عرفان ابجدی در خصوص ولایت چهارده معصوم (س)



عدد 9 (قسمت دوم)


ظهور کنز گنج الهی چنانچه حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند" اولنا محمد و اوسطنا محمد و آخرنا محمد".

 جالب است بدانید خانه مبارک کعبه اولین ظهور خلقت در خشکی در 25 ذیقعده تولد پیدا کرد، و اولین بنّا ی آن خانه خداوند است و از آنجا خشکی به همه زمین گسترده شد . آنجا به امر خدا قبله مسلمین قرار گرفت .عدد ابجد کلمه قبله 137 است. 100=ق که جایگاه عددی اش 19 است و معنی نگهدارنده می دهد، و 37 همان عدد کلمه اول است. پس در واقع قبله که قلب زمین است نگهدارنده حقیقت سّر تمام مقامات آسمانی و صفاتی  و مولایی و محرابی وصل کننده عالم ظلمت دنیا به عالم نور قرب اعلا است.وبیت عتیق خوانده می شود و حرمش احرام میخواهد و در احرامش باید مُحرم شویم. اعمال عبادی ما مخصوصاً نماز شرط قبولیش رو سوی قبله داشتن است.

خداوند کریم وقتی می خواست بدن جسمانی ما را در رحم مادر خلق کند، اول ارض خشکی قلبمان را روی جایگاه آبی رحم مادر خلق کرد و قلب ما هم خانه خدا شد " فواد المومن بیت الله"و تمام عروق با گردش خون به طوف قلب هرگز از قبله بدن جدا نمی شوند و الا حیات آنها بخطر می افتد. پس ما هم باید هرگز از توجه به وجه قلبمان از مجرای رضای خدا به قلب عالم امکان ، حضرت امام زمان(عج) به توجه خانه هدا و وصل شدن به قبله جدا نشویم و الا حیات معنویمان در دنیا و آخرت به خطر می افتد و به هلاکت ابدی می رسیم.

همان طور که انسان وقتی به مدرسه می رود کلاس اوّل را طی می کند تا با سواد شود. این کلاس اوّل تا دکتری و پرفسوری هم آدم با سواد در تمام مراحل تحصیلات و مقامات و حتّی آثارش ظهور و بروز و حتی بینه ی آن است. این نکته ای است که هر کس در عمل برای دیگران هم سعی کند اوّل شود تا در زندگی و شئونات ارزشی دیگران هم مؤلّفه باقی بماند حضرت ابراهیم (ع) می فرماید" ربنا هبلنا من ازواجنا و ذرّیاتِنا قرة اعین و للمتّقین اماما" پروردگارا ببخش بر ما از همسرانمان فرزندانی  که نور چشم ما باشند  و برای متقین پیشوا و امام.

وجود حضرت زهرا (س) در اهل بیت مکرّمشان یک است زیرا یک خانم و 13 آقا هستند یعنی 14 نور مقدس که همه ی بزرگواران نورٌ واحدند.(14=13+1) ایشان در مقام خلقتی یک است همینطور در کلمه ی نساء معنی کردیم عدد ابجد کلمه نسا = 111 = الف بود پس عدد ابجد الف = یک است دیگر اینکه امام عسگری (ع) در کتاب چهلچراغ (ص31) از کتاب اطیب البیان جلد13صفحه225 آمده است: "نحن حجج الله علی خلقه و جدتنا فاطمه حجه الله علینا" (ما همه حجت های خداوند هستیم مردم و مادر ما حجت است بر ما) حالا خوب دقت کنید. بنا براین خود خانم اول است و در عالم سّر ایشان دوّمی ندارند.

نکته: همانطور که در کلمه خواندیم که میزان و الف وجود  و کلمه اش شاخص ولایت و رسالت است این چنین که اگر کلمه نساء را نروفی بنویسیم ن  س     ا   ها   میم   زا  ها

                            الف=111========     110 + 1   +     110        

اسم زن هم در عدد ابجد می شود57 که برابراست با 3 برابر 19. زبر و بینه اش با هم مساوی است: زا . ن و ن= 57=57 . در ضمن اینکه اسم زن اگر با هم جمع شود میشود 114 که خانم فاطمه زهرا کوثر عالم و کل قرآن است.  جایگاه انسان کامل(بلوغ خلقت در حقیقت نه/9) و عالم قرب. عدد ابجد اول= 19 که این برابر است با عدد ابجد کلمه واحد = جایگاه عددی حرف (نُه) و حروف نوزده برابر 72 = کلمه سجده. حال 7+2=9. نام مبارک فاطمه (س) برابر است با کلمه ی قله (135)   واحد = 19 نُه=9= 5 + 3 + 1 کلمه عدد 19 جایگاه حرف ق و عدد ابجدش 100 می باشد. فاطمه =9=135جایگاه عدد حروف نُه برابر کلمه نَه(لا) می باشد قرب=302 ←5+2+3 ،جایگاه ام 41 برابر ام← 5 =1+4 نَه = لا که همان مجرای توحیــد است

ن + ه

نُه درباطن عدد10   - 50 + 5 = 55، عدد ابجد حرف (ل=30+الف=1=31)لا=31 جایگاه عدد           ح                        حروف (لا) می شود13 که همان گنج توحید است =1+3=4  

.                           -10= 5 + 5، عدد ابجد حروف سی=70 حروف سی یک=100

.                           (100=20=ک+10=ی+ی=س=60) اگر حروف لا  را بصورت بسیطی .                       .                               بنویسیم(سی=س+ی= 60+10=70)                        

.                          -9 جان عدد10 عدد ابجد یک و(ی و ک=30) برابر حرف = لا. توحید به .                          حروف لا. عدد 100 برابر حرف (ق) و جایگاه عددی حرف (ق) هم

.                           می شود 19

جایگاه عددی حروف لا=13=4 = 3 + 1=40=م . در نتیجه اینکه در حقیقت طهارت در سّر الاسرار عالم در بلوغ نه ظهور نوزده مجرای توحید بر عالمیان ظهور دارد که جان سجده و ظرف عبودیت مولای سبحان است.

ن + هـ = 55 = 10 ← 1 = 0 + 1 = الف حروف و تمام چهار چوب خلقت

14 + 5 = 19 = 10 ← 1 = 0 + 1 = 1 = عدد 10 =4+3+2+1

نموداری از ظهور اسرار خلقت در عدد9 

همانطور که توضیح داده شد پروردگار عالم اولین ظهور خود را از گنج احدیتش جل وجلاله اسم مبارکش (واحد) را که ظرف نورانی همه اسرار و ظهورات حرف و اعداد همه مخلوقات بود مظهر قرار داد . کلمه واحد عدد ابجدش 19 بود و خود به معنی یکتایی خالق بی همتا است. اما  همانطور که در اسرار عدد 9نوشته شدعدد ابجد حرف نُه برابر55 بود که در جمع عددی 10 میشد.و چنانکه گفته شد 9 باطن 10 است.جالب است که در جایگاه عددی حروف نُه عدد 19 می شود(19=5=هآ=14=ن) ، پس در این نمودار متوجه میشویم که بلوغ خلقت در عالم واحد عدد19 است در جایگاه نُه.

پس در واقع قله اسرار ظهوری خلقت به عدد 9 درس زیبایی دارد. کلمه قله برابر عدد135 است و این عدد برابر نام مبارک فاطمه (س) است. شاید شما بفرمایید چرا؟ در خلقت نوری، خانم زهرا(س) خواندیم که ایشان کسی بود که قبل از خلقت همه اسرار ظرف آفرینش وجودش امتحان شد  و خداوند جل عظمته فرمود: ما اورا صابره یافتیم و قبول شد، پس خداوند در آیه اولین سوره مبارکه نساء می فرماید: همه مخلوقات را از یک نفس واحد خلق کردیم. و در واقع کلمه نساء همان الف وجود شد که تمام حروف و اعداد در بطن او ظهور پیدا کردند، پس همه در بلوغ نه هستند بنابراین بلوغ 9 همان تسخیر همه اعداد و حروف است که در انطباق قرار می گیرد. و اگر حضرت امام عسکری (ع) می فرماید ما معصومین همه حجتای خدا بر مردم هستیم و مادر ما حجت بر ماستشاید این ظهور باطن است.

خانم در عالم دنیا 9 سال در منزل رسالت است و9 سال در منزل ولایت و منزل مهبط وحی و مختلف الاملائکه است یعنی محل رفت و آمد ملائکه مقرب. او کسی است که بعد از رسول خدا (ص) جبرئیل بر او نازل شد و احادیث قدسی را به خانم فرمود. و حضرت علی (ع) احادیث را می نوشت. او کسی است که وی را " ام الائمه" نام نهاده اند و ام الانبیاء و ام المومنین و ام ابیها است. که نمدار صفحه پیشین گویای این مطالب است.

برای رسیدن به حرف ق باید قربانی داد چون اینجا مقام قربانی است مگر نه اینکه ورود در قرآن باید از 19 حروف بسم الله الرحمن الرحیم بگذرد. و ورود در حریم حرم مطهر معصوم صلوات الله علیهم اجمعین مخصوصاً در حرم الله ، نزد خانه ی کعبه ، باید آماده قربانی باشیم تمام عالم نفوس حیوانیت را ، باید قربان نفس انسانی یعنی: نیت قربتاً الی الله کنند .

آنجا هم باید از 19 حروف پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین باید گذشت عدد ابجد کلمه قربانی می شود3=12(3+6+3) 363 در اصل عدد 300 یعنی افشا کنند 63 همان جایگاه اربعین، محل رسیدن به تعالی انسانیت، موسی علیه السلام وقتی دعوت شد به وادی مقدس پروردگار عالم فرمود: کفشهایت را بیرون بیاور اینجا وادی مقدس است.

پروردگار عالم علی بن ابی طالب (ص) را در پاکترین و مقدسترین مکان در خانه ی خودش (اشاره به عالم قرب علی (ع)) بدنیا آورد. پس تمام شیعیان، در رسیدن به قرب کعبه می فرماید اینجا وادی مقدس باید 1000 کیلو متر جلوتر بعدد (الف) غسل کنی و لباسهایت را مخصوص کنی و با لبیک و ذکر و حال خوش بیایی نزد قبله جانها شاید این حدیث اینطور است که وقتی موسی (ع) از خداوند زیارت خودش را درخواست کرد پروردگار عالم فرمود لن ترانی ، تو هرگز نه در دنیا و نه در آخرت و نه تو و هیچکس راه ندارد که مرا ببینی . امّا خداوند جلیل به کوه طور تجلی فرمود . که بعضی مفسران می گویند این نور شیعه ی علی بن ابی طالب بود که کوه متلاشی شد و حضرت موسی علیه السلام بیهوش شد "دکاً و خّر موسی صعقا ". می فرمایند آقا حضرت موسی (ع) از خداوند خواست خدایا کاش مرا مقام شیعه های علی بن ابی طالب (ع) عطا فرمایی. و جایگاه عددی قربانی میشود 66 برابر نام مبارک الله جل جلاله حالا خوب فکر کن که قربانی در کنار خانه خدا یعنی چه؟

هر نماز گذار در هر جای دنیا باشد باید برای قبولی نمازش که بفرموده پیامبر گرامی (ص) "عمود الدین الصلوه" بعنوان وصل شدن مأموم به امام باید طهارت ظاهر و باطن داشته باشد، لباس مخصوص بر تن داشته باشد مثل لباس نماز خانمها و لباس طاهر بر مردان. باید احکامش را بجا آورد. در واقع بنوعی مُحرم بشود و وادی عشق باید بقول آیه مبارکه نازعات آیه ای که برای حضرت موسی (ع) آمده است : که پروردگار عالم فرمود فاخلع نعلیک . کفشهایت را بیرون بیاور اینجا وادی مقدس است . یعنی خیلی چیزها که در حال عادی با مردم روبرو می شوند در نماز برای او حرام می شود ، و باید روی خود را به قبله کند دیگر وقت نماز نباید رویش را برگرداند. اگر سهواً یا عمداً رویش را برگرداند نمازش باطل می شود . پس در واقع عالم نماز عالم عدد 19 به واحد رسیدن و به بلوغ حقیقی انسان شدن است.

عدد نه با حروف

عدد نه با حروف یعنی نَه در واقع بلوغ انسان در حد کمال نَه گفتن به تمام اموری است که خداوند کریم به آن رضایت ندارد. فقط راه تشیع به امام معصوم (ص) که راه بندگی است نه می باشد، یعنی اخلاص پیدا کردن ، نَه یعنی به تمام اِله های هوی نفسی نَه گفتن نَه یعنی به توحید واقعی رسید . در عربی نَه می شود لا. یعنی لا اله الا الله پیامبر اکرم (ص) فرمود" قولوا لا اله الا الله تفلحون بگوئید لا اله الا الله تا رستگار شوید. امام رضا (ع) فرمود حدیث سلسله الذهب کلمه لا اله الا الله حصنی فِمِن دخل حصنی امن مِن عذابی بعد فرمود بشرطها و شروطها و اَنا مِن شروطها. (کلمه مبارک لا اله الا الله قلعه اَمنی است که هر کس عملش توحیدی باشد و در آن حصن وارد شود از عذاب قیامت ( دنیا و آخرت ) امنیت پیدا می کند. بشرط اینکه امام رضا (ع) می فرماید من شرط آن باشم یعنی امام رضا (ع)) یعنی بشرط رضای خداست و رضا به رضای خدا رسیدن.

پس شرط به رضای خدا رسیدن آنست که به تمام رضاهای دل ظاهری و به تمام هوی نفسهای درونی نه بگوئیم. خیلی کار سختی است . جهاد اکبر است ؛ این مقام بلوغ بندگی و رسیدن به کمال انسانی و در نهایت در جایگاه قرب الهی واصل شدن است اما به عدد کلمه ی لا به عدد ابجد آن می شود31(3+1) = 4 در اصل عدد 4 همانطور که گفته شد تمام چهارچوب حقیقت آیه الکرسی و گنج 4 روی 10 است . اما اگر به حروف بنویسیم سی و یک . عدد ابجدش می شود. سی = 70 = 10 + 60 ( 70 = ی + س )

یک ← ( ی = 10 + ک = 20 = 30 ) پس صد100 = یک30 +سی 70 عدد 100 برابر حرف ق است همانطور که توضیح داده شد . و جایگاه آن 19 است . و عدد 19 جایگاه حرف نُه است . پس در حقیقت اخلاص یعنی خالص شدن همان به بلوغ 9رسیدن است.

عدد 19 همانطور که متذکر شدم . ( در جمع عددی (10=9+1) یک بعلاوه 9می شود10. و همان گنج تمام اسرار و حقیقت 4 روی10 و عدد40 است و40 باب طهارت و عدد طلاست پس خلوص تمام این زیبائیهاست. امیدوارم از این درس هدف نویسنده را دریافت کرده باشید.

بلوغ عدد 9 در اسم مبارک حضرت زهرا (س) عدد ابجد اسم مبارک خانم تنها اسمی است در اسماء متبرک 14 نور مقدس که جمع عددیش 9 می شود. نام مبارکش فاطمه (س) بعدد (135) ← 9 = 5 + 3 + 1 خواندیم.

حال اگر عدد 135 را بخواهیم بصورت جابجایی بنویسیم 6 عدد را بما می دهد که هر کدام در جمع عددی 9 می شود.

1-    پس "جلا بیبهنّ" با عدد نون مشدد 9=1+3+5= 153 – 2 → 135  در واقع در سوره در آیه 59 سوره مبارکه احزاب جلابیهبهن به معنب چادر آمده است. پس عدد 153 که ابجد کلمه (جلابیبهن) است. در واقع اعداد نام مبارک فاطمه (س) است که جابجا شده و جمع عددیش 9 می باشد. پس بلوع عبادی یک خانم شیعه ، چادر واقعی یعنی حجاب اوست. کلمه حجاب عدد ابجدش 14 است و در قرآن کریم در 14 آیه مبارک برای خانم ها بصورت های مختلف امر حجاب آمده است.

عدد 14 در حقیقت جایگاه حرفی حرف (ن) است. و نون پشت تمام حروف الفبا کار می کند و به همه کلمات معنی و جان واقعی می دهد. یک مادر پاک دامن و عالمه می تواند دنیایی را با تاثیراتمعنوی خود تکان دهد چنانچه امام خمینی فرموده است: مادر با یک دست گهواره را تکان می دهد و با یک دست دنیا را تکان می دهد.. در واقع آن نون ساکن وجود اوست که پشت حروف عمل خودش و فرزندانش معنی و مفهوم انسانیت را می تواند بروز و ظهور دهد. دیگر اینکه عدد 14 همان گنج 4 روی 10 و حقیقت اسرار خلقت است که پشت حجاب عالم دنیا راه رسیدن به قرب را نمایان می سازد.

نکته دیگر اینکه در دنیا هر دانه ای اگر بخواهد سبز شود باید در حجاب خاک قرار بگیرد، یا در تاریکی تا برای کسب نور با آب کم کم راه خروج را از ظلمات به سمت نور پیدا کند و مفلح شود. خداوند کریم انسان را اشرف مخلوقات هود در حجاب پیچیده در دنیا خلق فرمود ، یعنی انسانیت او در ظلمات حیوانیت نهفته است و باید تلاش کند با انوار رسولان و معصومین (ص) و تحت تربیت الهی  و با پیروی از و شیعه شدن به امامان معصوم (ص اج)خود را از ظلمات نفس حیوانی به نفوس انسانی که قابلیت رفتن به قرب الهی را دارد برساند. حجاب ظاهر هم برای آقایان در سوره مبارکه نور  چنین آمده است" قل للمومنین یغضو ابصارهم و یحفظو فروجهم " و چه برای خانمها " قل للمومنات یغضض ابصارهن و یحفظوا فروجهن" آمده است. همه برای رسیدن رشد حقیقی و به کمال معنویت ِ انسانی است تا در این حجاب به بلوغ 9 عمل بوانیم با شاخه و برگ و میوه انسانی در عالم قرب به مقام " عند ربهم یرزقون" برسیم.انشاءالله

بنا براین تمام زحما ما که همه رحمت است اولاً شناخت حجاب است و ثانیاً برداشتن حجاب از چهره قلبی خودمان. در مرتبه سوم زیارت روی زیبای چهاردهمین نور ولایت و امامت حضرت حجه بن الحسن صلوات الله علیهم اجمعین که در امتحان ما در پس حجاب است. در حالی که برای او هیچ حجابی وجود ندارد. "اللهم ارنی الطلعه الرشیده و القره الحمیده" این است هدف ، "سلام هی حتی مطلع الفجر" رسیدن به محل طلوع فجر صبح صادق.انشاءالله

·        9 = 135 = فاطمه(س)

·        9 = 153 = جلابیبهن (آیه 59 سوره ی مبارک احزاب حجابی بنام چادر)

·        9 = 531 = تاسع

·        9 = 351 = قرآن

·        9 =  315

·        9 = 513

و جمع عدد یک تا 18 سن مبارک خانم = 171(کلمه معانی (1+7+1=9). نام مبارک وجود مقدس خانم تماماً گنجینه ی اسرار است . پس اگر خوب بفهمیم و انشاء الله به خلوص عمل کنیم به ریشه ی طهارت و اخلاص دست پیدا می کنیم . پس این کلمه مبارک با جمع عددی ( 9= 3+5+1) جلابیبهن. باطن خود را بخوبی افشا می کند که حجاب واقعی برای زنان همان باطن 9 است و تمام اعمال انسان یک خانم را تحت الشعاع عمل به آن قرار می دهد و برداشتن این حجاب، کمال عمل خالصانه برای آخرت از دست می رود. و بصورت بدن بدون پوست چگونه زشت و بلا استفاده و در حال عذاب زندگی بدون لذت و پر عذاب را برای خودش و آخرت فراهم می آورد. پس باید این حروف و اعداد مقدس را خوب بفهمیم.

بلوغ هر خانمی به عدد 9 سال تمام است و هر خانمی خود حامل فرزندانی است که 9 ماه در بطن او به کمال بلوغ نوزادی و تولد می رسد پس زن در حقیقت کمال خلق شده و از او اجتماع و انسانیت به کمال می رسد ، چنانچه پیامبر گرامی درباره اش می فرماید بهشت زیر پای مادران است. سن مبارک خانم هم اسرارش همان 9 است.

عدد سن مبارک 18 سال است و اگر 9 = 8 + 1 در جمع عدد 9 می شود اگر در عدد یک تا 9 ضرب شود جواب همه 9 است. عدد 9+9 = 18 می شود و عدد 18 جایگاه حرف (ص) و اسرار بلوغ منازل عالم دنیاست که اگر ( 9 = 8+1) اعداش را جمع کنیم باز هم 9 می شود. اگر عدد 153 را بر 9 تقسیم کنیم میشود 17 رکعات (نماز) شاید یکی از اسراری که در نماز خانمها چه نا محرم باشد یا نباشد باید چادر و حجاب کامل داشته باشد اگر عدد 135 بشود 351 برابر کلمه ی قرآن خیلی زیباست وقتی می بینی کتاب آسمانی ما شیعیان و مسلمانان قرآن با عظمت است ، زیرا جمع عددی آن 9 می شود ( 9 = 1 + 5 + 3) یعنی بلوغ کامل تمام کتاب های آسمانی و حتی تمام کتابها در او جمع است . و حتی باطن کتاب مبارک قرآن محیط بر تمام عوالم هستی از ظاهر تا باطن است و بکلام خالق یکتا سوره ی مبارکه انعام آیه و عنده مفاتح الغیب لایعلما الا هو تا آخر

ما انسان های معمولی نمی توانیم با قرآن جمع شویم چون هم جنس آن نیستیم . قرآن حقیقت وجود انسان کامل است . اما باید در آیات و کلام مبارک الهی ضرب شویم . تا به عمل خالصانه قیمت بگیریم و بها و قیمت آن رضوان الهی است انشاءالله .. اگر عدد ابجد قرآن را بر 9 تقسیم کنیم می شود 39= 2 ÷ 351 عدد 39 جایگاه حرف سین میزان همه ی حروف است اما عدد 531 برابر کلمه تاسع یعنی 9 به عربی است . این عدد فاعل تسع است و عالم نه گانه و ظهور معنایی را به نمایش می گذارد که این عدد (خوانندگان عزیز بدانند که فارسی باطن عربی است) و حقیقت و اسرار ملکوتی عدد9 را کاملاً هویدا می کند.

عدد 531 را اگر بر 9 تقسیم کنیم برابر عدد 59 برابر نام مبارک آقا مهدی صلوات الله علیهم اجمعین می شود یعنی نهمین ذرّیه نورانی آقا ابا عبدالله الحسین که خود آقا حامل 9 ذرّیه متولد شده است .

پس اگر عدد ابجد 59 را با هم جمع کنیم می شود 14 (14= 9 + 5) یعنی این باطن همه ی 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است و در ضمن آقا چهاردهمین معصوم روی زمین است . و اگر یک و 4 آن را جمع کنیم میشود ( 5 = 4 +1 ) یعنی بسته شدن حلقه پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین. اوست که با لقب مبارک ابوالقاسم و نام مبارک ( م، ح، م، د) (ص) می آید. اما حکومت آقا امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین بعدد 9 پیرو مطالب عددی که در ولایت آقا در کتاب گنج الالف نوشته ام. اینجا مطلب زیبایی که باید متذکر شوم اینست، که همانطور که می دانید، بلوغ تمام حقیقت حکومت ظاهری و باطنی از عالم سرّ تا اسفل السافلین دنیا. و رساندن به هدف نهایی پروردگار عالم از ظهور اسرار و خلقت گنج وجودیش همه و همه اهداف پیامبران (ع) و اوصیاء آنها علیهم السلام و صدیقین و اولیاء و شهدا و تمامی معصومین صلوات الله علیهم اجمعین در زمان آقا حجه بن الحسن العسکری المهدی المنتظر صلوات الله علیهم اجمعین ظهور می دهد و حقیقت حکومت نور بدون ظلمت . انسانیت بدون حیوانیت در عالم سایه گستر می شود. و خداوند اعلا مرتبه تمام گنج های خلقتش را از دل کوه ها و دریاها و معادن و نزولات آسمانی و تمام علوم را در آن زمان به عدد 9 بلوغ گنج عالم در اختیار آقا قرار می دهد و تمام جن و انس به تواضع در مقابلش سر تعظیم فرود می آورند. و شاید همان بهشتی که حضرت آدم (ع) در آن بدنیا آمده بود. دوباره برای فرزندانش محلّ پذیرایی می شود امّا این بار با ظهور امام زمان و حقیقت سرّ گنج ولایت. در عدد نُه و جان جایگاه نوزده (به تمامی معانی)

آدم (ع) وجود مبارکش جمع کننده ی تمام اسرار ، نه گانه عالم بود و او ظرف اسماء الحسنی عالم شد و خداوند بی همتا او راگنجینه ی معارف و اسماء خود قرار داد و آدم (ع) بدون کم و کاست همه را به برای ذریه هایش پدری کرد و زحمت کشید. به ارث بجا گذاشت . و هر پیامبر بزرگواری بنوعی این زحمات را به هدف نزدیک و نزدیکتر کردند تا به وجود آقا و سرور مان تمام عالم نه گانه حالا خود را به آقا عرضه می کند که او نه عالم وجود است و همه بر او ساجدند و ایشان نهمین فرزند آقا امام حسین (ع) است. ( همینطور که در عدد به عدد ده نوشته شد)

امیدوارم ما در این گنج ظهور، از یاران با وفای آقایمان باشیم البته یار آقا هم باید به بلوغ فهم و شعور و ایمان و عمل 9 رسیده باشد. پس خداوند کریم اگر به حکمت آدم (ع) را از بهشت بدنیای (لیل) آورد لباس های بهشتی را از او و خانم حوا(س) گرفت تا خود با زحمت تمام مایحتاج دنیا و آخرتشان را تهیه کنند که دنیا باطن آخرت است . و تا با عمل صالح بتوانند همه را هدایت کنند که هر کس خود باید بهشت را خلق کند و باید ریاضت بکشد تا معمّاهای آخرت خود را با راهنمایی راهنمان معصوم (ص) حل کند و خود را به جایگاه ظهوری بهشت خود برساند.

خداوند اعلا مرتبه هم درآیه 111سوره ی مبارکه توبه می فرماید" ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم باَنَّ لهمُ الجنّه" در همین آیه مبارکه آمده است که این وعده در کتب آسمانی تورات و انجیل هم آمده است من بهترین مشتری برای شما هستم برای اموال و انفس شما به قیمت بهشت . در حالیکه همه ی نعمتها را خود داده است. بهشت یعنی رسیدن به بلوغ نُه عمل و بهشت جای مخلصان و مؤمنان و طاهران واقعی است. پس به وجود مولایمان این هدف در دنیا ظهور پیدا می کند و وعده پروردگار عالم محقق می شود. (اللهم عجل لولیک الفرج اللهم اجعلنی مِن انصاره و اعوانه و ذابین عنه و المستشهدین بین یدیه).

عالم سرّ و حقیقت عالم یعنی چهار روی ده همه نور است . پس بلوغ ظهور ولایت آقا اینست که آن نور در دنیا به کمال ظهور و به بلوغ حکومت نورانیت وخروج ظلمات محقق می شود. و حتی انسان هایی که بنام یار آقا هستند یعنی 313 نفر. عدد ابجد حروف سیصد و سیزده برابر 256 برابر کلمه نور می شود و تولد وجود مقدس آقا سال 256هجری که برابر نور است ظهور پیدا می کند و مادر بزرگوارشان به نام نرجس عدد ابجدش 313 می شود که همان برابر نور است . و حکومت وجود مقدس زهرایی ایشان در کتاب چلچراغ(ص32) به استناد از صفحه180 جلد 53 کتاب بحار الانوار، حضرت ولی عصر می فرماید"فی ابنه رسول الله(ص) لی اسوه حسنه" خیلی کلام پر مغز و پرمعنایی است، آقا می فرماید مادر ما می فرماید دختر رسول الله صلوات الله علیهم اجمعین برای من اُسوه یعنی الگو حسنه است. معنا فرمودند که حکومت من زهرایی است. زیرا نام مبارک زهرا (س) یعنی نورانی و درخشنده و از یک معنای دیگر خانم بود که وجود مقدس حقیقت نُه بود پس حکومت آقا هم نُه است آقا می فرماید در زمان ظهور، حق مادر نورانی خود را از دشمنانش می گیرد. یعنی به تمام اسرار (از عالم سّر تا عالم سفل) همه ظاهر می شود. گنج اعداد و حروف تا شکفته شدن تمام گنج هستی اللهم ارزقنی. پس شیعیان آخر زمان هم مقامشان 9 است زیرا سید، سید امت آقا رسول(ص) هستند. چون آقا معصوم چهاردهم و امام دوازدهم هستند.

اگر خاطرتان باشد، ولایتِ نه باطنِ ده بود، یعنی وقتی کلمه ده را بنویسید عدد ابجدش میشود 9 (9 = هـ=5+4=د) و کلمه نه به حروف می شود ( 55 = هـ 5+50 = ن ← 10= 5 + 5 ) پس جمع عدد نه = 55 (10=5+5)می شود. 10 و عدد 19 برابر اسم مبارک واحد، 9 روی 10 است و در جمع عددی می شود ( 10 = 9 + 1). حال امام حسین (ع) خود گنج 9 روی ده است. یعنی 9 ذریه در بطن اوست با یک وجود خودش می شود .(10= 9 + 1). در واقع خود حامل 9 ذریه معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است. پس او عدد 19 است. توجهفرمایید! تکلیف آقا خیلی سخت و محموله ی او بارگرانی است که باید سالم به سر منزل هستی تا الی یوم القیامه برسد و بماند.

نکته: آقا و مولامان امام حسن (ع) گنج ده است. اولاً آقا سید الاسباط پیامبر و امیر المومنین و فاطمه زهرا (ص اجمعین) است، و لقب مبارک ابا محمد نیز دارد. ابا به معنی زینت است و ایشان زینت یعنی سبز کننده تمام رسالت پیامبر (ص) . دوم ایشان امام دوم شیعیان است ، که عدد ابجد دو به حروف برابر 10 می باشد که تمام سرالارار گنج بوجود او سبز و ظهور آن به زیباترین وجه ،حسن یعنی به نیکوترین وجه ظهورش را بدون ذره ای نقص الی یوم القیامه، متجلی ساخت. سوم، آقا معصوم چهارم است و همان چهار چوی گنج الهی که خداوند کریم به احسنِ تقویم ظهور داد. و گنج 4 روی 10 و کل ولایت که همه به حسن ظهور داده شده و بوجود وصی الحسن (ص) کل زیبایی ها ظاهر می شود. عدد ولایی و معصومیت آقا 6 میشود(6=4+2) و حرف 6 برابر حرف (و) می باشد که تمام عالم خلقت از عالم اسرار و کنز اللهی به دنیا روی حرف (و) و درباره باز گشت همه انسانها به خداوند می باشد که انا لله  و  انا الیه راجعون. این وصل حسن (ع) است. به عدد ابحد 6 که خداوند کریم تمام دنیا را در 6روز خلق فرمود. (سوره مبارکه حدید آیه 4 "فی ستته ایام".

نکته مهم این است که عدد 10 روز عید قربان بنام دهه ذیحجه ، روزی است که روزه گرفتن حرام است . در واقعروز قربانی کردن است. پس کسی که قربانی شد در مجرای رزق حسن قرار می گیرد و دیگر برای او روزه ای نیست. زنده عالم آخرت دیگر روزه ندارد. پس عدد 10 بلوغ نه بود که متولد شده است. حضرت امام حسن (ع) کریم اهل بیت و ایشان امام افطار کنندگان است(منتهی الآمال،زندگی امام حسن)

اگر نام مبارک امام حسین را بصورت زبر و بینه بنویسیم این چنین می شود.

حسین= حـ ا   سـ ین   یا  نـ و  ن = (8+1+60+60+10+1+50+6+50) در جمع کفه ترتزوی زبر عدد ابجد اسم آقا امام حسین 128 است یهنی نگهدرانده تمام گنج 28 حرف که کل قرآن است و تمام اعداد آن. اما در جمع حروف بینه عدد میشود 118 برابر نام مبارک حسن(ع) (118=1+56+60+1)یعنی بینه وجود مقدس حسین (ع) که خودش هم حسن (ع) است. باز هم حسن است(خوب دقت فرمایید) والله اعلم.

بنابر این آقا 7 سال با جد بزرگوارش زندگی کرد بعدد سبع (7) و حدود 30 سال (بعدد گنج حرف «ل» مجرای توحید ) با پدر بزرگوارش زندگی کرد که ولایت علی بن ابی طالب حقیقت گنج (30) بعد از پدر بزرگوارش است و 10 سال با برادر بزرگوار بعدد عشر، که امام حسن (ع) باطن عاشورا به ظهور در کربلا بپا کرده و امام حسین 10 سال ولایتشان بعد از امام حسن (ع) است. حکومت امام حسین (ع) و کربلای آقا و قتلگاه او و عاشورای او و خلاصه اربعین، رویهم سن مبارک آقا 57 سال می شود.

آقا هر کدام را به بلوغ عدد نه و باطن 19، سرّ ظهور وراثت تمام انبیاء و اولیاء و تمام صدیقین و شهدا و ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین به عرصه ی جایگاه و ذیقعد انسانیت جایگزین فرمودند.عدد 57 برابر است با 3 برابر 19 که وجود امام سوم است. و شهادت ایشان از نوع بالاترین مقام شهادت را به بلوغ 9 شهادت نشان دادند. زیرا 1- ایشان مقام سید الشهدایی گرفتند. 2- مقام ثار الله عدد ابجد اسم مبارک شهید 319 است که جمع آن (13= 9+1+3) 13 جایگاه حرف م و حرف م برابر عدد 40 است چون شهادت به حقیقت طهارت نائل می شود پس اربعین 40 باطن شهادت اوست . در عدد 300 برابر حرف ش است که این حرف صفت افشا کننده گی دارد بنابر این 319 یعنی افشا کننده ی گنج 19 است. نوزده به حروف عددش برابر 72 می شد . که برابر سجده بود.

که آقا امام حسین (ع) سر به سجده گذاشت و برنداشت تا سر از بدن مبارکش جدا کردند. در ضمن اینکه عدد 72 در جمع عدد می شود ( 9 = 2 +7) برابر 9 می شود که امام حسین که خود صاحب نه بود آخرین عمل عبادی او هم بلوغ 9 سجده است و شهادت او هم در سجده است و اگر عدد 72 را به این صورت که هفت ضربدر 2 کنیم،  می شود 14 آقا تمام گنج 14 را به تمام قامت به زمین قتلگاه در کربلا و روز عاشورا به عالم زمین گذاشت و این بلوغ نتیجه اش این شد که در شهادت آقا فقط و فقط انسان مؤمن پشت سر امام معصومش از عین نجاست حیوانی به کمال طهارت انسانیش نائل می شود. که خداوند تبارک و تعالی مقام تولد به او می دهد. و می فرماید "ولا تحسبن الّذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عندربهم یرزقون"  حساب نکنید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و احیا شده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.

امیدوارم خوب متوجه شده باشید . وجود مبارک امام حسین (ع) بدن مبارکش نه غسل می خواست و نه کفن . و نه نماز میت . چون او زنده است. البته باید تذکر بدهم که وجود معصوم صلوات الله علیهم اجمعین در همه حال تطهیرند و نیاز به طهارت ندارند. اما این راه را آقا برای ما گنه کاران باز کرد . و در عمر کوتاه ما بهترین راه برای رسیدن به عالم قرب و کمال طهارت انسان شدن را در قربانگاه . قلب به میم قرارداد . پس این شهادت به عدد نه بلوغ حیات را به ما می رساند ، نه مرگ ، یعنی مردن و میته شدن.

نکته: یکی از زیباییهای خلقت اینست که پروردگار عالم بطور فطری همه انسانهارا در باطن طهارت خلق کرد. منت گذاشت و فرمود " انی نفخت فیه من روحی" اینست و جز این نیست که از روح خودم در انسان دمیدم. و انسان برگزیده شد تا خلیفه الله باشد و توفیق قرب الی الله پیدا کند و عبادت خداوند مهربان را انجامدهد. و او را تهنا معبود خود انتخاب کند، پس خداوند مهربان همه بندگانش را با سر به دنیا آورد که، سجده اول است. و دوباره در احکام مرگ او را با سر به قبر می گذارند یعنی سجده دوم. در واقع زندگی دنیا فاصله بین دو سجده است. پس ورود انسان از حروف نوزده (بسم الله الرحمن الرحیم) است که همان بلوغ 9 و عددسجده یعنی 72 است.و در زمان از دنیا رفتن هم از پشت حروف نوزده (حروف مبارک 5تن آل عبا (ص اجمعین) و بلوغ 9و عدد 72 است. راستی یعنی چه؟ خداوند کریم همه بندگانش را از بلوغ 9 در بلوغ 9 پس از حمل 9 ماه از مادری که خودش بلوغش 9 است و حامل 9 است و پدری که جمع شده عوالم 9 گانه است بدنیا می آورد. حال خودش است که عملی با بلوغ 9 در حالیکه در تولد  از ورودی 19 مقام 19 حرف از حروف اسماء مبارک 5تن یعنی 14 معصوم
(ص) است و بیرون رفتنش از ورودی بسم الله الرحمن الرحیم است زیرا آنیکه عمل به تکلیف وحی الهی است که این فرصت را به او می دهد تاقلب به میم شود، وبعد از رفتن از ورودی بسم الله جزء شهدا و صالحین و صدیقین باشدو با طهارت به عالم قرب برود.

و اگر برعکس شد همانطور که یک حیوان حلال گوشت را اگر پشت بسم الله ذبح کنند حلال می شود و اگر بسم الله نگویند اورا حرام کرده اند و وجودش میته می شودو به مومنین حرام.

نکته دیگر : خداوند کریم با وجود حجت های خود زندگی سالم دنیا و آخرت ِ مقبول را عنایت فرمود. اباالحسن،امیر المومنین در زمان شهادت در مسجد کوفه (عدد ابجد کوفه=111 و برابر حرف الف است) سر به سجده گذاشت در شب نوزدهم ماه رمضان مه ماه نهم قمری است و فرق مبارکش را ابن ملجم ملعون شکافت( لعنت الله علیه الی یوم القیامه) و سجده اول عالم بوجود او ظهور پیدا کرد. امام حسن او را از سجده بلند فرمود (فاصله بین دو سجده) و امام حسین در سجده دوم بعد از شهادت سر از سجده بر نداشت تا سر مبارکش را ملعونین از بدن جدا کردند (لعنت الله علیهم اجمعین من الاولین و الآخرین الی یوم القیامه). اینجا مقام قلب به میم  و عالم اربعین و قرب الی الله و تولد واقعی انسانیت و رسیدن به رزقاً حسنا و عندربهم یرزقون است. پس تمام زندگی دنیای ما پشت امامن معصوممان(ص اجمعین) رنگ خدایی میگیرد. که همگی ساجد واقعی هستند و زندگی ما زمان بین دو سجدهء ورودی و خروجی ما از دنیاست که باید با مدرک حسن تمام شود. خداوند کریم در سوره انعام می فرماید "من جاءبالحسنهفله عشر امثالها" اگر با خود (تا قبر) عمل حسن بیاوری من به تو ده  مثل همان می دهم. همانطور که عالم دنیا عاشوراست پس باید به بلوغ 9 یعنی عشراعمالمان برسیم. انشاءالله

در زمان زندگی مبارک پیامبر بزرگوار (ص) روزی جبرائیل علیه السلام 4 لباس خلعت کفن بهشتی برای خانواده محترم پیامبر اکرم (ص) آورد. و هر کفنی را فرمود برای یک یک خانواده است، 1- حضرت محمد (ص) 2 – حضرت علی (ع) 3- حضرت زهرا (س) 4 – امام حسن (ع).

پرسیدند پس برای آقا امام حسین (ع) کجاست؟ جبرئیل فرمود: امام حسین (ع) نه غسل می خواهد و نه کفن.

دوستان و خوانندگان عزیز لازم به تذکر است . به این نکته که لباس شهید کفن او می شود. اما می خواهم بگویم انسان هر چقدر هم مقامش بالا باشد اگر معمولی بمیرد . بدن او را لخت می کنند و غسل می دهند. خلاصه عیب او عریان می شود. امّا شهید لباسش آبروست و بدنش هرگز نه در دنیا ونه در آخرت عریان نمی شود. او شب اوّل قبر ندارد. با اولین قطره خونش که به زمین می ریزد خداوند کریم تمام گناهانش را می آمرزد مگر گناهی که حق الناس باشد.

تمام هدف خلقت پروردگار عالم برای انسان همین بلوغ کمال زندگی در دنیا است (سجده دوم حیاتش). که برای عالم آخرت با تمام و کمالات انسانی و به عالم قرب متولد شود. نه بمیرد. تازه در عالم برزخ با هزاران مشکل روبرو شود. همانطور که بچه در شکم مادر اگر کامل و بلوغ 9 بسلامت کامل شده باشد زنده بدنیا می آید و تازه زندگی دنیایش را شروع می کند بدون هیچ مشکلی، انسان مؤمن هم در رحم دنیا باید به بلوغ عمل کامل شود. تا به سلامت بلوغ عمل انسانی وارد عالم آخرت شود و به عالم قرب الهی برود تا هیچ گونه مشکلی نداشته باشد. اگر بچه در دنیا ناقص بدنیا بیاید باید او را در دستگاه بگذارند و خلاصه تحت درمان قرار می گیرد تا کمبودهایش جبران شود.

اما انسان گنه کار در دستگاه عالم برزخ اگر ناقص رفته باشد. خدا داناست که چقدر باید درمان شود و درمانش چیست تا برای قیامت سالم بپا شود. (آیا سالم می شود یا به قیامت کشیده می شود و یا به پاک شدن در جهنم)

حال فکر کنیم، و ببینیم که چقدر ارزش دارد که در این عمر کوتاه خود را در تربیت و تأدب و تحمل مشکلات و انجام صحیح فرائض قرار دهیم و با پای خود به قربانگاه معشوق برویم و هر لحظه نفس حیوانی خودمان را قربان نفس انسانی کنیم و پشت سر امام معصوم (ص) شیعه و پیرو شویم . تا به کمال انسانی در آن عالم متولد شویم ، آنگاه الی یوم القیامه در صحت و سلامت بهترین و با لذت بخش ترین زندگی انسانی را در جوار رحمت الهی را خواهیم داشت. انشاء الله امیدوارم آقایمان امام حسین (ع) دنیا و آخرت شفاعتمان کند.

وجود مقدس آقا امام حسین (ع) در چند مورد در ولایت وجود مقدسش استثناء است. 1- تولد وجود مقدس که شش ماه در حمل مادر گرامش بیشتر نبوده است .زیرا فرزند تا شش ماه اگر بدنیا بیاید نمی ماند. اما بوجود او خداوند کریم دنیایی در شش روز خلق کرد و فانی می شمارد برای آخرت شیعیان

2- بعد از 10 روز از تولد برادر بزرگوارش خانم زهرا سلام الله حامل حمل آقا امام حسین (ع) شده اند .

3- از بدو تولد آقا بعدد 10 بدنیا آمد یک خودش بود و 9 ذریه در بطنش

4- شهادتش همانطور که نوشته شد ، عالم را قلب به میم کرده و عین نجاست میته ی انسان را به عین طهارت کمال انسانی رسانید.

5- شهادت را یک تولد و احیاء حیات طیب به انسانها بخشید .

6- وجود مقدسش نه غسل داشت و نه کفن

7- تربت پاکش داروی همه دردها شد و خوردنش حلال چون تمام تربت ها خوردنشان حرام است .

8- خون در زمان شهادت پاک شد

9- اربعین و حقیقت اربعین بوجود آقا بطور کامل بوجود خانم زینب (س) و آقا علی بن الحسین (ع) احیاء شد و دائمی گردید . و باطن اربعین تا زمان فرج آقا و ظهور حقیقت اربعین احیا شد.

10- عزاداری آقا از همه عزاداری ها مدتش بیشتر و مدت 2 ماه را کامل بخود اختصاص داده . (60 روز به عدد سین که سین قلب قرآن و میزان حروف است)

11- سیاه پوشیدن مکروه است ولی برای آقا رحمت است . ثواب هم دارد.

12- ماه محرم ماه حرام اولین ماه سال قمری به دهه ی عاشورا شروع می شود . و تمام گنج ده یعنی 4 روی ده را حامل است . و بلوغ 9 حیات طیب را به همه انانها درس می دهد. در ضمن که با دهه اول محبان در خیمه های آقا در وطن اصلی ساکن می شوند.

13- آقا ابا عبدالله الحسین (ع) حامل نه ذریه است .

14- وجود مقدسش بعدد ده، (گنج ده) را افشاء کرده است . ( در عدد شهید توضیح داده شده است) که امام عاشورائیان است الی یوم القیمه

در مقام سردارش ابوالفضل العباس

مقام تاسوعا

روز تاسوعا متعلق به آقا ابوالفضل (ع) است در صورتیکه همه می دانیم که آقا عَلَمدار روز عاشورا است. و شهادت او قبل از شهادت آقا ابا عبدالله حسن (ع) در روز عاشورا اتفاق افتاده است پس این مقام تاسوعا بلوغ مقام و ارزشی وجود مقدس ابوالفضل عباس است . که به درجه ی عرفان حقیقت نه رسیده است که توانست علمدار عاشورای برادرش امام حسین (ع) شود. و روز عاشورا 9 مقام تسعه عاشورا دریافت کرد. و درجه اش از تمام امام زاده گان معصوم بالاتر رفت . طوری که در حدیث آمده فردای قیامت همه بزرگواران امام زاده گان به مقامش غبطه می خورند و او به مقام صدیق نائل گردید.

مقامات حضرت: 1- علمدار کربلا (ع) 2- سپهسالار کربلا(ع) 3- باب الحوائج(ع) 4- ابوالفضل (ع) 5- سقای عطاشی(ع) (سیراب کننده ی همه ی تشنگان ولایت الی یوم القیامه)  6 قمره العشره یعنی ماه (گنج عشر) 7- با وفا 8- صاحب بین الحرمین 9- صدیق.

معصومین صلوات الله علیهم اجمعین مقام صدّیق را دارا هستند. و یکی از خصوصیاتشان این است که بعد از شهادت دست انسان های معمولی نباید بدن مطهر این عزیزان را لمس کند. همانطور که می دانید همیشه معصوم (ع) بدن معصوم صلوات الله علیهم اجمعین را غسل می دهدو کفن می کند . حتی برای حضرت زهرا (س) حضرت علی (ع) اعمال غسل و کفن و تدفین آن حضرت را انجام دادند. در شب سوّم عاشورا وقتی آقا علی بن الحسین (ع) تشریف آوردند در کربلا بدن پدر بزگروارشان امام حسین (ع) را خود با شرحهایی که می دانید در بوریا قرارداد و به خاک سپرد.

و در علقمه تشریف فرما شد . و فرمود بدن عمویم عباس را هم باید خودم کارهایش را انجام می دهد. و همانطور که در کربلا است قبر مبارک آقا بطور مستقل در علقمه بخاک سپرده شد. و دستهای مبارکش در جایی کهاز بدن مطهرش قطع شده بود همانجا بخاک سپرد. که امروز در سه جا حضرت ابوالفضل العباس (ع) را زیارت می کنیم دو جا مقام دستهای اوست و بعد بدن مطهرش . ( یعنی هر دستش برای خودش علمدار است و هرگز علمش نمی افتد تا روز ظهور آقا امام زمان (ع) فرزند نهم امام حسین (ع) آنروز هم مقام صاحب بن الحرمین دلهاست و علمدارست.الی یوم القیامه . عدد ابجد نام مبارک عباس برابر 133 است و با نام مبارک ابا صالح برابر است.

او علمدار عاشورایی است که در تمام عمر دنیا . کُل یوم عاشورا و کل ارض کربلاست . خواننده ی عزیز بدان عدد 9 که سلطان اعداد بود به صورت های مختلف توضیح داده شده است . پس خوب فکر کن و دقت بفرما که علمداری که او مقام تسعه ی عاشورا را داراست هرگز علمش برزمین نمی افتد به معنای شکست و امام عاشورا ابا عبدالله الحسین (ع) که صاحب نه ذریه است هرگز از امامت عاشورا بیرون نمی رود زیرا تمام فرزندان نورانیش در مقام تسعه ی او جان حقیقت رساننده ی کمال وراثت عاشورا را به عنوان هدایت عظما از جانب پروردگار عالم . احیا و به کمال هدف و نتیجه ی نهایی می رسانند. این دو بارگاه  بارگاه نورانی مقامی است که در حال همه ی عاشورائیان و کربلائیان باید بدست پر فیض و با برکت آقا ابوالفضل العباس (ع) محل ظهور و بروز احیاء حقایق و رساننده ی پیام حق باشد . یعنی کسی که واسطه و بازکننده دو حرم است یعنی حرم قلب مردم به حرم مبارک معصوم (ص). پس هر انسانی در وجودش بین الحرمین هایی دارد. که شاید خودش هم نداند. از گوش سر به گوش دل . از چشم سر به چشم دل و از زبان سر به زبان دل اینجا مجرای صدق است که اگر باز شود و باز بماند انسان به مقام یُبصر بها ، یُسمع بها و ینطق ، بها می شود تمام گرفتاریهای ما اینست این مجرا بخاطر دو رویی ها و نفاقها گرفته است.

چشم سر یک چیز می بیند و چشم دل چیز دیگر، گوش دل چیزی می شنود و گوش سر چیز دیگر، و متأسفانه زبان سر یک چیز می گوید ، زبان دل چیزی دیگر و این دو رویی یا صد رویی ها و ریاها و نفاقها باعث شده است که اصلاح اعمال و بیان احوالات نزد حکیم الحکما پیش نیاید گاهی منجر به این کلام الهی می شود."صمٌ بکمٌ عمیٌ فهم لا یفقهون یا لا یعقلون" پروردگار عالم چشم و گوش و زبان دل را پرده ای بنام غشاوه می کشد که این حقایق می میرد. و انسان در حالی که زنده ی جسمانی است حیوانی است ناطق ولی قلب انسانی او می میرد. خداوند متعال می فرماید : فیمُت = پس بمیر . حال چشمی که برای آقا امام حسین (ع) با معرفت گریه می کند از باب خلوص معلوم است گوش شنوایی دارد تا دل می سوزد و با اشک احیا می شود و زنده می ماند اما راه این احیا بدست باز کننده بین الحرمین دلهاست . زیرا ما لیاقت وصل مستقیم به معصوم (ع) را نداریم . وجود امام زاده ، یعنی، ابوالفضل (ع) است که اذن گیرنده واسطه  و گشاینده راه ما گنه کاران به امام معصوممان است بنابر این هر دلی اگر بخواهد زنده بماند باید از سقای عطاشی آب حیات بگیرد و جان خود را به سقایت او سیراب کند. تا بتواند به امام زمانش وصل شود ما روایات زیادی داریم از جمله داستان علی بن مهزیاد که قبرش در اهواز است وقتی به زیارت آقا نائل آمد. نشانه ی خیمه ی آقا درعرفات روضه ی آقا ابوالضل (ع) بود. تا علی بن مهزیاد. امام زمانش را ملاقات کند. امیدوارم، آقا لیاقت گشودن بین الحرمین دلهایمان را به مولایمان امام زمان مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه شریفه عنایت بفرماید.

عدد نُه در سوره ی مبارک کهف

آقا ابا عبدالله الحسین(ع) بارها و بارها راویان در کاروان اسیران کربلا بطرف دمشق و حتی در دربار یزید ملعون در کتاب لهوف آمده که صدای قرآن از لبان مبارکش شنیدند. که فرمودند آیاتی مبارک از سوره ی کهف بوده است. اسم کهف ظاهراً یعنی پناهگاه. جایگاه امن . و یکی القاب مبارک نام مبارک امام حسین علیه السلام در دعای شعبانیه که از قول امیر المؤمنین علی (ع) آمده است به امام حسین (ع) می فرماید . الکهف الحصین و غیاث المستغیثین و آن پناهگاهی که هرگز امنیت خود را از دست نمی دهد. و آن فریادرس فریاد خواهان است. سوره ی مبارک کهف در قرآن کریم سوره ی هیجدهم (9=8+1 و 9×2=18). در جزء پانزدهم می باشد. در این سوره ی مبارک قرآن، به نصف می رسد هم در کلمات و هم در تعداد کلمات به نصف می رسد که به کلمه ی یتلطّف در آیه 19 این سوره نصف می شود. چند نکته قابل ذکر است.

جزء پانزده، خود نیمه ی قرآن است. از نظر اجزا چون قرآن 30 جزء است.

عدد ابجد کلمه کهف برابر 105 می باشد که در جمع عددی 6 (6= 5+1) می شود و در جایگاه عدد 33 می شود که 33 سن جوانان بهشت و جایگاه نام مبارک حضرت زهرا (س) و جایگاه حروفی نام مبارک حضرت زینب سلام الله است. و در جمع عددی 6= 3+3 می شود جزء پانزدهم که (15) اگرعددهایش جمع شود 6 = 5+1 می شود. 15 جایگاه حرف س است که عددش 60 می باشد . و حرف سین می دانیم که قلب قرآن است . پس حقیقت زیبای این نام مبارک رسیدن امنیت قلب هر مؤمن به کلمه ی لطف خداوند متعال است . در آیه 19 عدد 19 همانطور که نوشته شد . جایگاه عددی حروف عدد نُه است . پس در واقع چه کسی به لطف خداوند و در پناه کهف حصین خداوند قرار می گیرد. کسی که در عمل و ایمان به بلوغ 9 برسد. یعنی به حقیقت اطاعت واقعی و ساجد شدن به پروردگار عالم. این نکته را بگویم که عدد نوزده برابر 72 برابر کلمه ی سجده بود.

حال ببینید که در این سوره ی مبارک احوال اصحاب کهف را خداوند متعال بیان می فرماید که در زمان پادشاه ظالم و کافر دقیانوس این عزیزان پیامبر خود حضرت مسیح علیه اسلام را شناختند و به پروردگار واحد عالم ایمان راسخ آوردند. در حالیکه تمام آن جمع همه از نظر مالی و مقامی تمکّن کافی داشتند. اما در فهم و کمال عقل ایمان به بلوغ کامل عمل رسیدند و در پناه خداوندو توکل کامل به آخرت و کتاب آسمانیشان ایمان آوردند. در غار کهف پنهان شدن پس خداوند کریم آنها را پذیرفت و به پناه امن خود جایگاهشان داد. و به عدد سیصد و نه سال در حال مرگی که بصورت خواب برایشان غالب بود پذیرایی فرمود در آن حال در صورتیکه بدن های مبارکشان هر روز در معرض نور افتاد از مشرق تا مغرب قرار می گرفت . بوسیله ی ملائک از پهلوی به پهلویی می شدند و رزقاً احسناً نصیبشان می شد طوری که بعد از 309 سال از خواب بیدار شدند در حالیکه خودشان که سالم بودند هیچ، حتی لباسهایشان هم سالم ماندند.

خداوند کریم عدد سالهای خواب آنها را رمز بلوغ ایمانشان و احیا و ماندگاریشان قرارداد الی یوم القیامه عدد 300 برابر حرف شین بود که صفتش افشا کردن است . و عدد 9 بلوغ وجودشان از نظر ظاهر و باطن پس اگر خوب فکر کنید عدد نه در جایگاه 19 و نوزده همان عدد 72 سجده می شود. که آن ها در سجده ی اول 309 سال ماندند و بعد از برخاستن و افشاء ایمانشان و پیروزی حق بر باطل عملشان دوباره به سجده دوّم رفتند که در نزد خدا بمانند و جاودانه شدند و در بهترین مقامات آخرتی پذیرایی شوند.

حال اگر عدد سیصد نه را به حروف بنویسیم عدد ابجدش میشود 219 یعنی در دو عالم به حقیقت 19 یعنی همانطور که ذکر شد. جالب است بدانید 219 برابر جایگاه عددی حروف چهارده می باشد که تمام گنچ 4روی 10 و گنج عشر است ، می باشد. به دو سجده و بلوغ 9 و 9 سجده اول و سجده دوم رسیدند پس 18 = 9 + 9 عدد ترتیب سوره در قرآن 18 است پس اگر باهم جمع کنیم میشود9 (9 = 8+1) . جایگاه عددی سیصد نه میشود. 66 برابر کلمه الله است.(15=س+10=ی+18=ص+4=د+14=ن+5=ه=66=نام مبارک الله). که از تمام این معانی زیبایی محبت خدا را می بینیم و می رسیم . و تمام آیات نشانه های اوست و راه قرب را به خود باز می کند. امیدوارم نکته ها را خوب درک کرده باشید.

عدد 9 در سوره ی مبارکه ی مریم

این سوره نوزدهمین سوره ی مبارکه قرآن است از ترتیب سوره های مبارک. همانطور که می دانید خانم مریم سلام الله علیها تا قبل از وجود مبارک خانم حضرت زهرا (س) سیده نساء عالمین بوده است . و ایشان هم مقام ولایت دارد و هم مقام مصطفی یعنی وجود مبارکش برگزیده و مطهره است در ترتیب سوره های قرآن 19 است . 19 جایگاه عدد نه به حروف است پس مریم سلام الله علیها در سرّ وجودی خود خانمی است که بعدد 9 بدنیا آمده و فرزند نورانیش هم به بلوغ 9 به او عنایت شده است. و در بلوغ عددی حرف نوزده 72 جزء ساجدین است.

او که خانم برگزیده و استثنایی است در زمان خود پروردگار عالم بدون همسر به او فرزندی عطا می فرماید طاهر و پاکیزه و انسان بلوغ یافته و کامل حضرت عیسی مسیح (ع) است که در سه روزه گی تولدش به همه ی جهانیان عرضه می دارد. " قال انّی انا عبدالله اتانی الکتاب" سوره ی مبارکه مریم آیه 30 گفت اینست و جز این نیست که من عبد خداوند و صاحب یا دارنده کتاب (انجیل) هستم. و با اعلام پیامبری در گهواره زبان همه ی یاوه گویان زمانش را بست و پروردگار عالم 9 معجزه تسعه به او عطا فرمود. از جمله 1-زنده کردن مردگان 2–کتاب آسمانی 3- شفای بیماران از جمله شفای جزامیان 4- شفای کور 5- شفای پیسی که در آن زمان دردهای ناعلاج بوده است 6- به مجسمه حیوانات می دمیده روح می گرفتند و زنده می شدند.

7- آوردن مائده ی آسمانی به اذن خداوند متعال، 8-متولد شدن بون پدر و 9- زنده کرده مرده ای بعد از 300 سال. حقیقت این زیبایی ها اینکه وجود مقدس ایشان پیامبر اولوالعزم هست. سوره ی مبارکه مریم با حروف مقطعه کهیعص شروع شده است این حروف رمز در تمام این سوره این حروف به تعداد 798 بار آمده است که به عدد 19 قابل قسمت است و می شود.

42= 19 ÷ 798 . و در چهل و دومین سوره ی مبارکه ی قرآن یعنی سوره ی شوری با حروف "حم عسق" شروع شده است جالب است که این دو سوره هر دو حروف مقطعه آنها 5 تا است و با جمع هر دو 10 حروف ظاهر شده است که 10 باطن 9 است . تعداد حروف این کلمات مقطعه در این سوره 570 است که برابر ابجدکلمه عشر و ابجد عدد کلمه ی عرش است. که در مقام آقا ابا عبدالله الحسین توضیح داده شده است که برعدد 19 قابل قسمت است و میشود30 (30= 19 ÷ 570 )عدد 30 برابر است با کلمه یک حروفی که عدد ابجد (ی = 10 و ک = 2 = 30 = یک) 30می شود.

کسانیکه تا حدودی به احادیث و گنج وجود این دو سوره ی مبارکه وارد هستند. دریافت می کنند که این حروف راهنمای زیبای توحید و رساندن مقامات انسانی به گنج عشر است. و معنای رسیدن به این زیبائیها، رسیدن به بلوغ 9 است به عمل خالصانه.

عدد 9 در باطن 10

در باره آیه مبارک خمس

در حدود آخر جزء 9 سوره انفال شروع می شود. این سوره هشتمین سوره از نظر ترتیب نوشتاری در قرآن و 88سوره از نظر نزول به قلب پیامبر(ص) است.(عدد88برابر کلمه نحل یعنی زنبور عسل است) بعد از 40 آیه مبارک از این سوره، جزء 9 تمام می شود و وارد جزء10 می شودیعنی آیه 41 اولین آیه در جزء10 است که در باره خمس آمده است. دقت فرمایید! انفال به معنی مال های خدادادی است، مثل نفت، زغال سنگ، سنگهای قیمتی ، مواد قیمتی در دریاها و خلاصه آنچه از طبیعت خداوند سرمایه برای بندگانش قرار داده، گنج ظاهری همه جزء غنیمتهایی است که خداوند برای بشر قرار داده و خداوند می فرماید انفال متعلق به خداست یعنی مال الله است و بعد می فرماید متعلق به پیامبر و امامان است(صلوات الله علیهم اجمعین)

ریشه کلمه انفال فال است و فال هم حرف الف است که گنج ظاهری است . حال از جز< 9 که باطنش 10 است خداوند کریم در آیه 41می فرماید " و اعلموا ان ما غنمتم من شی فانّ لله خمسه و للرسول و لدالقربی...تا آخر آیه" یعنی: بدانید هر گونه غنیمتی بدست آورید (به یک نوع پس انداز) یک پنجم آن را برای خدا و پیامبر و برای خویشاوندان و یتیمان و تنگدستان و در راه ماندگان است. اگر به خدا و به آنچه بر بنده خود در روز جدایی(حق از باطل) روزی که آن دو گروه با هم رو در رو شدند، نازل کردیم ایمان آوره اید، و خداوند به هر چیزی تواناست.

وجود مقدس آقا امام حسین که خود حامل 9 ذریه است و به عدد 10 بدنیا آمده اما اینچنین معصوم است و در مقام خمس خود فاعل خمس در خانواده مکرمش می باشد. و آآنچه خداوند از جان و مال و فرزندان و مقامها  به او داده همه را در راه خدا قربانی می دهد و مقامش می شود خامس آل عبا (ص اجمعین)

پس آیه مبار را به جان خوانده و عمل کنیم تا در بلوغ 9 در باطن ده به حقیقت لااقل خمس مال برسیم. زیرا خمس باب طهارت باطن است . اگر وسائل شما از نظر ظاهر پاک باشد اما خمس آنرا نداده باشید نماز با آن وسائل صحیح نیست و حج با مال خمس نداده باطل است. پس خمس باز کننده باب طهارت عمل به عالم طهارت بهشت که آنجا باب الحسین است.

عدد 19 در جایگاه 9 اعداد

اگر اعداد یک تا نه را بصورت زوج و فرد جدا کنیم، اعداد زوج آن می شود بدوح (ب=2 و د= 4 و ، و= 6 و ، ح = 8) جمع عددی زوجها می شود 4 عدد برابر با 20 برابر حرف ک و در جمع عدد و جمع حروف آن می شود بدوح پس جمع عددی 20میشود.( 2 = 0 + 2 = حرف ب)

اگر اعداد فرد را بنویسیم 5 عدد می شود یعنی اجهزط (1=ا ،3=ج ،ه= 5، ز= 7، ط=9) جمع عددی آن 25 می شود که جایگاه عدد کلمه حمد است و 25 جایگاه حرف ذال است. و اگر 2 و5 را جمع کنیم برابر عدد7 =حرف ز  می باشد در نهایت حرف زوج شد . حرف ب = عدد 2 و حرف فرد شد حرف ز = عدد7 در جمع عددی می شود 9=7+2 و در ضرب عدد 14=7×2 که همان گنج عشر یعنی 4 روی 10 است و در جمع عدد 14 یعنی 5= 4+1، سّر حلقه بندگی و وجود مبارک پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین. حرف رمز تمام عالم در بین حروف فرد در اعداد نه گانه می باشد چنانچه آقای شیخ بهایی درباره این 5 حرف مفرد می فرماید ( ا– ج– ه– ز– ط) اجهزط

ای که هستی طالب اسرار و رمـز غـامضــات

اسمی از اسمای اعظم با تو گویــم گوش دار

اوّل و ثانیــش جـذر رابــع و خامــس بــود

حرف مرکز جذر جمع جمله دان ای هوشیـار

گر از این بیتش نفهمیدی از ایــن بیتــش بفهـــم

ســر نگهــداری بــرادر گربیابـــی زینهـــار

حرف اوسط نصف حرف اوّل است و آخر است

اوسطیش ضعف اوسط فرقـدان و قطــب وار

ساتر سرّش باش فتح رمـز اگــر دستــت دهــد

فاتــــح اقفــال دانستــی بــرو در کــار دار

بیان ابیات مذکور فقط درباره همین 5 حرف است، نه دائره اجهزط. مصراع اول بیت دوم معنی آن این است : 1 + ج = جذرز + ط . 1 + 3 = جذر 7 + 9 . 4 = جذر 16.

و مصراع دوم آن این است 0 = جذر 1 + ج + ه + ز + ط. 5 = جذر 1 + 3 + 5 + 7 + 9 = 25

حرف اوسط، نصف حرف اوّل و آخر است یعنی حرف مرکز نصف حاشیتین حروف خمسه ، یعنی 1 + ط ، است ، و اوسطینش که ج + ز است حروف ( ا ج ه ز ط )

ضِعف اوسط است یعنی دو برابر حرف وسط یعنی 5 = هـ می باشد . و این دو اوسط یعنی ج و ز در گرد مرکز ه مانند فرقدان. بر گرد قطب شمال اند. و فرقدان دو کوکب معروف در قطب شمالند . که در زیجات و کتب نجوم و صور الکواکب عبدالرحمن صوفی و دیگر کتب در صور کواکب مشروحاً مبین است .

نکته: حرف هـ ، تنها حرفی است که خداوند کریم آن را ضمیر یعنی حرف اشاره به خود قرار داده است و با حکت ضمه و فتحه و کسره بخودش نسبت می دهد و صدای کوتاهش را اشباء و بلند قرار می دهد الی یوم القیامه همه بدانند که او هو است و فقط اوست. حرف هـ عدد ابجدش 5 است . فقط وفقط پنج تن آل عبا (ص اجمعین) یعنی همه چهارده معصوم ص واسطه معرفت و شناسایی بندگان به خدای مهربان هستند و فقط و فقط این عزیزان اولین خلقت هستند و تمام مخلوقات از ایشان حتی پیامبران گرامی و ایشان همان آیه الکرسی و گنج یا کنز 4 روی 10 عالمین اند. امیدوارم متوجه شده باشید . که حرف ه بعنوان عدد 5 مرکزیت و سرّ همان عالم کون و مکان ظاهر و باطن را داراست. و اگر از عدد یک تا 9 مضربهای عدد 3 آن را با خود عدد یک جمع کنیم عدد 19 جایگاه عدد نه بدست می آید. یعنی

19 = 9 + 6 + 3 + 1.  پس در این شعر خیلی از زیبائی ها را بیان کرد. امّا به حرف هـ کل جمع اسرار را جمع کرده و فرمود حالا خودت بفهم . چون پروردگار عالم به عدد 19 گنج واحدیت را ظهور داد که کثرات جلوه کردند. که در باطن عدد یک بلوغ9 واحدی است . عدد یک و نه جمع شد. شد 10 دقت کنید در حالیکه ظهور ده در عالم کنزجمع عددی 1 تا 4 ده شد.10= 4 + 3+2+1 شد یعنی 4 روی ده که می شود 14 پس اگر ( 5 = 4 + 1 → 4+1) یک و 4 را جمع کنیم می شود 5 اینجا حلقه ی خلقت به ظهور سرالاسرار عالم 5 بسته شد که پنجمین معصوم (ع) امام حسین (ع) است که نه ذریه در وجودش بود و به عدد 10 متولد شد پس ایشان خود پنجمین معصوم است 9 ذریه در بطنش می شود 14= 5+9 . پس حقیقت 14 نور مقدس ولایت کبری در ظل ولایت مطلق پروردگار عالم صلوات الله علیهم اجمعین همان حرف هـ = 5 است. و همینطور در گنج وحدانیت به عدد (یک = واحد ) حرف ی و ک برابر ( 10+20=30) سی می شود که تمام تجلی گاه و مجرای توحید عدد 30 برابر حرف ل است که این حرف گشاینده حروف مبارک لا اله الاالله است که حرف ل در جایگاه عددی 12 می باشد. که 12 نور مقدس امام معصوم صلوات الله علیهم اجمعین همه عروه الوثقی و ریسمان جبل الله المتین الهی است هستند و امام مبین موحدان و متقین .

بنابر این بلوغ عددی گنج واحد در عدد 19 کل سرّ است زیرا 19 جایگاه عدد نه بود پس بلوغ تمام اسماء و تمام اعداد در اسم مبارک واحد در بلوغ نه متجلی می شود که نه همان کلمه ی نَه است. یعنی لا و توحید محض الهی و خلوص کامل عمل.

عدد نه در کلمه ی عرفه و قربانی

امام حسین (ع) فرمود. خداوند متعال خلق نکرد بندگانش را مگر برای معرفت و خود نقطه مرکزی معرفت توحید شد. و اوست که شب عرفه و روز عرفه را به همه ی عالمیان معرفی فرمود و راه مقصد و هدف الهی را از عالم سفل در مرکزیت خانه خدا و در ایام حج واجب که نقطه ی عطف وصل همه موحدان و مؤمنین است نشان داد و راه رسیدن به مقصد رضای پروردگار عالم را به عاشورای عمل و کربلای زندگی هر انسان آزادی راهنمایی فرمود چنانچه درس معارف ما از راه عمل به اعداد و حروف است دقت بفرمائید که با این درس به مغز معنا می رسیم.

عدد ابجد عرفه می شود 355 در جمع عددی 13 جایگاه حرف (م) برابر 40 است

(40 = م = 13 = 5+5+3) سیصد عدد افشا کننده است و 55 برابر عدد نه با حروف است . در واقع عرفه افشا کننده ی راه نورانی رسیدن به بلوغ انسانیت9 و کمال هدف پروردگار عالم یعنی زنده شدن واقعی رسیدن به قربانگاه (در جایگاه 19 و سجده واقعی) و به قرب عندربهم یرزقون است .

در جایگاه عددی عرفه می شود 58 جمع عددی آن (13=8+5) 13 جایگاه م و (م) عدد ابجدش 40 است، پس عرفه انسان را در شناخت حقیقی به گنج طهارت انسانی و کمال قرب الهی و شیعه و محب شدن واقعی معصومین صلوات الله علیهم اجمعین می رساند و این راه برای همه لازم الاجراست و باید به آن معرفت پیدا کنند و الاّ همه بازنده ی عمر پر برکت خود می شوند. و دگر هیهات.

کلمه قربانی عدد ابجدش 12=3+6+3 → 363 ← آب = 3 = 2 + 1 → 12 سیصد همان حرف افشا کننده یعنی شین می شود و عدد 63 که برابر عمر مبارک پیامبر (ص) و امیر المؤمنین(ع) صلوات الله علیهم اجمعین است. جایگاه عددی کلمه اربعین است یعنی جایگاه باطن سبز شدن و بهار شدن و طهارت واقعی رسیدن است ( کلمه اربعین = 333=9 جایگاه عددیش 63 ← 9 = 3 +6 ) پس امام حسین و تمام 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین که خود معصومند و ائمه ی طاهرین هستند، همه در واقع اولین قربانیان خداوند متعال هستند که خود راه گشای قرب اویند. و سخت ترین مسیر قربانگاه برای این عزیزان است که سید الشهدا ابا عبدالله الحسین (ع) سخت ترین راه شهادت ، اما فاتح کلید کل گشایش قربانی دست اوست که تمام انسان های شیعه و مسلمان و مؤمن کوتاهترین راه را از او می آموزند تا در مسلخ رسیدن به کمال انسانی از 19 حروف بسم الله قرآن و 19 حروف کلمات حروف 5 تن صلوات الله علیهم اجمعین بگذرند و لباس حیوانیت را کنده و به کمال انسانی برسند و قلب به میم شوند . و اینجا به کلام الهی تولد پیدا کرده اند. زیرا در دنیا و رحم دنیا به بلوغ 9 رسیدند. همانطور که بچه وقتی از رحم مادر بعد از 9 ماه به سلامت تولد پیدا می کند و خداوند کریم رزق شیر را در سینه مادر برایش آماده می سازد. انسان شهید هم به بلوغ عمل و تولد انسانیش به تولدی می رسد که هرگز در آن مرگ نیست و حیات جاویدان است و روزی می گیرد که آن رزقاً حسنا است. خداوند می فرماید" ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا* بل احیا عند ربهم یرزقون" بقیه را در صفحات قبل توضیح داده ام، اینجا از نظر حروف کلمات عرفه و قربانی تکرار شد. اللهم ارزقنی

عدد 9 در سوره ی مبارک مریم (س)

 این سوره ی مبارک در نوزدهمین ترتیب سور قرآن آمده است و جالب است بدانید که خانم از بدو تولد بلوغ یافته بدنیا آمد. و ایشان کسی است که پروردگار عالم نذر مادر بزرگوارش را قبول فرمود به قبول حسن یعنی بهترین و بالاترین قبول شدگان است. ایشان در مقام شامخ و اعلای ولایت و برگزیدگی و طهارت قرار دارد و خداوند کریم در آیه (42) شریف این سوره ی آل عمران فرماید.

"انّ الله اصطفاک و طهرَّکِ و اضطفلک علی نساء العالمین و یا مریم اقنتی یرَبکَ و اسجدی و ارکعی مع الراکعین" و ایشان از سن طفولیت در مسجد الاقصی قرار گرفت و به عبادت مشغول بود. و حضرت زکریای پیغمبر (ع) کفالت او را داشت چنانچه در قرآن کریم قول پروردگار عالم که فرمود غذای او مائده بهشتی بوده است یعنی روزی او نور است. و ایشان کسی است که بلوغ 9 بدنیا آمده و در جایگاه نوزده ساجداست و در حقیقت بندگی قانت می باشد.

معنی قانت عدد ابجد 551 و جمع عددی آن 11=1+5+5 کلمه قانت = 551 =11= برابر کلمه حج و هو است. جایگاه عددی قانت 56 = (ت)22+(ن)14+(الف)1+(ق)19 = 11= 6 + 5 = هـو، حج عدد 56 جایگاه عددی نام مبارک مریم (س) است.

در دنیا خداوند کریم یکی از نشانه های آیاتش را درخت قرارداد و درخت مقدسی که در قرآن نام برده است درخت شجره ی طیبه است که می فرماید "اصلها ثابت و فرعها فی السماء" در واقع درخت معمولی تا نهال است باغبان باید دائماً آب و نورش را مواظب باشد و برایش آفت زدایی کند زیرا درخت نیاز به باغبان دارد اگر او مواظبتش نکند از بین می رود و گاه آفتها آن را نابود می کنند. اما کم کم که رشد می کند. هر چه ریشه هایش عمیق تر به زمین می شوند. ساقه تنومندتر و بلندتر می شود تا جایی که ریشه های خود را به سفره آبی یا قناتی وصل کند آنگاه دیگر نیاز به باغبان ندارد وخود قدش را راست نگه داشته و ساقه و شاخه هایش را بالا بالاتر می کشد این زمان درخت را قانت می گویند . زیرا در فرمانبری و اطاعت به گنجینه ای رسید که همیشه غنی شده است و او دائماً در عبودیت ثابت می شود و نیاز به آبیاری ندارد. انسان مؤمن هم باید در نوجوانی و جوانی در کنار باغبان های عمل و اخلاق نگذارد ریشه ی عقیده اش صدمه ببیند و سالم رشد کند تا در علم و عمل خود به اجتهاد و فقهات برسد. آنگاه فرمانبر و قانت واقعی شود چون هر چقدر درخت میوه می دهد و بارور می شود سر شاخه هایش خاضع تر و خشوعش از نظر اینکه حفظ میوه هایش باشد بیشتر . بنابر این انسان مؤمن در حال سجده به اطاعت محض و خالصانه پروردگار خود می رسد و آن سجده ای که ریشه های عقیده اش محکم و محکمتر به بلوغ کامل حقیقت سجده برسد. همانطور که گفتیم عدد ابجد سجده 72 بود و 72 برابر کلمه نوزده و نوزده جایگاه عددی نُه پس . نُه واقعی یعنی نَه که به تمام احوالات هوی نفسی است.

حضرت مریم سلام الله کسی است که قانت است. و از بدو تولد پروردگار عالم او را برگزیده و مطهر و کامل خلق کرد و او به حقیقت کنز وجودش وصل بود به رزق حسن و ریشه ی باطنی او هرگز از مقام ولایش تنزل نکرد و پروردگار عالم او را تا قبل خانم حضرت زهرا (س) سیده ی نساء عالمیان قرارداده بود. میوه ی دل این عزیز مولود نورانی و وجود مبارک حضرت عیسی (ع) که بصورت معجزه بدنیا آمد یعنی بدون وجود پدر و در بدو تولد مبارکش ، اعلام پیامبری فرمود او با کتاب و منصب نبوت و به بلوغ حقیقی یک انسان کامل بدنیا آمد. امیدوارم حقیقت عدد نه را بخوبی درک کنید.

فرمود "انّی انا عبدالله . اتانی الکتاب (آیه 30) او کسی است که خداوند تبارک و تعالی درباره اش در قرآن کریم می فرماید او کلمه طیبه من است و سلام بروزی که متولد شد و سلام بروزی می میرد و سلام به روزی که بعث وجود پیدا می کند. آیه 33 سوره ی مبارک مریم "و السّلام علی یوم ولدت و یوم اموت و ابعث حیا" یکی از زیبائیها وجود مبارکش اینست که عمر مبارکش طولانی است و او شباهت هایی به آقا و مولایان صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریفه دارد.

او فرزند بلوغ نه وجود مریم (س) است وجودی است آسمانی. و بقول حضرت عیسی (ع) فرمود تا وجودی آسمانی نباشد نمی تواند به آسمان برود. حضرت مهدی صلوات الله علیهم اجمعین هم وجودی است آسمانی از بدو تولد به آسمانها رفت، ایشان را بردند و در طواف ملائکه به گردش در عالم قدس پذیرایی شدند. و ایشان در غیبت صغری و غیبت کبری دلیل بر عالمیان هستند و صاحب و امام و فرمانفرمای زمان هستند. در زمان ظهور آقا و مولایمان حضرت عیسی (ع) در پشت سر ایشان نماز می گذارد و در خدمت آقا تشریف می آورند. این ظهور ، حقیقت تجلی نه عالم وجود بصورت بلوغ کامل رسالت و ولایت است.

عدد نه در جزء نه کلام الله مجید

نهیمن سوره ی مبارکه قرآن توبه است این سوره مبارک نهمین سوره در دهمین جزء قرآن کریم است . خوب دقت بفرمائید . همیشه عدد 9 در بطن ده قراردارد همانطور که در دروس قبل توضیح داده شد و عدد نه روی ده جلوه می کند که میشود 19 که جایگاه کلمه نه است .

و عدد یک + 9 عدد (19) برابر 10 میشود که تمام گنج چهار روی ده حقیقت 14 است . و عدد 14 یعنی 4 تا 10 تا بمعنی تطهیر عدد 40 است . امیدوارم خوب متوجه شوید این سوره مبارک بسم الله الرحمن الرحیم ندارد و با حرف باء برائه شروع شده است.

باب توبه: یکی از بزرگترین عنایات حق تعالی نسبت به بندگان گنه کار خود است که با شستشوی قلبی از این در فقط می توانیم وارد باب رحمت الهی در دنیا و آخرت بشویم. در واقع توبه حقیقت آب است که جان و قلب را از رزائل و رجس و پلیدی، حسد، بخل، کینه، بغض ، شستشو می دهد. در قرآن کریم پروردگار مهربان با 4 حرف در امور مهم با قسم تأکید و تفهیم و تأئید بعضی امور یا اهداف و عواملی را فرموده است این چهار حرف حروف (ت، و، ب، ا) است که رویهم می شود اسم زیبای خودش بنام تواب مثل تالله، بالله، الله، والله .

خداوند کریم فرمود "اَنا تواب الرّحیم" من توبه پذیر مهربان هستم با نام مبارک رحیم است. شاید یک دلیل که بسم الله ندارد بخاطر این باشد که در عالم آخرت معلوم می شود توبه او پذیرفته شده است ، در آن زمان از باب بسم الله گذشته است در واقع بسم الله برای تکامل رسیدن ما به دنیاست تا بتوانیم از بسم الله به درون آن ورود داشته باشیم. پس آیا در آخرت ورود پیدا کرده ایم؟ رحمت آخرتش را شامل حال گنه کاری که توبه کرده قرار می دهد. احوال توبه در واقع برای کسی اتفاق می افتد که در بلوغ نه پشیمانی از گناه بخواهد  از مرز جایگاهی 19 ساجد خداوند کریم شود و از اعمال حیوانی جدا شده و به اعمال و تکالیف انسانی مزین و ملبّس شود در جزء نوزده (جایگاه عدد نه است)

سوره ی مبارک فرقان در جزء توزده شروع می شود. این سوره بمعنی جدا کننده ی حق از باطل است که یکی از نام های بزرگ قرآن فرقان است جالب است بدانید آخرین سوره ای که در جزء نوزده جزء را تمام می کند سوره ی مبارک نمل است چقدر زیباست. در این سوره پروردگار عالم 2 بسم الله الرحمن الرحیم آورده است و با  این سوره مبارک 114 بسم الله قرآن ظاهر می شود.

در واقع حضرت سلیمان نبی علیه السلام از جانب خداوند خانم ملکه سبا را دعوت به دین مبین حق می نماید. و ایشان در جایگاه توبه به عدد جزء نوزده ساجد امر الهی می شود و دین حق سلیمان را می پذیرد و تمام حُکام خود را امر می فرماید ایمان به خداوند یکتا بیاورند. خوب فکر کنید تمام آیات الهی رمز و سرّ کنز و گنج لایتناهای پروردگار عالم است.

خیلی زیباست که سی اُمین آیه مبارک همین آیه بسم الله الرحمن الرحیم است. و به عدد 30 کل را تمام کرده است . و جالبتر که بدانید این جزء یعنی نوزده به آیه 55 این سوره تمام می شود عدد 55 برابر کلمه نه بود، و جایگاه عدد (ی) حروف نُه برابر عدد 19 بود پس خوب دقت کنید تمام آیات مبارک به حکمت کامله ی او بدون نقص و خیلی زیبا تمام اسرار حروفی و اعداد را به تمام و کمال ظهور داده است چنانچه سوره ی توبه به عدد 9 باب بلوغ هدایت را افشا می کند و در جزء 19 در جایگاه بلوغ و حقیقت اسرار کل قرآن را در جزء نوزده و در جایگاه حروفی کلمه نه به عدد ابجد 55 تمام می فرماید . (الله اعلم )

نکته جالبدیگر اینکه ترتیب نزول سوره مبارک توبه به قلب مبارک رسول اکرم(ص) 113 است. همانطور که آموخته اید، عدد 100 برابر حرف (ق) یعنی نگه دارنده است و عدد 13 جایگاه حرف (م) و حرف م برابر عدد 40 است و در واقع همان گنج اسرار عالم یعنی 4روی 10 . پس خوب دقت نمایید، عددی که خداوند کریم به حکمت ترتیب نزول این سوره مبارک را قرار داده شاید معنی می شود که توبه واقعی نگهدارنده باب طهارت وجود و راه گشاینده به عالم طهارت آخرت یعنی بهشت و در جوار و شفاعت ائمه معصومین قرار گرفتن است(صلوات الله علیهم اجمعین)

نه در سوره مبارکه اعراف  

نهمین جزء قرآن کریم در سوره اعراف شروع می شود. همانطور که میدانید مردان اعراف 14 نور مقدس معصومین هستند که فردای قیامت در جایگاه رفیع مقامات خود می ایستند و تمام اهل محشر بوجود های مقدس این عزیزان محک عمل میخورندو راهشان مشخص می شود. هر کس کمتر شناختی هم به ایشان داشته باشد راهش مشخص می شود و الا در جهنم خواهد بود. پس مردان اعراف بلوغ نه تمام عالمیان هستند که به عدد 14 یعنی 4روی 10 و گنج طهارت از طرف پروردگار در این سوره معرفی میشوند. ترتیب نزول اسن سوره مبارک بر قلب پیامبر سیزدهمین سوره می باشد و عدد سیزده جایگاه حرف م و حرف م برابر عدد 40 است.

نه در سوره مبارکه بلد

نودمین سوره مبارک قرآن بلد است به شهر مکه بلد می گویند. در حقیقت جان همه مخلوقات فطرت خدایی است  و خانه خانه قلب است که خانه خداست. و هر کس آنجا مشّرف شود نماز و روزه اش کامل است زیرا آنجا وطن اصلی همه انسانهاست. پس در واقع بلدِ همه است جالب این  است  که این سوره 19 آیه مبارک دارد که جایگاه نوزده 9 بود و نوزده حروفی برابر 72 یعنی سجده ، پس زمانی به  بلد عمل می شود که اطاعت محض و سجده واقعی بنده برای خدا باشد.

در باطن حقایق عددی نه و سرّ الاسرار زیبایی وجود مقدس و معظم و معزز فاطمه زهرا (س)

وجود مطهر خانم نُه اسم مبارک دارد که هر نام از اسماء اعظم است. 2نام مبارک آسمانی و 7 نام دیگر زمینی. اسماء آسمانی خانم: زهرا و منصوره . و اسماء زمینی ایشان: فاطمه، بتول ، صدیقه، محدثه، زکیّه، طاهره، راضیه می باشد.

از محیی الدین عربی، در فصل فضائل حضرت زهرا صلوات الله علیها از کتاب شرح المناقب (ص 170)

" و علی الجوهره القدسیّه فی تَعیُنِ الاِنسیه، صوره النّفس الکُلیّه، جواد العالم العقلیّه بضعه الحقیقه النبویّه مطلع الانوار العلویّه، عینِ عیون الاسرار الفاطمیّه النّاجیّه المُنجیّه لِمُحبّیها عَنِ النار ثمَرهِ الشّجرهِ الیقینِ سیده نساء العالمین المعروفهِ بالقَدر، المجهولَهِ بِالقَبرِ قرهَ عَینِ الرَّسول الزّهراء البَتولِ علیها الصّلوه و السّلام".

" نیز تحیّات و زاکیات بر آن جوهر قدس باد که با تجرد قدسیّه در هیئت انسیّه عالم بشریّت را زینت و تشکیل داده. آن حقیقت طاهره خود صورت نفس کلی و جواد عالم عقلی است که در صورت سِریّه بضعه ی حقیقت احمدی صل اله علیه و آله و سلم و مشرق انوار علوم علوی و سرچشمه ی اسرار مکنونه ی فاطمی است . چنانچه آن حقیقت قادسه در آغاز نزول از مقدّسات عالم عقلی بوده ، در هنگام عودت و صعود نیز خود از ادناس (چیزهایی که مردم را پست و کوچک می کند) بشریّت رستگار، و آزاد کننده ی دوستاران است از نکابت ناران جوهره ی قدسیّه شیرین ثمر شجر معرفت و یقین و سترگ سیده ی نساء عالمین است که قدر مراتب فضائلش معروف و مثوای جسد عنصریه اش مجهول است نور دیده ی حضرت رسول(ص) بنام نامی و لقب گرامی زهرای بتول علیها الصلوه و السّلام.

سوره ق در جان بلوغ نه

تا این درس درباره نه مطالب زیادی نوشته شد که فکر می کنم جامع  تمام کلمات این سوره مبارک است. اولاً که یکی از اسماء مبارک قرآن قاف است و ولایت 14 معصوم هم قاف است. حرف ق به عدد ابجد 100 می باشد که جایگاه عددی آن 19 است. نوزده جایگاه عدد نه است یعنی بلوغ قله معارف و تمام اسرار و کتاب مبین و بالا ترین معجره خالق هستی قرآن است و وجود اهل بیت (ص اجمعین) پس ق یعنی نگهدارنده و ق به منزله ریشه کلمه تقوی است و خداوند کریم در سوره مبارک بقره می فرماید" ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین" در کتاب آسمانی قرآن شکی نیست، یقیناً متقین را هدایت می کند. این سوره مبارک به ترتیب نوشتاری 50 سوره است. عدد 50 برابر حرف نون و جایگاه عددی آن 14 است. حال ببینید که بدون ق هیچکس به هدایت کامل نمی رسد. در این سوره مبارک 57 بار حرف ق آمده است که در واقع تا 19 تا میشود. در قرآن کریم خداوند انسان را کلمه خود می داند. کلمه یعنی کل یعنی همه عدد ابجد  کلمه می شود 95 که برابر است با 5 تا 19 . حالا خودتان خوب بسنجید که مرتبه انسان کجاست . 95 برابر است با حرف صاد  و حرف ص برابر ابجد 90 می باشد . چشمه زلال حیات طیبه  در عالم عرشی . امید وارم بتوانیم با ق تقوی به مقام کلم الطیب یرفع درجه برسیم.  انشاءالله

 

 



:: موضوعات مرتبط: اسرار عدد 9 (قسمت 1و2)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391
زمان : 1:19
عدد 9 (قسمت اول)


علم عدد یعنی علم ارزش عددی حروف. در فرهنگها و دین های شرقی و غربی پیشینه ای دیرینه دارد و از آن بنام سیمیا یاد شده است که جزء علوم غریبه است. مولانا در دیوان شمس می گوید :

اما دغل بسی است، تو کشتی شناس باش

 

 

زیرا که کار دنیا سحر است و سیمیــاســـت

و شیخ شبستری نیز در گلشن راز می گوید :

به زیر هر عدد سرّی است

 

 

از آن درهــــــــای دوزخ نیــز هفــت اســت

اساس علم عدد بر این است که عدد مفروض ذهنیت انسان نیست. بلکه عدد از عالم سرّ الهی به اراده و مشیت پروردگار عالم ظهور و بروز پیدا کرده است. و عالم عدد روح گنج و کنز الهی است چنانچه پروردگار عالم اوّلین ظهور عدد را خود آغاز کرد و فرمود( قُل هوالله احد). به پیامبر بزرگوارش فرمود بگو او خدای احد است و همانطور که در درس عدد عشر یعنی ده گفته شد، او خود را به یگانگی و عدد یک معرفی فرمود که مخصوص خودش است و هرگز تعدد به خود نمی گیرد. امّا هنگامیکه می خواست گنج ذات اقدس خویش را به مخلوقاتش معرفی کنم تا خود را بشناساند. بر ذات خود جلوه فرمود و به نام مبارکش واحد، تجلی و ظهور فرمود و پیامبر بزرگوار(ص) در خبر معراجش می فرماید (الواحد لا یصدر اِلا الواحد) خداوند واحد (یک ) یک صادر خلقتی از مصدریتش صادر نمی کند . تا آنجا که توفیق بود در درس گنج عشر توضیح داده شد.

زیبایی خلقت از بیان نورانی معصومین صلوات الله علیهم اجمعین آمده است . چون مطالعات و نوشتار درس ما از نظر علم حروف و اعداد است، بهترین معانی و بلکه مغز معنا را هویدا می سازد. بالاترین نیت من، رسیدن به معارف خلقت خودمان و از آنجا به ولایت مولایمان امام زمان و 14 نور مقدس صلوات الله علیهم اجمعین است و از آنجا به رسیدن به معرفت توحید و بنده ی خالص شدن برای مولای کریم مان ، پروردگار عالم عزّ و جّل است.

عدد در واقع نشان دهنده معارف هر مخلوقی است که درباره ی آن صحبت می شود و چنانچه از معنی عدد بر می آید عدد، کثرت را در بر دارد چنانچه محتوی را تا بی انتها می کشاند و نتیجه ی آن رساندن به کمال و هدف خلقت است. زیرا بنابر کلام مبارک پیامبر گرامی محمد مصطفی (ص) که فرمود: (عدد، روحِ حروف است) پس روح، جاودانه و تعالی پذیر و در نهایت قیّم حروف می باشد و حروف را قیام و قوام می دهد و همانطور که هر حرفی ملکی دارد ملکوت حروف است که معنی را شامل می شود و معنی است، که محتوای استعداد خود را ظاهر می کند و در عین حال عوالم در ملکات علیا و سفلی در معنای حروفی ظاهر می شوند و معماهای انسانها را حل می کنند بنابراین، پروردگار عالم یکی که صفات ذاتی خودش را تکلم معرفی فرمود، و بالاترین معجزه خویش را کلام الله، قرآن مجید قرار داد بنابر این خود واضع حروف و اسرار آن است او به تناسب رشد عقلی امتهای پیامبران معجزات باهری را بر آنها دلیل و برهان قرار داد تا بدست رسولان بزرگوار و اوصیاء کرام آنها راه تعالی بندگان به تقرب الهی را نشان دهند و انسانها را به قرب او راهنمایی کنند. خداوند متعال صد و بیست و چهار هزارمین پیامبر مرسل و نبی مکرم را اشرف همه ی مخلوقاتش و خاتم النبیین و سید المرسلین محمد المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم قرار داد و از نظر درک و فهم و شعور امت، او را سید امتها قرار داد زیرا همانطور که در قرآن کریم پروردگار عالم انسانهای مؤمن را انسانهای شنوا می فرماید ( یسمعون) سوره ی مبارک انعام آیه 36  ( انما یستجیب الذین یسمعون) یعنی(این است و جز این نیست کسانی تو را اجابت می کنند که گوش شنوا دارند). یعنی کسانی که حرف را می فهمند و فکر می کنند و آنگاه عمل می کنند. یعنی نهایت کمال فهمیدن و تعقل است. مولای مهربان انتخاب فرمود و بالاترین معجزه ی خود را که اکمال تمام معجزات است و همه ی کتاب های آسمانی در آن جمع است کلام الله خویش قرآن قرار داد و آنرا به حبیب خویش، بهترین بندگانش و بهترینِ رسولانش عنایت فرمود. و به ما امت منت گذاشت که چنین پیامبر و اوصیاء و کتاب آسمانی داشته باشیم و به آن افتخار کنیم.

پس کلام، بالاترین مخلوق است: که خداوند متعال اسماء خود را با آن بما معرفی فرمود و لیاقت تکلم را به ما انسانها عطا فرمود و لیاقت خواندن و فهمیدن و تا حدودی درک کلام خود را بما داد تا خوب و به حد وسعمان یاد بگیریم و آنرا نسخه ی، حکیم خود قرار داده تا با عمل کردن به آن نقص های خود را برداشته و مرض هایمان را درمان و سیرت باطنی خود را بصورت قرآن که صورت انسان کامل است مزین سازیم و در مجرای توحید و یکتاپرستی به رضای مولا برسیم و البته بشرط پیروی و شیعه شدن به امامان معصوم و در زمان خودمان به تشرف ولایت مطلق مهدویت و انطباق وجه قلبی ما به رضای قلبِ عالم امکان ولی الله الاعظم مهدی، صاحب الزمان صلوات الله علیهم اجمعین.

یکی دیگر از صفات ذاتی رب العالمین علم است. علم حقیقت نور است و با علمِ حروف و علمِ اعداد پروردگار سبحان عالم کنز الهی خود را ظهور، و با زُبر و بیّنه یعنی میزان و حکمت خلق را بسوی خویش فراخواند و فرمود: (انّا لله و انّا الیه راجِعون) از سوی خدا آمده ایم و بسوی او باز می گردیم).  در واقع تمام کتاب های آسمانی، کتاب الله و معارف پروردگار عالم هستند. اما قرآن کریم هم کتاب الله است و هم کلام الله. بنابر این مخلوق هرگز در کلام خالق نمی تواند نفوذ کند. پس خداوند در آیه کریمش فرمود« ما خود قرآن را حفظ می کنیم» . و امروز بعد از 1432 سال قرآن همه ی انسانها را به مسابقه دعوت می کند. و می فرماید حتی هر کس یک آیه مثل قرآن بیاورد میتواند اعجازش را قبول نکند. (آیه 23 بقره) امام رضا (ع) در باره ابداع و حقیقت خلقت حروف (عیون الاخبار ترجمه ی غفاری و مفید ج2 ، ص 312) در جواب سئوال عمران چنین جواب فرمودند« درباره ی حقیقت خلقت: و بدان که ابداع، مشیّت و اراده، سه اسم برای یک چیز هستند، و اوّلین ابداع، اراده و مشیّت او حروفی بود که آن ها را اصل هر چیزی قرار داد و راهنمایی بر هر مدرک (علم حروف) و روشنگری بر هر امر مشتبهی نموده و بوسیله ی آن حروف هر چیز اَعَمّ از حقّ و باطل، فعل و مفعول، یا معنی و غیر معنی از هم جدا و شناخته می شود و همه ی امور بر آنها جمع شده است، و در آفرینش این حروف برای آنها معنای متناهی و وجودی غیر از نفس آن ها قرار نداد، زیرا آنها با ابداع و ایجاد، بوجود آمده اند».  نور، در اینجا اوّلین فعل خداست، خدایی که خود نور زمینها و آسمانهاست (الله نور السموات و الارض) حروف از آن فعل، به فعلیت رسیده اند، و آنها حروفی هستند که اساس گفتار بر آنهاست، وحی الهی که نور است و عبارات همگی از خداوند است که به خلق خود آموخته است ( پس همه ی زبان های دنیا را شامل می شود چون هیچ کس از خود چیزی نداشته و ندارد همه را خدا به ما داده و آموخته است).

این حروف سی و سه حرف هستند. 28 حرف از آن ها نشانگر زبان ها (لهجه ها) ی عربی است، و از بیست و هشت حرف 22 حرف نشانگر زبان های سریانی و عبری است. و از میان آنها پنج حرف در سایر زبان های عجم در مناطق مختلف، زبان های متفرق و پراکنده است و آن پنج حرف هستند که از بیست و هشت حرف جدا شده اند. ( که زبان فارسی 4 حرف «پ- ژ – گ – چ» را بیشتر دارد.) اما حرف همزه در عربی اضافه می شود 29 حرف است و در فارسی حروف به اضافه همزه 33 حرف می شود. که در نتیجه حروف 33 حرف شد. و این 5 حرف به دلایلی است که بیش از آنچه گفتیم جایز نیست ذکر شود. سپس حروف را بعد از احصا نمودن و شمردن آنها «فعل» خود نمود مثل آیه مبارکه کُن فیکون (و آنچه موجود شود و آن نیز موجود شد ) «کن» صفت و خلقت خداست . و آنچه که از آن ایجاد می شود، مصنوع و مخلوق است . اوّلین خلقت خداوند عزوجل ابداع است.

بدون وزن و حرکت است، مسموع نیست، رنگ ندارد، قابل حسّ نیست. دوّمین مخلوق حروفند که وزن و رنگ ندارند قابل شنیدن هستند ولی قابل دیدن نیستند. سوّمین مخلوق چیزی است، از همه ی انواع محسوس ملموس (لمس شدنی)، قابل چشیدن و قابل دیدن و خداوند تبارک و تعالی قبل از ابداع بوده است. زیرا قبل از خداوند عزوجل و همراه او چیز دیگری نبوده است. ابداع قبل از حروف بوده است (یا بدیع السموات و الارض) و حروف چیز دیگری غیر از خود را نشان می دهند.

مأمون سؤال کرد چطور غیر از خود چیز دیگری را نشان می دهند؟ حضرت فرمودند: زیرا خداوند تبارک و تعالی آن ها را برای معنی کنار هم جمع می کند وقتی چند حرف از آنها مثلاً چهار حرف یا پنج حرف یا شش حرف یا بیشتر یا کمتر را در کنار هم قرار می دهد. برای معنایی است محدث (یعنی حادث شده) و جدید، که قبلاً نبوده است. عمران پرسید: ما چگونه می توانیم این مطلب را بهتر بفهمیم؟ حضرت فرمودند : توضیح این مطلب چنین است که وقتی مقصود تو از این حروف، خود آنها باشد، نه چیز دیگری، آنها را جدا جدا ذکر می کنی و می گویی ا ، ب ، ت ، ث ، ج ، ح ، خ ، تا آخر در این صورت معنایی غیر از خود این حروف در آنها نمی یابی اما وقتی آنها را در کنار هم بگذاری و اسم و صفت برای معنی مورد نظر خود بسازی نشانگر معنی و موصوف خود خواهند بود. فرمود آیا فهمیدی؟ پس اینجا خوانندگان عزیز کاملاً متوجه منظور شدند که علم حروف و اعداد، اصل و پایه و حقیقت معارف و گنج الهی هستند تا با فهمیدن و یاد گرفتن و عمل خالصانه انجام دادن در راه رضای باری تعالی خود را شایسته آیت خدا شدن یعنی آیة اللهی شدن برسانیم. پس انسان بگفته کلام الهی کلمه ی خداست. بکوشیم کلمه ی طیبه و مخلص او باشیم.

از این حدیث نورانی که کاملاً مبنای کلام را و معنی آنرا و حدود سعه ی وجودی آنرا که ازلی و ابدی است می فهمیم. و خلاصه اینکه تمام این درس از عرفان همین معانی گفتگو می کند. و زیبائی های آفرینش مخصوصاً معرفت به ولایت و گنج حروف و اعداد در گنجینه ی قرآن و معارف وجودی خودمان تا رسیدن به قرب الهی است سخن می گوید.

این درس مبنای همه ی علوم و پایه ی گشایش همه ی معماهای ندیدنی و حتی نرسیدنی است و راه رسیدن به علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین است یکی از زیبایی های حروف و اعداد ابجد آن است ، عدد ابجد کلمه ی یقین برابر کلمه ی «معنی» است. (یقین = 170 = معنی) پس با معنا انسان به کنه معرفت، یعنی یقین می رسد. امام حسین (ع) فرمود : خداوند متعال خلق نکرد بندگانش را الاّ برای معرفت.

نکته: هملنطور که گفته شد حروف کلام الله یا همان قرآن 28 حرف است، اگر دید خود را به حقیقت وجودی حروف عمیقا باز کنید می بینید که با 28 حرف پروردگار عالم تمام خزائن و اسرار عالم را از اعلی تا سفلی الی یوم القیامه را در 28 حرف ظاهر کرده است پس هر حرف با ملکوتش چقدر سعه وجودی دارد، شاید بهتر است این طور بگویم که هر حرف همان طور که پیامبر گرامی (ص) فرموده است، اسماء الله و خود سعه وجودیش تمام عوالم است. اگر خوب دقت کنید عدد 28 در جایگاه عدد و حروف برابر حرف غ یعنی غین است و حرف غین همان حروف اسم مبارک خداوند یعنی «غنی» می باشد.پس با 28 حرف به اسم غنی وصل می شویم و شاید خداوند کریم دست مارا بواسطه فضلش به خزانه رحمتش که وجود ولایت کبری امام زمان (ع) است وصل کند. دیگر اینکه اگر عدد28 را با هم جمع کنیم می شود ده، و ده همان کنز و گنجی است که در معرفت به عدد 10 از آن صحبت کردیم و دنیا راخداوند جایگاه خزانه 10 خود ظهور داد،همان چهار بر روی ده و ظهور جسمانی وجود های مقدس 14معصوم (ص) و اگر عدد 10 را باهم جمع کنیم میشود 1 یعنیهمان طور که گنج الهی خودش را به عدد واحدیت ظهور داد، در نهایت همه باید به واحدیت او برسند و جالبتر این که اعداد وقتی به حروف بنویسیم عدد ابحدش می شود 30 (ی=10+ک=20) و عدد 30 برابر حرف ل است که مجرای توحید و سّرالاسرار 30 جزء قرآن و تعداد حروف قرآن 28حرف است. جایگاه عددی حرف ل در حروف 12 می باشد که تمام انسانها برای اینکه به این خزانه عالم دست پیدا کنند باید شیعه و پیرو این 12 نور مقدس و 14 نور معصوم (ص) باشندکه راه صد ساله را یک شبه، طولی به مقصد قرب و رضای خدا را بپیمایند. و خلاصه در طول عمر که به عدد شماره می شود در قیامت مغبون نشوندو حسرت نخورند.   

مقام عدد

پیامبرگرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم فرمود «حروف غالب جسمانی کلام است و عدد روح حروف آن کلام» پس کلام در عالم بالا نور است و غالب ندارد همه ی عوالم صورت باطنی حروف هستند و حروف تمام عالم وجود را پُر کرده است زیرا هر جا تجلّی اسماء و ظهور ملکوتی است حروف آنجا حاکم است و همانطور که در درس گنج عدد ده گفته شد قرآن ، کلام الهی است که  تمام عالمها را از سیر سرّی عوالم بالا تا پایین عالم در پایین ترین نقطه خلقت را محیط است و فراگرفته . پس به اعجاز الهی اگر خوب دقت کنید معجزه ی بیشتر را درک می کنید تمام این خزائن بصورت 28 حرف در غالب یک کتاب 30 جزئی آسمانی که 114 سوره و 120 حزب و حدود 6666 آیه مبارکه و کلمه حرف آمده است. و تمام مخلوق را حیران اعجازش ساخته، اما انسان هنوز نتوانسته به عظمت و جان نورانی قرآن معرفت کامل پیدا کند. زیرا حقیقتش وجود مقدس امام زمان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفه صلوات الله علیهم اجمعین قرآن ناطق است که ایشان ولایت عُظما و حجه الله الاَکبر و نورالقدیسین. و نور الانوار مقدسین، جامع الکبرا و الصدّیقین، نورالله الاعظم و سید الاوصیاء النبیین و الصدیقین و المعصومین المکرمین است.

خوب دقت کنید! آیا اعدادی که خداوند متعال ، باری تعالی اعداد 14 نور مقدس صلوات الله علیهم اجمعین و اعداد گفته شده قرآن و آن نظم مخصوصی که سال 365 روز است و در قرآن کریم 365 بار نام یوم آمده است یا 12 ماه سال که در قرآن کریم 12 بار نام شهر یعنی ماه آمده است . نام مبارک محمّد صلی الله علیه و آله را که 4 بار فرموده نام های مثل بهشت و جهنم را بطور مساوی آورده یا کلمه دنیا و آخرت به تعداد (115) مساوی آورده و خلاصه تعداد آیات هر سوره و عدد اربعین =40 و عدد عشر = 10 سوره ی مبارک فجر آمده استکه در هر ماه 10 روز لیالی فجر است پروردگار عالم همین سوره فجر را در  ترتیب نزول به قلب مبارک پیامبر گرامی (ص) دهمین سوره قرارداده یا به عدد 40، چهلمین سوره ی مبارک قرآن سوره ی مؤمن و نام دیگرش غافر است قرار داده یعنی آمرزنده ی گناهان چه کسی را به آمرزش می رساند. و نیز درجه ی مؤمن را به حقیقت عددی از درجه ایمان به او می دهد تا  او به 40 برسد یا سوره ی مبارکه حمد که سبع مثانی است. یعنی هفت 2 تائی. در قرآن فرموده شده تنها سوره ای است که با داشتن 7 آیه دوبار بر قلب مبارک حضرت (ص) نازل شده وقتی پیامبر گرامی (ص) می فرماید تمام محتوای قرآن در بسم الله الرحمن الرحیم است . فقط در سوره ی مبارک حمد بسم الله الرحمن الرحیم یک آیه محسوب شده است . عدد یک کل تمام محتوی عوالم خلقت را در بردارد. همانطور که گفته شد، تعداد عدد ابجد کلماتش=786 است که اگر باهم جمع شود  .جالب است که عدد یک ← ی←10+ ک←20 = 30 ← 30 جزء قرآن و عدد 30 برابر حرف (ل) است. این حرف مجرای توحید نامیده شده که فقط ملکیتش برای خداست لا اله الا الله . در جایگاه عددیش 12 می باشد و کلمه لا اله الا الله 12 حرف دارد. که 12 نور مقدس امام معصوم صلوات الله علیهم اجمعین راهنمایان و هادیان بحق از طرف پروردگار عالم هستندکه انسان ها را از ظلمات کفر به نور ایمان و هدایت می کنند. کلمه (یک) در جایگاه عددیش می شود 21 یعنی (ی←10 + ک ←11=21) پس آیه ی مبارک (بسم الله الرحمن الرحیم) در جایگاه قرارداد و یک آیه محسوب شده است و کل محتوای 30 جزء قرآن را داراست و در ولایت 12 ناطق قرآن تأویل کننده و مفسر واقعی آن است . در ضمن که تمام انسان های مؤمن  را به کمال درجه ی یکِ انسانی و به مقام یکِ رضوان الهی و قرب حق می رساند. جالب اینکه وقتی از روی این عدد معانی زیبایی را به عدد ابجد توانسته اند پیدا کنند  یعنی 786 عدد ابجد (بسم الله الرحمن الرحیم ).

بسم الله الرحمن الرحیم ←(برابر است با) ← معجزات قولی امام اوّل = ابدالازلیات . و برابر است با: امام علی بن ابی طالب = اول الاَبدیات امام علی بن ابی طالب (ع) صلوات الله علیهم اجمعین، که بنابر قول پیامبر گرامی (ص) فرمود تمام محتوای بسم الله در ب بسم الله و تمام آن در نقطه و نقطه وجود مقدس علی بن ابی طالب، اسدالله اغالب، مولی الموحدین مولای متقیان صلوات الله علیهم اجمعین است. و عدد ابجد نقطه=164= برابر این کلمات است:کلمه وحده وحده وحده= قدس=النجف– مبینِ واجب الوجود.

اگر بخواهیم معانی زیبای نام سوره های مبارک و تعداد آیات و زیبائی ها از گنج آن را اینطور بیان کنیم از حوصله ی عزیزان بیرون است، و من سعی می کنم مطالب کلّی را توضیح دهم تا عزیزان محقق در جزء جزء خود به تحقیق برخیزند و از زحمات علماء و محدثان استفاده کنند و به عرفان بندگی و شناخت خداوند متعال و قرب او برسند.

معنی کلمه عدد و استفاده های آن

کلمه ی عدد یعنی زایش و تزاید و متعدی شدن و ریشه ی استعداد است . کلمه عدد همانطور که گفته شد روح ایست برای کلام . برایش اندازه و مقدار نمی توان گذاشت و دائم در کثرت است پس مقامش روح ذکر و حرف در مقام ظرف ذکر بیان می شود و در دنیا با شکل حروف جسمیت آنها ظاهر شده و با بیان علم ابجد عدد و جایگاه مقامی حروف مثل زُبُر و بینه مشخص شده است. حال که عدد یک را تعریف کردیم که ظاهر و باطنش چگونه با عدد و جایگاه عدد و حروف معانی باطنی خود را ظاهر می کند یکی دیگر از زیبائی هایش همه بر می گردد به معرفت پروردگار عالم که او یکی است که هرگز تعدد نمی گیرد.

آنکه عدد یک برابر حرف الف می شود و خداوند عزیز که انسان کامل را به قامت الف گنج خودش تصویر داد. در مقام عدد ، الِفَش را ترفیع داد به الف یعنی 1000 و 1000 برابر شد با حرف غ « غ » خوانده می شود غین. و حروف غین همان حروف (کامل) اسم مبارک خداوند جلیل غنی است . پس او است که انسان کامل را به خزائنش کامل خلق فرمود و تمام انسانها را از وجود این عزیزان به غنی خود وصل کرد. زیباست که هر حرفی  را که خداوند متعال خواست خوانده شود با اصل خود آورده است. یعنی با مؤلفه و گنزو گنجش مثل ب: که پشت الف می آید. مثل: با–تا–ثا–حا–جا–  تا آخر یعنی، نکته:  انسان بداند از کجا آمده؟ به کجا می رود؟ هیچ وقت رب خود و رب الارباب خود را فراموش نکند. (فقد الستمسک بالعروه الوثقی لانفصام لها) پس به تحقیق تمسک جوید به ریسمان حبل اللهی که هرگز پاره نمی شود (یعنی از الف وجود جدا نشوید) فقط تمسک بجوئید وصل شوید به ریسمان الهی که هرگز پاره و جدا شدنی نیست.

معارفی از عدد 9 نه

 سیده ی نساء العالمین فاطمه الزهرا صلوات الله علیهم اجمعین. همانطور که در سرّ خلقت گفته شد پروردگار عالم اسم مبارک واحد خود را تجلی داد همه ی این اسماء نور هستند و همانطور که حدیث مبارک آقا امام رضا (ع) از کتاب عیون الاخبار ذکر شد که اول فعل خداوند نور بود. عدد ابجد کلمه مبارک واحد برابر عدد 19 می باشد که سر گنج باز شدن حقیقت عدد 10 (1+9=10) یکی از اسرارش همین عدد 19 هم می باشد چنانچه اگر یک را با عدد 9 جمع کنیم می شود  عدد 19 که مقداری از زیبائیهایش نوشته شد. در جایگاه عددی جایگاه عدد نه به حروف است. یعنی عدد ابجد کلمه (نُه) برابر 55 است، که جایگاه کلمه ی صدیق می باشد اگر 5 و 5 آنرا جمع کنیم می شود 10. حقیقت نه باطن ده است. اگر کلمه ده را به ابجد بنویسیم پس حروف ده در ابجد می شود 9 و عدد نه در جمع عدد 10 همان حقیقت 19 (9+10=19) است . و اگر کلمه نه را در جایگاه عدد حساب کنیم می شود  پس عدد 19 که سر الاسرار آیات مبارک قرآن و کنز و گنج الهی است بنام کلمه واحد است. و خداوند متعال در اولین آیه سوره مبارک نساء فرمود: من همه ی مخلوقاتم از یک نفس واحده خلق کردم. (سوره ی نساء آیه مبارک یک). (یا ایها الناسُ اتقوا رَبّکُم و الّذی خلقکم مِن نفس واحده و خلق منها).

خداوند متعال گنج اعداد را تا سقف 9 خلق فرمود. پس بلوغ کنز اللهی نام مبارک واحد را در جایگاه عددی کامل و به عدد 9 ظهور داده است . نُه به حروف در حالیکه جایگاه حرف آن در کلمه نه (ن)برابر 14 است که همان گنج 4 روی 10 با این حقیقت که ظرف یا و عاء انتخاب ظهور مرآت حق و تجلی گاه همه ی متجلیات سرِّ  اَحدیت خالق یکتاست و حرف هـ در کلمه ی نُه برابر عدد ابجد 5 می باشد که اگر عدد 14 را یک را اضافه بر 4 کنیم می شود 5 که 14 نور مقدس به سرّ حقیقت محمّدی صل الله علیه و آله بنام 5 تن ظهور پیدا کرده اند. پس در حقیقت حرف نُه کل تمام حروف است در حرف جایگاه ن = 14 و در حرف هـ  که حروف که 28 را شامل می شود . همان بلوغ باطنی عددش نه می باشد زیرا در جمع عدد 28 حرف عدد 10 می شود(2+8=10)

جایگاه نُه=55       5+5=10← 10= جمع عدد یک تا چهار ، یعنی 4 روی 10.

(ن) = 14←1+4= 5

(ه)= 5 ←   5            5+5 =10 سِّر الاسرار عدد 4روی10 وگنج وجود چهرده معصوم (ص)

عدد 9 در اعجاز عددی سلطان اعداد است . و وقتی عدد به 9 می رسد . به هر عددی که ضرب می شود. حاصل جمع جوابش  می شود 9. مثل :

9=9×1     9=8+1         18=9×2         9=7+2         27=9×3      9=6+3        36=9×4 تا الی آخر   ...       8+1=9     9×9=81       9+0=9      9×10=90

و اگر هزار عدد را در 9 ضرب کنیم جوابش را جمع کنیم بر 9 قابل قسمت است. و اگر عدد در جمع به 9 برسد بر 9 قابل قسمت است . وجواب ضربش به اعداد یک تا 9 – باز هم 9 می شود پس حالا خوب دقت کنیم.

پروردگار عالم انسان را که اشرف مخلوقاتش است به عدد 9 خلق فرمود چنانچه یکی دیگر از راز های اسم انسان که مقصود ما درجه اول انسان های کامل شامل 14 نور مقدس معصومین صلوات الله علیهم اجمعین وپیامبران الهی و اوصیایشان هستند بعد به تنزل مقام ما انسان های معمولی . آنها بطور کامل این قدرتها را دارند. وجود مقدسشان سلطان ولایت بر همه ی مخلوقات از ظاهر و باطن را دارا می باشند.

کلمه ی انسان با 5 حرف که در کتاب راز انسان نوشته ام که از اسماء الهی است یکی از زیباترین و متعادل ترین و میزانترین حروف را داراست. و در عدد ابجد 162 است که در جمع عددی 9 می شود. 9=2+6+1 بنابر این بر تمام اعداد و ارقام و حروف عالم سیطره وجودی دارد. چنانچه پروردگار مهربان ما در کلام کریمش فرمود. ما همه آسمانها و زمین را در تسخیر انسان قرار دادیم. و انسانی که بلوغ همه ی خلقتش است برابر عبادت و بندگی به اختیار برای خودش قرار داد و انسان را مقام ازلی و ابدی عنایت فرمود و تنها مخلوقی که لیاقت انس و رسیدن به عالم قرب او را دارد امّا بشرط اخلاص.

در خلقت وجود مقدس حضرت آدم (ع) باری تعالی تمام نه افلاک یا عوالم را همه را در یک ظرف جسمانی او قرار داد. که جمع تمام این عوالم در ظرفی قرار گرفت که قابلیت گیرایی آن را به ایشان داده بود و مذکّر نامیده شد یعنی ظرف ذکر . و تمام عالم که اسماء او هستند شد ظرف علم الاسماء . پس در جمع عالمهای نه گانه اینطور ظاهر می شود عدد1+2+3+4+5+6+7+8+9= 45 برابر عدد 45 می شود که برابر حروف کلمه مبارک آدم (ع) می باشد. و 9/45=5  و 4+5=9. پس حروف آدم سیر نگه داری و ظرف کل زیبائی های خلقت اسماء الهی شد و در مقابل تمام مخلوق ایستادگی کرد در سوره ی مبارکه حشر آیه 210– پروردگار عالم می فرماید: این حمل سنگین (اشاره دارد به قرآن) به کوهها دادم از ترس متلاشی شد و هیچکدام مخلوق قبول نکردند) لَو انزَلنا هذا القرآن علی جَبَل لرایته خاشعاً متصدعاً مِن خشیه الله .

پس آدم (ع) به عدد 45 مقام نه را گرفت عدد 45 هم می شود 45=5×9 هم در جواب (9=5+4) عدد چهل و پنج می شود نه پس اولین انسان، پیامبر خلق شده، کامل و صاحب منصب آدمیت، پیامبر اولوالعزم، یعنی جهان و تمام انسانها از نظر جسمانی فرزندان حضرت آدم و حوا هستند و ایشان ولایت دارند بر همه ی انسانها. ایشان مقام صفوه اللهی گرفتند. خانم حوا که خلق شد پروردگار عالم به آدم (ع) فرمود: ایشان مؤنث تو است، یعنی دوّمی شما و ایشان دفعتاً خلق شد به عدد 9 .اما اسم مبارکش حوا نامیده شد که به عدد ابجد 15 می باشد و عدد 15 از جمع عدد 1+2+3+4+5= 15 تشکیل میشود. عدد 15 در نام مبارک خانم مثل همان عدد نه که گفته شد، می باشد که حرف (هـ) عدد ابجدش (5) بود و عدد 5 جمع کننده ی باطن 14 می بود و در اصل سرّ عدد 15 خیلی معانی را شامل می شود هم عدد 9 در بطنش هست و هم میزان تمام حروف است. عدد 15 جمع اعداد 1 تا 5 است. اسم مبارک حوا به عدد 15 جایگاه و اصل عددش یکی است یعنی همان 15. عدد 15 جایگاه حرف (س) است و عدد ابجد حرف (س) برابر60 می باشد چنانچه در عدد 15 جمع عددی 1+5 می شود 6 یعنی  عدد 6 رمز همه اعداد و پایه خلقت عالم دنیاست.

 بنابر این در خلقت از نظر جسمانی همه ی مخلوقات از وجود ماده یعنی مؤنث ظاهر می شود. پس عدد 6 عددی است که خداوند متعال در سوره ی مبارک حدید آیه 4 فرمود: من همه ی زمینها و آسمانها را در 6 روز خلق کردم) و عدد حرف (س) که میزان همه ی حروف است در کتاب راز انسان توضیح کامل داده شده است.

اینست، زبر و بینه اش با هم مساوی است یعنی عدد ابجد حرف (س) (یک حرفی) برابر است با 60 می شود زُبر و اگر سین (سه حرفی)خوانده شود حرف (ین) میشود بینه و عدد می شود60، و سین تنها حرفی است که زبر و بینه اش با هم مساوی است یعنی:  

س= ین  60+60 =120، عدد120 برابر احزاب قرآن کریم و برابر است با نام مبارک حضرت

60 =60

علی (ع)، با حرف یاء مشدّد و جالب است که در حروف مقطعه حرف (س) در سوره ی مبارک یس است که این سوره ی مبارکه قلب قرآن نام دارد. حرف (یاء) ندا است و حرف (س) خطاب پروردگار عالم به میزان ترین وجود عالم، پیامبر اکرم (ص) می باشد. یکی از اسماء قرآن (س) است و نام حضرت علی (ع) با عدد 120 سین است و خانم حضرت زهرا (س) اُم السین است و نام مبارک امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را اگر (ح) را از سر اسم مبارکشان بر دارند، همان سین می باشد و اسم انسان بشرافت سین که در وسط آن است تمام برکات را از قلب حقیقی داراست و خداوند منّان حرف سین را در وسط اسم انسان قرار داد. در ضمن که نام مبارک نساء (ن س ا) که در جمع عدد ابجدش برابر حرف الف می شود. ( 111= ن = 50 + 60 = س و 1=1 ) عدد 111 برابر حرف الف وجود و قامت کنز الهی و گیرنده تمام اسماء و صفات که در کتاب گنج الالف نوشته شده است.

پس حرف س با عدد 60 یک درس دیگر بما می دهد اینکه عمر هر وجودی در دنیا از زمانیکه نطفه اش بسته می شود و به هر نوع شروع به زندگی در دنیا بعنوان عمر می کند در ثانیه عمر او شروع می شود و ثانی یعنی دومی که ماده مونث است و با 60 (س) ثانیه یک دقیقه و یا 60 (س) دقیقه یک ساعت و خلاصه انسان در حرف سین متولد می شود و در سین می میرد.

و در قبر نیز سین قلبش باید جوابگوی اعمالش باشد چون تعالیِ وجودی هر انسانی در دنیا با پاک نگه داشتن و خلوص قلبی درجه می گیرد و قلب انسان می شود حرم الله و این قلب هرگز نمی میرد و زنده جاوید می ماند.

خداوند کریم انسان در 4 ماه و ده روز در شکم مادر روح خدایی به او می دمد که شاید همان سین وجود است ( انی نفخت و فیه من روحی) همانا از روح خودم در انسان دمیدم. در کتاب مخزن الفرقان، علامه بانو اصفهانی درباره ی خلقت حضرت حوا (س) از امام صادق (ع) می فرماید : خداوند عزوجل از فضیلت طینت آدم (ع) حوا (س) را خلق فرمود.

پس سن بلوغ نه ساله گی، شامل حال همه ی خانمها شد. و تکلیف شرعی هر خانمی به نه سال تمام که وارد ده می شود که همان نه باطن است شروع می شود.

نکته: بچه در شکم مادر باید 40هفته را طی کند تا به بلوغ 9 ماهگی برسد. حال عدد 40 را در کتاب عرفان اربعین متذکر شده ام. اما چهل تا هفته می شود 280 روز یعنی 9 ماه می شود( 270 = 30 ×9) 270 روز پس 9 ماه کامل و 9 روز و 9 ساعت وارد 10 روز بعدی می شود که 280 را کامل می کند.

پس حقیقت این بلوغ برای یک نوزاد، این است که خداوند کریم و مهربان بالاترین بلوغ تولد را در حقیقت اسراری به انسان داده است و زمینه ی بلوغ او را بعد از تولد در دامن مادری قرار می دهد که او هم بلوغ 9 دارد و هم حامل 9 ماهه فرزند خود بوده و با این وصف است که او مربی بشریت است. با شیر دادن فرزند، جان شیرین خود را به او اهدا می کند و به نفس، نفس او احیای زندگی دنیا و انشاء الله آخرت را می دهد. اگر مادرِ قابلی باشد، و از نظر طهارت و شرع تکلیف و وظیفه مادری خود را به خوبی انجام دهد، بلوغ ظاهری و باطنی و زندگی سالم بچه ها مدیون او خواهد بود.

پیامبر (ص) می فرماید: بهشت زیر پای مادران است. چون مادر در واقع زمینه ساز اصل و اساس و پایه ی انسانیت و مذهب و عقیده ی سالم در خانواده و آرامش روح و جسم را به فرزندانش اهدا می کند. اما مادر دو عالم و تک دردانه رسول الله صل الله علیه و آله کسی که خداوند سبحان درباره ی وجود مقدسش در سوره مبارکه کوثر می فرماید: (انا اعطیناک الکوثر  صل لربک وانحر   ان شانئک هوالابتر   . و در دعای روز یکشنبه از زبان معصوم (ع) می خوانیم:  (قبل از اینکه ایشان را خلق کند ظرف وجودش را امتحان کرده) و سپس می فرماید: یافتم او را صابره. در زیارت خانم در روز یکشنبه در کتاب مفاتیح الجنان از آقای قمی رحمه الله علیه السلام علیک یا ممتحنه، امتحنک الذی خلقک قبل ان یخلقک ، و کنت لما امتحنک صابره. سلام بر تو که آزمایش کرد تو را پیش از آنکه بیافرندت و بودی بر آنچه آزمایش شدی، صبر کننده.  

عدد ابجد نام مبارک حوا (س) همانطور که نوشته شد 15 بود. و جمع عددیش 6، عدد 15 که از جمع عدد 1 تا 5 حساب می شود، در اصل 5 جمع کننده ی تمام اعداد است و همانطور که می بینید بسته است و تنها عددی است که بصورت دایره نوشته می شود در حالیکه حرفی که عددش به ابجد 5 است حرف (هـ) می باشد. که باز هم اگر حرف «ه» در آخر حرف یا به تنهایی بیاید بصورت گِرد یعنی دایره نوشته می شود.  وجود مقدس فاطمه زهرا (س) جمع کننده دایره ی خلقت می باشد. چنانچه در حدیث کسا آمده است "هُم فاطمه و ابوها و بعلها و بَنوها". فاطمه سلام الله را هم در مرکزیت و هم در احاطه وجودی دایره خلقت قرار داده است که خوانده می شود: فاطمه (س) است و پدر فاطمه (س)، فاطمه (س) و شوهر فاطمه، فاطمه (س) فرزندان فاطمه (س).صلوات الله علیهم اجمعین.

کلمه دایره به عدد ابجد برابر است با کلمه طاهره(س) =220 که جایگاه عددیش40 می باشد. جایگاه کلمه دایره هم 40 می شود که تمام عالم بصورت دایره ظاهر شده است و همانطور که در درس گنج الف نوشته شد، تمام خلقت در باطن طهارت خلق شده و ظهور و بروز دارد الی یوم القیامه. و همه در دایره ی بندگی اوست. و همه در طواف رضای حق غرق هستند. امیدوارم که ما هم با انتخاب صحیح دایره ی زنگیمان در باب طهارت در طواف رضای او به قربانگاه واصل شویم و در این گردش از ظلمات حیوانی وجود مان را جدا و به حقیقت انسانی به قرب او برسانیم انشا الله.

اما عدد 6 از جمع سه عدد ظهور دارد  یک و دو و سه، 6= 3+2+1و پایه ی تمام عدد 3 عدد است که اگر درس های قبل را مطالعه بفرمائید که همه همان الف وجود است. الف عدد ابجدش 111 می شود یعنی سه تا یک. یک اوّل پیامبر اکرم (ص) که ایشان حقیقت الف وجود است و مقام ظرف گیرنده گنج الهی را دارد. و الف دوّم بضاعت. این الف وجود است که به الف یعنی 1000 خوانده می شود. که فاطمه زهرا (س) و الف سوّم امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است بصورت همزه ناطق، الف شد و تمام حروف را نقطه و صدا گذاری فرمود. و او نطق الله است در حالی که همه الف هستند اما همه در نورٌ واحد و الف وجودند. اما بصورت ظاهر و باطن پس هر کدام الف، الف، الف می شوند و در ابجد عدد کاملند که می شود  که در واقع کل اعداد و همانطور که در اوّل درس نه گفته شد کل حروف را در بردارد یعنی هر کدام 3 می شود که با جمع 3 تا 3 عدد نه ظاهر می شود. و در ضمن کل حروف و اعداد ظهور پیدا می کنند. در ضمن اینکه اگر عدد را 333 بخوانیم برابر کلمه اربعین می شود که حقیقت طهارت بوجود این عزیزان جاری و ساری است . دیگر اینکه خود وجودهای مبارک در آیه 33 سوره مبارک احزاب خداوند متعال درباره شان وجود مبارکشان آیه تطهیر را نازل فرمود. "انمایر یدالله لیذهب عنکم رجس اهل البیت و یُطهر کم تطهیرا" اللهم صل علی محمدٍ و عجّل فرجهم.

عدد 40 به زبان عربی می شود اربعین و همانطور که می دانید حقیقت خلقت در باطن 40 برابر حرف (م) و 4 تا ده تا یا 4 روی10، در تمام هستی ظهور داشت که در کتاب گنج الالف کاملا توضیح داده شده است. اما کلمه حروفی اربعین عدد ابجدش 333 است که در جایگاه عدد حروفی، عددش 63 میشود. که برابر است با سن مبارک پیامبر(ص) و امیر المومنین(ع) و خانم زهرا(س) که مغرب عالم است. وجود مبارکش ظرف افول انوار رسالت و ولایت است در جایگاه عددی کلمع مغرب عددش 63 می شود. بنابر این از این اعداد می فهمیم که این عزیزان در جایگاه ظاهری غروب عمر مبارکشان تماما در اربعین و طهارت خورشید عمر مبارکشان ظاهراً غروب کرده است.

در اعجاز عدد9 گفته شد عدد 333، اگر با هم جمع شود 9می شود، اگر ضرب شود27(3×3=9×3=27). در حقیقت جان اربعین عالم را تطهیر و در ولایت مطهرها یعنی 14 نور مقدس به ثبوت نورانی ظهور حق در دنیا بوجود ولی الله الاعظم روحی له الفدا اظهار می شود و عالم دنیا از تمام گناه ها و رجسها و پلیدی ها پاک و تطهیر می شود.

بلوغ 9 درسی برای خانمها

اما در خانمها بلوغ، عدد 9 است یعنی 9 تمام وارد در ده می شود روی 10 یعنی حقیقت 19 و تکلیف زندگی و حیات نو برای صاحبش زده شده است. آقایان عدد 6 + 9 = 15 سال تمام.

عدد 9 در مبعث وجود مبارک پیامبر(ص)

مبعث وجود مقدس پیامبر گرامی در روز 27 رجب اینطور که در تاریخ سنی و شیعه آمده است اگر (9= 7 +2) دو و هفت جمع شود. نه می شود. یعنی مبعث بر همه ی عالمیان حجت است و این بعث حقیقتی است که تا آخر زمان هر روز بر تمام انسانها جلوه گر است و پیام حق را از زبان حجت های خدا به مردم می رسانند. و همانطور که حقیقت عدد 9 است بلوغ تمام بعثهای عالم است. عدد 27 کامل است بطوری که اگر14= 7 ×2 دو در هفت ضرب شود 14 می شود و رسالت وجود سید الانام، خاتم پیامبران محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم حاصل گنج و آورنده و بعث دهنده در میان امت خود و تمام امّتان است تا آخر زمان و عدد 14 همان گنج 4 روی ده است و ایشان خود سبع مثانی است و صاحب سبع مثانی (قرآن) است و آورنده آن به دنیای ظلمانی. پس ده است که باطن آن 9 است. اگر هر انسانی به این محتوی که حقیقت قرآن است ایمان نیاورد هرگز به بلوغ دین اسلام و ایمان به الله جل جلاله نمی رسد.

عدد قرآن

کلمه ی مبارک قرآن عدد ابجدش 351 است و اگر با هم جمع کنیم می شود 9. بنابر این خود  هم مضربی از 9 است . حال با معانی گفته شده از نظر عددی پیروان قرآن باید افتخار کنند که قرآن بر تمام کتاب های آسمانی غلبه دارد و تمام محتوی کتابهای آسمانی در قرآن قرار دارد. و حتی همانطور که در درس عرفان عشر نوشته شده است . تمام عالم در قرآن غرق است شاید اینطور بتوانم معنا کنم. خواننده گان عزیز خوب توجه کنید: آیا مگر نه این بود که جایگاه عددی 9 با حروف عدد 19 بود و گنج واحد در سرالاسرار خلقت که اوّلین ظهور الهی است عدد ابجد آن 19 بود یعنی اگر باز هم دقت کنید . هم 19 جایگاه عددی حروف نه بود ، هم اگر شما یک و نه را با هم جمع کنید می شود 10 (10=1+9) و اگر عدد 10 را یک و صفرش را جمع کنید میشود (1=0+1) 1 و همان واحد است. در واقع همانطور که پیامبر بزرگوار فرمود. الواحد و لایصدر الا الواحد. همه ی عددها به یک خدا بر می گردد و در کلام کریمش می فرماید" انّا لله و انّا الیه راجعون" تمام راه ها از او است و به او ختم می شود و این همان دایره بندگی است. پس قرآن در عدد 9 درجه اش نسبت به تمام کتابهای آسمانی یک (30)(ابجد حروف ی و ک =10+20=30 جزءقرآن) است. اعجازش کلام الله بودنش است و اینکه محفوظ از تمام وسواس و خناس هاست و خداوند حفظش را تضمین کرده است. (والله خیرٌ حافظا و هو ارحمن الراحمین) در ضمن اینکه از عالم کنز الهی به یک معنا تمام گنج قرآن است و همانطور که در قرآن سوره ی مبارک انعام آمده است" و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو و یعلم ما فی البر و البحر و ما تسقط من ورقه یعلمها و لارطبٍ و لایابسٍ اِلا فی کتابٍ مبین" تمام کلیدهای درهای غیب نزد اوست و او از آنچه در خشکی و دریاست آگاه و با خبر است و برگی از هیچ درختی نمی افتد الاّ اینکه او می داند چه از تری است یا خشکی و همه در کتاب مبین (قرآن) آمده است.

دیگر اینکه همانطور که گنج واحد عدد ابجدش 19 است، حروف "بسم الله الرحمن الرحیم" سوره ی مبارکه حمد که کل محتوی قرآن را در بردارد 19حرف است و در مقابلش نام مبارک 5 تن صلوات الله علیهم اجمعین محمد(ص) و علی(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) = 19 حرف است. همانطور که در حدیث ثقلین از پیامبر اکرم(ص) آمده است: که دو چیز گرانبها بین شما امت گذاشتم یکی کتاب خداست و دیگری عترتم. پس در واقع 19 و 19 در مقابل هم اگر هر دو 19 را با هم جمع کنیم 38 = 19 + 19 برابر 38 می شود که جایگاه عددی نام مبارک محمد(ص) و علی(ع) است. عدد ابجد نام مبارک محمد (ص) = 92 (م = 40 و ح = 8  و م = 40 و  د = 4 = 92) جایگاه عددی "م" = 13 و ح = 8 و م = 13 و د = 4 = 38.

نام مبارک علی علیه السلام = 110 ( عدد ابجد ع = 70 و ل = 30 و ی = 10 = 110)و(جایگاه عددی ع = 16 و ل = 12 و ی = 10 = 38) پس وجود مقدس ولایت و رسالت هر دو هم ظاهر قرآن هستند و هم باطن که خداوند کریم فرمود" لایَمُسّهُ الا المطّهرُون" . اگر دو 36 را باهم جمع کنیم 76 می شود، برابر کلمه "عبد".(38+38=76)

بدون طهارت قرآن را مسح نکنید (هم ظاهر است و هم باطن) همینطور هم شما اگر بخواهید نام مبارک هر کدام از معصومین صلوات الله علیهم اجمعین را مسح کنید بدون وضو و غسل حرام است.

امیدوارم خوب دقّت کنید: اینجا عظمت عدد 19 و 9 را خوب مشاهده کنید. بقول یک نویسنده مسیحی به عدد 9 اگر رسید دیگر هیچ عددی نمی توان از سلطه ی آن بیرون بیاید. پس خلقت عالم در حقیقت نه ظهور کرده است. بقول امیر المؤمنین علی علیه السلام در دعای کمیل می فرماید: و لا یمکن الفرار فی حکومتک. (این معنایسلطه ولایت مطلق خداوند متعال است در ظهور ولایت 14 معصوم (ص) الی یوم القیامه) از حکومت خدا به هیچ وجه نمی توانی بیرون بروی که تو خود مملوک آن مالک هستی.

عدد 9 در نماز

در احکام نماز در قسمت شکیات 23 شک داریم که به 6 تای آن اعتنا نکن 8 تای آن باطل و 9 تای آن صحیح است شرط صحت شک این است که در نماز 4 رکعتی باشد. که گفتیم در عالم سرّ عدد 4 جمع کننده و ظهور دهنده گنج الهی بود. در واقع می شد (10=4+3+2+1) یعنی باطن ده را ظاهر کرده که همان 4 روی ده است. پس خوب دقت کنید گفتیم 9 در بطن ده است. پس 9 شک صحیح در واقع در نماز 4 رکعتی بشرط تمام شدن کامل دو رکعت اول و بعد از اکمال سجدتین یعنی در شُرف رکعت سوّم باشی پس یعنی باید کاملاً در عدد 4 مستقر شده باشد، و پس اینجا عدد 9 روی 10 ظاهر می شود که 19 جایگاه 9 می شود تا بلوغ اعمال از حسب ظاهر هم باید کامل باشد. اینجا در اصلاح عمل به شرط باطل نکردن نماز، نماز صحیح و سالم می شود.

عدد9 در سجده

دیگر اینکه همانطور که نوشته شد که عدد 19 به حروف برابر 72 بود.(ن=50 ،و=6 ،ز= 7 4، ه=5=72 =کلمه سجده)اگر7 را با 2 جمع کنیم 9 می شود. یعنی بلوغ تمام عبادات است سجده واقعی بدرگاه باری تعالی است. و 72 برابر کلمه ی سجده ( و هم محتوی کامل 7 تا 2 = 14 ) پس هر 19 جایگاه عدد نه است. پس در تمام اعمال روزانه و حتی شبانه ی انسان حاکم است زیرا بنده ای که در تمام احوالات شبانه روزی بنده خالص مولای خود است، و دائماً به قلب چَشم می گوید. یعنی دائماً در سجده است و هر لحظه در باطن 19 و خوشا بحالش در بلوغ 9 عمل برای پروردگارش عبادت کامل انجام می دهد. پس خوشان آنان که دائم در نمازند. پروردگار عالم بندگان خالص خود را می فرماید: "رُکعاً و سجدا، والرکعوا مع راکعین رُکوع و سجده احوال یک بنده ی خالص تعریف شده است. جالب است که بدانیم همانطور که در سوره ی مبارک حمد که سبع مثانی خوانده شد. که تمام قرآن هم سبع مثانی خوانده شد. یعنی 7 تا دو تا تسبیح پس عدد 2 × 7 در باطن سیطره ابدی و ازلی و بی انتهایی دارد. همان سرّ گنج وجود 4 روی ده ولایت وجود مقدس 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است . این طور تعریف می شود که عدد 7 تنها عددی است که می تواند عدد ابدیت را تقسیم کند. (همانطور که ما دائماً در 7 روز هفته غرق هستیم و ایام هفته به14 نور مقدس تعلق دارد).

این که می تواند تا زمانی که عدد نشان دهنده ی ابدیت است، ادامه دارد، به موجودیت خود ادامه دهد. و در عین حال در هر جمع با عدد خود موجب پیدایش عدد 9 گردد(7+2=9). که پایه و اساس تمام محاسبات مادی و معنوی و ساختمان بندی کامل و کلی محسوب شود، یعنی همان معنی سجده 72= نوزده = جایگاه 9 که حیات بشری به آن بستگی دارد و افکار و اندیشه ی بشری در آن قادر به بیان خود است . هر کس که بندگی خود را قبول کرد از قید بندگی همه ی غیرها آزاد می شود و این بلوغ رسیدن و به کمال رسیدن عدد 9 تکلیف بندگی اوست .

عدد 9 در دایره زندگی ظاهری 

اولاً عدد زاویه های یک دایره ی کامل 360 درجه است که در جمع (9 =0+6+3) اعدادش به 9 می رسیم پس چرخش همه ی عوالم (9) را حاصل می شود و در نهایت طواف کرد رضای خدا انسان را به بلوغ 9می رساند. جالب است که هر حاجی در اعمال حج 7 دور به گرد خانه ی خدا طواف می کند(360×7=2620)،(2+6+2+0=10 که در واقع نشان دهنده بلوغ 9 بر روی  10 و19 است) یعنی 7 تا 9 تا برابر 63 می شود غیر از اینکه دوران زندگی پر برکت پیامبر اکرم (ص) و حضرت امیر المؤمنین (ع) رسالت و ولایت 63 می باشد. در حقیقت این بزرگواران در جایگاه حقیقی خود در دنیا یعنی جایگاه کلمه ی اربعین وجود خودشان دنیا را به کمال تمام کردند و معصوم بدنیا آمدند و معصوم هم از دنیا رفتند. و در بندگی خداوند متعال به قربانگاه رفتند و آنچه داشتند در طواف خداوند قربان کردند.

عدد ابجد کلمه اربعین = 333 (3+3+3=9)و جایگاه عددیش 63 (6+3=9)و هر دو عدد در جمع می شود( 9) پس حاجی واقعی با طوافش به عدد 63 جایگاه حقیقی طهارت یعنی اربعین عمر خود می رسد و آنگاه که به قربانگاه می رود. خودِ حیوانی خود را در اصل ذبح می کند تا ادامه ی زندگیش با صورت و سیرت انسانی بماند. امّا بدن ما در طواف قلبمان هم درجه اش 9 است. چنانچه دفعات تنفس انسان بطور طبیعی در هر دقیقه 18 مرتبه است یعنی 9 = 8 + 1 یا 2 تا 9 می شود 18 تا. و دفعات تپش قلب ( بصورت طبیعی) در انسان 72 بار است در هر دقیقه (72 برابر کلمه نوزده و نوزده جایگاه 9 همینطور9=2+7) تعداد ضربان معمولی و متوسط قلب در ساعت4320 با راست که باز هم جمع ارقامش9=2+3+4 میشود. تعداد معمولی و متوسط تنفس در ساعت 1080 بار است که عدد 9+0+8+0+1 میشود و بر عدد 9 قابل قسمت است. جوابش برابر120 که این عدد 4برابرکلمه ی سین = قلب قرآن و در واقع باطن هر قلب انسانی است=120= 9 ÷ 1080 در هر 24 ساعت تنفس در حد متوسط 9 ÷ 25920 بار رخ می دهد. (9+1=18=0+8+8+2 →2880 =9÷25920) و (9 = 2 ÷ 18 = 0 +2+9+5+2) و همچنین (وعدد 5گنج کل گنج است5=3+2=320=9÷2880)که دقیقاً همان عدد سال بزرگ نجومی، یعنی (25920) است یعنی دقیقاً به همان اندازه ی سال های سال بزرگ نجومی در یک روز نفس می کشید. قابل توجه : قیمت هر نفس چقدر است؟ که جواب پاداشش الی یوم القیامه در بهشت انشاء الله می باشد.

عدد ۹در اسم انسان

عدد ابجد اسم انسان 162 است که در جمع 9 می شود. انسان که اشرف مخلوقات است پروردگار عالم در جمع عددش او را 9 قرارداد و  همه ی عالمیان را برای او مسخر فرمود و تمام دنیا را برایش قرار داد، تا بهترین های عالم باقی را یعنی رضوان الله الااکبر را برای خود به عدد 9 فراهم آورد. عدد ابجد انسان بر 9 قابل قسمت است و برابر با 18 میشود 18 = 9 ÷ 162  و عدد 18 هم در اسرار اعداد یکی از پر معناترین اعداد است. چنانچه اگر یک و هشت را جمع کنیم 9 می شود.( 9 = 8 +1 → 18 ) در ضمن اینکه تمام دنیا تا آخرت 6 منزل معنا شده که

1- منزل اوّل : صلب پدر            4- منزل چهارم:  قبر

2- منزل دوّم : رحم مادر            5- منزل پنجم: عالم برزخ

3- منزل سوّم دنیاست              6- منزل ششم: عالم قیامت

که 18000 منزل است و برای هر انسان در قسمت بندی 9 گانه ی اسمش به عدد 18 هر عدد یک آن 1000 تا 1000 تا برایش حساب می شود. جایگاه عددی اسم انسان عدد 45 میشود که برابر نام مبارک آدم (ع) است البته این معنا که جایگاه اسم انسان کامل منظور است . اگر عدد چهار را با پنج کنیم 9 میشود.( 9 = 5 + 4 → 45 )

خوب است بدانید که انسانی که جمع عددش 9 است یعنی چه ؟ یکی از زیبائی هایش این بود که عدد نه در جایگاه عددیش 19 می شد و حقیقت 19 همانطور که نوشته شده به گنج نام مبارک پروردگار عالم ( واحد = 19 ) می رسید. حالا چگونه منظور را درک می کنید. آیا بر نمی گردد ، به معنای الواحد لا یصدُر اِلاّ الواحد . و این وجود انسان کامل است . پس در حقیقت در دنیا فقط انسان است که می تواند مورد خطاب کلام الهی قرار بگیرد. و فقط انسان است که توفیق اختیار در اعمال خود را دارد. و خداوند رب العالمین هم در سوره ی مبارک بقره آیه 257 : در آیه الکرسی "لا اکراهَ فی الدّین" در انتخاب دین هیچ اجبار و اکراهی نیست هر کس باید با رضای دل بندگی پروردگار عالم را انجام دهد . تا به مقام رضا به رضای خدا برسد و در آخرین نفسهای عمر به میعادگاه حق با دعوت نامه ی،"یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الا ربّکِ راضیهً مرضیه" برسد. آیه 29 سوره ی مبارک فجر.

دیگر اینکه در مقام رسیدن به بلوغ 9کمالات بندگی در دنیا در واقع باید عدد 9 ، انسان شدن را از خداوند کریم دریافت نماید. آنگاه همانطور که بچه در دنیا بعد از 9 ماه کامل بدنیا می آید و تولد پیدا می کند و حیات جدید خود را در دنیا دریافت می کند. انسان مؤمن هم در بلوغ عمر دنیائیش در گذران عمر به عدد 9 باید به مقام شهادت فی سبیل الله نائل شود آنگاه پروردگار عالم می فرماید"و لا تحسبن الذّین قتلوا فی سبیل الله امواتا ، بل احیاءِ عند ربّهم یرزقون" خداوند می فرماید" حساب نکنید انسانی که در راه خدا کشته شد مرده است (یعنی آنقدر بالغ شد که فهمید باید در قربانگاه با اراده و نیت قلبی خودش لباس حیوانیت را از جان خود جدا کند) بلکه زنده است زیرا او با صورت انسانی بدون ظلمت حیوانی وارد عالم قرب می شود، پس متولد می شود. و خداوند می فرماید نزد من روزی می خورد . پس مرده نیست؟ چون مرده غذا نمیخورد اما شهید زنده است زیرا رزقاً حسناً نصیبش شده است. چرا گفتیم به بلوغ 9 رسیده زیرا 2 معنی دارد:

1- 9همانطور که بچه ماه در شکم مادر است تا سالم و کامل بدنیا بیاید، بعدد 9 بلوغی هم باید در رحم دنیا بسر ببرد. ( اما این بلوغ شاید راه صد ساله را یک شبه طی کند)

2- اینکه در جایگاه حروفی نه ، به عدد 19 رسید یعنی از حروف بسم الله الرحمن الرحیم سوره ی مبارک حمد که محل بسمل شدن گذشت و در آیه ی مبارک شهادت فی سبیل الله جایگزین شد. عدد کلمه ی شهید = 319 است یعنی: سیصد عدد حرف شین است یعنی افشا کننده و عدد 19 هم جایگاه بلوغ عدد 9 است پس در زمان شهادت فی سبیل الله مؤمن به جایگاه بلوغ 9 متولد می شود و 19 وجود خود را افشاء می کند در ضمن اینکه یک انسان اگر به مرگ طبیعی بمیرد باید او را غسل دهند و کفن کنند و کارهای تدفین را برایش انجام دهند و برایش نام مبارک 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین و توحید و معاد و نبوت را تلقین می خوانند. امّا شهید به عدد 19 از حرف نام مبارک 5 تن صلوات الله علیهم اجمعین هم که 19 حرف است به عنوان شیعه و امت گدشته. دیگر اینکه عدد ابجد شهید 319 است اگر با هم جمع کنیم می شود (13= 9 + 1 + 3) عدد 13 جایگاه حرف م و حرف م برابر 40 است.

یعنی او به یک طرفه العین از عالم سفل دنیا به عالم اسرار طهارت(40) و از آنجا به قرب الهی (اللهم ارزقنی) انتقال داده شد . پس به طهارت رسید. و قابل حضور در عالم قرب شد . پس اینجا خونش پاک می شود و خونی که دنیا اگر ذره ای از بدن بیرون می آمد عین نجس بود. وجودش میته نمی شود. چون زنده شده ، میته عین نجس است . و چون زنده شده غسل نمی خواهد. در واقع او قلب به میم شده است. و تمام عمر نورانیش از ظلمات دنیا بسلامت خارج شده است. سوره مبارکه بقره آیه 256"الله ولی الذین آمنو یخزجهم من الظلمات الی النور" هر کس خدا را ولی خود بداند ، پروردگار عالماو را از ظلمات بسوی نور هدایت فرماید و از ظلمات نجات دهد.

لباس مجاهدتش برایش خلعت افتخار است نزد خدا و او نه در دنیا برهنه می شود. و نه در آخرت هرگز بدون لباس محشور می شود زیرا کفن نمی خواهد و به تبع امام معصومش امام حسین(ع) با آبروی تمام به بهترین درجه قرب که خداوند متعال برایش قرار دهد. جای می گیرد. پس بلوغ 9 پیدا کردن وظیفه ی ماست اما کمتر کسی به این درجه می رسد چون ما هنوز خودمان و نعمت های وجودیمان و عنایات مولایمان را نمی شناسیم ائمه ی طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین راه به بلوغ رسیدن را برای آخرت بما یاد دادند. امّا مردم ظالم در حق آن عزیزان جفا کردند و آنها را کشتند در حالیکه آن بزرگواران جز راه شهادت نپیموده بودند. خدایا ما را قدردان وجودهای مقدس بفرما. آمین

نکته: انسان از بدو تولدش در حقیقت 9 یعنی جایگاه نوزده متولد می شود یعنی تمام سلول سلول بدنش 9 است ، و هر نفسش گذر از 19است. در زمانی که انسان به سن بلوغ می رسد پروردگار عالم قابلیت ورود در ساحت پاک طهارت بندگی خودش را به او می دهد . آنگاه تازه به عمل و حقیقت عمل بلوغ یافته احکام منور می شود. و زندگی او برای هر نفس جهاد فی سبیل الله را طی مسیر می کنند و با قربان کردن نفس حیوانی به بلوغ رسیدن به کمال انسانی زندگی آخرتی او برایش هر لحظه در دنیا با هر نفسش نو ، زده می شود. یعنی بهار در بهار یا نورٌ علی نور.

امیر المؤمنین مولای متقیان فرمود: هر کس دو روزش مثل هم باشد، مغبون و بعضی گفته اند معلون است . زیرا  او می داند در قیامت چه حسرتی برای انسان غافل می آید. امیدوارم برای ما نباشد. انشاء الله

بسم الله الرحمن الرحیم

حرف ق = 100 جایگاه 19 یکی از نام های مبارک قرآن قاف است.این سوره پنجاهمین سوره از نظر ترتیب نوشتاری استکه عدد 50 عدد ابجد حرف (ن) است همانطور که نون پشت ساکن همه حروف کار می کند و بدون آن حروف در جایگاه صورت معنایی خود قرار نمیگیرند، حرف (ق) هم در تمام موارد عمل ِ به آیات الهی بعنوان تقوی پشت تمام اعمال قرار میگیرد و صورت زیبای بندگی و خلوص را به انسان می دهد.

 و در کتاب مبارک قرآن یک سوره بنام ق (قاف) است. در این سوره 57 بار حرف ق آمده است و این حرف از حروف مقطعه قرآن است بنابر این از حروف نورانی است و در حروف شمسی و قمری – از دسته ی قمری قرار گرفته است حرف ق به تنهایی یعنی نگهدار و معنی کامل را داراست حرف ق ریشه ی کلمه تقوی است یعنی در فعل امر فعل وقی حروف اعلال((و)و(ی)) آن می افتد. و فقط حرف (ق) می ماند امر می شود نگه دارد. روایت است هنگامیکه پروردگار عالم زمین را خلق کرد بسیار می لرزید و با خلقت کوه قاف زمین آرام گرفت در دنیا هر ماده ای را می خواهند ماندگاری آن زیاد شود چه در مواد غذایی که مواد نگهدارنده (ق) به آن اضافه می کنند و چه اجسام ، دیگر مثل آهن را ضد زنگ می زنند یا یخچال و فریزر نوعی نگهدارنده هستند و همینطور هر آفت زُدایی برای وسائل گوناگون نگهدارنده است . خداوند متعال در کلام کریمش برای بندگانش می فرماید"ذالک الکتاب لاریب فیه هدیً للمتقین" (سوره ی بقره آیه 2) آن کتاب آسمانی هیچ شکی در هدایتش نیست فقط برای متقین. آقای بی آزار شیرازی از همین دید تقوی قرآن را تا حدودی تفسیر کرده است. و خداوند متعال انسان های متقی را در مرتبه ی عالی ایمان می داند. و جایگاه متّقیان مخصوص است" اِنّ المتقین  لفی علیین و العقبه للمتقین" و بهشت جایگاه متقین است، برای آنها بلند مرتبه ترین مقامهاست پس کسانیکه بخواهند اعمال و کردار خیرشان دستشان را در قیامت بگیرند و آنها را از عذاب الهی نگهداری کنند تا آن عالم آخرت غنی باشند، فقط باید تقوی پیشه کنند پس باید در تمام اعمالمان صبح تا شب و حتی شب تا به صبح باید حرف قاف را داشته باشیم. تا قیامت از ترس و هول لرزه های و لغزشها ما را حفظ کند.

اما چگونه است که عظمت این حرف که بر همه ی حروف غلبه دارد؟ همانطور که در سوره ی مبارک ق گفته شد 57 بار این حرف تکرار شده است عدد 57 برابر است با ( 57= 19× 3) در اسرار این حرف شاید بس باشد که حرف ق در حالیکه عدد ابجدش (100) است و جایگاه عددیش در حروف الفبا 19 می باشد. معنایی که برای عدد 19 گفته شد . همان تجلی زیبای نام مبارک پروردگار عالم به اسم مبارک واحد است .

عدد ابجد نوزده برابر (72) است و 72 برابر کلمه سجده است و یکی از زیباترین صورت باطن همان هفتاد و دو تا است یعنی (14= 2 × 7) و همان گنج الف که الف بعدد ، یک ، اسم مبارک واحد است ؛ همانطور که در سجده 7 موضع بدن واجب است به زمین بیاید . و هر دو سجده یک رکن است یعنی 14=2×7 و جایگاه عددی کلمه نه برابر عدد 19(19=5=هـ +14=ن     نه) می باشد. پس قلّه ی عالم سرّ وحدانیت پروردگار عالم عدد 9 می باشد.و سقفِ اعداد ، عدد 9 می باشد.

همانطور که گنج حروف را به عدد 28 عدد خواندیم خداوند کریم کلام نورانی خود را یعنی قرآن مجید . را که کلام الله است از 28 حرف تشکیل داده است . اگر عدد 8 و 2 را با هم جمع کنیم 10= 8+2 میشود همان گنج 4 روی ده و تمام حقایق که وجود مقدس 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین. و در عدد 19 اگر عدد یک و 9 آنرا با هم جمع کنیم می شود ده همان گنج 4 روی ده و تمام حقایق که وجود مقدس 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین.

خوب دقت کنید، خداوند متعال با حروف و اعداد تمام اسرار خود را افشا فرمود و با اسماء و صفات خویش  و ذات اقدس و کنز وگنج خود را معرفی کرده است. آن خدایی که احد است.

این معارف از چندین باب راه فهم و درک ما را به معانی عالم خلقت باز می کند. در حروف به ده رسیدیم که چهارده است حروف نورانی است و چهار روی ده یعنی چهارده اعداد که به عدد ده ( 10= 9+ 1 ) جمع شده اعداد روح همان حروف نورانی هستند . پس تمام کمالات رسیدن به گنج حروف و اعداد است. کنز اللهی بالاترین مقامات اسراری است که با آسانترین راه خداوند متعال بندگانش را به حدّ خودشان آگاه می فرماید. (البته او منت گذاشته است که آسان شود تا ما بندگان هیچی مقداری بفهمیم) و او را بشناسیم تا عابد و حامد او گردیم.

انسان کامل را به عدد 9 خلق فرمود که بلوغ تمام زیبائی های ذات اقدس خود  را او قرارداد. و فرمود او را به صورت رحمانیت خودم یا اسماء و صفاتم خلق کردم و ظرف وجود انسان کامل را آینه یا مرآت خود قرار دادم. عدد ابجد کلمه ی انسان با پنج حرف (که رمز هستی است) 162 می باشد. عدد 62 برابر اسم مبارک حمید و اسم مبارک واجب الوجود است. و عدد 100 حرف (ق) بود. خداوند متعال انسان کامل را قِ خلق فرمود تا ظرف حمد خود باشد و نگهدارنده مجرای رسیدن به واجب الوجود که خداوند متعال خودش واجب الوجود است . انسان کامل را خداوند متعال ظهور گنج خود قرار داد تا بوسیله ی وجود مبارک آنها باب عبودیت دیگران را به خداوند متعال گشودند.

اگر عدد (انسان=162) را با هم جمع کنیم(9=2+6+1) برابر 9 می شود. پس انسان کامل بلوغ تمام کمالات است از طرف پروردگان عالم و او بر همه ی مخلوقات احاطه وجودی و ولایت مطلق در ظل ولایت مطلق پروردگار عالم دارد . این جان معنی از حقیقت عدد 9 است. اما در حقیقت در هر زمان در جایگاه عدد 9 یعنی 19 برابر جایگاه حرف (ق)  نگهدارنده و حامل و ظرف گیرنده وحی الهی و اسرار و حجت  و ولایت کبرای  او هستند و بدون آنها در هیچ زمانی زمین و آسمانها و هیچ مخلوقی نمی ماند. همانطور که می دانید تمام اسماء مقدس چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین اسماء مقدسی هستند که پروردگار عالم خود از نام های مبارک خودش بر این عزیزان قرار داد. و اسماء اعظم هستند و همه اسرار حقّند.

امّا به فهم این حقیر تمام اسماء مبارک معصومین (ص) را اگر از عدد یک تا 9 ضرب کنیم . ( عدد 1 تا 9 در جمع عددی 45 = .... 4 + 3 +2 +1 شد و نام مبارک آدم (ع) که انسان از نظر جسمیت هم به عدد 9 خلق شد و ظرف تمام عوالم 9 گانه قرار گرفت اگر ( 5 + 4 = 9 ) چهار و پنج را جمع کنیم 9 می شود . تمام انسان های زمینی شدند ذریه های حضرت آدم (ع) که به عدد 9 خلق شد و حوا (س) به بلوغ 9 ظهور پیدا کرد که حامل 9 ها شد.

نامهای مبارک معصومین(ص) ویژگی های خاص خودرا دارند و چون همه این نامهای مبارک اسماء اعظم پروردگار عالم یعنی اسماء الله هستند همه در حروف و عدد صاحب کل  ولایت عددی و حروفی هستند. بنابر این قداست کامل دارند. چنانچه هرکس بخواهد به نوشته این نامهای مبارک دست بزند باید با وضو  و غسل باشد. در واقع مصداق آیه مبارکه در مورد قرآن که می فرماید " لایمسه الا المطهرون" مس  نمی توان کرد الا تطهیر شدگان. پس عدد های آن معنای خاص خود را دارند و شامل همان قداست نیز هست. پس خوانندگان عزیز عزیز بسیار متفکرانه به این درس نظر کنید تا به معارف عددی آگاه گردید.

نام مبارک پیامبر گرامی (ص) و حضرت علی که هر دو عزیز، پدر امت هستند در جایگاه عددی و ضرب عدد ابجد اسم مبارکشان از 1 تا 9 در مصداق یکی است و در آخر به عدد 9 می رسد . اعدداد اسامی مبارک دیگر معصومین هم هرکدام معارف باطنی را ظاهر میکند و در ضرب عدد 1 تا 9 در نهایت جمع آخرین به عدد 9 می رسیم . اما در عدد نام مبارک حضرت مهدی (عج)در حالیکه جمع عددی در نهایت به عدد 9 می رسیم هنگامیکه عدد ابجد نام مبارکش را که برابر 59 است در عدد 9 ضرب کنیم برابر 531 می شود که برابر عدد ابجد کلمه تاسع یعنی نهمین می شود. در ضمن اینکه اگر جمع عددی آن را بنویسیم، باز هم 9 می شود (9=1+3+5). ایشان نهمین فرزند حضرت امام حسین (ع) که خود صاحب 9 است ، می باشد. و بلوغ خلافت تمام بزرگواران و رسالت و نبوت و ولایت همه پیامبران و اوصیایشان و ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین را بنام مبارک صاحب لوای سید المرسلین (ص) حضرت محمد مصطفی (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) و بنام  وصایت  سید الاوصیاء ابالحسن امیر المومنین صلوات الله علیهم اجمعین، وصی الحسن عجل الله تعالی فرجه به ظهور می نشاند و حکومت نور را که جدا شده از تمام ظلمتهاست متجلی می سازد . پس عدد 9 که تعریف آن بطور کامل گفته شد در این زمان در جایگاه نوزده خود عالم را نو، زده  می کند. انشاءالله    

ضرب عدد ابجد اسم مبارک معصومین

عدد نام مبارک  حضرت محمد (ص)            

2

11= 2 + 9

92

1 × 92

4

13= 4 + 8 + 1

184

2×92

6

15=6+7+2

276

3×92

8

17=8+6+3

368

4×92

1

10=0+6+4

460

5×92

3

12=2+5+5

552

6×92

5

14=4+4+6

644

7×92

7

16=6+3+7

736

8×92

9

18=8+2+8

828

9×92

مجموع

45

 

4140

828

9=4+5

 

9=0+4+1+4=

9=8+1=18

 

2

1+1

110

1×110

4

2+2

220

2×110

6

3+3

330

3×110

8

4+4

440

4×110

1

5+5=10=1+0=1

550

5×110

3

6+6=12=1+2=3

660

6×110

5

7+7=14=1+4=5

770

7×110

7

8+8=16=1+6=7

880

8×110

9

9+9=18=1+8=9

990

9×110

مجموع

45=9

 

4590=18=9

990=18=9

 

اما استثناء در تمام اسامی مبارک، نام مبارک خانم فاطمه زهراست (س) و سن مبارکشان .همانطور که توضیح داده شد.  فقط نام مبارک فاطمه (س) است که در جمع عددی ابجدش 9 می باشد. 9=5+3+1    135 هم در ضرب عددش از عدد 1 تا 9 است. در جمع همه ی قسمت های 9 گانه اش عدد 9 می شود و در جمع کامل عددی هم 9 می شود. عدد ابجد نام مبارک فاطمه(س) است  135. پس تمام ظاهر و باطن عدد 9 است.

9

5+3+1

135=

1 ×135

9

7 + 2

270 =

2 ×135

9

5 + 4

405 =

3 ×135

9

4+5

540 =

4×135

9

8+1=18=5+7+6

675 =

5×135

9

1+8

810 =

6×135

9

8+1= 18=5+4+9

954 =

7×135

9

8+1

1080 =

8×135

9

5+1+2+1

1215 =

9×135

مجموع

9

8+1=81

6075

1215

9

8+1

9=8+1=8=5+7+0+6

9=5+1+2+1

پس حاصل ضرب و حاصل جمع چه عمودی و چه افقی بر 9 قابل تقسیم است.

صدیقه ی طاهره فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین آن ظرف وجودی بالغ و کاملی است که خداوند عزوجل قبل از اینکه ایشان را خلق کند ( البته وجود نورانی سرّ ایشان را) او را امتحان فرمود. و فرمود ایشان را صابره یافتم. "السلام علیک یا ممتحنک" یعنی چه ؟ وجودی است که ام الائمه (ع) است. ام الصدیقین و الشهدا و ام الصالحین و ام النجبا و ام الانبیاء و المرسلین و در آخر پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم می فرماید : زهرا ام ابیهاست. "بابی انت وامی و نفسی و اولادی و مالی الی یوم القیمه"

پس با خواندن با دقت کتاب گنج الالف و گنج عشر و درس عدد 9 و عرفان آب و راز حجاب به خوبی درخواهید یافت با وسع ضعیف و بضاعت فهم این حقیر، او بلوغ رساننده ی کل عالم وجود و واسطه فیض عالم سر الاسرار قلّه ی بلوغ و کمال انسانی عالمیان است . که او صدیقه ی کبری و صاحب شفاعت کبری و حقیقت کوثر وجود و بضاعت الالف الوجود. و سرالنهایه صل الله علیهم اجمعین است.

سن مبارک ایشان که دو بلوغ را کامل دارد . در خانه رسالت به 9 و در خانه ی ولایت به 9 که رویهم 18 سال طی منازل مغرب وجودی آن حضرت سلام الله علیها می باشد. چنانچه ظرف وجود مبارکش افول مغرب انوار خورشید رسالت و ولایت است. سن مبارک خانم اسرار منازل دنیا و طول معنوی صراط آخرت است. و این عدد هم مثل نام مبارکشان در ضرب عدد 1تا 9 همانطور در جواب ،9 می شود و در جمع آخر اعدادش هم به عدد 9 می رسد. و اعدادش بر 9 قابل قسمت است، زیرا همه انسان ها را در حمل کسی هستند که حملها الانسان است.

صاحب مغرب وجود

عدد ابجد و جایگاه عددی کلمه مغرب بخوبی این معانی را افشا می کند. در حدیث آمده که نماز مغرب متعلق به وجود مقدس خانم فاطمه زهرا (س) است و سه رکعت است. و ساعت مغرب مثل عمر پر برکتشان ظاهراً کوتاه ولی برکتش الی یوم القیامه است و زود به عشا وصل می شود. عدد ابجد کلمه مغرب برابر 1242 است که در جمع عددهایش 9 می شود (9=2 +4 +2 +1) این یکی زیبائی های مقام مغرب است که جمع کننده انوار خورشید در ظرف افول خود است که نتیجه ی آن نور قمر آسمان در لیل دنیاست و تمام حکمت باطن آن و گنج عشا در حقیقت آن جلوه گر می شود تا میوه ی کامل صبح را ظهور دهد . که همان صبح قیامت است . ( صباح الجنه ) در این بلوغ که سحر گیرنده قدر است و شکافنده ی نور است و ظهور و بروز یوم ( روز ) اما در جایگاه عددی مغرب در حروف الفبا عدد آن می شود 63 (63 =13 = م و 28 = غ و20 = ر و ب = 2) 63 که مغرب عمر مبارک پیامبر (ص) و هم حضرت علی (ع) است حکمتش زیاد است زیرا هم در جایگاه کلمه ی اربعین یعنی عدد40 است و هم به همه مومنین می آموزد که وجود مبارکشان در حقیقت طهارت زندگی مبارکشان به جایگاه غروب رسیده است، اما هر دو نور مبارک در ظرف مغرب عالم افول داشتند چنانچه عمرهر دو بزرگوار 63 سال است که در جممع عددی 9 می شود، و 2تا9 میشود 18 که سن مبارک حضرت فاطمه زهرا (س) می باشد ( 63 = 9 = 3+ 6 ) 18=9×2

عمر مبارک حضرت رسول (ص)      عمر مبارک حضرت علی (ع)                مغرب

        پس 9= 3 + 6=63                          9= 3 + 6                         9= 1242

ظرفگیرنده نور رسالت و ولایت   18= 9 + 9 و جایگاه عددی کلمه مغرب 63 جایگاه کلمه اربعین است 9 + 3 + 6 . عدد ابجد کلمه اربعین=333.

برابر است با سن مبارک دو بزرگوار.(پیامبر و حضرت علی)

عدد ابجد کلمه اربعین              333=9=3+3+3

جایگاه عدد ابجد کلمه اربعین              63=9=3+6

پس ای متفکران خوب فکر کنید و خوب نظر کنید تا به ذره ای از دریای معارف اعجاز انگیز صدیقه ی طاهره ی فاطمه زهرا سیده نساء العالمین به شناخت حقیقی برسید. عدد 9 در سِّر خلقت چگونه است؟ همانطور که نوشته شده است. در قسمت کنز الهی و گنج اسرار خلقت و در ظهور نام مبارک واحد جل جلاله اسم مبارک واحد عدد ابجدش 19 است. پس عدد 19 در جایگاه عددی 9 به حروف (نه) قرار داشت شاید اینطور معنی شود همانطور که سقف اعداد تا عدد 9 است پروردگار عالم ظرف کنز الهی خود را که به 28 حرف ظهور داده به عدد 9 احصاء فرموده که بلوغ کامل اسرار است و بر مخلوق مسلط و مقهور و غلبه ی ظاهری و باطنی دارد. همانطور که در درسهای قبل خواندیم که عدد و حروف هرگز از واحدیت جدا نشده و بعنوان گنج الف همیشه با مؤلفه خود همراه است و خوانده می شود و معرفی می شود هستی می گیرد. باقی می شود مثل حروف که خوانده می شود با ، تا ، ثا ، جا ، حا ، خا یعنی همه از درون الف ظهور پیدا کرده اند و همینطور عدد که یک واحد است وقتی می خواهد بعد از عدد10 نمایان شود. به عدد 11 می شود حادی عشر، و بعدد 101 =حادی( امین ) و 1001حادی الفه (ارض و رضاست) که یعنی همه ی اعداد هم از در گنج الف وجود با مؤلفه ی خود که عدد الف یکِ واحدیت است همیشه کثرت خود را با وحدت وجود ظاهر و باطن خویش را معرفی می کنند. در واقع عالم به وحدانیت او خوانده می شود و همیشه عدد اوّل معیار همه اعداد است و همه ی شئونات، همه منزلت ها و همه ی مراتب قبولی، همه ی مراتب رضا به مرتبه اولش یعنی ( شاگرد اولش ) قیمت و ارزش و بها می گیرد، و جایگاه پیدا می کند. پس پروردگار عالم خود اول است و آخر، هم ظاهر است و هم باطن. بنابر این سرِّ گنج ظهور نام مبارکش واحد جل جلاله را متجلی فرمود و در گنج خلقت سرّ حقیقت محمّدی صل الله علیه و آله و سلم خداوند متعال مخلوق اول خود را ظهور داد و معرفی فرمود که او هم اول است و هم آخر، هم ظاهرست و هم باطن و همه کثرت مخلوقاتش را از آن عزیزان ظهور فرمود تا بوسیله ی وجودهای اول آنها هرکس به وسع وجود خودش بتواند در معرفت و عبودت خالصانه خداوند تبارک و تعالی به درجه اول برسد. پس همانطور که ولایت معنی شد ، که نقطه ای در عالم نماند مگر آنکه در حقیقت ولایت خلق شده و ولایت بر آن سیطره ظاهری و باطنی و وجودی دارد. پس اسم مبارک اوّل هم در همه ی وجود مؤلفه اول است.

نکته:کلمه اول در عدد ابجد برابر عدد19 می باشدکه اسم مبارک واحد جل جلاله هم عدد ابجدش 19 است که اولین ظهور است. اولین آیه مبارک قرآن "بسم الله الرحمن الرحیم" سوره حمد است که تنها بسم الهی است که یا آیه محسوب شده و عدد یک را به خود اختصاص داده است چنانچه پیامبر اکرم(ص) فرمود کل محتوای قرآن در سوره حمد و تمام آن در بسم الله الرحمن الرحیم و کل آن در (با) بسم الله  آمده است. با اولین حرف قرآن که عدد یک را به خود اختصاص داده و همه ء محتوای قرآن در نقطه زیر باء بسم الله که اولین نقطه از حروف الفبا است که تمام صدا ها و حرکات و باب خواندن و قرآئت و نطق قرآن را بتمام معنی قرآن به خود  مختص کرده است. و حضرت علی ابن ابیطالب امام اول ما شیعیان فرمود" انا نقطه تحت الباء بسم الله" من نقطه زیر با ی بسم الله هستم. و درجه یک و اوا ظرف جذب کننده و کل محتوای قرآن ناطق ، فقط و فقط مخصوص صاحب ولایت مقام امیر الامرا که باز هم منصب امیری فقط برای شاه ولایت ، اسد الله الغالب، مولی الموحدین، مولی متقیان، امیر مومنان علی بن ابیطالب صلوات الله علیهم اجمعین است.

و دیگر عدد اول در جایگاه کلامی به نام مبارک امام حسن مجتبی(ع) است که سید الاسباط و سبط اکبر پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) است. نام مبارک آقا امام حسن (ع)عدد ابجدش 118 و جایگاه عددی نام مبارکشان 37 برابر کلمه اول است. جالب است بدانید جمع اسم مبارک آقا و جایگاهش هر دو هدد 10 می شود (1=10=8+1+1) و عدد ده به حروف (9=هـ=5+4=د) که برابر 9 می شود. خوب فکر کنید یعنی 9 باطن 10 یعنی (19=9+10) برابر جایگاه کلمه اول و برابر نام مبارک واحد جل و علی. خوب دقت بفرمایید: در قرآن کریم کمتر صفحه ای را می خوانیم که نام مبارک حسن (ع) به معنای نیکی و نیکویی و زیبایی  و بهتری و بهترین و بدین معانی در آن نباشد (خلاصه نمره 20 پروردگار عالم به بنده مومنش و نمره قبولی اعمال در آن نباشد). و آقا خود کریم اهل بیت هستند، و قرآن کریم صفت کریم را به خداوند متعال اختصاص داده است.

خالق کریم به خود برای خلقت انسان کامل احسن فرمود" فتبارک الله احن الخالقین" بهترین اخلاق را به بهترین خلقتش ، پیامبر اکرم (ص) عنایت فرمود: خلق حسن. و او را اسوه حسن قرار داد، و خانواده محترمش را همه را لقب حسن  ظهور داد. از حضرت علی که ابالحسن و خانم زهرا را حسنه و اقا امام حسن (ع)  و آقا امام حسین (ع) را حسنین صلوات الله علیهم اجمعین هستند.آقا امام حسین (ع) که فرزند دوم است ، هم به اسرار وجودی عدد (دو2) که برابر 10 است در حقیقت به دنیا آمد، عرب میگوید اگر دو برادر یک اسم داشته باشند، برای اینکه برادر کوچکتر را بهتر بخوانند یک حرف یاء مصغر در بین حرف ما قبل آخر آن اسم اضافه می کنند. مثل حن که می شود حسین . اما این از نظر ظاهر است، در صورتیکه آقا صاحب مقام 9 خداوند 9 ذریه نورانی معصومین بعد از وجود مقدسش را در بطن او قرار داده بود. پس او خود 1 آمد و 9 ذریه در بطنش که میشود 10 و عدد 10 برابر حرف ی که امام حسن (ع) حاصل حرف ی  شد، که حسین (ع) نام گرفت. پس تمام ذریه هایش شد حسن و آقا امام زمان هم هممچنین حسن شدند (وصی الحسن(ع)) و ایشان وصایت تمام اهداف نورانی خلقت را به حسن یعنی بهترین ظهور خواهند داد. پس هم اول که باطنش حسن است  وهم آخر که تمام وصایت حسن است همه را شامل هستند. شیعیان هم باید با عمل حسن به این بزرگواران تمسک جویند و خداوند کریم در سوره مبارکه انعام می فرماید: اگر بخواهد بنده را قبول کند باید اینطور باشد  " ومن جاء بالحسنه عشر و امثالهل": اگربا خودش (عدد اول) عمل حسن را بیاورد(تا قبر) من هم به او 10 مثل آنرا می دهم.

در زمان ظهور مولای ما ما ، صاحب العصر و الزمان آقایی که خود نهمین فرزند امام حسین(ع) است در ظهور کامل حمد الهی به وصایت حسن(ع) نام مبارک اولین سّر ظهور عالم اسرار و نام مبارک اشرف مخلوقات و صاحب عالم کون و کائنات محمد مصطفی  (ص) بنام مبارکش (م ح م د )جلوه می فرماید. که این تمام مقامات اول است.



:: موضوعات مرتبط: اسرار عدد 9 (قسمت 1و2)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391
زمان : 1:15










کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ <عذرا شفائی> محفوظ می باشد.