عرفان ابجدی در خصوص ولایت چهارده معصوم (س)

عرفان سجده - بخش 3


عدد 19 در سوره مبارکه علق

اولین سوره ای که بر قلب مبارک پیامبر(ص)نازل شد سوره ی علق می باشد  در روز 27 رجب(مبعث)که 27=جایگاه عددی سجده.درواقع از جهت ترتیب نزول،یک است که عددابجدیک=30 پس 30 جزء قرآن را دربردارد و جانِ آن سجده واجب است که سوره به سجده ی واجب ختم می شود (به آیه 19 و نوزده=72=سجده). اولین سوره نازل شده برقلب مبارک پیامبر(ص)با سجده واجب شروع می شود.و همانطور که قبلا ذکر شد جایگاه عددی اول= 19 است که خداوند متعال کثرت را از نام مبارک واحد=19 خود،ظهور داد و همچنین19=حروف بسم الله الرحمن الرحیم و حروف اسامی مبارک پنج تن(ص)است. پس همه ی سوره های قرآن در باطنِ اول است. از جهت ترتیب نوشتاری سوره 96 است(96= عدد ابجد نام مبارک الله جل جلاله) و از آخر به اول قرآن سوره ی نوزدهم می شود و در جزء 30 واقع است. جالب اینکه شامل 72 کلمه و 19 آیه است. بنابراین پروردگار عالم اولین سوره ای که بر قلب مبارک پیامبر(ص) نازل کرد از باب 19 بود(در جانِ سجده) ؛ نوزده هم به حروف{به عددابجد سجده(چون سجده ی واجب دارد)که سجده=72=نوزده و بلوغ نوزده به قرار گرفتن در جایگاهش به عدد 72 یعنی سجده است} و هم به عدد 19{که 19 آیه دارد و از آخر به اول قرآن سوره 19 است که بلوغ کامل 9 است چراکه جایگاه عددی نُه=19}

عدد19 در سوره مبارکه انفطار

این سوره شامل 19 آیه است. از جهت ترتیب نوشتاری قرآن وترتیب نزول، سوره 82 است و در ابتدای حزب 2 جزء30 قرار دارد. 82=عدد ابجد امام، و فطرت، امامِ وجودِ هر انسانی است که آن هم در بلوغ 9 وسیرباطن19 به ما متجلی شده است. 

عدد 19 درسوره مبارکه اعلا

این سوره مبارکه شامل 19 آیه است. از جهت ترتیب نوشتاری قرآن کریم سوره 87 و از جهت ترتیب نزول سوره 80 است و در ابتدای حزب 3 جزء30 قراردارد. خداوند متعال از اسم اعلای خودش، امیر المؤمنین را علی(ع)نام نهاد. پس این سوره نیز با داشتن 19 آیه مبارکه در جانِ ولایت است به بلوغ 9 وسجده (نه=19 و نوزده=72=سجده). جالب اینکه این سوره شامل 72 کلمه است.عروج همه ی انسانها از عالم سفل دنیا به عالم اعلا (از عالم دنیا به قرب الهی؛یخرجهم من الظلمات الی النور)ازباطن 19است.

عدد 19 در سوره مبارکه فیل

این سوره از جهت ترتیب نزول بر قلب مبارک پیامبر(ص) سوره 19 است و از جهت ترتیب نوشتاری قرآن کریم سوره 105(=عدد ابجد کهف)است. سالی که جسم مبارک پیامبر(ص)متولد شد سال عام الفیل نام دارد که خداوند متعال با کوچک ترین پرنده ها(ابابیل)،فیل های بزرگ لشکر ابرهه را نابود کرد و اینچنین خود،خانه کعبه را حفظ فرمود.« ابابیل=46=ولی» : الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور ، بنابراین هر کس زیر پرچم حدودالله باشد، خداوند خودش حفاظتش می فرماید{به عدد 19 جمع حروف اسامی مبارک پنج تن(ص)که کهف حصین هستند(105=کهف)}درسال عام الفیل پناهگاه همه عالمیان متولدشد(رحمه للعالمین).

عدد 19 در سوره مبارکه مدّثر

در آیه 30  این سوره عدد 19 آمده است و آن تعداد خزانه داران جهنم است (به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم)که جهنمیان در دنیااعمالشان به طهارت نرسیدحال به جزای اعمالشان می رسند(خدا داند که پاک می شوند یانه؟!) "علیها تسعة عشر"(30) و 30=عدد ابجد یک،پس باطن کلّ قرآن را در جانِ19 تفسیر می فرمایند. و بقول معصوم(ص)قرآن مضربی از 19 است (در تمام آیاتش).

نه در سوره مبارکه بلد 

نودمین سوره مبارکه قرآن بلد است و شهر مکه را بلد می گویند. درحقیقت جان همه مخلوقات ،فطرت خدایی است و خانه خانه ی قلب است که خانه خداست و هر کس آنجا مشرف شود نماز وروزه اش کامل است زیرا آنجا وطن اصلی همه انسانهاست . پس درواقع بلدِ همه است . جالب اینکه این سوره 19 آیه دارد که برابر با جایگاه عددی کلمه( نه) بود و جایگاه عددی نوزده به حروف 72 یعنی سجده است ،پس زمانی به بلد عمل می شود که اطاعت محض و سجده واقعی بنده برای خدا باشد. 

سوره مبارکه (ق) در جان بلوغ نه

تا این درس مطالب زیادی درباره نه بیان شد که فکر می کنم جامع تمام کلمات،این سوره است. یکی از اسماء قرآن کریم ،قاف است و ولایت چهارده معصوم(ص) هم قاف است. حرف (ق) به عددابجد 100و جایگاه عددی 19 است. که 19=جایگاه عددی نُه یعنی بلوغ قله معارف و تمام اسرار و کتاب مبین و بالاترین معجزه ی خالق هستی قرآن است و وجود اهل بیت(ص). پس (ق) یعنی نگهدارنده و حافظ دین و تمام حد و ثغور اوامر خداوند کریم است و (ق) به منزله ریشه ی کلمه تقوی است و خداوند کریم در آیه2سوره مبارکه بقره می فرماید:"ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین" در کتاب آسمانی قرآن شکی نیست ،یقینا متقین را هدایت می کند.

سوره مبارکه (ق) به ترتیب نوشتاری پنجاهمین سوره است که 50=عددابجد(ن) به جایگاه عددی 14 . حال ببینید که بدون (ق) هیچکس به هدایت کامل نمی رسد!

در این سوره مبارکه 57 بار حرف (ق) آمده است که درواقع 3تا 19تا می شود. در قرآن کریم خداوند انسان را کلمه ی خود می فرماید . کلمه یعنی کل و همه چراکه عدد ابجد کلمه=95 می شود که برابر است با 5تا 19 تا. حال خودتان خوب بسنجید که مرتبه انسان کجاست ؟! 95 برابر عدد ابجدکلمه (صاد) است وعدد ابجد حرف (ص) =90 می باشد که چشمه زلال حیات طیبه در عالم عرشی است. امیدوارم بتوانیم با (ق)ِ تقوی به مقام کلم الطیب یرفع درجه برسیم. انشاءالله

عدد نه در سوره مبارکه کهف

در کتاب لهوف آمده است که کاروان اسیران کربلا به سمت دمشق وحتی در دربار یزید ملعون صدای قرآن را از لبان مبارک سر امام حسین(ع) شنیدند. که فرموده اند آیاتی از سوره مبارکه کهف بوده است.

کهف ظاهرا یعنی پناهگاه ،جایگاه امن. و یکی از القاب مبارک امام حسین(ع) {در صلوات هر روز ماه شعبان که از حضرت زین العابدین(ع)نقل شده است}"الکهف الحصین و غیاث المضطر المستکین" است. آن پناهگاهی که هرگز امنیت خود را از دست نمی دهد و آن فریادرس فریادخواهان است.

سوره مبارکه کهف ازنظر ترتیب نوشتاری قرآن کریم سوره هجدهم(9=8+1 و18=2×9 ) است،در جزء15. قرآن کریم در این سوره مبارکه در آیه 19 به کلمه "یتلطف" به نصف می رسد(هم درآیات و هم در تعداد کلمات). چند نکته قابل ذکر است : جزء 15 خود نیمه ی قرآن است(از نظر اجزاء)چون قرآن 30 جزء است. عدد ابجد کلمه کهف=105 می شود که 5+0+1=6 و جایگاه عددیش 33 می شود که 3+3=6 است و 33برابر با سن بهشتیان و جایگاه عددی نام مبارک زهرا(س) و نام مبارک زینب(س) است. در جزء 15 است که 5+1=6 می شود و 15 =جایگاه عددی حرف (س) به عدد ابجد 60. و می دانیم که سین قلب قرآن است. پس حقیقت زیبای این نام مبارک رسیدن امنیت قلب هر مؤمن به کلمه  لطف خداوند متعال است؛در آیه 19 ، و عدد19 همانطور که ذکر شد برابر جایگاه عددی نُه است. پس درواقع چه کسی به لطف خداوند در پناه کهف حصین خداوند قرار می گیرد؟کسی که در عمل و ایمان به بلوغ 9 برسد.یعنی به حقیقت اطاعت واقعی و ساجد شدن به پروردگارعالم(نوزده=72=سجده).

حال ببینید که در این سوره ی مبارکه خداوند متعال احوال اصحاب کهف را بیان می فرماید که در زمان پادشاه ظالم و کافر دقیانوس این عزیزان پیامبر خود حضرت مسیح(ع)را شناختند و به پروردگار واحد ایمان راسخ آوردند درحالیکه آن جمع همه از نظر مالی و مقامی تمکن کافی داشتند. اما در فهم و کمال عقل ایمان به بلوغ کامل عمل رسیدند و در پناه خداوند و توکل کامل، به آخرت و کتاب آسمانیشان ایمان آوردند. در غار(کهف) پنهان شدند ،پس خداوند کریم آنها را پذیرفت و به پناه امن خود جایگاهشان داد.

وبه عدد 309 سال درحال مرگی که بصورت خواب برایشان غالب بود پذیرایی فرمود. درآن حال درصورتیکه بدن های مبارکشان هر روز در معرض نور آفتاب از مشرق تا مغرب قرار می گرفت بوسیله ملائک از پهلو به پهلویی می شدند ورزقا حسنا نصیبشان می شد به طوری که بعد از309 سال که از خواب بیدار شدند سالم بودندحتی لباسهایشان هم سالم مانده بود.

خداوند کریم عدد سالهای خواب آنها را رمز بلوغ ایمانشان و احیا و ماندگاریشان قرار داد الی یوم القیامت. 300=عدد ابجد حرف(ش)که صفتش افشاکردن است و عدد9 بلوغ وجودشان از نظر ظاهر وباطن است،ازطرفی نُه=19 و نوزده=72=سجده می شود که آنها در سجده اول،309 سال ماندند و بعد از برخاستن و افشای ایمانشان و پیروزی حق بر باطل عملشان، به سجده دوم رفتند که نزد خدا بمانند وجاودانه شدند و در بهترین مقامات آخرتی پذیرایی شوند.پس به دو سجده به بلوغ 9 و 9 رسیدندکه 9+9=18می شود که 9=8+1 و این سوره از نظر ترتیب نوشتاری،سوره هجدهم قرآن است.

حال عدد ابجد سیصدُنه به حروف 219 می شود یعنی در دو عالم به حقیقت 19 رسیدند.

جایگاه عددی سیصدُ نه =66 برابر با جایگاه عددی چهارده می باشد که تمام گنج 4روی 10 و گنج عشر است. و 66 = عدد ابجد الله جل جلاله. که از تمام این معانی محبت خدا را می بینیم و تمام آیات نشانه های اوست وراه قرب به خود را باز می کند.

ولایت امام حسن(ع) در حقیقت 9 

اگر خاطرتان باشد ولایت نه،باطنِ ده بود یعنی عدد ابجد کلمه ده= 9 می شود و عدد ابجد کلمه نه =55 که 5+5=10 می شود،پس 9روی 10 می شود 19 که برابراسم مبارک واحد است و درجمع عددی 10 می شود(10=9+1). حال امام حسین(ع) خود گنج 9روی 10 است(یعنی19) زیرا 9 ذریه در بطن اوست که با یک وجود مقدس خودش می شود 10(10=9+1). درواقع خود حامل 9 ذریه معصوم(ص) است. توجه فرمایید!تکلیف آقا خیلی سخت و محموله ی ایشان بار گرانی است که باید سالم به سرمنزل هستی تا الی یوم القیامت برسد وبماند.

نکته: امام حسن(ع) گنج ده است. اولا ایشان سید الاسباط پیامبر(ص) و امیر المؤمنین(ع)و فاطمه زهرا(س)است و لقب مبارک ابا محمد نیز دارد (ابا به معنی زینت است، ایشان زینت و سبز کننده تمام رسالت پیامبر(ص) است). ثانیا ایشان امام دوم شیعیان است که عدد ابجد دو=10 می باشد که تمام سرّالاسرارگنج بوجود ایشان سبز و ظهور آن به زیباترین وجه؛حسن می شود یعنی به نیکوترین وجه،ظهورش را بدون ذره ای نقص الی یوم القیامت متجلی ساخت. ثالثا ایشان معصوم چهارم است و همان چهارچوب گنج الهی که خداوند کریم به احسن تقویم ظهور داد و گنج 4روی 10 و کل ولایت که همه به حسن ظهور داده شده و بوجود نازنین وصی الحسن (عج)کل زیباییها ظاهر می شود. عدد ولایی و معصومیت امام حسن(ع)6 می شود(6=4+2)و 6= (و) می باشد که تمام عالم خلقت از عالم اسرار و کنز الهی به دنیا روی حرف (و) و دوباره بازگشت همه انسانها به خداوند می باشد که "انا لله وانا الیه راجعون" این وصل ،حسن(ع) است به عدد 6 که خداوند کریم تمام دنیا را در 6 روز خلق فرمود(آیه 4 سوره مبارکه حدید:"فی ستة ایام" ).

نکته مهم !چرا عدد 10 روز عید قربان(در دهه ذیحجه) روزی است که روزه گرفتن حرام است!؟درواقع روز قربانی کردن است،پس کسی که قربانی شد در مجرای حسن قرار می گیرد و دیگر برای او روزه ای نیست،زنده ی عالم آخرت دیگر روزه ندارد! پس عدد10 بلوغ نُه بود که متولد شده است. امام حسن(ع)کریم اهل بیت و امام افطارکنندگان است(کتاب منتهی الامال،زندگی امام حسن(ع)). همینطور است برای روز عید فطر که روزه در آن حرام است.

همانطورکه قبلا ذکر شدزُبر نام مبارک امام حسین(ع)128 می شود یعنی نگهدارنده تمام گنج 28 حرف(و اعداد آن) که کلّ حروف قرآن است و بینه نام مبارک ایشان 118 می شود که برابر عدد ابجد نام مبارک حسن(ع) است یعنی بینه وجود مقدس حسین(ع)( که خودش هم حسن است) باز هم حسن(ع) می شود . خوب دقت فرمایید!والله اعلم

امام حسن(ع) و امام حسین(ع)حدود 7 سال با جد بزرگوارشان زندگی کردند به عدد ابجد سبع=132 که برابر عدد ابجد نام مبارک محمّد(ص)است و حقیقت وباطن 7 . وحدود 30 سال به عدد گنج حرف(ل)؛مجرای توحید، با پدر بزرگوارشان زندگی کردند که ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) حقیقت گنج 30 است. وبعد از پدر بزگوارشان،امام حسن(ع)10 سال به عدد عشر ولایت کردند که ایشان باطن عاشورا را برای ظهور در کربلا به پا کرده است و سن مبارکش 47 سال است که 47برابر با جایگاه عددی نام مبارک حسین(ع) است.

و امام حسین(ع) هم ولایتشان بعد از برادربزرگوارش 10 سال است(امام عاشورائیان) که سن مبارکش 57 سال می شود.عدد 57 برابر است با 3 تا 19 تا که وجود مقدسش امام سوم است. و ایشان بالاترین مقام شهادت را به بلوغ 9 شهادت نشان دادند زیرا : 1- ایشان مقام سید الشهدایی را گرفتند  2-مقام ثاراللهی راگرفتند. عدد ابجد شهید=319 که 13=9+1+3 و 13=جایگاه عددی حرف(م)به عددابجد40،چون شهید به حقیقت طهارت نائل می شود پس اربعین (40)باطن شهادت اوست. 3- عدد300=(ش) که صفت افشاکنندگی دارد بنابراین 319 یعنی افشاکننده ی گنج 19 و نوزده=72=سجده است. که امام سر به سجده گذاشت و برنداشت تا سر از بدن مبارکش جدا کردند و بر سر نیزه قراردادند(نیزه=72=سجده). درضمن اینکه جمع ارقام 72 برابر 9 می شود(9=2+7)که امام حسین(ع) که خود صاحب و حامل 9 بود،آخرین عمل عبادی ایشان هم به بلوغ نُهِ سجده است و شهادتش نیز در سجده است، بنابراین حضرت باطن 19 را به حروف وعدد در سجده و شهادت،به طورکامل در بلوغ 9 ظهور وجلوه دادند. و اگر ارقام 72 را درهم ضرب کنیم 14 می شودکه ایشان تمام گنج را به تمام قامت به زمین قتلگاه در کربلا و روز عاشورا به زمین گذاشت و این بلوغ نتیجه اش این شد که در شهادت آقا فقط وفقط انسان مؤمن پشت سر امام معصومش از عین نجاست حیوانی به کمال طهارت انسانی نائل می شود که خداوند تبارک وتعالی به او مقام تولد را می دهد و می فرماید: "ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون" حساب نکنید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند(احیا شده اند) و نزد پروردگارشان روزی می خورند.

امیدوارم خوب متوجه شده باشید. بدن مبارک امام حسین(ع) غسل وکفن نمی خواست و نه نماز میت،چون او زنده است. البته باید متذکر شوم که وجود معصومین(ص) در همه حال تطهیرند واحتیاج به طهارت ندارند اما ایشان این راه را برای ما گنهکاران باز کرد و در عمر کوتاه ما بهترین راه برای رسیدن به عالم قرب وکمال طهارت انسان شدن را در قربانگاه(قلب به میم)قرارداد. پس این شهادت به عدد 9 بلوغ حیات را به ما می رساند نه مرگ(مردن ومیته شدن)،یعنی تولد و زنده شدن واقعی است .

امام حسین(ع) به بلوغ عدد نُه و باطن 19،سرّ وراثت تمام انبیاء و اولیاء، صدیقین،شهدا و ائمه معصومین(ص) را به عرصه ی جایگاه و ذیقعد انسانیت جایگزین فرمودند.

نکته: یکی از زیباییهای خلقت این است که پروردگار عالم به طور فطری همه انسانها را در باطن طهارت خلق کرد و منت گذاشت و فرمود:"انی نفخت فیه من روحی" این است و جز این نیست که از روح خودم در انسان دمیدم و انسان برگزیده شدتا خلیفه الله باشد و توفیق قرب الی الله پیدا کند و عبادت خداوند مهربان را انجام دهد و خدا را تنها معبود خود انتخاب کند. هنگام تولد با سر به دنیا آمدیم،که سجده اول است و بعد از مرگ(طبق احکام دفن)باسر وارد قبر می شویم،که سجده دوم است.درواقع زندگی فاصله بین دو سجده است. پس ورود انسان از پشت نوزده حرف"بسم الله الرحمن الرحیم" که همان بلوغ 9 و عدد سجده(=72)است.و در زمان از دنیا رفتن هم پشت نوزده حرف "حروف نام مبارک پنج تن(ص)" (همان بلوغ9 و سجده=72)است.

راستی یعنی چه؟! خداوند کریم همه بندگانش را از بلوغ9، در بلوغ9 ،پس از حمل 9 ماه، از مادری که خودش بلوغ 9 و حامل9 است و پدری که جمع شده عوالم 9گانه است،بدنیا می آورد. حال خودش است که باید به عملی با بلوغ 9 برسد. درحالیکه تولدش از ورودی 19 مقام عدد و 19 حروف از اسماء مبارک پنج تن(ص)درواقع چهارده معصوم(ص)است وبیرون رفتنش از ورودی بسم الله الرحمن الرحیم است زیرا کسیکه عملش به تکلیف وحی الهی است این فرصت را می یابد تا قلب به میم شود و بعد از رفتن از ورودی بسم الله جزء شهدا و صالحین و صدیقین باشد و باطهارت به عالم قرب برود. حال اگر برعکس شد؛انسانی که نعمتها را ضایع کرده با منسب از حیوان پست تر "کالانعام بل هم اضلّ" وارد محشر می شود،همانطور که یک حیوان حلال گوشت را اگر پشت بسم الله ذبح کنند حلال می شود و اگر بسم الله نگویند آنرا حرام کرده اندو وجودش میته و به مؤمنین حرام می شود.

نکته دیگر:خداوند کریم با وجود حجت های خود زندگی سالم دنیا و آخرتِ مقبول را عنایت فرمود. چنانچه امیرالمؤمنین علی(ع) در شب نوزدهم ماه رمضان(ماه نهم قمری)در مسجد کوفه(عدد ابجد کوفه=111=الف) سر به سجده گذاشت و فرق مبارکش به دست ابن ملجم ملعون شکافته شد؛سجده اول عالم بوجود ایشان ظهور پیدا کرد. امام حسن(ع)پدر را از سجده بلند فرمود(فاصله بین دو سجده) و امام حسین(ع) در سجده دوم ،بعد ازشهادت سر از سجده برنداشت تا ملعونین سر از بدن مبارکش جدا کردند. اینجا مقام قلب به میم و عالم اربعین و قرب الی الله و تولد واقعی انسانیت و رسیدن به "رزقا حسنا" و "عند ربهم یرزقون" است.

پس تمام زندگی ما پشت امام معصوم(ص) رنگ خدایی می گیرد که ایشان ساجد واقعی هستند و زندگی ما زمان بین دو سجده ی ورودی و خروجی ما(باسر بدنیا می آییم و با سر در قبر می رویم) در دنیاست که باید با مدرک حسن تمام شود. خداوند کریم در سوره مبارکه انعام آیه160می فرماید:"من جاء بالحسنة فله عشر امثالها..." اگر با خود (تاقبر) عمل حسن بیاوری به تو ده،مثل همان می دهم. همانطور که عالم دنیا عاشوراست پس باید به بلوغ 9 یعنی عشر اعمالمان برسیم.انشاءالله

روزی جبراییل(ع) 4لباس خلعت،کفن بهشتی را نزد پیامبر(ص) آورد و هر کفنی را فرمود که برای یک یک خانواده ایشان است:1-پیامبر(ص) 2-امام علی(ع) 3- حضرت زهرا(س) 4- امام حسن(ع). پیامبر(ص) پرسیدند پس برای حسینم(ع) کجاست؟ جبراییل فرمود که امام حسین(ع) نه غسل می خواهد و نه کفن.

خوانندگان عزیز!لازم به تذکر است که لباس شهید کفن او می شود. انسان هرچقدر هم مقامش بالا باشد اگر معمولی بمیرد بدن او را لخت می کنند و غسل می دهند،خلاصه عیب او عیان می شود. اما شهید لباسش آبروست و بدنش هرگز نه در دنیا و نه در آخرت،عریان نمی شود،شب اول قبر ندارد و با اولین قطره خون شهید که بر زمین می ریزد خداوند کریم تمام گناهانش را می آمرزد مگر گناهی که حق الناس باشد.

تمام هدف خلقت پروردگار عالم برای انسان ،همین بلوغ کمال زندگی در دنیاست(سجده دوم حیاتش) که برای عالم آخرت با تمامِ کمالات انسانی و به عالم قرب متولد شود نه بمیرد و تازه در عالم برزخ با هزاران مشکل مواجه شود. همانطور که جنین در شکم مادر اگر به بلوغ 9 به سلامت کامل شده باشد زنده بدنیا می آید و تازه زندگی دنیائیش را شروع می کند؛بدون هیچ مشکلی، انسان مؤمن هم در رحم دنیا باید به بلوغ عمل کامل شود تا به سلامت بلوغ عمل انسانی وارد عالم آخرت شود وبه عالم قرب الهی برود تا هیچ گونه مشکلی نداشته باشد. اگر نوزاد در دنیا ناقص بدنیا بیاید او را در دستگاه و خلاصه تحت درمان قرار می دهند تا کمبودهایش جبران شود، انسان گنهکار که ناقص به عالم برزخ رفته ،خدا داناست که چقدر باید درمان شود و درمانش چیست تا برای قیامت سالم بپا شود(البته آیا سالم می شود و یا به قیامت کشیده می شود و یا به پاک شدن در جهنم؟!)

حال فکر کنیم و ببینیم که چقدر ارزش دارد که در این عمر کوتاه،خود را در تربیت و تأدب و تحمل مشکلات و انجام صحیح فرائض قرار دهیم و با پای خود به قربانگاه معشوق برویم و هر لحظه نفس حیوانی خودمان را قربان نفس انسانی کنیم و پشت سر امام معصوم(ص)شیعه و پیرو شویم تا به کمال انسانی درآن عالم متولد شویم.آنگاه الی یوم القیامه در صحت و سلامت ،بهترین و لذت بخش ترین زندگی انسانی را در جوار رحمت الهی خواهیم داشت.

انشاءالله آقا و سرورمان امام حسین(ع)در دنیا وآخرت شفاعتمان کند.

استثنآت وجود مقدس امام حسین(ع)

 امام حسین(ع) در چند مورد در ولایت وجود مقدسش استثنا است:

1-تولد وجود مقدسش که شش ماه بیشتر در حمل مادر گرامیش نبوده است. (در حالت عادی جنین تا شش ماه اگر بدنیا بیاید نمی ماند) اما خداوند کریم   بوجود ایشان دنیا را در شش روز خلق کرد و فانی می شمارد ولی برای آخرت شیعیان سکوی پرواز به عالم قرب وحاصل اعمال خیر را در دنیا جاودانه فرمود.

2-بعد از 10 روز از تولد برادر بزرگوارش، خانم زهرا(س) حامل حمل امام حسین(ع) شده اند(کتاب منتهی الامال)

3-از بدو تولد ایشان به عدد 10 بدنیا آمد ؛ یک خودش و 9 ذریه در بطنش

4-همانطور که بیان شد شهادتش عالم را قلب به میم کرده و عین نجاست میته ی انسان را به عین طهارت کامل انسانی رسانید.

5-شهادت را یک تولد و احیاء حیات طیب به انسانها بخشید.

6-خون در زمان شهادت پاک شد. 

7-وجود مقدسش نه غسل داشت و نه کفن 

8-تربت پاکش داروی همه دردها شدو خوردنش حلال(در صورتیکه خوردن تمام تربت ها حرام است) 

9-اربعین و حقیقت اربعین بوجود آقا و بطور کامل بوجود خانم زینب(س) و امام سجاد(ع) احیا شد و دائمی گردید و باطن اربعین تا زمان فرج آقا و ظهور حقیقت اربعین، احیا شد. 

10- مدت عزاداری ایشان از همه ی عزاداری ها بیشتر است و مدت 2 ماه رابخود اختصاص داده(60 روز به عدد سین که میزان حروف و قلب قرآن است).   11-سیاه پوشیدن مکروه است ولی برای ایشان رحمت است و ثواب دارد.      12-ماه محرم؛ماه حرام اولین ماه سال قمری است و به دهه ی عاشورا شروع می شود و تمام گنج ده یعنی 4روی 10 را حامل است و بلوغ نُهِ حیات طیب را به همه ی انسانها درس می دهد. در ضمن اینکه با دهه اول ،محبان در خیمه های آقا یعنی در وطن اصلی ساکن می شوند.  

13- امام حسین(ع) حامل 9 ذریه است.    14-وجود مقدسش به عدد ده، گنج عشر را افشا کرده است (در عدد شهید توضیح داده شد)که امام عاشورائیان الی یوم القیامه است و تمام ایام شد عاشورا و تمام زمینها کربلا:

"کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"

مقام تاسوعا (در مقام سردارامام حسین(ع)؛حضرت عباس)

روز تاسوعا متعلق به آقا ابوالفضل(ع)است در صورتیکه همه می دانیم ایشان علمدار روز عاشورا است و شهادتش قبل از شهادت امام حسین(ع) در روز عاشورا واقع شده است. پس این مقام تاسوعا بلوغ مقام ارزشی وجود مقدس ابوالفضل عباس(ع) است که به درجه ی عرفان حقیقت 9 رسیده است که توانست علمدار عاشورای برادرش امام حسین(ع)شود(که او حامل 9 است) و روز عاشورا،9مقام تسعه را دریافت کرد : 1-علمدار کربلا  2-سپهسالار کربلا  3-باب الحوائج  4-ابوالفضل(ع)  5-سقای عطاشی(سیراب کننده همه ی تشنگان عالم الی یوم القیامه)  6- قمره العشره یعنی ماه (گنج) عشر  7- با وفا  8- صاحب بین الحرمین   9-صدیق . و درجه اش از تمام امام زادگان بالاتر رفت طوری که در حدیث آمده فردای قیامت همه امام زادگان بزرگوار به مقامش غبطه می خورند.

معصومین(ص)مقام صدیق را دارا هستند و یکی از خصوصیاتشان این است که بعد از شهادتشان دست انسانهای معمولی نباید بدن مطهر این عزیزان را لمس کند چنانچه می دانید همیشه معصوم(ص) بدن معصوم(ص) را غسل داده وکفن می کند.حتی برای حضرت زهرا(س)، امام علی(ع)اعمال غسل وکفن و تدفین خانم(س) را انجام دادند. در شب سوم عاشورا امام سجاد(ع)تشریف آوردند در کربلا و بدن پدر بزرگوارش را خود (با شرح هایی که می دانید)در بوریا قرار داد و به خاک سپرد. و در علقمه تشریف فرما شد و فرمود بدن عمویم عباس(ع) را هم باید خودم به خاک سپارم. و بدن مقدس ایشان بطور مستقل در علقمه به خاک سپرده شد و دستهای مبارکش در جاهایی که از بدن مطهرش قطع شده بود به خاک سپرده شد. که امروز در سه جا حضرت ابوالفضل العباس(ع) را زیارت می کنیم: دو جا مقام دستهای ایشان است و یک جا بدن مطهرش( یعنی هر دستش برای خودش علمدار است و هرگز علمش نمی افتد تا روز ظهور امام زمان(عج)؛فرزند نهم امام حسین(ع) که آن روز هم مقام صاحب بین الحرمین دلهاست و علمدار است الی یوم القیامه. عدد ابجد عباس =133وبرابر با عدد ابجد نام مبارک ابا صالح است. او علمدار عاشورایی است که در تمام عمر دنیا،کل یوم عاشورا وکل ارض کربلاست.

خواننده عزیز! عدد9 که سلطان اعداد بود و به صور مختلف توضیح داده شده است پس خوب دقت کن که علمداری که او مقام تسعه ی عاشورا را داراست هرگز علمش به معنای شکست بر زمین نمی افتد و امام عاشورا(امام حسین(ع))که صاحب 9 ذریه است هرگز از امامت عاشورا بیرون نمی رود زیرا تمام فرزندان نورانیش در مقام تسعه ی او جان حقیقت رساننده ی کمال وراثت عاشورا را بعنوان هدایت عظما از جانب پروردگار عالم ،احیا و به کمال هدف و نتیجه ی نهایی می رسانند.

این دو بارگاه، بارگاه نورانی مقامی است که در حال همه ی عاشورائیان و کربلائیان ،باید بدست پر فیض و برکت آقا ابوالفضل العباس(ع)محل ظهور وبروز احیاء حقایق و رساننده ی پیام حق باشد. یعنی کسی که واسطه و باز کننده ی دو حرم است یعنی حرم قلب مردم به حرم مبارک معصوم(ص).

پس هر انسانی در وجودش بین الحرمین هایی دارد که شاید خودش هم نداند. مثل از گوش سر به گوش دل،از چشم سر به چشم دل و از زبان سر به زبان دل اینجا مجرای صدق است که اگر باز شود و باز بماند انسان به مقام یُبصر بها ،یُسمع بها و ینطق بها می رسد.

تمام گرفتاریهای ما این است که این مجرا بخاطر دو رویی ها و نفاقها گرفته است. چشم سر یک چیز می بیند و چشم دل چیز دیگر،گوش دل چیزی می شنود و گوش سر چیز دیگر و ... و این نفاقها باعث شده که اصلاح اعمال و بیان احوالات نزد حکیم الحکما پیش نیاید و گاهی منجر به این کلام الهی می شود: صم بکم عمی فهم لا یفقهون . یا لا یعقلون . پروردگار عالم بر چشم وگوش و زبان دل پرده ای به نام غشاوه می کشد که این حقایق می میرد و انسان درحالیکه زنده ی جسمانی است،حیوانی است ناطق که قلب انسانی او مرده است.خداوند متعال می فرماید:فیمُت=پس بمیر.

حال چشمی که برای امام حسین(ع)با معرفت گریه می کند (از باب خلوص) معلوم است که گوش شنوایی دارد تا دل می سوزد و با اشک احیا می شود و زنده می ماند. اما راه این احیا،بدست بازکننده بین الحرمین دلهاست. زیرا ما لیاقت وصل مستقیم به معصوم(ص) را نداریم. وجود امامزاده؛ابوالفضل العباس(ع)که اذن گیرنده واسطه و گشاینده راه ما گنهکاران به امام معصوممان است. بنابراین هر دلی اگر بخواهد زنده بماند باید از سقای عطاشی ،آب حیات بگیرد و جان خود را به سقایت او سیراب کند تا بتواند به امام زمانش وصل شود . ما روایات زیادی داریم از جمله داستان علی بن مهزیاد(که قبرش در اهواز است )،وقتی به زیارت امام زمان(عج) نائل آمد، نشانه ی خیمه ی آقا در عرفات روضه ی حضرت ابوالفضل(ع) بود تا او امام زمانش را ملاقات کند. امیدوارم آقا لیاقت گشودن بین الحرمین دلهایمان را به مولایمان امام زمان(عج) عنایت فرماید.

بلوغ 9 در وجود حضرت زهرا(س)

وجود مطهر خانم زهرا(س)9 اسم مبارک دارد که هر نام از اسماء اعظم است. 2نام مبارک آسمانی : زهرا(س) ومنصوره(س) ، 7 نام مبارک دیگر زمینی: فاطمه(س)،بتول(س)،صدیقه(س)،محدثه(س)،زکیّه(س)،طاهره(س)وراضیه(س)  می باشد. درکتاب شرح المناقب(ص170)از محی الدین عربی در فصل فضائل حضرت زهرا(س)آمده است: {وعلی الجوهره القدسیه فی تَعیّن الانسیه،صوره النفس الکلیه،جواد العالم العقلیه، بضعه الحقیقه النبویه، مطلع الانوار العلویه، عین عیون الاسرار الفاطمیه الناجیه المنجیه لمحبیها عن النار ثمره الشجره الیقین، سیده نساء العالمین المعروفه بالقدر،المجهوله بالقبر،قره عین الرسول الزهراء البتول علیها الصلوه و السلام}.ترجمه: نیز تحیّات و زاکیات برآن جوهر قدسی باد که با تجرد قدسیّه در هیئت انسیّه عالم بشریت را زینت و تشکیل داده.آن حقیقت طاهره خود صورت نفس کلی و جواد عالم عقلی است که در صورت سِرّیه بضعه ی حقیقت احمدی(ص) و مشرق انوار علوم علوی و سرچشمه ی اسرار مکنونه ی فاطمی است.چنانچه آن حقیقت قادسه در آغاز نزول مقدسات عالم عقلی بوده، در هنگام عودت و صعود نیز خود از ادناس بشریت(چیزهایی که مردم را پست و کوچک می کند)رستگار، و آزاد کننده ی دوستان از آتش ،جوهره ی قدسیه شیرین ثمر شجر معرفت و یقین و سترگ سیده نساء عالمین است که قدر مراتب فضائلش معروف و مثوای جسد عنصریه اش مجهول است نور دیده ی حضرت رسول (ص) به نام نامی و لقب گرامی زهرای بتول علیهاالصلوه و السلام. 

حضرت فاطمه زهرا(س)؛مادر دو عالم و تک دردانه رسول الله(ص)که خداوند سبحان درباره وجود مقدسش سوره کوثر را نازل فرمود:"انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر انّ شانئک هو الابتر" .همچنین در کتاب مفاتیح الجنان از آقای قمی(رحمه الله)در زیارت خانم(س)در روز یکشنبه می خوانیم:السلام علیک یا ممتحنه امتحنک الذی خلقک قبل ان یخلقک و کنت لما امتحنک به صابره. سلام بر تو که آزمایش کرد تو را پیش از آنکه بیافریندت و بودی بر آنچه آزمایش شدی صبر کننده.

عدد ابجد نام مبارک حوا(س)همانطور که نوشته شد 15 بود و جمع ارقامش 6 می شود.عدد 15 از جمع عدد 1 تا5 حساب می شود،در اصل 5 جمع کننده ی تمام اعداد است و همانطور که می بینید بسته است و تنها عددی است که به شکل دایره نوشته می شود و حرفی که عدد ابجدش 5 است،حرف (ه) می باشد که به صورت گرد یعنی دایره نوشته می شود. وجود مقدس حضرت زهرا(س)جمع کننده دایره ی خلقت می باشد چنانچه در حدیث کسا آمده است:"هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها" . فاطمه(س) را هم در مرکزیت و هم در احاطه وجودی دایره خلقت قرار داده است که خوانده می شود فاطمه(س)و پدر فاطمه(س) و شوهرفاطمه(س)و فرزندان فاطمه(س)،بقول محی الدین عربی: خانم حوای روحانی است.

عدد ابجد دایره برابر است با عدد ابجد طاهره(س)=220 و جایگاه عددی دایره و طاهره(س) =40 است. همانطور که در درس گنج الف بیان شد،تمام خلقت در باطن طهارت خلق شده و ظهور وبروز دارد (الی یوم القیامه)و همه در دایره ی بندگی اوست،همه در طواف رضای حق غرق هستند. امیدوارم که ما هم با انتخاب صحیح دایره ی زندگیمان در باب طهارت در طواف رضای او به قربانگاه واصل شویم و در این گردش،ظلمات حیوانی وجودمان را جدا و به حقیقت انسانی به قرب او برسیم(انشاء الله). درواقع دایره،حدود اوامر الهی است.باید بگویم حدودالله و برای هر کس واجب الاطاعت است که حدودخدا را نشکند و در تمام عمرحافظ حدود الله باشد.

اما عدد6 از جمع سه عدد ظهور دارد1+2+3=6 وپایه ی تمام اعداد،3 عدد است که اگر درسهای قبل را مطالعه فرمایید متوجه می شوید که همان الف وجود است.عدد ابجد الف=111 یعنی سه تا یک : یکِ اول ،پیامبر(ص)که ایشان حقیقت الف وجود است و مقام ظرف گیرنده گنج الهی را دارد.

یکِ دوم، فاطمه زهرا(س)بضاعت این الِف وجود است که به الف یعنی 1000 خوانده می شود.

یکِ سوم،امیر المؤمنین علی(ع) است که بصورت همزه ناطق،الف شد و تمام حروف را نقطه و صداگذاری فرمود،و او نطق الله است. (درحالیکه همه معصومین(ص)،الف هستند و نورٌواحد و الف وجودند اما بصورت ظاهر وباطن) . پس هر کدام الف، الف،الف می شوند و در ابجد عدد کاملند که میشود 111 که درواقع کل اعداد و طبق مطالب بیان شده در اول درس،کل حروف را دربردارد یعنی هر کدام 3 می شود که با جمع 3 تا 3 عدد 9 ظاهر می شود{9=3(الف=111)+3(الف=111)+3(الف=111)}پس کل حروف واعداد ظهور پیدا می کند. درضمن اینکه اگر 3 تا 3را کنار هم بنویسیم 333 می شود که برابر با عدد ابجد اربعین است که حقیقت طهارت بوجود این عزیزان جاری وساری است. دیگر اینکه درباره وجودهای مبارکشان آیه تطهیر نازل شده است؛آیه 33 سوره مبارکه احزاب:"انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا".

عدد 40 در عربی اربعین می شود و همانطورکه می دانید حقیقت خلقت در باطن 40 (=م) و 4تا10تا یا 4روی 10 ،در تمام هستی ظهور داشت و درواقع حقیقت بهار،حیات و بهشتند(در کتاب گنج الف کاملا توضیح داده شده است). اما عدد ابجد اربعین=333 که جمع ارقامش 9 می شود(9=3+3+3)و اگر در هم ضرب شود 27 می شود(27=3×3×3)و برابر با جایگاه عددی کلمه سجده است که پیامبر(ص)عبدالله خالص است،روز 27 رجب مبعث وجود نورانیش در سن 40 سالگی است. درحقیقت جان اربعین، عالم را تطهیر و در ولایت مطهرین یعنی چهارده نور مقدس است و ثبوت نورانی ظهور حق در دنیا بوجود ولی الله الاعظم چهاردهمین معصوم(ص)اظهار می شود و عالم دنیا از تمام گناهها،رجسها و پلیدیها پاک وتطهیر می شود.

جایگاه عددی اربعین=63 می شود که برابر با سن مبارک پیامبر(ص) و حضرت علی(ع)است. خانم زهرا(س)که مغرب عالم است وجود مبارکش ظرف افول انوار رسالت و ولایت است در جایگاه عددی کلمه مغرب که 63 می شود.

صاحب مغرب وجود  

نماز مغرب متعلق به وجود مقدس خانم فاطمه زهرا(س) است و 3 رکعت می باشد وساعت مغرب مثل عمر پر برکتشان ظاهرا کوتاه (ولی برکتش الی یوم القیامه است) و زود به عشا وصل می شود. عدد ابجد مغرب=1242 است که جمع ارقامش 9 می شود(9=2+4+2+1).{ملکی بنام سخائیل (یا سرفائیل)برائت نامه ای از آتش جهنم به اسم خداوند برای هر نماز مقبول می آورد و برای نماز مغرب ،به اسم "انا الله الجبار" است}.

این یکی از زیباییهای مقام مغرب است که جمع کننده انوار خورشید در ظرف افول خود است که نتیجه ی آن نور قمر آسمان در لیل دنیاست و تمام حکمت باطن آن و گنج عشا در حقیقت آن جلوه گر می شود تا میوه ی کامل صبح راظهور دهد که همان صبح قیامت است(صباح الجنه) ، دراین بلوغ که سحر، گیرنده قدر است و شکافنده ی نور است و ظهور وبروز یوم(روز)

جایگاه عددی مغرب=63 که برابر با سن مبارک پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) می باشد وحکمتش زیاد است زیرا هم برابربا جایگاه عددی اربعین(یعنی 40 است) و هم به همه ی مؤمنین می آموزد که وجود مبارکشان در حقیقت طهارت زندگی مبارکشان به جایگاه غروب رسیده است،اما هر دونور مبارک در ظرف مغرب عالم افول داشتند چنانچه سن هر دو بزرگوار 63 سال است که جمع ارقامش 9 می شود و 2تا 9تامی شود18 که سن مبارک حضرت زهرا(س) است. {سن مبارک پیامبر(ص)=63 و 3+6=9  سن مبارک امام علی(ع)=63 و 3+6=9 __ 9+9=18 =سن مبارک حضرت زهرا(س)(ظرف گیرنده انوار رسالت و ولایت}).

وجود حضرت زهرا(س) در اهل بیت مکرمشان ،یک است زیرا یک خانم و 13 آقا هستند یعنی چهارده نور مقدس(ص) که همه ی بزرگواران نورٌواحدند(1+13=14=جایگاه عددی اُم). ایشان در مقام خلقتی یک است همانطورکه در کلمه نساء معنی کردیم عدد ابجد نسا=111=الف و الف= 1(یک) است. دیگر اینکه در کتاب چهلچراغ(ص31)از کتاب اطیب البیان (ج13-ص225)ازامام عسگری(ع) نقل شده :"نحن حجج الله علی خلقه و جدتنا فاطمه حجة الله علینا" ما همه حجت های خداهستیم بر مردم و مادر ما حجت است برما.

خوب دقت کنید! پس خود خانم(س) اول است و در عالم سرّ ،ایشان مقام دومی ندارد،بنابراین ایشان ام ابیها نام گرفت و ام ائمه،ام انبیا،ام المؤمنین و...همه ی این مقامات حاکی از این است که ایشان ریشه و اول است.

درضمن جمع اعداد 1تا 18 سن مبارک خانم(171=18+17+... +2+1) برابر با171 می شود که 171=عدد ابجد کلمه معانی و جمع ارقامش 9 می شود(1+7+1=9)پس وجود مقدس خانم تماما گنجینه اسرار است و اگر خوب بفهمیم و انشاءالله به خلوص عمل کنیم به ریشه ی طهارت واخلاص دست پیدا می کنیم.

نکته : همانطور که در کلمه نسا خواندیم که میزان و الف وجود و کلمه اش شاخص ولایت ورسالت است .حال اگر حروف نساء را باز کنیم بطوریکه (نس) در یک طرف ،الف(ا) وسط،و همزه بطور بسیط طرف دیگر الف باشد ،جمع هر طرف با الف وسط111 می شود :  نس      ا       ها میم زا ها       

                                                 

                                               110                      110

                                         

                                         110+1=111           110+1=111 

 

بلوغ 9 احکامی برای خانمها

در خانمها بلوغ ،عدد 9 است(9 سال تمام) یعنی 9 تمام وارد به ده می شود(9روی10)یعنی حقیقت 19 و تکلیف زندگی و حیات نو برای صاحبش زده شده است.عددابجدنوزده=72=سجده است پس در این سن، یک دخترخانم به بلوغی رسیده است که وارد حقیقت سجده بعنوان بلوغ بندگی می شود. ولی سن تکلیف آقایان، 15 سال تمام است 15=6+9 .

میزان در اسم زن (اسم خانم(س))

عدد ابجد کلمه زن=57 که برابر با3تا 19 تاست. زبر وبینه اش هم باهم برابر است{زن=زا+نون__(ز(7)=زبر،ا(1)=بینه)+(ن(50)=زبر،ون(56)=بینه)__ زبر7+50=57،بینه1+56=57} پس جمع زبر و بینه اسم زن 114 می شود که برابر است با تعداد سوره های قرآن و خانم زهرا(س) کوثرعالم وکل قرآن است.

جایگاه انسان کامل و بلوغ خلقت در حقیقت 9 و عالم قرب در جایگاه عددی اول=19 که برابر با واحد=جایگاه عددی نُه و نوزده=72=سجده و 2+7=9 است.

اسراری از نام مبارک فاطمه(س) و قلّه عالم

عددابجد نام مبارک فاطمه(س)=135=عددابجد قله. درواقع قله ی عالم امکان در کثرات خلقت همان نام مبارک واحد پروردگارعالم به عدد 19 است که ظهور عددی وحروفی را جلوه می دهد(19 حرف بسم الله الرحمن الرحیم و 19 حرف اسامی پنج تن (ص)).درواقع عدد ابجد نوزده =72=سجده شد که عالم در سجده بندگی ظهور پیدا کرد و خود عدد19 جایگاه عددی نُه بود که عالم در بلوغ 9 خلق شده است و حقیقت آن در ظرف قله عالم که عدد ابجد قله=135است برابر با نام مبارک فاطمه(س) که او اُم و قله و ظرف امتحان شده ی خلقت پروردگار عالم است و خود به عدد یک؛ام ابیها و... ظهور دارد.

پس درواقع قله ی اسرار ظهوری خلقت به عدد 9 درس زیبایی دارد. در خلقت نوری خانم زهرا(س) خواندیم که ایشان کسی بود که قبل از خلقت همه اسرار ظرف آفرینش وجودش امتحان شد و خداوند جل جلاله فرمود ما او را صابره یافتیم و قبول شد ، پس خداوند در آیه یک سوره مبارکه نساءمی فرماید:همه ی مخلوقات را از یک نفس واحد خلق کردیم و درواقع کلمه نسا همان الف وجود شد که تمام حروف و اعداد در بطن او ظهور پیدا کردند، پس همه در بلوغ نُه هستند .بنابراین بلوغ 9 همان تسخیر همه ی اعداد و حروف است که در انطباق قرار می گیرد و اگر امام عسگری(ع) می فرماید ما معصومین حجت های خدا بر مردم هستیم و مادر ما حجت بر ماست،شاید این ظهور باطن است.

خانم در عالم دنیا 9 سال در منزل رسالت است و 9 سال در منزل ولایت و منزل نورانیش مهبط وحی و نزول آیات و مختلف الملائکه یعنی محل رفت وآمد ملائکه مقرب است. بعد از پیامبر(ص)جبراییل بر او نازل می شد و احادیث قدسی را به خانم(س)می فرمود و حضرت علی(ع)احادیث را می نوشت. او کسی است که وی را ام الائمه،ام ابیها و... نام نهاده اند.

جابجایی ارقام 135 (عدد ابجد نام مبارک فاطمه(س))

در قسمتهای قبل ذکر شد که در اسماء مبارک چهارده معصوم(ص)نام خانم تنها اسمی است که جمع ارقامش 9 می شود؛فاطمه(س)=135 که 5+3+1=9 .

حال در صورت جابجایی ارقام 135 ،5 عدد دیگر به ما می دهد که واضح است جمع ارقام آنها هم 9 می شود. برای مثال: 1-153که برابراست با عدد ابجد جلابیبهنّ (با نون مشدد). در آیه 59 سوره مبارکه احزاب،جلابیبهنّ به معنی چادر آمده است و درواقع همان عدد ابجد نام مبارک فاطمه(س) است که ارقامش جابجا شده و در جمع 9 می شود. پس بلوغ عبادی یک خانم شیعه،چادر واقعی یعنی حجاب اوست. عدد ابجدکلمه حجاب=14 است و در قرآن کریم در 14 آیه مبارک برای خانمها بصور مختلف امر به حجاب آمده است.

عدد 14 درحقیقت جایگاه عددی حرف(ن)است که نون پشت تمام حروف الفبا کار می کند و به همه ی کلمات معنی وجان واقعی می دهد. یک مادر پاک دامن و عالمه می تواند دنیایی را با تاثیرات معنوی خود تکان دهد چنانچه امام خمینی فرمود:مادر با یک دست گهواره را تکان می دهد و با یک دست دنیا را تکان می دهد. درواقع آن نون ساکن وجود اوست که پشت حروف عمل خودش و فرزندانش معنی ومفهوم انسانیت را می تواند بروز وظهور دهد. دیگر اینکه عدد 14 همان گنج 4روی 10 و حقیقت اسرار خلقت است که پشت حجاب عالم دنیا ،راه رسیدن به قرب را نمایان می سازد.

نکته دیگر اینکه در دنیا هر دانه ای اگر بخواهد سبز شود باید در حجاب خاک قرار بگیرد یا در تاریکی تا برای کسب نور یا آب کم کم راه خروج از ظلمات به سمت نور راپیداکند و مفلح شود. خداوند کریم انسان را که اشرف مخلوقاتش است در حجاب پیچیده در دنیا خلق فرمود،یعنی انسانیت او در ظلمات حیوانیت نهفته است و باید تلاش کند با انوار رسولان و معصومین(ص)،تحت تربیت الهی و با پیروی وشیعه شدن به امامان معصوم(ص) خود را از ظلمات نفس حیوانی به نفوس انسانی که قابلیت رفتن به قرب الهی را دارد برساند. حجاب ظاهر هم برای آقایان و هم برای خانمها در سوره مبارکه نور آمده است: "قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم..."(30) "و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و ..."(31). که همه برای رسیدن به رشد حقیقی و کمال معنویت انسانی است تا در این حجاب به بلوغ نُهِ عمل بتوانیم با شاخه و برگ و میوه ی انسانی در عالم قرب به مقام "عند ربهم یرزقون" برسیم. انشاءالله

بنابراین تمام زحمات ما که البته همه رحمت است اولا شناخت حجاب ،ثانیا برداشتن حجاب از چهره قلبی خودمان،ثالثا زیارت روی زیبای چهاردهمین نور ولایت و امامت حضرت مهدی(عج) که برای امتحان ما در پس حجاب است در حالیکه برای او هیچ حجابی وجود ندارد "اللهم ارنا الطلعة الرشیدة و الغرة الحمیده". این است هدف "سلام هی مطلع الفجر" رسیدن به محل طلوع فجر صبح صادق. انشاءالله  

پس جلابیبهنّ=153 و3+5+1=9 که باطن خود را بخوبی افشا می کند که حجاب واقعی برای خانمها همان باطن 9 است و تمام اعمال یک خانم را تحت الشعاع عمل به آن قرار می دهد و برداشتن این حجاب،کمال عمل خالصانه را برای آخرت از دست می دهد و بصورت بدن بدون پوست که چگونه زشت وبلااستفاده و درحال عذاب است،زندگی بدون لذت و پر عذاب آخرت را برای خودش فراهم می آورد. پس باید در این حروف واعداد مقدس خوب بیندیشیم!

بلوغ هر خانمی به عدد 9سال تمام است و هر خانمی خود حامل فرزندانی است که 9 ماه در بطن او به کمال بلوغ نوزادی و تولد می رسند. پس زن،درحقیقتِ کمال خلق شده و از او اجتماع و انسانیت به کمال می رسد. چنانچه پیامبر(ص) می فرماید:بهشت زیر پای مادران است.       

نکته: سن مبارک خانم فاطمه(س) هم اسرارش همان 9 است. جمع ارقام 18 برابر9 می شود (اگر در عدد 1تا 9 ضرب شود،درنهایت جواب همه به عدد 9 می رسد). 18=جایگاه عددی حرف(ص) و اسرار بلوغ منازل عالم دنیاست.

اگر عدد 153 =جلابیبهنّ(چادر) را بر9 تقسیم کنیم می شود 17 برابر با رکعات نماز در شبانه روز. شاید این یکی از اسراری است که خانمها در نماز باید چادر و حجاب کامل داشته باشند(چه نامحرم باشد و چه نباشد).

2- 351=عدد ابجد قرآن که 1+5+3=9 یعنی بلوغ کامل تمام کتب آسمانی (حتی تمام کتابهای دیگر) درآن جمع است و باطن کتاب مبارک قرآن محیط بر تمام عوالم هستی از ظاهر تا باطن است و به کلام خالق یکتا آیه 59سوره مبارکه انعام: "و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو و یعلم ما فی البرّ و البحرو ..." .

ما انسانهای معمولی نمی توانیم با قرآن جمع شویم چون همجنس آن نیستیم. (قرآن حقیقت وجود انسان کامل است) اما باید درآیات و کلام مبارک الهی ضرب شویم یعنی به اوامر خدای مهربان گردن نهیم و نفس حیوانی را قربان کنیم تا به عمل خالصانه قیمت بگیریم(بها و قیمت آن رضوان الهی است).

اگر عدد ابجد قرآن(351) را بر 9 تقسیم کنیم39 می شود که برابر با جایگاه سین(میزان همه ی حروف) است و قرآن میزان کننده ی عالم هستی و بلوغ رساننده کمالات انسانی به عالم اعلاعلیین است.

3- 315=عدد ابجد عمره. حج چه واجب وچه مستحب را عمره می گویند(عمره تمتع و عمره مفرده). عمره مؤنث است،آخر حج به دو رکعت نماز و طواف نساء تمام می شود.5+3+1=9 که همان عرفه و رسیدن به کمال است. (هِ)آخر عمره یعنی باید تمام حج حلقه شود (حلقه بندگی و بلوغ 9) و این حلقه نورانی به گردن حاجی بیفتد که تمام عمر ازحج خارج نشود(الی یوم القیامه)

4- 513= عدد ابجد نام مبارک رقیه(س).رقیه یعنی تیتر،عنوان و رقیه(س)تیترِکربلا شد او تمام اسرار و ظلمها را(از کربلا تاشام) با گریه و سخن گفتن با سرمطهر پدرش افشا نمود و در کنار خطبه های امام سجاد(ع)و خانم زینب کبری(س)پرده از چهره سیاه یزیدیان برداشت.

همانگونه که به خاطر قد خمیده و صورت سیلی خورده وپهلوی شکسته و... ایشان را زهرای 3 ساله می نامند در عدد ابجد نام مبارکش هم،برابر ارقام نام مبارک خانم فاطمه(س) است.

ازطرفی 513= تام سجده= یا منشی السحاب (از اسماءالحسنی خداوند متعال)، یعنی: (سجده تمام که از این بلوغ بالاتر نداریم که شامل وجودمقدس خانم فاطمه(س) است) و (کسی که انشاء می کند به ابر که نزولات به چه صورتی و در کجا به دنیا بیاید که در باطن اسم مبارک فاطمه(س)است که خود،جانِ آب است).

5- 531=عدد ابجد کلمه تاسع (در عربی یعنی 9) است. این عدد فاعل تسع است و عوالم نُه گانه و ظهور معنایی را به نمایش می گذارد(عزیزان بدانند که فارسی باطن عربی است) و حقیقت و اسرار ملکوتی عدد 9 را کاملا هویدا می کند. اگر عدد 531 را بر 9 تقسیم کنیم 59 می شود که برابر با عدد ابجد نام مبارک مهدی(ص) است یعنی نهمین ذریه ی نورانی امام حسین(ع)که خود آقا حامل9ذریه متولد شده بود. همانطورکه در قسمت اسماء مبارک معصومین(ص) بیان شد اسم مبارک حضرت مهدی(عج)(=59) وقتی در عدد یک تا 9 ضرب می شود قسمت آخر به 531 می رسد که برابر تاسع است. حال اگر ارقام 59 را باهم جمع کنیم 14 می شود یعنی این باطن همه ی چهارده معصوم(ص)است و درضمن آقا چهاردهمین معصوم(ص) روی زمین است و اگر 1 و4 را جمع کنیم 5 می شود یعنی بسته شدن حلقه 14 معصوم(ص)،اوست که با لقب ابوالقاسم و نام مبارک(م.ح.م.د)(ص) می آید. اما حکومت امام زمان (عج) به عدد 9 ،بلوغ تمام حقیقت حکومت ظاهری و باطنی از عالم سرّ تا اسفل السافلین دنیا و رساندن به هدف نهایی پروردگار عالم از ظهور اسرار و خلقت گنج وجودیش و همه اهداف پیامبران(ع)و اوصیاء آنها و صدیقین و اولیاء وشهدا و تمامی معصومین(ص) است. حقیقت حکومت نور بدون ظلمت ،انسانیت بدون حیوانیت در عالم سایه گستر می شود. و خداوند اعلا مرتبه تمام گنج های خلقتش را از دل کوهها ،دریاها،معادن و نزولات آسمانی بیرون می ریزد و تمام علوم را درآن زمان به عدد 9 بلوغ گنج عالم در اختیار آقا قرار می دهد و تمام جن و انس به تواضع در مقابلش سر تعظیم فرود می آورند و شاید همان بهشتی که حضرت آدم(ع)در آن بدنیا آمده بود دوباره برای فرزندانش محل پذیرایی می شود اما این بار با ظهور امام زمان(عج)و حقیقت سرّگنج ولایت در عدد نُه و جان جایگاه نوزده (به تمام معانی)

آدم(ع)وجود مبارکش جمع کننده ی تمام اسرار نُه گانه عالم بود و او ظرف اسماء الحسنی عالم شد و خداوند بی همتا او را گنجینه ی معارف و اسماء خود قرار داد و آدم(ع)بدون کم وکاست همه را برای ذریه هایش پدری کرد و زحمت کشید و به ارث گذاشت. و هر پیامبر بزرگواری به نوعی این زحمات را به هدف نزدیک و نزدیکتر کردند تا حالا که تمام عوالم نُه گانه خود را بوجود آقا و سرورمان عرضه می کنند که او نُه عالم وجود است و همه بر او ساجدند و او نهمین فرزند امام حسین(ع) است(قبلا توضیحات کامل داده شده است) .

امیدوارم ما در این گنج ظهور ،از یاران باوفای آقایمان باشیم البته یار آقا هم باید به بلوغ فهم و شعور ،ایمان وعملِ 9 رسیده باشد. پس اگر خداوند کریم به حکمت آدم(ع) را از بهشت به دنیا (لیل) آورد،لباسهای بهشتی را از او و خانم حوا(س)گرفت تا خود با تلاش مایحتاج دنیا وآخرت را تهیه کنند که دنیا باطن آخرت است و با عمل صالح بتوانند همه را هدایت کنند که هر کس خود باید بهشت را خلق کند و باید ریاضت بکشد تا معماهای آخرت خود را با راهنمایی معصوم(ص) حل کند و خود را به جایگاه ظهوری بهشتِ خود برساند و از ظلمات خارج شده و به نور مهدویت واصل شود.

خداوند اعلا مرتبه در آیه 111 سوره مبارکه توبه می فرماید:" ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجنة... ". در همین آیه مبارکه آمده است که این وعده در کتب آسمانی تورات و انجیل هم آمده است که من بهترین مشتری برای شما هستم برای اموال و انفس شما به قیمت بهشت. (درحالیکه همه ی نعمتها را خود،به ما داده است) و بهشت یعنی رسیدن به بلوغ نه ِعمل و بهشت جای مخلصان ،مؤمنان و طاهران واقعی است. پس بوجود مولایمان این هدف در دنیا ظهور پیدا می کند و وعده ی پروردگار عالم محقق می شود .(اللهم عجل لولیک الفرج و اجعلنا من انصاره و اعوانه و الذابین عنه والمستشهدین بین یدیه).

عالم سرّ و حقیقت عالم یعنی 4 روی 10 همه نور است. پس بلوغ ولایت آقا این است که آن نور در دنیا به کمال ظهور و به بلوغ حکومت نورانیت و خروج ظلمات محقق می شود وحتی افرادی که به نام یار آقا هستندیعنی 313 نفر، چون عددابجد سیصدوسیزده به حروف=256 که برابر عددابجد نور است می شود و تولد وجود مقدس آقا سال 256 هجری که برابر نور است می باشد و عدد ابجد نام مادر بزرگوارش نرجس(س)=313 می شود که همان برابر نور است. و حکومت وجود مقدسش زهرایی است در کتاب چلچراغ(ص32) به استناد از صفحه 180 جلد53 کتاب بحار الانوار ، حضرت ولی عصر(عج) می فرماید:"فی ابنة رسول الله (ص) لی اسوة حسنة". خیلی کلام پر مغز و پر معنایی است ،آقا نمی فرماید مادر ما بلکه می فرماید دختر رسول الله (ص) برای من اسوه یعنی الگوی حسنه است. معنا فرمودند که حکومت من زهرایی است زیرا نام مبارک زهرا (س) یعنی نورانی و درخشنده و از یک معنای دیگر خانم(س) بود که حقیقت نُه بود. پس حکومت آقا هم نُه است .آقا می فرماید در زمان ظهور ، حق مادر نورانی خود را از دشمنانش می گیرد .

گنج اعداد وحروف تا شکفته شدن تمام گنج هستی یعنی به تمام اسرار (از عالم سرّ تا به عالم سفل)همه ظاهر می شود. پس شیعیان آخر الزمان هم مقامشان 9 است زیرا سیدِ امت رسول الله(ص)هستند چون امام زمان(عج) معصوم چهاردهم و امام دوازدهم هستند.

اللهم کن لولیک الفرج الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعة و فی کل الساعة ولیا وحافظا وقائدا و ناصرا و دلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا

         



:: موضوعات مرتبط: عرفان سجده (بخش 1و2و3)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : سه شنبه هجدهم مهر 1391
زمان : 0:31
عرفان سجده - بخش 2



عدد 9 در سرّ خلقت

همانطورکه قبلا بیان شد در قسمت کنز الهی و گنج اسرار خلقت و در ظهور نام مبارک واحد جلّ جلاله که عدد ابجدش 19 است و برابر با جایگاه عددی نُه به حروف قرار داشت. شاید اینطور معنی شود که سقف اعداد تا عدد9 است ، پروردگار عالم ظرف کنز الهی خود را که به 28 حرف ظهور داده به عدد9 احصاءفرموده که بلوغ کامل اسرار است و بر مخلوق مسلط و مقهور است و غلبه ی ظاهری و باطنی دارد. همانطورکه دردرسهای قبل خواندیم که عدد وحروف هرگز از واحدیت جدا نشده و به عنوان گنج الف همیشه با مؤلفه ی خود همراه است و خوانده می شود؛معرفی می شود؛هستی می گیرد و باقی می شود. مثل حروف که خوانده می شوند با،تا،ثا،جا،حا... یعنی همه از درون الف ظهور پیداکرده اند.و همینطوردر اعداد،که یک واحد است و وقتی می خواهد بعد از عدد10 نمایان شود مثلا عدد11 می شود حادی عشر(حادی برابر یک وعشر یعنی 10 کنار هم می شود) یا 1001 که حادی الفه می شود وبرابر عدد ابجد ارض ورضا است. یعنی همه ی اعداد هم از در گنج الف وجود با مؤلفه ی خود که عدد الفِ یکِ واحدیت است همیشه کثرت خود را با وحدت وجود، ظاهر وباطن خویش را معرفی می کنند. در واقع عالم به وحدانیت او خوانده می شود و همیشه عدد اول، معیار همه ی اعداد است و همه ی  شئونات، همه ی منزلتها،همه ی مراتب قبولی و مراتب وصال به مرتبه اولش(یعنی شاگرد اولش) قیمت و ارزش وبها می گیرد و جایگاه پیدا می کند.

پس پروردگار عالم خود اول است و آخر،هم ظاهر است و هم باطن. بنابراین سرّگنج ظهور نام مبارکش ؛واحد جلّ جلاله را متجلی فرمود و در گنج خلقت سرّحقیقت محمدی(ص) ؛مخلوق اول خود را ظهور داد و معرفی فرمود که او نیز،هم اول است و هم آخر، هم ظاهر است وهم باطن. وهمه ی کثرت مخلوقاتش را از آن عزیزان ظهور فرمود تا بوسیله ی وجودهای اولِ آنها هرکس به وسع وجود خودش بتواند در معرفت و عبودیت خالصانه خداوند تبارک وتعالی به درجه اول برسد. پس همانطورکه در ولایت معنی شد که نقطه ای در عالم نماند مگر آنکه در حقیقت ولایت خلق شده و ولایت بر آن سیطره ظاهری و باطنی و وجودی دارد. پس اسم مبارک اول هم در همه ی وجود مؤلفه اول است.

نکته: عدد ابجد کلمه اول=37 و جایگاه عددیش19 می باشد که برابر با عددابجد اسم مبارک واحد جلّ جلاله (که اولین ظهور است) می باشد . اولین آیه مبارک قرآن "بسم الله الرحمن الرحیم" سوره حمد است که تنها بسم الهی است که یک آیه محسوب شده و عدد یک را به خود اختصاص داده است . پیامبراکرم(ص) فرمود:کل محتوای قرآن در سوره حمد و تمام آن در بسم الله الرحمن الرحیم و کلّ آن در(با)ی بسم الله آمده که اولین حرف شروع قرآن است. با اولین حرف قرآن که عدد یک را به خود اختصاص داده و همه ی محتوای قران در نقطه ی زیر(با)ی بسم الله که اولین نقطه از حروف الفباست که تمام صداها و حرکات و باب خواندن و قرائت و نطق و به تمام معنی ،قرآن را به خود مختص کرده است. وحضرت علی(ع)امام اول ما شیعیان فرمود:انا نقطه تحت الباء بسم الله (من نقطه ی زیر با ء بسم الله هستم). درجه ی یک و اولین ظرف جذب کننده ی کلّ اسرار قرآن و محتوای آن ، قرآن ناطق ؛فقط و فقط مخصوص صاحب ولایت ؛مقام امیر الاُمرا که باز هم منصب امیری فقط برای شاه ولایت ؛اسدالله الغالب؛مولی الموحدین؛مولی المتقین؛امیر المؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) است که او اولین امام ما شیعیان است.

و دیگر عدد اول در جایگاه کلامی به نام مبارک امام حسن مجتبی(ع)است که سید الاسباط و سبط اکبر پیامبر(ص)و حضرت زهرا(س)و امام علی(ع)است.

عدد ابجد نام مبارک امام حسن(ع)=118 و جایگاه عددی نام مبارکشان 37 (برابرکلمه اول است). و جمع ارقامشان 10 می شود(10=8+1+1 و10=7+3) که عدد ده به حروف،9 می شود(ده=9). خوب دقت کنید! یعنی 9باطن 10 که درواقع 19 است(19=9+10)و برابر با جایگاه عددی کلمه اول و نام مبارک واحد جلّ جلاله.

در قرآن کریم کمتر صفحه ای را می خوانیم که نام مبارک حسن به معنای نیکی، نیکویی، زیبایی،بهتری،بهترین و بدین معانی در آن نباشد(خلاصه نمره ی 20 پروردگار عالم به بنده ی مؤمنش و نمره قبولی اعمال در آن نباشد). و آقا خود کریم اهل بیت هستند و قرآن،قرآن کریم نام گرفته که به صفت کریم خداوند متعال اختصاص دارد.               

خالق کریم برای خلقت انسان کامل به خود احسن فرمود "فتبارک الله احسن الخالقین".بهترین اخلاق را به بهترین خلقتش ؛پیامبر اکرم(ص)عنایت فرمود (خلق حسن)و او را اسوه حسن قرار داد و همه خانواده محترمش را به لقب حسن ظهور داد ؛از حضرت علی(ع)که ابالحسن است و خانم زهرا(س)که حسنه و امام حسن(ع)و امام حسین(ع)که حسنین(ع)هستند.امام حسین (ع) که فرزند دوم است ،هم به اسرار وجودی عدد (دو)که عدد ابجدش 10 میشود (10=6+4)در حقیقت 10 به دنیا آمد.در عرب اگر دو برادر یک اسم داشته باشند به اسم برادر کوچکتر یک حرف یاء مصغر در بین حرف ما قبل آخر آن اضافه می کنند.مثل حسن(ع)که می شود حسین(ع).اما این از نظر ظاهر است در صورتیکه آقا صاحب مقام 9؛خداوند 9 ذریه نورانی معصومین(ص) بعد از وجود مقدسش را در بطن او قرار داده بود.پس او خود 1آمد و9 ذریه در بطنش که می شود 10 و عدد 10 برابرعددابجد حرف(ی)است.که نام مبارک حسن(ع)باضافه  حرف (ی)شد که حسین(ع)نام گرفت.پس تمام ذریه هایش شدند حسن(ع)وآقا امام زمان (عج)هم همچنین حسن شدند (وصی الحسن(ع))و ایشان وصایت تمام اهداف نورانی خلقت را به حسن یعنی بهترین ظهور خواهند داد. پس هم اول که باطنش حسن است و هم آخر که تمام وصایت حسن است همه را شامل هستند. شیعیان هم باید با عمل حسن به این بزرگواران تمسک جویند. و خداوند کریم در سوره مبارکه انعام آیه 160 می فرماید"من جاء بالحسنة فله عشر امثالها"(اگر با خودش (عدد اول )عمل  حسن را بیاورد (تا قبر )من هم به او 10 مثل آن را می دهم .

در زمان ظهور مولای ما ،صاحب العصروالزمان و آقایی که خود نهمین فرزند امام حسین (ع)است در ظهور کامل حمد الهی به وصایت حسن(ع) نام مبارک اولین سرّ ظهور عالم اسرار و نام مبارک اشرف مخلوقات و صاحب عالم کون و مکان؛ محمد مصطفی(ص)به نام مبارکش (م ح م د )جلوه می فرماید:که این تمام مقامات اول است.

ظهور کنز گنج الهی

چنانچه حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند:

( اولنا محمد و اوسطنا محمد و آخرنا محمد ).

جالب است بدانید خانه کعبه اولین ظهور خلقت خشکی در 25 ذیقعده تولد پیدا کرد،و اولین بناّی آن خانه، خداوند است و از آنجا خشکی به همه زمین گسترده شد.آنجا به امر خدا قبله مسلمین قرار گرفت. عدد ابجد کلمه قبله 137 است.100=ق که جایگاه عددیش 19 است و معنی نگهدارنده می دهد،و 37 همان عددابجد کلمه اول است.

پس در واقع قبله که قلب زمین است نگهدارنده حقیقت سرّ تمام مقامات آسمانی،صفاتی،ولایی و مجرای وصل کننده عالم ظلمت دنیا به عالم نور قرب اعلا است.و بیت عتیق خوانده می شود و حرمش احرام می خواهد و در احرامش باید مُحرم شویم.اعمال عبادی ما مخصوصاً نماز شرط قبولیش رو سوی قبله داشتن است.در واقع هرکس بخواهد با عبادت وصل به معبود شود باید رو به قبله که همان باطن اوّل است،معبود خود را عبادت کند . پس شرط قبولی عمل قبله است یعنی بدون مؤلفه عمل باطل است.

خداوند کریم وقتی می خواست بدن ما را در رحم مادر خلق کند ،اول ارض خشکی قلبمان را روی جایگاه آبی رحم مادر خلق کرد و قلب ما هم خانه خدا شد "فؤاد المؤمن بیت الله" وتمام عروق با گردش خون به طواف قلب ،هرگز از قبله ی بدن جدا نمی شوند والا حیات آنها به خطر می افتد. پس باید ما هم هرگز از توجه وجه قلبمان (از مجرای رضای خدا) به قلب امکان ؛ امام زمان(عج) به توجه خانه خدا و وصل شدن به قبله جدا نشویم وگرنه حیات معنویمان در دنیا وآخرت به خطر می افتد و به هلاکت ابدی می رسیم.

همانطورکه انسان وقتی به مدرسه می رود،کلاس اول را طی می کند تا باسواد شود(حروف واعداد را می آموزد) و این کلاس اول تا دکتری و پرفسوری،در تمام مراحل تحصیلات و کسب مقامات و حتی آثارش ظهور و بروز دارد و حتی بینه ی آن است.

این نکته ای است! که هرکس در عمل برای دیگران نیز سعی کند اول شود تا در زندگی وشئونات ارزشی دیگران هم مؤلفه باقی بماند. حضرت ابراهیم(ع)می فرماید:"ربنا هب لنا من ازواجنا وذریاتنا قرة اعین واجعلنا للمتقین اماما" (پروردگارا ببخش بر ما از همسرانمان فرزندانی که نور چشم ما باشند و قرار بده مارا برای متقین پیشوا وامام).

نموداری از ظهور اسرار خلقت در عدد9 

همانطورکه توضیح داده شد پروردگارعالم اولین ظهور خود را از گنج احدیتش(جلّ جلاله)، اسم مبارکش "واحد" که مظهر نورانی همه اسرار و ظهورات حروف واعداد وهمه مخلوقات بود قرار داد. کلمه واحدعدد ابجدش19 می شد و خود به معنی یکتایی خالق بی همتا است.

جایگاه عددی نُه=19  و عدد ابجدش =55 است که 5+5=10 و چنانچه بیان شد 9 باطن 10 است. پس در این نمودار(*رجوع شود به نمودارانتهای کتاب ) متوجه می شویم که بلوغ خلقت در عالم واحد عدد19 است در جایگاه عددی نُه. و عددابجد نوزده=72=سجده است که اسرار عالم؛ در گنج ظهور، در بلوغ سجده و اطاعت محض ظهور دارد.

درواقع قله اسرار ظهوری خلقت به عدد 9 درس زیبایی دارد. عدد ابجدکلمه قله =135 است که برابر با عدد ابجد نام مبارک فاطمه(س)است. شاید شما بفرمایید چرا؟ در خلقت نوریِ خانم زهرا(س)خواندیم که ایشان کسی بود که قبل از خلقت همه ی اسرار ظرف آفرینش وجودش امتحان شد و خداوند فرمودما او را صابره یافتیم و قبول شد . و در آیه اول سوره مبارک نساء می فرماید: همه مخلوقات را از یک نفس واحده خلق کردیم . و درواقع کلمه نساء همان الف وجود شد که تمام حروف واعداددر بطن او ظهور پیدا کردند( الف=111=نسا). پس همه در بلوغ نُه هستند و بلوغ نه، همان تسخیر اعداد و حروف است که در انطباق قرار می گیرد. و شاید این ظهور باطن است که امام حسن عسگری(ع)می فرماید ما معصومین همه حجت های خدا بر مردم هستیم ومادرمان حجت برماست.

بلوغ نُه یعنی نَه که به عربی (لا) می شود و مجرای توحید(همان لااله الاالله) و حقیقت گنج عشر است. جایگاه عددی (لا)=13 است که برابر با جایگاه عددی (م) به عدد ابجد 40؛حقیقت طهارت است. پس عالم در کلمه سبحان غرق است و هر کس بایدبه بلوغ عبادی وبندگی 9 یا نَه ،به طهارت و تنزیه عمل برسد تا بتواند جزء عباد و زهّاد خالق یکتا باشد. جمع ارقام 13 برابر4 می شود و عدد 4، تمام گنج 4روی10 و گنج عشر مجرای توحید است.

عدد ابجد (لا)=31 است . عدد ابجد سیُ یک به حروف 100می شود که 100=(ق)به جایگاه عددی 19 است که 9+1=10که همان گنج 4روی 10 است و عدد 19=واحدجلّ جلاله است ،پس تمام عالم خلقت در مجرای توحید و کلمه مبارک لا اله الا الله است که نماد آن خانه خداست. 

بلوغ عدد 9 در رسیدن به قرب الهی

برای رسیدن به قرب الهی باید قربانی داد چون اینجا مقام قربانی است مگرنه اینکه ورود در قرآن باید از 19 حرف بسم الله الرحمن الرحیم گذشت . و ورود درحرم مطهر معصوم(ص) مخصوصا در حرم الله ؛نزد خانه کعبه ،باید آماده قربانی باشیم و تمام نفوس حیوانی را قربانی نفس انسانی یعنی نیت قربتاً الی الله کنیم. آنجا هم باید از 19 حرف اسامی پنج تن(ص)گذشت تا به قربِ آن برسیم.

عدد ابجد کلمه قربانی=363 است که3+6+3=12و2+1=3 می شود . دراصل عدد 300 =ش افشاکننده ی 63 =جایگاه عددی اربعین ؛ محل رسیدن به تعالی انسانیت است.

وقتی حضرت موسی(ع)به وادی مقدس دعوت شد ، پروردگارعالم فرمود کفشهایت را بیرون بیاور که اینجا وادی مقدس است"انی انا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی" (آیه12سوره مبارکه طه). اما علی ابن ابیطالب (ع) رادر پاکترین و مقدس ترین مکان؛در خانه خودش (اشاره به عالم قرب)به دنیا آورد. پس ای شیعیان!در رسیدن به قرب کعبه می فرمایداینجا وادی مقدس است باید 1000کیلومتر جلوتر( به عدد الف)غسل کنی و لباسهایت را مخصوص کنی و با لبیک و ذکر و حال خوش بیایی نزد قبله جانها.

شاید اینطور است که وقتی حضرت موسی(ع)از خداوند زیارت خودش را درخواست کرد پروردگارعالم فرمود:لن ترانی (تو و نه هیچکس هرگز نه در دنیا و نه در آخرت راه ندارد که مرا ببینی). اما خداوند جلیل به کوه طور تجلی فرمود که برخی مفسران می گویند این نور شیعه ی علی ابن ابیطالب (ع)بود که کوه متلاشی شد و حضرت موسی(ع)بیهوش شد"دکّا و خرّموسی صعقا"(آیه 143 سوره مبارکه اعراف). می فرمایند سپس حضرت موسی(ع) ازخداوند خواست که ای کاش مرا مقام شیعیان علی ابن ابیطالب(ع)عطا فرمایی.(الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المؤمنین و الائمه علیهم السلام).

جایگاه عددی قربانی=66 که برابر با عدد ابجد نام مبارک الله جلّ جلاله است.حال خوب فکر کنید!که قربانی در کنار خانه خدا یعنی چه؟

هر مسلمان در هر جای دنیا که باشد برای قبولی نمازش که به فرموده پیامبراکرم(ص)"الصلوة عمود الدین" ،به عنوان وصل شدن مأموم به امام باید طهارت ظاهر وباطن داشته باشد ،لباس مخصوص بر تن کند ؛مثل لباس نماز خانمها(پوشیدگی خاص) و لباس طاهر برای مردان،باید احکامش را بجا آورد و درواقع به نوعی محرم شود در وادی عشق. یعنی همانطورکه برای حضرت موسی(ع)آمده که خداوند فرمود کفشهایت را بیرون بیاراینجا وادی مقدس است، برای نمازگزار هم خیلی چیزها که در حالت عادی با مردم روبرو می شوند در نماز برای او حرام می شود و باید روی خود را به قبله کند و برنگرداند که اگر سهوا یا عمدا رویش را برگرداند،نمازش باطل می شود. پس درواقع عالم نماز عالم عدد 19 به واحد رسیدن و به بلوغ حقیقی انسان شدن است ، پس بلوغ 9 می خواهد.

عدد نه با حروف  

عدد نُه با حروف یعنی نَه ،درواقع بلوغ انسان در حد کمال نَه گفتن به تمام اموری است که خداوند کریم به آن رضایت ندارد. فقط راه تشیع به امام معصوم(ص) راه بندگی است که نَه می باشد،یعنی اخلاص پیدا کردن . نَه یعنی به تمام الهه های هوای نفسی نه گفتن،یعنی به توحید واقعی رسیدن.

در عربی نه می شود(لا) یعنی لا اله الا الله . پیامبر اکرم(ص) فرمودند:"قولوا لا اله الا الله تفلحون" (بگویید لااله الا الله تا رستگار شوید). امام رضا(ع)در حدیث سلسله الذهب فرمود : کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. بعد فرمود بشرطها و شروطهاو انا من شروطها (کلمه لا اله الا الله قلعه ی امنی است که هر کس عملش توحیدی باشد و در آن حصن وارد شود از عذاب قیامت (دنیا وآخرت)امنیت پیدا می کند به شرط اینکه امام رضا(ع)می فرماید من شرط آن باشم(یعنی به شرط رضای خداست و رضا به رضای خدارسیدن).

پس شرط به رضای خدا رسیدن آنست که به تمام رضاهای دل ظاهری و به تمام هواهای نفسانی درونی،نَه بگوئیم که کار خیلی سختی است و جهاد اکبر است،این مقام بلوغ بندگی و رسیدن به کمال انسانی و درنهایت در جایگاه قرب الهی واصل شدن است اما به عدد کلمه (لا) ،که عدد ابجدش 31 می شودو1+3=4که در اصل همانطور که گفته شد تمام چهارچوب حقیقت آیت الکرسی و گنج 4روی 10 است. ازطرفی هم عدد ابجد سیُ یک=100=عدد ابجد(ق) که جایگاهش 19 است و 19 =جایگاه عددی نُه. پس درحقیقت اخلاص یعنی خالص شدن همان به بلوغ 9 رسیدن است. جمع ارقام19 برابر 10 می شود که همان حقیقت 4روی 10 و 14 و40 است و 40 باب طهارت و عدد ابجد طلا است پس خلوص تمام این زیباییهاست. امیدوارم از این درس مقصود نویسنده را دریافت کرده باشید.

عدد 19 در جایگاه عددی نُه

اگراعداد ابجد 1تا9  را بصورت زوج و فرد جدا کنیم،حروف اعداد زوج می شود 4حرف ؛ بدوح (ب=2،د=4،و=6،ح=8)و جمع عددی آن 20 می شود که برابر با عدد ابجد(ک) است و 0+2=2=(ب). حروف اعداد فرد می شود 5حرف؛ اجهزط (ا=ا،ج=3،ه=5،ز=7،ط=9)و جمع عددی آن 25 می شود که برابر با جایگاه عددی کلمه (حمد)و جایگاه عددی(ذ) است و 5+2=7=(ز). پس درنهایت حرف زوج شد (ب)= 2 و حرف فرد شد(ز)=7 که در جمع عددی می شود 9 (9=2+7) و در ضرب عددی 14(14=2×7) که همان گنج عشر یعنی 4روی 10 است و جمع ارقام 14 (4+1=5) 5 می شود ؛سرّ حلقه بندگی و وجود مقدس پنج تن(ص).

حرف رمز تمام عالم در بین حروف فرد در اعداد نه گانه می باشد،چنانچه آقای شیخ بهایی درباره این 5 حرف فرد(ا-ج-ه-ز-ط) می فرماید:

ای که هستی طالب اسرار و رمز غامضات   اسمی از اسمای اعظم با تو گویم گوش دار

اول و ثانیش جذر رابع و خامس بود           حرف مرکز جذرجمع جمله دان ای هوشیار

  گر ازاین بیتش نفهمیدی ازاین بیتش بفهم         سر نگهداری  برادر گر  بیایی  زینهار

حرف اوسط نصف حرف اول است وآخرست  اوسطیش ضعف اوسط فرقدان وقطب وار

ساتر سرش باش فتح رمز اگر دستت دهد        فاتح  اقفال دانستی  برو در کار دار

بیان ابیات مذکور فقط درباره همین 5 حرف است،نه دائره اجهزط. معنی مصراع اول بیت دوم این است : ا(1)+ج(3) = جذرِ ز(7)+ط(9)، یعنی 4= جذر 16

و مصراع دوم این است: ه(5) = جذرِ ا(1)+ج(3)+ه(5)+ز(7)+ط(9)،یعنی 5=جذر 25 

بیت چهارم: ه (5) = نصفِ ا(1)+ط(9)  ، یعنی 5= نصف 10 و مصراع دوم :

ضِعف اوسط یعنی دوبرابر حرف وسط (ه=5). و این دو اوسط یعنی(ج)،(ز) در گرد مرکز (ه) مانند فرقدان بر گرد قطب شمال اند. فرقدان ،دو کوکب معروف در قطب شمالند که در زیجات و کتب نجوم و صور الکواکب عبدالرحمن صوفی و دیگر کتب در صور کواکب مشروحا مبین است.

نکته : حرف (ه) تنها حرفی است که خداوند کریم آنرا ضمیر یعنی حرف اشاره به خود قرار داده است و با حکمت ضمه و فتحه وکسره را به خودش نسبت می دهد و صدای کوتاهش را اشباء و بلند قرار می دهد.الی یوم القیامه همه بدانند! که او هو است و فقط اوست. عدد ابجد حرف(ه)=5 است . فقط وفقط پنج تن آل عبا (ص) یعنی همه چهارده معصوم(ص)واسطه معرفت وشناسایی بندگان به خدای مهربان هستند،فقط وفقط این عزیزان اولین خلقت هستند و تمام مخلوقات از ایشان خلق شده اند حتی پیامبران گرامی ، و ایشان همان آیت الکرسی و گنج وکنز 4روی 10 عالمیان هستند. امیدوارم متوجه شده باشید که حرف(ه)به عنوان عدد 5 مرکزیت وسرّ همان عالم کون ومکان ظاهر وباطن را داراست.

و اگرمضربهای عدد3 را از 1تا9 جمع کنیم عدد 19 ؛جایگاه عددی نُه بدست می آید (19=9+6+3+1). پس در این شعر خیلی از زیباییها بیان شده است. اما به حرف (ه)کل اسرار را جمع کرده و فرموده حالا خودت بفهم!

چون پروردگار عالم به عدد 19 گنج واحدیت را ظهور داد که کثرات جلوه کردند. که در باطن عدد یک بلوغ 9 واحدی است. جمع ارقام 19 برابر 10 شد و(1=0+1). دقت کنید! درحالیکه ظهور 10 در عالم کنز جمع عددی 1تا4 شد(10=4+3+2+1)یعنی 4روی10 که می شود 14 که 4+1=5 ؛ اینجا حلقه ی خلقت به ظهور سرّالاسرار عالم بسته شد که پنجمین معصوم(ص) امام حسین(ع)است که 9 ذریه در بطنش بود: 14=9+5 پس حقیقت 14 نور مقدس ولایت کبری در ظل ولایت مطلق پروردگار عالم ،همان حرف (ه=5)است.

خداوند کریم دردنیا خشکی را روی حرف (و)خلق نمود وفرمود :انا لله و انا الیه راجعون. پس آدرس خود را با این حرف به همه بندگان داد. قل هو الله احد ،پیغمبر بگو او خداوند احد است پس حرف (ه) با (و) جمع شد و پروردگار ،خود را به هو معرفی فرمود. وهمینطور در گنج وحدانیت به عدد یک =واحد، عدد ابجد یک=30 می شود که تمام تجلی گاه و مجرای توحید عدد30برابرحرف(ل)است که این حرف گشاینده حروف مبارک لا اله الا الله است و جایگاه عددی حرف(ل)=12 می باشد که 12 نور مقدس امام معصوم(ص) همه عروه الوثقی و حبل الله المتین(ریسمان محکم الهی) وامام مبین موحدان ومتقین هستند. 

بنابراین بلوغ عددی گنج واحد در عدد19 کلّ سرّ است زیرا 19 جایگاه عددی نُه بود. پس بلوغ تمام اسماء و تمام اعداد در اسم مبارک واحد؛دربلوغ نه متجلی می شود که نُه همان کلمه ی نََه است یعنی لا و توحید محض الهی و خلوص کامل عمل. 

عدد نه در کلمه ی عرفه و قربانی

امام حسین(ع) فرمود: خداوند خلق نکرد بندگانش را مگر برای معرفت . و خود نقطه مرکزی معرفت توحید شد. اوست که شب عرفه و روز عرفه را به همه عالمیان معرفی فرمود و راه مقصد و هدف الهی را از عالم سفل در مرکزیت خانه خدا و در ایام حج واجب که نقطه ی عطف وصل همه موحدان ومؤمنان به قرب الهی است،نشان داد و راه رسیدن به مقصد رضای پروردگار عالم را به عاشورای عمل و کربلای زندگی هر انسان آزادی راهنمایی فرمود. {چنانچه درس معارف ما از راه عمل به اعداد و حروف است ، دقت بفرمایید که با این درس به مغز معنا می رسیم.انشاء الله}

عدد ابجد عرفه=355 که 5+5+3=13 و 13=جایگاه عددی حرف(م)به عددابجد40 است. 300 افشاکننده است و55=عدد ابجد(نُه)،درواقع عرفه افشاکننده ی راه نورانی رسیدن به بلوغ انسانیت 9 و کمال هدف پروردگارعالم یعنی زنده شدن واقعی رسیدن به قربانگاه (در جایگاه 19 و سجده واقعی)ورسیدن به قرب عند ربهم یرزقون است.

جایگاه عددی عرفه=58 می شود که 8+5=13 و 13=جایگاه عددی (م)به عددابجد40 است. پس عرفه انسان را در شناخت حقیقی به گنج طهارت انسانی و کمال قرب الهی و شیعه ومحب واقعی معصومین(ص)شدن می رساند و این راه برای همه لازم الاجراست و باید به آن معرفت پیدا کنند و الا همه بازنده ی عمر پر برکت خویش می شوند و دگر هیهات! 

عدابجد قربانی=363 که 3+6+3=12 و 2+1=3=آب است. 300 همان افشاکننده و 63 برابر با سن مبارک پیامبر(ص)و امام علی(ع) ، و جایگاه عددی کلمه اربعین است یعنی جایگاه باطن سبز شدن – بهارشدن و به طهارت واقعی رسیدن است(عدد ابجد اربعین=333که3+3+3=9 می شود) پس امام حسین(ع)وهمه چهارده معصوم(ص) که خود معصومند و ائمه طاهرین(ص) هستند،درواقع اولین قربانیان خداوند متعال هستند که خود راه گشای قرب اویند ، پس این عزیزان خود دائما در قرب او هستند وهمه عاشقان را هم به قرب او می برند. سخت ترین مسیر قربانگاه برای این عزیزان است که سیدالشهدا اباعبدالله الحسین(ع) با سخت ترین راه شهادت،اما فاتح کلید کلّ گشایش قربانی دست اوست که همه ی انسانهای شیعه ومسلمان و مؤمن کوتاهترین راه را از او می آموزند تا در مسلخ رسیدن به کمال انسانی از 19 حروف بسم الله الرحمن الرحیم  قرآن و 19 حرف اسامی پنج تن(ص) بگذرند و لباس حیوانیت را کنده و به کمال انسانی برسند(قلب به میم شوند). و در اینجا طبق کلام الهی تولد پیداکرده اند زیرا در دنیا و رحم دنیا به بلوغ 9 رسیدند،همانطور که نوزاد وقتی از رحم مادربعد از9ماه به سلامت تولد پیدا می کند و خداوند کریم رزق شیر را در سینه مادر برایش آماده می سازد ، شهید هم به بلوغ عمل و تولد انسانیتش به تولدی می رسد که هرگز در آن مرگ نیست و حیات جاویدان است و روزی که می گیرد رزقا حسنا است.اللهم ارزقنا

"ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون"  

بلوغ 9 در حرف ط  

عدد ابجد و جایگاه عددی حرف(ط)=9 است. از حروفی است که سخت ترین تلفظ را در مخرج حروف دارد و 7صفت را داراست :1)جهر(یعنی جوهر صدا را بیرون می آورد،باصدای بلند ادا می شود). 2)شدت دارد. 3)اطباق. 4)استعلا. 5)اصمات.   6)قلقله. 7)ضغط.

بالاترین صفت حرف(ط)اطباق است. اطباق یعنی منطبق شدن ،مصدر باب افعال و به معنای پوشانیدن و طبق بر سر چیزی گذاردن است. هنگام ادای مخرج آن در دهان پاره ای از زبان جمع شده و قسمتی از کام بالا را که مقابل آن است می پوشاند. این حرف را مُطبقه می نامند که با غلظت و تفخیم تلفظ می شود. درصورت عدم رعایت اطباق حرف(ط) به (ت)شباهت تلفظی پیدا می کند بنابراین معنی کلام تغییر پیدا می کند. به همین جهت این حرف که صفت اطباق دارد احتیاج به تمرین بیشتری دارد تا صحیح ادا شود.

یکی از زیباییهای حرف(ط)این است که تمام عوالم از عالم پایین به بالاتر در عدد 9 و حرف(ط) انطباق دارد و عوالم هر کدام در سعه ی وجودی خودشان به عدد بلوغی9 کامل هستند. درضمن اینکه به عالم بالاتر تطبیق دارند و صورت کاملتری را پیدا می کنند.

در عربی حرف(ط) را (طا) می خوانند که عدد ابجد(طا)10 می شود.پس درحقیقت خود حرف(ط) عدد 9 در بطن10 است و یک حرف کاملا زیبایی است که در اعمال انسان،دائما ظهور دارد یعنی هر انسانی باید از امام معصوم(ص) پیروی کند پس عملش باید دائما در انطباق باشد تا مورد قبول و رضای امام معصوم(ص) و درنهایت رضای خدای مهربان واقع گردد. بطور مثال راوی می فرماید:شخصی که عاشق پیامبر(ص)بود مشاهده کرد از راهی که خاکی بود تا مسجد یک ردّپا بیشتر نیست خوشحال شد و گفت زودتر بروم تا حضرت(ص) تنها  در مسجد است با ایشان ملاقات کنم واز وجودش حظی ببرم.وقتی وارد مسجد شد دید سلمان(علیه الرحمه)آنجا نزد حضرت(ص) است پرسید سلمان توچگونه آمده ای که هیچ رد پایی از خود برجانگذاشته ای؟! سلمان فرمود:من پای خود را طوری روی جای پای حضرت گذاشتم که از خودم ردپا نماند،زیرا من هرگز پشت امام از خود اثری نمی گذارم و سعی می کنم تمام اعمالم منطبق با دستور این عزیزان باشد و من هرگز دلِ خود رامقدم بر رضای دل پیامبر(ص)و حضرت علی(ع)وحضرت زهرا(س) نمی کنم .

پس اینجا درس بزرگی گرفتیم که انطباق اول باید از قلب باشد تا دل ما در قربانگاه، قربان امر خداوند کریم و دستور حجت خدا نشود و تادل خاضع نشود بقیه اعضای بدن منطبق دستورات عمل نمی کنند. به خاطر همین است که وقتی برای عمل عبادی اقدام می کنیم باید اول نیت قلبی داشته باشیم که برای رضای خدا "قربة الی الله" باشد.

حرف(ط)که یکی از صفاتش استعلاست یعنی طلب اعلا رفتن می کند. انسانی که عملش با قرآن کریم (وحی الهی) و عمل امام معصومش(ص) مطابقت می کند او را به درجه اعلا ی قرب الهی می رساند.

یکی دیگر از صفات(ط)ضغط به معنای فشردن است و در حال سکون ، در مخرج حرف لازم است. یعنی در عمل باید محکم باشیم و درحال انطباق سکنا بگیریم تا معلوم شود که راه وروش ما چگونه است. 

دیگر از صفت(ط)، شدت است یعنی محک گفته می شود . بنده باید در انطباق عمل پافشاری کند و همیشه در راه هدف استقامت داشته باشد.

صفت دیگر حرف(ط) جهر است یعنی باید بلند گفته شود .پس این بلوغ چقدر زیباست که به عدد 9 ظاهر می شود . انسان مؤمن در عمل بندگی در هر زمان و هر مکان ،هر مقام وهر منصب،هر پایه ی علمی و درهر جایگاه و حتی کشوری و شرایطی باید عمل خداگونه ی خود را مخصوصا در واجبات ،با افتخار و با صدای بلند،بدون خجالت انجام دهد یعنی صفت جهر در بلوغ حرف(ط)در مقام انطباق به کلام خدای مهربان(قرآن کریم) و امام معصومش(ص) اظهار عمل خالصانه داشته باشد. و در حقیقت این انطباق از عدد 9(ط) به تولد10(طا) اثر ماندگار عمل رانشان می دهد. حتی در قبر باید انطباق،آنجا جوابگوی خدای مهربان باشد. دیگر اینکه ملک حرف(ط)اسماعیل نام دارد. امیدوارم خوب دقت کنید! اشتباه نشود که حضرت اسماعیل(ع) نبی ، ملک بوده. در باطن این اسم خیلی اسرار نهفته است که خدا عالم است وبس. فقط بدانید این ملک، هم اسم پیامبری است که خداوند کریم نزد خانه اش از زیر پایش در کودکی چشمه زمزم را سرازیر کرد که الی یوم القیامت ادامه دار است و نسل پیامبر گرامی ما حضرت محمد(ص) از نظر جسمانی از حضرت اسماعیل(ع) است که ایشان به صورت معجزه از زیر چاقوی تیزِ امتحان به سلامت بیرون آمد و نام ذبیح الله را گرفت و او در قربانگاه بندگی و رضای خداوند به پدر بزرگوارش فرمود:"قال یا ابت افعل ما تؤمرستجدنی ان شاءالله من الصابرین" (آیه102سوره مبارکه صافات) و در امتحان  خداوند متعال هم خودش وهم پدربزرگوارش حضرت ابراهیم(ع)قبول شدند. زیرا او قبل از سر بریدن فرزندش ،اول دل خود را به خواست ورضای خدا منطبق کرد و در بلوغ تطبیق دل خود را بُریدو بعد موفق شد که چاقو به گردن فرزندش بکشد.

پس این بلوغ به 9 کامل شدن است که روز قربانگاه و به قربانی رفتن در 10 ظهور پیدا می کند که آن عید قربان است. درواقع عالم قرب ؛مهمانسرای پروردگارعالم و جای روزی گرفتن از نزد کریم است یعنی عند ربهم یرزقون. به همین علت روزه ی دنیایی هم در روز عید قربان حرام است.

بلوغ 9 در ماه رمضان

ماه رمضان سید ماههای قمری است و تنها ماهی است که درقرآن کریم نام برده شده است:آیه 185 سوره مبارکه بقره "شهر رمضان الذی انزل فیه القران هدی للناس وبینات من الهدی و الفرقان..." . (ماه رمضان که قرآن در آن نازل شد قرآنی که سراسر هدایتگر مردم است و دلائلی روشن وآشکار از هدایت می باشد و مایه جدائی حق از باطل است).

ماه رمضان نهمین ماه سال قمری است. این ماه را شهر الله یعنی ماه خدا می نامند و خداوند کریم با کلام نورانی وحی از بندگانش پذیرایی می نماید و لیله القدر را در این ماه قرار داده است. درواقع بهترین وبالاترین نعمتها را در این ماه به بندگانش می دهد. اما طریق عبادت در این ماه خاص است :1)باید از سحرگاه تا غروب آفتاب (بندگان در سن تکلیف)روزه بگیرند و درواقع پذیرایی خاص است یعنی امساک از خوردن وآشامیدن. 2)سفره قرآن به صورت قرائت و معنا برای همه ی عاشقان باز می شود و هر کسی به قدر اشتهای خود از آن بهره مند می شود.طبق احادیث خواندن یک آیه قرآن ثواب یک ختم قرآن را دارد. 3)شبها اجبارا برای خوردن سحری و انجام فرائض واجب بیدار شدن. 4)درهای بهشت در این ماه کاملا باز و پذیرای مؤمنان است؛در دنیا مثل مساجد و جلسات ذکر خدا. 5) درهای جهنم(گناه)بسته می شود مگر برای کسی که خودش بخواهد گناه کند. مکانهای غذاخوری روزها بسته می شود. اگر کسی در ملاء عام چیزی بخورد یا سیگار بکشد جریمه می شود.

پس درواقع بلوغ عبادت را خداوند به بندگانش می آموزد . درحالیکه یک ماه از سال است اما وقتی می خواهند برای کسی روزه قضا بدهند می گویند یک سال روزه. چون این ماه درواقع باطن تمام عمر ماست یعنی بنده از وقتی که به تکلیف می رسد تا بمیرد باید روزه از گناه باشد. برای همین معصومین(ص) که امامان و پیشوایان ما هستند در دنیا یک گناه که حتی ترک اولی یا مکروه هم انجام ندادند. پس همیشه روزه بودند و در عبادت خاص الخاص و با روزه هم از دنیا رفتند. درواقع افطار حقیقی،آخرت است ؛در مقام عند ربهم یرزقون نزد پروردگار شان در عالم قرب روزی می خورند. آنجا دیگر هرگز روزه نیست و همیشه بهترین افطاری است ؛ کسانی که در دنیا رزق عملشان وحی الهی است یعنی عمل به نسخه حکیم الحکما پروردگارعالم یعنی قرآن کریم،پس افطارشان هم رزقا حسنا است.

ماه رمضان بین دو تا یک روزی شروع وتمام می شود که اگر روزاول را مطمئن به شروع ماه رمضان نباشید و نیت روز اول کنید،روزه شما حرام است (باید نیت یوم الشک کنید). روز آخر هم باید مطمئن شویدکه روز آخر ماه رمضان است، اینجا هم اگر یقین نداشته باشید و گاها روز اول شوال باشد،عید فطر می شود که روزه حرام است. پس خداوند درس بزرگی به ما می دهد که بایدتمام عمر را به دو یقین ،سپری کنی : از خدا آمده ای و به سوی او باز می گردی "انا لله و انا الیه راجعون". پس کسی که مبدأ و معاد را یقین دارد انشاء الله در عمر خود هرگز عمدا به گناه افطار نمی کند. دقت کنید اگر کسی در روزه ماه رمضان عمدا حتی مال حلال مثل آب را بخورد هم معصیت کرده وجریمه می شود: هم آن روز دیگر نباید چیزی بخورد و بعد از ماه رمضان هم باید 60 روز به جریمه افطار بی موقع روزه بگیرد یا 60 مسکین را غذا بدهد. حال اگر روزه اش را با شراب یا کار حرام بخورد باید کفاره ی جمع بدهد یعنی هم 60 روز روزه بگیرد وهم 60 فقیررا سیرکندو هم یک بنده را آزاد کند.

امیدوارم خوب دقت کنید!در دنیا که جریمه اینقدر سنگین است ، درآخرت برای بنده گنهکاری که تمام عمرش را با گناه کبیره افطار کرده، چگونه است؟! انشاءالله خداوند کریم همه ی ما را مورد عفو وبخشش،لطف ورحمت بی نهایت خود قرار دهد.

پس بلوغ 9 در عمل سنگین ترین عمل است که در تولدش به ماهِ 10 که ماه شوال است خداوند کریم به عید فطر، بنده را تولد می دهد و نوازش می کند. کلمه شوال از شال می آید یعنی خلعت. زیرا بنده ای که با روزه تمام ظلماتش از او جدا شده ، به باطن فطری می رسد که آنجا عالم قرب است و افطار بر او واجب می شود . در ماه رجب که هفتمین ماه سال قمری است خداوند کریم از سیزدهم ماه پذیرای مهمان خاص خود ؛ حضرت علی(ع) و مادر بزرگوارش در مهمانسرایش که بالاترین ومقدس ترین و پاکترین مکان یعنی خانه مطهر کعبه است ،بود که آقا مولود کعبه است و خداوند دیوار را برای او شکافت ،محلی که هیچکس را الی یوم القیامت از آن قسمت ورود وخروج نداده و درواقع اسرار جان خلقت و معرفت به خودش را و راه به اعلا رفتن وبه قربش رسیدن را پرده برداری فرمود. و در 15 ماه رجب از همان شکاف ،مادر و مولود نورانی پا به بیرون از خانه کعبه گذاشتند. در نیمه ماه شعبان آخرین منجی عالم وجود؛مهدی موعود(عج)در دنیا متولد شد.

خداوندمتعال در نیمه ماه رمضان در ماه ضیافت خود،سیدالاسباط ابا محمد حسن بن علی(ع)؛سبز کننده تمام حقایق هستی و هدف آفرینش و سبز کننده جان قرآن را به تمام جهانیان منت گذاشت و متولد فرمود. در 21 ماه رمضان روز تاج گذاری ولایت وجود مقدسش است که درواقع ماه رمضان به ولایت امام حسن(ع)تمام می شود که امام افطار کنندگان است وکریم اهل بیت(ص). برای همه ی بندگان مؤمن ، عید فطر رسیدن به عمل حسن و روز هدیه گرفتن       است . طبق آیه 160 سوره مبارکه انعام "من جاء بالحسنة فله عشر امثالها" ،اگر باخودت (تا قبر)عمل حسن بیاوری پس برای توست 10 تا مثل آن . پس  اگر تمام عمرت را به روزه از گناه (عمل حسن) بیاوری تا قبر ،خداوند کریم عدد10 که همان گنج عشر ،جان دهه طُهر و ولایت است یعنی رزق حسن را انشاءالله به عنوان افطار یا عید فطر الی یوم القیامت می دهد که این بلوغ 9 رمضان واقعی است.

عدد 9 در باطن جزء نه کلام الله مجید

نهمین جزء قرآن کریم در سوره مبارکه اعراف(آیه88)شروع می شود. همانطور که می دانید مردان اعراف ،چهارده نور مقدس معصومین(ص)هستند که فردای قیامت در جایگاه رفیع مقامات خود می ایستند و تمام اهل محشر به وجود مقدس این عزیزان محک می خورند و راهشان مشخص می شود ؛ هرکس کمتر شناختی هم به ایشان داشته باشد راهی بهشت می شود وگرنه در جهنم خواهد بود. پس مردان اعراف دربلوغ نهِ تمام عالمیان هستندکه به عدد 14 یعنی 4روی 10 ،گنج طهارت از طرف پروردگارعالم در این سوره معرفی می شوند. ترتیب نزول این سوره مبارکه بر قلب پیامبر(ص)سیزدهمین سوره می باشد و عدد 13 جایگاه حرف (م) به عدد ابجد40 است.

عدد 9 در باطن 10 (سوره مبارکه انفال-آیه درخصوص خمس)

سوره مبارکه انفال حدودا اواخر جزء9 شروع می شود. این سوره از نظر ترتیب نوشتاری در قرآن کریم،هشتمین سوره و 88 از نظر ترتیب نزول به قلب پیامبر(ص)است(88=عدد ابجد کلمه نحل یعنی زنبور عسل).

بعد از 40 آیه از این سوره مبارکه جزء 9 تمام می شود و وارد جزء 10 می شود یعنی آیه 41 اولین آیه در جزء 10 است که درباره ی خمس آمده است(جالب است که حزب 19 هم با شروع جزء10 آغاز می شود«به خط قرآن عثمان طه»).

دقت فرمایید!انفال به معنی مال های خدادادی است مثل نفت،زغال سنگ،سنگهای قیمتی،دریاها و ... وخلاصه آنچه که خداوند از طبیعت برای بندگانش سرمایه قرارداده،گنج ظاهری همه جزء غنیمتهایی است که خداوند برای بشر قرارداده و می فرماید انفال متعلق به خداست(مال الله) وبعد می فرماید متعلق به پیامبر(ص) و ائمه(ص) است.

ریشه کلمه انفال از فال است و فال همان حروف الف است که گنج ظاهری است. حال خداوند کریم در اول جزء 10 که باطنش 9 است آیه 41 می فرماید: "واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه وللرسول ولذی القربی و ..." یعنی بدانید هرگونه غنیمتی بدست آورید(به یک نوع پس انداز)یک پنجم آن برای خدا وپیامبر(ص) و برای خویشاوندان و یتیمان وتنگدستان و در راه ماندگان است. اگر به خدا وآنچه بر بنده خود در روز جدایی(حق ازباطل)روزی که آن دو گروه باهم رو در رو شدند نازل کردیم ایمان آورده اید و خداوند به هر چیزی تواناست.

وجود مقدس امام حسین(ع)که خود حامل 9 ذریه است و به عدد 10 بدنیا آمده،پنجمین معصوم(ص) است و درمقام خمس ،خود فاعل خمس در خانواده مکرش می باشد(خامس آل عبا). و آنچه خداوند از جان ومال و فرزندان و مقامها و...به ایشان عطافرموده ،همه را در راه خدا قربانی می دهد و مقامش خامس آل عبا(ص) می شود. درواقع امام حسین(ع) به ما آموخت! زیرا درحالیکه خود انسان کامل است وگنج عشر را داراست و حقیقت انفال متعلق به اوست، تمام گنج الف خود را در قربانگاه فدای یکِ ذات اقدس الهی کرد تا درطواف حج به عدد11 به عالم قرب نزد هو برود(حج=هو=11)یعنی عند ربهم یرزقون. این وعده ی صدق پروردگار عالم است به همه شیعیان و محبین اهل بیت پیامبر(ص) الی یوم القیامت.

پس خمس درواقع راه به کمال رسیدن انسان است از ظاهر(باب طهارت) ورود پیداکردن تا رسیدن به طهارت باطن است و آماده شدن انسان که بتواند دل خود را خرج رضای خدا کند و آنگاه که حجابهای قلب کنار رفت، الفِ وجود خود را که همان غنیمت خدایی است (انفال) قربان ذات اقدسش کند که همان رسیدن به مقام کمال انسانی و قرب الی الله است.

پس آیه مبارکه را به جان خوانده وعمل کنیم تا در بلوغ 9 در باطن 10 به حقیقت خمس(لااقل خمس مال)برسیم زیرا خمس،باب طهارت باطن است. اگر وسایل شما از نظر ظاهر پاک باشد ولی خمس آنرا نداده باشید نماز خواندن با آن صحیح نیست و یا حج با مال خمس نداده باطل است و ... .

درنتیجه خمس بازکننده ی باب طهارت عمل به عالم طهارت بهشت می باشد که آنجا باب الحسین(ع) است.     

عدد 9 در باطن سوره نهم _ سوره مبارکه توبه 

سوره مبارکه توبه نهمین سوره و در دهمین جزء قرآن کریم است . خوب دقت کنید! همیشه عدد9 در بطن ده قرار دارد(همانطورکه در دروس قبل توضیح داده شد) و عدد 9 روی 10 جلوه می کند یعنی 19 که جایگاه کلمه (نُه) است. جمع ارقام 19 هم 10 شد که تمام گنج 4 روی 10 و حقیقت 14 و 4 تا 10 تا به معنی تطهیر عدد40 است . امیدوارم خوب متوجه شوید که این سوره مبارکه بسم الله الرحمن الرحیم نداردو با حرف (ب)برائت شروع شده است.

باب توبه: یکی از بزرگترین عنایات حق تعالی نسبت به بندگان گنهکار خود توبه است که با شستشوی قلبی،فقط از این در می توانیم وارد بهشت شویم. درواقع توبه حقیقت آب است که جان و قلب را از رجس،پلیدی،حسد،بخل،کینه و بغض شستشو می دهد.

پروردگار مهربان در قرآن کریم با 4حرف در امور مهم قسم ،تأکید،تفهیم و تأیید بعضی امور یا اهداف و عواملی را فرموده است مثل تالله ، والله، الله، بالله.این چهار حرف حروف(ت ، و، ب،ا)هستند که رویهم می شود اسم زیبای خودش؛ تواب .خداوند کریم فرمود:انا التواب الرحیم من توبه پذیر مهربان هستم (با نام مبارک رحیم است). شاید یک دلیلی که سوره مبارکه توبه بسم الله ندارد به این دلیل باشد که در عالم آخرت معلوم می شود توبه او پذیرفته شده است، در آن زمان از باب بسم الله گذشته است درواقع باب بسم الله برای به تکامل رسیدن ما در دنیاست تا بتوانیم از بسم الله به درون آن ورود داشته باشیم. پس آیا در آخرت ورود پیدا کرده ایم؟ رحمت رحیمیتش را شامل حال گنهکاری که توبه کرده قرار می دهد. احوال توبه برای کسی اتفاق می افتد که در بلوغِ نه پشیمانی از گناه بخواهد از مرز جایگاهی 19 ساجد خداوندکریم شود و از اعمال حیوانی جداشده و به اعمال و تکالیف انسانی مزین وملبّس شود در جزء نوزده(جایگاه عدد نه).

سوره مبارکه فرقان در جزء 19 شروع می شود و به معنی جداکننده ی حق از باطل و یکی از نامهای قرآن است.

جالب است بدانید آخرین سوره ای که در جزء 19 جزء را تمام می کند سوره مبارکه نمل است که در آن ،پروردگارعالم 2 بسم الله الرحمن الرحیم آورده است و با این سوره 114 بسم الله قرآن ظاهر می شود.

درواقع حضرت سلیمان نبی(ع)از جانب خداوند، ملکه سبا را دعوت به دین مبین حق می نماید و ایشان در جایگاه توبه به عدد جزء نوزده ساجد امر الهی می شود و دین حق سلیمان را می پذیرد و تمام حکّام خود را امر می فرماید که به خداوند یکتا ایمان بیاورند. تمام آیات الهی ،رمز وسرّکنز و گنج لا یتناهی پروردگار عالم است.

خیلی زیباست که بسم الله الرحمن الرحیم درآیه 30 سوره نمل است. به عدد30 کل را تمام کرده است و جالبتر اینکه جزء 19 به آیه 55 این سوره تمام می شود و 55 برابر با عدد ابجد کلمه (نه) به جایگاه عددی 19  است.

پس خوب دقت کنید ! تمام آیات مبارک به حکمت کامله ای بدون نقص و خیلی زیبا همه اسرار حروفی اعداد را به تمام وکمال ظهور داده است چنانچه سوره توبه به عدد9 (نهمین سوره) باب بلوغ هدایت را افشا می کند و جایگاه بلوغ و حقیقت اسرار کل قرآن را در جزء 19 (=جایگاه عددی نُه به حروف)به آیه 55(=عدد ابجد نُه به حروف) تمام می فرماید. الله اعلم

نکته جالب دیگر اینکه ترتیب نزول سوره مبارکه توبه به قلب رسول اکرم(ص)113 است. همانطور که می دانید عدد 100 برابر ابجد حرف(ق) یعنی نگهدارنده است وعدد 13 برابر جایگاه عددی (م) به عددابجد40 است و درواقع گنج اسرار عالم یعنی 4روی 10 . پس خوب دقت کنید! عددی که خداوند کریم به حکمت ،ترتیب نزول این سوره مبارکه قرار داده است(113) شاید اینطور معنی شود که توبه واقعی نگهدارنده باب طهارت وجود و راه گشاینده به عالم طهارت آخرت یعنی بهشت ،در جوار و شفاعت ائمه معصومین (ص) است. 

عدد9 در سوره مبارکه همزه

تنها سوره ای که 9 آیه دارد سوره مبارکه ی همزه است که از جهت ترتیب نزول سوره 32(=جایگاه عددی نام مبارک مهدی(عج)) و از جهت ترتیب نوشتاری سوره 104 (=عدد ابجد عطیّه)است. این سوره که با"ویل" شروع می شود یعنی وای،بیم دهنده است که هرکه به گوش جان بشنود و به بلوغ 9 برسد انشاءالله به عطیه الهی می رسد. 

عدد 9 در سوره ی مبارکه مریم(س)

 سوره مبارکه مریم در ترتیب نوشتاری ،سوره 19 قرآن کریم است و با حروف مقطعه "کهیعص" شروع شده است. این حروف رمز به تعداد 798بار در سوره آمده است که تقسیم بر 19 می شود42 و چهل ودومین سوره مبارکه قرآن؛سوره شوری با حروف مقطعه "حم عسق" شروع شده است.جالب است که هر دو سوره ی مبارکه(مریم وشوری) با 5 حرف مقطعه آغاز شده و با جمع هر دو، 10 ظاهر می شود(10=5+5)که 9 باطن 10 است.

تعداد حروف مقطعه در  سوره(شوری) 570 تاست که برابر باعدد ابجد کلمه عشر (=عرش) است که تقسیم بر 19 می شود 30 و 30=عدد ابجد کلمه یک است. کسانیکه تا حدودی به احادیث و گنج وجود این دو سوره ی مبارکه وارد هستند دریافت می کنند که این حروف راهنمای زیبای توحید و رساندن مقامات انسانی به گنج عشر هستند و معنای رسیدن به این زیباییها، رسیدن به بلوغ 9 است با عمل خاصانه.  

جالب است بدانید که خانم مریم(س)از بدو تولد بلوغ یافته به دنیا آمد و پروردگارعالم نذر مادر بزرگوارش را قبول فرمود؛به قبول حسن یعنی بهترین و بالاترین قبول شدگان است. ایشان در مقام شامخ و اعلای ولایت و برگزیدگی و طهارت قرار دارد طبق آیات 42 و43سوره مبارکه آل عمران: "و اذ قالت الملائکة یا مریم ان الله اصطفاک و طهرک واصطفاک علی نساء العالمین(42) یا مریم اقنتی لربک و اسجدی وارکعی مع الراکعین(43).

ایشان از سن طفولیت در مسجد الاقصی قرار گرفت و به عبادت مشغول بود. حضرت زکریا(ع)کفالت او رابرعهده داشت. طبق آیات قرآن کریم غذای ایشان مائده بهشتی بوده است،یعنی روزیِ او نور بود. و ایشان کسی است که به بلوغ 9 بدنیا آمده و درجایگاه نوزده ساجد است و در حقیقت بندگی قانت می باشد.

عدد ابجد قانت=551 که جمع ارقامش 11 (1+5+5=11) برابر با کلمه(حج)و ( هو) است. جایگاه عددی قانت=56 و 6+5=11 (=هو=حج)است و جایگاه عددی نام مبارک مریم(س) هم 56 می شود و عددابجد مریم=290 است که جمع ارقامش 11 می شود (11=هو=حج).

خداوند کریم یکی از نشانه های آیاتش را درخت قرار داد و درخت مقدسی که در قرآن نام برده است شجره طیبه است که می فرماید:"اصلها ثابت و فرعها فی السماء" .درواقع درخت معمولی تا نهال است باغبان باید دائما آب و نورش رامواظبت کند و برایش آفت زدایی کند زیرا درخت نیاز به باغبان دارد و اگر مواظبت نشود ازبین می رود و گاه آفتها آن را نابود می کند.

اما کم کم که رشد می کند هرچه ریشه هایش عمیق تر به زمین فرو می رود ساقه تنومندتر و بلندتر می شود، تا جایی که ریشه های خود را به سفره آبی یا قناتی وصل کند آنگاه دیگر نیاز به باغبان ندارد و خود قدش را راست نگه داشته و ساقه وشاخه هایش را بالا وبالاتر می کشد که این زمان درخت را قانت می گویند. زیرا در فرمانبری و اطاعت به گنجینه ای رسید که همیشه غنی شده است و او همیشه در عبودیت ثابت می شود و نیاز به آبیاری ندارد.

انسان مؤمن هم باید در نوجوانی و جوانی در کنار باغبان های عمل و اخلاق نگذارد ریشه ی عقیده اش صدمه ببیند تا سالم رشد کند و در علم وعمل خود به اجتهاد و فقاهت برسد. آنگاه فرمانبر و قانت واقعی می شود چون هرقدر درخت میوه می دهد و بارور می شود ،سر شاخه هایش خاضع تر و خشوعش از نظر اینکه حفظ میوه هایش باشد بیشتر می شود.

بنابراین انسان مؤمن در حال سجده به اطاعت محض و خالصانه پروردگار خود می رسد و آن سجده ای که ریشه های عقیده اش محکم و محکم تر به بلوغ کامل حقیقت سجده برسد. همانطور که گفتیم عدد ابجد سجده=72 =نوزده و 19=نه ، پس نُه واقعی یعنی نَه، که به تمام احوالات هوای نفسی نَه بگوید.

حضرت مریم (س) کسی است که قانت است و پروردگارعالم او را از بدو تولد برگزیده و مطهر وکامل خلق کرد و او به حقیقت کنز وجودش وصل بود ؛به رزق حسن و ریشه باطنی ،او هرگز از مقام و ولایتش تنزل نکرد و پروردگارعالم تا قبل از خانم حضرت زهرا(س) ایشان را سیده ی نساءعالمیان قرارداده بود.ایشان هم مقام ولایت دارد و هم مقام مصطفی یعنی وجود مبارکش برگزیده ومطهر است. درترتیب سوره های قرآن 19 است که 19=جایگاه عددی نُه ،پس مریم(س)در سرّ وجودی خود خانمی است که به عدد 9بدنیا آمده و فرزند نورانیش هم به بلوغ 9 به او عنایت شده است و در بلوغ عددی حروف نوزده=72 جزء ساجدین است. میوه دل این عزیز ،مولود نورانی ؛ وجود مبارک حضرت عیسی (ع) است که به صورت معجزه بدنیا آمد یعنی بدون وجود پدر و در بدو تولد مبارکش اعلام پیامبری فرمود(با اعلام پیامبری در گهواره زبان همه ی یاوه گویان زمانش را بست) ،ایشان باکتاب و منصب نبوت و به بلوغ حقیقی یک انسان کامل بدنیا آمد.آیه 30 سوره مبارکه مریم:"قال انی عبد الله اتانی الکتاب وجعلنی نبیا"  .پروردگارعالم 9 معجزه تسعه به ایشان عطا فرمود: 1-زنده کردن مردگان 2-کتاب آسمانی انجیل 3-شفای بیماران ازجمله جزامی 4-شفای کور مادرزاد 5-شفای پیسی که در آن زمان از دردهای ناعلاج بوده است 6-به مجسمه حیوانات می دمید روح می گرفتند وزنده می شدند 7-آوردن مائده آسمانی به اذن خداوند متعال 8-متولد شدن بدون پدر 9-زنده کردن مرده ای بعداز 300سال . حقیقت این زیباییها اینکه ایشان پیامبر اولوالعزم هستند. 

حضرت عیسی(ع) کسی است که خداوند در قرآن کریم فرمود کلمه طیبه من است و سلام به روزی که متولد شد و روزی که می میرد وروزی که بعث وجود پیدا می کند.آیه 33 سوره مبارکه مریم:"والسلام علیّ یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا". از زیباییهای وجود مبارکش این است که عمر مبارکش طولانی است(زنده هستند) و شباهتهایی به وجود امام زمان (عج) دارد ازجمله:

او فرزند بلوغِ نه وجود حضرت مریم(س)است و وجودی است آسمانی. بقول حضرت عیسی(ع)تا وجودی آسمانی نباشد نمی تواند به آسمان برود. حضرت مهدی(عج) هم وجودی است آسمانی ؛ از بدو تولد به آسمانها رفت(ایشان را بردند) و در طواف ملائکه به گردش در عالم قدس پذیرایی شدند. و ایشان در غیبت صغری و غیبت کبری دلیل بر عالمیان هستند و صاحب وامام وفرمانروای زمان هستند. در زمان ظهور ایشان ،حضرت عیسی(ع)در پشت سر آقا نماز می گذارد و در خدمت آقا تشریف می آورند. این ظهور ،حقیقت تجلی نُه عالم وجود به صورت بلوغ کامل رسالت و ولایت است.



:: موضوعات مرتبط: عرفان سجده (بخش 1و2و3)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : دوشنبه هفدهم مهر 1391
زمان : 23:59
عرفان سجده - بخش 1


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها

علم عدد یعنی علم ارزش عددی حروف. در فرهنگها و ادیان شرقی و غربی پیشینه ای دیرینه دارد و از آن به نام سیمیا یاد شده است که جزء علوم غریبه است. مولانا در دیوان شمس میگوید: 

اما دغل بسی است ، تو کشتی شناس باش       زیرا که کار دنیا سحر است و سیمیاست

شیخ شبستری نیز در گلشن راز میگوید:

به زیر هر عدد سرّی است                 از آن درهای دوزخ نیز هفت است

اساس علم عدد بر این مفروض است که عدد مفروض ذهنیت انسان نیست. بلکه عدد از عالم سرّ الهی به اراده و مشیت پروردگار عالم ظهور و بروز پیداکرده است. وعالم عدد روح گنج و کنز الهی است چنانچه پروردگار عالم اولین ظهور عدد را خود آغاز کرد و فرمود: "قل هو الله احد" به پیامبر بزرگوارش فرمود بگو او خدای "احد" است و همانطور که در درس عشر(یعنی ده) گفته شد ،او خود را به یگانگی و عدد "یک" معرفی فرمود که مخصوص خودش است و هرگز تعدد به خود نمیگیرد.اما هنگامیکه میخواست گنج ذات اقدس خویش را به مخلوقاتش معرفی کند تا خود را بشناساند،برذات خود جلوه فرمود وبه نام مبارکش "واحد" تجلی و ظهور فرمود و پیامبر بزرگوار(ص)در خبر معراجش می فرماید:"الواحد لا یصدرالا الواحد" خداوند واحد"یک"، یک صادر خلقتی از مصدریتش صادر نمی کند(تا آنجا که توفیق بود در درس گنج عشرتوضیح داده شد).

زیبایی خلقت از بیان نورانی معصومین (ص) آمده است. چون مطالعات و نوشتار ما از نظر علم حروف واعداد است، بهترین معانی و بلکه مغز معنا را هویدا می سازد. بالاترین نیت من، رسیدن به معارف خلقت خودمان و از آنجا به ولایت مولایمان امام زمان و14نور مقدس(ص) است و از آنجا  رسیدن به معرفت توحید و بنده ی خالص شدن برای پروردگار عالم عزّوجلّ است.

عدد درواقع نشان دهنده ی معارف هر مخلوقی است که درباره ی آن صحبت میشود و چنانچه از معنی عدد بر می آید عدد،کثرت را دربر دارد چنانچه محتوی را تا بی انتها می کشاند و نتیجه ی آن رساندن به کمال و هدف خلقت است ،زیرا بنابر کلام مبارک پیامبرگرامی حضرت محمد(ص) که فرمود:عدد، روحِ حروف است. پس روح، جاودانه و تعالی پذیر و در نهایت قیّم حروف می باشد و حروف را قیام و قوام می دهد و همانطور که هر حرفی مَلکی دارد، ملکوتِ حروف است که معنی را شامل میشود و معنی است که محتوای استعداد خود را ظاهر می کند و در عین حال عوالم در ملکات علیا وسفلی در معنای حروفی ظاهر می شوند و معماهای انسانها را حل می کنند. بنابراین، پروردگار عالم یکی از صفت ذاتی خودش را تکلم معرفی فرمود و بالاترین معجزه ی خویش را کلام الله ؛ قرآن مجید قرار داد. بنابراین خود، واضع حروف و اسرار آن است .

او به تناسب رشد عقلی امتهای پیامبران،معجزات باهری را بر آنها دلیل وبرهان قرار داد تا بدست رسولان بزرگوار و اوصیاء گرامی آنها راه تعالی بندگان به تقرب الهی را نشان دهند و انسانها را به قرب او راهنمایی کنند. خداوند متعال صدوبیست و چهارهزارمین پیامبر مرسل و نبی مکرم را اشرف همه  ی مخلوقاتش و خاتم النبیین و سیدالمرسلین حضرت محمد مصطفی(ص) قرارداد و اُمّت او را از نظر درک و فهم وشعور، " سیّد امّتها " قرار داد زیرا همانطور که در قرآن کریم پروردگار عالم انسانهای مؤمن را انسانهای شنوا می فرمایدآیه 36 سوره مبارکه انعام "انّما یستجیب الذین یسمعون" یعنی این است و جز این نیست کسانیکه تو را اجابت می کنند که گوش شنوا دارند. یعنی کسانیکه حرف را می فهمند و فکر می کنند و آنگاه عمل می کنند. یعنی نهایت کمال،فهمیدن و تعقل است. مولای مهربان انتخاب فرمود و بالاترین معجزه ی خود را که اکمال تمام معجزات است و همه ی کتب آسمانی در آن جمع است کلام الله خویش "قرآن" قرار داد و آنرا به حبیب خویش، بهترین بندگانش و بهترینِ رسولانش عنایت فرمود. و به ما امّت منت گذاشت که چنین پیامبر و اوصیاء و کتاب آسمانی را داشته باشیم و به آن افتخار کنیم.

پس کلام ، بالاترین مخلوق است چراکه خداوند متعال اسماء خود را با آن به ما معرفی فرمود و لیاقت تکلم را به ما انسانها عطا فرمود و لیاقت خواندن وفهمیدن و تاحدودی درک کلام خود را به ما داد تا خوب و به حد وسعمان یاد بگیریم و آنرا نسخه ی حکیم خود قرار داده تا با عمل کردن به آن نقص های خود را برداشته و امراضمان را درمان و سیرت باطنی خود را به صورت قرآن که صورت انسان کامل است مزین سازیم و در مجرای توحید و یکتا پرستی به رضای مولا برسیم و البته به شرط پیروی و شیعه شدن به امامان معصوم(ص) و در عصر خودمان به تشرف ولایت "مهدویت" و انطباق وجه قلبی ما به رضای قلبِ عالم امکان ولی الله الاعظم مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

یکی دیگر از صفات ذاتی ربّ العالمین ،علم است. علم حقیقت نور است و با علمِ حروف وعلمِ اعداد ،پروردگار سبحان عالم کنز الهی خود را ظهور ، وبا زُبر و بیّنه یعنی میزان و حکمت ،خلق را بسوی خویش فراخواند و فرمود"انا لله و انا الیه راجعون" (از سوی خدا آمده ایم و بسوی او باز می گردیم).

در واقع تمام کتب آسمانی ، کتاب الله و معارف پروردگار عالم هستند اما قرآن کریم هم کتاب الله است و هم کلام الله. بنابراین مخلوق هرگز در کلام خالق نمی تواند نفوذ کند و خداوند در آیه کریمش فرمود: "ما خود،قرآن را حفظ می کنیم" . و قرآن همه ی انسانها را به مسابقه دعوت میکند و می فرماید اگر میتوانید سوره ای(آیه 23 سوره بقره:"فاتوا بسورة من مثله" ) ویا حتی آیه ای مثل قرآن بیاورید آنگاه اعجازش را قبول نکنید! که تا به امروز بعد از گذشت 1433سال و پیشرفت علم کسی نتوانسته است و نخواهد توانست مانند آن بیاورد. 

امام رضا(ع)درباره ابداع و حقیقت خلقت حروف(عیون الاخبارترجمه غفاری و مفید ج2،ص312) در جواب سؤال عمران چنین جواب فرمودند: درباره ی حقیقت خلقت: و بدان که ابداع ، مشیّت و اراده ، سه اسم برای یک چیز هستند، و اولین ابداع،اراده و مشیّت او حروفی بود که آنها را اصل هر چیزی قرار داد و راهنمایی بر هر مدرک (علم حروف)و روشنگری بر هر امر مشتبهی نموده و بوسیله ی آن حروف هر چیز اَعَم از حق و باطل، فعل و مفعول، یا معنی و غیر معنی از هم جدا و شناخته میشود و همه ی امور برآنها جمع شده است،و در آفرینش این حروف برای آنها معنای متناهی و وجودی غیر از نفس آنها قرار نداد زیرا آنها با ابداع و ایجاد بوجود آمده اند.

نور، در اینجا اوّلین فعل خداست، خدایی که خود نور آسمانها و زمینهاست :

"الله نورالسموات و الارض" . حروف ازآن فعل، به فعلیت رسیده اند، وآنها حروفی هستند که اساس گفتار بر آنهاست، وحی الهی که نور است و عبارات همگی از خداوند است که به خلق خود آموخته است(پس همه ی زبانهای دنیا را شامل میشود چون هیچکس از خود چیزی نداشته وندارد،همه را خدا به ما داده و آموخته است).

این حروف، سی وسه حرف هستند. 28 حرف از آنها نشانگر زبانها (لهجه ها)ی عربی است و از 28 حرف، 22 حرف نشانگر زبانهای سریانی و عبری است. و از میان آنها 5 حرف در سایر زبانهای عجم در مناطق مختلف ، زبانهای متفرق و پراکنده است و آن 5 حرف هستند که از 28 حرف جدا شده اند(که زبان فارسی 4 حرف "پ-ژ-گ-چ" را بیشتر دارد)امّا حرف همزه در عربی اضافه شده و 29 حرف میشود و در فارسی حروف باضافه همزه 33 حرف میشود ( این 5 حرف به دلایلی است که بیش از آنچه گفتیم جایز نیست در اینجا ذکر شود).

سپس حروف را بعد از احصا نمودن و شمردن آنها "فعل" خود نمود. مثل آیه مبارکه: کن فیکون (وآنچه امر میشود موجود شود پس آن نیز موجود میشود) "کن" صفت و خلقت خداست ، وآنچه که از آن ایجاد میشود مصنوع ومخلوق است .

 اولین خلقت خداوند عزّ وجلّ ،ابداع است. بدون وزن وحرکت است، مسموع نیست،رنگ ندارد،قابل حسّ نیست. دومین مخلوق حروف اند که وزن ورنگ ندارند،قابل شنیدن هستند ولی قابل حسّ نیستند. سومین مخلوق چیزی است، ازهمه ی انواع محسوس ملموس تر (لمس شدنی)،قابل شنیدن وقابل دیدن . خداوند تبارک وتعالی قبل از ابداع بوده است،زیرا قبل از خداوند عزّوجلّ و همراه او چیز دیگری نبوده است. ابداع قبل از حروف بوده است"یابدیع السموات والارض" و حروف چیز دیگری غیر از خود را نشان می دهند. مامون سؤال کرد چطور غیر از خود چیز دیگری را نشان می دهند؟حضرت فرمودند: زیرا خداوند تبارک وتعالی آنها را برای معنی کنار هم جمع میکند . وقتی چند حرف از آنها مثلا 4حرف یا 5حرف یا 6حرف ویا بیشتر وکمتر را در کنار هم قرار میدهد برای معنایی است محدث(یعنی حادث شده)و جدید،که قبلا نبوده است. عمران پرسید ما چگونه می توانیم این مطلب را بهتر بفهمیم؟حضرت فرمودند:توضیح این مطلب چنین است که وقتی مقصود تو از این حروف،خود آنها باشد نه چیز دیگری،آنها را جداجدا ذکر می کنی و می گویی ا،ب،ت،ث،ج،ح،خ تا آخر در این صورت معنایی غیر از خود این حروف در آنها نمی یابی ،اما وقتی آنها را درکنار هم بگذاری و اسم و صفت برای معنی موردنظر خود بسازی بیانگر معنیِ موصوف خود خواهند بود. فرمود آیا فهمیدی؟...

خوانندگان عزیز!پس اینجا کاملا متوجه این منظور شدید که علم حروف و اعداد ، اصل و پایه و حقیقت معارف و گنج الهی هستند تا با فهمیدن و یاد گرفتن و عمل خالصانه انجام دادن در راه رضای باری تعالی ،خود را به مقام آیت خدا شدن یعنی آیت اللهی شدن برسانیم. انسان بگفته کلام الهی کلمه ی خداست. پس بکوشیم کلمه ی طیبه و مخلص او باشیم.

از این حدیث نورانی ،کاملا مبنای کلام و معنی و حدود سعه ی وجودی آنرا که ازلی وابدی است می فهمیم و خلاصه اینکه تمام این درس از عرفان همین معانی را گفتگو میکند. و از زیباییهای آفرینش مخصوصا معرفت به ولایت و گنج حروف واعداد در گنجینه ی قرآن که معارف وجودی خودمان تا رسیدن به قرب الهی است ، سخن میگوید.

این درس مبنای همه ی علوم و پایه ی گشایش همه ی معماهای ندیدنی و حتی نرسیدنی است و راه رسیدن به علم الیقین ،عین الیقین و حق الیقین است.یکی از زیباییهای حروف واعداد ابجد این است که عدد ابجد کلمه یقین برابر کلمه معنی است(یقین=170=معنی). پس با معنا ،انسان به کنه معرفت، یعنی یقین می رسد. امام حسین(ع)فرمود:خداوند متعال خلق نکرد بندگانش را الا برای معرفت .

نکته: همانطور که گفته شد حروف کلام الله (قرآن) 28 حرف است،اگر دید خود را به حقیقت وجودی حروف عمیقا باز کنید می بینید که با28 حرف پروردگار عالم ،تمام خزائن و اسرار عالم را از اعلی تا سفلی الی یوم القیامت ظاهر کرده است. پس هر حرف با ملکوتش چقدر سعه ی وجودی دارد؟!شاید بهتر است این طور بگویم که هر حرف همانطور که پیامبرگرامی(ص) فرموده است ، اسماء الله و خود سعه ی وجودیش تمام عوالم است.

اگر خوب دقت کنید،عدد28 در جایگاه عدد وحروف برابرحرف " یعنی غین است و حروف غین همان حروف اسم مبارک خداوند یعنی "غنی" می باشد. پس با 28 حرف به اسم غنی وصل می شویم و شاید خداوند کریم دست ما را بواسطه فضلش به خزانه رحمتش که وجود ولایت کبری امام زمان(ع) است وصل کند. دیگر اینکه اگر ارقام 28 را جمع کنیم،10 میشود(10=8+2) و10 همان کنز و گنجی است که در معرفت به عدد 10 از آن صحبت کردیم و خداوند دنیا را جایگاه خزانه 10 خود ظهور داد،همان 4بروی 10 و ظهور وجودهای مقدس 14 معصوم(ص)و اگر ارقام 10 را باهم جمع کنیم یک میشود(1=0+1) یعنی همانطور که گنج الهی خودش را به عدد واحدیت ظهور داد ، در نهایت همه باید به واحدیت او برسند و جالبتر اینکه وقتی عدد یک را به حروف بنویسیم عدد ابجدش 30 میشود(ی=10 ،ک=20)و عدد 30 =ل است که مجرای توحید و سرّ الاسرار 30 جزء قرآن است که تعدادحروف قرآن 28 حرف است. جایگاه عددی حرف ل=12 می باشد که تمام انسانها برای اینکه به این خزانه دست پیدا کنند باید شیعه و پیرو این 12 نور مقدس امامان(ع) و در واقع چهارده نور معصوم(ص) باشند که راه صد ساله را یک شبه ،به مقصد قرب و رضای خدا (از عالم سفل دنیا به عالم اعلا) بپیمایند. وخلاصه در طول عمرکه به عدد،شماره می شود در قیامت مغبون نشوند وحسرت نخورند. 

مقام عدد           

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود:حروف، غالب جسمانی کلام هستند و عدد،روح حروف آن کلام است. پس کلام در عالم بالا نور است و غالب ندارد،همه ی عوالم صورت باطنی حروف هستند و حروف تمام عالم را پُر کرده است زیرا هر جا تجلی اسماء و ظهور ملکوتی است ،حروف آنجا حاکم است و همانطور که در درس گنج عدد ده گفته شد قرآن ، کلام الهی است که تمام عوالم را از سیر سرّی عوالم بالا تا پایین عالم در پایین ترین نقطه خلقت را محیط است و فراگرفته است.

پس اگر به اعجاز الهی خوب دقت کنید معجزه ی بیشتر را درک می کنید.تمام این خزائن بصورت 28 حرف در غالب یک کتابِ 30 جزئی آسمانی که 114 سوره و120 حزب و حدود 6666آیه مبارکه{12=6+6 و 12=6+6} و تعداد معین کلمه و حرف آمده است. وتمام مخلوق را حیران اعجازش ساخته ،اما انسان هنوز نتوانسته به عظمت و جان نورانی قرآن معرفت کامل پیداکند! زیرا حقیقتش وجود مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) قرآن ناطق است که ایشان ولایت عظما و حجت الله الاکبر ونور القدیسین و  نورالانوار مقدسین ، جامع الکبَرا و الصدّیقین،نورالله الاعظم و سید الاوصیاء و النبیین و الصدیقین و المعصومین المکرمین است .

خوب دقت کنید! به اعدادی که خداوند متعال در اعداد 14 نور مقدس (ص) و اعداد گفته شده قرآن قرار داده و آن نظم مخصوصی که سال 365 روز است و در قرآن کریم 365 بار نام یوم آمده است یا 12 ماه سال که در قرآن کریم 12 بار نام شهر یعنی ماه آمده است. نام مبارک محمد(ص)را4 بار و نامهای بهشت وجهنم را 77 بار بطور مساوی آورده است یا کلمه دنیا وآخرت به تعداد مساوی 115 بار آورده است.

پروردگار عالم سوره فجر را در ترتیب نزول به قلب مبارک پیامبر (ص) دهمین سوره قرار داده و عدد عشر=10 در سوره مبارکه فجر آمده است که در هر ماه 10 شب لیالی فجر است، عدد ابجد فجر=283 که در جمع ارقامش 13 میشود(13=3+8+2) که 13برابر جایگاه عددی حرف (م) می باشد و جایگاه عددی کلمه فجر =40 میشود(40=م) و این همان دهه ی طُهر است.

چهلمین سوره ی مبارک قرآن (از جهت ترتیب نوشتاری)سوره مؤمن که نام دیگرش غافر است قرار داده یعنی آمرزنده ی گناهان چه کسی را به آمرزش می رساند؟و نیز درجه ی مؤمن را به حقیقت عددی از درجه ایمان به او می دهد تا او به 40 برسد.

یا سوره مبارکه حمد که سبع مثانی است یعنی هفت تا دوتایی. در قرآن فرموده شده تنها سوره ای است که با داشتن 7 آیه دو بار بر قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شده. وقتی پیامبر(ص) می فرماید تمام محتوای قرآن در بسم الله الرحمن الرحیم سوره حمد است و فقط در سوره مبارکه حمد  بسم الله الرحمن الرحیم یک آیه محسوب میشود. عدد یک ،کلّ محتوای عالم خلقت را در بردارد. جمع عدد ابجد بسم الله الرحمن الرحیم=786 است که جمع ارقامش 21 میشود(21=6+8+7). جالب است که 21= جایگاه عددی یک و عدد ابجدش 30 میشود(ی=10 ،ک=20) برابر 30 جزء قرآن است و 30=عدد ابجد حرف (ل) ،این حرف مجرای توحید نامیده شده که فقط ملکیتش برای خداست "لا اله الا الله ". و جایگاه عددی حرف (ل)=12 است و کلمه لااله الا الله 12 حرف دارد که 12 نور مقدس امامان معصوم(ص) راهنمایان و هادیان بحق از طرف پروردگارعالم هستند که انسانها را از ظلمات کفر به نور ایمان هدایت میکنند .

جایگاه عددی کلمه یک=21(ی=10،ک=11) پس آیه مبارکه بسم الله الرحمن الرحیم در جایگاهِ یک قرار دارد و یک آیه محسوب میشود و کلّ محتوای 30 جزء قرآن را داراست و در ولایت 12 ناطق قرآن، تأویل کننده و مفسر واقعی آن هستند . در ضمن که تمام انسانهای مؤمن را به کمال درجه ی یکِ انسانی و به مقام یکِ رضوان الهی و قرب حق می رساند.

جالب اینکه از روی عدد ابجد بسم الله الرحمن الرحیم (786)، معانی زیبایی را به عدد ابجد توانسته اند پیدا کنند. مثلا: عدد ابجد بسم الله الرحمن الرحیم = عدد ابجد معجزات قولی امام اول (ابد الازلیات) و برابر است با عدد ابجد اول الابدیات امام علی ابن ابی طالب(ع). که بنابر قول پیامبر(ص)که فرمود تمام محتوای بسم الله درحرف(ب) بسم الله و تمام آن در نقطه و نقطه ،وجود مقدس علی ابن ابیطالب ، اسد الله الغالب، مولی الموحدین و مولای متقیان(ع) است . وعدد ابجد نقطه=164است که 164= قدس = النجف = مبیّنِ واجب الوجود = کلمه وحده وحده وحده .

اگر بخواهیم معانی زیبای نام سوره های مبارک و تعداد آیات و زیباییها از گنج آنها را اینطور بیان کنیم از حوصله عزیزان خارج است و من سعی می کنم مطالب را کلی توضیح دهم تا عزیزان محقق در جزء جزء ،خود به تحقیق برخیزند و از زحمات علما و محدثان استفاده کنند و به عرفان بندگی و شناخت خداوند متعال وقرب او برسند.انشاءالله

معنی کلمه عدد و استفاده های آن

کلمه ی عدد یعنی زایش و تزاید و متعدی شدن و ریشه ی استعداد است. کلمه عدد همانطور که گفته شد برای کلام، روح است. برایش اندازه و مقدار نمی توان گذاشت و دائم در کثرت است پس مقامش روحِ ذکر و حرف،در مقام ظرف ذکر بیان می شود و در دنیا با شکل حروف، جسمیت آنها ظاهر شده و با بیان علم ابجد عددو جایگاه مقامی حروف مثل زُبُر و بینه مشخص شده است . حال که عدد یک را تعریف کردیم که ظاهر وباطنش چگونه با عدد و حروف معانی باطنی خود را ظاهر می کندیکی دیگر از زیباییهایش همه بر می گردد به معرفت پروردگار عالم که او یکی است که هرگز تعدد نمیگیرد.

عدد ابجد کلمه عدد=78 است که برابر اسم مبارک حکیمِ پروردگار عالم و عدد، باطن حکمت اوست. زیرا به حکمت بی نقصش عالم را در چهارچوب نظم کامل و خالص آفریده است.عدد 78 درمجموع ارقامش 15 میشود(15=8+7) که 15=جایگاه عددی حرف(س). حرف سین تنها حرفی است در الفبا که زُبر و بینه اش با هم برابر است و همانطور که در اسم انسان توضیح داده شد (س=60 ، ین=60) و اگر بخواهیم 15 را خوب درک کنیم ؛یکی از زیباییهایش این است که جمع ارقامش 6 میشود(6=5+1) و 6 رمز خلقت کلّ دنیاست در 6روز(سوره مبارکه حدیدآیه 4) .

توجه کنید! که خداوند متعال در 29 سوره مبارکه قرآن حروف رمز مقطعه را قرار داده است و این حروف در مجموع 78 حرف است؛ برابر عدد ابجد کلمه (عدد) و (حکیم). امیدوارم خوب دقت کنید! اگر این 78 حرف را بصورتی که خوانده میشوند ؛مثلا الف- لام- میم ،سه حرفی یا دو حرفی بنویسیم میشود 213 حرف که برابر است با عدد ابجد نام مبارک زهرا (س)،حال اگر 78 را از 213 کم کنیم 135 می ماند که برابر است با عدد ابجد نام مبارک فاطمه (س). دقت فرمایید!که جان قرآن کوثر است و با این اعداد رمز بسیار زیبای باطن آن هویدا می شود. اگر نام مبارک زهرا(س) را درجایگاه عددی بنویسیم 33 میشود و جایگاه عددی نام مبارک فاطمه(س)45 میشود که برابر عدد ابجد اسم آدم(ع)است. حال اگر دو جایگاه نام مبارک فاطمه(س)و زهرا(س) را باهم جمع کنیم78 میشود(78=33+45) که 78برابر کلمه عدد و حکیم است و تمام این نکته زیباتر جلوه می کند که کلّ اسرار "ام ابیهاست" که عدد ابجد نام مبارک ام ابیها=60 و برابر حرف سین که قلب قرآن است و میزان حروف است،ظاهر می شود(60=س). خداوند کریم همه ی مخلوقاتش را درباطن 60 که حرف سین است ،حکیمانه خلق کرد زیرا در عمر زمانی هر 60 ثانیه یک دقیقه و هر 60 دقیقه یک ساعت است و تمام شبانه روز24 ساعت است که اگر ارقامش را جمع کنیم 6 میشود(6=4+2) که پایه ی 60 است . پس عدد ،اسرار تمام نشدنی دارد!

 از حروف مقطعه قرآن 14 حرفش بدون تکرار است { جالب است آخرین سوره ای که در قرآن حرف مقطعه دارد؛سوره مبارکه قلم است که شروع آن با حرف (ن) است . عدد ابجد (ن)=50 و جایگاه عددیش 14 می باشد.} این 14 حرف را با هم ترکیب کرده اند و شده است:"علی صراط حق نمسکه" پس این حروف ظاهر و باطن ولایت را دو هم کفو معرفی می فرماید.

حال عدد ابجد تمام حروف مقطعه رویهم 3385 است که جمع ارقامش 19 میشود(19=5+8+3+3) که برابر کلمه مبارک "واحد" جلّ جلاله است. و حقیقت گنج عشر و 4روی 10 و تمام اسرار را با جمع ارقامش که برابر 10 میشود ظاهر می فرماید(10=9+1). این عدد برابر است با اسم مبارک خداوند کریم"غاذی الصغیر و الکبیر دلیل" غاذی به معنای غذادهنده است. خوب توجه فرمایید!که خداوند در این گنج بی نهایت ،غذای صغیر و کبیر در این دلیل قرار داده است بشرط اینکه هر کس چقدر گرسنه معارف است وچقدر اشتها دارد. پس این سفره کریم تمام نعمتها را شامل است و او در این عمر کوتاه دائما بندگانش را به غذای "رزقا حسنا" دعوت می فرماید.

در جمع جایگاه عددی حروف مقطعه رویهم میشود 856 که باز هم جمع ارقامش 19 میشود(19=6+5+8) که 10=9+1 همان گنج عشر... و خلاصه این عدد برابر نام مبارک خداوند؛ "یا من یحق الحق بکلماته " است. یعنی ای کسی که حقوق حقانیتت را به کلمات عنایت فرمودی. خوب دقت کنید و از حروف به سادگی نگذرید!چراکه خداوند کریم قدر باطن آیاتش را در این حروف ظهور می دهد. امیدوارم خوب بخوانید و اهمیت زیاد عدد را که خداوند کریم در وجود مخلوقاتش و مخصوصا انسان بصورت استعداد ظهور بخشید را متوجه شوید.

ا ب ج د چیست؟

همانطور که در درسهای قبل بیان شد یکی از صفات ذاتی پروردگار عالم تکلم است و آن خالق یکتا باب معرفی خود و هدایت بندگانش را به کلام خویش قرار داد و با ظهور انوار مقدسِ اسماء و صفات خود؛ بصورت کلان گنج کنز خود به آن کسانیکه قابلیت دارند ،راه به قرب خود رسیدن را گشود و فتح باب نمود و در مخلوقات، اشرف مخلوقاتش را انسان کامل قرار داد و او را مظهر و مرآت و ظرف گیرنده انوار مقدس خود و جلوه دهنده اسماء و صفات نورانیش فرمود و ایشان را کلمه خود نامید.

پس حروف ابداع شد و عدد گذاری، روح حروف شدند. که قالب جسمانی با روح ،تواماً معنا و مفهوم خویش را ظاهر می سازد و در واقع صاحب ملکوت شدند و قدر و حساب را به همراه آورد. تمام عالم عرضی و عالم طولی از اعلا تا اسفل را پر از اسرار و نظم و هماهنگی و استعداد و معارف قرار داد. همانطور که درکتاب گنج الالف بیان شد، خداوند واحد، یک خلقت هم بیشتر از خودصادر نفرمود و پیامبر گرامی(ص) فرمود:"الواحد لا یصدر الا الواحد". عددِ واحد یعنی یک، و حرفی که در تنظیم برابر یک است حرف الف می باشد. در واقع الف، مصدرِ حروف شد و خود را در سکون و بدون حرکت قرار داد. اما نفسِ الف وقتی ابداع شد،حرفِ (ب){(با)_ب و الف} گردید و از ظهور الف و با کلمه آب ظاهر شد. اما اگر حروف الف و با ، باهم همه ی عالم را پر میکرد و از ملکوت وصل آنها حرف سوم (ج) و یا عدد سوم ظاهر نمی شد، هرگز منشاء همه ی کثرات نمی شد. پس به امر خالق یکتا ، الف و با، باهم در جمع مظهر حقیقت آب شدند. اینجا عدد الف =1 و عدد ب=2 شد و با هم جمع شدند و تشکیل عدد 3 را دادند، آنگاه حرفِ 3= ج شدپس جان در واقع،برهمه ی اسرار جاری شد و خداوند کریم فرمود:"کل شیء حی من الماء" .

حرف الف، وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) است و حرف با، وجود مقدس امیرالمؤمنین علی(ع) و حرف ج، وجود مقدس حضرت زهرا(س) است. در حدیثی فرموده اند که خداوند به پیامبر(ص) فرمود:"لولاک لما خلقت الافلاک و لو لا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما" ای پیامبرم اگر تو نبودی خلقت را خلق نمی کردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه نبود شما دو را خلق نمی کردم. والله اعلم

این سه وجود نورانی که هر سه در باطن الف وجود هستند و همه به نحوی الفبای خلقت هستند، به عدد 4 که برابر حرف دال است دلیل خلقت و معنای حیات ولایت عظمای حق، در ظلّ ولایت پروردگار عالم قرار گرفته اند. و دلیل وجود، وجودهای مقدس حسنین(ع)و ذریه های بزرگوارشان(ص) هستند. پس در واقع ظهور ابجد،راز آفرینش است و تمام خلق، ابجدی هستند.

جالب است که بدانید عدد حروف ابجد شد 1و2و3و4 که اگر با هم جمع کنیم 10 می شود و عدد 10 همان گنج عشر و 4 روی 10 و تمام اسرار گفته شده از گنج احدیت است. پس بقول پیامبر بزرگوار(ص)که فرمود: اگر معلمی علم ابجد نداند بهتر است درس ندهد.

پس الفبای هستی به دو صورت ظهور پیدا کرد، 1)ائمه طاهرین(ص) و 2) قرآن عزیز ،چرا که عدد ابجدکلمه الف=111 و عدد ابجد با=3 می شود که اگر باهم جمع کنیم 114 می شود(114=3+111=الفبا) و 114 برابراست با تعداد سوره های قرآن. تمام الفبای عالم در الفبای اسرار خلقت غرق است و رمز رسیدن به تمام معانی اینجا یافت می شود.

 اسرار اسم مبارک اول (اسم خداوند است)

اما حقیقت این است که خداوند کریم مصدر مخلوقاتش را در اول قرار داد و خود را نیز هم "هو الاول" و هم "هو الآخر" نامید. و هم "هو الظاهر" است و هم"هو الباطن".

پس در تمام خلقت نام مبارک خود را وسم نمود و در بسم الله الرحمن الرحیم به رسمیت اظهار مالکیت می نماید. عرب می گوید ریشه کلمه بسم از کلمه وسم آمده است و وسم را اینطور معنا کرده اندکه وقتی دامداران بزرگ می خواستنددامهایشان باهم اشتباه نشوند ،مُهر یا نشانه ای را به صورت داغ بر بدن حیوان می نهند و در این جای سوختگی دیگر مو نمی رویید و به همین روش صاحب حیوان همیشه مشخص می شد و گم نمی شد.

اگر دقت فرمایید،گاهی نیز گفته می شود: مالِ خدا،راهِ خدا،عظمتِ خدا،بندهِ خدا و یا حیوانِ خداو... پس مخلوق هرگز از خالقش جدا نمی شود و هر جا باشد معرّف صاحب خود است اگرچه خودش فرمانبر نباشد. پس مال بد هم به صاحبش برمی گردد و مال خوب هم همچنین و صاحبشان درباره هر دو تصمیم خواهد گرفت. دیگر اینکه اول برابر عدد یک ویک برابر حرف الف و همانطور که گفته شد مصدر همه حروف الف شد و حروف از گنج الف صادر شدند پس در زبان عربی وقتی می خواهند حروف را معرفی کنند همیشه با مؤلفه الف می آورندشان مثل: با، تا ، ثا،جا ... یعنی بدانید این حروف از گنج الف هستند و همه به یک نحو گنجینه ی خود را معرفی می کنند و زیباییهایشان را بروز و ظهور می دهند.

در هر کلاس درس یک دانش آموز شاگرد اول است و تمام شاگردان چه بخواهند و چه نخواهند در رقابت با او قرار می گیرند و تحت الشعاع استعداد او نمره می گیرند و او مؤلفه کلاس می شود.

همینطور در ایمان، در خلقت جسمانی و در مصادر اول مثل عقل اول ،نور اول که حضرت ختمی مرتبت(ص) می فرماید: " اول ما خلق الله نوری، اول ماخلق الله عقلی، اول ما خلق الله روحی". برای هر کدام ده مرتبه قرار داده است و همه ی خلق در گنج ده آن که همه به یکِ مصدریت اول برمی گردند یعنی به ذات اقدسش متصل می شوند و همانطور که ما کلاس اول را خواندیم با آنکه مقام اولیه علم را در آن سال آموخته ایم اما این پایه ی اول در تمام درجات تا آخر همیشه با ما هست اگر عالِم دهر نیز شویم همیشه با اول هستیم.

این نکته ها را بیان کردم تا شاید بتوانم منظورم را بطور کامل از حقیقت بنده گی اظهارکنم. حال خیلی زیباست که عدد ابجد کلمه اول = 37 می شود و جمع ارقامش 10 می شود(10=7+3). اما در جایگاه عددی کلمه اول = 19 می شود که برابر اسم مبارک " واحد " پروردگار عالم؛جانِ مصدریت خلقت است . و همچنین عدد 19 برابر است با کلّ حروف "بسم الله الرحمن الرحیم" و جمع حروف نامهای مبارک "پنج تن(ص)" است، پس اینطورگنجهای خود را ظاهر می کند. تا هرگز به عمل و عقیده از اول جدا نشویم چون بدون آنها راه به هدف اصلی یعنی قرب الی الله راپیدا نمی کنیم.

پس در جایگاه عددی کلمه اول = 19= واحد شد. جمع ارقام 19 هم 10 می شود(10=9+1) ؛ که همان باطن گنج عشر یعنی 4روی 10 و وجود مقدس چهارده معصوم(ص) می شود. همانطور که در درس دنیا خواندیم خداوند کریم تمام اسرار گنج عشر را که به عدد 10 برابر حرف (ی) بود همه را در کلمه دنیا و در عالم دنیا ظهور بخشید و وجود مقدس چهارده نور طاهرین(ص) را به صورت جسمانی امامان و پیشوایان مردم برای هدایت قرار داد.

نکته : در واقع عدد از سه بُعدطولی،عرضی و ارتفاعی، عالم بالا تا در دنیا در حقیقتِ عدد 1 تا 10 است زیرا عدد ابجد و جایگاهشان مساوی است ،حالا ببینید عدد اول 37 چگونه تمام عوالم را در کثرات به خوبی نشان می دهد و تمام معنی گنج که از اول مصدریت ظهور و به خود مصدریت بر می گردد را نشان می دهد. "انّا لله وانّا الیه راجعون"  

1)عدد ابجد کلمه اول= 37 ______________________________10=7+3

2)جایگاه عددی کلمه اول=19 ____________________________10=9+1

3)تمام اسرار از عالم سرّ به(یا)ی دنیا ظهور پیداکرد_____________10 = ی

و شد"کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا"

 چون مصدریت اول ، حرف الف شد که عدد ابجد الف = 111 است و جمع ارقامش 3 می شود(3=1+1+1) . پس عالم در مضرب 3 قیمت و بها می گیرد ( و کثرات و حروف و اعداد ظاهر می شود). یکِ اول، وجود اول صادر نورانی محمد مصطفی(ص){ ( الف )(111) } .

یکِ دوم، وجود مقدس امام اول؛امیر المؤمنین علی(ع) ناطق الله { (الف )(همزه وجود) } .

یکِ سوم، وجود مقدس و مطهر خانم سیده نساء العالمین فاطمه زهرا (س) بضاعت و میوه هزار دانه{ ( الِف )(الف=1000) }

برابر حرف الف       ____________________________     1 1 1 = 3  ×  37

برابر نام مبارک حیدر  ________________________     2 2 2    = 6   ×  37

برابر کلمه اربعین    __________________________    3 3 3    = 9   ×  37

برابر کلمه دُمتُ (دائمی)   ______________________    4 4 4    =12×  37

برابر اسم  یا مرشد     __________________________   5 5 5  = 15 × 37

برابر اسم یا مطهر      ___________________________   6 6 6 = 18 × 37

برابراسم ناصر کل منصور      _____________________   7 7 7   = 21 × 37

برابراسم یا من هو قادرعلی(آ) کل شی_____________    8 8 8  = 24 × 37

برابر اسم رفیع الدرجات         _____________________   9 9 9 = 27 × 37      

حال خوب در جواب ضرب دقت کنید! اعداد از بالا تا پایین به سه مرتبه ،1 تا 9 بدست می آید.{27=9 ×3 _ 27رجب مبعث پیامبر(ص) }

اگر اعداد 1 تا 9 را باهم جمع کنیم می شود 45 که برابر عدد ابجد اسم مبارک آدم(ع) است. اما 3 تا 45 تا می شود 135= عدد ابجد نام مبارک فاطمه(س). اگر مضربهای 3 تا 27 را با هم جمع کنیم 135 می شود ، خانم فاطمه(س) ظرف به بلوغ رساننده و ام المؤمنین، ام النبیین، ام الصدیقین،ام الائمه و ام ابیهاست. و همانطور که در عدد ابجدی بیان شد ؛عدد سه، جانِ اعداد شد ؛ به عنوان حروف کلمه آب . خوب فکر کنید که وجود مقدس دردانه ی عالم کیست؟!خداوند کریم در قرآن می فرماید عرش را روی آب خلق کرده است و کره ی زمین را قبل از خلقت خشکی می فرماید آب را در آن قرار داده ؛ آیه 30 سوره نازعات"والارض بعدذلک دحاها" خشکی روی آب کشیده شد. حقیقت آب ،کوثر وجود است خانم فاطمه زهرا (س)  و یکی از نامهای قرآن هم کوثر است. اگر حروف آب را بصورت بسیط بنویسیم الف و با ، عدد ابجدش 114 میشود(114=3+111) و 114 برابر کل سوره های قرآن است . پس حقیقت آبی که همه ی انسانها را سیراب کرده و احیاء دنیا و آخرت می کند، قرآن است. امیدوارم مضرب 3 را خوب متوجه شده باشید. پس ببینید عدد که از باب تعدد و کثرت است معنایش لایتناهی است!

درحقیقت درس عشر وقتی است که بلوغ 9درجان ده تولد پیدا می کند. آنگاه یک عدد ده وقتی ظاهر شد ،دیگر تا بینهایت می تواند صفر را در کنار خود قبول کند. پس انسان کامل و انسان در حیات کمالی خود الی یوم القیامت می تواند رشد کند و نمره بگیرد،اما همیشه باید همراه یکِ وجود یعنی همان اول باشد.

یکی از زیباییهای عدد 37 این است که جایگاه نام مبارک امام حسن(ع) می باشد ،ایشان سیدالاسباط پیامبر(ص) است و تمام عالم را خداوند کریم به جلوه زیبای حُسنِ حَسن خلق کرده است. چنانچه در خلقت انسان به خود احسن می فرماید،پیامبر بزرگوارش را اُسوه حسن قرار داده و اخلاقش را خلق حسن . سرّ مستتر که خداوند در قرآن کریم قرار داد،حسن است که 118 مرتبه واژه ها و القاب حسن آمده است(به عدد ابجد نام مبارک امام حسن(ع)) و تنها یک جا به صورت حسن آمده؛ آیه 37 سوره ال عمران ( حسن در جایگاه خودش، ظاهر شده است چراکه جایگاه عددی نام مبارک امام حسن (ع)=37 می شود) 

همینطور جایگاه عددی کلمه کامل = 37 است که همه باید برای رسیدن به کمال در اول شدن باید شیعه و پیرو انسان کامل شوند .

عددابجد زکی =37 یعنی جدا شده از ظلمت. زکات باعث میشود که نفس انسان ،دارایی ، عبادت و چهره وسیرت انسان، زکی شود . 

در واقع همه انسانها دوست دارند جلب توجه کنند و به نحوی همیشه بالاتر از همه باشند. اما خداوند کریم اول بودن را از منیّت جداشدن و خداگونه شدن و خالص شدن می داند. پس بکوشیم تا درجه اول بندگی را از خداوند کریم احراز کنیم.

وجود مقدس امام حسن(ع) که فرزند اول امیرالمؤمنین (ع) و فاطمه (س) و سبط اکبر پیامبر(ص) است و ایشان در جایگاه عددی نام مبارکش 37 بود. و در وجود مقدس آقا امام حسن زکی عسگری (ع)در حالیکه آقا نام و لقب مبارک ابامحمد(ص)را با آقا امام حسن مجتبی(ع)یک نام است اما در اسم مبارک زکی ،حضرت جانِ باطنِ حسن را افشا می کند مثل آینه، از وجود مقدسش خداوند کریم تولد نور مهدویت را به همه جهانیان عنایت فرمود. پس باطن زکی نتیجه اش هدایت در مجرای مهدویت است. پس عملی زیباست و حُسنِ حَسن دارد که زکی شود.

در زمان غیبت آقا ،ما به شرطی شیعه و محب و پیرو واقعی او قرار می گیریم که عملمان از هر گونه ظلمتی پاک شود. منتظران واقعی جز راه مهدویت یعنی پیرو واقعی قرآن راه دیگر نروند و دائما قبله شان رضای قلب مولایشان باشد. پس هیچگاه از او جدا نشوند و دائما او را حی ّ وحاضر و در پیشاپیش عمل خود ببینند.

جایگاه عددی قاف = 37 است. همانطور که نوشته شد حرف ق که قاف خوانده می شود نام یک سوره مبارک قرآن است و یکی از اسماء مبارک قرآن هم قاف است.حرف (ق)یعنی نگهدارنده. عدد ابجد قاف=181 است که جمع ارقامش 10 می شود(10=1+8+1) یعنی 4 روی10 و همان گنج چهارده معصوم(ص). قاف یعنی ولایت و نگهدارنده حقیقت دین و نگهدارنده میزان در دنیا و آخرت.

خداوند کریم در قرآن سوره مبارک بقره آیه 2، هدایت را به شرط تقوی فرموده است. و می فرماید "والعاقبة للمتقین". همانطور که به عدد 37 = اول مذکور شد در واقع انسان باید دائما (ق)ِ را به عنوان تقوی در تمام نفسهایش و در تمام اعمالش و ظاهر وباطنش حتی در نیّتش نگهدارد. زیرا به این شرط(تقوی) ، عمل نورانی و زیبا را در قبر و قیامت و بهشت به او باز می دهند و آنگاه او را از تمام مصائب قیامتی نجات می بخشد.

همانطور که در دنیا برای اینکه عمر مواد غذایی را طولانی کنند تا خراب نشوند،مقداری مواد نگهدارنده (یعنی ق) به آن می افزایند تا ماندگار شود، پس حرف (ق) به عنوان ریشه تقوی،عمل صالح بنده را برای قیامتش نگه می دارد. و به عمل کوتاه و هیچ ما ،عمر طولانی تا بهشت می دهد.

پس هر یک از کلمات(به عدد ابجد یا جایگاه عددی)برابر37 به عنوان رمز نوشته شد تا ما را راهنمایی کند که چگونه بتوانیم بنده صالح و در واقع سالم و خالص برای مولایمان باشیم و چگونه خودمان را از خطرات شیاطین حفظ کنیم. در واقع همانطور که بچه باید دائما تحت نظر و مراقبت پدر ومادر باشد و دستش را به دست آنها دهد تا هرگز به بیراهه نرود و یا گم نشود، پس ماهم باید،هرگز از اول وآخر عالم وجود که خداوند کریم است جدا نشویم که شرط آن این است که دستمان دائما به دامان ربّ الارباب امام زمانمان (ص) و نگاهمان و عملمان به آیات نورانی قرآن باشد تا هرگز به ضلالت و گمراهی نرویم.

ذکر شد که عدد یک برابر حرف الف می شود و خداوند کریم که انسان کامل را به قامتِ الف گنج خویش تصویر داد.

در مقام عدد ، اَلِف را ترفیع داد به اَلف یعنی 1000 و 1000برابر شد با حرف(غ)که غین خوانده می شود و همان حروف اسم مبارک خداوند کریم ؛ غنی است. پس اوست که انسان کامل را به خزائنش کامل خلق فرمود و تمام انسانها را ازوجود این عزیزان، به غنیِ خود وصل کرد. زیباست که هر حرفی را که خداوند متعال خواست خوانده شود با اصل خود آورده است. یعنی با مؤلفه و کنز و گنجش مثل ب،که پشت الف می آید و میشود با ، تا ،ثا ،جا.... یعنی انسان بداند از کجا آمده و به کجا می رود؟هیچ وقت ربّ خود و ربّ الارباب خود را فراموش نکند. "فقد استمسک بالعروة الوثقی لانفصام لها" پس به تحقیق تمسک جویید به ریسمان حبل الهی که هرگز پاره نمی شود( یعنی از الف وجود جدا نشوید ) فقط تمسک بجوئید و وصل شوید به ریسمان الهی که هرگز پاره و جدا شدنی نیست.

چکیده ای از قسمت عدد 37 (عدد اول)در جدول زیرتوضیح داده شده است.

رمز عدد37  : (10=7+3 _گنج عشر و همان 4روی10 و...). درواقع 37=7+30 که 30=عددابجدحرف(ل)؛مجرای توحید و وجود مقدس مولود کعبه(مجرای توحید خانه خدا) وعدد7 همان سوره مبارکه حمد که 7آیه دارد و باطن آن حضرت محمد(ص)است. و عدد ابجد سیُ هفت =555 می شود که برابر اسم مبارک مرشد است و همچنین 555=15×37

37= عدد ابجد اول=عدد ابجد زکی وعدد ابجد قبله =137 وعدد 100=ق یعنی نگهدارنده یا حافظ اول است وجایگاه عددی کلمه اول = 19 =واحد که اولین ظهور اسمائی خالق یکتاست که مخلوق از این کلمه مبارک خلق شده است(سوره نساء آیه 1)که شیخ بهایی(ره)به رمز این عدد اشاره ای فرموده است.

37= جایگاه عددی نام مبارک امام حسن(ع)= جایگاه عددی قاف=جایگاه عددکلام=جایگاه عددی کامل=جایگاه عددی قفا

معارفی از عدد 9 (نه)   

همانطور که در سرّ خلقت گفته شد،پروردگار عالم اسم مبارکِ واحد خود را تجلی داد . همه این اسماء نور هستند چنانچه درحدیث مبارک امام رضا(ع)از کتاب عیون الاخبار ذکر شده که اول فعل خداوند نور بود. عدد ابجد کلمه مبارک واحد=19 می باشد که سرّ گنج بازشدن حقیقت عدد 10 (10=9+1) یکی از اسرارش همین عدد 19 هم می باشد چنانچه اگر 1 را با 9 جمع کنیم 10 می شود که مقداری از زیباییهای عدد 19 توضیح داده شد،جایگاه عددی نُه به حروف است. عدد ابجد کلمه نُه=55 می باشد که برابر جایگاه عددی کلمه صدّیق است و جمع ارقام 55 می شود 10 (10=5+5). در حقیقت ،نه باطنِ ده است. عدد ابجد ده= 9 (9=5+4)می شود و جمع ارقام عدد ابجد نه(55)برابر10 می شود، پس همان حقیقت 19 است (19=9+10). و همانطور که ذکر شد جایگاه عددی نه=19 میشود(19=5+14). پس عدد 19 که سرّالاسرار آیات قرآن و کنز و گنج الهی است به نام کلمه واحد است. و خداوند متعال در اولین آیه سوره مبارکه نساء می فرماید: من همه ی مخلوقاتم را از یک نفس واحده خلق کردم"یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها...". خداوند متعال گنج اعداد را تا سقف 9 خلق فرمود. پس بلوغ کنز الهی نام مبارک واحد را در جایگاه عددی کامل و به عدد 9 ظهور داده است. در حالیکه در نُه به حروف جایگاه عددی حرف (ن)=14 است که همان گنج 4روی 10 ؛با این حقیقت که ظرف یا وعاء انتخاب ظهور مرآت حق وتجلی گاه همه ی متجلیات سرّ احدیت خالق یکتاست. و حرف (ه) در کلمه ی نه، عدد ابجدش برابر5 است که اگر ارقام 14 را باهم جمع کنیم 5 می شود(5=4+1)، 14 نور مقدس به سرّ حقیقت محمدی(ص) به نام پنج تن(ص) ظهور پیدا کرده اند.پس در حقیقت حروف نُه،کلّ و تمام حروف است چراکه جایگاه عددی (ن)=14و (ه)=5(که 5 نیز به عبارتی همان14 میشود5=4+1) پس 28 حرف را شامل می شود (28=14+14).که همان بلوغ باطنی عدد نه می باشد زیرا جمع ارقام 28،عدد10 می شود(10=8+2).

بنابراین : عدد ابجد نه=55 و 10=5+5 {یعنی همان گنج 4روی 10 (10=4+3+2+1)ودهه طُهر،حقیقت 14 و گنج 40 ؛ باب طهارت}

جایگاه عددی نه=19 و 10=9+1 .پس،از عالم اسماء خداوندی،19 برابراست با نام مبارک واحد=نُه(9)،تعدادحروف بسم الله الرحمن الرحیم=19=نُه(9)،جمع حروف اسامی مبارک پنج تن(ص)=19=نُه(9)بنابراین می شود3 تا 9 تابرابر27تا که روز مبعث پیامبر(ص)27 رجب است.

عدد 9 در اعجاز عددی سلطان اعداد است. وقتی هر عددی را در9 ضرب کنیم،حاصل جمع ارقامش در آخر 9 می شود و اگر عدد درجمع به 9 برسد بر 9 قابل قسمت است. مثل: 54=6×9 (9=4+5) ،81=9×9(9=1+8) ، 99=11×9 (18=9+9  و 9=8+1) و ... .      

عدد 9 در خلقت انسان کامل و حضرت آدم(ع)

پروردگارعالم انسان را که اشرف مخلوقاتش است به عدد 9 خلق فرمود.  که مقصود ما در درجه اول انسانهای کامل شامل چهارده نور مقدس معصومین(ص) و پیامبران الهی و اوصیایشان هستند(وجود مقدسشان سلطان ولایت بر همه مخلوقات از ظاهر و باطن است) و بعد به تنزل مقام انسانهای معمولی.

کلمه انسان همانطور که مفصل در کتاب راز انسان بیان کرده ام، از اسماء الهی است ویکی از زیباترین، متعادل و میزان ترین کلمات است که شامل 5 حرف می باشد. عدد ابجد انسان=162 که در جمع ارقامش 9 می شود(9=2+6+1) بنابراین بر تمام اعداد و ارقام وحروف عالم سیطره وجودی دارد.چنانچه پروردگار مهربان ما در کلام کریمش می فرماید:ما همه آسمانها و زمین را در تسخیر انسان قرار دادیم. و انسانی که بلوغ همه ی خلقتش است را برای عبادت وبندگی خودش قرار داد(البته به اختیار)و انسان را مقام ازلی و ابدی عنایت فرمود و تنها مخلوقی است که لیاقت انس و رسیدن به عالم قرب خداوند را داراست(به شرط اخلاص).

در خلقت وجود مقدس حضرت آدم(ع) باری تعالی تمام نه افلاک یا عوالم؛همه را در یک ظرف جسمانی او قرار داد. که جمع تمام این عوالم در ظرفی قرار گرفت که قابلیت گیرایی آن را به ایشان داده بود و مذکّر نامیده شد یعنی ظرفِ ذکر.و تمام عالم که اسماء او هستند شد ظرف علم الاسماء. پس در جمع عوالم نه گانه اینطور ظاهر می شود 1+2+3+4+5+6+7+8+9=45 که برابر باعدد ابجد کلمه آدم(ع)می باشد.اگر ارقام 45 را جمع کنیم 9 میشود(9=5+4) و 45 تقسیم بر 9 می شود5. پس حروف آدم سیر نگه داری و ظرف کل زیبائیهای خلقت اسماء الهی شد و در مقابل تمام مخلوق ایستادگی کرد. آیه 72 سوره مبارکه احزاب:"انا عرضنا الامانة علی السماوات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان...". و در آیه 21 سوره مبارکه حشر پروردگار عالم می فرماید: این حمل سنگین(اشاره دارد به قرآن) به کوهها دادم از ترس متلاشی شد و هیچکدام مخلوق قبول نکردند"لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیة الله" .

پس آدم به عدد 45مقام نه را گرفت که 45=5×9و9=5+4 ، اولین انسان پیامبرخلق شده؛کامل و صاحب منصب آدمیت؛پیامبر اولوالعزم یعنی جهان و تمام انسانها از نظر جسمانی فرزندان حضرت آدم(ع)و حوا(س) هستند و ایشان بر همه ی انسانها ولایت دارند و مقام صفوة الهی گرفتند.خانم حوا(س)که خلق شد،پروردگار عالم به آدم(ع)فرمود که ایشان مؤنث تو است یعنی دومی شما و ایشان دفعتاً خلق شد به عدد9. اما اسم مبارکش حوا(س)نامیده شد که به عدد ابجد 15 می شود و عدد15 ازجمع 1تا 5 تشکیل می شود(15=5+4+3+2+1). عدد 15 در نام مبارک خانم مثل همان عدد نه که گفته شد می باشد، که عدد5 جمع کننده ی باطن 14 بود و در اصل سرّعدد 15 خیلی معانی را شامل می شود هم عدد 9 در بطنش است و هم میزان تمام حروف است چراکه:

عدد ابجد وجایگاه عددی اسم مبارک حوا(س)باهم برابراست و15 می شود که 15=جایگاه عددی (س) و عدد ابجد (س)=60 می باشد چنانچه جمع ارقام15 برابر6 می شود(6=5+1) و عدد 6رمز همه اعداد و پایه خلقت عالم دنیاست. بنابراین در خلقت از نظر جسمانی همه ی مخلوقات از وجود ماده یعنی مؤنث ظاهر می شود. خداوند متعال در آیه 4 سوره مبارکه حدید می فرماید:"هو الذی خلق السماوات والارض فی ستة ایام..." . حرف (س) که میزان همه ی حروف است در کتاب راز انسان توضیح کامل داده شده است. زُبرو بینه سین باهم مساوی است؛ زبر[ س=60 ] ، بینه [ین=60 ]. پس (س)=(ین)=60 و سین=120 برابر با احزاب قرآن کریم و نام مبارک علیّ(ع) با یائ مشدد.

جالب است که حرف(س) از حروف مقطعه، در سوره مبارکه یس هم آمده است که این سوره "قلب قرآن " است. حرف (یا) ندا است و حرف(س) خطاب پروردگار عالم به میزان ترین وجود عالم ؛پیامبراکرم(ص)می باشد. یکی از اسماء قرآن، سین است ،نام حضرت علیّ(ع)با یاء مشدد=سین می شود، خانم زهرا(س)اُم السین است و در نام مبارک امام حسن(ع) وامام حسین(ع) ، اگر (ح) را برداریم همان سین می باشد. اسم انسان به شرافت سین که در وسط آن است،تمام برکات را از قلب حقیقی داراست و خداوند منان حرف سین را در وسط اسم انسان قرار داد. در ضمن اینکه نام مبارک (نسا)که عدد ابجدش=111 برابرعدد ابجد الف وجود و قامت کنز الهی و گیرنده تمام اسماءو صفات که در کتاب گنج الالف توضیح داده شد،است.

حرف (س) با عدد ابجد 60 درس دیگری هم به ما می دهد اینکه: عمر هر وجودی در دنیا از زمانیکه نطفه اش بسته می شود و به هر نوع شروع به زندگی در دنیا به عنوان عمر می کند در ثانیه عمر او شروع می شود و ثانی یعنی دومی که ماده و مؤنث است. و 60(=س)ثانیه میشود یک دقیقه و 60(=س)دقیقه می شود یک ساعت و... خلاصه انسان در حرف سین متولد می شود و در سین می میرد. در قبر نیز ،سینِ قلبش باید جوابگوی اعمالش باشد چون تعالیِ وجودی هر انسانی در دنیا با پاک نگه داشتن و خلوص قلبی درجه می گیرد و قلب انسان می شود "حرم الله" و این قلب هرگز نمی میرد و زنده وجاوید می ماند.

خداوند کریم انسان رادر 4ماه و 10 روز در شکم مادر ،روح خدایی به او می دمد که شاید همان سین وجود است"انی نفخت فیه من روحی" همانا از روح خودم در انسان دمیدم. در کتاب مخزن العرفان(ازعلامه بانو اصفهانی)در باره ی خلقت خانم حوا(س) از امام صادق(ع)نقل شده که می فرمایند: خداوند عزوجل از فضیلتِ طینت آدم(ع)،حوا(س)را خلق فرمود.

پس سن بلوغ نه سالگی شامل حال همه ی خانمها شد و تکلیف شرعی هر خانمی به نه سال تمام که وارد ده می شود که همان باطن نه است شروع می شود .

نکته: جنین در شکم مادر باید 40 هفته را طی کند تا به بلوغ 9 ماهگی برسد.  (عدد 40 را در کتاب عرفان اربعین متذکر شده ام). 40 هفته می شود 280 روزیعنی 9 ماهه می شود. اما 9ماه تقریبا 270 روز(270=30×9). پس 9ماه کامل و 9 روز و 9 ساعت ،وارد دهِ روز بعدی می شود که 280 را کامل می کند. اگر اعداد1تا10 را باهم جمع کنیم 55 می شود(55=10+9+8+...+2+1)که 55 برابر است با عدد ابجد نه ،پس نوزاد باید هم به عدد ،9 را تمام کند و هم به بلوغ حروفی نه ،تا کامل به دنیا بیاید.

حقیقت این بلوغ برای یک نوزاد این است که خداوند کریم و مهربان بالاترین بلوغ تولد را درحقیقت اسراری به انسان داده است و زمینه ی بلوغ او را بعد از تولد در دامن مادری قرار می دهد که او هم بلوغ 9 دارد و هم حامل 9ماهه فرزند خود بوده، بااین وصف است که او مربی بشریت است. باشیر دادن فرزند، جان شیرین خود را به او اهدا می کند و به نفس نفس او احیای زندگی دنیا و انشاء الله آخرت را می دهد. اگر مادرِ قابلی باشد و از نظر طهارت و شرع تکلیف و وظیفه ی مادری خود را به خوبی انجام دهد، بلوغ ظاهری و باطنی و زندگی سالم بچه ها مدیون او خواهد بود.

پیامبر(ص)می فرماید:بهشت زیر پای مادران است. چون مادر در واقع زمینه ساز اصل و اساس و پایه ی انسانیت و مذهب و عقیده ی سالم در خانواده است و آرامش روح و جسم را به فرزندانش اهدا می کند.  

عدد 9 در مبعث وجود مبارک پیامبر(ص)

مبعث وجود مقدس پیامبر گرامی(ص)در روز 27 رجب است که در تاریخ شیعه وسنی آمده است. (27=جایگاه عددی سجده؛بلوغ عبادت وبندگی)جمع ارقام 27 برابر9 می شود(9=7+2).یعنی مبعث بر همه ی عالمیان حجت است و این بعث حقیقی است که تا آخر زمان هر روز بر تمام انسانها جلوه گر است و پیام حق را از زبان حجت های خدا به مردم می رساند. و همانطور که در حقیقت عدد9 است،بلوغ تمام بعثهای عالم است؛27=3×9 همانطورکه قبلا ذکرشد اسم مبارک واحد=19=نُه(9)،تعدادحروف بسم الله الرحمن الرحیم=19=نُه(9)،جمع حروف اسامی مبارک پنج تن(ص)=19=نُه(9) :پس 3تا9تاکه می شود 27تا که روز مبعث پیامبراکرم(ص)27 رجب است.

عدد 27 کامل است بطوریکه اگر ارقامش را درهم ضرب کنیم14 می شود(14=7×2) و رسالت وجود سیدالانام؛خاتم پیامبران محمد مصطفی(ص)حاصل گنج و آورنده و بعث دهنده در میان امت خود و تمام امم است تا آخر الزمان و عدد 14 همان گنج 4روی 10 است .آقا خود وجود مطهرش سبع مثانی یعنی 7 تا 2تاست(14=7×2) و گیرنده وحامل حمل کل نور قرآن که بنابرقول خداوند کریم ،سبع مثانی یعنی(14=7×2)است و آورنده ی آن به دنیای ظلمانی است. پس حضرت که انسان کامل و بالاترین مقام خلقت را داراست، جانِ 28 حرف و 28 عدد را کامل داراست(28=14+14). جمع ارقام 28 می شود 10(10=8+2)پس ده است که باطن آن 9 است. اگر هر انسانی به این محتوی که حقیقت قرآن است ایمان نیاورد هرگز به بلوغ دین اسلام و ایمان به الله جل جلاله نمی رسد.

عدد 9 در کلمه مبارک قرآن

عدد ابجد کلمه مبارک قرآن=351 که جمع ارقامش 9 می شود ، بنابراین خود مضربی از 9 است . حال با معانی گفته شده از نظر عددی ،پیروان قرآن باید افتخار کنندکه قرآن بر تمام کتب آسمانی غلبه دارد و تمام محتوای کتب آسمانی در قرآن قرار دارد و حتی (همانطور که در درس عرفان عشر ذکر شد) تمام عالم در قرآن غرق است. شاید بتوان اینطور معنا کرد: مگر نه اینکه جایگاه عددی نه=19 بود که 19 برابر بود با عدد ابجد گنج واحد در سرالاسرار خلقت که اولین ظهور الهی است . اگر دقت کنید 1)جایگاه عددی نه=19=واحد 2)جمع ارقام19 برابر 10 می شودکه 0+1= 1 که همان واحد است ، درنتیجه همانطورکه پیامبراکرم(ص)فرمود:الواحد لا یصدر الا الواحد.همه ی عددها به یکِ خدا برمی گردد و خداوند در قرآن کریم می فرماید:"انا لله و انا الیه راجعون" . پس تمام راهها از اوست و به او ختم می شود و این همان دایره بندگی است.

پس قرآن در عدد9، درجه اش نسبت به تمام کتب آسمانی یک است{عدد ابجدیک=30=تعداد جزء های قرآن}. اعجاز قرآن ،کلام الله بودنش است و اینکه محفوظ از تمام وسواسها و خناسهاست و خداوند حفظش را تضمین کرده است و خداوند بهترین حفظ کننده است(والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین). در ضمن اینکه از عالم کنز الهی به یک معنا تمام گنج ،قرآن است و همانطور که در سوره مبارکه انعام آیه 59 آمده است "وعنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو و یعلم ما فی البروالبحروما تسقط من ورقة الا یعلمها و لا حبة فی ظلمات الارض و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین". تمام کلیدهای درهای غیب نزد اوست و او از آنچه در خشکی و در دریاست آگاه و با خبر است و برگی از هیچ درختی نمی افتد الا اینکه او می داند چه از تری است یا خشکی و همه در کتاب مبین(قرآن) آمده است.

دیگر اینکه همانطور که گنج واحد عدد ابجدش 19 است، تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم سوره مبارکه حمد که کلّ محتوای قرآن را در بردارد19 حرف است و از طرفی تعداد حروف اسامی پنج تن(ص) نیز 19 حرف است. چنانچه در حدیث ثقلین از پیامبر اکرم(ص)آمده است که دو چیز گرانبها بین شما (امت)گذاشتم ؛یکی کتاب خدا و دیگری عترتم. پس درواقع 19 و 19 در کنار هم که اگر باهم جمع کنیم19+19=38 می شود و جایگاه عددی نام مبارک محمد(ص) و علی(ع) برابر38  است. بنابراین وجود مقدس رسالت و ولایت هردو هم ظاهر قرآن هستند و هم باطن . که خداوند کریم می فرماید:"لا یمسه الا المطهرون" .  قرآن را بدون طهارت مسح نکنید(هم ظاهر است وهم باطن)همینطور هم شما اگر بخواهید نام مبارک پنج تن(ص)وهر یک از معصومین(ص)رامسح کنید باید باطهارت باشید و درغیر این صورت حرام است. اگر دو تا38 را باهم جمع کنیم 76 می شود که برابر با عدد ابجد کلمه عبد است(76=38+38) .

امیدوارم خوب دقت کنید و اینجا عظمت عدد 19 و 9 را مشاهده کنید! بقول یک نویسنده مسیحی :به عدد9 اگر رسید دیگر هیچ عددی نمی تواند از سلطه آن بیرون بیاید. پس خلقت عالم در حقیقت 9 ظهور کرده است. امیر المؤمنین علی(ع)در دعای کمیل می فرماید:"ولایمکن الفرارمن حکومتک" (این معنای سلطه ولایت مطلق خداوند متعال است که در ظهور ،ولایت چهارده معصوم(ص)الی یوم القیامت است) از حکومت خدا به هیچ وجه نمی توانی بیرون بروی که تو خود مملوک آن مالک هستی.

عدد 9 در نماز

در احکام نماز در قسمت شکیات ، 23شک داریم که به 6 تای آن نباید اعتنا کرد ، 8تای آن باطل و 9تای آن صحیح است. شرط صحت شک این است که در نماز 4رکعتی باشد. که گفتیم در عالم سرّ، عدد 4 جمع کننده و ظهور دهنده گنج الهی بود درواقع 10=4+3+2+1 یعنی باطن 10 را ظاهر کرده که همان 4روی10 است. خوب دقت کنید!گفتیم 9 در بطن ده است ، پس 9 شک ِصحیح درواقع در نماز 4 رکعتی به شرط تمام شدن کامل دو رکعت اول و بعد از اکمال سجدتین یعنی در شرف رکعت سوم باشد ، پس باید کاملا در عدد 4 مستقر شده باشد. اینجا عدد 9 روی 10 ظاهر می شود که 19 جایگاه عددی نه می شود که بلوغ اعمال از حسب ظاهر هم باید کامل باشد. اینجا در اصلاح عمل به شرط باطل نکردن نماز، نماز صحیح و سالم می شود.

عدد 9 در سجده

همانطور که قبلا ذکر شد عدد ابجد نوزده به حروف 72 می شود که برابر عددابجد سجده است(نوزده=72=سجده). جمع ارقام 72 هم 9 می شود،یعنی سجده بلوغ تمام عبادات است (البته سجده واقعی به درگاه باری تعالی است). پس سجده(=72) هم محتوی کامل 7تا 2تا=14 تاست و هم 19(سجده =نوزده) جایگاه عددی نه است.بنابراین در تمامِ اعمال شبانه روز انسان ،حاکم است زیرا بنده ای که در تمام احوالات ،بنده ی خالص مولای خود است و دائما از قلب چَشم می گوید یعنی دائما در سجده است و هر لحظه در باطن 19 و خوشا به حالش در بلوغ نهِ عمل، برای پروردگارش عبادت کامل انجام می دهد."خوشا آنان که دائم در نمازند". در قرآن رکوع و سجده از احوالات یک بنده ی خالص تعریف شده است.

پس تمام عالم در سجده غرق شد وهمه ی مخلوق به ولایت امام معصوم(ص)در تسبیح و تقدیس خداوند منان غرق هستندو عدد72 هم در جمع ارقام9 می شود که بلوغ بندگی ،سر به سجده محض خالق یکتاست. و  در تمام مخلوق ذره ای نافرمانی دیده نمی شود.

شاید یکی از رموز اینکه در هر رکعت نماز ،2سجده یک رکن می شود ،در حقیقت آفرینش خلقت آسمانی وزمینی است که با دو سجده به شرط وصل شدن به امام معصوم(ص)که او جان قبله است راه ظلمانی دنیا به اعلای نورانی قرب حق تعالی باز می شود.  

جالب است همانطور که سوره مبارکه حمد،سبع مثانی خوانده می شود که تمام قرآن هم سبع  مثانی خوانده شد(کل محتوای قرآن در سوره حمد است)یعنی 7تا 2تا. پس عدد 7×2 در باطن سیطره ابدی و ازلی و بی انتهایی دارد و همان سرّگنج وجود 14 معصوم(ص)است .

اما جان گنج 14 در جایگاه عددی حرف(ن) ،که همه در بلوغ 9 ظهور داشت و عدد 19 که جایگاه عددی کلمه (اول) و جایگاه عددی (نُه)بود و جان آن بلوغ، وجود مقدس فاطمه زهرا(س)است که ظرف وجودش قبل از خلقت امتحان شد پس خداوند کریم او را صابره یافت و انتخاب شد. پس نون ساکن است که پشت همه ی حروف قرار می گیردو تمام آنها را به معنا و مفهوم و واقعیت وجودی ظهور می دهد( الله اعلم).

نکته:{عدد 4 در تمام عالم ساری وجاری شد یعنی 10=4+3+2+1 و خداوند کریم تمام گنج را بوجود نورانی چهارده معصوم(ص)و قرآن عزیز منور و راه هدایت را از ظلمات به عالم نور گشود  و 14 جایگاه حرف (ن)در عالم زمین ظهور پیدا کرد(نون ساکن ظرف آفرینش شد).پس عدد 14 در عالم بالا شد تنوین که نوشته نمی شود ولی خوانده می شودو در عالم پایین شد نون ساکن (جایگاه عددی(ن)=14) که 28=14+14کل حروف و کل اعداد شد و (عددابجد(ن)=50)که 100=50+50 و 100=ق=19 که کل ولایت است(حروف اسامی پنج تن(ص)19 حرف است)}.    

اینطور تعریف می شود که عدد 72،تنها عددی است که می تواند عدد ابدیت را تقسیم کند(همانطور که ما دائما در 7 روز هفته غرق هستیم و ایام هفته به 14 نور مقدس(ص) تعلق دارد). اینکه می تواند تا زمانی که عدد نشان دهنده ی ابدیت است(ادامه دارد)به موجودیت خود ادامه دهد. و در عین حال در جمع ارقامش موجب پیدایش عدد9 گردد(9=2+7). که پایه و اساس تمام محاسبات مادی و معنوی و ساختمان بندی کامل وکلی محسوب شود،یعنی همان معنی سجده =72=نوزده =جایگاه نه ،که حیات بشری به آن بستگی دارد و افکار و اندیشه بشری در آن قادر به بیان خود است. هر کس که بندگی خدا را قبول کرد از قید بندگی همه ی غیرها آزاد می شود و این به بلوغ رسیدن وبه کمال رسیدن عدد 9 تکلیف بندگی اوست. پس درواقع نُه یعنی نَه به تمام بدیها و خامیها و ناخالصیها و نُه یعنی بلوغ تمام خوبیها و رسیده شدن ها و بلوغ تکلیف رسیدن و خوب بندگی خدا را کردن و خالص شدن.انشاءالله

عدد 9 در دایره زندگی ظاهری

اولا عدد زوایای یک دایره ی کامل 360 درجه است که در جمع ارقامش به 9 می رسیم(9=0+6+3). پس ازچرخش همه ی عوالم (9) حاصل می شود و در نهایت طواف گرد رضای خدا،انسان را به بلوغ 9 می رساند. جالب است که هر حاجی در اعمال حج، 7 دور به گرد خانه خدا طواف می کند(360×7=2520) و 0+2+5+2=9 که درواقع نشان دهنده بلوغ 9 می باشد پس می توان گفت 7تا 9تاکه 63 می شود که دوران زندگی پربرکت پیامبر اکرم(ص) و امیر المؤمنین علی(ع)(رسالت وولایت)63 سال می باشد. در حقیقت این بزرگواران در جایگاه حقیقی خود در دنیا یعنی جایگاه عددی کلمه اربعین ،دنیا را به کمال تمام کردند ؛ معصوم بدنیا آمدند و معصوم هم از دنیا رفتندو در بندگی خداوند متعال به قربانگاه رفتند وآنچه داشتند در طواف خداوند ،قربان کردند؛در کمال بلوغ 9 متولد شدند ،زندگی کردند و به شهادت رسیدند و به بلوغ 9 محشورمی شوند.

عدد ابجد کلمه اربعین=333(3+3+3=9) و جایگاه عددیش=63(3+6=9)است. پس حاجی واقعی با طوافش به عدد 63 ،جایگاه حقیقی طهارت یعنی اربعین عمر خود می رسد و آنگاه که به قربانگاه می رود در اصل،خودِحیوانیت خود را ذبح می کند تا ادامه ی زندگیش با صورت وسیرت انسانی بماند.

اما بدن ما در طواف قلبمان هم درجه اش 9 است. چنانچه دفعات تنفس انسان بطور طبیعی در هر دقیقه 18 مرتبه است که 8+1=9 یا 2تا9تا می شود. دفعات تپش قلب(بصورت طبیعی)در انسان 72 بار در هر دقیقه است که 2+7= 9 (72=نوزده و 19 =جایگاه عددی نُه ). تعداد ضربان معمولی ومتوسط قلب در ساعت 4320بار است که باز هم جمع ارقامش 9 می شود(9=0+2+3+4). تعداد معمولی ومتوسط تنفس درساعت 1080بار است که (9=0+8+0+1)و اگر بر 9 تقسیم کنیم 120 می شود که برابرعدد ابجد کلمه ی (سین) =قلب قرآن و درواقع قلب هر انسانی است. در هر 24 ساعت ،تنفس در حد متوسط 25920باراست که تقسیم بر9 می شود 2880 و دوباره تقسیم بر9 میشود 320 که 5=0+2+3 و عدد 5 گنج کل گنج است. نکته: 25920 همان عدد سال بزرگ نجومی است یعنی دقیقا به همان اندازه ی سالهای سال بزرگ نجومی در یک روز نفس می کشید . پس قیمت هر نفس چقدر است!؟که جواب پاداشش انشاء الله در بهشت می باشد.

عدد 9 در اسم انسان

عدد ابجدکلمه ی انسان=162 است که در جمع ارقامش 9 می شود. انسان که اشرف مخلوقات است ،پروردگار عالم در جمع عددش اورا 9 قرار داد و همه ی عالمیان را برای او مسخر فرمود وتمام دنیا را برایش قرار داد تا بهترین های عالم باقی (رضوان الله الاکبر) را برای خود به عدد9 فراهم آورد. 162 بر 9 قابل قست است و 18 می شود (18 هم در اسرار اعداد یکی از پر معناترین اعداد است)که جمع ارقامش 9 می شود. تمام دنیا تا آخرت 6 منزل معنا شده(منزل اول:صلب پدر  ،  منزل دوم:رحم مادر  ،  منزل سوم:دنیا  ،  منزل چهارم:قبر  ،  منزل پنجم:عالم برزخ    منزل ششم:عالم قیامت). منزل دنیا 18000 منزل است و برای هر انسان در قسمت بندی 9 گانه ی اسمش به عدد 18 هر عدد یک آن 1000تا 1000تا برایش حساب می شود.

جایگاه عددی کلمه ی انسان=45 است که برابر با عدد ابجد نام مبارک آدم(ع) است(البته این معنا برای جایگاه اسم انسان کامل منظور است) و 9=5+4 .  

خوب است بدانید انسانی که جمع عددش 9 است یعنی چه؟ یکی از زیباییهایش این بود که جایگاه عددی نه =19 می شد و حقیقت 19 به گنج نام مبارک پروردگار عالم ؛واحد (=19) می رسید. حال منظور راچگونه درک می کنید؟آیا برنمی گردد به معنای "الواحد لا یصدرالا الواحد" ؟! و این وجود انسان کامل است. پس در حقیقت در دنیا فقط انسان است که می تواند مورد خطاب کلام الهی قرار بگیرد و فقط انسان است که توفیق اختیار در اعمال خود رادارد و خداوند ربّ العالمین در سوره مبارکه بقره آیه 256(آیت الکرسی) می فرماید:"لا اکراه فی الدین" در انتخاب دین هیچ اجبار و اکراهی نیست، هرکس باید با رضای دل ،بندگی پروردگار عالم را انجام دهد. تا به مقام رضا به رضای خدا برسد و در آخرین نفسهای عمر به میعادگاه حق با دعوت نامه ی "یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة " برسد.(آیه 27و28سوره مبارکه فجر).

دیگر اینکه در مقام رسیدن به بلوغ 9 کمالات بندگی درواقع باید عدد 9 انسان شدن را از خداوند کریم دریافت نماید. آنگاه همانطور که نوزاد در دنیا بعد از 9 ماه کامل بدنیا می آید و تولد پیدا می کند و حیات جدید خود را در دنیا دریافت می کند ، انسان مؤمن هم دربلوغ عمر دنیائیش در گذران عمر به عدد 9 باید به مقام شهادت فی سبیل الله نائل شود. که پروردگار عالم می فرماید: "ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون" .حساب نکنید انسانی که در راه خدا کشته شد مرده است(یعنی آنقدر بالغ شد که فهمید باید در قربانگاه با اراده و نیت قلبی ،خودش لباس حیوانیت را از جان خود جدا کند)بلکه زنده است زیرا او با صورت انسانی بدون ظلمت حیوانی وارد عالم قرب می شود ،پس متولد می شود و خداوند می فرماید نزد من روزی می خورد.پس مرده نیست! چون مرده غذا نمی خورد ولی شهید زنده است و رزقا حسنا نصیبش شده است. چرا گفتیم به بلوغ 9 رسیده؟ زیرا:

1)  همانطورکه جنین 9 ماه در شکم مادر است تا سالم و کامل بدنیا بیاید ، به عدد 9 بلوغی هم باید در رحم دنیا بسر ببرد(اما در این بلوغ شاید راه صد ساله را یک شبه طی کند)

2) در جایگاه عددی نه ،به عدد 19 رسید یعنی از حروف بسم الله الرحمن الرحیم سوره مبارکه حمد که محل بسمل شدن است گذشت و در آیه ی مبارک شهادت فی سبیل الله جایگزین شد. عدد ابجدکلمه شهید=319 است . 300=عدد ابجد حرف(ش)که افشا کننده است و عدد 19 هم که جایگاه بلوغ عدد9 است. پس در زمان شهادت فی سبیل الله مؤمن به جایگاه بلوغ 9 متولد می شود و 19 وجود خود را افشا می کند . درضمن اینکه یک انسان اگر به مرگ طبیعی بمیرد باید اول او را غسل دهند وکفن کنند، کارهای تدفین را برایش انجام دهند و توحید ومعاد ونبوت و نام مبارک چهارده معصوم(ص)را تلقین بخوانند. اما شهید به عدد 19 از حروف نام پنج تن(ص) هم که خود 19 حرف است به عنوان شیعه و امت گذشته. دیگر اینکه عدد ابجد شهید =319 که اگر ارقامش راجمع کنیم 13 می شود (13=9+1+3)و عدد 13برابر با جایگاه عددی حرف)است که عدد ابجد (م)=40 می باشد. یعنی او به یک طرفه العین از عالم سفل به عالم اسرار طهارت(40)و از آنجا به قرب الهی انتقال داده شد(اللهم الرزقنا)پس به طهارت رسید و قابل حضور در عالم قرب شد. درنتیجه خونش پاک می شود (خونی که در دنیا اگر ذره ای از بدن بیرون می آمد عین نجس بود) و وجودش میته نمی شود چون زنده شده (میته عین نجس است) و چون زنده شده غسل نمی خواهد. درواقع قلب به میم شده است و تمام عمر نورانیش از ظلمات دنیا به سلامت خارج شده است . سوره مبارکه بقره آیه 257:"الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور" هر کس خدا را ولی خود بداند پروردگار عالم او را از ظلمات به سوی نور هدایت فرماید و از ظلمات نجات دهد.

شهید لباس مجاهدتش برایش خلعت افتخار است نزد خدا(کفن نمی خواهد) و او نه در دنیا برهنه می شود ونه در آخرت ؛ هرگز بدون لباس محشور نمی شود و به تبع امام حسین(ع)با آبروی تمام به بهترین درجه قرب که خداوند متعال برایش قرار دهد جای می گیرد.

پس بلوغ9پیداکردن وظیفه ماست که کمتر کسی به این درجه می رسدچون ما هنوز خودمان ونعمتهای وجودیمان و عنایات مولایمان را نمی شناسیم. ائمه معصومین(ص)راه به بلوغ رسیدن را به ما یاد دادند. اما مردم ظالم در حق این عزیزان جفاکردند و آنها را به شهادت رساندند در حالیکه آن بزرگواران جز راه شهادت نپیموده بودند. خدایا ما را قدردان وجودهای مقدس قراربده. آمین

نکته: انسان از بدو تولدش در حقیقت نه یعنی  به جایگاه 19 متولد می شود . پس تمام سلول سلول بدنش 9 است و هر نفسش گذر از19 است. در زمانی که انسان به سن بلوغ می رسد پروردگار عالم قابلیت ورود در ساحت پاک طهارت بندگی خودش را به او می دهد. آنگاه تازه به عمل و حقیقت عمل بلوغ یافته احکام منور می شود. و زندگی او برای هر نفس جهادفی سبیل الله را طی مسیر می کند و با قربان کردن نفس حیوانی (دل هوای نفسی) به بلوغ رسیدن به کمال انسانی زندگی آخرتی او برایش هر لحظه در دنیا با هر نفسش نو ، زده می شود. یعنی بهار در بهار(نور علی نور). امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: هر کس دو روزش مثل هم باشد مغبون (و برخی گفته اند ملعون) است. زیرا ایشان می داند در قیامت چه حسرتی برای انسان غافل می آید. امیدوارم برای ما نباشد. انشاء الله

حرف (ق) در بلوغ 9

عدد ابجد (ق)=100 و جایگاه عددی (ق)=19 می باشد. یکی ازسوره های مبارک قرآن قاف است . این سوره پنجاهمین سوره از نظر ترتیب نوشتاری است که عدد 50=عدد ابجد(ن) و همانطور که نون ساکن پشت همه ی حروف کار می کند و بدون آن حروف در جایگاه صورت معنایی خود قرار نمی گیرند،حرف (ق) هم در تمام موارد عمل به آیات الهی به عنوان تقوی پشت تمام اعمال قرار می گیرد و صورت زیبای بندگی و خلوص را به انسان می دهد. در این سوره 57 بار حرف(ق) آمده است و این حرف از حروف مقطعه قرآن است،بنابراین از حروف نورانی است و از نظر حروف شمسی-قمری، در دسته قمری قرار گرفته است. یکی از نامهای مبارک قرآن، قاف است.

حرف (ق) به تنهایی یعنی نگهدار و معنی کامل را داراست، (ق) ریشه ی کلمه تقوی است یعنی  فعل وقی ، امر می شود وحروف اعلال(و) و (ی)آن می افتد و فقط حرف(ق)می ماند یعنی نگهدار. روایت است هنگامیکه پروردگار عالم زمین را خلق کرد بسیار می لرزید و با خلقت کوه قاف زمین آرام گرفت. در دنیا هر ماده ای را می خواهند ماندگاری آن زیاد شود مثلا در مواد غذایی مواد نگهدارنده (ق) به آن اضافه می کنند ، آهن را ضد زنگ می زنند،یخچال وفریزر نوعی نگهدارنده هستند و همینطور هر آفت زدایی برای وسایل گوناگون نگهدارنده است. خداوند کریم در(سوره بقره-آیه 2) برای بندگانش می فرماید:"ذالک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین" آن کتاب آسمانی هیچ شکی در هدایتش نیست فقط برای متقین.

آقای بی آزار شیرازی از همین دید تقوی را تا حدودی تفسیر کرده است. وخداوند متعال انسانهای متقی را در مرتبه ی عالی ایمان می داند و جایگاه متقیان مخصوص است "ان المتقین لفی علیین _ والعاقبة للمتقین". و بهشت جایگاه متقین است،برای آنها بلند مرتبه ترین مقامهاست. پس کسانیکه بخواهند اعمال و کردار خیرشان در قیامت دستشان را بگیرد و آنها را از عذاب الهی نگهداری کند تا در عالم آخرت غنی باشند،فقط باید تقوی پیشه کنند. پس باید در تمام اعمالمان از صبح تا شب و از شب تا صبح حرف قاف را داشته باشیم. تاآفات شیاطین و وسواسها اعمالمان را ضایع نکنند تا درقیامت سالم به دستمان برسد و از ترس وهول لرزه ها ولغزشها ما را حفظ کند.

اما چگونه است که عظمت این حرف بر همه ی حروف غلبه دارد؟ همانطورکه گفته شد در سوره مبارکه قاف 57 بار حرف(ق) تکرار شده است. عدد 57=19×3.  در اسرار این حرف شاید بس باشد که عدد ابجدش100 و جایگاه عددیش19 است همان معنایی که برای عدد19 گفته شدکه همان تجلی زیبای نام مبارک پروردگار عالم به اسم مبارک واحد است، و19 =جایگاه عددی نه، پس باطن 9روی 10 است.

در ضمن اینکه عدد ابجد کلمه قاف=181 که جمع ارقامش 10 می شود(10=1+8+1). جایگاه عددی کلمه قاف =37 برابر با عدد ابجد کلمه اول و جایگاه عددی نام مبارک امام حسن(ع) و جایگاه عددی کلام وکامل و در نهایت جایگاه عددی قفا است.(عدد37 قبلا کامل توضیح داده شده است).

نکته مهم: بینه نام مبارک حسین(ع)،حسن(ع) است.{حروف ،خود زبر هستند و در نوشتاری حروف که سه حرفی یا دو حرفی خوانده می شوند ؛حرف اول زبر می شود و حروف دیگر بینه. مثل: (حا)که دو حرفی است و (ح)زبراست در ترازوی معنی و الف بعداز(ح)بینه آن }. پس عدد ابجد(زبر) نام مبارک حسین(ع)128 است و بینه اش118 که برابر با عددابجد نام مبارک حسن(ع) است. { حسین : حا (ح=زبر ، ا=بینه) + سین (س=زبر ، ین=بینه) +یا (ی=زبر ، ا=بینه) + نون (ن=زبر ، ون=بینه) }

 مجموع زبر می شود: ح(8)+س(60)+ی(10)+ن(50)=128=عددابجدنام مبارک  امام حسین(ع)

مجموع بینه می شود: ا(1)+ین(60)+ا(1)+ون(56)=118=عدد ابجدنام مبارک امام حسن(ع) . چقدر زیباست ! این دو عزیز که حسنین (ع) هستند،چگونه در جایگاه و بینه ظاهر و باطن را به حسن(ع)افشا می کنند.

چنانچه سن مبارک امام حسن(ع)47 سال است و جایگاه عددی نام مبارک امام حسین(ع)=47 است و به روایات موثق از مقاتل سر مبارک امام حسین(ع)در قتلگاه از قفا یعنی پشت سر جدا شد.زیرا ایشان در حقیقت سجده قرار گرفتند که جان رسالت و وراثت همه ی انبیا و اولیاء آنجا به حقیقت در عالم زمینی صورت گرفت. عدد ابجد قفا=181 است و امام حسین(ع) به جایگاه عددی قفا=37 که برابر با جایگاه نام مبارک امام حسن(ع)است،رسالت شهادتش به پایان رسید و تمام ظلمات دنیا را در مجرای رضا به رضای خدا در قربانگاه به نور وعالم قرب؛عند ربهم یرزقون باز کرد و به حسن به مقصد الهی رسانید. "من جاء بالحسنة فله عشر امثالها" (سوره مبارکه انعام -آیه 160)اگر کسی عملش را (تا قبر) به حسن بیاورد پس به او ده مثل آن داده خواهد شد.

عدد ابجد نوزده=72که برابر با عدد ابجد سجده است و یکی از زیباترین صورت باطن همان هفتاد و دوتاست یعنی 14=2×7 و همان گنج الف به عددِ یک(اسم مبارک واحد) است.

همانطور که در سجده 7 موضع بدن واجب است به زمین بیاید و هردو سجده یک رکن است،پس می شود:14=2×7 .جمع ارقام72میشود9 و جایگاه عددی کلمه نه =19(=واحد)است.پس قله ی عالم سرّ وحدانیت پروردگار عالم ،عدد 9 می باشد و سقف اعداد عدد 9 است.

همانطورکه گنج حروف را به عدد28 حرف خواندیم خداوند کریم کلام نورانی خود یعنی قرآن مجید را که کلام الله است از 28 حرف تشکیل داده است. که 10=8+2می شود؛همان گنج 4روی 10 و تمام حقایق وجود مقدس چهارده معصوم(ع).

خوب دقت کنید ! خداوند متعال با حروف واعداد تمام اسرار خود را افشا فرمود و با اسماء و صفات خویش ،  ذات اقدس کنز وگنج خود را معرفی کرده است ؛آن خدایی که احد است.

این معارف از چندین باب راه فهم ودرک مارا به معانی عالم خلقت باز می کند. در حروف به ده رسیدیم چراکه چهارده حروف نورانی است یعنی چهار روی ده و 1+2+3+4=10 پس چهارده اعداد به عدد ده(10=9+1) جمع شده ،اعداد روح همان حروف نورانی هستند. پس تمام کمالات رسیدن به گنج حروف و اعداد است. کنز اللهی بالاترین مقامات اسراری است که خداوند متعال با آسان ترین راه بندگانش را (به حدّخودشان)آگاه می فرماید.( البته ایشان منت گذاشته است که آسان شود تا ما بندگانِ هیچ ،مقداری بفهمیم) و او را بشناسیم تا عابد وحامد او گردیم.

انسان کامل را به عدد 9 خلق فرمود که او را بلوغ تمام زیباییهای ذات اقدس خود قرار داد و فرمود او را به صورت رحمانیت خودم با اسماء و صفاتم خلق کردم و ظرف وجود انسان کامل را آینه و مرآت خود قرار دادم. عدد ابجد کلمه انسان با 5 حرف (که رمز هستی است)162 می باشد،عدد 62برابرعدد ابجد اسم مبارک حمید و اسم مبارک واجب الوجود است. و عدد 100=عدد ابجد حرف(ق) ، پس خداوند متعال انسان کامل را (ق)خلق فرمود تا ظرف حمد خود باشد و نگهدارنده ی مجرای رسیدن به واجب الوجود که خداوند متعال خودش واجب الوجود است. خداوند متعال، انسان کامل را ظهور گنج خود قرار داد تا بوسیله ی وجود مبارک آنها ،باب عبودیت دیگران را به درگاهش بگشایند.

مجموع ارقام 162(=انسان)برابر 9می شود(9=2+6+1)پس، انسان کامل بلوغ تمام کمالات است از طرف پروردگار عالم و او بر همه ی مخلوقات احاطه وجودی و ولایت در ظل ولایت مطلق پروردگار عالم دارد. این جانِ معنی از حقیقت عدد 9 است. اما در حقیقت درهر زمان در جایگاه عدد 9 یعنی 19 برابر جایگاه عددی حرف(ق) نگهدار و حامل و ظرف گیرنده وحی الهی و اسرار و حجت و ولایت کبرای او هستند وبدون آنها در هیچ زمانی زمین و آسمانها و هیچ مخلوقی نمی ماند. همانطورکه می دانید تمام اسماء  چهارده معصوم (ص) اسماء مقدسی هستند که پروردگارعالم خود از نامهای مبارکش بر این عزیزان قرار داد و اسماء اعظم هستند و همه اسرار حقند.

اما به فهم این حقیر تمام اسماء مبارک معصومین(ص) همه به صورت اعجاز عددی ،9 را به طور کامل نمایش می دهند. در جمع عددی 1تا 9 (45=9+8+...+2+1) برابر45 =عدد ابجد نام مبارک آدم(ع)می شود که از نظر جسمیت هم به عدد 9 خلق شد و ظرف تمام عوالم نه گانه قرار گرفت و جمع ارقام 45 هم 9 می شود(9=5+4). جالب است که عدد 4 و5 برابر حرف (د) و (ه) که می شود ده است. پس خداوند کریم آدم را چگونه از روی حکمت زیبا و کامل قرارداد که آقا خود گنج 9 در باطن ده است ؛یعنی 19 !. 19 در جایگاه عددی نُه قرار دارد. تمام انسانهای زمینی شدند ذریه های حضرت آدم(ع) که به عدد9 خلق شد و حوا(س)به بلوغ 9 ظهور پیدا کرد که حامل 9 ها شد.

نامهای مبارک معصومین(ص)ویژگی های خاص خود را دارند و چون همه ی این نامهای مبارک اسماءاعظم پروردگارعالم یعنی اسماء الله هستند همه در حروف وعدد صاحب کلّ ولایت عددی و حروفی هستند. بنابراین قداست کامل دارند. چنانچه هرکس بخواهد به نوشته این نامهای مبارک دست بزند باید با وضو(یا غسل)باشد. درواقع این آیه مبارکه در قرآن که "لایمسه الا المطهرون" (مسح نمی توان کرد الا تطهیر شدگان)شامل حال این بزرگواران نیز می شود. پس عددهای آن معنای خاص خود را دارند و شامل همان قداست نیز هستند. خوانندگان عزیز بسیار به این درس نظر کنید تا به معارف عددی آگاه گردید.

نام مبارک پیامبر گرامی(ص)و حضرت علی(ع)که هر دو عزیز، پدر امت هستند در جایگاه عددی و ضرب عدد ابجد اسم مبارکشان از 1تا9 در مصداق یکی است و در آخر به عدد 9 می رسد. اعداد اسامی مبارک دیگر معصومین هم هر کدام معارف باطنی را ظاهر می کند و در ضرب 1تا9در نهایت جمع آخرین به عدد9 می رسیم.

اما در نام مبارک حضرت مهدی(عج) درحالیکه جمع عددی در نهایت به عدد 9 می رسیم هنگامیکه عدد ابجد نام مبارکش مهدی(ع)را که برابر 59 است در 9 ضرب کنیم برابر531 می شود که برابر عدد ابجد کلمه تاسع یعنی نهمین می شود. در ضمن اینکه در جمع ارقامش باز هم 9 می شود(9=1+3+5).

ایشان نهمین فرزند امام حسین(ع)که خود صاحب 9 است،می باشد. وبلوغ خلافت تمام بزرگواران و رسالت و نبوت و ولایت همه پیامبران و اوصیائشان و ائمه معصومین(ص)را به نام مبارک صاحب لوای سیدالمرسلین حضرت محمد(ص)و به نام وصایت سید الاوصیاء ابالحسن امیرالمؤمنین(ع)،وصی الحسن (عج)به ظهور می نشاند و حکومت نور را که جداشده از تمام ظلمتهاست متجلی می سازد. پس عدد9 که تعریف آن به طورکامل گفته شد در این زمان در جایگاه نوزده خود عالم را نو،زده می کند. انشاءالله

نورٌ واحد

خوب دقت کنید !  گنج نورانی چهارده معصوم(ص) در عالم بالا به نام مقدس پنج تن (ص)ظهور داشتند{"انی کنت کنزا مخفیا و احببت وان اعرف" این است و جز این نیست که من گنجی مخفی بودم ودوست داشتم خودم را بشناسانم. این منت شناسایی گنج ظهور اسماء14 معصوم(ص)است که همه مخلوق از آن عزیزان خلق شدند}. ودر عالم سرّی تر به نام یک حقیقت ظهور داشته اند ؛سرّ حقیقت محمدی(ص)که همه نورٌ واحدهستند.

عدد ابجد نورٌ واحد=275که در جمع ارقامش 14 می شود(14=5+7+2) و جایگاه عددی آن 59 می شود که برابر با نام مبارک مهدی(ع)که ظهور نورانیش جمع کننده چهارده معصوم(ص) است(نورٌ واحد هستند) .

بنابر مطالب گفته شده ،چکیده ای بیان می شود تا خوب مشخص شود:

- خداوند فرمود:"قل هو الله احد"                                    احد=13=م=40

   - طبق آیه1سوره نساء:خلقت همه مخلوق از واحد است              واحد=19=نه

 

ظهور اسماء ازگنج احدیت در عالم واحدیت به اسماء

مقدس الله ،سبحان و تبارک.)                                                        

-         ظهور گنج اعداد و حروف در عالم عرشی                       

          (10=4+3+2+1)=4روی10=14معصوم(ص)

-         عالم کرسی (100=40+30+20+10)___ 100=ق=19 (9+1=10=ی)                     

-         عالم بیت المعمور(1000=400+300+200+100)___1000=غ=28  

در اینجا کل کثرات حروف واعداد به ظهور هستند.(8+2=10=ی)                                          

و به نام مبارک غنی تجلی دارند که تمام گنج عشرو حقیقت 4روی 10

ظاهر شده اند.

-         خانه خدا.  ظهور ولایت و محل تولد حضرت علی(ع)

-         انا لله و(=6)انا الیه راجعون__ زمین کشیده شد(دحو الارض)"والارض و ما دحیها" واو=13 (4=3+1)که 4همان 14 و40 بالا می شود.

-         باطن هر سه عالم (عرشی،کرسی،بیت المعمور) حرف (ی)=10 است(کنزالله)که جمع ارقامش یک می شود(1=0+1)و عدد یک،همان اول توحید یعنی وحدت وجود است که هم اول است وهم آخر.

عدد ابجد اول=37 که (10=7+3) و عدد ابجد آخر=801 که (9=1+0+8) می شود پس اول وآخر می رسد به 9روی 10 یعنی 19 که (10=9+1)می شود و در نهایت جمع ارقام 10 هم یک می شود(1=0+1)که برابر الف است ؛همان گنج تمام اسرار و الف=111=نسا و آن وجود مبارک خانم فاطمه(س) است. {قله=135=فاطمه (9=5+3+1)}پس عالم در بلوغ 9 خلق شده و در حمل 9 قرار دارد که خانم(س) حملها الانسان است و اوست که حامل عدد 10 است(زمانیکه حامل وجود امام حسین(ع) بود) ،او کنزالله است و حامل گنجیست که محسن(ع)است.

سوره مبارکه کوثر(که متعلق به خانم فاطمه(س) است)از نظر ترتیب نوشتاری قرآن کریم سوره 108 (که9=8+0+1)و درترتیب نزول سوره15 است.  مضارب 1تا9 نام مبارک حضرت محمد(ص)

2

4

6

8

1

3

5

7

9

مجموع

45

9=5+4

 

۲+۹=۱۱

13=4+8+1

15=6+7+2

17=8+6+3

10=0+6+4

12=2+5+5

14=4+4+6

16=6+3+7

18=8+2+8

مجموع

126

9=6+2+1

۹۲

184

276

368

460

552

644

736

828

مجموع

4140

9=0+4+1+4

۱×۹۲

2×92

3×92

4×92

5×92

6×92

7×92

8×92

9×92

مجموع

828

9=8+1=18

 

مضارب 1تا9 نام مبارک امام علی(ع)

2

4

6

8

1

3

5

7

9

مجموع

45

9=5+4

0+1+1

0+2+2

0+3+3

0+4+4

10=0+5+5

12=0+6+6

14=0+7+7

16=0+8+8

18=0+9+9

مجموع

90

9=0+9

110

220

330

440

550

660

770

880

990

مجموع

4140

9=0+4+1+4

1×110

2×110

3×110

4×110

5×110

6×110

7×110

8×110

9×110

مجموع

990

9=8+1=18

اما استثنا در تمامی اسامی مبارک،نام مبارک خانم فاطمه(س)و سن مبارکش است که فقط عدد ابجد فاطمه (س)=135و جمع ارقامش =9 می شود (9=5+3+1) و هم در ضرب 1تا9 ،درجمع همه ی قسمتهای نه گانه اش 9 می شودو در جمع کامل عددی هم 9 می شود.پس تمام ظاهر وباطن عدد9 است.

9

9

9

9

9

9

9

9

9

مجموع

81

9=1+8

 

5+3+1

0+7+2

5+0+4

0+4+5

18=5+7+6

0+1+8

18=4+5+9

0+8+0+1

5+1+2+1

مجموع

81

9=1+8

135

270

405

540

675

810

954

1080

1215

مجموع

6075

9=8+1=18

1×135

2×135

3×135

4×135

5×135

6×135

7×135

8×135

9×135

مجموع

1215

9=5+1+2+1

پس حاصل ضرب وحاصل جمع چه عمودی و چه افقی بر9قابل تقسیم است.

همینطور این قانون شامل سن مبارک خانم فاطمه(س)نیز میشود که در مجموع چه افقی وچه عمودی به 9 می رسیم.

9

9

9

9

9

9

9

9

9

مجموع

81

9=1+8

8+1

6+3

4+5

2+7

0+9

8+0+1

6+2+1

4+4+1

2+6+1

مجموع

81

9=1+8

18

36

54

72

90

108

126

144

162

مجموع

810

9=0+1+8

               

1× 18

2×18

3×18

4×18

5×18

6×18

7×18

8×18

9×18

مجموع

162

9=2+6+1

 

صدیقه ی طاهره فاطمه زهرا(س) آن ظرف وجودی بالغ وکاملی است که از طرف خداوند عزّوجل قبل از اینکه ایشان را خلق کند(البته وجود نورانی سرّایشان را)او را امتحان نمود وفرمود:ایشان را صابره یافتم که در زیارت خانم می خوانیم" یا ممتحنة امتحنک الله الذی خلقک قبل ان یخلقک فوجدک لما امتحنک صابرة ..."  امتحنک یعنی چه؟! ایشان وجودی است که ام الائمه است،ام الصدیقین و الشهدا، ام الصالحین، ام النجبا،ام الانبیا و المرسلین و در آخر پیامبراکرم(ص)می فرماید:زهرا(س) ام ابیهاست.(بابی و امی ونفسی ومالی الی یوم القیامت).

عزیزان بامطالعه بادقت کتابهای گنج الالف ، گنج عشر،عرفان آب و راز حجاب به خوبی در خواهید یافت (باوُسع ضعیف و بضاعت فهم این حقیر)او بلوغ رساننده ی کل عالم وجود و واسطه فیض عالم سرّالاسرار،قله ی بلوغ وکمال انسانی عالمیان است. که او صدیقه ی کبری و صاحب شفاعت کبری و حقیقت کوثر وجود و بضاعت الف الوجود و سرّ النهایه صل الله علیهم اجمعین است.

سن مبارک ایشان که دو بلوغ کامل رادارد؛ در خانه رسالت به 9 سال و در خانه ولایت به9 سال که رویهم 18 سال طی منازل مغرب وجودی آن خانم(س) است. چنانچه ظرف وجود مبارکش افول مغرب انوار خورشید رسالت و ولایت می باشد. سن مبارک خانم(س) اسرار منازل دنیا وطول معنوی صراط آخرت است. واین عدد هم مثل نام مبارکشان در ضرب1تا9 همانطور در جواب9 می شود و در جمع آخر اعدادش هم به 9 می رسد. و اعدادش بر9 قابل قسمت است زیرا همه ی انسانها در حمل کسی هستند که حملها الانسان است.

پس ای متفکران خوب فکر کنید!تا به ذره ای از دریای معارف اعجاز انگیز صدیقه ی طاهره فاطمه زهرا(س)؛سیده نساء العالمین و به شناخت حقیقی برسید.

 



:: موضوعات مرتبط: عرفان سجده (بخش 1و2و3)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : دوشنبه هفدهم مهر 1391
زمان : 22:26