عرفان ابجدی در خصوص ولایت چهارده معصوم (س)



عدد ده (قسمت سوم)


عدد عشر در عمر دنیایی

 خیلی جالب است که عدد ابجد کلمه عمر310 میشود، 300برابرعددابجدحرف(ش) است و صفت شین تفشی یعنی افشاشدن وافشاکردن است که افشای عدد10یعنی همه ی اسرار عقیده ای و ریشه ی درخت عمل در تمام عمر انسان افشا  میشود.  در حقیقت هرکس درقبردر رهن عدد10 یعنی (یا)ی انتخاب خود قرار میگیرد،این انتخاب همان 4روی 10 است یعنی در احاطه ی ولایت چهارده معصوم(ص) است زیرا در قبر چه بخواهی و چه نخواهی خود را در ولایت 14 میبینی،انسان چه کافر باشد و چه مسلمان و یا به هر دینی باشد باید جوابگوی نعمت چهارده معصوم(ص)در عمر خود یعنی همان امتحان ده یعنی عشرباشد . بهشت وجهنم را خود انتخاب میکند و در واقع ذیقعد انتخاب خود را در آنجا میبیند.

اینجا همان مقامیست که در عددابجد اسم مبارک امام علی(ع) که 110 است (در اول درس گفته شد)می بینید یعنی نگهدارنده عشرعالم(عددده)که امام علی(ع) قسیم النار و الجنّه می باشد. خیلی مراقب باشید زیرا ایشان مولی الموحدین و مولای متقیان است.شیعه شدن به ایشان وفرزندانشان سخت،اما نجات دنیا وآخرت است. امیدوارم خداوند متعال آن و لحظه ای ما را به خودمان وانگذارد.

عدد ده در شکم مادر(دوران جنینی)

هنگامیکه انسان درشکم مادر به 4ماه و 10روز می رسد پروردگار عالم میفرماید"انی نفخت فیه من روحی" اینست و جز این نیست که از روح خود در او دمیده ام. 4ماه میشود120روز(120=30×4) و 10روز باید اضافه کرد که میشود 130 روز و130 برابر عدد ابجد کلمه ی سلم است پس انسان در شکم مادر به سلم میرسد تا به اسلام وصل شود و خاضع گردد تا تسلیم امر او شود. عدد 130 برابر عدد ابجد کلمه عین است {عین در قرآن 70بار و به 70معنا ظاهر شده است(عدد ابجد حرف ع=70 است)} .

جایگاه عددی هردوکلمه ی سلم وعین برابر40 میشود. چند درس میگیریم که 4ماه یعنی به عدد 4 ،کلّ ملکوت و عنایت مقام روح خدایی به واسطه ی  عدد ده به جنین میرسد.درواقع در چهارچوب ولایت 14 یعنی 4روی10 قرار میگیردوظهور انسانی را حامل میشود و در این عالم رحمی باب تطهیر برایش گشوده میشود و این بلوغ به کمال رسیدن است.

عده ی خانمها بعد از طلاق سه ماه و ده روز است یعنی100 روز(100=10+(30×3)) آنگاه اگر آشتی نکردند پرونده از ملکوت عقدشان را باطل میکند در واقع سه ماه ، روی عدد ده کامل میشود،حقیقت ده روز(طُهر)راکامل میکند و بین دو زندگی عدد صد(100) بسته میشود.

در عده خانمهایی که همسرشان فوت میکند چهار ماه و ده روز عده میگذارند.یعنی 4 روی 10 وحقیقت چهارچوب زندگیِ خانم از او جدامیشود. درمجموع چهار ماه و ده روز، 130 روز میشود(130=10+(30×4))درواقع ملکوت دائمی است ولی جدایی ظاهری است واین عده پیوند را تا قیامت نگه می دارد. هرکدام این ایام سرّی از اسرار ملکوت اعداد مخصوصا عدد ده است و هر عدد ده یعنی 4روی ده و یعنی همان سرّسیزده(احد=13)درواقع سرّ خلقت ،گنج احدیت ذات اقدس الهی و سیزدهی که جایگاه عددی حرف (م) است و عدد ابجد حرف(م)=40 است.

پس در حقیقت ، ده عددِطُهراست و این دهه در تمام رگ وریشه ی ملکوت عالم از عالم اسرار تا الی یوم القیامت جاری و ساری است و پروردگاری که تمام اسمائش در مجرای سبّوح وقدّوس است خلقتی جز تنزیه و تسبیح و طهارت و تطهیر ندارد.

خواننده ی عزیز! قصد من از نوشتن این کتاب عرفان بیشتر شناخت مولایمان پروردگار عالم است و اینکه هدف خلقتش از موجودی به نام انسان چیست که میفرماید اورا آینه ی صفات و اسماء خود قراردادم.با این توصیفی که گفته شد آیا ذره ای از عالم هستی را بیرون از طهارت می بینید؟ انسان که در شکم مادر خلق میشود بصورت نطفه است 40 روز میگذردعلقه میشود ،بعد از40 روزمضغه میشود،بعداز 40روزعظام یعنی استخوان میگیردوبعد از آن گوشت وپوست روی استخوان قرار میگیرد(آیه 14 سوره مبارکه مؤمنون).

پروردگار عالم اولین سوره ای از قرآن که در روز مبعث به پیامبراکرم(ص)فرمود بخوان،سوره مبارکه علق بود .این سوره مبارکه جزء چهارسوره ای است که سجده ی واجب دارد(چهارمین سوره است) . عدد ابجد کلمه علق =200 و جایگاه عددیش برابر47 می باشدکه جمع ارقام 47 برابر11است(11=7+4)و11 = عدد ابجد کلمه هو. خیلی درس میگیریم .

کلمه علق برابرکلمه عقل است،درحقیقت پایه و بنیادظاهری و باطنی وجود انسان ملکوتی و جسمی ،همه وصل به اوست. از او آمده ایم و بسوی او باز میگردیم"انا لله وانا الیه راجعون" پس تمام معنا یعنی همان 4روی ده و جان ولایت و حقیقت ده یعنی عشر. وجودی که در این دنیا مورد امتحان قرار میگیرد،عقل است. عدد چهل در عربی اربعین خوانده میشود وریشه ی اربعین،  ربیع یعنی بهار است.پس بهار واقعی یعنی پاکی و طهارت ، در این زمینه حقیقت جانها سبز میشود و جایگاه طهارت یعنی ذیقعد آن جنات تجری من تحت الانهار الی یوم القیامت است.

درس ذی القعد جایگاه خشکی

عدد ابجد کلمه خشکی 930 میشود که بلوغ کامل عدد 30 که جایگاه عددی الف و عدد ابجد حرف( ل) مجرای توحید و سکوی به تعالی رسیدن به عالم اعلا علّیین است. جمع ارقام 930 برابربا12است(12=0+3+9)که 3=2+1 است. جایگاه عددی کلمه خشکی =66که برابرعددابجد نام مبارک الله جل جلاله است .جمع ارقام 66هم برابر با12است(12=6+6)که 3=2+1 است. عدد ابجدکلمه تراب (یکی از نامهای خشکی و درواقع جان خشکی است)603 میشود(9=3+0+6) که جایگاه عددیش 45 برابر با عدد ابجد کلمه آدم (ع) است(9=5+4). خشکی در واقع جایگاه خلقت انسان در ارض دنیاست که اولین نقطه خشکی در 25 ذیقعد در زیر خانه خدا خلق شد و از آنجا بر تمام دنیا دحوگردید(کشیده شد)و آنروز را دحو الارض نامیده اند.

حروف کلمه ارض برابر حروف کلمه رضا است و عدد ابجدش=1001میباشدو جایگاه عددیش =47 است (که 11=7+4 و11=عدد ابجد حج=عددابجد هو) و47 برابر با جایگاه عددی نام مبارک امام حسین (ع) و جایگاه عددی نام مبارک امام رضا(ع)است. در حقیقت ذیقعد واقعی عمل خالصانه و صعود به عالم قرب الی الله ،خشکی کربلای امام حسین(ع)است محل امتحان و ابتلا و به بالاترین درجه ی کمال انسانی رسیدن است یعنی به زندگی واقعی و زنده بودن دائمی رسیدن و در یک جمله شهادت فی سبیل الله است.

در اصل همانطور که ماهی تازمانیکه در آب است خبر از زندگی خشکی ندارداما همینکه میخواهد به اعلای مقام خود برسد یعنی غذای انسان مؤمن شود واز رتبه ی حیوانی به انسانی برسد،باید به خشکی بیایدو جان دهدتا به زندگی حقیقی انسانی برسدمخصوصا که غذای انسان مؤمن و شیعه ی چهارده معصوم(ص)ومسلمان واقعی شود.

پس این حیوان با جان دادن در خشکی ترک زندگی ظاهر خود راکرده تا به باطن کمال خود برسد انسان هم که اشرف مخلوقات است در خلقت خود در شکم مادر روی آب خلق میشود و اولین قسمت خشکی بدن او خانه قلب اوست که ظاهر میشود آنجا خانه خدا میشود و از آنجا بقیه خشکی بدنش دحو(کشیده)میشودتابصورت نوزاد انسانی کامل بدنیا بیاید سپس در دنیا بعد از دوران بلوغ یعنی وقتی به بلوغ شرعی میرسد باید به خشکی عمل وارد شود و سجاده ی بندگی پهن کند که تمام زندگی او روی سجاده یعنی محراب به معنای محل حرب، جنگیدن با نفس حیوانی است اگر بفهمد!چون دائماٌباید مخالف هوای نفس خود زندگی کند و به یک نحو با آن بجنگدوحیوانیت خود را مرکب انسانیت خویش نماید تا اینکه در این دنیا بتوانددر(یا)ی انتخاب خود در عشر زندگی دنیائیش بندگی مولای خود راانجام دهدوبه اعلاو کمال انسانی برسد.

پس همانطور که در حرف (ی)گفته شد که عشر عمل است وخواه ناخواه وطن ماست پس در این عشر امتحان باید عاشورایی شویم و در واقع اینجا قلب عمل است که باید به خشکی بیفتدتابا میوه ی صبر از کودکی نفس به بلوغ و کمال آن برسیم،از ظلمت متولد در نور شویم تا به جایگاه ذیقعد خود برسیم؛شهادت فی سبیل الله.

در عاشورا و کربلای حسینی زمین کربلا بین دو نهر آب است  اما کربلا خشک و سوزان است چنانکه آنرا تفتان میخوانند.هرچیزی را که میخواهند سرخ کنند، تفت میدهند تابه روغن بیفتد و سرخ شود. پروردگارعالم می خواست بندگانش را بدنبال امام زمانشان به حقیقت بندگی و کمال مقامات انسانی برساندوآن میسر نمیشد مگر اینکه به خشکی یقین برسند.

پس در کربلا حرف یاء انتخاب بین دنیا وآخرت تجلی کرد و خداوند متعال صورت قیامت دنیا را در عشر دنیا ظاهر ساخت تا هر کس با اختیارکامل انتخاب کنددر حالیکه کربلا بسیار سوزاننده و طاقت فرسا است خداوند متعال خواست آب دنیا هم براهل بیت امام حسین (ع)و یارانش بسته شود تا در نهایت خشکی را امتحان کنند. امام حسین (ع) با72یار باوفایش در میدان حق علیه باطل، امام شهدا وسیدالشهدا و ثارالله شد. زیرا حضرت نشان دادند که برای اینکه بتوان به خشکی یقین رسید و از زندگی ماهی گونه گذشت باید از دریا بیرون رفت . پس آنجا ساحل یقین و سکوی پرواز به قرب الهی است جایی که مسلخ لباس حیوانی و جان بسمل شدن است. یعنی دل را ذبح کنی و تمام حیات وجودخود را هم که خون بدن است به قربانگاه عشق ببری و هدیه مولای خودکنی تا باآب حیات واقعی سیراب شوی تا در خشکی کامل وجود،که کاملا خالی شده از هر گونه آبی حتی خون بدن که آب سرخ حیات است،وارد حیات جاوید شوی واز جان آب زندگی، کوثر عالم و بدست ساقیش امام علی(ع)سیراب شوی و نزد پروردگار خود به اعلا علیین یعنی عالم قرب روی و نزد او به رزقا حسنا برسی.اللهم الرزقنی

درواقع یاران امام حسین(ع)رسیدند به این یقین که آب دنیا آنها را به زندگی حیوانی باز میگرداند. اما حقیقت آب، خود وجودامام حسین(ع)است زیرااوست که حق الیقین است.عددابجد کلمه آب اگر بصورت بسیط بنویسیم{(الف=111)+(با=3)} 114 میشودیعنی تعداد سوره های کلّ قرآن و در کنارش چهارده معصوم(ص)هستند. این آب است که یک جرعه اش انسان را الی یوم القیامت سیراب میکند. پس یاران باوفای امام حسین(ع)این حقیقت را دریافتندکه راه تعالی همین است و در امتحان به خلوص رسیدند . پس انتخاب صحیح کردندو زندگی پاک حسن و رزق حسن را نزد پروردگارشان گرفتند و در تکامل ابدی غرق شدند. اللهم الرزقنی

همانطور که در جایگاه عددی  خشکی کلمه ارض(=47) به دو جایگاه اشاره شد:یکی جایگاه عددی نام مبارک امام حسین(ع)بود و دیگری جایگاه عددی نام مبارک امام رضا(ع)که حروف رضا همان حروف ارض است وعددابجدش هم1001 میشود.همه ی عالم هستی گرد یک محور در چرخش است که شاخص این محوریت ،خانه خداست که طواف را به ظاهر در اعمال حج به هفت دور میبینیم.

در واقع این گردش و جان حج به گرد رضای خداست و همه ی مخلوقات در آنچه خداوند به اراده و مشیتش بر آنها مقرر فرموده در رضای خدا غرق هستندو بدون کراهت ،دائماٌ قلب خود را منطبق کرده ودر این بلوغ راضی به رضای خدا گرد این محور طواف کند و همانطور که ذکر شد خواسته های هوای نفسش را قربانی امر مولایش کند. آنگاه متوجه میشویم که ما دائماٌ در طواف هستیم.

همانطورکه گردش خون دور قلب اگر لحظه ای متوقف شود،انسان می میرد، انسان مؤمن هم اگر از گرد طواف رضای خدا منقطع شود سقوط در جهنم میکندودچار مرگ قلبی (باطنی)میشود.همانطور که میدانید در آخرین لحظات شهادت آقا اباعبدالله الحسین(ع)راوی میگوید دیدم لبهای مبارک آقا تکان میخورد...متوجه شدم که میفرماید:رضاً بقضائک تسلیماً بأمرک.

خداوند کریم بالاترین درجه را در زمان ترک این دنیا برای عالم باقی رسیدن به درجه ی راضیة ً مرضیة میداند ومیفرماید: "یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربّک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی وادخلی جنّتی" ای کسی که به نفس مطمئنه رسیدی بیا بسوی پروردگارت که تو راضی به امر من بودی و من هم از تو راضی هستم پس داخل شو بین عبادت کننده های من و داخل شو در بهشت من. پس برای تعالی به اعلا رسیدن و عالم قرب باید با دو بال پروازکنیم ؛یک بال امام حسین(ع)ویک بال امام رضا(ع)   

عدد ده درآیات مربوط به حضرت موسی(ع)   

پروردگار عالم نام مبارک موسی(ع) به ایشان تعلق داد زیرا هنگامیکه بدنیا آمد به مادرش فرمود که برای ایشان جعبه ی چوبی از بهشت آورده شد که همان تابوت عهد بود و امرفرمود که موسی(ع)را درآن بگذاردوروی دریا رها کندوفرمود: ماخود نگهدار او هستیم و ایشانرا به شما برمیگردانیم (آیات 38 و 39سوره مبارکه طه) . پس اینگونه آقا از بدو تولد روی دریا قرار گرفت ونام موسی(یعنی از آب گرفته شده ) بر اونهاده شد. خانم آسیه (س) حضرت را از آب گرفت و خداوند مقرر فرمود موسی(ع)درخانه فرعون و در دامن پاک آسیه(س)رشد کند(فرعونی که پسرها را میکشت و نمیخواست موسی بدنیا بیاید) پس خداوند خواست با تولد موسی(ع)،در(یا)را نشان دهد و موسی راناخدا و نجات دهنده غرق شدگان دریا،در(یای)واقعی قرار دهد.

 زیرا همانطور که در کلمه دنیا گفته شد پروردگار عالم تمام گنج عالم بالا را در عدد ده روی حرف (ی) دنیا ظهور داد و دنیا کلمه ی استثنا شد زیرا حرف (ن)ساکن پشت حرف (ی)باید ادغام شود اما اینجا اظهار میشود، حرف (ن)به عدد ابجد 50وجایگاه عددی 14=ولایت چهارده معصوم (ص) در پشت حرف (یا)ی دنیا اظهار شده است زیرا همه ی کسانیکه بدنیا قدم میگذارند و متولد میشوند در (یا)ی دنیا انتخاب میکنند و با انتخاب خود ،جایگاه خویش را در عالم باقی تعیین میکنند ؛بهشت یا جهنم وبا اظهار چهارده نور مقدس(ص)وشیعه و پیرو شدن این عزیزان راه به عالم قرب رابپیمایند.

هنگامیکه پروردگار عالم اراده فرمود که به حضرت موسی(ع)الواح طیبه ی تورات را عنایت کند اورا به وعده گاه کوه طور خواند و به ایشان فرمود :سی شب به عبادت پردازد و بعد از آن ،ده شب دیگر اضافه کند تاچهل شب تمام شود(آیه 142سوره مبارکه اعراف) . خداوند با جداکردن 30و10چه منظوری دارد ؟آیا غیراز این است که بواطن این ایام واعداد،رابطه ای با تجلیگاه های عالم اسرار دارد و شاید ارکانی از رکنهای خلقترابه ظهور می آورد ودر باطن این معانی، معارف حقیقی رسیدن الواح تورات را به حضرت موسی(ع) که کلیم الله است افشا میکند، که اگر درجه میگیرد بواسطه کیست و اگر کلیم شد در واسطه چه کسانی است؟او که پیامبر حقی است با ظهور حقایق ،راه هدایت را برای ورود پیامبر موعود و فرزندان نورانیش (ص)آماده میسازد و اذهان امتها را آماده میکند که او هم واسطه ی خبرهای غیبی است و خداوند متعال با کتاب آسمانی اسماء مقدس معصومین(ص)را افشا میکند.

حقیقت عشر چیست که موسی(ع)باید به انجام وظیفه ی تکلیف خود آگاه شود تا خداوند کریم بایشان درجه ی تمام شدن اربعین لیله را بدهدو چقدر پر معناست که شروع این دعوت از اول ماه ذیقعده است(ذیقعد یعنی صاحب جایگاه)پس خداوند میخواهد موسی(ع)رابه جایگاه حقیقی اش برساند. پس با تمام شدن ماه ذیقعده او سی شب را تمام میکند ، خداوند بایشان میفرماید تاده شب دیگر بماند یعنی از اول ماه ذیحجه تا روزدهم (واتممناهابعشر)تاخداوند به وعده اش که اربعین لیله است،روزدهم ذیحجه با دادن7 لوح مقدس کتاب تورات بایشان درجه دهد. پس حقیقت برای ایشان که انسان برگزیده است درجه و مقام و کتاب آسمانی است، اما قوم او با اینکه حضرت هارون(ع)؛برادر و وصیّ حضرت موسی(ع)درمیان آنها بود، بعد از چهل روز اکثرشان گوساله پرست شدند. داستان سامری آیات 86تا97سوره مبارکه طه.

هنگامیکه حضرت جبرائیل (ع)برای رساندن وحی به حضرت موسی(ع)تشریف فرما شده بود، سامری جای پای این ملک مقرب را برداشت و از قوم خود مقداری طلا گرفت و مشتی از آن خاک متبرّک را درآن ریخت و به شکل گوساله ای درآورد،آنگاه که گوساله را تکان میداد صدایی از ان خارج میشد که با این عمل عده ای از قوم موسی (ع)رافریفت و متاسفانه آنهاخداوندیکتارا که بارها از بلایا نجاتشان داده بود رها کردند و به گوساله ی سامری ایمان آوردند.

پس همه در انتخاب در (یا)ی دنیا آزادند.امثال قوم موسی(ع)دائما دردنیا بصورتهای مختلف تکرار میشود،اما در(ی)ای دریای دنیا دائما سفینه ی نجاتی دارد که ناخدایش مولایمان امام زمان(عجل الله)میباشد و دائما کسانی را که کمک میخواهند را نجات میدهد.یامن من رکبها (هر کس سوارشود امنیت پیدامیکند) و یغرق من ترکها(وهرکس کشتی نجات را ترک کند غرق میشود). امتحان این است که به ساحل نجات و خشکی قدم گذاریم.همانطورکه خداوند کریم در زمان حمله فرعونیان به قوم موسی (ع) وقتی به دریای نیل رسیدند،به موسی(ع) امر فرمود که عصای خود را به آب دریا زده ،دریا دونیمه شد و خشکی ته دریا نمایان شد . موسی(ع)و قومش از روی خشکی کف دریا(حکمت خالق یکتا)گذر کرده وبه ساحل نجات رسیدند، امافرعونیان روی خشکی کف دریا پشت قوم موسی(ع)آمدند ولی وقتی تمام یاران موسی(ع)از دریاگذشتند به امر خالق یکتا آب بهم پیوست و فرعون و فرعونیان را در (یا)ی انتخابشان غرق فرمود. امیدوارم همه در زمره ی نجات یافتگان در کشتی نجات مولایمان باشیم. انشاالله

آیه 90و91 سوره مبارکه یونس:"وجاوزنا ببنی اسرائیل البحر فاتبعهم فرعون وجنوده بغیا وعدوا حتی اذا ادرکه الغرق قال ءامنت انه لا اله الا الذی ءامنت به بنو اسرائیل و انا من المسلمین-الان وقد عصیت قبل و کنت من المفسدین.

وما بنی اسرائیل را ازدریا گذراندیم پس آنگاه فرعون وسپاهش به ظلم وتعدی از آنها تعقیب کردند تا چون هنگام غرق او فرارسید گفت اینک من ایمان آوردم و شهادت میدهم جز آن الهی که بنی اسرائیل به او ایمان دارند خدایی نیست و من هم تسلیم فرمان او هستم.به او خطاب شد:الان میخواهی ایمان بیاوری درصورتیکه از این پیش عمری به کفر ونافرمانی زیستی و از بدکاران بودی؟    

عرفان حج به عدد 10روز اول ماه ذیحجه

چنانچه تا این قسمت عرفان عالم اسرار را به جان حقایق عددی خواندیم و پروردگار عالم خواست که شناخته شود(انّی کنت کنز مخفیا و احببت و ان اعرف).

تمام نقطه شناسایی در حقیقت سرّالاسرارظهورات و عالم مکنونات برمیگردد به نقطه ی خلقت خشکی و ارض که آنجا خانه خداست. تمام انوار و احوالات ظهوری و تمام گنجینه و خزانه اسرارو معارف در این نقطه ی ذیقعد، در 25ماه ذیقعده ماه یازدهم سال قمری اتفاق می افتد که خلقت خشکی روی آب است،مثل این است که آب آیینه ی تمام نمای خزانه ی آسمانی ومحل ّحیات جاویدان همه ی ظهورات به باطن خویش و اصل استعداد ارض، ثمر و میوه میدهد. عدد 25 برابراست باجایگاه عددی کلمه حمد و حمد کلّ هستی است. امیدوارم کتابها از عرفان آب و گنج  الف وسرّ حقیقت عدد13 و گنج عشر را مطالعه کرده باشید.

خداوند متعال نام مبارک خود را،به کلمه احد به عدد 13در حقیقت اسمائی و نوری به کلمه واحد به عدد 19ظهور فرمود. 13که جایگاه عددی حرف(م) است با عدد ابجد 40 وحقیقت اربعین وباب طهارت ودرنهایت قداست وتنزیه به همه ی ظهورات کشیده شده و عالم جز به سبوحیت خداوند سبحان ظهور پیدا نکرد و انسان کامل ،اشرف،اتمّ،اکرم واکمل مخلوقاتش را در نهایت طهارت خلق فرمود،بقول شاعر : 

         زاحمد تا احد یک میم فرق است    جهانی اندر این یک میم غرق است

که ظرف گیرنده ی تمام حمد و وحی نورالهی ، ظرف پاک و مقدس نورواحدچهارده معصوم(ص)یعنی حقیقت سرّمحمدی(ص)شد. بنابراین در دنیا خداوند کریم انسانها را در طی تکالیف  مکلف به آمدن حج فرمود و در این وادی در ایام حج ،13عمل را به حاجی واجب فرمود.

در روز نهم (عدد بلوغ نه در جایگاه 19 و حقیقت سرّکلمه ی مبارک واحد)روزی که حاجی باید به تعالی طواف و عرفان عرفات در روز عرفه واقف به معرفت کامل مولای خود باریتعالی ربّ العالمین شود و با شناخت کامل شیطان را رجم کند و ظلمات وجود خودرا کاملا بشناسد و در این وادی به حقیقت اتممناها بعشر روز عیدقربان برسد،بنابراین 12عمل تا ظهر روز عرفه تمام میشود.از ظهر روز عرفه عمل 13 که عرفان رسیدن به حقیقت عرفه است شروع میشود. اگر کسی همه ی اعمالش تا اینجا کاملا درست باشد ولی عمل 13 را نداشته باشد حجّش قبول نمیشود.

خواننده محترم!امروز با این درس شاید برای اولین بار این معارف را شنیده باشید،اما اگرخوب دقت کنید که عدد 13 ،رسیدن با شناخت به قول خالق مهربان است که فرمود:"لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا احد" و اینجا یگانگی او با صدق عمل (به مجرای توحید)میرسیم یعنی به 13که جایگاه حرف (م)است و به بیان دیگر به 40 (عددابجدم=40) که اربعین و تطهیر باطنی و زیارت نور مبارک چهاردهمین معصوم(ص)اوکه صاحب و حامل تمام گنجینه و خزانه ی توحید است میرسیم.

پس محل قبولی گرفتن از باطن عدد ده ،رسیدن به بلوغ 9 است. مثل جنینی که تا 9 ماهش تمام نشود وارد عالم تولد(ده) نمیشود. عید قربان یعنی رسیدن به جان احیا شدن و تولد واقعی انسانیت.اینجا محل تعالی از عالم ظلمات به نور است،ظاهرا حاجی احرام سفید را درمی آوردو واقعیت لباس سیاه حیوانیت را از درون خود بیرون می آورد و این سفیدی لباس احرام را از ظاهر به باطن همیشه به تن میکند وحریم دار کعبه ی دل میشودکه هرگز ظلمات در آن نفوذ نکند،یعنی به عدد40 خالص میشود.کیمیاگر عالم صاحب الزمان(ص)،مس وجود حاجی را طلا میکند(عددابجدطلا=40)و او را به رنگ ظاهرا زرد،منور به نور هدایت می فرماید و او را به عالم باطن متولد می نماید،به او دید بصیرت ،گوش شنوایی حق و قلب دائما زنده عنایت میکند.اللهم الرزقنا

پس عرفه خیلی مهم است، جالب است بدانید عدد ابجد کلمه عرفه355میشود که جمع ارقامش13میشود(13=جایگاه عددی م وعدد ابجد م =40) و عدد 300 افشاکننده ی عدد 55 است(عددابجد نه=55).پس عرفه حقیقت درس نه را به بلوغ حروفی و روزِ نهم به عدد 9 و جان واقعیتها ، رسیدن به وحدانیت گنج احدیت را میرساند،به شرط اینکه با بلوغ ایمان 9 ،به شیعه شدن امام دوازدهم ؛معصوم چهاردهم و نهمین فرزند صاحبِ 9 (امام حسین(ع)) برساند. اوست که وقتی بدنیا آمد حامل نه ذریه در بطنش بود وخود با عدد 10 بدنیا آمد(یعنی دهه طُهر)و درواقع حقیقت گنج 9دربطن ده را به حقیقت سرّ و گنج 19=9+10 در دنیا ظهورداد.

شایددلیل اسرار عرفه و حقیقت عاشورا ،این است که هرکس میخواهد به این حقایق برسد باید رهرو امام عاشوراییان شود و ایشان دلیل و برهان حقایق است که بخوبی در درسهای گذشته توضیح داده شد.

اما کلمه قربانی که روز دهم ذیحجه ،همه ی حاجیان باید به قربانگاه بروند وذبح گوسفند داشته باشند. امام حسین(ع)که خودش حقیقت ده است از مکه به کربلا میرود و بعد از گذراندن 10 روز عاشورا (همان سرّحقیقت  10×10=100=عدد ابجد حرف(ق)با جایگاه عددی 19)خود حضرت وحیات طیب و صعود کامل از حیوانیت به انسانیت و قلب به میم شدن را به تمام انسانها عنایت میفرماید. عدد ابجد قربانی 363 است که جمع ارقامش 12 میشود و 12برابر با جایگاه عددی حرف(ل)است که عدد ابجد(ل)=30 میباشد و30 برابرباعددابجد یک است پس درواقع قربانی ،راه رسیدن به حقیقت توحید است. در این قربانی سه معنا نهفته است:

1_همانطور که قبلاهم ذکر شد خداوند کریم میفرماید:"ولاتحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاءعند ربهم یرزقون"  حساب نکنید کسانیکه در راه خدا کشته میشوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی میخورند.   

2- جمع ارقام 12 برابر با3 میشود و عدد 3 پایه همه ی اعداد وعدد ابجد آب است، شهید فی سبیل الله مخصوصا آقا اباعبدالله الحسین(ع)و یارانش که 3روز ظاهرا آبرا بررویشان بستند، خود به حقیقت و جان آب رسیده بودند و امام حسین(ع)؛امام سوم،خودش حقیقت آب و سرچشمه آب یعنی عین الحیات بود وهست.پس هرکس که در آن وادی به قربانگاه رفت،در حقیقت تشنه ی حقیقت آب بود،برای همین تشنگی ظاهر آب ،اورا از پا در نیاورد و اورا به سیراب شدن حقیقت آب زندگانی رسانید.اللهم الرزقنا

3- عدد 63برابربا طول عمر مبارک حضرت محمد(ص) و حضرت علی (ع) و جایگاه عددی کلمه اربعین (به حقیقتهایی که قبلاگفته شد)است و خداوند کریم تمام زیباییهای ظاهری و باطنی را به این عزیزان بطور کامل عنایت فرموده است. عدد300 افشاکننده ی رسیدن به جایگاه عددی طهارت اربعینی است و امام حسین(ع)کسی که وجودش محک اتممناها بعشر همه انسانهاست، عدد اربعین برایش بعداز عاشورا نگهداری میشود و اوست که عرفان تمام حقایق را از عالم ظلمات به بلوغ عالم نور پرده برداری فرمود .

اتممناها بعشر برای وجودمقدس پیامبراکرم(ص)

وجود مقدس پیامبر گرامی(ص)در سال عام الفیل ؛پیروزی باطنی و ظاهری مکه در نابودی اَبرهه و لشکریانش (سوره مبارکه فیل) بدنیا آمد و قدوم مبارکش عالم ظلمانی دنیا راغرق نور فرمود. 30 سال بعد از تولد وجود مقدسش ،امیر المؤمنان علی (ع) در13رجب از خانه خدا متولد شد که ایشان را مولود کعبه می خوانند و سه روز با مادرگرامیش ؛فاطمه بنت اسد در مهمانسرای پروردگار عالم در پاکترین و مقدس ترین نقطه ی دنیا پذیرایی شدند. در 15 رجب دیواری که سه روز پیش برای ورود مادرش شکافته شده بود،دوباره گشوده شد و مادر و نور دیده اش قدوم مبارکشان را دردنیای ظاهر گذاشتندو مردم (آنزمان)این دو عزیز رادیدند.

10 سال که از عمر مبارک حضرت علی (ع)گذشت،پیامبراکرم(ص)40 ساله شدند و به امر پروردگار عالم در غار حرا به پیامبری مبعوث گردیدند و کل قرآن کریم دفعتاً به قلب مبارکش نازل گردید. اینجا حضرت قبل از بعثتشان یک 30 سال و اتممناها بعشر یعنی 10 سال را تمام فرمود تا خداوند کریم در اربعین سنه ،تمام نور منور قرآن را به ایشان عطافرمود زیرا از نظر مقام هیچ پیامبری به مقامش نمیرسد که همه در40 روز یا 40 شب اربعین را به عنایت گنج رسالت از خداوند کریم دریافت میکردند مثل حضرت موسی(ع) که در درسهای قبل گفته شد تاالواح مبارک تورات را گرفت. اما پیامبراکرم(ص) که سید المرسلین است به اربعین سنه (40 سال ) کتاب الله قرآن که کلام الله است را بنام بالاترین معجزه در بین همه پیامبران و اوصیاء دریافت کردند.

ایشان 23 سال بتدریج به امر خالق یکتا آیات مبارک قرآن را برای مردم خواندند وآنها را هدایت فرمودند. 13 سال از این مدت را در مکه و 10 سال را در مدینه تبلیغ رسالت کردند که همانطور که قبلا ذکرشد در عالم سرّ و درظهور اسماء مبارک خالق یکتا اسم مبارک احد جل جلاله به عددابجد13 کنز الله بود ونام مبارک مکنون ومخزون الهی می باشد.

و همچنین بنابر قرار گرفتن باطن 13 که در عدد خلقت زمین ها وآسمانها در 6 روز (آیه 4سوره مبارکه حدید) و همچنین طبق آیه انا لله و انا الیه راجعون نقطه خشکی درحرف(و) که عدد ابجدآن 6 میباشد در زیر خانه خداظاهر گردید و از آنجا دحو الارض شد در حقیقت حرف (و)شد، (واو) و عدد ابجد (واو)=13 است که 13=جایگاه عددی حرف(م) که عدد ابجد (م)=40 است  و این نشانه ای از آیات الهی است و سرّ طهارت و گنج وجود چهارده معصوم(ص).پس تبلیغ رسالت حضرت (ص) در 13سال، باطن طهارت و گنج رسالت در عدد 14 معصوم(ص) و ثبوت طهارت در مکه اظهار شد .

اما باطن 13 همان 4 است(جمع ارقامش 4میشود4=3+1) و جمع یک تا 4 میشود 10(10=4+3+2+1) سرّ دهه ی طُهر به هجرت پیامبرگرامی (ص) به مدینه است،باجان برکف گذاشتن امام علی(ع)(که درشب هجرت دربستر پیامبر(ص)خوابیدند)که فقط این وزنه ی سنگین و گرانبها بود که برابرِ جان رسالت و جانِ قرآن عزیز میتوانست در گرو بماندکه مدینه ، مدینه شود(شهر تمدن وشهرالنبی(ص) ) .

پیامبراکرم(ص) 10 سال در مدینه تبلیغ فرمودند و 23 سال راتمام کردند . اینجا درآخر سال دهم در مدینه به امر خداوند کریم مأمور به معرفی وصی خودشدندزمانیکه به آخرین سفرحج خود تشریف فرما شدند یعنی حجه الوداع، بعداز بجاآوردن اعمال حج در مسیربازگشت درمحلی بنام غدیرخم ،تمام وکمال اتممناهابعشر زحمات ورسالت خود را با انتخاب وصی محترم ونورانی خود یعنی امیرالمؤمنین علی(ع) کامل فرمود. چنانچه خداوند درسوره مبارکه مائده آیه67میفرماید:"یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته . . ." .  

پس حضرت درسن 63 سالگی (که یکی از اعداد پر معناست )اربعین سنه ی عمر خودرا به بهار جاویدان گنج وجودش در دنیا وآخرت اظهار فرمود و ایشان به عالم قرب در جایگاه محبوب رسیدند. عدد 63 چند معنی دارد:

1 – جایگاه عددی کلمه اربعین=63  و عدد ابجدش 333 است که جمع ارقامش 9 میشود(9=3+3+3) . پیامبر(ص) خودش و وصیّش امام علی(ع) در 63 سالگی(در جایگاه اربعین) روح مطهرشان به فوز عظیم و به عالم قرب واصل گردید.

2 – عدد 63 برابر جایگاه عددی (یا غنی) میباشد که خداوند این بزرگواران را مظهر اسم مبارک خود(غنی) تجلی داده ومجرای غنی خود قرار داد و درجایگاه غنی به عالم باطن و عالم قرب رهسپارشان فرمود. خوب دقت کنید که خداوند کریم وجودهایی را که مطهر خلق کرد و مطهر قرارشان داد ومطهربه نزد خود بازگرداند، جایگاهشان تطهیر است{این یکی از دلائلی است که قبور معصومین(ص)متبرک میباشد حتی امام زادگان(ع) . مرقدشان جایگاه نماز و دعا و نیایش به درگاه خداست زیرا آنها در جانِ نماز مجرای ثبوت عبودیت هستند.

3 – یکی از القاب امیرالمؤمنان علی (ع)، فاروق است . جایگاه عددی کلمه (فاروق)=63 و عددابجدش 387 میشود(18=7+8+3 و 9=8+1). وجودهای مقدس جداکننده ی حق از باطل هستند. فاروق، فاعلِ فرق میباشد یعنی قسیم النار والجنه پس هم ظاهر و هم باطن درجایگاه حقیقی تقسیم حق ازباطل هستند چنانچه کنیه مبارک پیامبر(ص) ابوالقاسم است یعنی پدرِهمه ی قسمت کنندگان.

گفتیم که در واقع باطن ده (اتممناهابعشر) ،9 بود (اگر ده را به حروف بنویسیم عددابجدش 9 میشود9=5+4) وعدد9 ،رسیدن به حقیقت بلوغ و خلوص است . پس گنج وجودشان میشود 19 (یعنی 9روی10 )که هم جمع تعداد حروف اسماء مبارک پنج تن(ص) است و هم 19 حرف بسم الله الرحمن الرحیم و هم از گنج واحدیت هرگز تزلزل نکرده ونمیکنند و در جایگاه باقی لایفنی می باشند.

 امیرالمؤمنین علی(ع)____  تا30 سال بعد از رحلت پیامبراکرم(ص) زندگی کردند که در این 30 سال گنج دهه ی طُهر قرآن را درعالم دنیا در 30 جزء کتابت فرمودند. قرآن شد اتممناهابعشر به عمل. درکتابهای گنج عشر کامل توضیح داده شده است. پس تمام شیعیان در رسیدن به اربعینِ عمل باید از باطن قبولی قرآن بگذرند.

حضرت علی(ع)در سن 63 سالگی در حالیکه 10 سال در مدینه خدمت آقارسول الله (ص)بود و 30 سال هم بعدازایشان ، به سال 40 هجری به بالاترین مقام ومنزلت؛ به شهادت فی سبیل الله رسیدند. در واقع به اربعین عمل یعنی بهار عمل رسیدن ،خیلی سخت است(کلام ما قاصرند از تعریف و معانی کلمات،امیدوارم خداوند عزوجلّ ببخشد).

بایدنفس نفسِ عمرمادر جایگاه عمل خالصانه در پیروی از تک تک آیات قرآن، مُهر قبولی دریافت کند. ودر اشتباهات با شستشوی آب توبه طهارت جداشدن از ظلمات رابگیریم.پس اتممناها بعشر برای همه بندگان خدا در امتحان نگهداری ولایت وجانِ قرآن ضروری است. امیدوارم بتوانیم شیعه ومحب واقعی چهارده معصوم(ص)،مخصوصا امام زمانمان (ص) باشیم و قلب مبارکشان از ماراضی و خشنود باشد.        

گنج عدد ده در حقیقت عدد 19 

عدد 19 از اعدادی است که خداوند متعال در آیه 30 سوره ی مبارکه مدثر به مضمون ( علیها تسعه عشر ) اشاره فرموده است. بقول احادیث معتبر ، قرآن مضربی از عدد 19 است چنانچه کلام مطهر خداوند با نوزده حرف بسم الله الرحمن الرحیم شروع میشود .

رسول خدا (ص) میفرمایند که تمام محتوای قرآن در بسم الله الرحمن الرحیم سوره ی حمد جمع است . اولین سوره ی قرآن کریم حمد است و اولین آیه مبارکش 19 حرف است . قرآن 114 سوره دارد که تقسیم بر 19 میشود (6=19÷114) و 6 عدد تعداد ایام خلقت دنیاست ( آیه 4 سوره مبارکه حدید ) .

تعداد تکرارکلمات آیه بسم الله الرحمن الرحیم  درقرآن کریم به عدد 19 قابل قسمت  است .  تعداد  اسماء مبارک الله(جل جلاله) در قرآن کریم 2698 بار است ( 142=19÷2698 ) ، کلمه مبارک الرحمن(بدون شمارش در بسم الله...) 57 بار(3=19÷57 ) و کلمه مبارک الرحیم(بدون شمارش در بسم الله...) 114 بار ( 6=19÷114 ) .

رسول خدا (ص) در حدیث ثقلین فرمود : 2 چیز گرانبها بین شما امت قرار دادم یکی کتاب قرآن و دیگری عترت طاهرم که از هم جدا نمیشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند . در نتیجه کتاب مبارک قرآن در کنار ائمه معصومین (ص) است .

همانطور که بسم الله الرحمن الرحیم سوره ی مبارکه حمد که شامل محتوای کل قرآنست 19 حرف است ، جمع حروف اسماء مبارک پنج تن (ص) هم 19 حرف میشود ، {نامهای مبارک : محمد (ص) ، علی (ع) ، فاطمه (س) ، حسن(ع)وحسین (ع)}.

در کتاب مصابیح الانوار ( ج1 ص435 ) آمده که امام علی (ع) فرمودند : همه علوم در کتب آسمانی چهارگانه مندرج و علوم آنها در قرآن است و علوم قرآن در فاتحه الکتاب و علوم فاتحه الکتاب در بسم الله الرحمن الرحیم و علوم بسم الله در بای  بسم الله است و من نقطه زیر باء هستم. یعنی تمامی علوم در وجود امام علی (ع) گرد آمده است . ضربت خوردن سر مبارک آقا به دست ابن ملجم لعنت الله علیه نیز در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان است .

ابن مسعود می گوید : همانا قرآن بر هفت حرف نازل شده ( بسم الله ) که هر حرفی از آن دارای ظاهر و باطنی است و حقا ظاهر و باطن آن نزد علی بن ابیطالب علیه السلام میباشد .

از امام علی (ع) روایت شده که آن حضرت در جنگها به همراه خود نقشی را حمل میکردند که محیط دایره ی آن حروف بسم الله در 19 خانه و به ازای هر خانه نامی از نامهای نیکوی خداوند قرار داده شده بود که با آن حروف آغاز میشد و آن حضرت اینرا در خط مقدم لشکر حمل مینمودند و بوسیله ی آن به خدا توسل می جستند تا بر دشمن غلبه یابند .

اما چرا عدد 19 را حقیقتی از اسرار گنج ده نوشتیم ؟ زیرا اگر یادتان باشد در درس عدد ده در حقیقت خلقت عالم بالا که خداوند عالم در عالمی که ( لا یشم رایحة الوجود ) بویی از خلقت وجود نمی آمد ، پروردگار عالم سرّ نام خودش را به نام   احد (جل جلاله) ظهور داد و عدد و حروف زیبای گنج خود را با صفت یگانگیش که هرگز در  مقابل آن  عدد  دیگری  نمی آید . چنانچه طبق آیه ی کریمش در سوره مبارکه توحید (و لم یکن له کفوا احد ) هرگز هم کفوی برای او نبوده ، نیست و نخواهد آمد . طبق حدیث از کتاب عیون الاخبار ، ترجمه غفاری ( ج2 ، ص312 ) :

در مجلسی که مأمون ملعون تشکیل داد و دانشمندان ادیان مختلف را دعوت کرد که سوالات خود را از امام رضا (ع) بپرسند و حضرت جوابگو باشند ، شخصی به نام عمران صابی گفت : بخدا قسم ای سرورم ، فقط میخواهم چیزی را برایم ثابت کنی که بتوانم به آن چنگ بزنم و تمسّک جویم و به سراغ چیز دیگر نروم . حضرت فرمودند : آنچه میخواهی بپرس . اهل مجلس همگی ازدحام کردند و به یکدیگر نزدیک شدند . عمران پرسید : اولین موجود و آنچه که خداوند خلق کرد چه بود ؟  حضرت فرمودند : سوال کردی پس خوب گوش کن ! واحد ، همیشه واحد بوده ، همیشه موجود بوده ، بدون اینکه چیزی به همراهش باشد ، بدون هیچگونه حدود و اعراضی و همیشه نیز اینگونه خواهد بود . الواحد لا یصدر الا واحد ( خداوند واحد جز واحد از او صادر نمیشود ) ، سپس بدون هیچ سابقه قبلی ، مخلوقی را با گونه ای دیگر آفرید با اعراض و حدودی مختلف، نه آنرا در چیزی قرار داد و نه در چیزی محدود نمود ونه به مانند ومثل چیزی ایجادش کرد ونه چیزی را مثل او نمود ، بعد از آن مخلوقات را به صور مختلف از جمله خالص و ناخالص ، مختلف و یکسان به رنگهای متفاوت آفرید بدون اینکه به آنها نیازی داشته باشد و یا برای رسیدن به مقام و منزلتی به این خلقت محتاج باشد ( سوره مبارکه نساء آیه 1 ) . عمران گفت : آری ای سرور من پس اکنون بفرما به چه چیز می دانست آنچه را که می دانست ؟ یعنی به چه وسیله ای آنچه را که دانسته است به آن آگاهی یافته ؟ آیا به توسط ضمیر بوده است و یا چیزی غیر از آن ؟

حضرت فرمودند: اگر علم او از طریق ضمیر ( و آن صورت حاصله در اندیشه ) انجام بپذیرد ، آیا میتوان برای شناخت آن ضمیر حدّ و حدودی قرار داد ؟ گفت : نه نمیتوان . امام ادامه دادند آن ضمیر چیست ؟ عمران جواب نداد . سپس حضرت فرمود باکی نیست ، حال اگر از تو درباره ی ضمیر بپرسم که آیا آنرا با ضمیر دیگری باز میشناسی ؟ اگر بگویی آری ، در واقع حرف و ادعای خودت را باطل کرده ای . ای عمران آیا شایسته نیست بدانی که " واحد " یا  " ضمیر " وصف نمیشود؟ و چنان نیست که از برایش غیر از کرد و کار گفته نشود ، بنابر درس گفته شده ضمیر همیشه جانشین اسم است و تنها حرفی که خوانده میشود حرف  " هو " است که اشاره به مشار الیه است . بنا براین حرف ( ه ) در حروف ابجد عددش 5 است و تنها حرفی است که در جانشینی اسم بصورت اشباع و بلا اشباع در عربی خوانده میشود چنانچه در کلمه " رَبَّهُ "  خوانده میشود " رَبَّهوُا " با صدای بلند و اینجا اشباع میشود .

نکته مهم این است که در عالم سرّ گنج واحدیّت ظهور اسرار خلقت پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین است که به عدد 5 حرف ( ه ) ضمیر جانشین اوست که این عزیزان خلیفه الله و مجرا و مجلی و آیینه و مرآت حق و کُمّل اولیاء شدند و آنها ولایت مطلق از جانب حق تعالی هستند و تمام سرّ الاسرار کائناتند که هم اولند و هم آخر ، هم ظاهرند و هم باطن .

(من میخواستم درسی که بصورت حروف و اعداد و از گنج ولایت نوشته میشود تطبیق با حدیث مبارک امام رضا ( ع ) داده شود و به سمع و نظر خوانندگان عزیز برسانم) .

پس خداوند کنز وجودش را به اسم مبارک واحد ظهورداد و فرمود:الواحد لا یصدر الا الواحد.از خداوند واحد جز یک خلقت واحد صادر نمیشود. عددابجد اسم مبارک واحد برابر19 است که جمع ارقامش 10 میشود(10=9+1) و عدد 10 همان حقیقت گنجی است که از عدد ابجدنام مبارک احد(جل جلاله)که در درسهای قبل نوشته شد (احد=13)ظاهر شد که حقیقت چهارچوب خلقتی ظهور یافت. از جایگاه طهارت باطن حرف(م)به عدد ابجد 40 که جایگاهش 13 است و در جمع ارقامش (4=3+1)آیات مبارک آیت الکرسی ظهورمیکند که حدیث در کتاب گنج الف از امام صادق(ع)نوشته شده است. پس جمع اعداد1 تا 4 میشود 10 (10=4+3+2+1)که همان 4روی 10 است یعنی ولایت چهارده معصوم (ص)در ظلّ ولایت مطلق پروردگار عالم قرار دارد.

حال خواهید یافت که چرا عدد 19 در سرّالاسرار گنجینه ی آیات قرآن نیز مؤثر است و عدد 19 در واقع باب رفتن به حقیقت طهارت است،چنانچه عدد نوزده برای هر کس معنی میشود عالمی که نو،زده میشود.

هنگامیکه یک حیوان حلال گوشت را میخواهند ذبح کنند طبق آیه 121 سوره مبارکه انعام (نخورید گوشت حیوانی را که هنگام کشتن آن بسم الله نگفته باشند...) باید بسم الله بگویند ، به دلیل اینکه حیوان در مسیر کمال وجودیش برای رسیدن به حقیقت انسانی باید از 19حرف بسم الله الرّحمن الرّحیم گذرکند،زیرا همانطور که گفته شد بسم الله سوره ی مبارکه حمد کل محتوای قرآن را در بردارد و حقیقت قرآن همان وجود انسان کامل است، پس قرآن انسان ساز است.

حیوان بعد ازکشته شدن، غذای انسان میشود و چون خداوند منّان میخواهد حیوان مسیر کمال را داشته باشدتا به کمال انسانی برسد باید ازبسم الله قرآن عبور کند تا خوردنش به انسان مؤمن حلال شود،پس با عدد 19که همان حقیقت عشر وجود است در بدن انسان مؤمن و عمل خالصانه ی او به سیر عبودیت خداوند احد و به گنج واحدیتش که آن قرب الی الله است میرسد(پس برای حیوان زندگی نو انسانی زده شده است که همان نوزده است)وخداوند میفرماید: انا لله و انا الیه راجعون. نتیجه میگیریم که انسان مؤمن هر لحظه از باطن 19 عبور میکند وبرای هر نفسش زندگی نو، زده میشود.حقیقت نوزده همان 40 است که او را تربیع یعنی بهاری میکند.امیدوارم خوب متوجه شوید.

همه ی معصومین(ص)به شهادت فی سبیل الله و به درجه عالی قرب الهی رسیدند و با کلمه شهید ، زندگی حقیقی آخرت را معنا کردند و تفسیر زنده ی آیه مبارکه قرآن شدندکه (ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون) حساب نکنید کسانیکه درراه خدا کشته میشوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی میخورند. پس آنها بعد ازشهادت به تولدی رسیدند که هرگز درآن مرگ نیست وبه روزیی مرزوق شدندکه رزقاٌ حسناٌ است که آن رزق مستقیم از رب العالمین به آنها خورانده میشود.پس حیات واقعی را پیداکرده اند(نو،زده شد)و این کمال هدف پروردگار عالم است که بنده اش رابه بهترین پذیرایی الی یوم القیامت میرساند.

پس راه رسیدن به این مقام جز با شهادت فی سبیل الله نیست. عدد ابجد کلمه شهید = 319  است.300 برابرعددابجد حرف(ش)است وصفتش افشاکننده است،یعنی شهید افشا کننده ی راه گذر از 19حرف بسم الله الرّحمن الرّحیم است که در این عالم بسمل شده است و لباس حیوانی خودرا بطورکامل بیرون آورده وبه نور انسانی درعالم قرب وبه وصال محبوب میرسد(اللهم الرزقنا). عدد 19 اسرارش زیاد است .

یکی از زیباییهایش این است که اگر این عدد را به حروف بنویسیم (نوزده) عدد ابجدش 72میشودکه برابر با عدد ابجدکلمه سجده است وحقیقتی که امام علی(ع) و امام حسین(ع) درجایگاه سجده ، به یک بیان، حقیقت نوزده را شکافتند . امیرالمؤمنین علی(ع)که خود حقیقت باء بسم الله است درجان عدد حروف بسم الله ، درشب نوزدهم ما رمضان ، ماهی که شهرالله است و تنها ماهی است که در قرآن کریم نامش آمده ضربت خوردندکه منجربه شهادت آقا شد. ماه رمضان__ آیه 185 سوره مبارکه بقره "شهررمضان الذی انزل فیه القران هدی للناس و بینات من الهدی والفرقان . . ."  این ماه نهمین ماه سال قمری است ،درواقع بلوغ کامل تمام ماههای سال است . عدد ابجد ده = 9 میشود،درواقع باطن تاسع همان عاشوراست(عددابجدتاسع=531 که جمع ارقامش 9میشود) برای رسیدن به عاشورا باید از تاسوعاگذرکنیم،زیرا تاسوعاست که انسانها را به بلوغ انسانی رسیدن وقابل شدن برای رسیدن به حقیقت عاشورا رامیرساند،یعنی عدد 9روی عدد10 که همان 19 است. پس حضرت علی(ع)با سجده که عدد ابجدش برابرعددابجد نوزده به حروف است درشب نوززده به عدد، درماه نه که جایگاه عددیش 19 میشود به باطن شهادت تشریف بردند و امام حسین(ع)هم72 یارباوفا داشتند و درحالت سجده (72=سجده=نوزده)به فیض شهادت فی سبیل الله وزیارت لقاء الله واصل شدند و ایشان به مقام سیّد الشهدایی رسیدند و بالاترین مدال شهادت،مقام ثاراللهی راازپروردگارعالم کسب کردند.

عدد عشر در باطن سجده

سجده نماز__  انسان در هر نماز ،دوبرابر رکعاتش سجده میکند. نماز پنج رکن دارد(2سجده،یک رکن است). ما 17رکعت نماز میخوانیم و 34مرتبه سجده میکنیم که 34 برابر است باعددابجدکلمه دل و جایگاه کلمه روح و جوهر است،  شایدبتوان گفت که نماز به حقیقت تعالی روح ،ظهور سجده ی حقیقی جوهر وجود به عنوان بندگی خالصانه به لوح عمل است. جالب است هر سجده که برابر نوزده (19)بود،دو سجده میشود 38(38=19+19)و38 برابرجایگاه عددی نام مبارک حضرت محمد(ص)و جایگاه عددی نام مبارک حضرت علی(ع) است و جمع ارقامش11میشود(11=8+3)که 11برابرکلمه ی مبارک هو و حج است.

پس در یک نماز دو رکعتی،بااتمام سجده اول به رسالت پیامبر(ص)امّت میشویم ودر اتمام سجده دوم به ولایت امیرالمؤمنین(ع) و فرزندانش شیعه میشویم(یا به عبارت دیگر رکعت اول درجایگاه رسالت از نوزده عبور میکنیم ودر رکعت دوم به حقیقت ولایت درنوزده وارد میشویم) و درجمع چهار سجده (76=4×19)میشودکه برابرعدد ابجدکلمه عبد میباشد. بنابراین باسجده ی حقیقی به گنج عشر یعنی (10=9+1)یعنی 4روی10میرسیم که رسالت و ولایت است ودر حقیقت به طهارت 4 تا 10تایعنی به عدد 40 میرسیم.

پس سجده که افضل اعمال نماز است، البته سجده ی واقعی، انسان راکامل میکند. سجده یعنی عبادت خالصانه.امام علی(ع):"اَقربُ ما یکونُ العبدُ مِن الله اِذا سَجَدَ"  نزدیکترین موقعیت بنده به خداهنگام سجده است.(بحارالانوار ج82 ص222). همانطورکه عددابجدسجده 72 است وجمع ارقامش 9میشود(9=2+7)که بلوغ عمل رامیرساند،درهرسجده واجب است که 7موضع بدن به زمین برسد وساجد پروردگار عالم شود،پس در2 سجده میشود7 تا2 تا یعنی 14 تا(14=2×7)حقیقت این است که بامعرفت به گنج عشر،به اطاعت خالصانه میرسیم.(من الله التوفیق)

عدد عشر در حرف  ( ق )__عدد 19 جایگاه عددی حرف(ق) است،حرف(ق)که یکی ازحروف مقطعه در قرآن کریم در ابتدای سوره مبارکه قاف آمده است. حرف قاف به تنهایی دارای معنا وحقیقت کل قرآن است. درسوره مبارکه قاف 57 بارحرف(ق)آمده است که مضربی از 19 است(57=3×19).حرف (ق) یعنی نگهداروریشه ی کلمه تقوی میباشد. پروردگار عالم درسوره مبارکه بقره آیه2 میفرماید: "ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین "  (آن کتاب آسمانی قرآن درهدایتش برای متقین هیچ شکی نیست)

یعنی فقط متقین هستند که به هدایت واقعی قرآن نائل میشوند،پس در واقع حرف (ق)به عنوان تقوی، نگهدارنده ی ایمان بندگان پرهیزکار است. دردنیا هرگاه بخواهند موادغذایی راخوب نگهداری کنند،مقداری موادنگهدارنده یعنی (ق) درآن میریزندتاعمرسلامتش بیشترشود. مؤمن هم اگربخواهد اعمالش و ایمانش نگهداری شود وقیامت سالم به دستش برسدباید(ق)تقوی را در دنیا دائماٌ در اعمال خودقراردهد واز هر آفت گناه وبی پروایی بپرهیزد.

عدد ابجد حرف(ق)=100 وجایگاه عددی آن 19 میباشد. روایت است هنگامیکه پروردگار عالم ،زمین راخلق کرد،به شدت میلرزیدتاخداوندمتعال کوه قاف را بر روی زمین خلق کرد،آنگاه به زمین امرشد که با کوه قاف آرام بگیرد.جالب است که میگویند تنها پرنده ای که روی قله ی این کوه (قاف) لانه دارد، سیمرغ است. ظاهراٌ مرغ افسانه ای است اما به تعبیرعرفان، آن 30 جزء قرآن است که حقیقت (ق)و نگهدارنده ی نور هدایت ورساننده ی آن بوسیله ی ائمه معصومین(ص)به تک تک انسانهاست تا در زندگی کوتاه دنیا حقیقت برکات آیات وحی الهی را با امامت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه)به آخرت برسانند. جالب است که عدد 100 هم یکی از زیباترین اعداد است. همانطور که در حقیقت کف دریا نوشته شد، حقیقت تربیع و بهاری شدن کف دنیا برای هر انسان متقی که بتواند ابراهیم وار یا موسایی از کف جهنم دنیا به سلامت گذرکند این است مربع عشر دنیا را با عمل صحیح عاشورایی خودبطورکامل پرکندیعنی ده تاده تا که میشود100تا(عددابجد کلمه کف=100) عدد صد را درکتاب عرفان آب توضیح داده ام ،اما در اینجا هم اشاره ای میکنم:

عدد صد از گنج عشر

گفتیم در دنیا در مکانهایی که آب زیاد جمع میشودبخاطر اینکه خطرآنرا دفع کنندواز آب بخوبی استفاده ی بهینه کنند و آبرا در تمام سال قابل استفاده نمایند،صنعت سد سازی را بناکردند. سد با سین در دنیا باعث میشودکه نه تنها آب،ذخیره و قابل مصرف وبدون ضرر شود، آب در اندازه های مختلف شاخه شاخه میشود و در شهرها وبخشهای مختلف بصورت قابل شرب و استفاده ی بهینه به مصرف میرسد و زراعت وکشاورزی در آنجا رونق میگیرد و دراصل از انرژی قوی آب، نیروی برق، یعنی نور استخراج میشودوتمام شهرها از نیروی آن جان صنعت را درکارخانه ها و درتمام مصارف به بهترین کاربری تهیه میکنندوچرخ جامعه ی متمدن امروزی را بطور الکترونیکی راه اندازی میکنند.

امااین سد عمری داردوخلاصه یک روزخراب میشوداما صدآخرت که با صاد است (سددنیا باسین است)درواقع برای هرانسان مؤمن،همان تیغه ی شمشیر وهمان فرقان است که حق راازباطل جدامیکندومانند کلمات مبارک بسم الله الرحمن الرحیم سوره مبارکه حمد که یک آیه محسوب میشودوخواندن آن موقع ذبح حیوان حلال گوشت ،خوردن آنرابرای انسان حلال میکند،درواقع حیوانیت حیوان که همان ظلمت است پشت بسم الله میماند و نورانیت آن حقیقت به انسانیت رسیدن است مثل قوای فکر وبینایی چشمها وشنوایی گوشها وبارورشدن نیروهای جسمانی برای اطاعت خداوندمیشودکه همان حقیقت نور است .

درواقع انسانی که از کتاب الهی که وحی نور است پیروی وعمل به آیات نورانی میکند،عمل خودرا به صورت انرژی نورانی ذخیره ی آخرتی میفرستد وآن همان حقیقت صد(قاف تقوی)است وهرگزخراب نمیشود.نه تنها در دنیا انسان راازخطرها وآفات مادی و وسواسها وخناسها وشیاطین حفظ میکند،بلکه دراخرت هم حجاب بین بهشت وجهنم است(فرقان).

یکی از سفارشهای ائمه معصومین(ص)درخواندن تسبیحات حضرت زهرا(س)بعد از نمازهای واجب است. تعداد34مرتبه الله اکبر،33مرتبه الحمدلله و 33مرتبه سبحان الله است که رویهم صد مرتبه میشود.روایت است که اگر بعدازنماز واجب بدون انجام دادن عمل منافی نماز این تسبیحات را بگویید انشاالله نقصهای نماز جبران میشودیا بقول دیگر ثواب هزار رکعت نماز مستحبی رادارد.

البته عرفان آن عظمتش بینهایت است اما بنا به بحثی که نوشته شد،نماز خودش مثل ذخیره آبی است که جانها بوجودش احیا میشودوطهارت پیدا میکند،اگرپشت این صدمرتبه ذکر قرارگیرد به برکت این تسبیحات ، انوار و برکات نماز از صبح تا ظهر، ازظهرتاعصر،ازعصرتامغرب وعشا وخلاصه تاصبح انسان درحریم طهارت نماز که ستون دین است از ظلمات خارج شده و به حقیقت نور هدایت میرسد.

خوبست بدانیم که این صد فقط ولایت است زیرا در جایگاه عددی 19 شد(جایگاه عددی حرف ق=19 وابتدای جزء19 قرآن کریم درسوره مبارکه فرقان است)و جمع ارقامش 10 میشود(10=9+1)این عدد عشر(10)،همان حقیقت کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا ست،این همان عشری است که همه ی انسانها در دنیا در امتحاناتش باید ولیّ زمان خودرا انتخاب کنند،این همان اتممنا بعشر(تمام کننده 10) است که هرکس بخواهد به اربعین بهاری وسبززندگی دنیا وآخرتش برسدبایدآنراتمام کند.

 پس درواقع صدباصاد و هم سدباسین ،جداکننده ی نورازظلمت هستند.سدباسین نورش حسّی است اما صد با صادنورش قلبی است و آنرا درآخرت ملاقات میکنیم درحالیکه دردنیا هم پروردگارعالم در سوره مبارکه فتح قسمتی ازآیه ی آخرمیفرماید : "تراهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله ورضوانا سیماهم فی وجوههم من اثر السجود"  آنانرا درحال رکوع وسجودنماز بسیاربنگری که فضل ورحمت خدا وخشنودی اورا به دعامیطلبند بررخسارهایشان از اثرسجده نشانه های نورانیت پدیداراست .

پس نور هدایت ،انسان را از خطرات ظلمات دنیا نجات میدهد و راه رضای خداوند متعال را برای ما هموار وروشن مینماید. چنانچه یکی از اسماءمبارک قرآن نور است وتمام آیات الهی نورهستندوهمینطور امامان معصوم(ع) نورهدایت هستند برای همه ی شیعیان تاآخرالزمان ، پس همین دنیا بنده ی مؤمن باید با ساختن صدآخرتی یعنی همان (ق)تقوی از انوارش هر لحظه استفاده کامل کند و وصل به نور مقدس امام راه ،حجت حق شودکه آنها هستندشفیعان مادر دنیا وآخرت ورساننده ی ما به سرمنزل مقصود یعنی قرب الی الله و رضوان الله اکبرهستند.

ازامام رضا(ع)درکتاب عیون الاخبارآمده است که: اول فعل خداوند نوراست. کلمه نور با سه حرف ظاهر شده است که اول آن (ن) است وعددابجد (ن)=50 وجایگاه عددی (ن)=14 است،عدد14 همان گنج عشرمیباشدکه 4روی 10 است(تمام حروف الفبای عرب 28 تاست یعنی28=2×14 که 28 جایگاه عددی حرف(غ)است وعدد ابجد(غ)=1000 است که به عربی اَ لًف خوانده میشود واگر ارقام28 را با هم جمع کنیم 10 میشود(10=8+2) وعدد 10 همان گنج است که تمام انوار مقدس از ذات اقدس الهی راظهور داد که جمع ارقامش(1=0+1)میشود یک که برابراَلِف وجود است.

درواقع باطن 19 (10=9+1)هم همان عشر ولایت و باطن کنز الهی است(عد ابجد اسم مبارک واحد=19 است). اگر درس را کاملا متوجه شده باشید حقیقتی از صد،عدد ابجد حرف (ق) که محصولش نور است را در دنیا با تقوی درعمل پیدا میکنیم و پیروزی درامتحانات دنیایی ما فقط به شرط تقوی است. زیرا پروردگارعالم درآیه2سوره مبارکه بقره میفرماید:آن کتاب آسمانی (قرآن)هیچ شکی درآن  نیست که هدایت میکند فقط متقین را.

در آیه مبارک آیت الکرسی نیز میفرماید:"یخرجهم من الظلمات الی النور".خداوند متعال هدایت را که یک نور قلبی است به شرط تقوی ،راه گشای نجات مؤمنین دردنیا میداند.

عدد 19 به حروف ( نوزده )

 عددابجد کلمه نوزده =72 میشود که جمع ارقامش 9میشود(9=2+7)و72 برابر باعددابجدکلمه سجده است(درواقع بالاترین خضوع وخشوع بنده واطاعت محض در مقابل پروردگارعالم ،سجده است) . نکته: خواننده ی عزیز شروع ظهور مخلوق درعالم باطن سجده ی خالصانه واطاعت محض خالق یکتاست،زیرا آنجا مظهر ظهور اوست درواقع عالم در عبودیت بطور کامل ساجد پروردگار عالم است.شیطان رانده شد چون سجده به حضرت آدم(ع)رابجانیاورد،درواقع به امرخداوند سجده نکرد.

چنانچه در وجود معصومین(ص)امام اول ماشیعیان بخوبی عبودیت را به سجده نشان داد.امام علی(ع)درسحر نوزدهم ماه مبارک رمضان در سجده فرق مبارکش شکافته شد وهمینطور امام حسین(ع)در حالت سجده روز عاشورا سراز بدن مطهرش جداکردند،درحالیکه او خود 9روی 10 بودیعنی 19،زیرا ایشان به عدد10 بدنیا آمد و 9 ذریه دربطنش بود. وحقیقت بندگی و سرّتولد انسانیت به نور تطهیر باطن را الی یوم القیامت از درون سجده به انسانها آموختندتا حیات طیّب برای انسانیت نو،زده شود.دیگراینکه امام حسین(ع)مقام سیدالشهدایی راداراست (عددابجدشهید=319پس افشاکننده 19 است وعددابجدنوزده به حروف=72=عددابجد سجده).

بلوغ حروفی در عدد نه ،به جایگاه عددی 19

انسان در عالم خلقت به عدد 9 متولد میشود و به عدد 9 خلق شده است. پروردگار عالمِ اعداد را به 9شماره ظاهر کرده است ، همانطورکه الفبای حروف درعربی 28 تاست ،اعداد در تمام زمانها سقفش تا9 است . عدد 9 بلوغ اعداد است و در آفرینش این عدد طوری ظهور پیدامیکند که وقتی 9در هر عددی ضرب شود ،جوابش در جمع عددی 9 میشود مثل:18=2×9 (9=8+1) و یا 63=7×9 (9=3+6) و اگر هر عددی هر قدر هم تعداد ارقامش زیاد باشد ،باز هم درجمع عددی 9 شود ،بر9 قابل قسمت میشود مثل167543289 که جمع ارقامش 45 میشود و9 =5+4 و 45=5×9 و اگر خود عدد را بر9 تقسیم کنیم قابل قسمت است  18615921=9 : 167543289 .

پس عدد 9  سلطان اعداد است،وقتی عدد به 9 رسید برهمه ی اعداد غلبه میکند.جالب است که خداوند متعال وقادرسبحان، انسان را به عدد9خلق نمودو او را اشرف مخلوقاتش قرار داد،چنانچه ازنظرعدد اگر عدد1 تا 9 را با هم جمع کنیم برابرعدد ابجد کلمه ی  آدم (ع) =45 میشود (45=9+8+7+6+5+4+3+2+1) و جمع ارقام 45 هم 9 میشود.

پروردگار عالم همه ی عوالم نه گانه را ظرف اسماء الحسنی خود قرار داد و ایشان را علم الاسماء عنایت فرمود،آنگاه حوا(س)را دفعتاٌ خلق نمود و فرمود ایشان مؤنث یعنی دوّمی شماست. یعنی همانطور که میدانید زن در بلوغ تکلیفی به عدد سن 9 سال تمام بالغ میشود وخود حامل فرزندانی است که 9 هستند ودر 9 ماه تمام بدنیا می آیند.

خداوند در قرآن کریم میفرماید:آسمانها و زمین وآنچه بین آنهاست را برای انسان خلق کردم و او را برای خودم. وفقط به انسان لیاقت بندگی با اختیار برای خودش را داد و به او بهترین گوهر خلقت خویش یعنی عقل را اهدا فرمود و انسان(کامل)را برهمه مخلوقاتش مسلط فرمود.

کلمه ی انسان یکی از زیباترین وپرمحتواترین اسماء خلقت پروردگار عالم است و 5 حرف دارد ، عدد ابجدش 162 است که جمع ارقامش 9 (9=2+6+1) میشودو جایگاه عددیش45=عدد ابجدآدم(ع) است که این همان حقیقت گنج خلقت است که انسان کامل ،منظور خلقت است ،درضمن جمع ارقام 45 هم 9 میشود(9=5+4) ،یعنی تمام انسانها درجایگاه خلقت جسمانی در دنیا همه ذریه های حضرت آدم(ع) هستند و نُهِ (9) وجود اوبرای همه حکم پدر را از نظر جسمانی دارد وبه همین منوال وجود خانم حوا(س) مادر جسمانی همه ی انسانهاست.

عدد ابجد انسان (162) برابرعدد ابجد کلمه ی آسمانی است که انسان وجودی است آسمانی (عالم آسمانی هم به عدد9 به تمام عوالم احاطه دارد ). اگر عدد 162 را بر9 تقسیم کنیم 18 میشودکه رمز منازل دنیاست وبرابرباعددابجد نام مبارک (حی) خداوندقادرمتعال است و سن مبارک خانم فاطمه زهرا(س)و جایگاه عددی نام مبارک آدم(ع)که درجمع ارقامش برابر 9 میشود. پس انسان کامل در حقیقت بلوغ خلقتی نُهِ وجودش بر تمام مخلوقات دنیا وآخرت ،ولایت کامل دارد.واحیاکننده همه مخلوقات ومخصوص احیاء تمام احکام واعمال وآخرت انسان است.

عدد 9 به حروف ( نه )

اگر نه را به حروف بنویسیم عدد ابجدش 55 میشود که در جمع ارقامش 10 میشود (10=5+5) که همان حقیقت عشر است که در عرفان عدد 9 در عید قربان ، قبل از روز ده ذیحجه ، روز عرفه است و روز تاسوعا که قبل از عاشوراست ، این حقیقت ظهور پیدا میکند که باطن 9 در بطن 10 است، تا به بلوغ 9 نرسیم وارد 10 نمیتوانیم شویم . عدد ابجد ده برابر 9 است پس 9 حقیقت به کمال رسیدن ده است .  55=جایگاه عددی صدیق است .و اینجا محل عبور از ظلمات به نور یا خروج از باطل به ورود به حق است و بیرون آمدن از حیوانیّت به انسانیّت و خلاصه عروج از دنیا به عالم قرب وتولد حقیقی که راهی جز مجرای صدق ندارد. همان اتممنا بعشر که قبلا توضیح داده شد.

امام حسین (ع) که خود حامل 9 است خودش به عدد 10 بدنیا آمده است ، رسالتش خیلی سنگین است زیرا او باید وراثت تمام انبیاء ، تمام اوصیاء ، اولیاء  صدیقین ، شهدا و ائمه معصومین (ص) تا وجود مقدس خودش را در روز عاشورا که به طهارت آورنده ی تمام عاشوراهای عالم است یا همه ی دهه هاست به تمام و کمال در دنیا به معرض ظهور و اکمال دین وتداوم دین بقیة اللهی را به تمام انسانها در دنیا عرضه وحمل عاشورا را بطور کامل بر زمین کربلا (همه ی زمینهای دنیا کربلا و همه ی روزهایش عاشوراست )به عمل ظاهر کند و امام عاشورائیان شود وبماند الی یوم القیامت.

پس شهادت او نظیر ندارد و عاشورای او بی مانند و مصیبتش سوزاننده و تربتش استثناء است که شفابخش است زیرا فقط تربت ایشانرا میتوان به نیّت شفا خورد (چون تربتش عاری از هرگونه ظلمت است و کاملا نورست زیرا قلب به میم شده است ) والا در احکام خوردن خاک حرام است. شهادت او استثناء است زیرا خون در اینجا پاک است، بدن میته زنده میشود ، عین نجاست درون بدن به عین طهارت میرسد و در این بارگاه طهارت لباس بدن ، کفن میشود وجان دادنش نماز عشق . پس شهید به طریق شهادت امام حسین (ع) نه غسل میخواهد نه کفن ، نه نماز میخواهد ونه احکام دیگر ، زیرا پروردگار عالم در مقامش میفرماید:  ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء ٌ عند ربهم یرزقون  (حساب نکنید کسانیکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی میخورند. ) یعنی متولد شده اند و حیات جاوید پیداکرده اند . امیدوارم بلوغ 9 را خوب بفهمیم ، چنین عزیزی را خداوند فرزندی عطا فرمود که خود به عدد 9 بدنیا آمده است ( آقا علی ابن الحسین (ع) ).

جالب است بدانید جایگاه عدد نه به حروف ، 19 میشود و همانطور که گفته شد عدد ابجد نوزده برابر است با 72 وعدد ابجد سجده نیز 72 میباشد که جمع ارقامش 9 میشود(9=2+7) .پس بلوغ اطاعت ، سجده است که قبلا توضیح داده شد.

حال خوب دقت کنید آقا امام حسین (ع) خود در سجده(72) به بلوغ حیات یعنی شهادت فی سبیل الله و در عاشورا با 72 یار به شهادت میرسند وتا چهل روز سر مبارکش روی نیزه بود که عدد ابجد نیزه هم 72(=سجده) میشود ، یعنی ایشان در چهل روز چهل وادی عالم اربعین ،حقیقت طهارت و رساندن رسالتش از کربلا تاکربلا بوجودمقدس حضرت زینب کبری(س)وامام سجاد(ع)این بلوغ (سجده واقعی،حیات طیب وهدف خلقت و همان جان طهارت و تولد واقعی در عالم آخرت ) را به تمام و کمال به انسانها رساندند.

همانطور که متذکر شدم میوه ی دل امام حسین (ع) آقائی است که به عدد 9 بدنیا آمد ، یعنی یک خودش بود و هشت ذریه در بطنش ، پس او 9 میشود. در ضمن به عدد نه ، همان جایگاه نوزده که برابر 72 بود ، سجده به اطاعت محض پروردگار عالم را چنان ظاهر نمود که ایشان سید الساجدین زین العابدین لقب گرفت.

 امیدوارم خوب درک کنید و به وجود مقدس ایشان معرفت بیشتری پیدا کنید. او بود که مدت چهل سال ولایتش ( که عدد گنج طهارت است ) با اشکهایش راه عاشورائیان را تا انقلاب فرزندش مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف) شستشو داد.

 ما مدیون تمام نفس نفسهای ایشان با تحمل سختیهایشان هستیم و با عدد 9 وجودشان ، رسالت عرفان عاشورا یعنی ( 10 ) عشر امتحان را به همه ی شیعیانشان با اطاعت محض یعنی سجده ی واقعی و خالصانه برای پروردگار عالم  و اشکها و مناجاتشان ، سوز وگداز عاشورا  را  احیا نمودند و به همه آیندگان رسانیدند. (ظهورعدد19دروجودمبارکش)

وجودمقدسش از نظر ولایی امام چهارم هستند.که عدد 4 ،گنج عشر است و از جمع 1تا4 عدد 10طُهررا ظاهر میکند(10=4+3+2+1)یعنی 4روی 10 واز نظر معصومیت ایشان ششمین معصوم (ص) هستند پس عدد ولایی و معصومیتشان 10 میشود(10=4+6) و در حقیقت به عدد 9 که بطن ده است بدنیا آمده اندو ظهور ولایی و معصومیتشان 10 میباشد،در واقع 9 روی 10 که میشود 19(19=10+9). وعدد ابجد نوزده به حروف برابر 72 است که 72 عدد ابجد کلمه سجده میباشد، که ایشان خود حقیقت سجده و سید الساجدین علیه السلام است. امیدوارم بتوانیم شیعه ی واقعی این عزیز باشیم در دنیا وآخرت.انشاالله    

بلوغ کامل 9 در گنج نوزده بوجود مقدس آقا و سرورمان امام زمان (ص)                                 

وجود مقدس آقا نهمین فرزند نورانی امام حسین(ع) است درحالیکه در زمان تولد امام حسین(ع) که به عدد10 بدنیا آمد ،تولد امام برحق؛امام زمان(ص) پایان عددِ10 وجود مقدس امام حسین(ع)است پس جان حقیقی 9روی ده و جلوه ی کلمه نوزده یعنی نو،زده شد بصورت کامل وبوضوح ظهور پیدا میکند که تمام درس را اگر مطالعه کرده باشید،در این زمان جان جانانش را می بینید.

وجود مقدس امام حسین(ع)گنج ظهور عرش را به عشر در کربلا متجلی ساخت و عالم کنز را به طهارت و رساندن به قلب به میم عدد40 جان 14 و 4روی ده و دهه طُهر میباشد.

درزمان حکومت وجود مقدس امام زمان(ص) ظهورتمام هدف خلقت و گنج آفرینش و ظهور اول فعل خداوند کریم یعنی نور است (ایشان حکومتش نورانی است). سال تولد آقا 256هجری برابر با عددابجد کلمه (نور) است. ظهور (انشاالله هر چه زودتر)آقا زمانی اتفاق می افتد که بقول احادیث 313 یار مخصوص وقابل اعتماد و پاک وصادق داشته باشد.نام مادر بزرگوارش نرجس خاتون است که عددابجد نرجس=313 میشود. اگر سیصدوسیزده را به حروف بنویسیم عددابجدش=256 میشودکه برابرعددابجد نور است. حکومت آقا هم نورانی است. چنانچه حضرت بقیه الله ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می فرماید:

"فی ابنةِ رسول الله (ص)لی اُسوة ً حسنة ً مرا در دخت رسول الله (ص)اُسوه ای نیکوست.{کتاب چهلچراغ(ازکتاب بحارالانوارج53 ، ص180)} این سخن امام زمان(ص) اوج شخصیت معنوی دخت گرامی پیامبر(ص)را بوضوح نشان میدهد و نوع حکومتش را، چون مادر بزرگوارش زهرا(س) است و زهرا یعنی نورانی  ودرخشنده .گویی روش ومنش حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) چندان فاخر و متعالی است که امام زمان(ص) بدان تأسی می جوید.

عدد ابجد نور= 256 که در جمع ارقامش 13 میشود(13=6+5+2) و 13=جایگاه عددی حرف(م)که عدد ابجد(م)=40 است و چهل،اربعین نامیده میشود. اربعین از کلمه (ربع) میاید یعنی سبز شونده وبهار. پس تمام هدف در زمان آقا آمدن بهارِ بدون خزان است.که در این زمان بقول احادیث معتبر رجعت معصومین(ص)وحکومتشان اتفاق می افتد. انشاالله 

ایشان چهاردهمین معصوم(ص) و دوازدهمین امام(ع) هستند که عدد ولایی ومعصومیتشان 26 میشود(26=14+12) که این عدد ورای عالم دنیاست وبرابرباجایگاه عددی حرف(ض)به عدد ابجد800 است. جمع ارقام 26 میشود 8 (8=6+2) که وجود مقدس آقا به ابن الرضا آمده است و فرزند چهارم امام رضا(ع) است به عدد 4 ،این عدد گنج عشر و 4روی ده ودهه ی طُهر است. درحالیکه فرزند نهم امام حسین(ع)است ؛ (ازبلوغ 9)  و از عدد 9 هم از باطن 10 وجود مقدس امام حسین(ع)تمام خزانه ی واحدیت(19) پروردگارعالم در زمانش به تجلی ظهور انسان کامل، حقیقتِ اسماء مبارکش از اجدادطاهرینش(ص) و مادر گرامیش (س) ظهور می نماید."اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنی من انصاره واعوانه وشیعته والذابین عنه والمستشهدین بین یدیه" . 

یکی از زیباییهای زمان آقااین است که تمام صفرهای بالقوه ی عالم وجود، در پیشاپیش گنج عشر وجود که خود آقاست به خدمت درمی آیند و تا بینهایت معنای استعداد خود را در خدمت آن والا گهر ارائه می دهند.

در نتیجه هر انسان عاقل هم برای زندگی فردایش مانند یک دانه عمل میکند ،همانطور که یک دانه در مقابل حیات بعدی خود مثل صفر است آنگاه خود را در معرض آب حیات و نور که در باطن ظلمت زمین است قرار میدهد ،گنج حجاب (14)را تحمل میکند تا بتواند قامت الف خود را از ظلمت به نور بکشد تا بالقوه های صفر وجود خودرا بصورت سبزی شاخه وبرگ به نهایت بلوغ 9 و باطن نوزده در سجده ی خالق و عبد بودن و بری شدن از تمام آفات به منزل هستی یعنی بارورشدن وبه گل ومیوه ی خود برسد تا بتواند صفرهای قوای خود را درپیشاپیش الف یا یک وجود خودبه عنوان خوب بندگی کردن به کمال اعلا وبه قرب او برساند آنگاه نتیجه- اش تا بینهایت است تا وقتی در دنیا خداوند کریم آنها را بوسیله ی رسولان و معصومین (ص) سیراب کرد وآنها قنوت کردند وقانت شدند . خداوند مهربان در صورت قبول آنها را به قنات وجود میرساند تا روزی که دستش از عمل کوتاه است،درختهای عملش از قنات عمل خود از فضل خدا سیراب میشوند"جنات تجری من تحتها الانهار". و هرگز قناتش خشک نمیشود.اللهم الرزقنا. با امید اینکه آقا نام مارا در زمره یارانش ثبت کند .انشاالله

" اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن صلواتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعة و فی کل الساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک  طوعا وتمتعه فیها طویلا "



:: موضوعات مرتبط: اسرار عدد ده (قسمت 1 و 2 و 3)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391
زمان : 0:46
عدد ده (قسمت دوم)


عدد ده در گنج و کنز سرّالهی و ولایت چهارده معصوم (ص)

وجود مقدس رسول اکرم(ص) میفرماید: "إنّ اوّل ابدع الله سبحان و تعالی و هو نفوس المقدّسة المطهّرة و انتقها بتوحیده ثمّ بعد ذلک خلق سائرخلقه " اول چیزی که خداوند ابداع فرموده مجموعه ای از نفوس مقدس است این نفوس مطهره گویا شدند به توحید خداوند تبارک و تعالی بعد سائر خلایق دیگر را آفرید. (روایت از فیض کاشانی در کتاب عروه العیون که در یکی ازآخرین کتابهای ایشان نوشته شده است) .

این بزرگواران نفوسِ کلی میشوند.آن حقیقت کلی است در بیان دیگر از امیر المؤمنین علی(ع)است آن حقیقت که خلق اول بودو صورِیک صورتهایی بوده "صور عاریة عن المواد وعالیة عن القوة و الاستعداد" آن یک صورتهایی است که آن صورتهاعاری از عالم ماده وبالاتر از قوه و قوه ی استعداد است وآن حقیقت فعلیت محض است، اصلاٌ قوه فعل الله حقیقی است و فیض حقیقی یعنی آنجا قوه کار نمیکند که تمام آن دیگر خدا و فیض خداوند از آن حقیقت است و زیرمجموعه ی آن قرار میگیردوآن فیض الله اکبروفعل الله الاعظم حقیقتِ نوری محمد وآل محمد(ص)است که آن وجه الله میباشد{عدد ابجد وجه الله برابر80 است که 80=عدد ابجد حرف(ف) و جایگاه عددی(ف) =17 است که8=7+1میشود. جایگاه عددی وجه الله برابر44 است که جمع ارقامش 8 میشود}

بعد از آن حقیقت ، روح شیعه را آفریدبه 1000سال"إنّ الله عزوجل خلق الارواح قبل اجساد به الفی عام"   همانا خداوند عزوجل 1000سال قبل از خلقت جسمتان ،روح شما را خلق کرد.بعد روحتان حصول مزاج میکند. مزاج یعنی استعداد نفسانی آن نفس جزئیه شما به تناسب آن تحصیل مزاج برای بدنیا آمدنِ دنیا که چند سال عمرکند؟چگونه باید به دنیا آید؟

دشمنان دین از تهی مغزی خودشان چوبها خوردند و به لعنتهای ابدی رسیدند و هلاک شدندزیرا هرگز از ظلمات وجودشان پا به عرصه ی نور نگذاشتند وهمیشه محروم از استفاده ی انوار مقدس این عزیزان شدند برای همین خواستند با هوای دهانهای ضعیفشان نور خدایی را خاموش کنند

        دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت    آری آن جلوه که خاموش نگشت نور خداست   

 اما هر یک از معصومین(ص) مطلع فجر هستند و حقیقت لیال عشر را بنحوی ظاهر کرده اند:

وجود مقدس پیامبر اکرم (ص){اولین طلوع فجر در عالم خلقت، وجود مقدس رسول اکرم(ص)است} که در هنگام تولد خودشان یک بودندو حامل 13 نور مقدس که 14 میشدند(14=3+1) پس گنج 4 روی 10 را ظاهر کردندو حقیقت ظُهر عشر عالم به زمین رسید و مظهر کل ّنور، نور ِ تام و حقیقت اربعین و تجلی ِ بهار یعنی ربیع الاول شدند.

امیر المؤمنین امام علی(ع){طلوع فجر بوجود ایشان است}

در روز 13 رجب ؛شروع ایام فجر ماه رجب در خانه ی مبارک کعبه بدنیا آمدند. عددابجدنام مبارکشان علی(ع)= 110 برابر عددابجد کلمه ی یمین میباشد و100برابر عدد ابجد حرف (ق) است یعنی نگهدارنده و 10 همان گنج عرش و گنج عشر بودکه به ولایت ایشان تثبیت و حفظ میشود. ایشان امیرِ مومنین و امامِ مبین هستند.

خانم فاطمه زهرا (س)

حامل عشر است و اوست که حملها الانسان است و فقط اوست که حمل عشر را در دنیا حامل بوده و این گنج را به سلامت ظاهر فرمود؛ هنگامیکه خانم حامل وجود مقدس امام حسین(ع)بود . چون امام حسین(ع)به عدد10به دنیا آمدند(یک خودش+9ذریه نورانی در بطنش) پس خانم حامل 10 طُهر است و طبق کتاب منتهی الآمال از شیخ عباس قمی(رحمه الله علیه) :بعد از تولد امام حسن(ع)،یک دهه ی طُهر تا حمل امام حسین(ع) فاصله است.

امام حسن (ع)

معصوم چهارم هستند و عدد 4 همه ی یک تا 4 است ،پس حامل حمل گنج به عدد 10=4+3+2+1یعنی 4روی 10 و 4تا 10تا میباشند. مولا امام دوم هستند که عدد ابجدِ( دو ) به حروف 10 میشود(10=4+6) . جمع عدد ولایی و معصومیت امام حسن(ع)برابر 6  است که رمز حیات دنیا و مفتاح بهشت آخرت است .

امام حسین(ع)

هم خودش عشر است و هم امام همه ی عاشورائیان عالم است . اوست که حمل سنگین گنج عرش را بر عشر دنیا ظهور میدهد و برای رساندن پیام چنین گنجی برای عاشورائیان الی یوم القیامه ، ثارالله شد و او سید الشهدا (ع) است. ایشان در رتبه معصومین(ص)پنجم هستند با 9ذریه در بطنشان که 14میشود(14=5+9) بنابراین ایشان محور معصومین(ص){محور سال شمسی} هستند و 5=4+1حلقه پنج تن(ص) بسته میشود واز طرفی در رتبه امامت سوم هستند با 9ذریه دربطنشان که 12میشود(12=3+9) پس ایشان محور ولایت{محور سال قمری} نیز هستندو 3=2+1 وبه عدد 3 مثل پدر بزرگوار و مادر گرامیشان که حقیقت وجانِ آب هستندآبی که جان طهارت و شستشو دهنده  عین نجاست حیوانی به عین طهارت انسانی است .البته هر کدام از این بزرگواران معصوم(ص) به نوعی مانند آب احیاکننده،تطهیرکننده، منور کننده و هدایت کننده هستند.امام حسین(ع) در جمع رتبه معصومیت وولایت 8 میشوند(8=5+3) محلّ امتحان و به رضای خدارسیدن.

امام علی ابن الحسین(ع)

که خود، امام چهارم است حامل گنج 4روی 10 میباشد و معصوم ششم است که جمع عدد ولایی ومعصومیتشان 10 میشود (بارور کننده ی باطن عاشورا ) که او امام اربعینیان است یعنی گنج 4تا 10تا که 40 میشود. ایشان به عدد 9 متولد شدند (یک خودشان +8ذریه در بطنشان) و 5 معصوم(ص) قبل از ایشان هستندکه میشود14=5+9 .همسر گرامی امام سجاد(ع) ، خانم فاطمه بنت الحسن (ع) است به همین دلیل مقام تشرّف امام باقر(ع)و فرزندانش را "دو شرفه " می نامند.

امام باقر؛ ابا جعفر باقر العلوم (ع)

معصوم هفتم و امام پنجم ،در حلقه پنج هستند و جمع عدد ولایی ومعصومیتشان 12 میشود12=5+7 . ایشان به عدد 8 بدنیا آمدند(یک خودشان+7ذریه در بطنشان)و6 معصوم(ص) قبل از ایشان بودندکه میشود 14=6+8  و به عدد 14 حلقه به 5 میرسد(5=4+1 )  .

 آقا ابا عبدلله امام صادق(ع) به عدد 7 بدنیا آمدند(یک خودشان +6ذریه در بطنشان) و سبع مثانی رادوباره ظاهر کردند(البته همه ی معصومین(ص)سبع مثانی هستند و نور واحد) و 7 معصوم قبل از ایشان بودند که میشود14=7+7 سبع مثانی یعنی 7تا2تا. سرّالاسرار عدد ده است که 4روی 10 شد. جالب است که بدانید با تولد نورانیش با جد بزرگوارش (ص) کلّ عدد 28 ظاهر میشود؛ حضرت رسول (ص)سبع مثانی میشود 14 شمسی رسالت و امام صادق (ع)میشود سبع مثانی قمری ولایت 28=14+14یعنی کلّ حروف و اعداد وکلّ اسرار.این حقیقت ربیع است برای پیروان حقیقی رسالت و ولایت معصومین(ص) الی یوم القیامت . 

 امام موسی ابن جعفر الکاظم(ع)

به عدد 6 بدنیا آمدند(یک خودشان + 5ذریه دربطنشان)6 عددِ سرّی است (در مقام ذیقعدعدد13 ؛عدد ابجد حرف( و) =6  است و در کشیدگی دحو الارض (واو ) میشود که عدد ابجد واو=13 و 13=جایگاه حرف (م)و عدد ابجد (م)=40 است که همان 14 است) و 8 معصوم(ص)قبل از ایشان بودند 14= 6+8 و همان حلقه 5 (5=4+1) به ایشان ظاهر میشود(فرزندان امام حسین(ع)).

امام علی ابن موسی الرضا(ع)به عدد 5 بدنیا آمدند(یک خودشان +4ذریه در بطنشان) و 9 معصوم (ص)قبل از ایشان بودند14=5+9 . لازم به تذکر است که مثل پدر بزرگوارشان عدد پنج به ایشان بسته میشود. فرزندانِ بعد از امام رضا(ع) را "ابن الرضا" میگویند.همانطور که امام حسین(ع)محوریت سال شمسی و قمری را به عدد 14و12 دارند، ایشان هم محوریت 12 امام (ع) و هم 14 معصوم(ص)را دارند(محوریت سال قمری و شمسی رادارند) آقا امام هشتم هستند با 4ذریه معصوم(ص) خود 12میشوند(12=4+8) ، به عدد 5 بدنیا آمدند+9معصوم (ص)قبل از خودشان=14 . سال قمری 354 روز است که در جمع 12 میشود(12=4+5+3) و 11 روز از سال شمسی کمتر است به همین علت ماه قمری در سال شمسی چرخش دارد. در احکام  مذهبی ما سن بلوغ به فتوای بیشترِعلما به سال قمری است، سال خمسی به قمری است. پس هر مومنی که یک روز ازسال قمری را سال خمسی خود قرار دهددر تمام سال شمسی می چرخد وتمام سال رادر طیِ عمرخودبه باب خمس باز میکند.امور احکامی همه برای رضای خداوند است و اگر غیر از آن باشد عبادت قبول نمیشود و با رضای خدا به خدا نزدیکتر میشویم و انشاالله به قرب الی الله میرسیم.

 پس محور سال قمری امام رضا(ع)است که تمام عالم به گرد ِرضا می چرخد و در واقع آهنگ نیّت همه ی اعمال درتمام لحظات زندگی رضای خداست و حج واقعی است که هر انسانی باید با مدرک حاجیِ واقعی در قبر وقیامت برسد و عمرِخود را در راه رضای خدا به پایان برساند در واقع اینکه در قبر، صورت انسان مسلمان را رو به قبله میکننداما تمام اعضایش را رو به امام رضا(ع)قرار می دهند تا این بدن ، اعمال قبول شده ی در راه رضای خدا را با رو سپیدی به خدای خویش عرضه کند.در واقع آنجا خلوص و طواف و قربانیِ نفس ،خود معلوم میشود. در مناجات شعبانیه میخوانیم"الهی . . . فلا تفضحنی  یوم القیامه علی رؤس الاشهاد" خدایا درآن روزی که همه ی سرهای شاهد مرا میشناسند، مرا مفتضح نفرما.

امام جواد الائمه اباجعفرمحمد تقی (ع)

تنها امامی هستند که عدد وجایگاه نام مبارکشان 14 است. ایشان معصوم یازدهم و امام نهم هستند و به عدد 4 بدنیا آمدند(یک خودشان +3ذریه در بطنشان) و 10 معصوم(ص)قبلشان هستندکه میشود14(14=10+4). در واقع ایشان در مجرای جودِ (عدد ابجد جود13 است)جوادی ،کلّ اسرار و رحمتها را با خود به بندگانِ خدا عرضه نموده است . شاید گنج پروردگار عالم از وجود مبارک ایشان به همه ی مخلوقات عنایت میشود وبرای انسانها برکات خاص انسانی ریزش میکند . عدد ولایی و معصومیت امام جواد (ع) 20 است :

( 20=11+9) که20 برابر عدد ابجد حرف ( ک ) است . عدد ابجد کاف= 101 میشود که یکی از اسماء اعظم پروردگار عالم است ( خداوند کریم یکی از نامهای مبارکش را کافی میفرماید ).حرف کاف از حروف نورانی و مقطعه قرآن است که در اول سوره مبارکه مریم آمده است " کهیعص " در بعضی تفاسیر کاف را به منزله کربلا معنا کرده اند . کل عالم اسرار به جواد ( 14 ) و مجرای فیض دهنده جود ( 13 ) جلوه دارد آیا حق نیست که میوه ی دل امام رضا ( ع )  امام جواد ( ع ) باشد ؟!

جالب است که بدانید در سرّ عدد 12 ؛ که جایگاه عددی حرف ( ل ) به عدد ابجد 30 میباشد. یکسال 12 ماه دارد و هر ماه حدوداً 30 روز است و در کتاب آسمانی ما قرآن کریم 12 بار نام ماه (که درزبان عربی شهرگفته میشود ) آمده است و تنها ماهی که معرفی شد ماه رمضان ( شهر رمضان ) است که در کتاب گنج الف و همین درس بیان شد که عالم در حقیقت عدد 10 که در واقع 4 روی 10 است غرق میباشد . این وادی کاملاً حقیقت روزه است و عالم در تسبیح غرق است وبرای خداوند سبحان بندگی میکند . دیگر اینکه همه ی 12 ماه و هر ماه 30 روز ، در واقع یک سال را تشکیل میدهد که عدد ابجد یک 30 میشود(30=10+20 ) پس همه به یک توحید ، کمالات خودرا به نمایش میگذارند .

سال شمسی 365 روز است که جمع ارقامش 14 میشود ( 14=5+6+3 ) و چهار فصل دارد که در واقع 4 فصل، بازکننده باطن 4 روی 10 یعنی 14 شمسی است . اما چه سال شمسی و چه قمری در حقیقت اسرار وجود امام رضا ( ع ) قرار دارد که به وجود مبارکش تربت رضوان الله بهشت در دنیا آمد و جایگاه بدن  مطهرش شد . محور گردش ، رضا ست که او رضای خدا است و بدون رضا به قرب خداوند کریم راه نیست .اینجاست که مشهد یعنی جایگاه شهود. همانطورکه ذکر شد ایشان هم مثل امام حسین ( ع ) محوریت14 ( 14=9+5) و 12 ( 12=8+4 ) را دارد پس عالم دائما به گرد رضای خدا در گردش است . خوشا به حال انسانی که با اختیار، دل خود را قربانی رضای خدا کرده وتمام نگاه قلبیش در دنیاو آخرت به نقطه ی رضای خدا باشد که انشاالله چنین کسی به قرب او نائل میشود . " اللهم الرزقنی "

وجود مقدس آقا اباالحسن علی ابن محمد نقی ( ع )  

پنجمین مقامی هستند که کنیه ابالحسن را دارند و نام مبارکشان علی (ع) است . ایشان به عدد 3 بدنیا آمدند ( یک خودشان + دو ذریه در بطنشان ) و 11 نور مقدس قبل ایشان هستند که میشود 14 ( 14=11+3 ) و ایشان تجلی هدایت را به عدد 4 روی 10 ظاهر فرمودند.وجود مقدسشان از نظر اعداد خیلی به جد بزرگوارشان امام حسین (ع) شبیه است ، به عدد 5 پنجمین لقب اباالحسن را دارا هستند و به عدد 3 بدنیا آمده اند و به عدد 12 مرتبه ی معصومیتشان است که امام حسین (ع) نیز سومین امام هستند و 9 ذریه در بطن دارند ( 12=3+9 ) . ایشان امام دهم ومعصوم دوازدهم هستند که مقام ولایی و معصومیتشان 22 ( 22=10+12) میشود .

عدد 22 یکی از پرمعنا ترین اعداد است ، از برای مثال : 1- جایگاه عددی طلا 22 و عدد ابجد آن 40 میباشد . طلا فلز قیمتی است که هیچگونه آفتی آنرا ضایع نکرده و نفوذ ناپذیر است . هدایت امام هادی (ع) کیمیایی است که فلز بی قیمت مارا اگر شیعه و پیرو واقعی ایشان باشیم طلا میکند ( هدایت یعنی نفوذناپذیری از گناه و هر آفتی ) البته با توبه نصوح . مثل این باشد که جوینده ی طلا باید دائما در جستجو و تلاش برای پیدا کردن طلا باشد تا غنی شود ، امام هادی (ع) از وجود مبارکش هدایت خالصانه بدون ظلمت را تجلی داد و در حقیقت ایشان هدایت کننده ی تمام شیعیان در تنگنای ظلمت هستند و جداکننده ی حق از باطل میباشند . 2- بیست و دومین سوره مبارکه قرآن حج است و عدد ابجد کلمه حاجی 22 میشود و از لحاظ جغرافیایی بیست و دومین قسمت کره زمین ، سرزمین مکه است . جمع ارقام 22 برابر 4 میشود که پایه عدد 40 است یعنی حقیقت هدایت شدن و به طهارت رسیدن پس میوه ی دل امام هادی (ع) به حق ، امام حسن زکی (ع) است یعنی سبز کننده و درجه قبولی همه ی آیات و احکام و اوامر پروردگار عالم است .

در ضمن حضرت ، امام ِ دهم هستند در حقیقت به یک نحو ظاهر کننده ی گنج عشر که همان 4 روی 10 و کل حقیقت و اسرار عشر میباشد و بروز دهنده حقیقت 10 است ، اوست که هر بنده ای در مقام شیعه شدنش باید ساکن شود و راه را پشت وجود مقدسش به سرمنزل سعادت برساند . عدد 10  ( عشر ) امتحان همه ی بندگان خداست . عمل به احکام ، عمل به آیات قرآن و رهرو واقعی امام زمان (عج) است و حقیقت عاشورا به هدایت واقعی امتحان میشود پس وجود مقدس امام هادی (ع) یکی از ارکان ولایت است . یک فرزند نورانی ایشان امام حسن عسگری (ع) ویک فرزند جعفر کذّاب است ، دوشاخه بهشتی و جهنمی در حقیقت هدایت واقعی ظاهر میشود . خوب فکر کنید پروردگار عالم در سوره مبارکه انعام ( قسمتی از آیه 158 ) میفرمایند :

 "یوم یأتی بعض آیات ربک لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا .... "  روزی که بعضی آیات قهروغضب خدابرآنها برسد درآنروز هیچ کس را نفع نمیدهد ایمان ( وهدایت ظاهری شاید شناسنامه ای یا زبانی برای انسان نفعی نمیدهد ) اگر قبلا ایمان نیاورده و یا در ایمان کسب خیر و سعادت نکرده باشد  (مگر اینکه ازاین ایمان و هدایت کسب خیر و عمل صالح شود ) . پس به وجود ایشان نور از ظلمت جدا میشود ونور حقیقی فرزند برومندش امام عسگری (ع) است که حسن زکی (ص) میشود .

آقا ابا محمد حسن ابن علی العسگری (ع)

امام یازدهم و معصوم سیزدهم هستند . غیر از اینکه در تاریخ درباره زندگی پر مشقت و دوران ولایت این امام همام بسیار نوشته شده ، احادیث زیادی نیز از معصومین(ص) نقل شده است که ایشان در مکانی مثل پادگان در محاصره دشمن بودند و لشکر دائما در اطراف ایشان بوده برای همین لقب مبارکشان عسگریست (عسکر یعنی لشکر) . ایشان دومین عزیزی هستند که ابامحمد (ص) لقب گرفته اند ، معنی ابا به یک قول یعنی پدر و بقولی بمعنی زینت پیامبر (ص) است ، شاید اینطور معنی شود ؛ آنچه اراده و مشیت پروردگار عالم برای معرفی ظهور کامل کنز ذات اقدسش بوده تا درعالم سفل دنیا محقق شود از سیر ظهور و ورود 124000 پیامبر (ص) گذشته تا 12 امام معصوم (ع) و ام الائمه(س) که سبز شود و شاخه ومیوه هایش عالم دنیارا به صفات زیبایی بهشت سبز کند . ولایت امام حسن عسکری (ع) همه ی زینت رسالت پیامبر اکرم (ص) و کتاب آسمانی او قرآن است یعنی ظهور جایگاه تک گل محمدی (ص) و گل همیشه بهاری که با اوتا قیامت دیگر خزانی نمی آید .

وجود مقدس امام حسن عسگری(ع)به عدد 2بدنیاآمدند(یک خودشان+وجودمقدس وصی الحسن مهدی صاحب الامر(ص) در بطنشان) و 12معصوم قبل از ایشان هستند که میشود14(14=12+2)و حقیقت 4روی 10 از این وجود مقدس به کمال زمان و رسالت مهم ایشان ظهور پیداکرد،در حقیقت حلقه ی 5 را به کمال وجمال ظهورداد. اما عدد 2 وجود مقدس آقا برابر عدد ابجد حرف( ب )باب القرآن است یعنی بسم الله وانسان فقط از این باب میتواند ورود در قرآن وشیعه شدن به چهارده معصوم (ص)را داشته باشد ،سرّعدد دو است که امتحان سختی برای ایشان و شیعیانشان است زیرا همانطور که قبلاٌ بیان شد عدد دو به حروف همان عدد 10 است (10=4+6)و عشرِ امتحان که چگونه در ظلمتکده ی آخر الزمان به جلوه ی هدایت شاخه سبز و پر میوه ی گل محمدی (ص)از وجود مبارکش ظاهر شد. همانطور که دانه در دل خاک،لشکر خاک با ظلمات زیاد احاطه اش کرده و هزاران آفت آنرا تهدید میکند ولی به خواست خداوند میتواند خاک وظلماتش را بشکافد و خود را به نور برساند تا سبز شود و قوّت خود را جلوه دهد، در این زمان هم تا شیعه ی واقعی امام حسن عسگری(ع)نشویم نمیتوانیم در عشرِدنیا به سبزی حسن برسیم و به گل ِمهدویت وصل شویم. پس هر کس مثل قتلگاه امام حسین(ع)برایش تداعی میشودکه زیر هزاران تیر دشمن شیاطین و وسواس وخناس است که باید سینه سپر کند،اگر میخواهد دینش سالم بماند و بادینِ سالم به آخرت وارد شود باید با دشمن بیعت نکند و حیوانیت خود را قربان انسانیت خود کند. این عاشورای عمل هر انسان و انتحان لحظه به لحظه ی عمر ماست.

اما ایشان معصوم سیزدهم ،جلوه ی کنز و طهارت گنج الهی هستند که 13=جایگاه حرف(م) است که عدد ابجدآن 40میشودپس ایشان تمام ثمرات کنز را به طهارت هدایت ،ظاهر می فرماید و امام یازدهم هستند که این عدد هم یکی از اعداد سرّی پروردگار عالم است. ظاهر عدد 11 برابر عدد ابجد (یا)است که شامل حرف آخر(ی) وحرف اول(ا)حروف الفبای فارسی است و حرف نداست و واسطه ی وصل شدن است. در واقع عدد11برابر عد ابجد کلمه (هو) و (حج) است. پس،از   ایشان به مقصد و منظور همه ی انبیاء و اوصیاء ومعصومین(ص)میرسیم .

تمام حقایق نام مبارک حسن(ع) است وبه نتیجه رساننده،حُسن حسنی است زیرا همانطور که وجود مقدس امام حسن مجتبی(ع) ریشه ی دین را اصلاح کردندتا شاخه ومیوه ی سالم دین به بار آید،در زمان امام حسن عسگری(ع) همان شاخه ی سبز دین است که با سختیهای زیاد ،ولایت ایشان به جان گل ولایت مهدویت (ص)ظهور میفرماید.پس حقیقت نماز عشاکه متعلق به امام حسن مجتبی(ع)است تا رسیدن به صبح پیروزی که حقیقت نماز صبح متعلق به امام حسین(ع)است ،طی مسیر عالم عشا تا صبح باطن و سیر زیبای تجلیات و تحولات و تکوینات عالم ازحسن(ع)تاحسن(ع)است(چون نام مبارکِ امام حسین(ع)، همان حسن(ع) است)به معنای دیگر میتوان گفت رسیدن به ولایت امام حسن عسگری(ع)است که میوه ی صبح زیبای آن، ظهورِمهدویت(ص)است، یعنی از ولایت امام حسن مجتبی(ع) تا امام حسن عسگری(ع) که با خودِوجودهای مقدسشان 10 امام بزرگوارمیشوند که باز هم حقیقت گنج عشر و از حقایق سرّتا ظهور هستند.

نکته: هفته 7روز است اما به عدد 5شنبه عدد را ظاهرمیکند.درواقع شنبه صفرِپشت عددیکشنبه است و جمعه جمع کننده ی تمام ایام هفته که متعلق به امام زمان(ص)است زیرا ایشان وصی الحسن (ع)میباشد.وصایت ایشان ظهوردهنده ی تمام مسیر عشا تا صبح هدایت حسن(ع)تاحسن(ع)است. بنابرقول معصومین(ص)روز 5شنبه متعلق به امام حسن عسگری(ع)است که در مفاتیح الجنان (ازشیخ عباس قمی رحمه الله )زیارت ایشان درروز5شنبه ذکر شده و درواقع گنج عشرکه همان 4روی 10و14بودکه از جمع ارقامش عدد 5ظاهر میشد(5=4+1)به وجود مقدس پنج تن (ص)،درواقع به وجود امام حسن عسگری(ع)تمام پرده ها و حجابهای حقایقِ نورانی را کنارزده و قدومِ مبارک آن مولود موعود(ص)را به عرصه ی ظلمانی دنیا گذاشته وتمام عالم وعالمیان رافراگرفته وباظهور پرفروغش حکومت نورانی خویش رابرپامیکند(اللهم عجل لولیک الفرج).

 جالب است که امام حسن عسگری(ع)دومین امامی هستند که نام حسن(ع)بالقب ابامحمد(ص) را دارند. عدد ابجد دو =10میشود و حقیقت این گنج افشاء امتحان سخت مردم آخرالزمان است که دینداری به منزله ی آتش کف دست میماند و نگهداشتن دین کار هر کسی نیست. پروردگار عالم در سوره ی مبارکه واقعه(آیات13و14) بر مردم آخرالزمان در مرتبه مقربین میفرماید" ثلّة من الاولین وقلیل من الاخرین"  پس تعداد کمی از مقربین در آخرالزمان هستند(اللهم الرزقنا) کسانی موفق به شیعه بودن و منتظرِواقعی میشوندکه شیعه واقعی تا امام حسن عسگری(ع)باشند تا پرده ظلمت برای آنها هم بازشود و خلاصه در امتحان عشر خود و درزمان آقا به سلامت بیرون آیند و زمینه ی ظهور ایشان را به اندازه ی وسعشان فراهم کنند(اللهم الرزقنا)

پس گنج عدد10با تمام زیبائیهایش عالم دنیا را به ظهور "کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا" کاملاٌ نشان داد و امام هرزمان، امامِ عاشورائیان ِآن زمان است. اما در آخرالزمان که همه ی زیبائیها را تماماٌ خداوند کریم به مردم نشان داده و حجت را تمام کرده است کلّ محتوای قرآن ،امامِ راه و نور هدایت مردم آخرالزمان است تا به مولایشان وصل شوند. جالب است که اگر اعدادِ یک تا سی را که تعداد جزء های قرآن است را با هم جمع کنیم465 میشود(465=30+29+ . . .+3+2+1) که 465برابر عدد ابجد " مهدویت " است و مجموع ارقام آن 15میشود(15=5+6+4) که 15=جایگاه عددی حرف(س) توضیح کامل در کتاب انسان ذکرشده است. جایگاه عددی کلمه"مهدویت" برابر60 است و 60= عدد ابجد حرف (س) که حرف(س) قلب قرآن است و هدایت از قلب به قلب است . پس عاشورائیان آخرالزمان با ایمان قلبی از راه قرآن میتوانند وصل به مهدویت شوند .    

سرّوجودمقدس امام حسن عسگری(ع)و زندگی ایشان به زعم این حقیر خیلی زیبا وپر از اسرار است؛ازدواجشان با خانم نرجس خاتون(س)و زندگی پر برکتشان در پادگان دشمن وبین لشکرسرّی است و همینطور عدد ولایی و معصومیت آقا پرمعنا و پرمغزاست که رویهم 24 میشود(24=11+13) و عدد 24=جایگاه حرف(خ)که عدد ابجدآن =600 است و برابر عدد ابجد کلمه شرق میباشد.عدد24 عدد کاملی است مثل 24ساعت یک شبانه روز ، درحالیکه در تمام دنیا شبانه روز بیشتر از 24ساعت ندارد و ساعات ودقایق به 2 تا 12 تا طی مسیر خود را در 24ساعت تمام میکند. ایام به عنوان یوم یعنی یک روز ثبت میشودو عدد ابجد روز=213 است {213=نام مبارک زهرا(س) میشود و نام مبارک زهرا(س) از لحاظ حروفی برابر کلمه (هزار) است} و جمع ارقام 213برابر6میشود(6=3+1+2) و در جمع عددی 24ساعت هم6=4+2 حاصل میشود که همان سرّخلقت تمام دنیا (در6روز) است،درواقع خزانه ی گنج ولایی به 2 تا6 تا =12 تا تمام ساعات و دقائق و ثانیه ها راظهورمیدهد.             

 وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

نهمین فرزند امام حسین(ع) و دوازدهمین امام شیعیان و چهاردهمین معصوم(ص) ، رهبر و هدایت کننده ی تمام کسانی است که به راه مهدویّت تمسّک جویند. نام مبارک آقا مهدی(ع) است که حرف یای آخرنام مبارکش مظهر ظهور حقیقت هدایتی است که نور است(جان عدد10)،اما نور بدون ظلمت (ده ِ حرف ی به حروف برابر 9 میشود9=5+4 ) پس همه ی حقایق و همه ی انوار و علوم و همه ی مکنونات زمینها و آسمانها  وجانها به وصایت او که وصی الحسن (ص) است (یهتدی به المهتدون)ظهور و وصول پیدا میکند. عدد ابجد نام مبارکش مهدی(ع)=59  است یعنی نهمین فرزند از پنجمین معصوم(ص). اگر ارقام 59 را با هم جمع کنیم14میشود(14=9+5)و 5=4+1 عالمی که از4 روی 10 ظاهر شداز عالم اسرار تا به ظهور دنیا به دست و وجود مبارک آقا و سرورمان امام زمان (ع) ، 4روی 10 به طور کامل ظاهر میشود و تمام گنجهای نهانی را افشا میکند و بهشت را همانطور که هدف خلقت پروردگار عالم بود و اول بار حضرت آدم (ع) و حوا(س)را در بهشت خلق کرد، در روی زمین برقرار میفرماید.(به امیدآنروز،اللهم الرزقنا) . پس شرط هدایت ، هدایت ِ مهدویت است . در واقع 2 تا 14تا را کاملاٌ درک میکنیم وبه 28 که جایگاه حرف غ است به اشاره غنی در دنیا واصل میشویم.

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی ابائه فی هذه الساعة وفی کل الساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا    وتمتعه فیها طویلا

سرّ عددی تولد حضرت رسول اکرم(ص) و امام صادق (ع)

وجود مقدس رسول اکرم(ص) و امام صادق (ع) در روز 17 ربیع الاول بدنیا آمدند. این دو تولد در واقع جان و حقیقت سرّربیع است. 17 = جایگاه عددی حرف(ف)است یعنی آقا رمزی از عالم فوز است با جلوه ی عدد 17 که برابر تعدادرکعات نماز در شبانه روز و سرّعدد 7روی 10است. ایشان سبع مثانی (7 تا2 تا=14 تا) هستند یک 7 خودش و یک 7 فرزندش امام صادق(ع) که به عدد7 بدنیا آمد(یک خودش+6ذریه دربطنش) پس در واقع 7 باطن رسالت و7 باطن ولایت میشود سبع مثانی. عمر مبارک رسول اکرم(ص)وهمچنین امیرالمؤمنین علی(ع) در دنیا 63سال بود که جایگاه عددی کلمه(اربعین) برابربا 63است و عدد ابجداربعین =333 که جمع ارقام آن 9میشود(9=3+3+3) و جمع ارقام 63هم 9میشود(9=3+6)همان سلطان اعداد. دیگر اینکه 63برابر با جایگاه کلمه(فاروق)است و فاروق اکبر ،آقا امام علی(ع)صاحب ذوالفقار است"لافتی الاعلی لاسیف الاذوالفقار" 

این یکی از اسرار سنّ مبارک آقاست. برای امّت و شیعیان ،همین بس که هرچقدر هم علمی به وجودشان نداشته باشند اما  ببینند که طیّ مسیرعمرمبارک این عزیزان در دنیا برای امّت وشیعیانشان پاک کننده و تطهیر کننده است،ایشان در ربیع بدنیا آمدندودر جایگاه حروفی اربعین در ذیقعد40 و طهارت به شهادت رسیدند.

باری حضرت رسالت پناه(ص)که کلّ نور اند ودر وسط آسمان رسالت با کلّ نور بصورت کل به زمین تابیده و کلّ ظلمات، بوجودش رخت بربسته وایشان آشکار کننده کلّ مظاهرِاسمائی و برکات صفات و توحید ذات اقدس الهی است.ایشان کسی است که در وقت تولدش هیچ سایه ای نماند وعالم را به کلّ نور خود تا قیامت منور کرد که شعاع این نور ،هشتمین معصوم امام صادق(ع) است که کلّ عالم اسلام را به شعاعِ صدق نبوت به گنج ولایت منور فرمود(در علم نجوم آمده که 8دقیقه نوری  طول میکشد تاشعاع نور خورشید دنیا به زمین برسد)پس با وجود امام صادق(ع)که معصوم هشتم هستند، کلّ نورِ پیامبر اکرم(ص) کاملاٌ خود را به ظلمات ارض نشان داد و ایشان رئیس مذهب شیعه نام گرفت.این یکی از اسراری است که روز تولد وجود مقدس امام معصوم(ع)باید با روز میلادجدّبزرگوارش پیامبر(ص) یکی باشد.

نمایش عدد ده در اوّل سال قمری ____ سال قمری با ماه محرم یعنی ماه حرام شروع میشود وبا دهه ی عاشورا آغاز میشود. ماه حرام یعنی حرمت داردودر این ماه جنگ ومقاتله نباید باشد و هیچ کس برای دیگری مزاحمت نداشته باشد،قصاص دیه 2برابر ماههای عادی است،ماه عبادت است ، درواقع سال با یک ماه امن شروع میشود. در احکام ماشیعیان است که هرگاه به جایی مسافرت کنیدهنگامیکه از مقدار ترخص بگذرید  نمازشما شکسته میشودو روزه هم باطل میشودمگراینکه در آن مکان ده روزِکامل نیت کنید که بمانید(قصد 10 روز شود)درواقع بااین نیت ، این مکان وطن قرار میگیرد،حال اگرتا6ماه (سرّعدد6خواهد آمد)آنجا اقامت کند میتواندآنجاراوطن خودقراردهد. پس پایه ی وطن شدن ،قصدِده روزتمام است.

حال اول سال قمری وارد دهه ی عاشورا میشویم و اکثرِشیعیان این ده روز را به خیمه های اباعبدالله الحسین(ع)میروند یا در منزل ِخود ده روز پرچم و پارچه ی سیاه عزای آقا را میزنند. پس سال قمری با عدد 10 که همان گنج عشر است شروع میشود.خلاصه از اول سال در دهه ی وطن بودنِ خیمه ی اباعبداللهی قرار میگیریم که خودِ ایشان 10 است ودر روز دهم محرم عاشورا را بپا میکند .تذکر:درواقع بدون اینکه کسی به این مهم توجه داشته باشد، خداوند متعال یک توفیق عالی به بندگان مؤمن خویش میدهد. دشمنان اباعبدالله (ع)امنیت محرم را شکستند و ملعون شدند اما یاران آقا به امنیت الی یوم القیامت رسیدند،پس رسیدن به وطن و دهه را دریافت کردن به معنی به جایگاهِ امن رسیدن است.

درسی از سیاه پوش کردن در ودیوار وسیاه پوشیدن برای عزای امام حسین(ع)

در عالم دو رنگ است که کامل است و همه ی رنگها را درخود داردیکی رنگ سفید که متعلق به رسول اکرم(ص)است و خصوصیت این رنگ اینست که آنچه در خود دارد عبورمیدهدمثل لباس سفید(درتابستان باعث خنکی میشود و حرارت را از خود دفع میکند. دیگر اینکه رنگ سفید کثیفی را بخوبی نشان میدهد)حقیقت این باطن همان ظرف قابلی است که کلّ قرآن مجید دفعتاٌ در آن نازل شده است و ایشان بتدریج به امر پروردگارعالم این گنج را برای مردم ظاهر کردند.

نکته مهم: صفحه ی لوحی که آینه ی جلوه دهنده ی کلّ مخلوق است یعنی همان 4روی ده در واقع جلوه ی سبوحیّت و قدّوسیت پروردگار عالم است . شاید بتوان گفت سفید محض است که متجلی شده نور میباشد،در واقع حضرت نور مبارکش سفیداست.

اما رنگ دوم سیاه است وسیاه هم حامل کلّ رنگ است با این تفاوت که سیاه جذب کننده ی همه رنگها و حرارت است (از رنگ سفید؛پیامبراکرم(ص)میفرماید:حسین منّی وانا من حسین).

زیبایی قمر یعنی ماه یکی این است که همانطورکه در موقع شب در آسمان نمایان میشود و درظلمات لیل نورش مهتابی است یعنی سفید. ولایت هم در دنیا قمرِروشن کننده آسمان اهل دنیا است و راه راست را به انسانها نشان میدهد(با کهکشان راه شیری خانه خدا را به مسافرانش راهنمایی میکند). دوم اینکه ماه نور خود را از خورشید جذب میکند در واقع خودش بخودی خودنور ندارد. سوم اینکه ظرف قمر قابلیت جذب نور را داردزیرا خودش تاریک وسیاه است. اما به اذن خداوند متعال در طول ماه مقدار جذب نورش ونورافشانی آن اندازه دارد،14روز طول میکشد که ماه بصورت هلال ظاهرمی شودتا بدر کامل شودو 14روز طول میکشد تا ماه بصورت کامل از آسمان محو شود. در حقیقت هر ماه 3دهه میشود که هر کدام جلوه ای از سرّ (4روی 10وسرّ الف به عدد ابجد 111 است). دهه ی وسط در همه ی ماهها دهه ی فجراست. یعنی دهه ی نورانی و در سه شب از شب سیزدهم تا پانزدهم لیلة البیض نامیده میشود.امروز عالم در انتظار لیله البیضِ عالم ؛سرورمان امام زمان(ص)است زیرا ایشان معصوم چهاردهم هستند و سرّالاسرار عدد و علم و حقیقت چهارده هستند. پس ظرف قابل ماه ،تمام انوار مشرق خورشید که نورش زرد است را به کمال جذب میکند و در سیاهی لیل دنیا آنچه را جذب کرده امام راه میشود و به تمام انوار جذب شده هدایت میکند  و راه گم کرده ها را مهتابی با نور سفید میکند تا اصل حقیقت وجودشان را از ظلمت درونشان (یعنی حیوانیت)بیرون آورده وبه آنها قدر یعنی حقیقت انسانی می بخشد.

خداوند متعال در سوره مبارکه فجر قسم یاد میکند ولیالٍ عشر(آیه2)قسم به شبهای دهگانه .سرّ وجود مبارک خانم دو عالم فاطمه زهرا(س)،حقیقت لیل (شب)است و او قائم بر لیل است چنانکه پاهای مبارکش ورم میکردو هرگز شبی را در عمر مبارکش نخوابید.امیرالمؤمنین(ع)وقتی بدن مطهرش را غسل می داد گریه میکرد ومی فرمود:فامالیلی فمسهد یعنی ای کسی که شب لیل رابرپاداشتی و احیاکردی و قائم برلیل بودی هرگز نخوابیدی (چشم برهم نگذاشتی). فقط ایشان در دنیا حامل 10 یعنی عشر عالم است(زمانی که حمل امام حسین(ع)راداشتند) پس خانم جذب کننده تمام انوار سرّالاسرار الهی به عالم سفل دنیاست و اوست که واسطه خلقت ،امّ الائمه(ص)،امّ ابیها(ص)، امّ النبیین(ع)،امّ المؤمنین و در واقع مغرب افول انوار رسالت و ولایت است. خانمها هم حقیقت سکون هستند که درواقع سکون حقیقت بهشت است(یعنی الف وجود)پس هر خانمی به تبع از خانم فاطمه زهرا(س)میتواند برای خود وخانواده اش حقیقت سکون واقعی را در خانواده برقرارکند یعنی جذب کننده انوار هدایتی ولایت ورسالت باشد پس میتواند مربی خوبی برای فرزندان باشد که برقرار کننده ی هم ظاهری وهم باطنی بهشت است. در خانواده بهشت زیر پای مقام مادر جای میگیرد. حضرت رسول اکرم(ص) فرمود:بهشت زیر پای مادران(واقعی)است.

پس حقیقت سال قمری به ثمر رساندن سال شمسی است. امام حسین(ع)با نور مبارکش ظلمات را با لباس سیاه نمایش داد که باید هر آنچه اوامر الهی است (در ابتدای سال قمری در دهه ی اول این ماه)بعنوان وطن شدن_ مُحرم شدن و مَحرم شدن،همه را جذب کنیدوباسوز قلبی و گریه دانه های کاشته شده ی عملتان را آبیاری کنید و با اشک چشمانتان آفات عمل خودرا شستشو دهید. درحقیقت در این دهه به گنج 4روی دهِ تمام سال میرسید.

اگر چهارده رابه حروف بنویسیم عدد ابجدش4215 میشود که در جمع ارقامش12 میشود(12=5+1+2+4) و آقا امام زمان (ص) امام دوازدهم و معصوم چهاردهم هستند. اما جایگاه عددی چهارده 66 میشود که برابر با عدد ابجد نام مبارک الله جل جلاله است ،پس چهارده چقدر زیباست که با قرار گرفتن در جایگاهش به خالق یکتایمان الله جل جلاله میرسیم .انشاالله

در سال شمسی که با سیزدهه شروع شد با شادی و تنوع رنگها و نور خورشید ظهور پیداکرد اما سال قمری در لیل و درحقیقت گریه و سیاه پوشیدن و عزاداری شروع شد ، در واقع دنیای سفل که لیل است تاریک خانه ثبات تصویری است که در حقیقت سال شمسی به عرصه ی ظهور می آید. پس با تابیدنِ نور مهتاب که سفیداست همه ی رنگهای روز را در سیاهی لیل که جذب کننده است منعکس و ثابت میکند و الی یوم القیامت حقایق از این صفحه پاک نمیشود که تصویرش متحرک ودارای صدااست . بنابراین نور مهتاب شفای خیلی از بیماریها مثل زردی و باعث رنگ وطعم ومزه گرفتن همه ی میوه ها و درختان است و در لیل همه ی بزرگواران معصوم (ص) در دنیا متولد شدند ،حضرت موسی(ع)به کوه طور سی شب دعوت شد و بعد پروردگار عالم فرمود ده شب دیگر اضافه کن تاچهل شب تمام شود(آیه 142سوره مبارکه اعراف:"وواعدنا موسی ثلثین لیلة و اتممناها بعشرفتم میقات ربه اربعین لیلة . . ."  ) ، حضرت رسول اکرم (ص) در شب به معراج دعوت شدند(آیه 1 سوره مبارکه اسرا:"سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام . . ."  ) و خلاصه قدر در شب نازل شدیعنی لیله قدر درشب است(سوره مبارکه قدر:"انا انزلناه فی لیلة القدر وما ادراک ما لیلة القدر ..." )

پس لیل به منزله حقیقت سکون است چون ظاهراٌ شب وقت استراحت و آرامش گرفتن است،هر کس در روز هرجاکه باشد میخواهد در شب به منزلش برود ووقت خواب دوست دارد که چراغ را خاموش کند(تاریک باشد) و چراغ بدنش که چشمانش است را میبندد و خلاصه پروردگار عالم سرّسکون را خواب و تاریکی قرارداده که لیل یکی از آیات اوست تا وجود انسان به آرامش کامل برسد تا در روز فعالیت فردا را به خوبی انجام دهد و رزق حیات فردایش رااز رزاق عالم جذب نماید و این خود به نوعی قدر است تا هر کس چه بخواهد و چه نخواهد و ظرف وجودش را گیرنده چه غذایی بنماید که خداوند این نوع قضا را برای که میزند که خیلی معنی دارد.     

پس به حقیقت،ازعدد 10 که کلّ برکات اسرار از عالم اسرار تا عالم سفل است در زمان دهه ی اول محرم به لطف و فضل پروردگار عالم پرده برداری میشودوبه برکت اباعبدالله الحسین(ع)به انسانها عنایت میشود. درواقع دراول سال قمری پروردگار عالم  به بندگانش هِبه (بخشش) میدهد که تا آخر سال ،خود را به ذیقعد  انسانیش برساند (شاید هم تاآخر عمروالی یوم القیامت). در حالیکه سال قمری است اما همانطور که ذکر شد امام حسین(ع)هم محورِسال قمری و هم محور سالِ شمسی است.

گنج عشر در شب یلدا

همانطور که میدانید این آداب و رسوم که ظاهرا ایرانیان از آن پیروی میکنند در واقع گرفته شده از کتاب آسمانی اوستاست که پیامبر بزرگوار حضرت زرتشت آورنده این کتاب آسمانی است .

بنابراین تمام نامگذاریها وآداب و رسوم صحیح دلیل بر اینست که ما ازظاهرامورات دنیوی به بواطن وزیباییهای آخرتمان برسیم و ریسمان بندگی خودمان را برای پروردگار کریم که محکمترین ریسمان (حبل الله ) است ببندیم وفقط بنده او باشیم . بنابراین مبحث زیبای این درس به حروف و اعداد رموز زیبای معارف را برای ما میگشاید . عدد ابجد کلمه یلدا 45 میشود که برابر با اسم مبارک آدم علیه السلام است (9=5+4) امیدوارم خوب فکر کنید تمام دنیا که مقامش نسبت به تمام عوالم ، اسفل السافلین است و لیل خوانده شده که تا حدودی در این درسها توضیح داده شده است .

در واقع تمام عمر دنیا یک شب است که طولانیست که اگر به قدر آن برسیم ، میوه اش آدم شدن میباشد چون در جان وجودش خداوند کریم آدم را به انسانها عنایت فرمود پس ما باید به آدمیت خودمان برسیم . خیلی درس است که آدم (ع) ، انسانیست که اول بدنیا آمده(به درس کلمه اول رجوع شود)پس منظور اینکه باید به آدمیت خودمان یعنی به اول شدن و مراتب آن که تمام حقوق انسانیمان است برسیم تادر دنیا برنده و شاگرد اول از طرف خداوند باشیم ، شاید او مارا قبول کند .

جایگاه عددی کلمه یلدا در حروف الفبا 27 (9=7+2) میشود که 27 جایگاه کلمه سجده است که انسان فقط در مرتبه اطاعت محض یعنی سجده واقعی به امر خدا ، آدم میشود .

اما چرا دنیا شب (لیل) معنی شد ؟ خداوند کریم میخواهد که انسان تعالی پیدا کند و به کمال وحدت در توحید ناب به قرب ذات اقدسش برسد .پس باید خودش لباس ظلمات را به عمل خالصانه از بدن انسانی بیرون کرده و به لباس نور که همان اسم مبارک مومن است مزین شود .

یکی از اسراری که حضرت آدم (ع) و حوا (س) در وقت آمدن به زمین لباس بهشتی از بدن مطهرشان بیرون آمد این بود ؛ حالا که در دنیای ظلمانی قرار میگیرند باید لباس نور را با عمل دوباره برای خود تهیه کنند . تمام هدف آمدن انسان در دنیا برای رسیدن به معرفت الهی بوده است و آنهم میسر نمیشود مگر به شناخت خودش که پیامبر بزرگوار حضرت محمد (ص) میفرماید : "من عرف نفسه فقد عرف ربّه" . پس به تحقیق برای شناخت ربّت باید اول خودت را بشناسی . اگر بخواهیم خودمان را بشناسیم پس باید ظلمات حیوانی را شناخته و آنها را کنار بزنیم تا به نور برسیم . خداوند کریم که خود خالق بندگانش است ، رسول و نبی و اوصیاءآن بزرگواران را فرستاد و کتب آسمانی به برخی از ایشان عنایت فرمود تا مردم تحت ربوبیتشان بتوانند خود را شناخته و به وظایفشان آشنا گردند و بنده خالص خداوند شوند .

خداوند کریم اگر یکباره میخواست حجابها را کنار زده و خودرا معرفی کند ، هیچکس طاقت نداشت و همه در انوار معارف او میسوختند و ذوب میشدند و هیچگاه خالص از ناخالص جدا نمیشد .

 پس به حکمت آن کریم در لیل دنیا اینطور راه را برایمان گشود که در پوشش حجاب (به وسع ضعیفمان ) از نور ولایت و رسالت و کتاب آسمانیمان بتدریج استفاده کنیم تا اگر او به ما توفیق دهد بتوانیم رشد کرده واز ظواهر به باطن حقیقت وجودمان پی ببریم .

همانطور که یک دانه وقتی میخواهد سبز شود ، باغبان آنرا به وسعش که دانه چه مقدار باید زیر حجاب خاک قرار بگیرد ، تغذیه اش میکند ودر معرض نور و آب باندازه کافی میگذارد و زمینه رشدش را فراهم میکند تا دانه کم کم خود را بیابد و بخواهد که از زیر ظلمات خاک بیرون آمده وبه تعالی و کمال خویش برسد وسبز وبارور شود . حال خوب فکر کنید این دانه اول نیاز دارد که ریشه داشته باشد تا ساقه دار شود ، ریشه یعنی احتیاج به فهم و درک موقعیت و نیازهای خودش تا بشناسد که چه میخواهد و آنگاه دست نیاز یعنی ساقه اش را از درون خاک به طرف باریتعالی بلند کند و از خداوند بخواهد که اورا از ظلمات به نور برساند .

حال ببینید یک دانه مثل گوجه فرنگی ، باغبان 2 سانتیمتر خاک روی آن میریزد زیرا گیاهی است که تا شش ماه سال به باروری و میوه و حتی رب شدن میرسد ، اما یک گیاه مثل گردو ، باغبان باید 20 سانتیمتر خاک رویش بریزد ، زیراآن میخواهد درخت شود وبعد از هفت سال بارور گردد ، تازه چوب آن مورد مصرف انسانها بعنوان بهترین چوب در وسایل خانگی میباشد و میوه اش خشکبار است که تداوم عمرش زیاد و مغذی وروغندار است که از بحث ما دور است.منظورم اینست که این گیاه باید زحمت بیشتری را متحمل شود تا ظلمات را بشکافد و به باروری برسد .

انسان که اشرف مخلوقات است و اشرف همه ی مقامات و منزلتها برای اوست و خداوند تاج کرّمنا به وی عطا فرموده و اورا مخصوص خود دانسته و ابدی و ازلی و جاودانه کرده و در پیشگاه خود اورا به مقام قرب میبرد، پس باید خیلی زحمت بکشد تا در این عمر کوتاه دنیا ، حجابها را کنار زده تا سبز شود و به باروری دانه انسانی خود در مقام و منزلت وشانی که خداوند کریم به او داده برسد .

عدد ابجد حجاب برابر 14 است و در قرآن کریم آیات حجاب در 14 آیه مبارکه نازل شده است . با همین عدد کسانی که درس را خوانده اند ، متوجه میشوند که هدف خالق یکتا پشت این عدد پنهان است ، 14 همان گنج 4 روی 10 و حقیقت رسیدن به دهه ی طهر است ( همان گنج وجود) خوب دقت کنید آیا غیر ازاین است که در لیل دنیا آمدیم باید این حجاب بندگی را به جان قبول کنیم زیرا این حجاب نور است تا بتوانیم ظلمات را بشکافیم . این حجاب گنج بندگی است و خداوند کریم در سوره مبارکه نور (سوره 24 – جزء 18) که یکی از اسامی قرآن هم نور است ، اولین آیات حجاب را به پیامبر بزرگوار میفرماید ، آیه 30 :" قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون" .

بگو به مردان مومن چشمان خودرا از آنچه حرام ( زنان نامحرم ، پول ، مقام ، شهرت ، و ...) است بپوشانید و فروج ( نفس حیوانی از هر لحاظ ) خودرا از گناه حفظ کنید این برای آنان پاکیزه تر است ، قطعا خداوند به آنچه که صنعت خودش است آگاهتر است .وهمینطورآیه 31 خطاب به زنان میفرماید.

ترتیب نزول این سوره مبارکه 102 است . عدد 102 برابر با اسم مبارک (اعلا ) خداوند کریم است و جالب است که جایگاه عددی آن برابر 30 میباشد . این سوره مبارکه در عدد 18 که تمام منازل دنیاست و جمع ارقامش (9=8+1) بلوغ اعمال است که باید به نور برسد و از حقیقت 9 جاری میشود . دیگر اینکه عدد ترتیب نوشتاری آن 24 است که تمام یک شبانه روز 24 ساعت ، که تمام عمر دنیا و آخرت شد یک لیل دنیا و یوم آخرت و در دو حقیقت 12و12 است . سوم اینکه آیه مبارکه حجاب 30 است که عدد 30 در جایگاه تعالی پیدا کردن از ظلمات به عالم نور و از عالم سفل به عالع اعلا و از کثرت به وحدت رسیدن است زیرا عدد ابجد کلمه یک میشود 30 (30=20+10) . عدد ابجد کلمه نور 256 است که جمع ارقامش 13 میشود (13=6+5+2) و 13 جایگاه حرف م است که عدد ابجد حرف م برابر 40 است . پس هرکس به نور رسید یعنی به طهارت رسیده وهدف خلقت خودش را دریافت میکند درحالیکه در همین سوره مبارکه نور خداوند کریم در آیه 35  (معروف به آیه نور ) میفرماید :

 الله نور السماوات والارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصباح فی زجاجه الزجاجة کانها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیة و لا غربیة یکاد زیتها یضیء ولو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الامثال للناس والله بکل شیء علیم .

پس خداوند در آیه حجاب فرمود تو صنعت من هستی و من میدانم چگونه به رشد وتعالی میرسی تا مرا بشناسی که من نور آسمانها و زمین هستم نه اینکه ظاهر نور را ببینی چون هرچه نور در دنیاست با ظلمت است و رنگ آن جسم نور است اما حقیقت نور خداست که در وجود ائمه (ص) که خلیفه های خداوند روی زمین هستند و قرآن که نور است و آیات نورانیش انسان را به حقیقت که اوست هدایت میکند و این حقیقت نور است که بدون ظلمت و هرگز خاموش نمیشود و انسان باید به این نور برسد ، جالب است جایگاه عددی نور میشود 40 ، یعنی به طهارت و اربعین رسیدن ، یعنی سبز شدن ، بهاری شدن ، بارور شدن و به تمام حقایق و نتایج خلقت وجودی یعنی به اناالحق شدن و رشد کمال انسان شدن رسیدن است . اللهم الرزقنی

اینجا شیعه میشویم و انشاالله به رضای قلب مولایمان و زیارت حقیقی او واصل میشویم .

حال ببینید خداوند ، عزیزخودرا که دردانه و یگانه است ، فاطمه زهرا(س) سیدة النساء العالمین را نام زهرا داد یعنی درخشنده و نورانی ، واورا به سن هجده سال عطا فرمود و در بلوغ نه عالم اورا برای گرفتن حجاب انتخاب نمود ، چادر او نور شد و طهارتش حجت . صدق او کبری و عصمتش هم کبری است که او بتول عالم است و امّ ابیها ،امّ صدیقین و نجبا وامّ الائمه وامّ الانبیا . در قسمت اسم مبارکش در عدد نه توضیحات کامل است مرور کنید .

پس خانمها بدانند که عدد 14 حجاب مقامی است که در قیامت همه به آن غبطه میخورند که حقیقت بهشت آنروز از پس آن نمایان میشود ، پیامبر اکرم (ص) فرمودند : بهشت زیر پای مادران ( مؤمن ) است . عدد 14 جایگاه حرف (ن) است و حرف (ن) پشت همه حروف کار میکند و به آنها معنی و ظهور میدهد .بیاییم بنده خوب خدا شویم . انشا الله

 شب یلدا یعنی ماه نهم که ماه آذر است در بلوغ خودش میوه ی ده را به همه ی ما میدهد و باروری سال آینده در حمل زمستان به عدد چهارمین فصل سال،  ذخیره بنده میشود.پس به عدد نه در باطن ده ، حلول تولدی در ظهوراست که آن شب را چله میگویند. یعنی درواقع گنج حمل،همان 4روی 10 است که به عددابجد کلمه(دی) که عدد ابجدش 14 میشود(14=10+4) در دنیا خداوند کریم در شب یلدا به همه مخلوقاتش هدیه میدهد تا همه مخصوصا انسان شب یلدا را بفهمد؛ کمال به انسانیت رسیدن و آدم شدن را به عدد ابجد کلمه یلدا که 45میشود وآنهم برابر عدد ابجد کلمه آدم است را به او میدهد. در واقع ماه نهم (آذر) بار خود را بسلامت ماه ده ، فارغ میشود.و گنج 4روی 10دی را به همه ی انسانها هدیه میدهد. این شب را میفرمایندکه خداوندمهررابه انسانها،کامل عنایت میکندچراکه اول پاییزماه مهربود(وشب یلدا پایان پاییز است).

حال خوب دقت کنید ، همانطور که میدانید انسان در بلوغ هفت به مدرسه میرود و توفیق یادگیری و زیر دست استاد نشستن و تربیت شدن را میگیرد. چنانچه ماه مهر هفتمین ماه سال است وبا خودش مهر واقعی را می آورد، در حالیکه بچه ها از دامن مهر ظاهری مادرشان جدا میشوند وپدر ومادر با محبت واقعی پول خرج میکنند و زحمت میکشند وبا اینکه برایشان سخت است فرزند را از خود جدا میکنندتا او به باطن محبت آنها یعنی تعالی پیداکردن و یافتن خودش ،راهش وآینده اش برسد.

و خداوند کریم در شب یلدا بهترین محبت خودش را برای بنده اش در بلوغ نه وارد ده یعنی 19 از گنج 14را به چله ی اول به انسانهاهدیه میدهد تا از خواب زمستانی دنیا بیدار شوند، برخلاف تمام مخلوقات ،چه نباتی وچه حیوانی که به خواب زمستانی میروند او در شب یلدای دنیا بر عکس نفس حیوانی ورشد گیاهی خود ، زنده وبیدار شود.ازحضرت مریم(س)پس از وفاتشان پرسیدندکه باز هم دوست دارید به دنیا برگردید؟ خانم(س)فرمودند:آری،دوست دارم شبهای بلند زمستان را شب زنده داری کنم و روزهای بلند تابستان را روزه بگیرم .

سه تا چله در زمستان قراردارد. یکی را خداوند به انسانها هدیه داد(شب اول ماه دی؛شب چله ) و دو چله دیگر یکی کوچک و یکی بزرگ ؛ اول دی تا ده بهمن ( چهله کوچک) وتا بیست اسفند (چهله بزرگ ) قرار داد. اما از 20 اسفند تا فروردین یک 10 است که اتممناها بعشر تمام سال ، از حالی به حالی شدن ، از مرده شدن به زنده شدن و از خشکی به تری رسیدن و از زمستان به بهار همان گنج 4روی 10 و دهه ی طهر تحویل سال میکند و اربعین را برای همه جاری میسازد.

هر سال 4 فصل دارد اما فصل بهارکه ربیع است کلّ عدد 4روی ده بارورمیشود. بقیه فصلها بستگی به بهار دارد(سالی که نکوست از بهارش پیداست). عددابجد کلمه ربیع =282 است وجمع ارقامش 12میشود(12=2+8+2) که هر سال 12 ماه داردوجمع ارقام 12برابر3 میشود که هر فصل 3 ماه دارد . سال شمسی 365 روز است که14=5+6+3 .سال شمسی با سیزدهه شروع میشود.درواقع حقیقت عدد13 است که همان 4=3+1 است و جایگاه عددی حرف(م) که عدد ابجدحرف(م)=40 است.

پس نتیجه میگیریم سالی که اول آن با بهار شروع میشودوبا عدد سیزده یعنی حقیقت ربیع ظاهر شده و رحمت الهی از جان ملکوت خلقت در سرّطهارت40 ظاهر میشود،تا آخر سال درحقیقت ربیع است. هر چه بهار سال پرباران تر باشد بقیه سال بارورتر میشود!

نکته مهم،توجه توجه!بندگان خدا! در زیر بارش رحمت طهارت الهی 4روی 10 سال شمسی کفران نعمت نکنید و عید واقعی را برای خود بپا کنید . بقول امیرالمؤمنین علی(ع) که میفرمایند:"روزی که گناه نکنید آن روز عید است".

شروع سال شمسی از نظر گنج ده

سال شمسی با سیزدهه آغاز میشود و 365روز دارد وشامل 4 فصل است که هر فصل 3 ماه دارد.اگر ارقام 365 را باهم جمع کنیم 14 میشود( 14=5+6+3)در واقع گنج 14 است از ظهور 4فصل ، که اگر یک تا 4 را با هم جمع کنیم همان باطن 4روی 10 یعنی 14 و حقیقت عشر(10 =4+3+2+1)بدست می آیدکه کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا میشود.

شروع عدد 13 از همان گنج احدیت پروردگار عالم همه ی زیباییها را به عدد سال به بندگانش میدهد.عدد ابجد کلمه سال برابر 91 (91=7×13) است که جمع ارقامش 10 میشود(10=1+9)اما 91 برابر عدد ابجد کلمه کامل و عدد ابجد کلام هم است ولی در جایگاه عددی باهم تفاوت دارند ، چنانچه کلمه سال در جایگاه عددی میشود 28 و عدد 28 برابر تمام حروف کلام خداوند در قرآن کریم (28 حرف الفبای عرب)است.اگر ارقام 28 را با هم جمع کنیم 10 میشود( 10=8+2)و جمع ارقام 10 برابر یک میشود (1=0+1) و اینجا تمام کثرات به وحدتِ وجودِ ذات اقدس احدیّت برمیگردد و در ضمن عدد ابجد یک (30=20+10) 30 را به ما میدهد ، که هر ماه 30 روز و هر فصل به 3ماه که پایه ی عدد 30 است، ظهورپیدا میکند. وحدوداًهر فصل 90 روز میشود که عدد ابجد حرف (ص) برابر 90 است و همچنین (میم) که هر فصل به انتقال فصل دیگر قلب به میم میشود(90=40+10+40).

عدد هرماه سال که 30 روز است برابر حرف (ل)؛ مجرای توحید و ملکیت باریتعالی و حقیقت سرّ لا اله الا الله است.جایگاه عددی حرف (ل) برابر 12 است که سال 12ماه دارد،چه سال شمسی وچه سال قمری که رویهم 12و12 برابر 24 میشود که یک شبانه روز 24 ساعت است( 2تا 12تا) در حقیقت ما دائماً در مجرای توحید و حمد پروردگار عالم و در وحدانیت یک ،غرق هستیم .

پس سال شمسی با شروعش به عدد 13 جایگاه حرف (م) که عدد ابجدش برابر40 است با طهارت و تسبیح و تقدیس پروردگار عالم و عبادت تمام مخلوقات،احیاء عالم را ظهور می دهد، چنانچه آسمان نزولات خود را بصورت باران بهاری که یک قول بمعنی نیسان است یعنی از نیستی به هستی آورنده وبیدار کننده ی خوابها و بیاد آورنده ی فراموشیهاست وبا خود عید را می آوردو در حقیقت نو،زده میشود و نوروز از راه میرسد واز جان نوزده حرف  بسم الله الرحمن الرحیم میگذرد وبا خود حیات طیب همه ی موجودات را می آورد؛ همه ی درختان سبز میشوند و گل میدهند و میوه های خود را به شاخه ها ظهور میدهند و حیوانات از خواب زمستانی بیدار می شوند و آسمان با غرش ورعد وبرق جانها را احیا میکند. در واقع حقیقت نوزده به عدد اسم مبارک واحدیت ، از جان مخزن مکنون ومخزون نام مقدس احد به عدد ابجد13 تمام زیباییهای عالم را در آفرینش خالق هستی نمایان میکند وباب معرفت وشناخت آ ن خالق بی همتا ست وبرای چشمهای بینا و گوش های شنوا ، قیامت را تداعی می کند ویاد معاد را که تمام برگشت های مرگ به حیات است زنده میفرماید .(باطن عید)

در 19 فروردین روز شرف شمس که متعلق به آقا امام رضا (ع) است ،تشرف حقیقت نور شمس الشموس را درعدد 19 به جان رضای خدا نوید میدهد.

سال شمسی با رنگ سفید شروع می شود که همه ی رنگها را داردو چه خوب وبه وفور به تمام مخلوق زینت می دهد. .اما سال قمری با ماه محرم ودهه ی عاشورا ولباس سیاه و اشک به امامت و ولایت آقا امام حسین (ع) شروع میشود وماه حرام است.

سال قمری 354روزدارد ویازده روز از سال شمسی کمتر است ،در واقع همانطور که ماه از نور خورشید جذب نور می کند وگرد خورشید می چرخد، این 11 روز، سال قمری را در سال شمسی می چرخاند وحکمتش این است که از تمام انوار سال شمسی و در تمام فصول نور می گیرد و خود را ظاهر می کند.در واقع سال شمسی، یوم وسال قمری ، لیل است و چون سال قمری لیل است آسمان دنیا با نور قمر که از صبح تا شب از ضیاء شمس جذب نور کرده است در سیاهی شب با نور سفید نورافشانی می کند و تمام ارض زمین را برکات هدایت ظاهری وباطنی می دهد.

سال قمری چنانچه مقداری در درسهای پیش بیان شد،همه ی قلوب را بواسطه  امام حسین (ع) احیا می کند. چون لیل است ظلمات ، یکی از زیباییهایش این است که رنگ سیاه را به خود می گیرد و خداوند کره ی زمین را تاریک قرار داد که جاذبه داشته باشد تا تمام انوار اسرار در آن جذب شود. وسال قمری با رنگ سیاه و گریه وعزاداری شروع میشود ، درحالیکه سال شمسی با رنگهای سفید وروشن وشادمانی خنده ظاهر میشود حال آنکه باطن شمس قمر است.

در واقع باعث خنده ی قیامت که روز عود است وهمان رسیدن به حقیقت گریه ها و امتحان در عاشورا ی عمل سال قمری است. که اگر خداوند این نور ولایت را برای ما روشن نمی کرد ما هرگز در قیامت لب خندان نداشتیم.آنجا لباس نور ولباس آبروست ، آنجا خانه تکانی واقعی را میبینیم، آنجا جای ظهور باطن 13 در بهشت است ؛ روز ملاقات بهترین انسانهای عالم یعنی 14 معصوم (ص) است.

بین دو سال شمسی وقمری 11 روز فاصله بود(حال بماند که چقدر عدد11زیباست!)اما 11برابر عدد ابجد کلمه هووحج میباشد و دائماً درعالم، قمردر طواف شمس است و همه ی اسرار شمس ، رضای خداوندست. این عدد 11 شامل دو رقمی است که هرگز با هم جمع نمیشوندزیرا تمام عالم بین دو تا یک قرار داردو همه در طواف یک توحید هستند (انا لله  و انا الیه راجعون ، از یک خدا آمده ایم و به یک او برمیگردیم ). پس اینجا برای اینکه ما هم از نور شمس عالم امام زمان چهاردهمین نور مقدس ولایت ورسالت عجل الله تعالی فرجه الشریف  برخوردار شویم باید دائماً به گرد رضای قلبش طواف کنیم تا از رضای قلبمان به رضای قلب ایشان واصل شویم و وجود ظلمانی ما به نورمنورش روشن شود. واین حقیقت گنج عشر وجود در سال قمری و شمسی است. در سال قمری نهمین ماه، ماه رمضان است که سید همه ی ماههای سال قمری است و تنها ماهیست که در قرآن نام مبارکش آمده است.(نکته: در قرآن کریم 365بار نام یوم یعنی روز و 12بار نام شهر یعنی ماه آمده است. خود قرآن که 30 جزء دارد و30 برابرعدد ابجد یک است(30=10+20) و این کتاب نورانی همه را به اعمال توحیدی و به قرب خدای مهربان می رساند و صراط مستقیم است.) در این یک ماه که بلوغ تمام حقیقت سال قمری است ، قرآن نازل میشود  .سوره بقره آیه 185:شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس وبینات من الهدی والفرقان... . وشب قدر در این ماه است ؛ سوره ی قدر : انا انزلناه فی لیلة القدر... .

مردم در این ماه احیا می گیرند تا قدر عمر خود را دریافت کنند. در این ماه همه به مهمانی خداوند میروند و در مهمان سرای خالق یکتا ، سر سفره ی قرآن از نور وحی تغذیه میشوند و جانها از حیوانیت ازاله شده و به فطرت انسانی میرسد. (انشاالله درباره ی ماه رمضان مفصل مینویسم).حال ببینید در واقع بلوغ یک مومن در سال قمری به روزه ی واقعی ظهور داده میشود.یعنی از وقتی می فهمیم و بلوغ تکلیف شرعی پیدا می کنیم باید تا لحظه ی مرگ از گناه، روزه بمانیم .این سرّ تولد حقیقی انسانیت انسان است در جان ماه شوال که اولین روز آن عید فطر است ودر آنروز روزه حرام است.

شوال از شال می آید وبه معنی شال یعنی خلعت قبولی از جانب ذات اقدس الهی به بندگانی که به حقیقت روزه رسیده اند است. وتولد واقعی در ماه 10 سال قمری اتفاق می افتدکه روزه در آن حرام است.این واقعیت رزق حسن است که نصیب قبول شدگان میشود. امام حسین (ع) امام روزه داران ، از اول سال بندگان خدا را هدایت می کند تا از ساقی کوثر آب حیات را بگیرند وبنوشند و به حیات ابدی و طیب برسند وآن شهادت فی سبیل الله  و زیارت لقاء الله باروسفیدی است.اللهم الرزقنی 

گنج عشر در هفته

همانطور که نوشته شد در عالم دنیا از خودشناسی انشاالله به خداشناسی میرسیم واز بررسی آنچه در اطراف واکناف احوالات که از زمان ومکان وسایرچیزهای دیگر میتوانیم به حقیقت نظم آفرینش و معرفت به آن یکتای بی همتا پی ببریم   که همه ی آنچه خلق فرموده روی الفبای هستی همه متوازن و همه با نظم و ترتیب خاص است.پس همانطور که سال قمری وشمسی را در حقیقت دهه ی عشر خواندید، هفته هم جان این حقیقت را ظهور می دهد.

 عدد ظاهری هفته 7 روز است اما اگر در زیارت ایام هفته بخوانیم هر روز متعلق به یک یا چند نور مقدس 14 معصوم (ص ) است ، یعنی کلاً به 14 نور مقدس متعلق است پس درواقع سبع مثانی است.

در عالم سرّ خلقت که گنج عشر ظاهر شد، عدد 14 باطن آن بود یعنی 7تا 2تا. عدد 7 آیات مبارک سوره ی حمد است که تمام گنج قرآن در بطن آن ظهور دارد و خداوند در قرآن کریم آیه ی 87 سوره ی حجر میفرماید:و لقد اتیناک سبعاً من المثانی و القرآن العظیم ،حمد سبع مثانی است یعنی 7تا 2تاست (در درسهای قبل بیان شده است )پس ما دائماً در باطن 7تا 2تا هستیم که همان حمد الهی است. همانطور درهفت روز هفته ،هر سال 52 هفته دارد در واقع عدد ابجد کلمه ی حمد برابر 52 است پس هر هفته ی ما در هفت روز از 52 عدد حمد غرق است یعنی 7تا 2تا . اما جالب است عدد در روزهای هفته از یکشنبه شروع میشود تا پنجشنبه.روز شنبه در واقع مثل صفر قبل از یک است و روز جمعه هم جمع کل روزهای هفته است ، پس در واقع 5تا2تاست که می شود 10 که همان عدد عشر است پس در واقع 4روی 10 برابر 14،  باطن هفته است که هفته و سبع مثانی میخوانیم (خوب دقت کنید!آیا غیر از اینست که سبع مثانی یعنی 14 تا، 14 همان گنج عشر است؟! )

وقتی اسم شنبه را می خوانید نون ساکن پشت ب کلمه ی شنبه ، قلب به میم می شود وشمبه خوانده می شود.در اصل عدد 52 برابر است با نون ساکن و حرف ب {ن=50 و ب=2 (52=50+2)}.پس هنگامیکه در حقیقت حمد، می خواهیم شاکر نعمتهای خدا باشیم باید نون ساکن وجودمان پشت (ب) بسم الله قرآن قلب به میم شود. تا بتوانیم ورود در قرآن و معنی آن داشته باشیم یعنی حرف ن کاملاً صورت اصلی خود را از دست داده و به حرف م که عددابجدش 40 است تبدیل می شود.در اینجا لباس حیوانی را درآورده و مزین به صورت انسانی می شود. پس یکی از اسرار عدد حمد ست که ما در آن غرق هستیم ونادر کسی قدر شناس نعمتهای خداوند کریم میباشد. این است که در حالیکه در هفته و در 52 (حمد) هستیم به عمل هم ،حامل حمد شویم یعنی شیعه ی واقعی چهارده معصوم (ص) و راضی به رضای خداوند کریم شویم.

پس در هفته دائماً وهر روز این حقیقت را ظاهر می کند که ما می خوانیم شمبه ، یکشمبه... ، اگر ارقام 52 را باهم جمع کنیم باز 7 می شود(7=2+5). پس در حقیقت با 5روز عددی هفته ما به باطن عشر و گنج 4روی 10 یعنی 14با روز جمعه دست پیدا می کنیم ، در حالیکه جمع ارقام 14 برابر5 می شودو حلقه بندگی به آن بسته می شود. پس قدر ایام را بدانیم که همه شاهد و ناظر اعمال ما هستند و خیلی زود از ما می گذرند ما هستیم که این گنج ها را از دست می دهیم، سعی کنیم از آنها بهترین بهره برداری را کنیم. انشاالله

روز جمعه متعلق به آقا حجه ابن الحسن مهدی صاحب عصر والزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد و یکی از نامهای زیبای ایشان جمعه است که ایشان چهاردهمین معصوم هستند و گنج 14 بوجودش در ظهر جمعه انشاالله بر تمام جهانیان افشا ووجود نورانیش هر چه زودتر ظهور میکند.

در ضمن وقتی عدد 52 =2+50(حمد) را خوب متوجه شوید میبینید در حالت قلب به میم نون ساکن پشت حرف ب ، حرف نون کاملا ٌ اصل ِ خود را از دست میدهد و میشود( م )، عدد ابجدحرف ( ن ) برابر50 وعددابجد حرف ( م ) برابر 40 (40=10-50) است . اینجا 10تا که عشردنیاست از آن کم میشود{ن+ب=52 وم+ب=42، (42=10-52) } و درواقع انسان پاک و مقبول رضای خدا میشود،42(م+ب) یعنی باعدد 40 طهارت وارد (ب)بسم الله سوره ی مبارکه حمد میشودکه این صورت وسیرت انسانی است واین حقیقت تمام زحمتهای انبیا واولیاء(ع) است . پس بدانیم چرا هر روز متعلق به معصومین (ص ) است!

معنی حرف (یا) در کلمه (دریا)  

در ادبیات فارسی حرفِ یا حرف انتخاب است.در ضمن اینکه عدد ابجد(ی)برابر10 است ودر کلمه ی دنیاظاهر شده که همه  انسانها در تمام ساعات عمر خود بین دوراهی قرار دارند و هر لحظه باید راه صحیح را برای خود انتخاب کنند.هرکاریاعقیده ی انتخاب شده،به یک نحو مسیرزندگی وسیرت وصورت و جهتِ تمام امور مارا در رهن خود قرار داده و انسان ساکن در انتخاب خود میشود. همانطورکه پروردگار عالم در سوره ی مبارکه مدثرآیه38میفرماید:"کل نفس بما کسبت رهینة"هرکس مرهون انتخاب خود است و باید پای انتخاب خویش پایداری کرده و به اتمام رساند.امتدادِ این انتخاب تا قیامت کشیده میشودومسیر صراط آخرتی ما را معین کرده و حتی جایگاه ما را که در کدام قسمت و در چه درجه ای از بهشت یا جهنم هستیم ، مشخص میکند و تمامِ زحمات دنیای ما در آنجا به جایگاهِ ذیقعد خود میرسد و آنجا به هیچکس ذره ای ظلم نمیشودوهر نفسی بردارنده ی بارِخود است ؛طبق آیه 164سوره مبارکه انعام و 15سوره مبارکه اسرا"ولاتزرُ وازرة وزرَ ا ُخری ".

 پس انسان در دنیا دائماٌ در(یا)ی انتخاب خود غوطه ور است تا جائیکه در هجوم در(یا)ی انتخاب خود بصورت امواج بالا و پایین میرود و دائماٌدر حرکت  است پس ثبات انسان غیرممکن است و نمیتواندصاحب جایگاه شود و در ساحل خشکی قدم بگذارد. پروردگار عالم در قرآن کریم آیات زیادی درباره ی دریا بصورت های مختلف بیان فرموده است.که برای مثال چند نمونه ذکر میشود:

حضرت موسی(ع)وگنجینه عشر____ از جمله برای حضرت موسی(ع)سوره مبارکه طه ،زمانی که حضرت میخواست  متولد شود، فرعون دستور داده بود هرپسری که متولد شود را بکشند،حتی شکمهای بعضی از مادران باردار را قبل از وضع حملش باز میکردند و جنین پسر را میکشتند زیرا در خواب دیده بود که مرد بزرگوار و قدرتمندی می آید و تاج وتخت او را سرنگون میکند پس او میخواست مانع تولد آقا شود(شباهتهای زیادی به تولد حضرت مهدی(ص) دارد).بنابراین مادرحضرت موسی(ع)صورتِ حمل در بدن نداشت.خداوند کریم به ایشان عنایت فرمود که جعبه ی چوبی از بهشت برایش آورده شد(که آنراتابوتِ عهد می نامند) و فرمود که فرزند خود را در این جعبه بگذار و به دریا بیانداز "پس ما فرزند را به تو برمی گردانیم".  ایشان هم اطاعت فرمود و حضرت را در جعبه نهاد وبه دریا انداخت تا به دستِ خانم آسیه(س)رسید.

نامِ مبارک موسی یعنی از آب گرفته شده ، اینجا پروردگار عالم جانِ دریایِ دنیا را جلوه داد و صاحب انتخاب آسیه(س) شد که گیرنده ی این انتخاب صحیح شد و به باطن ِنیّت پاک خود رسید وبندگی خالصانه پروردگارعالم را قبول کرد.زیرا او در حالیکه ملکه ی روی زمین بودو تمام نعمتهای دنیا از جمله طلا وجواهرات ووسایل عیش ونوش و... برایش فراهم بود اما بندگی خداوندِیکتا را انتخاب کرددرحالیکه در بدترین مکان ، جایی که فرمانروایش انا الله میگفت(یعنی من خدا هستم) ساکن بود.پروردگار عالم نیز عبادت وبندگی او را به بهترین وجه قبول فرمود. پس حال خوب فکرکنید که انسان چگونه به یقین میرسد.آن جعبه که حامل حضرت موسی(ع)بود تابوت عهد نام گرفت وسالها تا زندگی مبارک حضرت داوود(ع)بود،بعد از ناشکری وگناهان بندگان به امر پروردگار به عالم غیب برده شد.

حضرت موسی(ع) درزندگی مبارکش به سرزمین کربلا رسید آنجا به یک نحو بند کفشش زیرپایش رفت ومحکم به زمین افتاد.آنگاه سر بلند کرد وگفت:پروردگارا چه خطایی کرده ام؟استغفار.نداآمد یا موسی اینجا سرزمین کربلاست وباطن برایش آشکار شد.حضرت بسیار گریست ، سلام برآقا اباعبدالله الحسین (ع)ویاران وخانواده ی محترمش داد و برقاتلین وظالمین آن امام(ع)، لعن کرد و به سلامت از امتحان عشر خود بیرون آمد و شاید اتممناها بعشر راتمام کرد.درحالیکه او یک بار در وعده گاه الهی یکبار اربعین لیله واتممناهابعشر را گرفته بود.

یک نکته مهم این است که حضرت موسی(ع)با جایگاه خشکی یقین یعنی تابوت عهد در دریا رهاشد و ایشان پیامبر اولوالعزم و صاحب کتابِ تورات است،کامل و بی نقص خلق شده و به امر خالق یکتا نزول اجلال وجود مقدسش در دامن پاک یکی از بهترین زنان زمان خود بوده که او هم به ذیقعد یعنی جایگاه یقین رسیده بود.پس جعبه یا تابوت ،محلّ خشکی یقین است. در دنیا پروردگار عالم کشتی را برای انسانها قرار داد تا بتوانند در خشکیِ کشتی ، به تمام امورِ دنیایی خود برسند و درضمن از خطرات احتمالی در(یا)ی انتخاب خود،درامان بمانند.کشتی از جنس چوب است و چوب همیشه روی آب می ماند.جالب توجه اینکه کلمه ی عرش یعنی  سقف چوبی،آن(عرش) هم روی آب است. کرسی هم از جنس چوب است. گنبد حرم مبارک حضرت رسول اکرم(ص) سبز است و جلوه ی گنبد خضرایی عرش است که حضرت(ص)،صاحب عرش وصاحب کشتی نجات همه ی بندگان خداست (البته پیامبر(ص)وائمه(ع) همگی سفینه نجات هستند)

در صلوات هر روز ماه شعبان امام زین العابدین میفرماید:همه معصومین(ص)همیشه در حال یقین هستند و هرگز بی راهه نمیروندپس همیشه درخشکی ذیقعد ساکن هستند و هرگز تنزلِ انتخاب ندارندزیرا وجود مقدس معصومین(ص)خود حقّ الیقین هستند یعنی علم الیقین و عین الیقین در مرحله ی تنزل این عزیزان است و ایشان انسانهای متقی را به انتخابِ صحیح راهنمایی می فرمایند و بندگان خدا را به ورود در کشتی نجات دعوت میکنند . در این دعا میفرماید " الفلک الجاریة فی اللّجج الغامرة یامن من رکبها و یغرق من ترکهاالمتقدم لهم المارق والمتاخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق" یعنی کشتی در دریای معرفت جاری و روان است و در اعماق دریا، هر کس بخواهد سوار میشود و هرکس سوار شد امنیت پیدا میکند و هرکس از آن جدا شود غرق میشود و هر کس از آن جلو بیفتد از دین خارج شده و هر کس عقب بیفتد نابود میشود.

حضرت نوح(ع) و گنجینه عشر _____ حضرت نوح(ع)در حالیکه عمر طولانی داشتند اما مردم هدایت شده در زمان ایشان کم بودند و ایشان برای هدایت آنها زحمات زیادی کشیدند. گاه مردم این عزیز خدا را آنقدر مجروح و مصدوم میکردندکه منجر به بیهوش شدن ایشان میشد وگاهی این بیهوشی روزهاطول میکشید،اما وقتی بهوش می آمدند دوباره شروع به دعوت مردم وانجام رسالت خویش میکردند.

پروردگار عالم 950سال عمر به ایشان داد و در آخر امر فرمود که کشتی بسازد تا امت خویش را نجات دهد. خداوند دانه ها را از بهشت به حضرت عنایت فرمود و ایشان 7 تا 7سال دانه ها را کاشت و درخت شد وچوبها را برید و جمع آوری کرد. حضرت نوح(ع)ساخت کشتی را بعد از جمع آوری چوب درختان شروع کرد، درحالیکه در روی زمین خشک و دور از آب بود. مردم گنهکار ایشان را مسخره میکردند واذیت و آزار زیاد تا جاییکه یکی از پسرانش مخالف ایشان شد.در حالیکه حضرت نوح(ع) جانِ کشتی را در(یا) میدید ولی مردم دیدِاو را نداشتند. اما او که یقین داشت که کشتی حق الیقین است و محل رضای خدا و سفینه ی نجات است، هرگز در عقیده- اش تزلزل نمی آمد چرا که او پیامبر خداست ؛پیامبر اولوالعزم وسلام خدا براوست.

پس حضرت نوح(ع)کشتی را به امر پروردگارش ساخت و در زمان معین هنگامیکه خداوند علیم نشانه ای برای او قرار داد که از تنور منزلش بجای آتش آب فواره میزند"وفار التنور"  زمان نجات خود ،خانواده ویارانش و عذاب دشمنان دین است و به ایشان فرمود از هر حیوانی زوج- زوج جمع آوری کند ودر کشتی قرار دهد و یاران باوفایش را نیز سوار کشتی کند.

به امر پروردگار عالم آسمان شروع به باریدن کرد و از زمین هم آب فوران میکرد تا اینکه آب همه جا را فرا گرفت و دشمنان یک یک غرق میشدند. حضرت همه ی خانواده اش را در کشتی سوار کرده بود بجز یک پسرش بنام کنعان که هرچه حضرت خطر عذاب را به او فرمود اما او توجهی نکرد وروی کوه بلند رفت و به پدر بزرگوارش گفت که من تکیه برکوه میکنم (قدرت کوه را از پروردگارش بیشتر میدانست!) خلاصه قدرت خدا را فراموش کرد و غرق شد. حضرت نوح(ع)فرمود پروردگارا فرموده بودی اهل مرا نجات میدهی او هم فرزند من بود،ندا آمد"لیس من اهلک"او از اهل تو نیست. ایشان در احوالات خطرناک امواج دریا به خدای مهربان توکل کرد تا جاییکه به سرزمینی رسید که کشتی به تزلزل افتاد و به شدت بدور خود می چرخید . حضرت احساس خطر کرد و توسل کرد.ندا آمد اینجا سرزمین کربلاست واحوالات عاشورا برای او نمایان شد . ایشان و اهل کشتی به اباعبدالله الحسین(ع)سلام دادندوبه دشمنان حضرت لعن دادند(یک قول صد سلام وصد لعن دادند ) آنگاه کشتی آرام گرفت و کم کم به سرزمین نجف رفت وبه امر خداوند متعال به آسمان و زمین امرشد که آبها را درخود ببلعید"یا ارض ابلعی"  آبها فروکش کردند وکشتی روی کوه جودی (که قبرمبارک امام علی(ع)است)بسلامت فرو نشست، آنجا شد دارالسلام.اینجا ساحل نجات تمام بندگان مؤمن خدا قرارگرفت و اکنون وادی السلام نام دارد.

حضرت نوح(ع)قسمتی از چوب کشتی را بنا به تشکراز امیرالمؤمنین علی(ع)بصورت لوحی نوشت و به نشانه ی نجات اهل کشتی در همان قسمت زیر کشتی که بصورتِ قبر کنده ی آماده ای بود قرار دادتا زمانی که امام علی(ع)به شهادت رسید،امام حسن(ع) وقتی بدن پدر بزرگوارش را در قبر نهاد ،لوح را دید وآنرا برای لحد آقا قرارداد(کتاب منتهی الآمال).

نکته _ معنی لحد: ( ل) یعنی برای و (حد) یعنی اندازه باطنی هر کس، که بدنیا می آید تا از دنیا برود چگونه و چقدر میزان جایگاهش را دریافت کند. در اصل همانطور که همه از کنز وگنج الهی ظهور وبروز داشتند و جانِ کنز همان نام مبارک احدیت، خالق یکتا بود پس هر کس حدی را از جان گنج الهی با خود دارد. حال چگونه و چطور استفاده کرده در قبر به او به نام لحد داده میشود و در واقع آسمان زندگیش بالای سرش پیدا میشود.

 اما امیرالمؤمنین علی(ع) که از نور وجودش کرسیه السموات والارض خلق شده است و کرسی زیر عرش الهی است در قبر هم همانطور که گفته شد عرش یعنی سقف چوبی،همان حد عرشی بالای سر مبارکش قرار میگیرد. یعنی ای شیعه!بدان که هرگز امام علی(ع)از مقام خود تنزل ندارد وتجافی نکرده است و او صاحب کرسیه السموات والارض برای همیشه الی یوم القیامت خواهد بود. دراصل  اینجا ساحل نجات و مقام حق الیقین مؤمنین است. اینجا خشکی یقین است .هر کس به اینجا برسد دیگر هرگز دچار تزلزل نمیشود.اینجا باب الجنّة است . پیامبراکرم(ص) فرمود:"انا مدینة الجنة وعلی بابها" .اینجا جلوه ای از عدد صد وده نام مبارکش است او نگهدارنده ی حقیقت گنج چهار روی ده است و جان عشر عالم است.

در باطن حقیقت ، پروردگار عالم از نور مطهر حضرت علی(ع)کرسی و ملکوت هفت طبقه زمین و هفت طبقه آسمان و انچه بین آنهاست را خلق کرد. همانطور که نوشته شد عرش روی کرسی است و عرش یعنی سقف چوبی ،در واقع حضرت در حالیکه خود ابوتراب است و ظاهراً در خاک قرارگرفت اما در زیر عرش است که همان سقف چوبی بودو هرگز تنزل مقام نداردالی یوم القیامت.لحد یعنی حد و اندازه برای توست. درواقع لِاَحد است (گنج برای تو)  یعنی حقیقت 13 و جایگاه رسیدن به میم وجود است و درجان 13 همان عدد (4=3+1)و تمام درس عشر و در حقیقت امتحان عاشورای عمل و نتیجه (یا)ی انتخاب در دنیا است و اینجاست که پرده برداری میشود و انسان در حقیقت عمر خود قرار میگیرد.

 



:: موضوعات مرتبط: اسرار عدد ده (قسمت 1 و 2 و 3)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391
زمان : 0:42
عدد ده (قسمت اول)


الحمدلله ربّ العالمین الحمدلله الذی خلق السموات و الارض و جعل الظلمات والنور.

حمد و ستایش مخصوص پروردگار عالمیان است که خلق کرد آسمانها و زمین را و قرار داد ظلمات و نور را. حمد وستایش مخصوص اوست که گنج آفرینش خود را به محبت بی انتهایش گشود وخلایق خود را به نور معرفت خویش آشنا ساخت . حمد وستایش مخصوص پروردگار عالمیان است که خلیفه های برحق خود را برای آشنایی مردم به گنج وجودشان فرستاد که چگونه استفاده کردن از این گنج ، برای رسیدن به سعادت دنیا وآخرت و در نهایت به قرب و رضای خداوند یکتارا به همه ی انسانها آموختند. راز خلقت را پروردگار عالم برای شناخت خود و در عالم باطن به محبت خود در نهایت بی نیازی به مخلوقش متجلی ساخت و تماماً بواسطه ظهور اسرار ، خویش را در نهایت تقدّس، تسبّح، تطهّرو تنوّر معارفش را که شامل اولین خلقتش است (شاید بتوان گفت اول و آخر خلقتش است) ظاهر نمود. چون فرمود: انّی کنت کنزاً مخفیاً فاحببت و ان اعرف. این است و جز این نیست که من گنج مخفی بودم پس دوست داشتم خود را بشناسانم. گنج خلقت خود را در نهایت محبت جلوه داد. همه ی زیباییهای خلقتش را یکجا به انسان کامل اعطا فرمود و وجود مقدس انسان کامل را ظرف گنج خویش؛آینه و مرآت خود قرار داد.از احادیث قدسی است: الواحد لا یصدر الا الواحد. خداوند احد جز یک خلقت از ذات اقدسش صادر نفرمود وآن ظهورمصدریّت همه ی مخلوقاتش است.

بنابراین حدیث عشق از یک آغاز گردید ،پس عدد و حروف تواماً روح و جسم کلام شدند و انسان کامل، کلمه خدا قرار گرفت وذات اقدسش او را مرآت یعنی آینه ی تمام نمای صفات و اسماء خویش قرار داد و ایشان کُمّل اولیاء شدند.وجود مقدسشان را نور ثابت و نور تام وحتی کل نور قرار داد ، وجودهای مقدس 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین همه در سرّ وجود ، نورٌ واحد هستند( همانطور که در کتاب گنج الف توضیح داده شد سرّ الاسرا ر راز خلقت ، علمی است که او خواست تا حدودی در دنیا پرده برداری شودواز زبان وجودهای آسمانی ونورانی ائمه(ص) که خود حقیقت سرّ این خلقت هستند وخلیفه های بر حق پروردگار عالمند، به گوش عاشقان معارف برسانند).

پروردگار عالم، انسان را آینه صفات خود قرار داد تا خالق خود را بشناسند و با عبادت خالصانه، راه رسیدن به او را پیدا کنند زیرا در کلام کریمش فرمود:انا لله وانا الیه راجعون،از سوی خدا آمده اید و بسوی او باز میگردید.اما تا راه معارف را پیدا نکنید عاشق او نمیشوید،تا شیعه وپیرو مقربین درگاهش نشوید راه به او ندارید و تا علم به کتاب آسمانی نداشته باشید راه آسمانی شدن را پیدا نمیکنید. بنابراین پروردگار عالم ، خود را با اسماء و صفات ذات اقدسش معرفی میفرماید و فقط به انسان قابلیت درک و فهمیدن انوار مقدس اسمائش را عنایت کرده است. به انسان بهترین ارزشهای خلقتی مثل عقل ، فهم و شعور را عنایت فرموده و به او بصیرت ( بینایی ) ،سمع ( شنوایی)، قدرت و حیات داد، زندگی او را در دنیا مقدمه ی حیات جاودانه در آخرت قرار داد. دنیا را برایش سکوی پرواز به اعلا رفتن نها د. بنابراین انسان را درقید بندگی و حدود و ثغور احکام و تکلیف و امتحانات و ابتلائات ، ضعف و ناتوانی و خلاصه جوانی و پیری و محدوده ی عمر قرار داد تا خالص و ناخالص از هم جدا شوند و انسان به کمال انسانیت و خداگونه شدن برسد تا لیاقت انس با پروردگار خویش را داشته باشد، تا واقعاً به هدف خلقتی خود؛ خلیفه اللهی برسد.

 اراده و مشیت پروردگار عالم بر این قرارگرفت که در حقیقت خلقت در عالم حب که ساحت پاک قدّوسیت و سبّوحیت اوست ،ظهور سرّحقیقت محمدی (ص ) را از نور ذات خود تجلی نماید. این عالم که تقدس محض است در جایگاه طهارت بظهور رسیده و تمام خلقت در جان طهارت از این حقیقت که واحد است ظهور و خلق شده ، پس خداوند باریتعالی آنچه خلق کرده در مجرای قدّوسیت و سبّوحیت خود است. بنابراین انسان باید بداند که اگر بخواهد راه به عالم قرب پیدا کند فقط از مجرای سبحان و عالم تنزیه است ، پس او هم باید تنزیه شود بمعنی تطهیر. احکام الهی بالاترین منت پروردگار عالم به انسان است که با انجام تکلیف احکام و عمل به فروع دین، حقیقت اصول دین را برای خود محکم و استوار و به یقین حفظ میکند. صفات ذاتی پروردگار عالم؛ آن صفات الاهیه (7)است:1-الحی (حی )2-العلیم (علم ) 3-المرید ( اراده ) 4-القادر(قدرت) 5-المتکلم (علم کلام) 6-الجواد(جود) 7-المقسط(عدل)صحت متکلم.

چون این درس حقایق و معارف ولایت مطلق را از نظر حروف و اعداد بررسی میکند این صفات مبارک پروردگار عالم مورد نظر ماست . خداوند تبارک وتعالی گنج ذات اقدسش را از علم ذاتی خود با خلق حروف و اعداد بصورت کلمات ، اسماء و صفات ذات خود را در حقیقت نوری ظاهر و متجلی فرمود و مخلوقات خود را در غالب کلمات و معانی حروفی به اسرار ظاهر و باطن معرفی نمود. ملکوت و اسرار ملکوت عوالم و افلاک و مراتب خلقتی در هر یک از مدارهای خلقتی شکل و محتوای خود را گرفت اما برای تعریف در غالب الفاظ و حروف ، بصورت گنج مخزون و مکنون برای انسانها در شکل و صورت حروف و اعداد تدوین وتدبیر شدند. پس بقول پیامبر بزرگوارمان(ص) هر حرف، اسماء الله است و هر یک حرفی از حروف کلام خداوند عالم الغیب است که در هر زمان پروردگار عالم گنجینه ی معارف خود را بوسیله ی رسولان امین خود به مردم زمانشان به یک نحو گشوده است و آنها را دعوت به معارف خود کرده و راه شناخت و بندگی و تعالیشان را به آنها آموخته است.به برخی از آن بزرگواران،کتاب آسمانی عنایت فرموده و به انسان قابلیت آموختن کلام و نور فهمیدن ودرک کردن را عنایت فرموده است .

ما انسانهای این زمان مفتخریم که پیامبر آخرالزمان محمد مصطفی(ص) ، رسول و نبیّ ماست،چراکه ایشان سیدالمرسلین و خاتم النبیین است. وجود مقدسش نور تام و مظهر ظهور تمام گنج و خزائن پروردگار عالمست و ظرف مطهرش گیرنده ی بالاترین معجزه الهی ؛ قرآن مجید است که این کتاب آسمانی هم کلام الله است و هم کتاب الله( تمام کتابهای آسمانی پیشین فقط کتاب الله بوده اند ).خداوند سبحان در کلام کریمش(قرآن) در چندین آیه مبارکه فرموده که مردم دانشمند و پرادعا را دعوت کرد که هر کس میتواند یک سوره یا ده آیه و یا حتی یک آیه مانند قرآن بیاوردآنگاه اعجاز قرآن را رد کنند،اما همانطور که واضح است تا بحال وتا قیامت هیچ کس نتوانسته و نمیتواند، چون در کلام خالق هیچ کس نمیتواند نفوذی داشته باشدزیرا او فرمود :ما خود،قرآن را حفظ میکنیم.بنابراین ما امت آخرالزمان هم، برهمه ی امم پیامبران گذشته پیشی گرفتیم زیرا خداوند متعال انسانهای این زمان را قابل دانست که با کلام خودآنهارا راهنمایی کند.یعنی این انسانها عقل و فهم وشعورشان تا حدودی به این اعجاز بزرگ میرسد(که به وسعشان متوجه شوندودرک کنند)

حال میخواهم به حول و قدرت پروردگارمهربانم، زیباییهای گنج خلقت را ازدریافت معارف اهل بیت عصمت و طهارت(ص) وقرآن کریم از نظرحروف واعداد تا حدودی حجابش را کنار زده تا نور کلی ولایت حقیقی را بهتر بشناسیم وبا فهمیدن این عرفان شایدبه قرب ورضایت حجت حق؛مولا وصاحبمان آقاحجه ابن الحسن عسگری عجل الله تعلی فرجه الشریف برسیم ویا ذره ای باعث سرور قلب سرورمان  شویم.

درس عدد ده (10 )

همانطور که همگی واقف هستیدآنچه در عالم هستی وجود دارد به اراده و مشیّت یک خالق خلق شده و نظم و هماهنگی بدون لغزشی دارد، هیچگونه ناهماهنگی در آن وجود نداردو این خود تفکر و تعمق زیادی میخواهدکه انسان خود را بشناسد وتمام معارف اطراف خود را بفهمد وچنانچه به هیچ بودن خود رسید آنگاه پروردگار قادر متعالش را بشناسد و فقط بنده و عبد خالص او شود. زیرا او تنها عزیزی است که بی نیاز و صمدست وراه بندگی را راه سعادت و به تعالی رسیدن ما قرار داده است.همانطور که پروردگار عالم برای حروف الفبایی قرار داده که 28 حرف است، پس سیر 28 حرف تمام کلمات و معانی را در خود جای داده و همگی در کتاب آسمانی قرآن مجید وعزیزمان جمع است.

 برای اعداد هم همانطور که در کتاب الف ذکر کرده ام،آنرا به خود اختصاص داده است.عددرا به یک ذات اقدس خود یعنی احدیّت خویش آغاز فرمود و آنرا برابرحرف الف گذاشت.الف=یک (واحد) در یک واحدیّت خویش همه ی اعداد را جلوه داد و( در حرف الف، همه ی اعداد وحروف را جلوه داد)عدد یک را به خود نسبت داد ودر سوره ی مبارکه توحید فرمود:" قل هوالله احد ". بنابراین عدد از یک شروع شد و صورت عددی تا نه صورت گرفت و در عدد ده تمام آغازین و انجامین اعدادپایه گذاری و اظهار شد(10). اما در شماره گذاری ایام تا هفت عدد خوانده شد. واسرار اعداد، همه بر پایه ی سه عدد که ماقبل آن صفر است به عدد یک و دو و سه قرار گرفت و اینچنین گنج خلقت تعریف شد.پروردگار عالم با معارف اسرارگنج حروف و اعداد، کل معارف خلقت خویش را در معارف کلام خود ؛قرآن کریم قرار داد و عابد خالص خود را با شناخت نزد خویش فراخواند و همه ی نعمتهایش را در تسخیر انسان کامل که عبد خالص خدا و خلیفه ی اوست ، قرار داد(و به هر بنده اش به اندازه ی وسعش عنایت فرمود).

عدد ده ، سرّ ظهور فردانیّت به زوجیّت و از زوجیّت به وحدت وجود را عنایت فرمود.عدد ده ، خزانه دار کلّ اعداد و حروف است.. در واقع حقیقت عدد ده متعلق به عزیزان معصوم (ص) است. زیرا این بزرگواران خزانه داران و ظرف گیرنده ی کل نور و کل فیض علی الاطلاق ذات اقدس احدیّت هستند، اما وجود مقدس امام حسین(ع)که معصوم پنجم است ظهور دهنده گنج ده است وهمانطور که میدانید ایشان  ظهور دهنده  وارث همه انبیاء و اولیاء و اوصیاء و معصومین(ص)در روز عاشوراست ؛روزی که همه ی دههای عالم برپا میشود.و هنگام تولد در وجود مقدسش 9ذریه معصوم بوده که با خودش  عدد ده رادارد (10=9+1)و در واقع ایشان بر پا کننده ی عاشورا و امام عاشوراییان است.   

 در حقیقت باز شدن این گنج اسراری که مربوط به همه ی انسانهای روی زمین است،فهمیدن ودرک کردن و رسیدن به مطلبش بر هر انسان مومن و معتقد به دین اسلام واجب و ضروری است.پس هر کدام از اعداد به یک منظوری در ردیف یک تا ده جایگذاری شده اند و هر کدام به یک نحو کامل کننده ی یکدیگر و ظهور دهنده ی گنج خود واعداد بعد از خود هستند،همانطور که در کتاب اسناد حروف ابجد ذکر شدکه پیامبر عظیم الشان (ص)میفرماید:اعداد،روح حروف هستند.

بنابراین اینجانب باذن سرورم؛صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میخواهم برای خوانندگان عزیز معارفی از این اسرار را با استفاده از آیات قرآن کریم بازگو و با ذکر احادیث معتبر، معارف ولایت معصومین(ص) را از نظر علم حروف واعداد بیان کنم.تا شاید بهتر بتوانیم به وظایف شیعه بودن خود نسبت به مولایمان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و همه ی معصومین (ص)انجام وظیفه کنیم و بنده ی خوب وخالص برای ربّ العالمین؛پروردگار مهربان خود باشیم. باشد که به رضای حجت حق و از آنجا به رضای حق برسیم.انشاالله

 صورت عوالم به ظهور عددی         

با کمک اعداد، ولایت مطلق این وجودهای مقدس را میتوانیم بهتر بشناسیم و درک کنیم. ودر پذیرش و قبول کردن قلبی به مرتبه ی عین الیقین، علم الیقین و حتی حق الیقین برسیم. اسم مبارک پروردگار یکتاکه در عالم اسماء ظهور پیدا کرد نام مبارک "احد " است. که خود در سوره مبارک توحید که بقول احادیث معتبر، شناسنامه ی ربّ العالمین است فرمود: قل هو الله احد،پیغمبرم بگو او خداوند،احد است.ظاهراًبمعنای یکی اما بی همتاست؛یکی که دو و سه و ...ندارد.کنز یا گنج احدیّت خود را بعد نام مبارکش؛اسم الله فرمودو بعد اسم مبارک صمدش را(الله الصّمد). در بسم الله الرحمن الرحیم بعد از نام مبارک الله، رحمت رحمانیت و رحیمیت خود را ظهور داد و در عالم اسماء به چهار نام مبارک ،کل اسماء خویش را متجلی ساخت. نام مبارک الله جل جلاله شانه،نام مبارک سبحان (چون باطنی جز باطن سبحان در عوالم خلق نشده )و نام مبارک تبارک که هر چه ازذات عزیزش ،برای مخلوقاتش متجلی میشود و به ظهور می آید همه مبارک و تبرک و با برکت است.اگر خوب فکر کنید مولای خود را با سجده ی شکر جانانه یاد میکنید. پس در حقیقت خلقت عددی هم با نام زیبایش احد که گنج اسرار همه ارواح حروف است یعنی اعداد ابجد ظهورپیداکرد.

معنی اسم مبارک احد ،یک است .اما عدد ابجد نام مبارک احد13 میشود(13=4+8+1)در حقیقت ، 13 هم عدد ابجد اسم مبارک احد است وهم جایگاه عددی آن،یعنی ثابت است وتغییرناپذیر و عدد اول است که جز به خودو یک به هیچ عددی قابل قسمت نیست،در ضمن اینکه قدّوسیت وسبّوحیت همه ی اعدادرا هم در گنج وجود خود ظاهر کرده چون در جایگاه عددی در 28حرف ،عدد13= جایگاه حرف (م) است که عدد ابجد(م)=40 میباشد و حقیقت 40 عدد طهارت است و اربعینی شدن همه موجودات و تربیع ظهوری آنها یعنی بهاری شدن ، سبز شدن و به نتیجه رسیدن خلقت در نهایت بی نیازی خالق که فقط صرف کمال هر مخلوقی است ،در ظاهر وباطن متجلی ساخت. کلمه اربعین یعنی بارور شدن در سیر کمال و ربیع تجلی جمال هر موجودی است به کمال ظاهری وباطنی. پس اگر در ظاهر عدد 13 ( نام مبارک احد ) ارقامش را جمع کنیم=4میشود(4=3+1 )و عدد 4 پایه ی عدد40 است و 4 ،ارکان خلقت است که پروردگار عالم درآیه255سوره مبارکه بقره در آیت الکرسی که سیدآیات قرآن است فرموده:الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تاخذه سنه ولا نوم له ما فی السموات ومافی الارض من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه یعلم مابین ایدیهم و ما خلفهم و لا یحیطون بشیء من علمه الا بما شاء وسع کرسیه السموات و الارض ولا یؤده حفظهما و هو العلی العظیم . کرسی معنی میشود به سلطه سلطنت تام و کامل پروردگار عالم که بر همه ی مخلوقاتش تسلط کامل دارد و همه در علم و ید قدرت او مقهور هستند.

حقیقت عدد ده همان گنج 4 روی 10 است

بقول علمای علوم مختلف که عدد(4)راعددمقدس وکامل میدانند مثلا دربخش ریاضی و هندسه علمایی چون اقلیدس،  افلاطون، فیثاغورس و... . اقلیدس میفرماید:عدد 4 رمز کل 1 تا 10 را در خود نشان میدهدبطور مثال 10=4+3+2+1میشود.افلاطون ،اساس دنیا را در حقیقت عدد 4 و آنرا عدد الهی میداندزیرا در جمع عددی 10 میشود و در زبان یونانیها عدد 10 را به شکل دو خط متقاطع(×)میدانند.جالب است بدانید افلاطون هم عقیده دارد که خداوند ،جهان را بر دو خط متقاطع همان شکل (×)آفریده است و جالب تر اینکه دانشمندان علم نجوم ، دو محور برروی کره زمین متصور هستندکه یکی از آنها دایرةالبروج را مشخص میکند و دیگری استوای آسمانی است. استوای آسمانی تصویر استوای زمین بر روی آسمان است.تقاطع این دو محور،همان تقاطع اعتدالین هستند و به این علت ، افلاطون اساس دنیا را همین دو خط متقاطع میداند و از طرف دیگر عدد4 را هم عدد الهی میداند.

فیثاغورسیان نظرشان اینطور بودکه میگفتند:4 عدد الهی است. خطاب به عدد 4 داشتند که ای چهار مقدس ،توئی که شامل ریشه و منشاخلقت  جاری ابدی هستی، زیرا عدد الهی با واحد پاک و منزه شروع میشود تا به چهار مقدس برسد و از آن پس او مادر همه چیز یعنی ده مقدس خستگی ناپذیر و کلید همه ی مشکلات را بوجودمی آورد.این دعای فیثاغورسیان بود که به چهار مقدس که نماینده ی چهار عنصر آب ،آتش ،باد و خاک بود خطاب میشد.ده مقدس از جمع 4عدد مقدس بوجود می آید10=4+3+2+1 {این مفهوم قابل ذکر است که ما عرفان اعداد را از نظر اسلام و مفهوم واقعی آنرا از نظر سرّحقیقت خلقت و وجود مبارک اولیاء دین در جایگاه خلیفه ی الهی بررسی وتحقیق ومطالعه میکنیم تا به معرفت واقعی پروردگار؛خالق یکتای خود و ائمه اطهار(ص)برسیم تا در نهایت خود را به کمال بندگی و هدف خلقتمان برسانیم.انشاالله}

خلقت جسمانی انسان از 4عنصر است.هر سال 4فصل دارد.قلب انسان 4 رگ اصلی دارد.4ملک مقرّب خلق شده است.از عالم سرّ به دنیا 4 عالم ظهور دارد؛ عالم اسماء ، عالم عرشی ، عالم کرسی، عالم بیت المعمور . و از عالم دنیا به بالا 4 عالم است؛  عالم ملک ، عالم ملکوت ، عالم ذر ،عالم لاهوت . حروف به 28 عدد ظاهر شد و در حالیکه به 4 دسته تقسیم شد:حروف نورانی، حروف آبی ، حروف خاکی، حروف بادی . ستاره ها به 4 دسته تقسیم میشوند. آب و هوا به 4 دسته تقسیم شده است:سرد و خشک، گرم وکویری، سرد وکوهستانی،گرم و مرطوب. بدن انسان 4 ستون دارد(رایج است بین مردم که مثلا میگویند4ستون بدنش سالمه...). خانه خدا 4 رکن دارد . منزل هر کس4ستون وخلاصه قبرهر انسان 4گوشه دارد . عملیات ریاضی به 4 عمل اصلی انجام میشود:جمع ، منها ،ضرب،تقسیم .

پس همه ی این چهارها نشان دهنده ی حقیقت گنج الهی یعنی 10 میباشد و در اصل4روی ده ؛یعنی 14که وجود مقدس چهارده معصوم(ص)است که پروردگار عالم ،سرّ خلقتش را به گنج وجود 14 که همان پنج تن (ص) است (به دلیلی که در صفحات قبل ذکر شده است)قرار داد. ضمن اینکه اگر ارقام عدد14 را با هم جمع کنیم پنج میشود(5=4+1) پس ذره ای در عالم نمی ماند  مگر اینکه در حقیقت وجود(14)خلق شده باشد وتحت ولایت 14 معصوم(ص) قرار گرفته باشد. بنابراین سرّعدد10یکی از پررمزترین اعداد عالم بشمار می آید و کنزالله  است.چراکه  (10=4+3+2+1 )

عدد 10 در معانی علمی(صفر ویکِ ده) و اعشاری

ما میدانیم که سیستم ده دهی توسط بشر در ابتدایی ترین اعصار باستان مورد استفاده بوده است. زیرا تمامی بخشهای نجومی و هندسی و حتی زبان رمزی کشیش ها بر اساس عدد 10 ساخته شده که خود تلقی از دو اصل مذکر و مونث است . عدد 10 که عدد مقدس هستی بود ، بعنوان رازی در تعلق حلقه های درونی حفظ شده بود. این تقدس در رابطه با هر دو رقم 10یعنی واحد(مذکر) و صفر(مونث) یا دایره به آن اطلاق شده است (10 صفر واحد).

طبیعتاً سیستم ده دهی یا اعشاری در دوران ابتدایی به مثابه ی اسرار حفظ میشد زیرا رهبران ، هسته های مخفی آن را قدرتی می پنداشتندکه از بالا دریافت شده بود.

قانون اعداد به حیطه ی شانس تعلق ندارد. اعداد ، ضریبهای پر قدرتی در بکار بستن قانون الهی میباشند و به این علت هیچگونه از انواع گوناگون تاسیسات و تشکیلات بشری که در جهت افزایش منافع فردی به بهای رنج دیگران بنا شده ، درنهایت موفق نخواهد بود. عدد ده بخودی خود ظاهر نشده بلکه ، سبب و مسبب آمده اندتا عدد ده ظهور پیدا کرده است(همانطور که در درس عدد یک توضیح داده شده است).

عرفان عدد ده         

پروردگار عالم با معرفی نام مبارک احد جل جلاله  عدد را ،خود آغاز کرد.فرمود: قل هوالله احد و با معرفی خود ، عدد یک را ظهور داد.{عدد ابجد احد=13میشود که اگر ارقام 13 راباهم جمع کنیم4 میشود(4=3+1)که پایه و ارکان چهارچوب خلقت و در بردارنده ی ظهور همه ی مخلوقات به حروف واعداد آن است الی یوم القیامه} ودر واقع تمام مظاهر خود را در آئینه ی "یک" جلوه گر نمود و فرمود: انّی کنتُ کنزاًمخفیاً فاحببت و ان اُعرف. الواحد لا یصدر الا الواحد.

همانطور که فرمود: (فاحببت ) اول عالمی که خلق کرد عالم حُب بود و عدد ابجد کلمه حُب=10 است. پس با اسم زیبای احد، نمای عددیک مقوم اعداد و مقوم حروف و کنز وگنج خود را معرفی کرد که یگانگی خویش را طوری بیان فرمود که هرگز دو نمیشود. پس از گنج احدیت ، اسم مبارک واحد را در عالم حُب ظهورداد (ظهور گنجی از گنج).عدد ابجد کلمه احد=13 و عدد ابجد کلمه واحد=19 است،که هر دو باطن عدد 10وسرّظهور عدد10هستند(10=9+1).باب عدد19،سرّی است که در تمام رگها و عروق عالم بصورت جان قرآن جاری وساری است چراکه تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم =19 است. و حروف اسماء پنج تن (ص)هم 19حرف است.فاصله ی بین 19(نام مبارک واحد) و 13(نام ذات اقدس الهی احد) 6میشود(6=13-19) وگنج خلقت در ارض(زمین)به عدد6ظاهر شده است؛ طبق آیه 4سوره مبارکه حدید(هو الذی خلق السموات و الارض فی سِتّة ایام... )  

عدد ابجد کنز برابر77 است{جمع ارقامش=14وبه عبارتی 5=4+1 است} و جایگاه عددی کنز41{5=1+4}میشودکه برابرعددابجد کلمه اُم است یعنی مادر ویا بهتر بگویم یعنی ریشه ؛ که خود کنز الله است . عدد13(احد جل جلاله)گنج وکنز همه اعداد وعدداول است. در واقع ریشه ی اعداد یا مقوم اعداد،صفر است که بصورت دایره میباشد و خود به یک معنا باطن اسم مبارک احد است که قوه و کنز ظهور کثرت خلقت میباشد.و آنگاه که خداوند متعال اراده فرمود که واحد ظهور پیدا کند، با قوت دادن صفر در (10)جلوی یکِ واحد، مقامش را به ابدیت وخاصیت و قوت و قدرت بخشید درکثرت قدرت. وپشتوانه یک را همیشه برای برگشت به وحدتش قرار داد(یک ، بصورت خط کوتاه یعنی قامت همزه است. علی(ع)فرمود:انا سرّالنقطه و سرّالخط)و قدرت مطلق خویش را دائماً به همه ی مخلوقات خود یادآوری فرمود.

پس عدد 10رابط است با اعداد ماقبل خود که یکان است و اعداد دهه های بعد از خود که زوجیت است. وقتی به حروف نوشته میشود(ده)عدد ابجدده=9میشود(9=5+4)یعنی از 9 گذشته تا ده شود. در تعریف عدد9 گفته شد که سقف اعداد تا 9 است و 9سلطان اعداد است و عالم درعدد 9 غرق است وبلوغ عددی میباشد(توضیحات بیشتر در جای خود داده میشود). اگر کلمه ده را بسیط بنویسیم (دال+ها)عدد ابجدش برابر41میشودکه 41=عدد ابجد اُم است درنتیجه عدد ده ریشه یا مادر( اُم )اعداد است. اگر ارقام عدد 41را که همان جایگاه کنز است با هم جمع کنیم(5=4+1)عدد 5 بدست می آید{5 = سرّحلقه بندگی ،سرّحقیقت خلقت،سرّحقیقت محمدی(ص)}

درواقع شاید این همه زیبایی در عدد10 برای این باشد که چون معرفت به واحد نصیب شد حالا صفرهاکه بالقوه بودند درپیشاپیش عدد ده میتوانند جلوه گری کنند واعداد را تا بینهایت بکشانند(آنگاه انسان ابدی و ازلی بودن خود درجلوه تقدس ذات اقدس الهی یعنی خلیفه الهی را به نهایت ارتقاء مقام در عالم قرب میجوید تاانشاالله برسد) البته هر قدرهم که تعداد صفرها زیاد باشد اما درنهایت درجمع ارقام به همان یکِ واحد(که ذات اقدس الهی است) میرسیم برای مثال:100000000 جمع ارقامش 1 میشود. (هر آنچه داریم ازلطف وعنایت اوست وگرنه ما همان صفریم که اگر بقوت یکِ وحدانیت نبود ،هیچ ارزشی نداشتیم).     

چهار گنج خلقت در عرفان عدد 10    

حقیقت روح 2000سال قبل از خلقت جسم ظهور پیدا کرده است. پیامبر بزرگوارمان(ص) فرمودند:اعداد روح حروف هستند. وقتی اعداد از یک تا چهار با هم جمع میشوند ،عددده حاصل میشود10=4+3+2+1 . در واقع پنج عدد(5-6-7-8-9)در بطن این چهار عدد محصور و در درجه بندی ظاهر میشوند. این چهار عدد را  اب.جد میگویند که در واقع پدر ومادر اعداد و حروف هستند.پس تمام اعداد و حروف در بطن  اب.جد  قرار می گیرند.

حال اگر یک چهار ضلعی بکشیم ودر هر گوشه اعداد1-2-3-4 را مقابل هم بنویسیم، قطرهای این چهار گوش در جمع اعداد گوشه هایش عدد 10=5+5 {10= (4+1) + (3+2) }را به ما می دهد. و در هر ضلع ،اگرعدد ابتدا وانتها ی ضلع را جمع کنیم،اعداد3و6و7و4

ظاهرمیشود{(3=2+1)،(6=4+2)،(7=3+4)،(4=1+3)}. واز جمع دو ضلع روبرو  باهم 10 حاصل میشود {(10=7+3)،(10=6+4)}                 

در اصل اعداد از یک تا هفت و حروف الف- ب- ج-د-ه-و-ز(حروفی که عدد ابجدآنها از1تا7 است) ظاهر میشوند؛اینجا عدد هفت سرّ اعداد است. زیرا با جمع عددی یک تا هفت کلّ 28 حرف ظاهر میشود (28=7+6+5+4+3+2+1 )

حال اگر عالم دوم چهار گوش را که عالم کرسی است (آیت الکرسی) به عدد 10-20-30 و 40 بنویسیم ، در جمع عددی 100میشود(100=40+30+20+10) که100=عددابجد حرف(ق) و 10×10=100میشود(اینجا تربیع عدد10 است) حال اگر مانند بالا جمع کنیم عددهای 50و60و70 را در کناره ی قطرهای چهارگوش بدست می آوریم. پس در این قسمت حروف ی- ک – ل- م- ن- س- ع (حروفی که عدد ابجد آنها از 10 تا 70 است)

اگرعالم سوم چهار گوش ( بیت المعمور) را رسم کنیم و به عدد 100و200و300و400 بنویسیم در جمع عددی 1000 میشود(1000=400+300+200+100) که کل حروف را دربردارد و به عرفان کل عدد محقق میشود.اگر مانند بالا عمل کنیم،حروف ق- ر- ش – ت- ث- خ-ذ ظاهر میشود و عدد1000=عدد ابجد حرف (غ) که حرف غ آخرین حرف از الفبای عربی است وجایگاه عددی غ=28 میشود.که اگر ارقام 28راجمع کنیم به حقیقت 10باز میگردیم(10=8+2)که جمع ارقام 10 برابریک میشود(1=0+1) یعنی همه ی کثرات به وحدت یک میرسد.

حروف( غین )برابرحروف کلمه (غنی)؛اسم مبارک پروردگار عالم است به عدد ابجد1060 وجایگاه عددی 52 که 52 = عدد ابجد کلمه حمد است .پس این نکته بسیار جالب است که عالم به عدد1000 وحرف غین ، اسم مبارک غنیِ خداوند و همینطور کلمه ی حمد  را جلوه میدهد.

در قرآن کریم خداوند سوره ی حمد را سبع مثانی یعنی7تا2تاکه 14تامیشود،میخواند(آیه 87 سوره حجر:و لقداتیناک سبعاًمن المثانی والقران العظیم)پس جان ِعدد4روی 10ظاهر میشودوکل بواطن را در خود ظاهر میکند،یعنی 14=4+10 پس14عددسرّی و برابرکلمه حجاب است و آیات حجاب در 14 آیه قرآن آمده است.و14=جایگاه عددی حرف( ن) است که عدد ابجد (ن)=50است. پروردگار عالم در سوره مبارکه ی قلم به نون قسم می فرماید(آخرین سوره مبارکه ای است که حروف مقطعه دارد وچهاردهمین حرف بدون تکراردر سوره هایی که حروف مقطعه دارند،است).

در حقیقت حرف(ن)14اسرار باطنی و14اسرارظاهری و کل حروف را در برگرفته است چنانچه حروف الفبا 2 تا14 تا یعنی 28 تا میشود.14حرف نورانی و14 حرف ظلمانی است. حروف نورانی همان حروف مقطعه قرآن هستند که مفسّران باکنارهم قراردادن این 14 حرف ، جمله ی  "علیٌ صراط حق نمسکه " راخوانده اند " علی(ع) صراط حق است پس بدان تمسک جویید ".

14حرف شمسی و 14حرف قمری است. 14حرف بانقطه و14حرف بدون نقطه است (در 14حرف نورانی مقطعه قرآن ،12 تا بدون نقطه و2حرف با نقطه است )

دقت کنید جمع ارقام 14برابر 5 میشود (5=4+1)که اقطار چهارگوش اول هم مساوی5 بودو این برمیگردد به  سرّوجودمطهر امام  حسین(ع)که ایشان محور14معصوم(ص)قرار میگیرد و از طرف خانواده ی مکرمشان پنجمین معصوم هستند و از طرف فرزندان ،حامل 9ذریه اند.پس وجودشان محوری میشود14=9+5 و5=4+1 ایشان خامس آل عبا(ص) هستند.

مفهوم جایگاه عددی در حروف الفبا

در تحقیقات به عنایات پروردگار عالم به جایگاه عددی حروف در 28 حرف دست پیدا کرده ایم .که هر حرفی به عدد ابجد 20 تا 1000 در 28 حرف  صاحب  جایگاهی است که جمع ارقام آن با جمع ارقام ابجدآن یکی میشود ودر واقع خاصیت و مقام ظهوری و معنای آن از جایگاه دریافت میشود. در چهارضلعی سه عالم فوق همانطور که ذکر شد،قطرها چه از طرف عمودی وافقی وچه از راس اضلاع همه در جمع عددی 10و100و1000میشوند.که درواقع کل وجود در ید قدرت عدد10و100و1000 است که همه به وحدت یک قدرت مطلق خداوندی اداره میشود؛پس ذره ای ازخلقت نیست که در عشر نباشد.

درجایگاه اعداد در الفبا ،اعداد از یک تا 28 میشوند ودر مقابل حروف توازن خود را نشان میدهند مثلا حرف غ = 1000 در جایگاه عددی 28 میشود.اما نکته  مهم این است که اگر ارقام 28 را جمع کنیم 10 میشود(10=8+2) این خود نمایشگر اصل عدد است که همانطور که نوشته شد از عدد یک تا 10 عدد ابجد و جایگاه عددی حروف با هم مساوی هستند. یعنی حرف الف که عدد ابجدش یک است جایگاه عددیش هم یک است . پس حروف ابجد،هوز، حطی عددابجد یک تا ده را به ترتیب دارند که با جایگاهشان مساوی است. این ده حرف و ده عدد،رمز حروف الفبا هستند و گنج عشر و تمام زیباییهای معارف را در خود جمع کرده اند بطوری که عدد ده همانطور که قبلا ذکر شد تمام زوجها وفردها و تمام جنسیتها یعنی مؤنث ومذکر رادر خود دارد وعددی بسیار کامل وجامع وعجیب است .

این اعداد یک تاده هم بصورت افقی وهم بصورت عمودی در گنج عالم بالا ظهور دارد. ازنام مبارک احدجل جلاله که کنز الله است به عددابجد13 که جایگاه عددی حرف م ظهور دارد وجمع ارقامش 4 میشود(4=3+1)و عدد 4 جمع کننده ی همه ی اعداد یک تاده شد یعنی (10=4+3+2+1)و اینجا گنج عشر و دهه ی طُهر وحقیقت اسمائی و صفاتی  وجودهای نورانی و مقدس چهارده معصوم(ص) خلق شده اند که به نام مبارک پنج تن (ص) جمع کننده اسرار کائنات و نفس واحده گردیده اند و تمام خلق از این نور مبارک خلق شده است (سوره مبارکه نساء آیه یک:"یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها وبث منهما رجالا کثیرا ونساء . . ." )

تجلی نام مبارک احد ، به نام مبارکش واحد است که این اسم نورانی مظهر کل کثرات است که به عدد ابجد19 ظاهر میشود که جمع ارقامش ده میشود (10=9+1) پس عدد گنج و کنز عشر به عوالم ظهوری کثرات را تجلی می دهند و این گنج هم همان وجود مطهر معصومین صلوات الله علیهم اجمعین و گنج قرآن است که به عدد 19 حروف در ظاهر و باطن قرار میگیرند. عدد بسم الله الرحمن الرحیم ( 19 حرف ) و تعداد حروف نامهای مبارک پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین ( 19حرف ) که در درسهای بعدی بطور کاملتر توضیح داده خواهد شد . تمام گنج یک تا ده را خداوند کریم در حرف یای کلمه دنیا قرار داد و این گنج عشر و دهه طهر و وجود مقدس چهارده معصوم (ص)عالم دنیا را مزین کردند ؛ دنیا شد کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ؛

نکته:احد=13=(4=3+1)=(4+3+2+1=10

                      واحد = 19 = (9+1 = 10                  

تمام گنج در حرف یای دنیاکه ی=10 ،پس سه دهه طهر ظاهر شد که روی هم عدد 30 را در خود جمع کرده است در واقع اصل عدد یکِ خداست که همه در مجرای توحید همه ی مخلوق را بخود میخواند : انا لله و انا الیه راجعون . عدد30 رمز عدد 13گنج احدیت است زیرا:

1 – اینکه اگر یک را به حروف بنویسیم عددابجدش 30 میشود  {30=10+20  (20=ک)(10=ی)} همان منظور توحید است .

2 –  30 برابرعددابجد حرف ل است و حرف ل بتنهایی یعنی برای  ملکیت خداوند کریم و مالک بودنش را ( مالک یوم الدین ) در دنیا و آخرت در خودنشان میدهد و جالب است جایگاه عددی حرف ل= 12 است . خداوند قادر منان انسان را در تمام ساعات و دقائق عمرش در حرف 30 = ل قرار داد . چنانچه (30=یک ) یک سال برابر 12 ماه ( 12 جایگاه عددی حرف ل است )و هرماه 30 روز است و اگر ارقام عدد 12 را باهم جمع کنیم میشود 3 (3=2+1) ؛ پس هر فصل 3 ماه دارد و یک سال 4 فصل که عدد 4 برابر گنج عشر است . پس همه مخلوقات چه زمینی و چه آسمانی در حرف ل مجرای توحید غرقند و آن حمد خداوند کریم است .

3 – عدد 13 در اصل خوانده میشود سیزده به حروف، یعنی برای عالمیان بالاترین تحفه؛ سی زده شده است .  (که همان گنج سه تا اعداد یک تا ده است)

4- اگر عدد سی رابه حروف بنویسیم عددابجدش میشود 70 {70=60+10 (10=ی)(60=س)}که70 برابرعددابجد حرف ( ع ) است و برابرعددابجد نام مبارک یا مهدی (عجل الله تعالی فرجه) و برابر عددابجد احکام است . در واقع اگر کسی بخواهد بنده و عبد خالص خداوند کریم شود و به قرب او برسد باید موحد شود و راه ندارد مگر از باب طهارت و آن میسر نمیشود مگر با عمل به احکام قرآنی که در 30 جزء تدوین و مکتوب شده است .

5 – اگر بخواهیم در قرآن وارد شویم باید از ظاهر به باطن برویم یعنی از ظلمت وارد نور شویم . ظلمات ؛ حیوانیت ها و کفرها و نجاست ها و پلیدی ها است که آن با گفتن دو شهادت : اشهد ان لا اله الا الله  (جل جلاله ) و اشهد ان محمدا رسول الله ( صلوات الله علیه وآله و سلم ) از نجاست ظاهری و کفر پاک میشویم ولی شرط با طهارت رفتن به عالم آخرت شهادت سوم است ( همان اتممناها بعشر ) اشهد ان امیر المومنین علیا ولی الله (علیه السلام ) است . این شهادت را مستحب دانسته اند چنانچه علمای سنی مردم را از گفتن آن نهی میکنند اما رمز اینست که دنیا محل انتخاب است و شیعه شدن به ولایت شرط به طهارت رسیدن در محل طاهران در بهشت است پس هر کس باید خود انتخاب اتممناها بعشر را داشته باشد .

6 – سه تا دهه راخداوند به ماداده است. کتاب آسمانی قرآن در 30 جزء را آسان در دسترس ماقرار داد.اما دهه ی طُهر رانگه داشتن،یعنی عمل خالصانه ومعرفت به تمام این زیبائیها را باید خودمان برای خود،که درقیامت باب طاهران است بفرستیم. پس با این دهه اتممناهابعشر ، رسالت آمدن ما به این دنیا و به سلامت وارد شدن ما به عالم آخرت و درجایگاه قرب به عدد یک تاده عمل خالصانه مارا به اربعین عمل یعنی بهار گنج الهی می رساند.

7 – خداوند کریم درسوره مبارکه انعام آیه 160 می فرماید:"من جاء بالحسنة فله عشر امثالها . . ." اگر باخودت عمل نیکو (سلامت گنج عشری که به ما داده شد)باخودت آوردی ،خداوند کریم پسِ آن 10 (اتممناهابعشر) را به ما عطا می فرماید تا ما به طهارت اربعین وارد عالم آخرت شویم.

نکته:در الفبای فارسی هم حرف اول الف وحرف آخر (ی) است که در عربی به عدد ابجد 10 خوانده میشود وگنج عشراست.  

درنتیجه اعداد یک تا ده به ما نشان میدهد که وقتی به 10 رسید اگر ارقام 10 راجمع کنیم یک میشود(1=0+1) پس ،از یکِ خدا آمده ایم و به یکِ او برمیگردیم.آنروز که آمدیم پاک وسفید و بی غلّ وغش بودیم، خوش به حال کسی که دربرگشت هم به همان حال عود کرده باشد. این سخن گهربار حضرت علی(ع)است که هر روزی که گناه نکردید عید واقعی شماست. یعنی گناه نکردن ،عود کردن به طهارت اولیه خودمان است و این عیدی بزرگ است.روز قیامت چه بخواهیم وچه نخواهیم همه به یکِ وجود خودمان با تمام کوله بار میرسیم. آنروز خودمان هستیم و حساب وکتاب که به ما عود میکند وآنروز روزمعاد است .

جالب است که عدد ابجد قیامت =551 میشود وجمع ارقامش 11 (11=1+5+5) که 11=عددابجد کلمه مبارک هو و حج است. آنجا معلوم میشوددر دنیا گرد چه چرخیده ای و نفست را قربان اَمر خداکرده ای یا امر خدا را قربان نفست کرده ای؟ در هر صورت به( هو ) میرسی. جایگاه عددی قیامت = 65 میشود که برابر عددابجدکلمه دنیا است که قیامت جایگاه تجلی زندگی دنیای ماست.

نکته قابل ذکر دیگر اینکه تمام اعداد عمر ما که کلّ کثرات ظاهری و باطنی ونفسی ومالی واولادی و . . . را درخود دارداگرباهم جمع شود وبازهم جمع شود در جواب به عدد یک رقمیِ یک تا ده برمیگردد که همان سرّ وجود است :

 سوره مبارکه الرحمن آیات 26و27 : "کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام"                                

گنج عدد 10در باطن عدد7 بوجود امیر ملک وملکوت امام علی ( ع )

همانطورکه قبلا اشاره شد پیامبر عظیم الشان اسلام ؛حضرت محمد (ص) فرمودند:کل محتوای قرآن درسوره ی مبارکه حمد قرار دارد . که شامل 7 آیه است . این آیات را سبع مثانی میگویند(طبق آیه 87سوره مبارکه حجر) . بعد حضرت می فرماید: کل سوره ی حمد در آیه مبارکه بسم الله الرحمن الرحیم است (که 19حرف است و 10=9+1 ). فقط در سوره ی مبارکه حمد،  بسم الله یک آیه محسوب میشود که این نشان دهنده ی عظمت این سوره مبارکه است.  و حضرت در  ادامه میفرمایند: کل محتوای سوره در 7حرف بسم الله  جمع میشود و کل محتوای بسم الله در حرف (ب)است{ این حرف 7صفت دارد}. مجددا میفرمایند :کل محتوای قرآن کریم در نقطه ی زیر بسم الله است و امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) نقطه زیر بسم الله است.که امام علی (ع) خود نیز فرمودند:انا نقطه تحت الباء (من نقطه زیر باء هستم) .

زیرا اوست که ارباب ملکوت 7 آسمان  و 7 زمین ، مربی ملکوت و 4ملک مقرب است که از نور مطهر او خلق شده اند که همان اعداد 10=4+3+2+1 میباشد. و عدد ابجد نام مبارکش 110 است که 100=عدد ابجد حرف قاف یعنی نگهدارنده ، و او نگهدارنده ی عدد10 میباشد. پس خوب فکر کنید تا امام خویش را بشناسید . کلام در وصف ایشان قادر به تکلم نیست ، او ناطق کلام الله است  و او نطق الله است .

به وجود ایشان ، خدای مهربانمان را می شناسیم و از این عالم سفل به مرتبه ی اعلای انسانی و بندگی خداوند سبحان میرسیم . پروردگار عالم فرمود: من اعلا هستم و از نام خود ،  نام او را علی  (ع) گذاشتم.

هر دانه ای اگر بخواهد مفلح شود و سبز شود باید یاعلی بگوید ، علی (ع) مددش دهد تا رستگار شود.

عدد 10 در کلمه ی دنیا از عالم حُب

پروردگار عالم همانطور که اراده ومشیتش قرارگرفت که خود را بشناساند ، مخلوقاتش را بدون نیاز خلق فرمود و اول عالمی که به ظهور ایجاد نمودعالم حبّ بود(عدد ابجد کلمه حب = 10 )عالمی که ظرف معرفت شد و صورت نوری گنج عالم در آن ظهور پیداکرد. بنابراین صورت نزولی آن را در عالم دنیا قرار داد. در حالیکه کلمه ی دنیا خود با 4 حرف ،حامل تمام زیبایی گنج عوالم شد و از آن زیباتر بدن جسمانی انسان کامل ، و به تبع آن تمام انسانها به وسع وجودیشان ظرف گیرنده ی کلّ عوالم وکلّ اسماء وصفات وتمام آنچه خداوند تبارک تعالی وقتی جسمیت آدم (ع)را خلق نمود فرمود: فتبارک الله احسن الخالقین. به خود تبریک فرمود که بهترین صورت و بهترین زیباییهای خلقتش شد و فرمود من انسان را به صورت خودم که همان صورت اسمائی و صفاتی است خلق نمودم و او را خلیفه ی خود در زمین قرار دادم " انی جاعل فی الارض خلیفه"همانا این است و جز این نیست که من قرار دادم او را خلیفه و جانشین خودم در زمین .

کل حقیقت سرّ عدد 14یعنی گنج 4روی 10،ولایت و خلافت مطلق از جانب پروردگار عالم مخصوص به 14 معصوم(ص)است {ائمه معصومین(ص) انسانهای کاملند}و این عزیزان استثنا از همه ی خلقت هستند حتی پیامبران واوصیائشان(ع)از انوار مقدس ایشان خلق شده اند. وخداوند درباره ی این 14نور مقدس در آیه 33 سوره مبارکه احزاب میفرماید:"انّما یرید الله لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا" (اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم)این است و جز این نیست که من اراده کرده ام که از اهل بیت پیامبراکرم(ص)تمام پلیدیها را پاک کنم ؛پاکی که هرگزدر آن آلودگی نخواهد آمد(الی یوم القیامه). در واقع پروردگار عالم که کل ظهور و تجلیاتش را در عالم سرّ در باطن سبّوحیت و قدّوسیت ذات اقدسش متجلی فرموده بود،این حقیقت تطهیر را در جان ذره ذره های عالم با تسبیح وتهلیل وتکبیر و تنزیه ظهور داد.وفرمود: " یسبّح لله ما فی السموات و الارض"تسبیح میکنندبرای خدا تمام آسمانها وزمین وآنچه درآنهاست. وجود مقدس 14معصوم (ص)را الی یوم القیامت به طهارت اظهار فرمودیعنی ذره ای در این عالم خلق نشده مگر در باطن طهارت ، حال خواننده ی عزیز از شما می پرسم؛در این( دنیا ) که خود کلمه ی استثنایی است و حرف (ی)دنیا که برابر عدد(10) گنج الهی است و در خواندن کلمه ی دنیا کاملاٌ اظهارمیشود،آیا ذره ای وجود دارد که از بطن حقیقت ولایت جدا باشد؟

کلمه دنیا در گنج عشر

در کتاب راز دنیا بطور کامل توضیح داده ام. بر طبق درس تجوید ،نون ساکن پشت حروف یرملون باید ادغام شود.در حالیکه در کلمه ی دنیا نون ساکن پشت (ی) کاملاٌ اظهار میشود(کلمه ی دنیا از کلمات استثنا است)عدد ابجد حرف(ن)=50 و جایگاه عددیش در حروف الفبا = 14 میباشد. و یکی از اسرار حروف در مقام عددیش، جایگاه آن است زیرا با ذیقعد هر حرف ،حقیقتِ اسراری آن ظاهر میشود. عدد14 که سرّ گنج کائنات است در حقیقت باطن جایگاهی حرف (ن) است. یعنی همان گنج ِعشر، همان گنج 4روی 10 وهمان سرّعدد5 . امیدوارم خوب معنای کلمه دنیا را درک کنید. حرف (ن) یکی از سرّی ترین حروف الفبا ست زیرا پشت ِتمام حروف قرار میگیرد ؛ پشت 6حرف  اظهار میشودکه حروف حلقی هستند(ه – ء – ح-ع-غ-خ) ، پشت 6 حرفِ یرملون که قرار بگیرد ادغام میشود(ی-ر-م-ل-و-ن) ، پشت 15حرف که قرار بگیرد اخفا میشود(س-ش-ص-ض-ط-ظ-ت-ث-ف-ق-ج-ز-ک-د-ذ)و پشت ِ یک حرف (ب)که قرار گیرد قلب میشود یعنی دگرگون میشود و از حالت نون به میم تبدیل میشود(در اصطلاح میگوئیم قلب به میم میشود) .

پس اگر در دنیا نمی آمدیم به حقیقت گنج وجود و اسرار حروف عملمان نمی رسیدیم. وقتی در دنیا وارد میشویم از ثانیه ای که نطفه ی ما بسته میشود ، تمام حیات ما پشت نون ساکن دنیا قرار میگیرد و به صُوَر مختلف معنا و حیات واقعی را پیدا میکند( در هر زمان به یک نحو) ؛ در شکم مادر، در تولد و زندگی کودکی،درنوجوانی و جوانی و در بقیه عمر، عالم خود را دارد و در هر زمان صورت اصلی ِعمل زمان خود را برای ما نشان میدهد.

اما یکی دیگر از اسرار نون، شکل ظاهری منحصر به فردی است که به صورت تنوین دارد-ٌ--ٍ---ً- (به صورت دو زبر، دوزیر، دوپیش) و در تمام حروف ظاهر میشود و همان معانی و کاربردها را شامل میشود.دیگر اینکه 2مخرج کلامی دارد؛ یکی در بینی که غُنه خوانده میشود و یکی در فک پایین جایی که زبان به پشت دندانهای زیرین اصابت میکند. در واقع حروف الفبای عربی 28تاست(2 تا 14 تا=28 )پس در عالم اسرار صورت نورانی کنز الهی ، صورت باطنی نون را شامل است یعنی تنوین و در خلقت روی زمین در دنیا مخرج دهانی را شامل میشودو حامل گنج(14) یعنی 4روی 10 را در دنیا ظاهر میکند. پس تمام سرّ خلقت در یک کلمه قرار دارد و آن هم (ن و ن) است که در واقع در جایگاه حروفی میشود 14و14= 28 در همه ی مخلوقات عوالم ظاهر میشود. خانه خدا روی محلی ساخته شده است که ذیقعد تولد خشکی روی آب است و آن روی حرف (و)میباشد چون پروردگار عالم فرمود:انّا لله و انّا الیه راجعون. حرف (و)حرف وصل است و عالم ماقبل را به عالم مابعد وصل میکند. واو وقتی است که خشکی کشیده شده یعنی دحو الارض شده است (واو =13 ) پس کره   زمین عدد 13 را حامل شد که همان 4=3+1 یعنی گنج ذات احدیت10=4+3+2+1 یعنی 4 روی 10 وحقیقت ولایت ،اسرار لایتناهی پروردگار عالم بر عالم اسفل السافلین جلوه کرد. شاید بتوان این طور تعریف کرد که انسان معمولی فاصله اش تا انسان کامل از اسفل السافلین تا لایتناها است . آن بزرگواران نور بدون ظلمت هستند وما ظلمت ونور { نور ما همان روح قدسی پروردگار عالم است ( انی نفخت فیه من روحی ) وظلمات ، جسمیت و حیوانیت ما است}.

خشکی در واقع ساحل نجات و محل به کمال رسیدن انسان و سکوی پرواز از عالم سفل به عالم اعلا علیین است . خلاصه خشکی جسم است برای آرامش روح انسانی و به کمال رساندن آن و حقیقت ذیقعد هر موجود زنده ای در این دنیاست .

کلمه دنیا با حرف( د ) شروع میشود ( د = 4 ) در ضمن اینکه کلمه دنیا 4 حرف است به معنای کامل رابع و حقیقت عشر و 4 روی 10 و طهارت 40 و تمام گنج رحمت الهی . عدد ابجد حرف د = 4 است و عدد 4 یعنی خزانه گنج الهی که از روی چهارچوب خلقتی بر 4 ستون عددی حرف ( د ) دنیا ظهور پیدا کرده یعنی گنج عشر و در واقع 4 روی 10 ظاهر شده است . عالم خلقت بر ( د ) وحدت وجود او خلق شده . حرف ( ن ) دنیا همانطور که گفته شد در جایگاه عددی حروف الفبا = 14 است یعنی همان سرّ عشر پس ولایت عددی 14 نور مقدس که منت پروردگار عالم است که بصورت جسمانی در دنیا حضور و ظهور پیدا کردند تا همه انسانهای آزاده و عاقل را در ظل گنج الهی با شیعه و پیرو شدن وجودهای مقدسشان و نیز عمل به آیات قرآن  (حقیقت 14 ) آنها را به هدف خلقت یعنی خلیفة اللهی برسانند ودر نتیجه انسانها ، بدون ظلمات حیوانی شوند ودر ضمن ازنظر حروفی وعددی به حقیقت گنج الف وجودیشان در کلمه دنیا نایل شوند و نمره یک عدد الف خود را بستانند چون انسان نسبت به همه مخلوقات ، درجه ی یک است ( اشرف مخلوقات است ) . اما به شرط امتحان عشر ؛ گذر از حرف  (ی) دنیا با گرفتن مقام مهدویت .      

امیدوارم متوجه شده باشید که حرف نون ساکن در باطن کلمه دنیا ،همان گنج 14معصوم(ص) است که ولایت مطلقشان از عالم سرّ در ارض دنیا اظهار میشود و تمام حروف خلقت از وجود ایشان به مفهوم و معنای واقعی خود میرسند. و انسانها بالاخص در جایگاه انسانی که دارای اختیارند باید  شیعه و پیرو این عزیزان شوند تا اعمالشان در قیامت با ولایت و امامت این بزرگواران ، مفهوم و معنای بهشت را دارا شود . والا جدایی از این عزیزان، جهنم است . قابل توجه که انسان از نظر زمانی و جسمانی ، از نظر عمر گرانمایه اش و خلقتی ، تمام رحمتهای واسعه ی خداوندی پشت گنج نون ساکن و ثابت دنیا، بالفطره به او میرسد .

حرف (ی) = 10 یعنی گنج عشر میباشد ، در اصل 4 روی 10 . این دهه ، دهه ی طُهراست . پس نتیجه میگیریم در کلمه دنیا ؛ ( د ) = 4 که 10 = 4 +3+2+1 پس 4روی 10 = 14 ____عدد ابجد ( ن ) = 50 و جایگاه آن = 14 برابر 10=4+3+2+1 پس 4روی 10 = 14 ___( ی ) = 10 برابر 10=4+3+2+1 یعنی 4 روی 10 = 14 __ ( الف ) =1 = یک برابر گنج الف یعنی رسیدن به عدد واحدیت ( واحد = 19 ) است . جمع ارقام 19 برابر 10 میشود ( 10=9+1 ) یعنی 4 روی 10 = 14  . درواقع کلمه دنیا بصورت کلی کلمه که چهار حرف است و یکبار چهار حرف دنیا بصورت ( د – ن – ی – ا ) در گنج عددی حرفی هرکدام کامل و به سرّ عوالم 4 روی 10  در جمع حروفی آن ظهور دارد . پس در واقع حقیقت دنیا به 5 معنا ، 14 است ( چهار معنی تک تک حروف و یک معنی کل کلمه دنیا که 4 حرف است ) 70 = 14 × 5 که تمام دنیا لیل است زیرا عدد ابجد لیل = 70 است و همچنین عدد ابجد حرف ( ع ) = 70 و دلالت به عین ولایت حضرت علی(ع)  وحضرت فاطمه (س) و فرزندان گرامیشان دارد . لیل در دنیا یعنی شب ، عالم دنیا ظلمانی و اسفل السافلین است شاید یک دلیل ظلمانی بودنش که خاک است ( یعنی جسمیت ) این می باشد که فقط کره زمین جاذبه دارد و دنیا رنگ سیاه را به خود گرفت ( رنگ سیاه جذب کننده تمام رنگهاست ) و رنگ کامل است ، پس جذب کننده تمام نعمتهای عالم سرّ و آسمانها و زمین است که نزولات رحمت الهی را به تمام ظرفیت بصورت استعداد جذب میکند و از زمین است که تمام گنج الهی بصورت چهار فصل در سال ظاهر میشود و تمام گنجهای خاک را بصورت طبیعی از خود با رشد نمو ( یعرج فیها ) میکند و باطن آن آمدن تمام مرسلین و اوصیای الهی و کتابهای آسمانیست که در دنیا نازل میشود .

در ضمن جان طهارت به عدد پنج تن ( ص ) همان عدد 14 که برابر 40=10×4 . عدد ابجد قسم = عقل = (ر) = 200 که 200=40×5 است ، همانطور که در بالا ذکر شدحقیقت دنیابه 5معنا14 است(70=14×5) وبه عبارت دیگر میتوان گفت 200=40×5 ، که حقیقت طهارت و دهه ی طهر ظاهر شده(دنیا 4حرف است و 4 پایه 40 ) و همان 4 روی 10 ،40=10×4 .

عالم در گنج ولایت غرق است

 از مبحث بالا چند درس میگیریم :

1- وجودهای مقدس بلاواسطه رزق وحی که پاکترین و نورانی ترین روزی است ( رزقاً حسناً ) از پروردگار عالم میگیرند ( واز وجود مقدسشان که واسطه ی خلق هستند ) به تمام مخلوقین از جماد و نبات و حیوان و انسان و ... میرسانند . پس ساحت مقدس ایشان همیشه طاهرند و با زبان ساده بگویم که هرگز بدون وضو و غسل نمیشوند ، شاید بپرسید چرا ؟ زیرا این عزیزان انسان کاملند و عاری از هر نوع نجاسات حیوانی هستند ( طبق آیه 33 سوره مبارکه احزاب ؛ آیه تطهیر )

2-خداوند در آیه ی مبارکه ی آیت الکرسی میفرمایند : لا تأخذه سنه ولا نوم . یعنی هرگز خواب که هیچ ، بلکه چرتشان هم نمیرود . برای ما انسانهای معمولی خواب یکی از مبطلات وضو است زیرا ما از خود بیخود میشویم . حال که وزنه ی سنگین خلقت بوجود این عزیزان بستگی دارد آیا میشود لحظه ای چرت داشته باشند ؟ پس همه ی عالم زیرورو میشود!

3-وقتی در زیارت صبح روز جمعه ( در مفاتیح الجنان ) میخوانیم : آمنت بسرّ آل محمد علیهم السلام، یعنی چه؟ باید هر مسلمان شیعه اعلام کند ایمان دارم به خداوند متعال و ایمان آوردم به پیامبر و خانواده محترمش (ص) و ایمان آوردم به سرّ اهل بیت پیامبر (ص) .

 

4- وقتی به آقا امام زمان (عج) سلام میدهیم میگوئیم : سلام بر امام انس و جان والسلام علیک یا خلیفة الرحمن السلام علیک یا امام زمان (ع) امیدوارم خوب دقت کنید ؛ پس اوست که امام زمان است یعنی زمان، پشت ِ ولایت او روزیِ رزق میگیرد و ولایت بر انسانها و جان آنان دارد و او خلیفه برحق پروردگار عالم برما انسانها و همه ی موجودات و مخلوقات است ( بقیة الله ولی الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف )

5-در حقیقت وجود مقدس معصومین (ص) امامان مبین و قرآن ناطق ما شیعیان و کتاب آسمانی ما قرآن مجید امام صامت ، صراط مستقیم و نور هدایت از جانب پروردگار عالم برای ما هستند .خداوند در کتاب کریمش میفرمایند: لا یمسّه الا المطهرون ( آیه 79 سوره مبارکه واقعه ) بدون طهارت قرآن و همینطور ساحت مقدس معصومین(ع) را مسّ نکنید یعنی تماس نگیرید . همانطور که بدون وضو و طهارت دست زدن به آیات مبارک قرآن حرام است ، دست زدن به اسماء مبارک پروردگار عالم که تمام معصومین(ص) اسماء الله و همه آل الله هستند نیز بدون وضو و طهارت حرام است .

6- جای بسی افتخار است برای ما شیعیان که پیرو چنین رهبران و امامان پاک و معصوم هستیم که با شیعه ی واقعی شدن این عزیزان میتوانیم بنده و عبد خالص پروردگار عالم شویم ، یعنی از رضای قلب ولی زمانمان حضرت مهدی(عج) به رضای پروردگار بی همتای خود برسیم . اللهم الرزقنا .

همین جا متذکر میشوم که خداوند متعال در آیه ی آخر سوره مبارکه کهف میفرمایند : قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا ولا یشرک بعبادة ربه احدا

پیغمبرم بگو اینست و جزاین نیست که من هم مثل شما بشر هستم اما رزق من وحی است از سوی پروردگار یکتا... .

انسانها باید بدانند که هیچگاه مرتبه مقام معظم 14معصوم(ص)را با خود مقایسه نکنند زیرا همانطور که ذکر شد این بزرگواران در مقامشان آیه تطهیر نازل شده و از ظاهر و باطن تطهیر هستندیعنی در بدن مطهرشان نجاست نیست و پروردگار عالم لباس جسمانی از جنس طهارت بر روح مطهرشان قرار داد نه مثل بدن ما که اگر ذره ای شکافته شود عین نجس خون از آن بیرون بیاید نجس است . تمام قرآن حقیقت وجود مقدس آنهاست، ایشان رزق نورانی وحی را حامل هستند ودر مقام قرب ، هرگز تنزل ندارند چون هادی انسانها در مرتبه اسفل السافلین دنیا هستند. در ضمن اینکه زوجیت آنها را مثل خود نپندارید و سخنی نگوییدکه مسئول هستید.ایشان از تمام هوسرانیها و دنیا پرستیها مبرّا هستند{مثل خانم مریم(س) که تمثیل بارز پروردگار عالم در سوره مبارکه مریم است که ایشان برگزیده و تطهیر است.فرزندش بدون پدر متولد شده و حضرت عیسی (ع)در بدو تولد پیامبر بود و کتاب وپیامبری خود را اعلام کرد:انی عبدالله اتانی الکتاب (این است و جز این نیست که من بنده ی خدا هستم  وبا خودم کتاب آسمانی آوردم) } .

 وقتی پیامبر مکرم اسلام(ص) مسجد النبی را ساخت ، مسلمانان آن زمان بخاطر اینکه سریع در خدمت ایشان حاضر شوند درهای منازلشان را در مسجد باز کردند. وحی نازل شد که پیامبرم بگو همه درهای خانه هایشان را از مسجد ببندند زیرا با نجاست نباید وارد مسجد شوند و فقط یک در ؛ آن هم درِخانه ی امیرالمؤمنین علی (ع) و فاطمه زهرا(س) باز باشد زیرا آن منزل ، محل رفت و آمد  ملائکه و نزول وحی الهی و حقیقت تطهیر است(که آن در، امروزه در مسجدالنبی (ص) باب الجنة نام دارد) و امیرالمؤمنین علی(ع) مولودکعبه،در بهترین ومقدس ترین نقطه ی روی زمین یعنی خانه ی خدا (کعبه)تولدیافته است وبرای  وجود مطهر حضرت زهرا(س) نیزاز طرف پروردگار عالمیان به پیامبر عظیم الشان (ص) امر میشود که 40روز روزه بگیر وشبها به عبادت باش تا بالاترین و بهترین عطیه ی عالم را به شما دهم یعنی خانم دو عالم ؛ فاطمه زهرا (س). درتعجبم که برخی افراد چگونه میتوانند خانواده ای که آل الله هستندرا با خود مقایسه کنندو خیلی حرفها بزنندکه باید استغفار کنند. امیدوارم بتوانم ذره ای از وظایفم را نسبت به موالی خود یعنی معصومین (ص) ادا کنم. خواهشمندم درس را خوب مطالعه کنید تا بخوبی درک کنید که این فهمیدن وظیفه ی هر مسلمان شیعه و متعهد است.

حال ببینید دنیا چه عظمت وجودی دارد و این نام پر معنا و زیبا چه گنجی را در خود نهان داشته است ! همیشه همه ی انسانها در طلب گنجی بوده اند وهستند وخواهند بود تا به آرزوهایشان برسند. اما نمیدانند که پروردگار عالم این گنج را در4ماه و ده روزگی جنینی(یعنی 4روی 10)در  وجودشان ارزانی داشته وبا ورود در دنیا به حیات دنیایی هم وارد گنج میشوند و با رسیدن به حقیقت بندگی در ظلّ تشیع برمحمد و آل محمد(ص) به این گنج واصل میشوند.پس هر کس که در دنیا زرنگ باشد یعنی اطاعت محض پروردگار عالم را انجام دهد به گنج دست پیدا میکند تا الی یوم القیامت به بالاترین و بهترین ارزشها و مقامها و تمام آرزوهایی که فکر آن هم در سر نمی گنجد می رسد؛ یعنی به قرب الی الله و به روزی نورانی ِعند ربهم یرزقون و به اذن خداوند رحمن و رحیم به جایگاهی که جز خاصان به آن راه ندارند میرسد(فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر)

تعریف عدد10 از نظر حرف( ی ) وتعریف عددی وجود مقدس امام حسین (ع)

قبل از شروع این مبحث ،به حدیثی از کتاب شرح مناقب از استاد محی الدین عربی (صفحه 208)درباره وجود مقدس امام حسین (ع) اشاره میکنم. قال الشیخ محی الدین : " و علی المتوحّد بالهمّة العلیا، المتوسّد بالشّهود و الرّضا، مرکز عالَم الوجود سرّ الواجد والموجود، شخص العرفان العَیان ، نور الله و سرّه الاتمّ، المتحقق بالکمال الاعظم نقطة دائرة الازل والابد، المتشخّص باَلِِفِ الاحد فاتحة کتاب الشّهادة والی ولایةالسّیادة الاحدیّة، الجمع الوجودی الحقیقة الکلّیة الشّهودی کهف الامامة صاحب العلامة کفیل الدّین ِ، الوارث لخصوصیّات سیّدالمرسلین، الخارج عن محیط الاَین والوجود، انسان العین لُغزالانشاء، مضمون الابداع مُذوّق الاذواق ومُشوّق الاشواق ، مطلب المحبّین و المقصد العشّاق المقدّس ،عن کلّ الشّین، ابی عبدالله الحسین الشّهیدصلوات الله وسلامه علیه ".  

حاصل ترجمه : صلوات نامیات ِ حضرت حق تعالی شانه وتحیات زاکیات ِملائکه و حاملین عرش برآن ذات پاک و گوهر تابناک باد.که در میان افراد کائنات با همّت علیای خود،متوحّد ودر مقامات قرب حق بوساده ی شهود(روی نازبالش استراحتگاه مشهوداست یعنی بالاترین مقام آرامش در پیشگاه قرب الهی) و رضا متوسد(به آرامش کامل کنایه از این که سر به بالین استراحت ابدی گذاشت)است، اوست مرکز عالم وجود(همان محوریّت که مذکورشد) و حقیقت واجد وباطن موجود است، شخص مجسّم معرفت و حقیقت آشکار ، نور حضرت کردگار ، سرّ اتمّ الهی ودارای کمال اعظم (بلوغ نه وباطن ده، که همان گنج عشر یعنی 4روی 10 وجود 14 میباشد)غیرمتناهی مرکز دایره ی ازل و ابد که در اوّلیه وجود متلبّس است به لباس تشخّص (که کفن او لباسش بود) الِفِ احد (همان الف وجود)آغاز کتاب ناسوت (یکی از اسماء دنیا) شهادت والی ولایت ملکوت، سیادت در مقام جمع الجمع وجودی(که صاحب نُه ذریه است) صدر نشین محفل احدیّت (بعنوان گنج عدد 10) در منزل الفرق شهودی حقیقت کلیه (کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا) موجود بهر کثرت کهف امامت (الکهف الحصین =پناهگاهی که هرگز ویران نمیشود)صاحب علامت نگهبان (ثاراللهی) دین ،وارث مختصّات حضرت سیدالمرسلین(ص)خود رتبه ی آن ذات پاک،بالاتر از رفعت افلاک است  و بیرون از عالم زمان و خارج از فضای مکان (یعنی بهشت) و در معنی چشم بینای حقیقت هستی (عین الله) انسان (چگونه شرح این حقیقت را توانم داد؟!که لُغز یعنی معمای عالم ایجاد و یا گشاینده ی معمای کلام الهی است) و حاصل مضمون نشاه ابداع(کل حروف واعداد) ذوق بخشنده ی ذوقها(یا افراد باذوق) و بشوق آورنده ی اشواق مطلب احباب (دوستداران)و مقصد عشاق، منزه است از هرگونه نقص و شین( حرف شین صفت افشاکنندگی داردکه عدد ابجد شین=360 پس در واقع افشاکننده ی (س) است زیراعدد 300که همان عدد ابجدحرف(ش) است، افشاکننده میشود برای عدد60که برابربا عدد ابجد حرف (س)است و حرف (س) قلب قرآن است و ابا عبدالله الحسین نیز قلب کننده ی عالم از نون ساکن به میم است چون خود باب الفتوح کتاب الله است و هم با شهادتش پاک کننده گی عین نجاست حیوانیت ما انسانها را به کمال طهارت عین پاکی انسانیت عنایت فرمود.هم چون ثارالله است و قلب قرآن به نام سین است زیرا این خون ، مایع حیات ِ طیبِ انسانهاست و پیام آورنده ی همه ی زیبائیهای قرآن است . همانطور که قلب دائماٌ در خون میطپد ومرگ را به حیات ،قلب میکند اباعبدالله الحسین (ع) هم تمام عاشقان را از مرگ عمل به حیات آخرتی و رضای خدا میرساند). به نام نامی و لقب گرامی ابی عبد الله الحسین الشهید(ع) ارواحنا له الفداء. 

 منظورم از معانی حدیث شرح کامل حقیقت این درس است . امام حسین(ع)معصوم پنجم ماشیعیان است(به عدد5) و ایشان صاحب 9 است(9ذریه در بطنشان قرار گرفت) پس 14=9+5 که جمع ارقام 14 هم برابر5 میشودو از طرفی به عدد 10 به دنیا آمدند(بلوغ حیات انسانی و تولد زنده در آخرت)یک خودشان +9 ذریه در بطنشان و به معنای دیگر عدد 9روی 10 هم هستند یعنی 19که(10=9+1)میشود (19=عدد ابجد کلمه مبارک واحد) . عدد 10 به عربی ،عشر خوانده میشود وایشان خود ،در ظهر عاشورا برپاکننده ی همه عاشوراهای عالم برای تمام انسانهاست(الی یوم القیامت).جالب است که حروف کلمه عرش با عشر یکی است و ایشان است که با عدد 10 خویش ،وصل کننده ی عالم عرش به عشر ِدنیاست. یعنی عالم اعلی را به عالم سفلی تجلی داد. راه رساندنِ تمام ِگنج و سرّالاسرارذات احدیّت پروردگار عالم را به تمام انسانها و در عالم سفل(دنیا) به باب طهارت ظهور داد تا به مقام "عند ربّهم یرزقون " ( نزد پروردگار عالم روزی بگیریم) هادی و امامِ راه باشد و این هدف متعالی را محقق ساخت.

عدد ابجد کلمه عرش وعشر =570 است ، 500=عدد ابجد حرف (ث) که ملکش میکائیل (ع) ملکِ روزی است . امام حسین (ع) هم رزقِ خونِ حیات الهی هستند چرا که ایشان مقام ثارالله را دارا هستند. 70=عدد ابجد حرف (ع) که در قرآن کریم در هفتاد آیه مبارکه وبا هفتاد معنا ظاهر شده است. عین یعنی چشم وچشمه،که هم چشم به باطنِ انسانهای بینا داد و هم چشمه ی حیات به همه ی لب تشنگان حقیقت و طریقت.پس در این دنیا نیاز به عین(چشم) است وعددِ500=ث ،روزیِ رزقِ این عین است، چشم بینایی که راه را از چاه تشخیص میدهد. از طرفی 70= عدد ابجد کلمه (احکام) الهی است که تمام اوامر الهی بصورت امر به معروف و نهی از منکررا در خود جای داده است. در ضمن 70=عدد ابجد کلمه (لیل) نیز میباشد که دنیای سفل،لیل است و در قرآن کریم آیاتی درباره ی لیل آمده وپروردگار عالم  اهمیّت آنرا ذکر میفرماید. پس همانطور که از کلمه (عرش) برمیاید،بالاترین مقام و مرتبه ی عالم بالاست جایی که اراده و مشیّت پروردگار عالم به عالمِ عرش میرسد بعد ،کرسی و عوالم پایینی تا در عالم دنیا و عددِ عشر(10)گیرنده ی همه این نزولات و برکات است یعنی در حرفِ(ی)دنیا که برابر10 است . ظرفِ قابلی که با امامت امام حسین(ع) وهمه ی معصومین(ص)راه را از دنیا با عمل خالصانه تعالی میدهدتا در نزد پروردگار به مقام عند ربّهم یرزقون ،برسند و باقی وابدی شوند. نکته: عدد ابجد کلمه "یا مهدی (ص) " برابر با 70 میباشد پس عشر،مداومت دارد تا زمان آقا و مولایمان امام زمان (ص) و همیشگی است.

جایگاه عدد ی کلمه عرش  و عشر =57  است که اگر جایگاه عدد ی عرش و عشر راباهم جمع کنیم 114 میشود(114=57+57) که برابر کلّ سوره های قرآن است . سن مبارک امام حسین(ع) 57 سال است {سن مبارک امام حسن(ع) 47 سال است که برابر جایگاهِ عددی نام مبارک امام حسین(ع) میباشد و عدد ابجد وجایگاه نام مبارک امام حسن(ع) در جمع عددی 10 میشود(10=8+1+1 و10=7+3)} ، آقا امام سجاد(ع) نیز که در عاشورا حضورداشتندو نام مبارکشان علی=110 است وجمع عدد ولایی و معصومیتشان 10 میشود10=6+4 در سن 57 سالگی به شهادت رسیدند ، وجود مقدس امام باقر(ع)که در عاشورا حضورداشته و 4سال از سن مبارکش میگذشت ایشان در سال 57 هجری.ق بدنیا آمدندوطول عمر مبارکشان نیز 57 سال بود(سال114 هجری.ق  به شهادت رسیدند) . اگر ارقام 57 را باهم جمع کنیم 12 میشود12=7+5 و 12برابر جایگاه عددی حرف(ل)است که حرف (ل) مجرای توحیدست و چنانچه ارقام 12را جمع کنیم 3میشود3=2+1 وعدد 3 برابرآب است که شوینده و طاهر کننده عینِ نجاستها  به عینِ طهارت است(رجوع شود به کتابها ودروس گذشته) . پس عددِ10 که سرّ وجودی اسرار اهل بیت عصمت و طهارت(ص) است،شوینده ی عینِ نجاست حیوانیت ما به عینِ انسانیت است تا رستگار شویم ، زیرا در پیشگاه پروردگار سبحان فقط انسان میتواند عبادت کند و در قیامت تنها به صورت و سیرت انسانی میتوانیم وارد بهشت شویم و این میسّر نمیشود مگر به شیعه و پیرو شدن واقعی چهارده معصوم(ص).

حرف (ی) به عدد عشر درنام مبارک امام حسین(ع)

عدد ابجد و جایگاه حرف(ی)=10 است. وجود مقدس امام حسین (ع) نام مبارکش حسن (ع) است چنانچه پیامبر اکرم (ص) می فرمود:حسنین(ع) .یعنی دو وجود مقدس ، حسن(ع) هستند (امام دوم و امام سوم) در دستور زبان عرب هرگاه دو برادر نامشان یکی باشد در نام برادر کوچکتر یک حرف (ی) یای مصغر بین دو حرف آخراضافه میکنندتاکوچکتروبزرگترمعلوم شود{شاید یکی از اسرار اسم دنیا که استثناست(حرف ن  پشت ی اظهار میشود) اینست که دنیا با گرفتن حرف(ی) کوچکترین و پایین ترین عالم خلقتی است چنانچه خداوند درآیه 5 سوره ی مبارکه تین اشاره میفرمایدکه دنیا اسفل السافلین است}مثل نام امام حسین (ع) که درواقع همان حسن(ع) است.این ظاهر کار است ودرعرفان میگویند این حرف (ی) نشانه ی عشر وجود آقا امام حسین(ع) است .پس ایشان برپاکننده ی عاشوراست و او صاحب عشر است . همانطورکه قبلا گفته شد درواقع نام مبارک فرزندان رسول الله (ص) و حضرت علی(ع) وفاطمه زهرا(س) فقط حسن (ع) است وتا آقا امام زمان (عج)که وصی الحسن(ع)است . یعنی حضرت علی(ع)ابالحسن(ع) پدر امام حسن(ع) ، خانم فاطمه زهرا (س) حسنه(حسنیه) ، آقا رسول الله (ص) اسوه حسنه و نام مبارک امام حسین (ع) با نه ذریه اش حسن است . درنتیجه همه ی خانواده محترم پیامبر(ص) ، حسن است.

حرف (ی)به عدد عشر در کلمه دنیا __ عاشورا

گفتیم که در کلمه ی دنیا استثنائاٌ بجای اینکه حرف نون ساکن پشت حرف(ی) ادغام شود اظهار میشود ؛ در واقع باید دُیّـا خوانده میشد اماحرف (ن)کاملا اظهار شده و دنیا خوانده میشود. پس نشان میدهد که حرف (ی)که یا خوانده میشود،عشر یعنی ده بودن عمر دنیا را کاملا اظهار میکند.در حدیث مبارک آمده "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا " یعنی تمام عمر دنیا عشر است و در آن عاشورای بندگان خدا برپامیشود و کل ارض زمین هم محل برپاشدن عاشورا یعنی کربلاست.

نکته: عددابجد کلمه عاشورا =578 که جمع ارقامش 20میشود20=8+7+5

و20=عددابجد حرف (ک) {خداوند کریم در اول سوره مبارکه مریم 5 حرف مقطعه را می فرماید که اول آن (ک) کاف خوانده میشود ویکی از اسماء خداوند، کافی است}وجایگاه عددی کلمه عاشورا=65 است که جمع ارقامش 11میشود(11=5+6) و 11=جایگاه عددی حرف (ک) =عددابجد حج  و هو{2=1+1و2=ب} همچنین 65=عددابجد کلمه دنیا، پس عاشورا در جایگاهش فقط دنیاست که اتفاق میفتد و برای همه ی بندگان خداست. همه باید عاشورائی باشیم واز حریم اسلام وقرآن وعقیده وایمان به خدای یکتا پشت وجود مطهر آقا امام زمان (ع) ایستاده وبا دشمنان دین وقرآن با علم ،باعمل خالصانه،با تربیت صحیح ،بانماز،باحجاب ، با اسلحه ی بندگی وخلوص تاپای جان بجنگیم.

مؤمن باید مثل مولایمان امام حسین(ع)باشد که هنگامیکه در قتلگاه سرش را بلند کرد ودید عده ای با سنگ، عده ای باتیر ونیزه  و خلاصه باکلامهای مخالف حمله کرده اند برای دفاع از دین جدش پیامبراکرم (ص) و ولایت پدرش امام علی(ع) وطهارت مادرش خانم فاطمه(س) ورضای خدای مهربان سینه ی خودرا سپر همه ی بلاها کرد و اجازه داد تا تیرها وسنگهاونیزه ها و ...براو ببارند، زیرا تا ایشان اذن نمیداد هرگز این اجسام که خود تحت ولایت آقا هستندجسارت نمیکردند زیرا همه ی این جمادات و نباتات و ملکوت میگویند:      

          ماسمیعیم وبصیریم وهشیم     باشما نامحرمان ماخاموشیم

پس اگر بخواهیم هیچگاه وسواسها وخناسها برما غالب نشوند باید پاسدار حریم حدود الهی اول در وجود خودمان وحریم قلبمان و بعددرخانواده وتا هرچه میتوانیم دراجتماع باشیم  شاید بتوانیم ارادتمان را به ساحت مقدس آقایمان ابراز کنیم. این عمل فقط در جایگاه عاشورا در دنیاست.

جالب است بدانید همانطور که قبلا ذکر شد جایگاه عددی کلمه قیامت هم 65 میشود{ 11=5+6 و11=جایگاه عددی حرف(ک) ، 2=1+1 و 2= (ب)} عاشورا قیامت صغری در دنیاست . هرکس میخواهد در قیامت روسفید باشد باید در عاشورای دنیا به درجه ی سرباز اسلام و قرآن و شیعه ی امام زمان (ص)  و مُهر مهدویت و انشاالله شهادت فی سبیل الله وزیارت لقاء الله با روسفیدی نائل شود.پس نتایج زیر حاصل میشود:

1-انسان دائماٌ در ابتلا و امتحان است.   2-انسان در سختی ها شناخته میشود.   3- جوهر انسان در زحمتها و رنجها سنجیده میشود.   4- خالص بودن هرکس در محک با ناخالصیهاست.   5- جان عدد 10 همان حقیقت 14 و 5 است که حلقه ی بندگی میشود و انسان باید در دنیا به این حلقه مزیّن شود تا در آخرت به آن برسد.   6- پروردگار عالم در آیه 160 سوره مبارکه انعام می فرماید : "من جاء بالحسنه فله عشر امثالها " اگر با خود (تا قبر) عمل حسنه بیاوری من ده ، مثل (گنج) عشر را به تو پاداش میدهم.(یعنی همه ی برکات و نعمات تمام نشدنی خداوند کریم) اگر کسی عمل حسن(ع) بیاورد ،حسین(ع) نتیجه میگیرد. عدد ابجد نام مبارک حسن(ع)=118 است که اگر ارقام آن را باهم جمع کنیم =10 میشود(10=8+1+1)پس در جان حسن(ع) حقیقت ِ 10 شکفته  شده وپایه ی 10 میباشد. عدد ابجد حسین(ع)=128 است و (11=8+2+1)که به معنای رسیدن به حج واقعی و معنای هو است(11=حج=هو)

7-در واقع پروردگار عالم به انسانهای فقیر و هیچ خود منّت نهاده که به اسم غنیّ خود ، آنها غنی شوند و به عالم باقی بروند.وقتی وعده ی عشر امثالها را می دهد یعنی کل بواطن را به او میدهد.

8-از عرش خداوند سبحان به زیر آمدیم تا دوباره به عرش با عمل صالح برسیم(در مجرای تنزیه)

9- عدد ده جایگاه ذیقعد، به یقین رسیدن و به ساحل نجات رضای خدا رسیدن است.

10-خشکی ذیقعد زیر خانه ی خدا به کربلا کشیده شده تا به هدف آفرینش خداوند باری تعالی با درجه ی قلب به میم و رسیدن به40 در جایگاه شهید با طهارت کامل جلوه کند.

11=همه ی انسانها در نتیجه ی شیعه شدن به وجود چهارده معصوم (ص) و صادق بودن در عمل به قرآن و پیروی معصومین(ص)میتوانند به کمال و سعادت دنیوی و اخروی خود برسند.

حقیقتی از گنج سوره ی فجر در خصوص لیالٍ عشر      

سوره مبارکه ی فجراز نظر ترتیب نزول دهمین سوره ایست که به قلب پیامبراکرم(ص) نازل گردیده است.پروردگار عالم در این سوره قسم یاد میکند به" لیالٍ عشر" ، قسم به شبهای دهگانه.درهر ماه قمری از 13تا 23 آن، دهه  فجر خوانده میشود و در این ده شب 3 شب  لیلة البیض  یعنی شبهای نورانی خوانده میشود؛شبِ 13 و شبِ14 وشبِ15 که قرص ماه بصورت بدر کامل در آسمان نورافشانی میکند.

اما حقیقت و سرّ قسم پروردگار عالم به عدد عشر آنهم بر شبهای عشر چه معنی میدهد؟ در ترتیب نزول دهمین سوره است یعنی چه؟ و چقدر زیباست که نهمین سوره از جهت ترتیب نزول بر قلب پیامبر(ص)، سوره مبارکه ی لیل است. همانطور که گفته شد عدد 9 باطن عدد 10 بود (از جهت ترتیب نزول ؛ لیل، باطن فجراست). سوره مبارکه ی فجر 30 آیه دارد و از جهت ترتیب نوشتاری سوره 89 قرآن و مکی است .در واقع این سوره ی مبارکه حقیقت اسراری باطن عاشورای دنیاست و قسم پروردگار عالم به لیال عشر خیلی مهم است زیرا باطن ِ کلی فعلیت دنیا را تا به سلامت رسیدنش به آخرت نشان میدهد. خداوند عالم به شفع و وتر قسم میفرماید. شفع به ترازوی عمل معنا میشود که وزنه ی سنگین آن ، معصومین(ص)هستند و کفه ی دیگر عمل ناچیز ماست.لطف وفضل خدای مهربان به ما این است که فرمود :"لا یکلّف الله نفساٌ الّاوسعها" و به اندازه  وسعمان از ما عمل می خواهد. شاید اینطور بتوانیم تعبیر کنیم که وقتی می خواهیم وارد مدارج عالی بشویم از ما مدرک شناسایی می خواهند،اما می گویند که شما فتوکپی بیاور تا اگر مدارک با اصل مطابقت کرد مدارک شما قبول میشود. واقعیت انسانِ کامل است و فتوکپی ما هستیم. بزرگواران معصوم(ص)هستند که به اذن الله بندگان خدا را شفاعت می کنند و گناهان و اشتباهات آنها را به مغفرتِ الهی واصل میکنند. پس در حقیقت ما بدون معصومین(ص)نمی توانیم به رضوان الهی راه پیدا کنیم و نمی توانیم در دنیا به معارفِ بندگی پروردگارمان و به کراماتِ انسانی خودمان برسیم.

پس اول وظیفه ی ما اینست که در لیالِ عشر به حقیقت ِ میزان شدن به شفع یعنی به شفاعتِ شافعین برسیم . اما وتر، که ظاهراٌ فرد است اما حقیقتِ وتر یعنی تَری، محلی که باطن رزق ظاهری و باطنی به انسان وصل میشود.مثل جنین که در شکم مادر بوسیله ی بند ناف تغذیه میشود.اما آن قسمتِ بند ناف که به رحمِ مادر وصل میشودرا ( وتر ) میگویند و تَریِ حیات از آن قسمت به بدن جنین منتقل میشود، پس هرقدر این قسمت سالمتر باشد رزقِ بدنی به جنین بهتر میرسدتا او سالم و کامل به دنیا بیاید.در نتیجه انسان هم در رحمِ دنیا ، برای سالم رسیدن به آخرت باید به وترِ حقیقی وصل باشد و آن محلّ رزقی است که از قلب به قرآن و امام زمان (ص)تغذیه میشودهر قدر ،این تریِ حیاتِ رزقِ رحمانیت ورحیمیت کاملتر و سالمتر باشد، انسانِ مؤمن سالمتر به حیاتِ آخرت میرسد. انسان باید دائماٌ مواظبت ومراقبت در صحتِ این تریِ باطن داشته باشد و با گناه نکردن و بهتر دانستن معارف ِ وجودی این راه را همیشه بدون آفت و سالم نگهدارد.

اما حقیقتِ شفع که عدد زوج است ،10 است و حقیقتِ وتر که عدد فرد است ، 9 میباشد. جالب است که امام حسین (ع)که خودش حقیقتِ 10  است ، 9 ذریه در بطن اوست که حقیقتِ وتر ِ جریان ولایتِ معصومین (ص) بعد از خود است. پس عدد 9 که سلطان اعداد و بلوغ کامل رساندن  حقیقت وجودی انسان( برای تولد و سن تکلیف دختران) است ،کاملِ آن در وجود مقدس امام زمان(ص)میباشد که نهمین فرزند نورانی امام حسین(ع) هستند که کلّ وراثت ووصایت حُسنِ ائمه (ص) را این عزیز ،در دنیا بصورت کامل ظهور میدهد و مثل این است که جانِ رضوان الهی و هدف تمام پیامبران ماسلف به نور مقدس چهاردهمین معصوم(ص)و بدست ایشان ظهور پیدا میکند. آن روز ، روزِظهور نوراست اما نور بدون ظلمت(توضیح کامل در پایان کتاب) پس نوری که تمام ظلمات در مقابلش رفتنی و نابود ومنهدم میشوند،آن نور همان رزق وحی الهی است، همان جانِ رزقی که شجره ی طیبه بوجود پیامبر اکرم(ص) در عالم سرّ گیرنده و جذب کننده ی آن است یعنی گل وتر وجود، آنروز با نام مبارک {م- ح- م- د}(ص) وجود آقا در دنیا افشا میشود.

در زیارت عاشورا میخوانیم:"السلام علیک ایها الوتر الموتور" . جالب است بدانید که اگر عدد ده را به حروف بنویسیم میشودنه.یعنی حقیقت رسیدن به شفع و وتر ،گذشتن از باطن ده (شفع) رسیدن به بلوغ وتر (نه) میباشد. عدد ابجد شفع برابر450 است که  جمع ارقامش 9 میشود(9=0+5+4) و جایگاه عددی آن برابر جایگاه عددی قرآن یعنی 54 میشود(9=4+5). عدد ابجد وتر برابر606 که(12=6+0+6) وجایگاه عددی آن48 میشودکه برابر جایگاه عددی( فاتح) و(هشت) است (12=8+4).

پروردگارعالم در این سوره ی مبارکه عاقبت مکذبین و طاغیان اقوام گذشته را میفرماید و نکته مهم این که مخلوقات، مخصوصاٌ بندگانش را هشدار میدهد که " انّ ربّک لبالمرصاد " ( آیه 14)یعنی شما همه در تمام زمان عمرتان در تیررس نگاه و نظر ظاهری وباطنی من هستید و من به ذات قلب شما از هر نظرعالم هستم. پس ثروتمندی   وفقر را یک امتحان میداند و انجام فرائض و تکالیف را گوشزد میفرماید و برای عذاب عاصیان و نافرمانان ،سخت ترین عذاب را می شماردوبرای بهترین بندگانش دعوت نامه ی پذیرایی در بهترین ضیافتگاه خود را میفرماید"فادخلی فی عبادی وادخلی جنّتی "  و جالب اینکه درآیه مبارکه24 میفرمایدکه گنهکار میگوید "یقول یا لیتنی قدّمت لحیاتی" ای کاش برای زندگی(منظور در آخرت)(عبادت خالصانه و کار نیک) پیش میفرستادم. حرف (ی) در کلمه لحیاتی، حیات عشر آخرت را نشان میدهد و پروردگار عالم با حرف (ی) در کلمات فادخلی-فی-عبادی-وادخلی-جنّتی سوره ی مبارکه را تمام می فرماید(ی=10).در حالیکه این سوره 30 آیه داردوبرابرعدد ابجد حرف(ل)و (یک)میشود که در واقع مجرای توحید و مبدأ و معاد را با کلمات انّا لله و انّا الیه راجعون جلوه میدهد . پس عظمت این سوره ی مبارکه و پیام وحقایق آن بیشمار است چنانچه در هر زمانی به ابتلائات و فتنه ها،آنروز برای بندگان خدا امتحانِ عشر است.

  عدد ابجد کلمه فجر = 283  است که 13=3+8+2 و4=3+1 عددِ 4 پایه 40 و همان 4روی 10 (باب طهارت نور) است.که باب طهارت جایگاه عددی کلمه فجر40 میشودیعنی همان گنج 4روی 10 .

عدد ابجد والفجر=320 و جایگاه عددی آن = 59 میشود که برابراست با عدد ابجد نام مبارک مهدی (عج الله) تک گل همیشه بهار باغ ولایت ورسالت و نیز عالم، که حقیقت ِفجر را متجلی میسازد .که جمع ارقام 59 برابربا 14 میشود14=9+5 و 5=4+1 و همینطور جمع ارقام 320 برابر5 میشود 5=0+2+3.  عدد ده همان 4روی 10 یعنی 14 و 4 تا 10 =40 است پس حقیقت ِفجر ، دهه ی طُهر می باشد.این حقیقت ِ ظهور پر کرامت و رحمت پیامبراکرم(ص)و فرزندان گرامیش است.

عدد ده در گنج دهمین سوره مبارک قرآن ؛ سوره یونس (ع )

سوره مبارک یونس از نظر ترتیب نوشتاری در کتابت قرآن کریم بدست حکیم الحکماء امیرمؤمنان علی ( ع)  دهمین سوره از نظر نوشتاری در قرآن است که این یکی از حکمتهای پروردگار عالم است . همانطور که تا اینجای درس از عدد  ده  درسهایی را آموختیم از این سوره مبارکه و وجود پیامبر عظیم الشان حضرت یونس ( ع ) بصورت مجمل چند نکته ای را به بضاعت ضعیفم مینویسم.

همانطور که درس درباره عدد ده است و میدانید این عدد برابر حرف( ی )است وگفتیم دنیا در حرف (یا) اظهار شد و حرف (یا) :1- حرف انتخاب بود 2- صاحب گنج عشر 3- شد کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا  4- تمام دنیا قرارگرفت در(یا) ی دنیا. پس به حکمت خداوند کریم در این در(یا)ی دنیا ؛ خداوند سبحان بوسیله پیامبر بزرگوارش یونس (ع) به امت خودش و تمام انسانها درس بزرگی را آموخت که اگر هرکس بخواهد از دریای دنیا بسلامت خارج شود باید یخرجهم من الظلمات الی النور بشود . حضرت یونس (ع) در حدود 825 سال قبل از میلاد در سرزمین نینوا در کربلا اطراف کوفه ظهور کرد و هم اکنون قبر مبارکش نزدیک کوفه در کنار شط میباشد که مرقدش بنام یونس (ع) معروف است .

قوم یونس (ع) قبل از اینکه ایمان بیاورند ؛ ایشان را بسیار مورد آزار و اذیت قرار میدادند . حضرت در سن 33 سالگی مأمور به رسالت شد و 33 سال زحمت کشید که دراین مدت فقط دو نفر ایمان آوردند یکی بنام روبیل که عالِم بود و دیگری تنوخا که عابد بود ولی بیسواد . وقتی حضرت از خداوند خواست که مردم راعذاب کند پروردگار عالم در چهارشنبه روزی در نیمه ماه شوال وعده عذاب را داد .یونس (ع) تا روز عذاب صبر نکرد و خود از نینوا بیرون شد و بطرف ساحل دریا رفت ؛ ناگاه کشتی آمد و حضرت در خواست کرده وارد کشتی شد . مقداری که در وسط دریا رفتند دیدند نهنگ بزرگی دهان باز کرده و به آنها هجوم می آورد. گفتند بین ما یک نفر گنهکار است که باید قربانی شود ؛ قرعه کشیدند که بنام یونس( ع)  در آمد ؛ حضرت را به دریا انداختند که نهنگ ایشان را بلعید . از امام صادق (ع) حدیثی نقل است که ایشان فرمودند : حضرت یونس (ع) 28 روز در شکم ماهی بوده و بعضی تا 40 روز هم میفرمایند . خلاصه آقا در آنجا پشت سه ظلمت ثلاثه قرار گرفتند ؛ ظلمت دریا ، ظلمت شکم ماهی و ظلمت شب که ایشان به مناجات و انابه پرداخت . ذکر یونسیه را تلاوت میکرد(قسمتی ازآیه 87 و88 سوره مبارکه انبیا) :

 أن لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذالک ننجی المؤمنین ، ای خدای بزرگ که جز تو هیچ معبودی نیست ، تواز هر عیب و نقص پاک و منزهی ومن از ستمگران میباشم ، پس ما دعای اورا اجابت نمودیم و اورا از غم واندوه نجات دادیم و اینچنین نجات میدهیم مؤ منین را . خداوند سبحان در سوره مبارکه صافات در آیه های 143 و 144 میفرمایند :" فلولا انه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون "  واگر او از تسبیح کنندگان نبود تا روز قیامت در شکم ماهی میماند . کتاب بحار ج 14 صفحات 393 الی 395

لازم به تذکر است که در روایتی آمده : " خداوند به ماهی امر فرمود که هیچ استخوانی از حضرت یونس را مشکن و هیچ پیوندی را از او قطع مکن " ناگفته نماند که زنده ماندن حضرت یونس (ع) فقط به اعجاز پروردگار عالم بوده است و نمیتوان آنرا امری طبیعی نامید . یکی از زیبائیهای سوره یونس (ع) که بعدد ده در ترتیب نوشتاری آمده است این بود که آقا در شهر نینوا بدنیا آمده ( که همان کربلاست ) ، مأموریت رسالتش هم دراین شهر بوده و دیگر اینکه در مدت 33 سال رسالتش فقط دو نفر هدایت شدند ، یکی عالِم مؤمن و دیگری عابد جاهل . وقتی حضرت خبر عذاب را به عابد جاهل داد او خوشحال شد و گفت زودتر عذاب بیاید این قوم گنهکار را عذاب کند ، اما عالِم مؤمن گفت یا یونس از خداوند بخواه آنها را هدایت کند و عذاب نشوند . وقتی نشانه های عذاب آمد یونس (ع) بطرف دریا رفت ، اما عالِم مؤمن به روی یک بلندی رفته وعده عذاب و سختی آنرا به مردم گفت و به همه فرمود بیائید توبه کنید شاید خداوند شماها را ببخشد ، خداوند کریم بعداز ناله ها و توبه ها ی آنان آنها را بخشید . یونس(ع) ترک اولی کرد ، شاید خواست زودتر نجات پیدا کند ، پس برای او که پیامبراست همه چیز عیان است و وارد شکم ماهی شد ، چهل روز دعای یونسیه را میخواند و انابه میکرد تا خداوند کریم به نهنگ امر فرمود اورا بطرف ساحل از دهانش بیرون بیندازد ، خداوند کریم بدن ضعیف اورا در ساحل با رویاندن بوته کدو که خنک است و برگهای پهن دارد پذیرائی فرمود تا یونس خوب شد و دوباره به اومأموریت داد تا به نزد قومش که یکصد هزار نفر(یابیشتر)و در نینوا بودند برود(آیات140 الی148 سوره مبارکه صافات) . این قوم تنها قومی است که با توبه به موقع ، خداوند آنها را بخشید و زندگی سالم و خوبی به آنها عطا فرمود(آیه 98 سوره مبارکه یونس:"فلو لا کانت قریة امنت فنفعها ایمانها الا قوم یونس لما امنوا کشفنا عنهم عذاب الخزی فی الحیوة الدنیا ومتعناهم الی حین" ) .چرا باید هیچ شهر وقوم هیچ پیغمبری جز یونس(ع)دروقتیکه ایمانشان سود میبخشد ایمان نیاورند وتنها بین اقوام قوم یونس(ع)باشدکه چون ایمان بخداآوردندماعذاب ذلت رادرزندگانی دنیا ازآنها برداشتیم وتا زمان معین آنها رامتمتع و بهره مند گردانیدیم.

در واقع سوره مبارک یونس در مرتبه 10 یکی از زیبائیهایش اینست در حالیکه دنیا در حرف یا است پس عالم دنیا در(یا) است . اگر یادتان باشد از عالم بالا خداوند کریم گنج عشر را با جمع عددی 4 روی 10 آفرینش خود ظاهر فرمود . عدد 14 جایگاه حرف (ن) است . در عالم دنیا که تماما زمین آب بود یعنی غرق در(یا) بوده است ، خداوند خشکی را روی آب خلق فرمود و آن نقطه را زیر خانه خودش قرار داد . ونام آن خشکی را ارض قرار داد و تمام زمین را از آن نقطه دحو کرد یعنی کشیده فرمود . پس همانطور که میدانید طبق سوره مبارکه حدید آیه 4 خداوند تمام دنیا را در شش روز خلق کرد . پس عدد 6 برابر حرف(و) قرار گرفت و در کلمه دحو الارض کشیدگی زمین حرف(و) به واو رسید ، عدد ابجد حرف واو برابر 13 است و 13 جایگاه حرف (م) و عددابجد(م) برابر 40 است پس کره زمین در جان طهارت آب و خاک خلق شد و این خلقت هردو پایه خلقت جسمیت انسان گردید . حال 40 همان پایه 4 است زیرا اگر 3و1 عدد 13 را باهم جمع کنیم میشود 4 و عدد 4 در جمع میشد ( 10=4+3+2+1 ) ، پس 4 روی 10 اظهار کلمه نون ساکن دنیا پشت حرف ( یا ) دنیا اینگونه است که خداوند جایگاه حرف نون یعنی 14 نور مقدس معصوم(ص) را از نظر جسمی در دنیا ظاهر فرمود . عدد 14 در دنیا هم جایگاه حرف (ن) قرار گرفت پس اگر خوب دقت کنید حرف نون سرّ الاسرار گنج از عالم بالا تا سفل دنیا است بدین صورت اینجا مرتبه"قاب قوسین او ادنی"  راکه خداوندکریم پیامبر اکرم (ص)را به عالم معراج برد که دو سرِکمان قوس صعودی به قرب الهی نزدیکترین مکان است(الله اعلم).

خداوند کریم درچهاردهمین سوره ی مبارکه ای که حروف مقطعه ی بدون تکرار است؛سوره قلم به حرف نون قسم میفرماید. پس هر کس در دنیا پشت 3 (ثلاث)ظلمت قرار میگیرد(ظلمت دنیا ،ظلمت جسم، ظلمت نفس) وبه عبارتی ظلمت رحم مادر تابدنیا بیاید و دردنیا تا وقتی که بخواهد با انتخاب صحیح به کمال انسانی ارتقاء پیداکند و به قرب الهی برسد باید در رحم دنیا که پشت سه ظلمت ثلاث است به صورت وسیرت انسانی به سلامت از در(یا)ی دنیا به ساحل نجات برسد. آنگاه خداوند کریم او را پذیرایی می فرماید تا تنِ ناتوانش مثل یونس(ع)در ساحل زیر بوته ی کدوی بهشتی قرار بگیرد. جالب است بدانید که عدد ابجد کدو=30میباشد و خداوندکریم برگهای رحمت 30 جزء قرآن را بر سرما باز کرده است تا ما بتوانیم جسم ناتوان عملمان را به نورش پرورش دهیم. آنگاه خداوند مثل قوم یونس (ع) که پاک شده وبخشیده شده منتظر پیامبر بزرگوارشان بودند، خداوند کریم عملهای ناقص و ناچیز مارا بخشیده وتوفیق برگشت به حقیقت انسانی وکمال ورضوان وقرب را نصیبمان می فرماید.این امتحان سنگین عشر هر انسانی است که بدنیا می آید.پس باید در جان وجودمان فقط با خدا وخلیفه های برحقش انس بگیریم ودرظلمت دنیا دست از عبادت وبندگی نکشیم ودائما نجات خود را از او بخواهیم. کسانیکه از ظلمت رحم دنیا اینجا متولد نشوند و به ساحل نجات یقین و ایمان نرسند ،اگر عمرشان تمام شود از ظلمت در(یا)ی دنیا وارد ظلمت قبر میشوند و چشم باز نکرده وارد چاه قبر میشوند آنگاه پرده ها برایشان برداشته میشود که هیهات! دیگر راه بازگشتی نیست. گنهکاران درلحظه ی آخر وقتی برزخ را می بینندطبق آیه99و100سوره مؤمنون شروع به التماس کردن می کنندکه ربّ ارجعونی ،مابنده ی خوب میشویم تا آنچه را ترک کردیم اصلاح کنیم! ندامی آید: (کلّا )هرگز راه برگشت نیست . بکوشیم تا درعشر امتحان به جلوه مقام یونس(ع)بعنوان پیامبر بزرگوارمان برسیم .انشاالله

آغاز جزء ده قرآن مجید در سوره مبارکه انفال   

مقام جزء ده در باطن گنج وجود مقدس امام حسین(ع) ؛ خامس آل عبا (ص)باآیه خمس شروع میشود. جزء ده در سوره مبارکه انفال بازمیشود. این سوره که درجزء 9 شروع میشود همان گنج 9 باطن ِ ده را ظاهر میکند. دیگر اینکه 19 برابرعددابجد کلمه مبارک واحد ؛نام مبارک خداوند کریم است. انفال درواقع ریشه اش ، فال است که همان حروف الفِ وجود می باشد که جان وجود گنج عشر به عدد (10=9+1 ) همان باطن چهارده معصوم(ص) . در تفسیر، انفال را مالها یا گنجهای خدادادی معنی میکنند که خداوند میفرماید : این اموال مثل معادن ، دریاها ، نفت و آنچه خداوند مال الله قرار داده است ، برای خدا و پیامبر خدا و معصومین ( ص ) است چون ولایت کبری مخصوص معصومین(ص)  در ظل ولایت مطلق پروردگار عالم است . پس خداوند کریم انفال را به هر انسانی که بدنیا می آید در بطن وجود او به ایشان داده است که همان گنج "انی نفخت فیه من روحی " است . از این گنج همه باید خوب مواظبت کنند که سرمایه و راه نجات از ظلمات نفس به حیات نورانی انسان است . البته به شرط مخلص شدن و عبد و بنده ی خالص خداوند شدن که صاحب انفال است . این بلوغ 9 وجود این سوره مبارکه و تولد در جزء 10 خیلی جالب است که اولین آیه ای که به جزء 10 وارد میشود آیه مبارکه امر به خمس دادن است .

نکته : خوب دقت کنید ! خیلی زیباست ! کسانیکه درس را خوب درک کرده اند متوجه میشوند که خداوند امتحان بندگان خودرا در چند چیز از جمله مال و نفس قرار داده است " ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه ..."(آیه  111  سوره مبارکه توبه) من بهترین مشتری هستم برای مالهای شما و نفسهای شما به قیمت بهشت یعنی رضوان الهی . پس برای هر انسان مکلف ، خداوند خمس مال قرار داد . یعنی یک روز از سال قمری را برای خود تعیین کند وسال خمسی نام گذارد و بعد مال خود را حساب کند ویک پنجم آنچه که خمس به آن تعلق میگیردرا با شرایط احکام بپردازد ( مراجعه شود به توضیح المسائل )

خمس در واقع باب طهارت مال است ، اگر تمام زندگی را شستشو کرده باشید وسائل ، لباسها و خلاصه تمام لوازم اما اگر به آن خمس تعلق بگیرد و نپرداخته باشید ، نماز باطل ، روزه باطل حتی حج هم باطل میشود زیرا بابی که طهارت عمل را تضمین میکند تا از عالم ظلمانی دنیا تمام و کمال و به فضل خداوند کریم ، بهتر به عالم بهشت منتقل شود و باب طهارت کامل رضوان را برای ما بگشاید ، رضایت دادن کامل دل به خمس دادن است .

ابتدای جزء 10 آیه 41 سوره مبارکه انفال : "واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه و للرسول ولذی القربی و الیتامی والمساکین وابن السبیل ان کنتم امنتم بالله و ما انزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی الجمعان والله علی کل شیء قدیر" 

اما خمس چیست؟ وجودمقدس امام حسین(ع)که خود حامل 9ذریه بدنیا آمد و صاحب عدد 10 وگنج عشر است وامام عاشورائیان و در حلقه انوار مقدس معصومین (ص)،پنجمین معصوم(ص) می باشد و ایشان کسی است که خامس (یعنی فاعل خمس از هر نظر) آل عبا (ص) نامیده شده است. دادن خمس مال حداقل ترین عمل برای خداوند است ، مولایمان مالش و جانش و  فرزندانش حتی نوزاد شش ماهه علی اصغرش و جوان برومند علی اکبر(ع) و تمام اقوام نورانیش و 72یار باوفایش را به قربانگاه برد و جاودانه گردید (سلام ودرود خدا به اباعبدالله الحسین(ع)و فرزندان ویارانش ولعنت خدا برقاتلان ودشمنانش الی یوم القیامت).

خواننده های عزیز!به باب طهارت خوب دقت کنید و مال انفال را در عالم بهشت و زندگی جاودانه جستجو کنید ، در رکاب امام معصوم (ص) در هر زمانی جنگیدیم انشاالله برای ما این معنی ( انفال ) را دارد . کسانی که به تبع اباعبدالله الحسین (ع) در میدان جنگ کشته شوند همان قلب به میم میشوند ( م =40 ) خونشان پاک میشود ، لباسشان پاک میشود ، نه غسل میخواهند ونه کفن ونه هیچ عملی که برای میت انجام میشود بلکه خداوند کریم در مقامشان میفرماید : " ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون " حساب نکنید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد قرب الهی روزی میخورند . اللهم الرزقنی

اینجاست که هرکس ثروت انفال وجود خودرا به خداوند کریم بفروشد خداوند مقام آیه فوق را نصیبش میفرماید و اورا زنده جاوید و به او در قرب خود رزق حسن عنایت میفرماید . پس گنج عشرهمان انفال است. حال اگر همه به وظیفه شرعی خود عمل کنند ( که جبری در آن نبوده و اختیاری است ) واز روی خلوص ، خمس مال خودرا بدهند جامعه اسلامی از این مال زکی و نورانی میشود و فقرا بی نیاز میگردند و آرامش در همه ی خانواده ها سایه گستر میشود .

 زیارت عاشورا ( در تاثیر گنج عشر و امتحان عاشورای عمر ما )                

یکی از زیبائیها که در زندگی تمام پیامبران قبل از حضرت محمد ( ص ) وجود دارد این است که همه به نوعی باطن عاشورا را درک کردند { در کتاب امام حسین ( ع ) بقلم آقای عمادزاده } . باطن گنج عشر در واقع خانه ی خداست که وجود ظاهریش مُحاذی با تمام ستونهای عالم بالا از عوالم ملکوت ، بیت المعمور ، عالم کرسی ، عالم عرش و گنج اسماء مبارک نام احد جل جلاله و واحد سبحانه وتعالی میباشد و گنج ظهوری وجود مقدس چهارده معصوم(ص)  است . خداوند کریم با تولد مولود کعبه امام علی (ع) خیلی از حجابها را کنار زده و همانطور که در روایات از ائمه ( ص ) آمده است هنگام ظهور امام زمان (عج) آقا به دیوار کعبه تکیه میزنند و در آنجا بانگ الله اکبر میفرمایند که تمام سلول سلول عالم و تمام وجودها با ایشان هم صدا میشوند که این یکی از نشانه های ظهور است که ولایت کبری خود را افشا میکند .

پس گنج عشر در وجود ما ، همان سرمایه ای که گفته شد " انی نفخت فیه من روحی " در قلب ماست . نکته : همانطور که خداوند کریم خشکی زیر خانه خدارا اول بار روی آب خلق فرمود و بعد دحو الارض فرمود ( کلمه ارض همان حروف رضا است ) جنین در شکم مادر روی آب ، اولین نقطه خشکی بدنش قلب اوست که خلق میشود وبا طپشش حیات خود را اعلام میکند و از آنجا بقیه بدن کشیده میشود . در واقع ارض قلب محل رضای خداست و آن خانه خدای وجود ماست که در حدیث پیامبر(ص) میفرماید :" قلب المؤمن عرش الرحمن". کعبه دل قلب ماست ، اینجا محل محبت و مودت خالصانه به چهارده معصوم (ص) است . برای اینکه درعشر دنیا حدود خدا را به خوبی رعایت کنیم و از مفسده ها ، حمله شیاطین ، وسواسها و خناسها به سلامت بمانیم باید دائما پشت امام عاشورائیان ؛ امام حسین ( ع ) و در واقع تا فرزندش امام زمان(عج)  قرار بگیریم . خوب است زیارت عاشورا را که همه ائمه (ص) تاکید فرموده اند فراموش نکنید . در واقع تنها زیارتی که آخرش به سجده تمام میشود و دو رکعت نماز دارد . به قول معصومین (ص) زیارت عاشورا حدیث قدسی است که خداوند به جبرئیل امین و ایشان به پیامبر بزرگوار (ص) فرموده است و حضرت به همه فرزندان نورانیش .

 پس دائما باید به حقیقت پیرو خزانه دار عالم،امام زمانمان(عج) باشیم تاخداوند به آبروی ایشان مارا از ظلمت به نور هدایت فرماید. جالب است که قرآن کریم که 30جزء دارد ،اگر از1 تا 30 را با هم جمع کنیم 465 میشود که برابر با عددابجد کلمه مهدویت است (465=30+29+28+ . . .+3+2+1) . این مدرک مهدویت باید شامل حال ما شود تا عشر دنیای عمرمان با تائید مولایمان وبه سلامت وبا طهارت به آخرت برویم.انشاالله       

 



:: موضوعات مرتبط: اسرار عدد ده (قسمت 1 و 2 و 3)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391
زمان : 0:39










کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ <عذرا شفائی> محفوظ می باشد.