600 و جایگاه عددی 24 :
نکته قابل توجه اینکه وقتی قطر دایره خلقت به دو حرفِ ش ؛ به عدد شِش روز خلق می‌شود، پس بنیان ساعات و شبانه روز و آنچه در آن خلق می‌شود هم مشخص می‌گردد:
*به یک معنا از جمله همانطورکه ذکر شد شبانه روز24 ساعت است. و عدد ابجد حروف شِش می‌شود 600 (300+300)  که برابر با عدد ابجد حرفِ خ است که جایگاه عددی خ=24 می‌باشد (شـِش=600=خ=24). حال اگر اعداد 1 تا 24 را با هم جمع کنیم می‌شود 300=ش .
*حرفِ خ ، اولین حرف از شروع مخارج حروف حلقی است. یکی از صفاتش ، خروره است یعنی گیردادن ، محدود کردن ، فشار آوردن ، در تنگنا قراردادن. چون اگر دقت کنید در اول گلو یک دو راهیست که خیلی مهم است : 1)نای برای تنفس  2)مری برای غذا خوردن. که اگر کوچک‌ترین مواد غذایی اشتباهاً وارد نای شود ، باعث هلاکت و خفگی می‌شود پس خالق مهربان این قسمت را محلّ گیردادن ، قرارداد تا سالم بمانیم!
نکته مهم : خالق یکتا دنیا را گلوگاه بین عالم بالا و عالم آخرت قرارداد تا بتوانیم در این شِش روز دنیا، همه‌ی اعمالمان را که تغذیه و توشه‌ی زندگی عالم آخرتِ ماست ، صحیح و سالم به عالم بهشت ببریم. هم نفسِ زندگی طیب برای ما بصورت زنده حقیقی در آنجا واقع می‌شود.
*درواقع عدد جامع 24 یکی از اسرار قرآن است که همه ، وحی الهی و حدودالله است. پس تمام دستورات احکام الهی برای این است که عمل‌های ما استاندارد قرآنی بشود تا بتواند از گلوگاه به سلامت رد شود. درواقع چرا خداوند کریم دنیا را گلوگاه قرارداد و چرا این همه تأکید برای عمل به آیات قرآن مجید است؟! (چون غذای سالم، بدنِ عمل را سلامت نگه می‌دارد)  
زیرا ما در دنیا با یک جسم حیوانی زندگی می‌کنیم که درونش مقامات انسانی است. پس نور انسانی ما پیچیده شده در حیوانیت است و از طرف دیگر این بدن ، مَرکـَب است برای عمل انسانی! بنابراین باید از ظلمات جداشده و به نور عمل برسیم . پس همانطورکه می‌دانید جنس کلام خداوند نور است که به صورت وحی بر پیامبر بزرگوار محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلم نازل شده ، بنابراین با عمل خالصانه به آیات قرآن ، جنس نور وحی، هضم وجود ما می‌شود (به عمل) و ما را لحظه به لحظه از ظلمات خارج کرده و به نور مزین می‌فرماید که به نورِ اَمنِ ایمان منور شود!
پس دیدید که در حرف خ و عدد ابجد و جایگاهش چقدر خصوصیات زیبایی نهفته است؟! چنانچه عدد 600 این حرف برابر با عدد ابجد کلمه عصمت و عدد ابجد کلمه متقین است پس خوشا به حال مؤمنی که در دنیا به مقام عصمت برسد و مقام متقین نصیبش شود. زیرا خداوند کریم در آیه 128 سوره مبارکه آل عمران می‌فرماید: والعاقبة للمتقین؛ و سرانجام نیک از آن پرهیزکاران(متقین) است. و همچنین در آیه 49 سوره مبارکه هود می‌فرماید: فاصبر إنَّ العاقبة للمتقین؛ پس صبر کن زیرا عاقبت نیک از آن پرهیزکاران است. درواقع در قرآن کریم، 18 آیه مبارکه برای عاقبت بخیری متقین آمده است ! اللهم الرزقنا    
 پس اینجا محلّ فکر است! خوب دقت کنید : 1) عدد 24 برابر با عدد ابجد کلمه وحی و نام مبارک خداوند ؛ احاطه می‌باشد.
2) عدد 24 ، عدد جامع است که کلّ دنیا به لیل (یعنی شب) و کلّ عالم قیامت به یوم (یعنی روز) را جامعیت می‌بخشد. و در ظاهر هم شبانه روز 24 ساعت است.  3) عدد ابجد کلمه جامع=114 می‌شود که برابر تمام سوره‌های قرآن است و قرآن احاطه وجودی دارد به تمام عوالم از ظاهر و باطن ، حتی دنیا و آخرت . پس تمام علوم و تمام خزانه‌ها در قرآن ؛ کلام خداوند غرق است! و همه کلام قرآن؛ وحی می‌باشد.


با توجه به شکل بالا می‌توان گفت که هم ظاهر دایره ساعت، 24 است (24 ساعت) و هم باطن آن (24=18+6). حالا خوب دقت کنید که چگونه کلّ خلقت در شش روز اتفاق افتاده و مهندسِ مهندس‌های عالم ؛ پروردگار یکتا چگونه حکیمانه ابداعاتش را ظهور داده است؟! اگر ارقام عدد 24 را با هم جمع کنیم(4+2) می‌شود 6! در اینجا لازم دیدم برای اینکه به خوبی جان و باطنِ عدد 24 را متوجه شوید مبحث عدد 24 و 12 را که در کتاب مهندسی خلقت(جلد دوم نورٌ واحد صلوات الله علیهم اجمعین) بیان کردم، در این قسمت تکرار کنم:
شرح عدد 24 که عدد جامع است{ از کتاب مهندسی خلقت}
تمام شبانه‌روز ما 24 ساعت است(ازطرفی 24=وحی است پس 24 ساعت،مرزوقِ وحی الهی است). و به یک شبانه‌ روز(یکِ واحدجلّ جلاله) شماره می‌شود که همه درس‌ها، جانِ توحید و معرفت به اوست که فرمود: قل هوالله احد. 24، عددِ جامع است زیرا:
 1-  ضرب ارقام24 ، برابر 8 می‌شود (8=4×2) و عدد 8 را به عربی ثامن می‌گویند که ریشه‌اش ثمن است پس گران‌بهاترین و پرقیمت‌ترین گوهر عمل و رسیدن به قرب الهی زمانی بدست می‌آید که در این عمر به ثمن برسیم (که عدد درجات بهشت هم 8 است) و این عدد برابر عدد ولایت امام رضاعلیه السلام است که ایشان ،ثامن الائمه می‌باشد و به وجود مبارکش تربت بهشت روی زمین آمد و قبر مطهرش آنجاست که وادی طور است و مشهد همه‌ی شهود عالم که از عالم اسرار به عالم سفل می‌باشد و تعالی مؤمنین به شرط رضا از عالم ظلمات به عالم نور؛ اعلا علیین است.
2- جمع ارقام 24، برابر6 می‌شود(6=4+2) که پایه‌ی اسرار اعداد خلقت هم ظاهری و هم باطنی است( در ادامه، بطور کامل توضیح داده خواهدشد)،هم در دنیا حدود هر ملکی 6 دانگ است و هم در آخرت 6دانگ بهشت نصیب مؤمنین می‌شود(انشاء الله)، قبر مطهر امام حسینعلیه السلام6گوشه است و...
3- تقسیم ارقام 24، برابر2می‌شود(2=2÷4) که حکمتی است که نمی‌توان نوشت! درواقع به3تا2تبدیل می‌شود: (ضرب ارقام 24=8=2×2×2 )(جمع ارقام24=6 = 2+2+2) و اگر 3 تا 2 را کنار هم بنویسیم می‌شود 222 که برابر با عدد ابجد نام مبارک حیدر است(حیدر=222) که خود، همان باب الله (ب=2) ورودی و خروجی تمام عالمیان می‌باشد.
4- تفریق ارقام24، برابر2می‌شود(2=2-4) که باز هم به سرّالاسرار عددی ظَهر الوجود؛ تبیّن بین العابد و المعبود؛ نطق الله؛ باءِ بسم الله الرحمن الرحیم سوره مبارکه حمد که کلید و مفتاح گشایش رحمت‌های خداوند کریم است یعنی حضرت علی بن ابیطالبعلیه السلام{و درواقع همه ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین} می‌رسیم.                            
24، عدد زوج و مقسوم‌های آن، مهندسی خلقت است؛ (12-8-6-4-3-2-1) که‌ در زیر، چند نکته برای مقسوم‌های عدد24 ذکر شده‌است :
*2تا12تا: درضمن این‌که شامل 2 صورت کامل است: شب و روز. درحالی‌که تمام عالم یوم(روز) را روشن می‌کند، حامل گنج لیل(شب) هم می‌باشد؛ درقرآن کریم یک سوره به نام لیل آمده‌است(جالب است که از نظر نوشتاری بین دو سوره مبارکه شمس و ضحی قراردارد!). طبق آیه 6 سوره مبارکه حدید، خداوند متعال شب را از درون روز و روز را از درون شب خلق فرموده‌است"یولج الیل فی النهار و یولج النهار فی الیل...".


*4تا6تا: قرآن کریم حدودا شامل 6666 آیه است(4تا6) که همه وحی مُنزل الهی هستند (وحی=24)
*عدد6: این عدد، رکن و پایه‌ی ظهوری خلقت دنیا می‌باشد زیرا پروردگارعالم آسمان‌ها و زمین‌ را در 6 روز خلق فرمود(آیه4سوره مبارکه حدید:هوالذی خلق السماوات و الارض فی ستة ایام...). عدد6 ، از جمع سه عدد تشکیل می‌شود: یعنی :6=3+2+1 (که پایه‌ی خلقت بر این سه عدد است)
نقطه خشکی(به نام ارض) در 25 ذیقعده در مکه؛درقسمتی که امروزه خانه مبارک کعبه است،خلق شد. این مکان که قلب کره زمین است و بَکّه(یعنی برکه و برکت)مبارک است، محلّ وصل عالم سِرّ و نور به عالم سفل و ظلمات دنیاست. و چون عدد6=و است بنابراین خلقت روی حرف"و" قراردارد، چنانچه خداوند کریم می‌فرماید: انّا لله و انّا الیه راجعون.
حرفِ(و) به صورت (واو) خوانده می‌شود، عدد ابجد واو=13 است که برابر با جایگاه عددی حرف (م) است که عدد ابجد حرف م=40 می‌باشد. نکته مهم: در همین‌جا به امر خالق یکتا، خانه توحید؛خانه خدا بنا شده است. اینجا مقدس‌ترین و متبرک‌ترین قسمت روی زمین است ، در واقع قلب به میم کننده‌ی قلوب پاک است.
همان‌طورکه در ابتدا بیان شد ، خداوند اَحد جلّ‌جلاله دوست داشت خود را بشناساند (انّی کنت کنزا مخفیّا فاحببت ان اعرف). عدد ابجد اسم مبارک احد=13 است پس ارض(زمین)، آینه‌ی تمام نمای توحید و قبله‌ی عالمیان گردید. در حج واجب(تمتع) حاجی باید 13 عمل را انجام دهد یعنی وقتی حاجی واقعی می‌شود که به جایگاه طهارت زکی(40=م=13)برسد و در واقع جزو مخلصین و بندگان واقعی پروردگار عالم  قرار بگیرد. جالب است که دوره رسالت پیامبرصلی الله علیه و آله هم در مکه، 13 سال است. اگر ارقام 13 را با هم جمع کنیم 4 می‌شود (4=3+1)که یکی دیگر از مقسوم‌های عدد24 است.
*عدد4:  تمام کره زمین،4 نوع آب وهوا،4نوع خاک،4 فصل،4جهت(شمال-جنوب-شرق-غرب) دارد. کلّ 28حرف به 4دسته 7تایی تقسیم‌بندی می‌شود. از جمع اعداد 1تا4، عدد10 بدست می‌آید که حقیقت گنج 4روی 10 ، وجود مبارک ولایت چهارده معصومصلوات الله علیهم اجمعین هستند که آینه‌ی تمام قدّ (و به تمام معنای) صفات و جمال و جلال پروردگارعالم می‌باشند. در جمع ارقام 14 ، عدد5 بدست می‌آید که سرّ عالم بالای آن، وجود مبارک پنج تنصلوات الله علیهم اجمعین و درواقع نورٌ واحدصلوات الله علیهم اجمعین است و در عالم زمینی به مواردی مانند موارد زیر ظاهر شده است:
- صورت ظاهری زمین وتمام کهکشان‌ها، دایره(به شکل حرف ه=5) است.
-در کره زمین،5 قاره و 5 اقیانوس است(یعنی 5نقطه خاکیِ مهم و آبیِ مهم).
-در وجود خودمان: 5عضو، 5دستگاه، 5حسّ و... داریم.
-نزولات رحمت و گشایش فتح الفتوح باب رحمت در قرآن کریم،سوره مبارکه حمد است که ترتیب نزول آن به قلب مبارک پیامبر(ص)،پنجمین سوره است.
-پنجمین معصومصلوات الله علیهم اجمعین، وجود مقدس امام حسین علیه السلام و پنجمین امام، وجود مقدس امام باقر علیه السلام می‌باشند که هر دو عزیز در عاشورا حضور داشتند؛ امام حسین علیه السلام به شهادت رسید و امام باقر علیه السلام ، تمام علم عاشورا را افشاکرده است.
-پنجمین سوره قرآن(از نظر نوشتاری)، سوره مبارکه مائده است که در جزء6 شروع می‌شود و جایگاه ترتیب نزول آن به قلب پیامبر(ص)،112 است که4=2+1+1می‌شود . مائده یعنی غذای بهشتی که در جزء6 خداوند کریم به تمام مقامات عالم دنیا، سفره رحمتش را برای همه مخلوقاتش(در دنیا) گسترده است و همه از این خوان بهره می‌برند. عدد112 برابر با جایگاه نوشتاری سوره مبارکه توحید(اخلاص)در قرآن کریم است که نتیجه‌ی همه برکات، رسیدن به اخلاص و گنج توحید اوست.
نکته قابل توجه از عدد24:
پس در عدد 24 (6=4+2)که کلّ ظهورات به عالم دنیا مظهر می‌شود، در ارکان الفبای هستی و حقیقت 3عدد و در جمع یک و دو و سه می‌باشد(6=3+2+1). اگر این سه عدد را کنار هم بنویسیم 123 می‌شود که برابر با عدد ابجد کلمه‌ی حسنه است (حسنه=123)!
خوب دقت کنید به ترتیب مقسوم‌های 24:( 6-8-12-4-3-2-1)
وقتی 4تا مقسوم اول را با هم جمع کنیم(10=4+3+2+1)، گنج عشر و 4روی 10 که درحقیقت 14 و 5=4+1 است بدست‌ می‌آید ، اگر در هم ضرب کنیم (24=4×3×2×1) 24 می‌شود و  6=4+2  که (6)حامل همه‌ی اسرار خلقت است . پس چقدر مهم است که تمام نکات اسراری در مقسوم‌های عدد24 ، مهندسی شده است: هم گنج عشر است (در جمعشان از 1تا4) و هم کلّ24 (در ضربشان از 1تا4). در خودِ 24 هم: یکانش = دهگانش به توانِ2 (4 = 2 به توان2) می‌شود.
حال وقتی 3 تا مقسوم آخر را باهم جمع کنیم 26می‌شود(26=6+8+12) و 26=حدید یعنی حدودبندی ساختمان دنیا ، چراکه در ظاهر به معنی آهن است که چهارچوب ِ حدود همه‌ی بناهاست.درواقع همه‌ی چهارچوب خلقت در حدید است که به وجود مقدس امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریفظهور کامل دارد{جمع عدد ولایی(=12) و معصومیت(=14) ایشان 26می‌شود}.
ازجمع مقسوم‌های24، عدد36 بدست می‌آید (36=6+8+12+4+3+2+1) که برابر با جایگاه عددی (میم) است و جمع ارقام 36 برابر 9می‌شود(9 =6+3) که سلطان اعداد است و سلطه‌ی 24 را نشان می‌دهد که هر چقدر هم شب و روز کوتاه و بلند شود ولی از 24 ساعت بیرون نمی‌رود و تمام مخلوقات در 24 ساعت شبانه روز عمر غرقند!
از جمع مقسومٌ‌علیه‌های 24؛ (59=4+3+2+6+8+12+24) عدد 59 بدست می‌آید  که برابر عدد ابجد نام مبارک مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف است که آخرین معصومصلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین و تمام کننده‌ی رسالت و ولایت حقّه؛ سلطان سلطان‌های عالم می‌باشد. جمع ارقام 59 برابر14 می‌شود(14=9+5) که آقا خود، چهاردهمین معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است. درضمن جمع ارقام 14 هم 5 می‌شود که همه به پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین یعنی نورٌواحد صلوات الله علیهم اجمعین در عالم بالا و به توحید ناب و وحدانیت ذات اقدس الهی منتهی می‌شود چراکه همه برای معرفت اوست.
عدد24، 7تا مقسوم دارد که از جمع اعداد 1 تا 7 عدد 28 بدست‌ می‌آید (28=7+6+...+2+1) که کلّ حروف قرآن است. و همان‌طورکه در اول مبحث عدد24 بیان شد؛کلّ قرآن کریم شامل 6666آیه مبارکه است که درجمع،24 می‌شود(24=6+6+6+6) پس در ظاهر از24 و در باطن از 28 حرف،کلّ قرآن کتابت شده است و کلام الله مجید برهمه‌ی عوالم، محیط است.
اگر 24 را در تعداد مقسوم‌هایش(یعنی 7) ضرب کنیم168می‌شود که برابر عدد ابجد "یا حاکم حلیم" است و جمع ارقامش می‌شود 15(15=8+6+1) که برابر جایگاه عددی حرف "س" است و عدد ابجد حرف س=60 می‌باشد. دقت کنید! زمان با ثانیه ظاهر می‌شود که در 24 ساعت، هر ساعت، 60 دقیقه و هر دقیقه، 60 ثانیه است و از جمع ارقام 60، عدد6(6=0+6) که همان جمع ارقام  24 (6=4+2) و کلّ اسرار خلقت است، بدست می‌آید. درضمن این‌که آن حاکمِ حلیم ، عالم را در میزانِ حرف (س) {که قلب قرآن،سین است} خلق فرموده است. (مبحث حرف سین را در کتاب راز انسان مطالعه کنید).
چگونه می‌توانم این همه زیبایی را وصف کنم ؟! قلم عاجز از نوشتن است مگراینکه خدای مهربان لطف فرماید تا به روی کاغذ سطر شود!
نکته مهم: از اعداد مهمی که در عالم اسراریافتیم ؛ 5 و12 و14 است. اگر این اعداد را به توان 2 برسانیم {چراکه عالم دنیا در ورودی و خروجی باید از حرف "ب" بسم الله یعنی ولایت عظمای وجود مقدس امام علیعلیه السلام بگذرد تا پاک و تطهیر شود و ب=2 است} و با هم جمع کنیم (365=52+122+142)365 می‌شود که برابر یک سال است. 65= دنیا  و 300=ش و صفت آن افشاکردن است، پس درواقع یک سال،تمام نهانی‌های عمر دنیا را افشا می‌کند!
 سال شمسی که 365 روز است اگر ارقامش را جمع کنیم 14 می‌شود (14=5+6+3) و سال قمری 354 روز است که اگر ارقامش را جمع کنیم 12 می‌شود(12=2+1)،پس جمع عدد سال قمری و شمسی 26 می‌شود(26=12+14) که همان حدید است (حدید=26). بین سال شمسی و سال قمری،11 روز فاصله است و عدد 11 ، برابر حرف یا و کلمه حج و هو است(حرف "ی" که در عربی" یا "خوانده می‌شود عدد ابجدش 10 است). اگر ارقام 11 را با هم جمع کنیم می‌شود 2 و ب=2 که این همان ورودی و خروجی عالم است.
این زیبایی‌ها، اسرار عددی 24 ساعت عمر دنیاست، درواقع حقیقت عدد 24 حدود خداوند و مهندسی خلقت است. بااینکه عدد ابجد کلمه‌ی حدید برابر 26 بود اما اگر حدود رعایت نشود (عدد ترتیب نزول سوره مبارکه حدید 94 است که برابر عدد ابجد کلمه" صد" و اسم مبارک "عطیه" است) باید برگردیم به سوره‌ای که در جزء 24 قرآن است یعنی سوره مبارکه مؤمن که نام دیگرش غافر است.این سوره مبارکه از نظر نوشتاری چهلمین سوره قرآن است و عدد ترتیب نزولش به قلب مطهر پیامبرصلی الله علیه و آله 60 است.
در واقع راهی که خداوند گشاده قرارداد تا بندگانش هرگاه بخواهند به سوی او بازگردند که این مغفرت و غفران آن کریم است، دیگر اینکه اگر بخواهند در 24 ساعت عمر خود به مأمن یعنی جایگاه امن برسند باید جلوه‌ی نام مبارک خداوند به نام مؤمن شوند. این راه در صورتی میسّر است که به عدد 40 یعنی اربعین عمل، قلب به میم شود تا سبز شود و بهار گردد و در واقع به جایگاه "یخرجهم من الظلمات الی النور" برسد‌ و انشاءالله به لطف بی‌‌‌نهایتش به درجه "لا خوف علیهم ولا هم یحزنون" نائل شود.
چون مهندسی عمل در 24 ساعت با سوره مبارکه غافر ظاهر می‌شود باید در جایگاه ترتیب نزولش(=40) به مأمن خود برسد و آن میسّر نمی‌شود مگر اینکه به ورودی قلب خاضع و خاشع شود که قلب قرآن، سین است و عدد ابجد س=60 می‌باشد.در عدد 60 ،دو پیام نهفته است :
1-در تمام 24 ساعت که غرق در 60 دقیقه و 60 ثانیه است باید در محور رضای خدا به اخلاص برسد و موحّد شود، به درجه مؤمن دست پیدا کند تا لباس مؤمن بر او پوشیده شود تا به انوار نورانی توحید و خلیفه الهی جلوه کند.
2- س=60 ؛ میزان حروف است پس باید در گفتار و کردار و عمل خالصانه به میزان، اقتدا کند و هرگز از قلب عالم امکان امام زمانعج الله تعالی فرجه الشریف جدا نشود و پای خود را پشت پای آن بزرگوار بگذارد و هرگز به دلخواه خود ، عمل نکند که درغیر این‌صورت از میزان بیرون می‌آید.
جمع اعداد 1 تا 24 برابر 300 می‌شود:
اگر اعداد 1 تا 24 را با هم جمع کنیم 300 می‌شود (300=24+23+ ... +2+1) که برابر با عدد ابجد حرف (ش) است که صفت افشاکنندگی دارد ، پس خداوند منّان آنچه را که اراده و مشیّتش است که از عالم اسرار معارف و معانی و اسماء ذات اقدسش در دنیا و در عدد 24 ساعت (که جامع اعداد
باطن قرآن و اهل بیت علیهم السلام است) افشا شود ، همه را ظاهر می‌فرماید. چنانچه مخلوقات به اذن و اراده‌اش خلق شده‌ و می‌شوند تا روز قیامت، و گنج  و کنز اسرارش افشا می‌شود تا راه رسیدن به کمال و قرب خودش برای کسانی‌که عبد و بنده خالص او هستند به صورت بالفعل (از بالقوه) انجام شود.
شین، حرفِ جامع است زیرا عدد ابجد شین=360 می‌شود و هر دایره‌ای 360 درجه دارد پس 24، برابر کلّ درجات دایره‌ی هستی است. یعنی در این دنیا باید مخلوقات به تمام درجاتِ 24 ساعت عمر خود برسند. عدد کلمه احاطه=24 است، پس عدد 24 احاطه‌ی وجودی ، ظاهری و باطنی به تمام مخلوقات مخصوصاً انسان دارد.
امیدوارم خوب متوجه شده باشید! زیرا چه بخواهیم و چه نخواهیم در شب اول قبر و در قیامت ، همه افشاء عدد 300 در 24 ساعت دنیا و آخرت است! پس بکوشیم تا بهترین را برای خود بفرستیم. انشاء الله عاقبت متقین ، مخلصین و مقربین نصیبمان شود.
نکته: خیلی جالب است که عدد ابجد کلمه زنده=66 (12=6+6) و 66 برابر با عدد ابجد نام مبارک الله جل جلاله است و جایگاه عددی زنده=30 برابر با جایگاه عددی نام مبارک الله جل جلاله  و عدد ابجد حرف "ل" است(که حرف ل یعنی برای ، ملکیت محض پروردگارعالم: لِلّه الواحد القهار. لِلّه مُلک السّموات والارض) و حرف "ل" مجرای توحید؛ کلمه لااله الا الله (که 12حرف است) می‌باشد و جایگاه عددی ل=12 است. و 24 ساعت شبانه روز درواقع  2 تا 12 ساعت است
تعریف عدد12

 

علم الشین و علم الساعة - قسمت دوم

*عدد ابجد کلمه عقربه = 377 است که دو معنی را نشان می‌دهد :1) در جمع ارقامش (7+7+3) عدد 17 را نشان می‌دهد که به معنای عالی آن 17 رکعت نماز است. 2)عدد 377 معنی می‌شود به 77+300 یعنی عدد 300 افشاکننده‌ی مقامِ 77 است: هم سبعاً مِن المثانی یعنی 2 تا 7 تا برابر افشای 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین که خداوند، اِله القوسین است (یعنی الهِ دو قوس) . و هم عدد 77 برابر با عدد ابجد نام مبارک یاالله و هوالله جلّ‌جلاله می‌باشد. که درواقع تمام این زیبایی‌ها افشای نام مبارک ذات اقدس الهی است.

*جایگاه عددی کلمه عقربه=62 می‌باشد:

1) خیلی جالب است که این عدد برابر است با عدد ابجد اسماء مبارک  حمید ، واجب الوجود و باطن که از اسماء خداوند می‌باشند.

2) اما جلوه ظاهر عدد 62 معنی می‌شود به 2+60 :عدد 2 برابر حرفِ ب ؛ حرفِ شروع قرآن و عدد 60 برابر حرفِ س ؛ حرف آخر قرآن(ناس) است . پس دایره ساعت از اول شروع بسم الله است تا آخر ناس! امیدوارم بتوانیم این افشای زیبا را دائماً درک کنیم. پس اگر خوب دقت کنیم تمام قرآن عزیز 2 تا 60 تا می‌شود برابر120 که 120 حزب قرآن نمایان می‌شود و هم برابر با حروفِ سین است که میزان و قلب قرآن است.

 3) درواقع افشای این " سِرّ "  که در جان معنی وجود مطهر همه‌ی معصومین صلوات الله علیهم اجمعین است که در محوریت آنها ، وجود مبارک و مطهر صدیقه طاهره ؛ فاطمه زهرا سلام الله علیها است که در عدد 60 ، به دقیقه و ثانیه که ظرف زمان است به مقامِ ثانی یعنی عدد 2 است ، شروع می‌شود. عدد 60 برابر عدد ابجد نام زیبای ام ابیها و جایگاه عددی حروف هی فاطمه سلام الله علیها { اوست فاطمه سلام الله علیها } است! اگر جایگاه عددی‌ نام مبارک فاطمـة(س) با ة محاسبه شود برابر 62 می‌شود (17+1+9+13+22=62) چنانچه خیر کثیر و عطیه عالم است و آنچه در این دایره به ظهور می‌رسد و افشا می‌شود، از گنج پنهان اوست. پس بدون ثانیه و دقیقه، ساعت ظهور ندارد.

4)درواقع عدد 62 در جایگاه عقربه، نشان دهنده‌ی 2 تا 60 است : یک 60 که برای اندازه گیری ثانیه است ؛ هر 60 ثانیه یک دقیقه می‌شود و عدد 60 دیگر برای اندازه گیری ساعت است که هر 60 دقیقه، یک ساعت می‌شود. درواقع عرض دنیا در باطن 60 متولد می‌شود تا بلوغ 9 ِ ساعت و زمان و عمر را نشان دهد.

5)نکته زیبا و ظریفی از عدد 62 قابل به ذکر است که برابر با عدد فهرستی سوره مبارکه جمعه در قرآن مجید می‌باشد و همانطورکه از اسم جمعه برمی‌آید، جمعِ جمیع بواطن قرآن در حقیقت اسرار این سوره مبارکه است که با 11 آیه در جزء 28 قرآن قراردارد. و همانطورکه معنا شد عدد 62 برابر اسم مبارک باطن خداوند کریم است. و می‌دانید یکی از القاب مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، جمعه است؛ به وجود اوست که آخر به اول وصل می‌شود و بوجود نورانیش اسرار همه‌ی بواطن عالم ظاهر می‌شود. اللهم عجّل لولیک الفرج

حال خوب دقت کنید! تعداد آیات قرآن کریم 6236 آیه مبارکه می‌باشد.اگر وسط این 4 رقم یک خط بکشیم و دو قسمت درنظربگیریم؛ 36|62 می‌شود. توضیح عدد 62 که بیان شد و عدد 36 برابر با عدد فهرستی سوره مبارکه یاسین است.پس اعجاز قرآن با تعداد آیاتش چقدر زیباست که باطن قرآن، ظهور قلب قرآن است! قلب قرآن نشان دهنده‌ی نظم عددی و حروفی و معنایی و محتوایی قرآن است از باطن به ظاهر، چنانچه قرآن با حرف سین(ناس) تمام می‌شود!

حال تعداد آیات هر سوره را زیر عدد فهرستی‌اش می‌نویسیم: سوره مبارکه جمعه 11 آیه و سوره مبارکه یاسین 83 آیه دارد            

   36|62

   83|11       

 پس تعداد آیاتِ دو سوره  کنار هم می‌شود 1183 که اگر از اول قرآن شماره کنیم به این عدد که می‌رسیم، رمز زیبایی را نشان می‌دهد: جمع ارقام 62 می‌شود 8 (2+6)---> درسوره 8 قرآن (سوره مبارکه انفال) ، جمع ارقام 36 می‌شود 9(6+3)--- > در جزء 9 ، اگر دو رقم متفاوت عدد 62 و 36 را کنار هم قرار دهیم می‌شود 23 (عدد سالهای رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله)--> در آیه 23، می‌رسیم به آیه 1183 قرآن{جمع ارقامش می‌شود 13 (3+8+1+1) که برابر با جایگاه عددی حرف م به عدد ابجد 40 است}، این آیه هشدار برای کسانی است که گوش شنوا ندارند و آیه بعد از آن اجابت کسانی است که ایمان می‌آورند و رسالت را بخوبی قبول و عمل می‌کنند!

اگر ارقام تعداد آیات کلّ قرآن (6238) را با هم جمع کنیم (8+3+2+6) به عدد 17 می‌رسیم که برابر تعداد رکعات نماز واجب در شبانه روز است. پس رسیدن به حقیقت قرآن و مقام باطنی نماز، شِش چیز است: حضورقلب- تفهُّم- تعظیم- هیبة- رجا- حیا. درواقع حضور قلب یعنی شِش دانگِ قلب باید متوجه باشد یعنی دایره(ش). برای توبه هم حضرت علی علیه السلام می‌فرماید که شِش شرط  دارد... .

شرح حدیث معرفت به نورانیت{علامه مجلسی؛بحارالانوار. شیخ کلینی}

از سخنان حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام : فإذا عَرّفنی بها کان مستبصراً بالغاً کاملاً قد خاضَ بحراً مِن العلم و ارتَقَی دَرَجةً مِن الفضل و اطَّلع علی سِرٍّ مِن سِرّالله و مکنون خزائنه؛ اگر کسی وارد این نگاه شد، و ما را از این منظر شناخت دیگر بصیر شده و به رشد لازم رسیده، در دریایی از علم فرورفته و به درجه‌ای بزرگ از فضل ، ارتقاء یافته و به سِرّی از اسرار خداوند و خزائن پنهان الهی آگاه شده.

این که رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید: ذکرُ علیّ عبادة یعنی متوجه مقام امیرالمؤمنین علیه السلام باشیم، تا قلب‌ها و جان‌ها به سوی آن مقام سیر کند و از نور آن مقام بهره‌مند شود. پس عبادت یعنی رفع حجاب برای کشف حقایق، با یادآوری مقام امیرالمؤمنین علیه السلام می‌توان به حقایق مأنوس شد و بالاخره به ملاقات خدا رفت. {علامه حلّی. کشف الیقین فی فضائل امیرالمؤمنین(ع).ص 449}

 

عبارت مشهوره و مذکوره در خطبه‌ای که حضرت می‌فرماید: أنا سِرّالاسرار،أنا شجرة الانوار. حضرت امام المتقین و رئیس العارفین و مقتدی الصدیقین و یعسوب الدین اَخوالرسول صلی الله علیه و آله و سلم؛ ابوتراب علی بن ابیطالب علیه السلام فرموده است: بدان جعلک الله و اِیانا، من اهله بحق اهل البیت- سلام الله علیهم اجمعین- که ذات مقدسه الهی تعالی شأنه و جلّ برهانه از حیث اطلاق، صاحب شئون(مقام شین) کلیه غیرمتناهیه است و این شئونِ کلّیه(مقام شین) را افراد جزئیه متناهی است از روی ظهور و ظهور هر یک شأن(ش در وجود هر کس) کلّی وجود تام است. و عالم وجود، عبارت از مظاهر آن است (و ایجاد افراد عالم به جهت اظهار آن شأن کلی است.)

و ماده شئون آن ظهور کلیه لایتناهی حقیقت محمّدی صلی الله علیه و آله و سلم است و هر یک شأن کلّی که غایت ایجاد از عالم قدس لاهوت به امر ارادی الهی بر عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم مثال و عالم ملک گذر کرده هنگامیکه این عالم به دور انداخته از بسایط عالم ملک متوجه عالم ترکیب شده از امتزاجات طبایع هیئتی جمعی مزاجی وحدانی پرداخته، آینه وار در برابر آورده جلوه‌ی‌ شاهد خویش را، مهیا می‌آید که نَحنُ معاشر الانبیاء ارواحنا اشباحنا.

 و این نزول امر و پردایش عوالم مذکوره، عبارت است از تعلق علم قدیم الهی بظاهر، پس ایجاد و اختراع و ابداع و خلق و امثال این اسماء تمام خبری است از تعلق علم بظاهرش و ظهور هر شأن کلی متناهی است بحسب ظهور جزئیات( پس باطن و ظاهر عوالم در شین وجود که همان شأنیت است، معنا می‌شود)، پس دور معینی داشته باشد و در هر عالمی مناسب آن عالم، که چون دوره هر عالمی به انجام رسد، علم هرعالم قدیم از تعلق بظاهر خود در آن عالم، روی گردانیده به باطن خود، متوجه شود.

 و این باطن، علم قیامت است و ظهور و جلال و اعلام آن عالم و استهلاک آن در غیبت ذات و چون علم به ظاهر تعلق گیرد و در هر عالمی رابطه و واسطه فیض ذات مقدس به آن عالم دقیقه ایست از دقایق نبوت محمّدی صلی الله علیه و آله و سلم؛ مظاهر باطنی شین که در علم ساعت، دقیقه می‌شود این چنین 23 سال و چون باطن عود کند رابطه واسطه نسبت عودش دقیقه ایست از دقایق ولایت حقیقت محمّدی صلی الله علیه و آله و سلم درحقیقت هر 60 دقیقه یک ساعت است و ساعت، ولایت می‌باشد، و دوره عود مطلق مطابق دوره ظهور است در امتداد مقدر معقول نامحسوس و نبوت حقیقت محمّدی صلی الله علیه و آله و سلم حقیقت مطلقه نبوت است و ولایت حقیقت محمّدی صلی الله علیه و آله و سلم حقیقت مطلقه ولایت است که در هر نشئه معلوم و خصوص ظهور در سایر انبیاء و اولیاء می‌کند.

و آن شأن کلی که غایت هر نشأة است ظهور آن من حیث النبوة- شخص محمدی صلی الله علیه و آله و سلم است و من حیث الولایت؛ شخص حضرت علی علیه السلام  و این مفاد حدیث اَنا و علی مِن نور واحد به روایتی من شجرة واحده و ایضاً علیٌ منی و اَنا من علی و لایؤدی عنی الا انا او علی . و از این قسم احادیث بسیار است.

مثلا کمال ناسوتی(یعنی دنیا) البته کامل مُلکی و مثالی و ملکوتی و جبروتی است پس در عالم جبروت اسم اعظم است و در عالم ملکوت، روح اعظم و در عالم مثال و ملک، عرش اعظم است و در عالم ناسوت، انسان کامل و دوره‌اش در عالم ملک مطابق ایام و سنین عالم مثال است.

نکته: درواقع آنچه ذکر شد صورت حقیقی افشای شأنیت عوالم است. پس در عالم دنیا(ناسوت) صورت شین، کاملاً افشا شده و جایگاهش به عدد 45 برابر عدد اسم آدم علیه السلام است که رمز تمام اسرار و علم الاسماء و معلم ارواح انبیا و تمام مقامات جسمانی را دارا می‌باشد.

 پس عالم بالاتر ملکوت است که شین، فقط حروفش ظهور دارد بدون نقطه چون نقطه برای دنیاست. و درعالم جبروت صورت اصلی آن است یعنی حرفِ ش. و در عالم اسماء فقط اسم شین که اسم مبارک خداوند؛ فاالشاکِرُ لِعباده المؤمنین(خدا از بندگان مؤمن خود خشنود است) و اسم مبارک شکور خداوند جلیل و اعلاست.

 

و همچنین است در عالم ملکوت و جبروت و نیز باید دانست که مثال دو است :

یکی؛ مثال سابق که بواسطه‌ی ملک و ملکوت و برزخ بین الطرفین است.

دویّم مثال؛ لاحق که مستقر ارواح است بعد از مفارقت از اجساد و برزخ دنیا و آخرت، و هر یک را دوره‌ای است معین  و اهل حقایق از قرآن اقتباس کرده‌اند و ادوار را به 4 اسم نسبت داده‌اند و هریک را مرتبه عددی تعیین نموده و آن 4 اسم، اَئمه اسماء ذاتیه‌اند و اسم العلیم را جبروتی گویند که صفات و شئون و اعتبارات علمی‌اند و اسماء تعینات علمی و عالم جبروت علم صفات و اسماء است پس مربی عالم جبروت اسم العلیم باشد و اسم الحی را مربی عالم ملکوت که "عالم ارواح و عقول و نفوس و مفارقه است" یافته‌اند، و اسم القدیر را مربی عالم مثال ، و اسم المرید را مربی عالم ملک شناخته‌اند.

دوره عالم جبروت را دوره عظمی گفته‌اند و دوره عالم ملکوت را دوره کبری و دوره عالم مثال را دوره وسطی و دوره عالم ملک را دوره صغری، وآنچه این لاشیء در تعیین مدت دورات اربعه از خرمن اهل تحقیق به خوشه چینی استراق نموده به اجمال مرقوم می‌سازد بدانکه ظرف ظهور تجلی ذاتی حق –سبحانه و تعالی- وقت مطلق است و آن عبارت از معقولیت امتداد است.

**توضیح: باطن حروف شین بی نقطه که می‌شود سین. اینجا در عالم ملک، افشای باطن عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم مثال است و حقیقت قلب قرآن به حروف یــ̃س و خانواده محترم آل یاسین.

                          اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

درحقیقت اینجا عالمی است که مرادِ مرید ظهور دارد و افشا می‌شود.و علم ساعت و علوم حقیقی، وجود مبارک چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین لباسِ بدن را قبول کرده و قدوم نورانیشان عالم ملک را منوّر و متبرّک و مزیِن و مشرّف فرموده‌اند و با خود همه‌ی آنچه مرید می‌خواست به اراده‌اش، لباس عمل پوشاندند و تا ظهور منوّر الوجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ جمعهِ عالم، که مجموعه‌ی گنج‌های ظاهری و باطنی را افشا می‌کند. 

از حیث تمامیت امتداد و دهر نام آن باعتباری و این امتداد را حصص(یعنی قسمت، قسمت) مقدره هست هر یک به نسبتی چنانچه بعضی از آن در قرآن و اخبار وارد است که چون نسبت به الوهیت تقدیر کنند یک روز پنجاه هزار سال عالم ملکی است که تعرج الملائکة و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنه. و اگر نسبت به ربوبیت تقدیر کنند، روزی هزار سال است که آن یوم عند ربک کأالف سنة مما تعدون. و اگر نظر به عالم ملک تقدیر کنند، روزی یک دوره فلک الافلاک که بیست و چهار ساعت باشد. بر این قیاس، ایام بعضی از موجودات مثل عالم طبیعی و بروج و غیرها، در فتوحات مکیه مذکور است.

اگر در دوایر قسمت بالا توجه کنید می‌بینید که هر کدام در باطن دیگری قرار دارد. پس زمان در وسعت برای هر کدام متفاوت است. چنانچه عدد، روح حرف است و بساطت معانی از ظهور اعدادی است که فرموده شده، پس در عالم ملکی 50000 سال است و در جایگاه عددی، 50000 سال می‌شود 41 که برابر با عدد ابجد کلمه اُم است{محاسبه جایگاه عددی 50000؛ تعداد صفرها می‌شود دهگان (4) و از عدد 5 کم می‌کنیم، یکان می‌شود(1)؛41}. در نظر ربوبی یک روز را هزار سال می‌خوانند و عدد 1000، بالاترین عدد حروف است که تحت ربوبیت پروردگار عالم آنچه مفهوم و معنا و محتوا و حقیقت در کلام پروردگار عالم درعالم ملک و ملکوت و تا قیامت است را ظاهر می‌کند.

اما اگر نظر به عالم ملک را تقدیر کند (یعنی اندازه گیری کند) و بخواهد تحت ربوبیت خالق یکتا اندازه دهد به اندازه یک دوره‌ی فلک افلاک یعنی بیست و چهار ساعت را نشان می‌دهد. حالا خوب دقت کنید به فرموده امیر المؤمنین علی علیه السلام حدیث زیبا با عدد 360 درجه دایره که مقدار عددی دقیقه و ثانیه و ساعت اندازه گیری می‌شود و بواقع قضا و قدر زده شده است.

 سرّ سوم آنکه ایام ربوبیت، هزارسال است شاید که هر هزار سال نقطه‌ای که محل پرتو نور نفس کلی است، تبدل به نقطه‌ای دیگر می‌یابد و تا هزار سال قبول آن نور می‌کند و تا بر کمال خود استیفاء می‌نماید(فایده می‌دهد) و باز نقطه دیگر بر جای آن می‌آید و روز ربوبیت در ادوار مثالی، معتبر است و بس(چنانچه می‌فرمایند دنیا 18000 منزل است). و در ملکوت و جبروت، روز الوهیت معتبر است. و سرّ آنکه روز الوهیت پنجاه روز ربوبیت است(یعنی 50 ضربدر 1000 که می‌شود 50000)، همانا خواهد بود که مؤثر در عالم بحسب ظهور اثر ائمه اسماء الهیه‌اند که هفت اسمند و متأثر این اسماء روحانیت کواکب سبعه سیاره است، و چون تأثیر کلّی واحد در کلّ واحد اعتبار شود هفت در هفت، چهل و نه می‌شود، و اسم جامع که ممتد اسماء است {اسم جامع؛ اسم مبارک الله جلّ و علیٰ می‌باشد که مستجمع صفات جمالیه و کمالیه و جلالیه پروردگار عالم است. و حروفِ این اسم مبارک "الله" جلّ‌جلاله در سوره حمد که جامع همه‌ی سوره‌های قرآن است و خود کلام الله قرآن مجید، جامع همه کتب آسمانی است ، 49 حرف آمده که در مجموع می‌شود 7 تا 7 تا (49=7×7)، پس الوهیت تقدیر می‌کند چنانچه بعدد 50 یعنی کل و هر یک به ربوبیت عدد 1000 را می‌گیرد}. و اسماء بدان قائم و به این اسم و به اذن آن (حـٰم در هفت سوره) اسم ظاهر بالاتر چون به آن حاصل الضرب اعتبار نمایند پنجاه می‌شود یعنی (50=1+49) پس مدت تربیت اسماء مذکوره به این روز تقدیر می‌کنند.

 و چون ارتباط عوالم نازلاً و صاعداً (نزولی و صعودی) ثابت است، عقلاً و نقلاً پس ضابطه با تقدیر نیز مرتبط خواهد بود و چون تقدیر ایام اُسبوعات(هفتگانه است) و شهور(ماه‌ها) و سنین عالم ملک مشهود و محسوس است آن را معیار تقدیرات ساخته می‌گوئیم سیصد و شصت روز یک سال است پس در همه عوالم سیصد و شصت روز آن عالم یک سال باشد و سبب این آن است که دایره فلک الافلاک سیصد و شصت درجه است (برابر عدد ابجد حرفِ شین) منقسم است به عدد دندانه قلم اَعلا و چون این سیصد و شصت درجه یک دوره تمام می‌کند، یک روز است و چون دوراتش (یعنی دوره‌هایش) بعدد ایام رسد، یک سال است و موجب تقسیم به سیصد و شصت آن است که از اسماء نود و نُه گانه الهی {اگر کلمه حم را بصورت بسیط بنویسیم(حا میم) عدد ابجدش 99 می‌شود} دو اسم تعلق به ایجاد دارند من حیث العلوم و الخصوص و هفت اسم ذاتی مربی‌اند بحسب ظهور و تأثیر و از این هفت اسم ، 4 اسم اصلند و 3 اسم فرع.

اما آن دو اسم که تعلق به ایجاد دارند: الرحمن و الرحیم و 4 اسم از ائمه سبعه که اصلند: الحی، العلیم، القدیر، المرید هستند.و سه اسم که فرعند: البصیر، السمیع و المتکلم‌‌اند که در تحت العلیم و القدیر تأثیر از چهارند و چون چهار در نود ضرب شود، حاصل سیصد و شصت می‌شود{ عدد 90 مجموع 3 تا 30 روز یعنی یک فصل است و 4 تا 90 تا؛ 4 فصل کلّ دایره خلقت می‌باشد} . و کلّ واحد از این نود درواقع تابع کلّ واحد از این ائمه اربعه‌اند لیکن از این سیصد و شصت در نود درجه{فصل اوّل بهار} غلبه سلطنت از یک اسم است و ظهور آن اظهر است و تفضیلش این است که در فصل ربیع ظهور و سلطنت اسم الحی غالب است{که اُمّ الاسماء است} به واسطه موافقت طبیعت که دمای مزاج را اگر عوارض غریبه مضرت نرساند طویل العمر می‌شود بالنسبة الی غیره{آنچه ظهور فراوانی و پربار بودن سال است به بهار خوب آن است}.

و در فصل تابستان(صیف) ظهور سلطنت اسم القدیر غالب است بواسطه موافقت بالطبع و اسم القدیر که روحانی است، مریخ مظهر اوست و طبیعت او گرم و خشک است و چون هوای عالم مثل مریخ است.{درواقع میوه و ثمر و اندازه و مقدار ذخایر در تابستان افشا می‌شود}

و در فصل پاییز(خریف){یعنی باران پاییزی} غلبه سلطنت از اسم المرید است.{فصل پاییز یعنی خزان و ظاهراً خزان یعنی ظاهر و برهنه شدن و باطناً دست پیدا کردن به خزانه‌ی حقیقی که اسم مبارک المرید سلطنت دارد یعنی به مراد می‌رسی}

و در فصل شتاء یعنی زمستان است ظهور سلطنت اسم العلیم غالب است چون مزاج هوای عالم جبروت و بارد و مرطوب است، و از این روی حامل وحی به انبیاء نام دارد. فافهم {در زمستان عمر و عمل، به خلوص حقیقی و به گنج علم رسیدن است . درواقع هم بهاء علم و هم بهارِعلم به عمل، ربیع را افشا می‌کند؛ یعنی اربعین و اخلاص}

بر وجه مذکور و منشأ تقسیم این سیصد و شصت درجه به دوازده برج از روی حقیقت این است که فیض اول که حقیقت الحقایق و روح محمّدی صلی الله علیه و آله و سلم (بهار) مظهر مطلق اسماء و صفات الهی است، محقق ثلاثه است زیرا که سه اعتبار اصلی با اوست (یعنی همه به بهار اعتبار پیدا می‌کنند و بهار سه ماه دارد؛ سالی که نکوست از بهارش پیداست).

تعقل ذات، فاعل(1) و تعقل ذات، قابل(2) و تعقل ذات، جوهر فعل(3) و چون از این سه تعقل اصل جمیع اعتبارات آن حقیقت است و از این سه اعتبار سه تعیّن در عقل مدرک می‌شود یکی به شرط لا و مطلق{توحید محض لا اله الا هو}، دوم به شرط لا و عام{لا اله الا انت}، سوم به شرط شی و خاص {لا اله الا الله}، پس این تثلیث در همه جا معتبر است و نمونه‌اش آن استدلال عقلی محتاج است به اصغر و اکبر و وسط و لهذا تثلیث در همه‌ی افعال سنت نبوی است.

 و معنی فعل نیز در اصطلاح علما مشتمل است بر سه امر : حدث- اقتران به زمان و نسبت به فاعل ما. اما چون این سه نسبت در کل واحد از اسماء اربعه که مستقل التأثیرند در ظهور اعتبار شود، دوازده می‌شود.{(برج)12=(فصل)4×(ماه)3}

و اعتبار این سه نسبت در اسم چنانست که اسم عبارت از تعین ذات به صفتی از صفات ، پس اسم ذات و صفت، تعین معتبر باشد و این نسبت تحقق ثلاثه در جمیع ممکنه هست چه درحقیقت هر شیء ممکن مرکب است. (سه بعدی بودن) از وجود و ماهیت و تشخیص، اعم اَز آنکه شخصی باشد یا صنفی یا نوعی یا جنسی به این سبب مراتب اعداد بر 9 قرار یافته که 9 حاصل شده‌است.

عدد سه : از لحاظ سه در نفس سه مقولات موجوده امکانی {یعنی 9=3×3} از این روی (10) است( چون عدد نُه به حروف در آخر 10 می‌شود:عدد ابجد نُه=55 و 10=5+5). یک مقوله جوهر و نـُه عَرَض و مراتب عقول و نفوس و تجویز اجتماع نُه جفت (یعنی 9 و 9؛ عدد قطر دایره) جوهر وجود حقیقی را (صلی الله علیه و آله و سلم)  از اینجاست {عدد ابجد نام مبارک اَبا الانبیا=99 می‌شود که وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله؛ جانِ 9 و 9 ِ شعاع عالم می‌باشد}، و سه عددِ حرفِ جیم (ج) است که هندسه اصلی آن (مهندسی خلقت آن) مثلث متساوی الاضلاع است {یعنی تمام رسالت، ولایت، نگهدارنده‌ی رسالت و ولایت؛ خانم فاطمه سلام الله علیها} و اصل جمع اشکال هندسی است. چنانچه آن حضرت (علیه السلام) اصل جمیع موجودات است و سرّ اینکه سنت است که عقد پنجاه و سه در تشهد به دست راست بگیرند { اشاره به این سه وجود مبارک که اصل عقیده و اصل و پایه ایمان هر مؤمنی است که حلقه بیعت و تعهد به صورت شهادتین، مثل انگشتر باید دائماً همراه مؤمن باشد} تواند بود که همین باشد که عدد ابجد حروف جیم=53 است و موافق اسم مبارک احمد صلی الله علیه و آله و سلم و به موجبِ الکلام یَجرُّ الکلام سررشته مقصود مبادا از دست برود و الا اینجا بسیاری از اسرار مرقوم می‌گشت. { عدد 53 برابر با جایگاه عددی اسم مبارک اباالاوصیا یعنی وجود مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام است تمام درس عدد سه و باطناً وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها یعنی باطن 15 (=حوای روحانی) به معنای 3 ضرب در 5 ؛ رجوع شود به کتاب حوای روحانی . در ادامه درس در قسمتِ "مقام عدد 53 در حرف شین" توضیح کامل بیان می‌‍‌شود}

 

اکنون چون مقرر شد که سیصد و شصت روز یک سال است و دوره این عالمِ شهادت {یعنی عالم دنیا} که متأثر بوساطت عالم مثال است یعنی مطابق عالم مثال است، پس سیصد و شصت روز ربوبیت که یک سال عالم مثال است، یک دوره عالم ملک باشد که صغری است و این بنابر قاعده‌ی مستخرجه از قرآن است{ درواقع حقیقت دایره نزولی و صعودی قرآن است}، اگر نسبت به ایام الوهیت تقدیر کنند پس سیصد و شصت روز که صد و هشتاد و یک سال ملکی باشد ( عدد 181 برابر جمع اعداد 1 تا 18 می‌باشد که عالم دنیا 18000 سال است و عدد 18 ، قطر دایره‌ی خلقت و تمام عمر همه‌ی عوالم ظاهری و باطنی می‌باشد) که دوره‌ی صغری می‌شود و آنکه ربوبیت اسم مبارک المرید (برای فصل پاییز بود) متوجه باطن می‌شود و حکما و منجمان و سید ناصرخسرو در رساله جان بخش هر یک تقدیری دیگر کرده‌اند (والله اعلم بخفیات الامور).{شکل و تعریف کامل در صفحه‌های قبل آمد}

و چون روز مثال{عالم مثال} متقدم ظاهر شد که هزار سال است ( لیلة القدر خیرٌ مِن الف شهر) روز برزخ که مثال{عالم مثال} متأخر است صد سال است، بقرینه کریمه (آیه  259 سوره مبارکه بقره) قال کم لبثت قال لبثتُ یوماً او بعضَ یومٍ قال بل لبثتَ مائة عامٍ .این یوماً اشاره به روز برزخی تواند بود و بعضی یوم، اشاره به مثالی .والعلم عندالله تعالی

پس یک سال مثالی، سیصد و شصت هزار سال شهادت {عالم دنیا} است و سیصد و شصت هزار سال مثالی، یک دوره وسطی است و گفته شده که در عالم ملکوت سنین الهی معتبر است پس یک روز ملکوت پنجاه هزار سال ملکی می‌باشد.و سیصد و شصت هزار سال شهادت است و سیصد و شصت روز یک سال و سیصد و شصت هزار سال ملکوتی، دوره کبری باشد. و اما دوره عظمی که جبروتی است یک روزش، سیصد و شصت هزار سال ملکوتی است و سیصد و شصت روزش، یک سال جبروتی است و سیصد و شصت هزار سال جبروتی، یک دوره عظمی است که چون از این دورات هر کدام منقضی شود اسمی که مربی آن عالم است بباطن عود می‌کند {یعنی اول به آخر می‌رسد و جلوه معاد است.

جالب است جایگاه عددی حروف سیصد و شصت(360) می‌شود 114 که برابر با تعداد سوره‌های مبارک قرآن مجید است. وقتی دایره به یک شروع و به آخر 114 می‌رسد در جمع می‌‍شود 115 (115=114+1) که برابر با عدد ابجد کلمه معاد است. پس عود بباطن می‌کند شاید بدین معنا است. الله علم}

و قیامت آن عالـَم قائم شود و ظهور جلال قهاری و سرّ ولایت ظاهر شود و امتداد بطون همان مدت امتداد ظهور باشد (والله اعلم بحقایق الامور)

بنابراین در این درس می‌آموزیم که همه‌ی اعمال ما افشا می‌شود پس کار پنهانی نداریم زیرا همه در محضر خدای کریم است. دیگر اینکه دنیا قلیل عمل می‌کنیم؛ عمرمان قلیل است اما ملکوت و جبروت و قیامت چنان وسیع می‌شود که یک روز قیامت، 50000 سال است. انشاءالله بیشتر قدر عمر خود را بدانید و بدانیم.

اکنون به موجب کریمه {سوره مبارکه طه}: قال فما بال القرون الاولی(51) قال علمها عند ربی فی کتابٍ لایضلُّ ربی و لاینسی(52) ؛ (فرعون) گفت پس حال اقوام سلف(که خداپرست نبودند) چیست؟ (موسی علیه السلام) پاسخ داد که احوالشان به علم ازلی خدا در کتاب لوح محفوظ ثبت است و هرگز از حال احدی خدای مرا خطا و فراموشی نیست.

نفس نفیس آن کاملی که محل تجلی آن شأن کلی است ( یعنی ظرف وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نفس نفیس حضرت علی علیه السلام است) یا بالاصاله چون نبی مطلق که محمّد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است و یا ولی مطلق علیه السلام که سرّ محمّدی صلی الله علیه و آله و سلم است که منبسط است بر اسرار انبیاء یعنی علی بن ابیطالب علیه السلام یا باالتبع چون کلّ ذریه و ورثه محمد صلی الله علیه و آله و سلم نسخه این کتاب است و چون (لایضل ربی و لا ینسی) وصف آن کتاب است، پس آن کامل متبوع تا تابع وقتیکه از تنگنای تشخص به فضای پیشگاه حقیقت خود نقل نمود از جام شهود ذات سرمست شده نُقل مجلس قدم آیینش ذکر بعضی از آن احوال قرون اولی است، چنانچه از زبان حقایق بیان امام العالم و سرّ الوجود الوجود -سلام الله علیهم- در این خطبه ظاهر شده و از مستقبل(آینده) نیز شمّه‌ای بیان می‌نماید چنانچه در خطبه ملاحم مذکور است (خطبه ملاحم به‎ معنای حوادث سخت مانند جنگ و خونریزی) همانا که سبب ورود این خطبه بر آن لسان که قلم اعلی است، این تواند بود که ذوی العقول الضعیفه ورثه را معذور دارند، چون اطلاع بر این خطبه یابند و بدانند که آن کمّل بوارثه امام الموحدین و قائد الغر المحجلین سرّالله فی العالمین لیث بنی غالب علی بن ابیطالب علیه السلام این خبر می‌دهد چنانچه به کمیل(رضی) گفت که ولکن یترشح علیک مایطفح منی.

و مراد اینجا به ورثه کمّل است، آنست که سرّ حقیقت ایشان در تمام ادوار از حال و مقام خود خبر می‌دهد و جمعی که صاحب حقیقت جمعیت کلی‌اند، بوراثت حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام مر ایشان را عطا شده آگاهی از تمام سوابق و لواحق می‌یابند و اگر عقل ضعیف گوید که چگونه شخص بشری را این گونه ازعلم میسر شود گوییم که (منجی مثل نجات غریق است که دائماً در دریای دنیا کسانی را که در حال غرق شدن هستند و یاری می‌طلبند را نجات می‌دهد چون سفینة النجاة هستند)، احوال لاحق تا آخرالزمان از روی علم بقرانات کواکب که مظاهر اسمااند و احکام آنها را، تمام نوشته و الی الان تمام مطابق آمده، و هرگاه از روی نجوم اطلاع بر لواحق توان یافت چرا از روی حقیقت و تحقق باسماء که موثرات نجوم اند خبر از حال سابق و لاحق خود و عالم چنین کمل را حاصل نشود و حال آنکه علم ایشان در مقام حب فرائض اتحاد با علم رب خویش یافته (والله اعلم)

بنابراین حال بخوبی متوجه می‌شوید که وجود ولایت کلّی به وجود مبارک امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و ذریه‌های معصومش صلوات الله علیهم اجمعین، افشاشد، چنانچه عدد ابجد سیصد(300) برابر با عدد ابجد کلمه نقطه شد{سیصد=164=نقطه} و عالمِ دنیا به نقطه افشاشد.

              الحمدلله الذی جعلنا مِن المتمسّکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمة علیهم السلام

 حقیقت باطن ساعت (در شبانه روز)

اگر (در دایره ساعات شبانه روز) اعداد 1 تا 24 ساعت را با هم جمع کنیم 300 می‌شود که برابر با عدد ابجد حرفِ ش است و عدد 3 پایه‌ی عدد 300 می‌باشد. چنانچه دنیا در عدد ابجدش که 65 است برابر با سه به حروف می‌شود {65 یعنی 60+5 که برابرعدد ابجد حرفِ س(=60) + ه(=5) = سـه(=65) می‌شود}

اگر اعداد (ساعت) 1 تا 12 را با هم جمع کنیم 78 می‌شود که برابر با عدد ابجد اسم حکیم و کلمه عدد و همچنین برابر با تعداد حروف مقطعه قرآن است(که در 29 سوره قرآن کریم آمده است). و عدد 78 برابر با جایگاه عددی نام مبارک فاطمه زهراسلام الله علیها است{باطن داخل ساعت(دایره) وجود خانم سلام الله علیها می‌شود} و درادامه ساعات شبانه روز ، جمع اعداد 13 تا 24 می‌شود 222 که برابر با عدد ابجد نام زیبای حیدرعلیه السلام است!{باطن خارج ساعت(دایره) وجود امیرالمؤمنین علیه السلام می‌شود}. و در جمع می‌شوند 300  (=78+222) که برابر با عدد ابجد حرفِ ش است.

نکته بسیار جالب اینجاست که اگر 78 حروف مقطعه را بصورت بسیط بنویسیم، رویهم 213 حرف می‌شوند که برابر با عدد ابجد نام مبارک زهرا سلام الله علیها است! حال اگر 78 را از 213 کم کنیم، می‌شود 135 که برابر با عددد ابجد نام مبارک فاطمه سلام الله علیها است! و عدد ابجد حروف مقطعه قرآن بصورت بسیط، رویهم می‌شود 3311 که برابر با اسم مبارک خداوند؛ غاذی الصغیر و الکبیر است. بنابراین اسرار باطن غذای روح و جسم همه‌ی موجودات از مجرای اسم حکیم و باطن عدد آن است.

عدد 24 برابر با کلمه وحی است و این عدد را جامع می‌نامند. که عدد ابجد کلمه جامع می‌شود 114 . و قرآن عزیز؛ جامعِ جمعِ جمیعِ کتب آسمانی و حامل 114 سوره مبارکه می‌باشد و هم بدر کامل حقیقت انوار محمدی صلوات الله علیهم اجمعین است.

 نکات جالب حقایق باطن ساعت ( که بلوغ 9 زمان را داراست) وقتی عدد 300 به حرفِ ش ظاهر می‌شود پس تمام عالم هستی در دایره ساعت غرق است و اعداد ظاهری  و باطنی آن ، نمودار معنای زمان و ملکوت گنج حقایق آن می‌باشد. زیرا در قرآن کریم پروردگار عالم ؛ خالق هستی ، علم الساعة را فقط به خود اختصاص داده است. و زمان ظهور مقامات ، علم الساعة می‌باشد.

*افشای اعداد ساعت در عدد 9 ِ حرف شین و جایگاه عددی 21 ِ حرف ش

همانطور که بیان شد بلوغ عددی ساعت به عدد 9 ظاهر می‌شود که در 12 ساعت اول که روز است به عدد 9 خوانده می‌شود و در 12 ساعت دوم که شب(لیل) است ، 21 می‌باشد و از جمع عدد 21 و 9 عدد 30 بدست می‌آید که برابر عدد ابجد حرفِ ل یعنی مجرای توحید است و شاید به جرأت بتوان گفت : صدای حقیقی این ساعت ؛ لااله الا الله است! آیا جای تأمّل ندارد که حضرت علی علیه السلام کاتب 30 جزء قرآن است و 30 سال که از عمر مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله گذشت، حضرت در خانه خدا که باطن توحید ؛ جانِ لااله الا الله یعنی حرفِ ل بعدد 30 بدنیا آمده و 30 سال بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله  زندگی کردند تا در سال 40 هجری به شهادت رسیدند. لعنت الله علی قوم الظالمین من الاولین و الآخرین  

حال اگر در 24 ساعت شبانه روز دو عددِ ساعاتی که با هم در انطباق هستند را با هم جمع کنیم ، جواب عددی زوج می‌شود. مثلا جمع عدد ساعت یک بامداد و یکِ بعدازظهر که 13 خوانده می‌شود : 14=13+1 و به همین ترتیب در ادامه : 16=14+2 ، 18=15+3 ، 20=16+4 ، 22=17+5 ، 24=18+6 ، 26=19+7 ، 28=20+8 ، 30=21+9 ، 32=22+10 ، 34=23+11 ، 36=24+12

و همانطورکه بیان شد جمع اعداد 1 تا 24 (24 ساعت) 300 می‌شود که برابر حرفِ ش است پس اگر این جوابها را با هم جمع کنیم 300=36+34+32+30+28+26+24+22+20+18+16+14  ، 300 می‌شود. براستی این‌ها چه معنایی را در خود نهفته دارند؟! شاید روزی که ما در عالم برزخ می‌رویم آنگاه فعل ما با ملکوتش بواقع ظاهر می‌شود . آن روز ما به علم ساعت‌های عمرمان می‌رسیم که به عدد 300 افشا می‌شود!

*از آنجاکه عدد 300 ، برابر با حرفِ ش است و افشا کننده عددِ جامع 24 می‌باشد. و عدد 24، عددِ ساعات یک شبانه روز در دنیاست. بنابراین همانطورکه یک گردش کامل عقربه‌های ساعت که 24 ساعت را طی مسیر می‌کند ، کلّ دایره‌ی ساعت را افشا می‌کند. پس عقربه‌های حقیقی که ولایت و رسالت است، تمام دایره خلقت را به اسرار حقیقتش ظاهر می‌کند!

از آنجا که 60 ثانیه می‌شود یک دقیقه و 60 دقیقه ، یک ساعت را نشان می‌دهد. پس افشای عدد جامع ، ساعت است که در گردش عمر حقیقی ظاهری و باطنی دنیا در آن خلاصه می‌شود زیرا اندازه عمر هر کس را هیچ کسی نمی‌داند و اینچنین است که فقط به امر پروردگار عالم ، علم الساعة افشا می‌شود.

کلمه ساعت همان حروف کلمه تاسع است که عدد 9 خوانده می‌شود. چنانچه عدد ابجد کلمه ساعت (=تاسع) 531 است. اگر عدد 531 را بر 9 تقسیم کنیم، 59 می‌شود(59=9÷531) که برابر با عدد ابجد نام مبارک حضرت مهدیعج الله تعالی فرجه است! آیا این معجزه نیست که افشای علمِ ساعت ، ظهور آقا که نهمین فرزندِ پنجمین معصوم ؛ امام حسین علیه السلام است، می‌باشد که هم تولد مبارکش و هم ظهورش، علم الساعة است. حال اگر دایره ساعت را حلقه بسته ببینی  (به شکل عدد 5) که شعاع آن 9 باشد، آیا غیر از این است که حلقه ظاهر می‌شود به 59 برابر با عدد ابجد نام مبارک مهدی عج الله تعالی فرجه و عدد 5 باضافه 9 می‌شود 14 و حضرت از نظر معصومیت؛ چهاردهمین معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است و عدد ولایی ایشان 12 است. پس عدد 12 باطن ساعت است و عدد 14، ظاهر. درواقع حقیقت ساعت، 12 امام و 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین  هستند که به وجود انور الوجود اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف افشا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. 

جایگاه عددی کلمه ساعت= 54 می‌شود که برابر با جایگاه عددی کلمه قرآن است. پس ساعت، افشاکننده‌ی جایگاه قرآن است!

پس حرفِ شین ، شامل کلّ علم ساعت است در بلوغ 9 و دایره 5 {پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین} و در حقیقتِ یک شب که خداوند متعال در آیه 138 سوره مبارکه صافات می‌فرماید: و باللیل افلا تعقلون . و یک سوره به نام لیل در قرآن مجید است که عدد ترتیب نزولش به قلب مطهر پیامبرصلی الله علیه و آله 9 می‌باشد! و در قرآن کریم 43 بار اسم لیل آمده است که برابر با جایگاه عددی کلمه قدر است! و آنچه ظهورات اتفاق می‌افتد چه خوب { نزول قرآن کریم و ملائکه روح در شب قدر تولد معصومین صلوات الله علیهم اجمعین ، اَحیاها و رزق و روزی موجودات چه نباتی و چه جمادی ، چه حیوانی و چه انسانی در سحرگاه زده می‌شود } و چه بد ( بصورت درد و بیماری و عذاب و خطرهای بزرگ) اکثراً در شب است.

جالب است که دنیا به لیل خوانده می‌شود و قیامت به یوم ، پس در کل می‌شود یک شبانه روز. درواقع عدد جامعِ 24 ، کامل نشان داده شد و به حرفِ شین ، عالم قیامت در یوم افشا می‌شود. که انشاءالله (با

توجه به باطن ساعت) با بندگی خالصانه در دنیا ، در آن ساعت، حقیقتِ شِمش (طلای) وجودمان افشاشود!