عرفان ابجدی در خصوص ولایت چهارده معصوم (س)

اوقات نماز (نسخه اصلاح شده)


حقایقی از باطن و اوقات نمازهای پنجگانه

اوقات نمازحقیقتی است از جایگاه و ذیقعد ، تنها عبادتی که باعث عروج انسان ازعالم سفل به عالم اعلا یعنی قرب الی الله می‌شود(فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر) و ستون دین است. و به کلام مبارک ربّ العالمین در سوره‌ی مبارکه عنکبوت آیه‌ 45 که می‌فرماید : ...إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر ولذکرالله أکبر... ،  نماز باید انسان را از اعمال زشت و منکر جدا کند و آن نماز، بزرگترین یاد خداست.

نماز ، خود یک وجود نورانی است و حقیقت آن ، انسان کامل یعنی وجودهای مقدس 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است.

سوره‌ی مبارکه نساء آیه103: فاذا قضیتم الصلوة فاذکروا اللهَ قیاماً وقعوداً وعلی جنوبکم فاذااطمأننتم فاقیمواالصلوة انَّ الصلوة کانت علی المؤمنینَ کتاباً موقوتا.   و چون نماز را پایان بردید ، خدارا(در همه حال)ایستاده و خوابیده یاد کنید و همین که ایمن شدید، نمازرا (تمام) بخوانید؛چراکه نماز بر مؤمنان فریضه‌ای زمان‌دار (وقت معلوم) است.

وقت یعنی زمانِ وقوف آن عمل، و زمان در موقفش ثابت و ماندگارمی‌شود و چون زمان شامل ثانیه‌ها و دقایق و ساعات و خلاصه شبانه روز، هفته ، ماه و سال می‌شود پس درجایگاه حقیقی نقطه‌ی گردش دایره زندگی است و اما تعیّن زوایای زندگی و انتخاب چگونه درگردش درآمدن با اختیار خود ما از نظر ظاهر است و از حقیقت نگاه باطن تعیّن اوقات نماز است  که هرکدام از نمازها محوریت آن زمان را صاحب می‌شود و تمام امورات انسان باید تنظیمش بر اساس زمان و وقت این فریضه‌ی واجب باشد تا در واقع اصل، قربانِ فرعیات نشود. دیگر اینکه عمل در راه رضای حق تعالی و به مقصد قرب الی الله انجام می‌شود، بنابراین همه‌ی اعمال روز مره‌ی ما در حول این محوریت در مسیر رضای خداوند کریم در چرخش است. پس نماز، مجرای عروج بنده به عالم قرب الی الله است و وصل کننده‌ی بنده به مولای خود می‌باشد.

حدیث زیبایی درباره اوقات نماز نقل شده است که می‌فرماید پروردگار مهربان ملکی بنام سخاییل یا سرفاییل را مأمور کرده است که بعد از هر نماز به بندگانش، براتی ازآتش جهنم با اسماء مبارکش عنایت  کند:

1- نماز ظهر:اسم مبارکش اناالله القادر. 2-نماز عصر: اسم مبارکش اناالله الجلیل.

3-نماز مغرب:اسم مبارکش اناالله الجبار. 4-نماز عشا : اسم مبارکش اناالله.

5-نماز صبح:  اسم مبارکش اناالله الباقی.

چقدر زیبا و جالب توجه است که در باطن علم اعداد و گنج حروف در حقیقت اسمائیِ اوقات نماز ، هر نام مبارک مفتاح آن نماز و حتی باعث ثبوت آن نماز است و صورت واقعی آن‌ را که ائمه معصومین(ص) هستند ظهور می‌دهد که هرکدام را در جایگاهش توضیح می‌دهم.  

حقیقت نماز ظهر:

 در کتاب اسرار معراجِ آقای عماد زاده آمده‌است: اولین نمازی که شکل ظاهرش بپا شد و اذان و اقامه برایش خوانده شد نماز ظهر بود.امام صادق(ع) در روایتی از پیامبر(ص) فرمودند: (در معراج) در آسمان چهارم محلی از نور دیدم و همهمه‌ای به گوشم رسید که می‌گفت: حی علی الصلوة، حی علی الصلوة، حی علی الفلاح، حی علی خیرالعمل، جبرائیل گفت: قد قامت الصلوة. ملائکه گفتند این نماز قائم است به جهت امّت تو تا روز قیامت ادامه دارد. حضرت رسول(ص) به امامت نماز ایستادند و ارواح پیامبران در پشت ایشان اقامه نماز جماعت کردند.

حضرت رسول(ص) خود، حقیقت ظهر هستند. زیرا ایشان ظهر وجودند ، کسی هستند که کلّ نورند و نور تام و تمام. آقای شیخ عباس قمیرحمه الله در کتاب منتهی الامال  می‌فرماید: 17 نسل قبل از تولد حضرت محمد(ص) آن‌ها حامل نور نبوت شدند که همه در اصلاب شامخه و ارحام مطهره به اذن الله جای گرفتند. تا وقتی رسید به پدر بزرگوار حضرت ، عبدالله(ع) که چنان نور جبین ایشان زیاد بود که شب‌ها چراغ لازم نبود، دشمنان زیادی می‌خواستند ایشان را از بین ببرند. اما به اراده پروردگار عالم، ایشان حفظ شد تا وجود مطهر و مقدس و والاگهر حبیب الله اعظم خود با نور کاملش به این دنیا متولد شدند. اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد.

ایشان با مهر نبوت در بازوی راست و معجزات زیاد پا به عرصه زندگی دنیا گذاشتند. با قدوم مبارکشان ظلمات ، رخت بربستند و نور همه جا را فرا گرفت. خانم آمنه(س) می‌فرماید: در هنگام تولد ایشان عمودی از نور را دیدم که از آن مشرق تا مغرب عالم پدیدار شد . و هنگامی‌که نور به زمین رسید بت‌های خانه کعبه همه سرنگون شدند ، تمام پادشاهان ظالم تختشان واژگون شده و سه روز لال شدند، شیطان که تا آسمان چهارم می‌توانست بالا برود و استراق سمع کند و در زمین مردم را اغوا کند با قدم مبارک رسول اکرم(ص) از آسمان منع عبور شد، آتشکده آذرگشسب که هزار سال روشن نگه داشته بودند خاموش شد و چهارده کنگره طاق کسری فرو ریخت و خیلی معجزات دیگر که همه نشان دهنده‌ی این است که ایشان ، ظهر وجود است چون نور آمد، ظلمات رفت.

درخبر دیگر، آسمان چهارم را مرکز فرماندهی فرشتگان می‌دانند و شاید به عقیده قدما که می‌گفتند فلک چهارم ، آفتاب است و آفتاب ، مرکز فرماندهی منظومه شمسی است منطبق باشد. خلاصه این نشانه‌های ظهور خورشید در وسط آسمان رسالت است. همان‌طور که وقتی ظهر می‌شود، خورشید در وسط آسمان می‌آید و روی خورشید کاملاً به زمین می‌افتد و تمام زمین روبروی خود را روشن می‌کند و تاریکی‌ها کاملاً می‌رود حتی اجسام سایه‌های خود را از دست می‌دهند، سایه در زیر جسم می‌رود و گفته می‌شود سایه در زیر خانه خدا کاملاً از بین می‌رود،چون خانه خدا مظهر ظهور وقت نماز است. در این ساعت که کاملاً سایه برداشته می‌شود، ظهر است و برای عصر شاخص، رکن ستون خانه خدا است که وقتی سایه اندازه خودش روی زمین می‌افتد، وقت نماز عصر است.درحقیقت سایه، ساجد به حقیقت ظهر وجود است یا به قولی نفسِ ظهر است.

سوره‌ی مبارکه نحل آیات 48و49 می‌فرماید: اَولم یروا الی ما خلق اللهُ من شیءٍ یتفیّؤا ظلالهُ عن الیمینِ والشّمائلِ سجّداًللهِ وهم داخرون (48)–آیاچیزهایی را که خداوند آفریده ندیدید(اشاره به ظهر وجود)که چگونه سایه‌هایشان از راست وچپ می‌گردد(اشاره به طواف کردن) و فروتنانه برای خدا سجده می‌آورند و تخلف نمی‌کنند.

وللهِ یسجُدُ ما فی السّمواتِ وما فی الارض من دابّة والملائکة وهم لا یستکبرونُ (49) -(نه تنها سایه‌ها بلکه)هر چه درآسمان‌ها و هر چه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است ، همه خدا را سجده می‌کنند و تکبر نمی‌ورزند.

اسرارعددی کلمه ظهر درمعانی ابجدی

1-عدد ابجد کلمه‌ی ظهر برابر 1105  می‌باشد که جمع ارقامش7 می‌شود (7=5+0+1+1) وجود مبارک حضرت ختمی مرتبتصلوات الله علیهم اجمعین خود ، سبع مثانی یعنی 7 تا 2 تا است {در کتاب نورٌواحد(ص) توضیح داده شده است}. در حدیث معتبر از وجود مقدسش آمده که فرمودند:کلّ محتوای قرآن در سوره مبارکه حمد است. و در کلام نورانیش درحدیث دیگر می‌فرماید من صاحب لوای حمد هستم . همان‌طور که می‌دانید نام مبارک آسمانیش احمد(ص) و نام زیبای زمینیش محمّد(ص) می‌باشد که ریشه‌ی حرفی هر دو نام مبارک، حمد می‌باشد. هر حمد 7 آیه دارد پس آقا وجود مبارکش 2تا 7تا است .عدد ابجد کلمه‌ی حمد 52 می‌باشد که درجمع ارقامش به 7 می‌رسیم (7=2+5) پس در این قسمت هم، آقا سبع مثانی می‌باشد .

2- جایگاه عددی کلمه‌ی ظهر در الفبا می‌شود 52 ، برابر با عدد ابجد کلمه "حمد"، پس ظهر در جایگاه حمد تجلی می‌کند و اگر 5 را با عدد 2 جمع کنیم 7 می‌شود. در این‌جا در عدد ابجد ظهر(7=5+0+1+1) و جایگاه عددی ظهر(7=2+5)، 2تا 7 تا می‌شود و این حقیقت سبع مثانی یعنی 2تا7تا برابر 14تا است و همان‌گونه که متذکر شدم وجود مقدس حضرت محمد(ص) ، سبع مثانی خوانده می‌شود و در حقیقت گنج عالم سِرّ ظهورمی‌کند. و به وجود مولا و سرورمان آقا امام زمان(ص)؛ معصوم14 ، جامع جمع اسرار در این عالم اسفل ، به نور کامل ظهرِ وجودش ظهور می‌نماید (به نور تام و ظهورکامل).

نکته:هرسال شمسی 52 هفته دارد . عدد هفته 7 روز است و در جمع ارقام 52 هم به 7 رسیدیم. پس ما هر لحظه در ظهر وجود و در حمد الهی از ظاهر و باطن غرق هستیم .

و همان‌طور که هفت آسمان بالای سرمان و هفت طبقه زمین زیر پایمان است، ما در ولایت 14 معصوم (ص) غرق هستیم. الحمدلله رب العالمین.

همان‌طورکه ذکر شد ، جایگاه عددی کلمه‌ی ظهر برابر 52 می‌باشد(52 برابرعدد ابجد کلمه حمد است که 7=5+2 و7 ، عدد هفته می‌باشد).خداوند کریم،رسول گرامیش را رحمة للعالمین قرارداد و ایشان تاج افتخار ما هستند زیرا ما انشاءالله در زمره‌ی امّتشان هستیم و این عزیز، امام الرحمة می‌باشد . پس خوشا به حال هرکس که از انوار متشعشع غیبی بهترین استفاده را کند.

خداوند کریم به مؤمنی که به حقیقت نماز ظهر برسد برائتی از آتش جهنم با نام نورانیش؛ اناالله القادر عنایت می‌فرماید.

خداوند منّان خود را ، کلّ قدرت معرفی می‌فرماید ، پس هرکس ظرف وجودش هر قدر آماده‌تر و هرقدر وسیع‌تر و هرقدر تنزیه‌تر باشد ، قابلیت جذب و افول نور ظهر را در او بیشتر عنایت می فرماید .اللهم ارزقنی   

کتاب قرآن هم کلِّ نور هدایت است و کلِّ احتیاجات و کلِّ احکام را برای پیروانش روشن می‌کند و برای مردم در همه زمان‌ها ظلمات جهل و گناه و اشتباهات را در دنیا و آخرت تبیین می‌فرماید و هیچ عذری را باقی نمی‌گذارد.

پس وظیفه است که همه از آن بهره برداری کنیم. همان‌طور که سران هر مملکتی نیروگاه درست می‌کنند و از آن‌ها با سیم کشی منازل را روشن می‌کنند و وسائل برقی را به کار می‌اندازند و هر نوع احتیاج الکترونیکی را بر طرف می‌کنند ، پس باید علمای دین و سران قدرتمند هر مملکتی و حتی والدین هر خانواده‌ای ، وسایل ارتباطی و حتی سیم‌های وصل کلّ نور را در قلوب تک تک بنده‌گان خدا و اهل خانه وصل کنند تا این سیم ها، توضیح صحیح احکام و رساندن نور ظهر وجود یعنی رسالت و ولایت و شناخت امام زمان (عج) و کتاب نور و هدایت را به تمام قلوب انسان‌ها برساند. و هر کس درباره خودش و خانواده و اطرافیانش به حدّ وسع مسئول است، شاید برای همین است که امر به معروف و نهی از منکر به تمام مسلمین واجب است و یکی از فروع دین ماست و معانی آیات محکمات قرآن است.

هنگامی‌که خورشید در وسط آسمان نورش را به زمین پهن می‌کند، آفتاب گرمای خود را به بیشترین حرارت در این ساعات به موجودات ظاهر می‌کند. و این گرما همان‌طور که یخ‌ها را آب می‌کند(اشاره به نرم شدن دل‌های سخت) باعث رسیده شدن میوه‌ها و سبز شدن گیاهان و انرژی گرفتن تمام سلول‌هاست پس روزی و رزق در وجود هر کس جاری می‌شود و برای همین در روز ، پیدا کردن معاش بیشتر است و همین‌طور که ظهر همه نهار می‌خورند، این عمل خوردن شاید اهمیتی نداشته باشد چون عادت شده است اما واقعیت این است که رزق‌ها به صورت‌های مختلف در کلّ دنیا به صورت نهرها (انهار)، در ظاهر و باطن و در وجود و زندگی تک تک ما جاری می‌شود و هر کس به فراخور رزقش روزی می‌خورد و آن‌گاه در وجود ما جریان اعمال و قوای مختلف جاری می‌شود و آثارش در زندگی روزمره و حتی به عمل‌ها و عکس العمل‌ها و زایش‌ها و تولیدها و خلاصه رسیدن به کمالات علمی و عملی و آسایش پیدا کردن روح و جسم و به تعالی معنوی و اخلاقی رسیدن می‌باشد.

حال هر کس در عمر کوتاه خود در این دنیا زرنگ‌تر و داناتر باشد بهتر می‌تواند هم روزی ظاهری و هم روزی باطنی را بگیرد و به نتیجه‌ی واقعی‌اش برساند(این روزی کامل میسر نمی‌شود مگر از مجرای حقیقتِ نماز واقعی).

اما عده‌ای هستند که روزی را می‌گیرند مثل جوانی، زیبایی، خانواده، مال، قوا. اما از همه این نعمات استفاده غلط می‌کنند و در جریان اعمال غلط ، خویش را آلوده می‌کنند. این‌ها در آخرت خود را در فاضلاب غرق می‌بینند که دیگر فایده ندارد. مگر این‌که از فضل خدای خوب و مهربان استفاده کنند و از روزی پر فیض توبه در دنیا ، خود را تطهیر کنند که حیاتشان طیب شود و به زندگی سالم در دنیا و آخرت برسند.

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید:"مراقب افکار خود باشید که گفتارتان می‌شوند، مراقب گفتارخود باشید که رفتارتان می‌شوند، مراقب رفتارهای خود باشید چون عاداتتان می‌شوند، مراقب عادات خود باشید زیرا شخصیت شما می‌شود و در آخر مراقب شخصیّت خود باشید که سرنوشت شما می‌شود".

من این‌طور برداشت می‌کنم: شما اگر در یک کلاس درس علمی سالم رفتید آنچه می‌آموزید برای شما، روشن شدن چیزهایی است که قبلاً نمی‌دانستید (ظهر می‌شود) پس از آنجا که برمی‌خیزد (عصر شروع می‌شود) ‌یعنی عمل به آنچه که روشن شده یعنی عمل به ظهرِ جریانِ آن علوم ، بر شما وظیفه می‌شود.

چون عمل خالص شد، بسترهای زایش برای نمایش حقیقتِ نور هدایت در عمر کوتاه خود می‌شود تا بتوانیم باقیات و صالحات برای خود بجا بگذاریم تا جریان نهرهای ما در وجود دیگران و هدایت رزقاً حسناً شود. و خلاصه "جنات تجری من تحتها الانهار" دانه‌ها را کاشتیم و رفتیم با جریان نهرهای آثار عمل‌مان سبز می‌شوند و درختان بهشتی می‌شوند و به فضل الهی همیشه سرسبز می‌مانند.

نماز ظهر چهار رکعت است و در قرآن کریم آیه 15 سوره مبارکه محمد(ص)آمده‌است که در بهشت چهار نهر است: 1- نهر عسل مصفا 2- نهر شیر 3- نهر آبی که هرگز فاسد نمی شود 4- نهر خمر(مِی)شراب( مثل الجنة التی وعد المتقون فیها انهارمن ماء غیرءاسن وانهارمن لبن لم یتغیرطعمه وانهارمن خمرلذّة للشاربین وانهارمن عسل مصفی... )

در نماز ظهر بر مرد و زن واجب است که سوره‌های مبارکه حمد و توحید را آرام بخوانند. شاید یکی از اسرار این است که این‌قدر نور واضح و آشکار است که احتیاج به بلند خواندن نیست. بنابراین با هر جذبی از نور در هر امری و هر علمی از علوم ظاهری و باطنی و هر فرایندی و هر اصولی و رشدی، ظهری برای انسان اتفاق می‌افتد. پس این امر ظهور، در زندگی و فهمیدن و تعقل کردن و به عمل رساندن آنچه جذب کرده را در تمام امور بازیافت می‌کند. و این طور سرمایه عمر، به کار می‌افتد و از پلکان ترقی دنیایی و آخرتی بالا می‌رود و مجاهدت در راه به هدف رسیدن را امکان پذیر می‌نماید، که انسان خلیفة الله است. (پس ما تمام عمر، در حقیقت ظهر هستیم.)

پیغمبر ﷺ امام الرحمه، و مجرای رسیدن کلّ نور هدایت به تمام جهانیان است و ظرفی که قابلیت دارد کلّ این نور را بدون ذره‌ای ضایع شدن در خود جمع کند و به صورت عملِ بدون نقص، بدون ظلمت و یک چراغ فروزان بر سر راه همه(همه‌ی راه گم کردگان) قراردهد، وجود با لیاقت و ظرف کلّ و امام حقیقت و امام طریقت و امام شریعت، علی بن ابیطالب(ع) است که به بهترین نحو و عالی‌ترین نوع جذب، کلّ نور را جذب کرد، مثل کره ماه که نور خود را از نور خورشید می‌گیرد، اما به حکمت پروردگار عالم هر شب قسمتی از نور خود را جلوه می‌دهد تا در روز چهاردهم که کلّ ظهور را جلوه می‌دهد.

با این تمثیل علی(ع) و فرزندانش صلوات الله علیهم اجمعین در هر زمان به احتیاجات مردم و به حکمت پروردگار عالم ، قسمتی از نور خود را در ظرف زمان خویش جلوه دادند تا روزی که معصوم چهاردهم امام زمان(عج) تشریف فرما شوند و ایشان با هم‌نام بودنشان با جدّ بزرگوارشان که ظهر وجود هستند ظهور کامل را جلوه می‌دهند(م.ح.م.د). آن‌روز که امیدوارم خیلی نزدیک باشد ظلم و جورها ریشه کن می‌شود، بهشت به وعده الهی در زمین ، به دست ایشان برقرار می‌شود و مستضعفین فی الارض که همیشه از حقوق خود محروم بودند به ارث خود (حق خود) می‌رسند.

پررودگار کریم روزی‌که حضرت آدم(ع) و حضرت حوا(س) را در غالب جسمانی خلق کرد آن‌ها را در بهشت قرار داد. آن‌روز به حکمت ربّ العالمین، نزول اجلال به سرزمین (ارض) خانه‌ی خدا کردند (جان بهشت و نقطه رضای خدا) زیرا که خلیفه‌های خدا در زمین بودند و آن‌گاه شیطان و وسواس‌ها و خناس‌ها، اسباب برای امتحان بندگان خدا شدندکه خالص از ناخالص جدا شود. و خالص‌ها به هدایت و وعده موعود می‎رسند پس باید متوجه شویم که با چهار رکعت نماز ظهر باید به چه حقیقتی برسیم تا نمازمان بهای بهشت ما شود؟!

پس عمل به حقایق دریافت شده‌ی ظهر، وظیفه عصر را روشن می کند. اولاً باید شیعه چهارده معصوم(ص) باشیم. دوماً پای خود را در جای پای امام خویش بگذاریم و نه از ایشان عقب بیفتیم (که راه را گم کنیم) و نه از ایشان جلوتر برویم (یعنی افراط و تفریط نشود)، شیعیان باید میانه رو باشند.

حروف کلمه ظهر از نظر دسته بندی حروف و طبایع و ملکوت:

حرف ظ : ملکش تورائیل، از دسته حروف مائیه(آبی) و طبیعتش بادی مغربی است.

حرف ه :  ملکش دورائیل ،از دسته حروف ناریه(نورانی) و طبیعتش آتشی مشرقی است.

حرف ر :  ملکش امواکیل ،از دسته حروف ترابیه(خاکی) و طبیعتش آبی شمالی است.

حقیقت نماز عصر

امیرالمؤمنین؛ امام المتقین؛ مولی الموحدین علی(ع) که در وجود نازنینش کلّ عالم اضداد جمع است و او امام همه انسان‌ها با تمام خصوصیّات اقلیمی و زمانی است. او امام مبین ، ناطق قرآن است. امیرالمؤمنین علی(ع)،حقیقت نماز عصر هستند. و در واقع ولی العصر و الزمان ، در هر زمان امام حاضرِ آن زمان است. امام زمان بدین معنی است که زمان پشت امام معصوم(ص) قرار می‌گیرد و روزیِ رزق خود را از ایشان دریافت می‌کند ، بنابراین تمام موجودات زمینی و آسمانی که در دنیا خلق شده‌اند چه درمُلک و چه درملکوت، همه در زمان ، غرق هستند و همه مرزوق امامِ صاحب الزمان می‌باشند و در باطن ، حقیقت نماز هم امام معصوم(ص) می‌باشد.

خوب است بدانید عدد ابجد اسم مبارک امام زمان(ص)، برابر اسم نماز است و حتی همان حروف آن است:(ز-م- ا-ن)=(ن-م-ا-ز)

نماز=98 و17 =8+9 و  8=7+1 (حقیقت مجرای رضای خداوند تبارک و تعالی)           

زمان=98 و17=8+9 (حقیقت 17 رکعت نماز)    و      8 =7+1

و در جایگاه عددی در حروف الفبا هم با هم مساوی هستند.

نماز = 35 و (8=5+3)                 زمان = 35 و (8=5+3)

در جمع ارقام عدد ابجد اسم زمان و نماز، عدد 17 و در جمع آن عدد 8 ،حقایق را نشان می‌دهد که 17 رکعت نماز و فقط برای رضای خدای تعالی، قربتاً الی الله است.

کلّ نمازهای واجب(17رکعت) و نافله(34 رکعت)، برابر 51 رکعت می‌شود یعنی3 برابر 17. در اصل 17 رکعت نماز واجب است که در هر رکعت 2 سجده انجام می‌شود یعنی 34 بار سجده واجب انجام می‌شود. پس تعداد رکعات نمازهای نافله به اندازه سجده‌های نمازهای واجب می‌باشد یعنی 34 رکعت. اگر سجده‌های نوافل را حساب کنید می‌شود 68 بار سجده و جمع سجده‌های نمازهای واجب و نافله می‌شود102 (102=34+68) که برابر است با اسم اعلای پروردگار عالم(اعلا=102).

همان‌طور که در معنی ذکر سجده گفته شد رسیدن به درجه اعلای بندگی و درجه خلیفه الهی و عبودیت خالصانه و خلاصه در صورت و سیرت و رسیدن به حقیقت انسانی، رمزش اطاعت محض ربّی الاعلی می‌باشد. حقیقت سجده واقعی به طور کامل، وجود مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد . کسانی‌که در انتظار وجود مقدسش هستند باید دائماً سعی کنند که در اطاعت خالصانه‌ی خداوند کریم یعنی(سجده واقعی) باشند، تا خود را به مولایشان نزدیک کنند. اللهم الرزقنی

پس امام معصوم(ص) ، گیرنده‌ی کلّ نور است (کلّ قدر). در واقع ذرّه‌ای از نور ظهر وجود را ضایع نمی‌کند و کاملاً همه را جذب می‌نماید. ما که ظرف وجودمان کوچک است به تدریج از نطق کلام الله و فعل صحیح عمل ایشان،که امام و رهبر ما هستند و تمام نور باطن قرآن را جذب کرده‌اند استفاده کرده و انشاءالله به عمل قبول در شعاع صدق و شیعه بودن به امام معصوم(ص) به هدف غاییِ کمال بندگی مولا در تمام مسیر دنیا و آخرت و به درجه‌ی خلیفة الهی برسیم و از منکرات جدا و در اوامر الهی به عمل مقبول مزیّن شویم . که این ، عصرِ وجود ما می‌شود.

پیرو حدیث نورانی که در قسمت بالا ذکر شد ، خداوند سبحان به مؤمنی که به حقیقت نماز عصر برسد، برائت از آتش جهنم را به نام زیبای خود انا الله الجلیل می‌دهد.

اسرارعددی کلمه عصر در معانی ابجدی

عدد ابجد کلمه "عصر" برابر360می‌باشد.این عدد برابر کلّ زوایای یک دایره است. یعنی تمام عمر ما یک دایره است که باطنش را باید به عصر(یعنی عمل به ظهرِوجود)مزیّن کنیم. عدد 360 برابرعدد ابجد کلمه "شین" است و صفت حرف شین، تفشی یعنی افشا کردن است.پس عمل صادقانه به حقایقِ آشکار شده‌ی ظهر، باید به صورت عمل به احکام واجب در زندگی روز مرّه انسان و در کارها و رفتارش و درتمام ساعاتی که در جامعه ظاهر می‌شود و در امورات شخصی و عبادات و باطناً ولایت امام عصرعجل الله تعالی فرجه درتمام موارد افشا شود یعنی ما هرگز نباید از مؤلفه‌ی خودمان یعنی امام زمانمان جدا شویم.  آن‌گاه است که نماز عصر درجایگاهش برای ما به فضل خداوند کریم به اسم نورانیش مزیّن می‌شود.

یکی دیگر از معنای عددی کلمه عصر این است : عدد 360 دو قسمت می‌شود عدد60+300=360 زیرا حرف ش برابر300 است و همان‌طور که نوشته شد افشا کننده است، وقتی این حرف(ش) را سه حرفی می‌خوانیم : "شین" عدد ابجد شین=360 می‌شود. عدد 60 ، برابر حرف  "س" است. در کتاب عرفان حروفی کلمه‌ی انسان نوشته‌ام که سین قلب قرآن است و خداوند کریم به قلب عالم؛ پیامبر اکرم(ص)خطاب می‌فرماید: یا سین(یس). و کلمه‌ی انسان هم شرافتش به این حرف نورانی  "س" (انسان) است.

بنابراین عدد360 یعنی 300 افشا کننده‌ی سین (یعنی خلوص قلبی) هرشخص می‌باشد. و اطاعت خالصانه‌‌ ، حقیقت رسیدن به عصر و شیعه و پیرو واقعی شدن به امام عصر(ص) است. و تمام امتحان سخت بندگی در باطن عصر می‌‌باشد{همان دهه‌ی طُهر یعنی اتممناهابعشر که برای همه‌ی پیامبران و همه‌ی اوصیاء آن‌ها و همه‌ی بندگان خدا می‌باشد؛ کلّ یوم عاشورا(دَه‌ها) و کلّ ارض کربلا}.

معنای جالب دیگری از عصر(سوره مبارکه نباء آیه 14) و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا. معصرات از کلمه عصر است به معنی ابرهایی فشرده . در معانی درس ظهر گفته شد گرمای نور تام باعث می‌شود که انجمادها (دل‌های یخ زده) را ذوب کند و نهرها جاری شود. حرارت حیات طیب، آب‌ها را بخار و عصاره آن (که عصرها) می‌شود به صورت ابر فشرده در آسمان زندگی بوجود آید، که حقیقت ابر، صاحب سایه‌ها؛ ظلّ الله است و از آنجا به امر پروردگار عالم ، نزول رحمت می‌شود و باران رحمت و نزول برکات بر سر بندگان ریزش می‌کند. هر کس به فراخور درخواست و احتیاجاتش از آن استفاده می‌کند و زمین، آنچه در استعدادش هست  را جلوه می‌دهد و نعمات روئیده می‌شوند.

فردای قیامت انسان مؤمن در ظلّ عصر قبول شده‌ی عمر و عمل خود قرار می گیرد و از نزولات زحماتی که در دنیا برای رضای خدا کشیده به فضل او استفاده می‌کند. اگر دقت کنید همان‌طور که نماز ظهر چهار رکعت بود و چهار نهر در بهشت جاری بود، نماز عصر هم چهار رکعت است و چهار برکت از این اَنهار را باید برای الی یوم القیامت خود زایش دهد و بستر نزولات دائم گرداند.

اقم الصلوة، آتیت الزکوة، امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر، این چهار رکنی است که امامان معصوم(ص) با خونشان اساسش را بنیانگذاری کردند. پس چهار رکعت نماز ظهر با چهار رکعت نماز عصر در جمع می‌شود هشت رکعت. و درجات بهشت هم هشت تا است و شاید با نماز ظهرِ قبول و نماز عصرِ قبول، درجات بهشت را کسب کنیم(انشاءالله). پس نتیجه می‌گیریم ظهرِ بدون عصر، بهشت ندارد.

پروردگارعالم در سوره مبارکه عصر به عصر قسم یاد فرموده (والعصر) و در آیه بعدی می‌فرماید:"انّ الانسان لفی خسر"همانا انسان در خسران و زیان است."الا الذین امنوا و عملواالصّالحات" این‌جا استثنا می‌شود؛ مگر کسانی‌که ایمان آورده‌اند(ظهر عمل) و عمل‌های صالح انجام داده‌اند(عصر عمل)"و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر"این‌ها کسانی هستند پندپذیر و اصلاح شدنی به سوی حقّ ، به وسیله‌ی صبر.

در 29 سوره مبارکه قرآن حروف مقطعه است که 14 حرف آن بدون تکرار ؛ حروف نورانی هستند، عالمان علم حروف اینطور آن‌ها را در کنار هم نوشته‌اند:

صِراطُ علیٌ حق نُمسِکُهُ.راه علی حق است به آن تمسک جویید.

حروف کلمه عصر از نظر دسته بندی حروف و طبایع و ملکوت:

حرف ع :  از دسته ترابیه (خاکی) ، طبیعتش آبی شمالی و ملکش، لومائیل است.

حرف ص : از دسته حروف هوائیه، طبیعتش خاکی جنوبی و ملکش، اجمائیل است.

حرف ر : از دسته حروف ترابیه(خاکی) و طبیعتش آبی شمالی و ملکش، امواکیل است.

پس نماز، زنده و ظاهر و باطنش وجودی است که در قبر و قیامت به صورت واقعی خود یعنی انسان کامل ظهور و جلوه می‌کند.

حقیقت نماز مغرب:

مغرب یعنی ظرف افول نور خورشید و به معنای دیگر ظرف کاملی که خاصیت و قابلیت جذب کلّ نور خورشید را دارد و ذره‌ای نور را ضایع نمی‌کند. و دیگر این‌که جایگاه غروب ، تمام شدن نور خورشید در مخلوقات است. هر وجودی یک طلوع دارد که تولد است و یک غروب که مرگ است.

طلوع اشراق ظهورآن مخلوق است تا خود را کامل جلوه دهد و مغرب ، کاسته شدن نور است تا تمام شود. مثل نوزاد که رشد می‌کند تا جوان شود و به زایش و کمالات وجودی می‌رسد و آنگاه کم کم مُسن شده و پیر می‌شود و زمان رفتن فرامی‌رسد. در واقع خانه قبر جای افول و مغرب هر انسان است ، حال معلوم می‌شود که هر کس نور طلوع و اشراق وجودی خود را چه کرده و به چه مصارفی صرف کرده است؛ درست مصرف کرده یا نه؟

برای هر انسان یک طلوع و غروب دیگری هم هست. پروردگار عالم درآیه17 سوره مبارکه الرحمن می‌فرماید:"ربّ المشرقین و ربّ المغربین"، پروردگار مهربان ربّ دو مشرق و ربّ دو مغرب است. و آن انوار مشرق و طلوع خورشید ولایت و رسالت است که تمام انسان‌ها را به سوی وحدت وجود و توحید راهنمایی و هدایت می‌فرماید؛ لا اله الا الله. در این زمان که مولای ما غایب است و ظاهراً ایشان را نمی‌بینیم، همه‌ی ما ریزه خوار سفره رحمت ایشان هستیم و ایشان مثل خورشید پشت ابر، اشراقات هدایت را به تمام انسان‌ها می‌رساند و کتاب مبارک قرآن که هادی همه دل‌ها و نسخه حکیم الحکما؛ پروردگارعالم است نیز در دسترس همه ماست.

حال من می‌پرسم دوستان، از صبح که خورشیدِ ظاهر طلوع می‌کند انوارش چه می‌شود و کجا می‌رود ؟ اگر ما صدای سلول‌های بدنمان و تمام جمادات و نباتات و حتی فضای اطراف خود را می‌شنیدیم این‌ها می‌گفتند: ما به اندازه ظرف خودمان برای نیازمان کسب نور و جذب نور کرده و احیای خود را گرفتیم. پس نور به صورت انرژی و حیات و هدایت و معاش، شکل حقیقی خود را نشان می‌دهد و این تعریف حقایق مغربی  است که در هر وجودی افول نور شده است.

پس ما در هنگام مغربِ عمر باید از این انوار ، تحفه بهشت و رضای خدا را ببریم. و بهره کامل انرژی برای زندگی الی یوم القیامه را گرفته باشیم و باید آن سوختی را که چراغ قبر ما و نور و صراط ما و حتی بهشت ما می‌شود و همیشه منور و مزین و گرم کننده است ،توشه گرفته باشیم. زیرا نتیجه مغرب صحیح و کامل برای زندگی مؤمنان پس از مرگ، احیاء کامل زندگی دنیا است به صورت حیات طیب! پروردگار عالم در آیه 10 سوره مبارکه فاطر می فرماید:"یَصعَدُ الکلِمُ الطّیّبُ و العملُ الصّالحُ یرفعُهُ" . بنده مؤمن در حیات صحیح به درجه کلمه طیب از مولای خود می‌رسد و هم در این دنیا و هم آن دنیا ، رفعت درجه پیدا می‌کند.

اما نام مبارک پروردگار عالم که برای نماز مغرب بوسیله‌ی ملک  به عنوان برائت از آتش جهنم به شخص نمازگزار واقعی عنایت  می‌فرماید، اناالجبار می‌باشد یعنی من خداوند جبران کننده هستم. انشاءالله خداوند کریم عمل ناقص ما را درهنگام افول به جایگاه ، جبران کرده و غلط‌های ما را اصلاح کند.

حقیقت مغرب، وجود مطهر و مقدس خانم دو عالم ؛ فاطمه زهرا(س) است. (وقت مغرب کوتاه است و عمر مبارک ایشان هم کوتاه) زیرا دامن پاک و مطهر و قلب مبارک او، ظرف تامّ و تمامِ گیرنده افول دو خورشید ولایت و رسالت بود. او که در حقیقت وجودش(11) موالید مطهر و نورانیِ امامان معصوم(ص) تجلی کردند و هر کدام نور هدایت و امام راه تمام شیعیان عالم شدند و بانوی دو عالم، سیده نساء العالمین، کسی هستند که پدر بزرگوارشان درباره ایشان فرمودند: فاطمه پاره تن من است و نور دو چشم من است.

وجود خانم در این دنیا ، حقیقت لیل (شب) است که در کتاب راز حجاب تا حدودی شرح داده شده است. ما به عنوان شیعه و پیرو خانم دو عالم باید، حقیقتِ مغرب خود را از افول انوار مشرق عمرمان از ولایت و رسالت به صورت عمل صالح و باقیات الصالحات صحیح و آثار نورانی جلوه دهیم.

در کلام عصر گفتیم که سایه خود را نشان می‌دهد و هر چه به طرف مغرب می‌رویم سایه‎ی اجسام بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. چون سایه به منزله سجده بر صاحب سایه است(چون سایه اطاعت جسم را می‌کند). پس سایه چنان بزرگ می‌شود تا به طرف مغرب که تمام زمین ،سایه می‌شود. انگار خورشید، در سایه غروب می‌کند! یعنی سایه ، نتیجه عمل کردن به ظهرِ وجود است و همان‌طور که ظهر،تامّ بود سایه تمام می‌شود، یعنی جذب کامل!

حقیقت نماز مغرب: ما فقط با نماز مغرب مقبول می‌توانیم ادای دِین ظهور ظهر و عصر را انجام دهیم.

پروردگارا به خاطر تمام نعمات ظهر و عصرت تو را شکرمی‌کنیم ، و از تو می‌خواهیم ما را شکرگزار مغربت قرار دهی تا این مغرب را در قیامت به زیبایی نماز عشا و آنگاه نماز صبح تحویل دهیم.آمین

کلمه مغرب از نظر دسته بندی حروف و طبایع و ملکوت:

حرف م: ملک آن رومائیل،طبیعتش آتشی مشرقی،ازدسته ناریه یا نورانی است.

حرف غ: ملک آن لوغائیل،طبیعتش آبی شمالی،از دسته حروف ترابیه یا خاکی است.

حرف ر: ملک آن امواکیل،طبیعتش آبی شمالی،از دسته حروف ترابیه یا خاکی است.

حرف ب: ملک آن جبرائیل(ع)،طبیعتش خاکی جنوبی،از دسته حروف هوائیه یا آسمانی است.

انسان سالم و مؤمن ، حقیقت نور و جان نور یعنی نور خدایی(الله نورالسموات و الارض) که وحی الهی است را از طریق وجود مبارک حضرت رسول(ص) و امامان معصوم(ص) کسب فیض کرده و الگو گرفته و باید راه جذب را پیدا کند و هدایت شود و در آخر به هدف خلقت خویش که خلیفة الهی است برسد و در آخرت با روسفیدی  و سربلندی توشه‌ای پر نور به عالم باقی ببرد. پس قبر ما همان‌طور که گفته شد جای افول نور خورشید (عمر) وجود ماست. و در این مغرب، همه‌ی اعمال ما نگهداری شده و به ما تحویل داده می‌شود و ما در آن‌جا ، صورت واقعی اعمال خویش را می‌بینیم. خداوند متعال در انتهای آیه158 سوره مبارکه انعام  می فرماید: "قل انتظروا إنّا منتظرون" .

هنگامیکه دختری ازدواج می‌کند قبل از آن‌که به خانه بخت برود جهیزیه‌اش را درآن‌جا می‌چینند. عروس منتظر است که در خانه نو و زیبای خود برود و جهیزیه و خانه و وسائلش هم منتظرند تا صاحبشان بیاید از آن‌ها استفاده کند. نماز، بهترین  مونس زیبای مهربانی است که اگر می‌خواهیم خداوند به فضلش آن‌را تا قیامت مونس ما بفرماید، باید از دنیا این وجود نورانی را با بهترین کیفیت برای خود بفرستیم وگرنه خدا می‌داند چه به سر ما می‌آید!

باید خیلی مواظب مغرب خود باشیم! زیرا خیلی دردناک است آن زمان که دست ما از دنیا کوتاه شده است ، اعمالمان را که مولای ستّار العیوب برای کسی باز نکرده و آبروی ما را نبرده ، حال مثل یک گردوی در بسته روی آن ضربه بزنند و آنگاه ببینیم که از داخلش دود سیاه بلند می‌شود و مغز آن سوخته و پوسیده است، و از جان خود فریاد می‌زنیم که "ربّ ارجعونی". پروردگارا مرا بازگردان تا اعمال صالح انجام دهم، کارهای غلطم را درست کنم، جواب می‌آید: "کلّا"  یعنی هرگز!!!

از پیغمبراکرم(ص) نقل شده روزی به یارانش در قبرستان فرمودند آن‌گاه که مرده‌های خود را به خاک می‌سپارید (احوال گنهکاران) اگر جایگاه او را می‌دیدید ، از وحشت او را دفن نمی‌کردید.

اسرارعددی کلمه مغرب در معانی ابجدی

عدد ابجد کلمه مغرب= 1242 می‌شود اگر ارقامش را با هم جمع کنیم 9 می‌شود یعنی رسیدن به بلوغ جذب انوار. و جایگاه عددیش می‌شود 63 ، برابر با مدت عمر مبارک حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) و اگر عدد6 را در3 ضرب کنیم می‌شود 18(18=3×6). 18 = سنّ مبارک خانم حضرت زهرا(س) و این حقیقت و جان مغرب عالم است.

نکته دیگر، همین‌که ما را در قبر می‌گذارند، قیامت صغری شروع می‌شود و همه ما مسلمان‌ها معتقدیم که شب اول قبر زنده می‌شویم. مَلَک‌های مأمور از ما سؤال می‌کنند  و خلاصه همه چیز روشن می‌شود. راستی قبر یعنی اتاق عمل! دنیا عالم تکلیف بود، هدایت شدی پس باید تکلیفت (همان عصر) را  انجام می‌دادی، اما نمره تکلیف و صحیح بودن آن در اتاق عمل یعنی قبر معلوم می‌شود.

دردنیا پروردگارعالم ، پرده حجاب و ستر بر اعمال ما قرارداده بود ، آبروی هیچ کس را نریخت و فرمود اگرصدبارشاید هزار بار توبه شکستی بازآی. اما درآن‌جا معلم‌ها؛ائمه طاهرین(ع) که جانشان را برای هدایت ما گنهکاران به قربانگاه بردند و به خطرها انداختند و همه شهید شدند، نمره ما را معلوم می‌کنند. راستی اگر کسی با عمل صالح و سالم و کامل رفته باشد چه می‌شود؟ معلم با تحسین و تعریف، نمره عالی 20 را به او می‌دهد و آنگاه دری از بالای سرش باز می‌شود و فرشتگان نقّال (نقل کننده، انتقال دهنده) می‌آیند و جسم او را در بهترین مکان‌های عالم در (وادی السّلام) خدمت امیرالمؤمنین(ع) می‌برند و روحش در اعلاء علیین ، در نشئه ملکوتی به بهترین درجه پذیرایی می‌شود تا قیامت کبری.

حال اگر عمل‌ها ناقص یا پوچ و خراب باشد چه میشود؟! در این‌جا است که عشای عمر شروع می‌شود. از خداوند سبحان می‌خواهیم که آن مغرب با ارزش را که به پیشوایانمان عطا فرموده به ما هم عنایت فرماید. پس هر عملی انجام می‌دهید برای خودتان است و منّتی نیست! هرچه بهتر و زیباترباشد، پروردگار بی‌نیاز ، آن را چند برابر زیباتر می‌فرماید: به خودت بر می‌گرداند. بیاییم درباره خودمان بخیل نباشیم و بهترین‌ها را بفرستیم که:

گر جمله کائنات کافر گردند              بر دامن کبریایی‌اش ننشیند گرد

خداوند در سوره مبارکه انعام آیه 160 می‌فرماید:"من جاء بالحسنة فله عشر امثالها و من جاء بالسیئة فلا یجری الا مثلها و هم لایظلمون". هر کس نیکوئی کند پس برای اوست ده مقابل آن نیکویی که کرده است و هر کس بدی کند پس جزا داده نمی‌شود مگر مثل آن بدی که کرده است و به ایشان ظلم کرده نمی‌شوند. 

حقیقت نماز عشا:

حقیقت نماز عشا متعلق است به امام حسن مجتبی(ع) که سبط اکبر و میوه دل خاندان رسالت و ولایت و به روایتی سبز پوش آل محمد(ص) و سبز کننده بوستان آل اطهار(ع) و تشیّع و حتی تمام پیامبران و اوصیای آن‌ها است. منظور خلقت و اصلح تمام حقایق عالم و به فلاحت رساننده تمام دانه‌های مستعد، رسیدن به حقیقت جان خویشتن و وصل شدن به بوستان ظاهر و باطن دنیا و آخرت است.

آری هدف خلقت ، رسیدن به سبزی(نشان حیات واقعی دنیا و آخرت)است که هرگز در آن خزان نیست، زیرا که در جلای حیات ، یک رنگ تلؤلؤ می‌کند و آن سبز است. سبز، نشانه حیات خرم و با نشاط است. سبز ، نشانه آبادانی است. چنانچه پروردگار عالم به همه ما عمر عطا فرموده و عمر سرمایه زندگی دنیا و آخرت است . عمر یعنی آباد شدن حیات واقعی انسانی ما و رسیدن به سبزی جان عمر که مفلح شدن و حیات طیب است.

جایگاه عددی کلمه صلوه در الفبا 41 می‌باشد که برابر عدد ابجد کلمه "ام" یعنی ریشه است.پس برای سرسبزی درخت عمل، ریشه باید محکم و سالم باشد. پس نماز، ریشه همه اعمال است و خرم کننده دنیا و آخرت نمازگزاران واقعی. "قرة عینی فی الصلوة"(دیده بصیرت مؤمنان، نماز است)

وجود مبارک همه‌ی معصومین(ص) در تمام دنیا به نور سبز، منوّر هستند زیرا این رنگ ، سیّد رنگ‌هاست و در عالم آخرت دو وجود مبارک حسنین(ص)، سیّد شباب اهل جنت هستند.

برای تعالی و رشد کامل یک دانه طی این مراحل لازم است:

1-باید به دانه نور بتابد (ظهر وجود)

2-آنگاه در بستر رشد قرار گیرد و سیراب شود (عصر وجود)

3-در جایگاه کاشت و در دل خاک قرار گیرد (مغرب)

4-آنگاه با شکوفایی دانه در دل خاک از جذب نور(ظهر)، به فعلیت عصر، از تغییرات دانه، ساقه ظهور پیدا می‌کند. از یک جهت ریشه به درون خاک فرو می‌رود تا بتواند در مغرب، توشه‌ی خود را تغذیه ساقه نازک زرد خود کند که همان عشای وجود است، تا بتواند آن را بیرون خاک صعود دهد.

5-با سر بیرون آوردن ساقه بر روی خاک ، دانه مفلح می‌شود و جان خویش را به صبح می‌کشاند و تغییر هر دانه به اصل خود می‌باشد. زیرا از دانه جو، جو سبز می‌شود و از دانه گندم، گندم سبز می‌شود. پس بکوشیم تا بهترین‌ها برایمان سبز شود! دانه خار هرگز گل زیبا نمی‌شود،پس هرچه کاشتی در انتظار سبز شدن همان باش!

روایت است که هر دانه گیاه برای آن‌که از دل خاک به روی خاک روئیده شود، 12 ملک آن را یاری می‌کنند تا بتواند خود را از ظلمات خاک به نور بیرون آن برساند و سبز شود. این فاصله‌ی حرکت دانه از ظلمات نفس تا رسیدن به حقیقت جان خود و سبزی را عشا می گویند.

تعریف دیگر از باطن عشا، تمثیل کرم ابریشم است. این حشره از نوزادی به صورت کرم متولد می‌شود ولی هنگامی‌که به بلوغ خود می‌رسد و کاملاً رشد می‌کند، خود را به گوشه‌ای می‌کشاند و شروع می‌کند به پیله ساختن به دور خودش (با آب دهانش). در این هنگام دیگر تغذیه نمی‌خواهد، او تمام ذخیره وجود خود را به صورت آب دهان، به دور خود پیله می‌تند و تا 40 روز ادامه می‌دهد و در این مدت فضولات هم ندارد(مثل این است که تمام وجود خود را به صورت نخ از دهان باز می‌کند و به دورش می‌تند تا به اصل وجود خود برسد). بعد از چهل روز ، پیله را سوراخ کرده و خود را به بیرون آن می‌کشاند در صورتی‌که در این هنگام دیگر کرم نیست ، پروانه شده است و با دو بال زیبا نمایان می‌شود! این سیر از کرم بودن تا پروانه شدن را عشای عمر این حیوان می‌نامند. امیدوارم متوجه منظور من بشوید.

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک    چند روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم

کرم ابریشم تا زمانی که کرم بود، هرگز نمی‌توانست خیال پرواز داشته باشد. در حالی‌که اکنون پروانه شده، او دیگر با زندگی زمینی و کرمی سنخیتی ندارد. پس پروانه به حیات جاودانه پیوسته است زیرا هدفش و عشقش رسیدن به نور است و در وصال او پر و بال خود را می‌سوزاند و پیوسته به نوعی خود هم، با جسم کوچکش به نور تبدیل می‌شود. شاید او قطره است اما وقتی به دریا پیوست، دریا می‌شود!

 ما انسان‌ها هم، که اشرف مخلوقات هستیم از روزی که به تکلیف می‌رسیم تا از این دنیا برویم باید تحول پیدا کنیم و خود را از زندگی بشری به حیات انسانی و آدم شدن که عصاره (عصر) آن خلیفه الهی و تاج "کرّمنا"ی بندگی پروردگار عالم و حیات طیّب و رضای حجت خدا؛ امام زمان(عج) که در مجرای رضای خداست برسانیم. و این کلام کاملش می کند "بالحسن مبدّلا". این‌جا انسان قلب به میم می‌شود، یعنی به بهترین صورت انسانی در ظاهر و باطن تبدیل می‌شود.

اسرار عددی کلمه عشا در معانی ابجدی

عدد ابجد کلمه عشا برابر است با 371 یعنی افشای اطاعت‌های روز، و بهتر بگویم تفشّی سجده‌های قلبی هر انسان به خواسته‌های خود؛ صحیح یا غلط! وقتی ارقامش را با هم جمع کنیم می‌شود (11=1+7+3) و 11 برابر است با کلمه "حج " و نهایت "هو " و جایگاه عددی کلمه عشا می‌شود 38 که این عدد برابر است با جایگاه عددی نام مبارک حضرت علی(ع) و حضرت محمد(ص). و جمع ارقام 38 هم 11 می‌شود (11=8+3) که برابر کلمه "حج " و "هو" است(هو=حج=11).

راستی چه زیبا حقیقت عشای عمر در راستای زندگی پاک و با برکت بزرگان دین ما نشان داده می‌شود! زیرا آن‌ها پروانه‌های عاشق بودند که بر گرد رضای خدا ، فنای فی الله شدند و به حج واقعی و طواف واقعی و به هدف غایی خود یعنی به هو رسیدند و فنای فی الله شدند.

 پیشوایان بزرگ ما، هنگامی‌که بعد از شهادت امامان معصوم(ع)، بدن مطهرشان را شستشو می‌دادند، می‌دیدند که پشت آن‌ها پینه بسته، به خاطر برداشتن بارهای نان و خرما و آذوقه‌های ایتام و مستمندان . و این عزیزان ، شب‌ها بدون این‌که کسی آن‌ها را ببیند یا حتی از خود شناسایی بدهند و به صورت ناشناس،دست رنج روز خود را انفاق می‌کردند و دل گرفتاران و بیماران را خوشحال می‌نمودند.

اگر بخواهیم به حقیقت عشا در دنیا برسیم باید تمام امورات زندگی و لحظات عمرمان و اموالمان و آثار زندگی‌مان سبز شود، باید در راه مهدویت به تکدانه‌ی گل محمدی(ص) که گل همیشه بهار امام حسن عسگری(ع)؛ امام عصر و الزمان، مهدی(عج) است، وصل شویم و پیرو و شیعه واقعی او باشیم.

*حرکت دانه انسانی در دل‌های ما که با زحمت عمل به احکام، با نیت قرب و رضای خدا است، با دو انشعاب: یکی ریشه در جان ما که اعتقادات و ایمان قلبی ماست ظهور می‌کند و دیگر ساقه که سبز شدنش به عمل از دیدِ چشم و نطقِ زبان، اقرار به دین و ایمان است، ظهور می‌کند. و شاخه و برگ آن، فعلیت آثار آن است که عمل به احکام و خلوص، سبزی آن می‌باشد. و طراوتش شوق ماست که هرچه زودتر در دنیا بتوانیم پروانه شویم و سیر و عشای عمر خود را به کمال عمل صالح برسانیم. پس دانه، انسان حقیقتی است که باید افشا شود. ناچار باید از پشت 7 پرده ظلمت نفس تجلی کند و در جایگاه عددی طاهره یعنی 40 که برابر است با عددابجد حرف "م" به عشای عمر خود برسد، حال خود بیندیشید! اگر ساقه نباشد دانه می‌تواند خود را افشاء کند؟جایگاه عددی ساقه 40 می‌شود،پس ساقه ، آن فطرت خدایی را بالا می‌کشد تا خود را به عمل در تمام ظاهر و باطن جلوه دهد. بنابراین انسان نیاز دارد که دست خود را به  دوازده دست نورانی (امامان معصوم(ع)) که همان"عروة الوثقی لانفصام لها"؛ یعنی ریسمان الهی که هرگز پاره نمی‌شود وصل کند تا به فضل خدا و شفاعت این عزیزان از ظلمات نفس نجات یافته و به فلاح برسد(صراط مستقیم) و مصداق این آیه شریفه شود:"الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور"خدا ولی و دوست و سرپرست مؤمنانی است که او را می‌خوانند و از خدا اطاعت می‌کنند و پروردگار مهربان هم بندگان مؤمن خود را خارج  می‌کند از ظلمات به نور.

آن‌گاه زندگی انسان سبز می‌شود(سیر حرکت عشا) و نماز عشا هنگامی است که تاریکی همه جا را فرا می‌گیرد، و هر کس در منزل و در جایگاه آرامش و استراحت خویش می‌رود و معمولاً بعد از صرف شام تا صبح ، خواب می‌آید و خوردن هم تمام می‌شود، بدن در این ساعات به کمال قوای خویش می‌رسد تا به هنگام صبح ، دوباره زندگی سالم و پرتلاش داشته باشد.

از نظر معنویت، سیر عشا انقطاع از امور روزانه است. ولی تحولات شب، باطن لیل است که با 11 رکعت نماز شب و تهجّد سپری شود. پروردگار عالم در آیه 2، سوره مبارکه مزمل می‌فرماید:"قم الیل الا قلیلا"،پس شب هر چقدر می‌توانید اگرچه به مقدار کم، بلند شوید. و هم‌چنین در آیه آخر این سوره مبارکه (آیه20) می‌فرماید: به درستی‌که پروردگار تو می‌داند که تو برمی‌خیزی در کمتر از دو ثلث شب و برمی‌خیزی در نصف شب و ثلث شب و برمی‌خیزند طایفه‌ای از کسانی که با تو هستند در ایمان، شب را برای عبادت و خدا اندازه دارد شب و روز را که ساعاتش به تغییر فصل،کم و بیش می‌شود . خدا می‌داند این‌را که هرگز شما نتوانید شمارش کرد تمام اوقاتش را ، به بیداری و عبادت ، پس عذر شما را پذیرفت. پس عبادت کنید و بخوانید آنچه میسر شود شما را از قرآن چون داند خدا این‌که از شما بیماران باشند که طاقت عبادت ندارند و دیگران که سفر کنند در اطراف زمین برای یافتن روزی خود از فضل خدا و طایفه‌ای در جنگ در راه خدا باشند و با بودن این کارها برای شما ، نتوانید تمام اوقات را به عبادت بگذرانید.پس بخوانید هر چه میسر باشد شما را قرآن و برپا دارید نماز را و بدهید زکات را و قرض بدهید بندگان خدا را قرض الحسنه و آنچه پیش فرستید برای نفس‌های خود از اعمال صالحه بیابید آن را نزد خدا بهتر و بزرگ‌تر از وی مزد و پاداش و طلب آمرزش کنید برای گناهان خود از خدا که خداوند آمرزنده مهربان است.(و همچنین در آیات دیگری هم نام تهجّد آمده است).

شاید به این معنا که پیله‌ی عشای خود را با مجاهدت دو بال که نماز شفع است و شکافتن آن که یک رکعت نماز وتر است ، به صبح صادق برسانید. آنگاه با دو بال ملکوتی حقیقت صبح به نشئه نشاط که بین الطلوعین ، ملکوت بهشت است، به پرواز بلند شوید تا روزی ملکوتی خود را برای رسیدن به صبح کامل از فضل پروردگار عالم دریافت کنید. "المصلی یناجی ربه". یعنی نمازگزار با پروردگار خود درحال مناجات و راز و نیاز است.

خداوند باری تعالی در مجرای حیات، وسایل رشد ما را مهیا ساخته است تا از راه حلال و توسل و تمسک به حبل الله (ریسمان الهی) به سر منزل سبزی حیات که زکی شدن (یعنی درخشندگی) است به مرحله ظهور گل و میوه مهدویت برسیم و هدایت را گرفته و به میوه شیرینی عمل صالح از دست مبارک امام عصر و زمان خویش، ابا صالح المهدی(عج) واصل شویم. این است قبولی حسن در مجرای حیات حسن و عشای حسن. زیرا عشایش به صبح صادق رسیده ، یعنی از حالت کرمی به پروانه تبدیل شده است.

رابطه‌ی زندگی کرم ابریشم وحقیقت عشا

درواقع زندگی کرمی در بیشتر کرم‌ها به پروانه شدن ختم می‌شود اما کرم ابریشم خصوصیات زیبای دیگری دارد ، بدین جهت که این کرم بعد از این‌که به بلوغ جسمی رسید به حقیقت عشای عمر خود می‌رود. درکناری از جایگاهش شروع می‌کند به پیله زدن ،در حالی‌که از هیچ تغذیه‌ای استفاده نمی‌کند ، ازآب دهان خودش به دورش حجابی می‌تند که خود را در آن محصور می‌کند؛دراین زمان که حدود 40روز می‌شود حیوان از درون خود تغذیه می‌شود و بدون آب و مواد غذایی زنده می‌ماند .

در واقع خود، خودیتش را می‌شکافد که این حالت ، واقعیت عشاست در مرحله‌ی کمال! زیرا از حالت کرمی به صورت پروانه متحول می‌شود، آن‌گاه پیله خود را سوراخ کرده و با دو بال ظاهر می‌شود که برای انسان مصداق دعای"یا محوّل الحال و الاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال" می‌باشد.

خیلی مهم است که بدانیم یکی ازجنس لباس‌های بهشتیان ، ابریشم است. شاید این‌طور بتوان تعبیر کرد که انسان باید درزندگی دنیائیش متحول شود و از عالم سفل به عالم قرب برسد. این‌جا بُعد مسافت نیست بلکه از ظاهر به باطن رفتن است وآن میسر نمی شود مگر این‌که انسان هم، خودیتش را بشکافد تا در نتیجه‌ی به خلوص رسیدن (که همان طی مسیر اربعین حقیقی عمل است)به گنج انسانی خود برسد به قول شاعر که می فرماید :

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک        چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

اگر هرکس توانست در این عمرکوتاه به حقیقت عشای وجودش برسد خوشا به حالش ، در واقع باید از ظلمات نفس به نور فطرت برسد و میسر نمی‌شود مگر با سلاح تقوی و لباس تقوی که همان حریر بهشتی است که هرکس باید خود، تار و پودش را تهیه کند و زاد و توشه هم، باید تقوی باشد تا هرگز از انرژی و سعی و کوشش نیفتد . ولی اگر در دنیا موفق نشود ، متأسفانه باید در دوران سخت عالم برزخ  که خدا می‌داند چگونه به بنده می‌گذرد، عشای خود را بگذراند، شاید به کمال مطوب مولا برسد که اگر نرسید در عالم قیامت در زمان حسابرسی یا نعوذ بالله در جهنم، به عشا برسد، که چه طاقت فرساست زیرا در عالم برزخ و قیامت دیگر ماه و سال نیست !

در دنیا وقتی عشا زمانش شروع می‌شود که کاملاً سرخی مغرب رفته باشد و سیاهی شب ، آسمان را فرا گفته باشد پس باید عالم متحول شود به :یخرجهم من الظلمات الی النور، که رسیدن به صبح صادق است. در قبر هم ، همین‌که وارد می‌شویم تا لحد را می‌گذارند شب اول قبر شروع می‌شود که همان ظلمات است. اما کسی که در دنیا به حقیقت عشای عمر خود رسیده باشد (دنیا که اسفل سافلین بود و باطنش لیل) و به سلامت از ظلمات نفس  به نور رسیده باشد، دیگر برایش در قبر، ظلماتی نمی‌ماند و او به احسن‌ِ حال می‌رسد، ویخرجهم من الظلمات الی النور برایش به صورت حقیقی جلوه می‌کند. اللهم ارزقنی .

این زندگی زیبای حسن (نیکو و زیباست) و رسیدن به عاقبت حسن و به آخرت حسن است که به صبح حسینی می‌رسد. انشاءالله خداوند کریم بعد از نماز عشا به بنده‌اش برائت را به نام زیبایش انا الله می‌دهد .عدد ابجد کلمه انا الله برابر 118 و مساوی با نام مبارک امام حسن(ع) می‌باشد. عددابجد کلمه‌ی حی=18 است و عدد ابجد حرف ق = 100 می‌باشد، حرف " ق "یعنی نگهدارنده . پس 118 یعنی نگهدانده‌ی مجرای حی ! حال خوب فکر کنید و بهترین عشا را برای خود بفرستید و قدر نمازهای پر برکت را بدانید!

بهتر بگویم که حقیقت نماز عشا، انسان را از بشر بودن به آدمیت و حقیقت انسانی می‌رساند. آیا زیبا نیست که از پشت 8 رکعت نماز شب و 2 رکعت نماز شفع با دو بال زیبا از حقیقت یک رکعت نماز وتر با استغفار و تنزیه و تسبیح به حقیقت صبح برسیم؟! آن صبحی که حقیقتش، مصباح الهدی؛حسین بن علی(ع) است. صلوات خداوند و ملائکه‌اش بر محمّد و آل محمّد باد.

عدد ابجد اسم انسان= 162 و برابر با عدد ابجد "آسمانی" است. وجایگاه عددی آن 45 و برابر اسم مبارک آدم(ع) می‌باشد. پس انسان موجود ملکوتی و آسمانی است. هنگامی‌که پروردگار عالم ،حضرت آدم(ع) را خلق کرد، خلقت او در بهشت بود و این کرامت و فضل اوست. پس آدمی که ریشه‌اش بهشتی است ، هرگز به جهنم نمی‌رود مگر مثل شیطان که خود با تکبر و خودبینی و اطاعت نکردن امر پروردگار عالمیان و سجده نکردن به حضرت آدم(ع) ملعون ابدی شد و از بهشت رانده شد. و انسان با کلمه توبه و اصلاح اعمال غلط خود به فضل خدا، توفیق بهشت رفتن را پیدا می‌کند.

کلمه عشا از نظر ملکوت و طبیعت حروف:

حرف ع: ملکش لومائیل،از طبیعت آبی شمالی و از دسته حروف ترابیه یا خاکی است.

حرف ش: ملکش همزائیل،از طبیعت آتشی مشرقی و از دسته حروف ناریه یا نورانی است.

حرف الف: ملکش اسرافیل(ع)،از طبیعت آتشی مشرقی و از دسته حروف ناریه یا نورانی است.

پس انسان ، یک موجود بهشتی است که از دنیا که عامل اسفل است باید به عالم اعلا برود و از انس با مخلوق به انس با خالق ، تعالی پیدا کند و از حیات موقّت به حیات طیّب و دائم برسد. پروردگار عالم وقتی انسان را خلق کرد به خود تبریک گفت:"فتبارک الله احسن الخالقین" (انتهای آیه14سوره مبارکه مؤمنون). درجه احسن را به آدم داد و فرمود از پروردگار خویش این‌گونه زندگی خود را بخواه: "ربنا اتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة و قنا عذاب النار".(آیه 201 سوره مبارکه بقره)

از امام موسی بن جعفر(ع) سؤال شد چرا در نماز باید در هر رکعت یک رکوع و دو سجده نمود؟ فرمودند: جدّم رسول خدا(ص) را چون به معراج بردند اول نمازی که ادا فرمود در ساحت کبریایی حق در عرش بود. خطاب شد ای محمد(ص)! نزدیک چشمه صاد بیا و مساجد خود را بشوی و پاک گردان و نماز بگذار.پیغمبر(ص) فرمود: به سر چشمه صاد رفتم ، وضوی کامل گرفتم ، مواضع سجود را (که به مساجد معروف است) شستم به نماز ایستادم آن‌گاه (عین همین نماز دو رکعتی صبح که می‌خوانیم) به من تعلیم فرمود و گذاردم،تکبیرة الاحرام گفتم خطاب شد بخوان بسم الله الرحمن الرحیم تا آخر سوره حمد را خواندم، سوره توحید را خواندم، سه بار گفتم کذالک الله ربی، پس امر به رکوع شد. رکوع نمودم سه بار گفتم سبحان ربی العظیم و بحمده و سر بر داشتم ، آن‌گاه به سجده رفتم ذکر سجده را نیز به طریقی که تعلیم شد گفتم. سبحان ربّی الاعلا و بحمده.چون سر برداشتم مرعوب قدرت جلال و جمال گشتم و دوباره به سجده رفتم ، چون رکعت دوم به همین منوال گذاردم و تشهد گفتم و سلام نمودم خطاب شد السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته و گفتم السلام علیکم و رحمة الله و برکاته .و امر به یک رکوع و یک سجده بود اما چون من برای تذکر عظمت الهی دو بار سجده کردم، دو سجده واجب شد.

تمام عروج آسمانی حضرت در لیل یعنی در شب انجام شد و عشا ، کنارزدن پرده‌های لیل است برای رسیدن به حقیقت نور، که آن هدایت محض است به قرب و رضای حق تعالی و انسان با درجه‌ی احسن باید از درون نفس خود، دانه کمالات انسانیش را به زیبایی حسن و بهترین رشد را دهد و وقتی سبزی دانه سر از نفس ، بیرون آورد ملکاتش انسانی باشد تا زندگی‌اش سبز شود. آنگاه میوه‌هایش، خُلق حسن و الگوهایش، اسوه حسنه و رزقش، رزق حسن و عاقبتش به فضل خداوند کریم حسنه شود و خلاصه با نمره‌ی احسن بندگی وارد آخرت شود و با خرمی و سرسبزی هر چه بیشتر در آن‌جا به سیر کمالی خود برسد. و من جاء بالحسنة فله عشر امثالها... (سوره مبارکه انعام آیه 160) واگر هرکس با خود(تاقبر)عمل حسن بیاورد، خداوند به او ده، مثل آن می‌دهد . پس هر کس دنیای سبز و با برکت داشته باشد ، آخرت پر سودتر و سبزتر عایدش می‌شود.

وجود مبارک امام زمان، وصی الحسن(عج) می‌باشد، کسی که تمام منظور پروردگار عالم برای خلقت انسان، به دست مبارکش اجرا می‌شود و با ظهور با برکتش، عالم سبز و گلستان و خلاصه بهشت موعود می‌شود و تمام ظلمات ریشه کن شده و گل همیشه بهار سرسبز ولایت و رسالت بارور می‌شود. و او تک گل همیشه بهار محمدی است. اللهم صل علی محمدوآل محمد و عجل فرجهم. و این عشای واقعی دنیا را به دست یدالهی خود، قلب به میم می‌کند(همان‌طور که گفته شد عددابجدحرف"م"= 40 است) و ایشان عشا را به صبح هدایت می‌رساند. همه پروانه می‌شوند و به گردش طواف می‌کنند، همه قدر نور را می‌دانند و آن روز شکرگزار وجود مقدس او خواهند بود.

اگر انسان مؤمن در عشای عمر خود صحیح عمل کند نتیجه‌اش این است که در آخر عمر یا در هنگام مرگ وارد صبح زندگی خویش می‌شود، زیرا که بهشت مقام صبح است. بهشتی که مثل بین الطلوعین است، دیگر نه ظهر و نه عصر، نه مغرب و نه عشا دارد(زیرا اگر داشت دوباره باید عمل به احکام داشته باشند) ، در حالی‌که زحمت تمام می‌شود. همان‌طور که آب دهن کرم ابریشم، نخ ابریشم است یکی از لباس‌های بهشتیان هم ابریشم است و آن پارچه‌ی دیباست. در بهشت ثمره‌ی زحمت دنیا ، زینت و زیور و آسایش دائم برایشان می‌شود. اما کسانی‌که غفلت کردند و در دنیا به حقیقت عشای انسانی نرسیدند در برزخ تا قیامت، متاسفانه در تحول عشا قرار می‌گیرند. و اگر خدای نخواسته عشای آنها دربرزخ کامل نشود در قیامت و در عذاب‌ها باید عشا را بگذرانند تا متحول و پاک شوند. پس بکوشیم سرمایه گرانبهای دنیایی خود را به غفلت از دست ندهیم!!!

 حقیقت نماز صبح

حقیقت و باطن این نماز متعلق است به آقا امام حسین(ع). آن‌گاه که از ظلمت شب  به روشنی روز می‌رسیم، ظلمت شب با دو سپیده تاریکی را می‌شکافد: اولین سپیده کاذب است و دومین سپیده صادق، سپیده صادق همان رسیدن شعاع نور است از مجرای صدق زیرا که ظلمات لیل را شکافته و به طلوع کامل شمس منتهی می‌شود. نماز صبح برای انسان ، مثل پیدا کردن دو بال ملکوتی است که با نماز در جان صبح به پرواز درمی‌آید و در مسیر ملکوتیش جان سلام را دریافت می‌کند.

اسرار عددی کلمه صبح در معانی ابجدی

عدد ابجد کلمه "صبح"= 100 می‌باشد و این عدد برابر با حرف "ق" است. در قرآن کریم یک سوره مبارکه به نام "قاف" می‌باشد. در کلام عرب حرف "ق" یعنی نگهدارنده. پس تنها زمانی‌که ، در شبانه روز " باقی" می‌شود، ساعت صبح مخصوصاً بین الطلوعین است که محلّ استجابت دعاست و سفارش شده در این ساعت نخوابید و سعی کنید عبادت و تلاوت قرآن کنید زیرا در این ساعت دو دسته ملائکه، اعمال مؤمنین را می‌نویسند: یک دسته ملائکه‌ی شب که در هنگام صبح می‌روند و یک دسته ملائکه‌ی روز که در اول روز به مأموریت می‌آیند.  "اقم الصلوة لدلوک الشمس الی غسق الیل و قرآن الفجر انّ قرآن الفجر کان مشهودا"."برپا دارید نماز را وقت زوال آفتاب تا تاریکی شب و خواندن صبح را بدرستی‌که خواندن قرآن در وقت صبح باشد حاضر شده به ملائکه شب و روز".(آیه 78سوره مبارکه اسرا)

جالب است که جایگاه عددی حرف "ق" = 19 می‌باشد. یعنی شروع روز از پشت 19 حروف "بسم الله الرحمن الرحیم" آغاز می‌شود و در حقیقت، اعمال انسانی است که با شروع روز باید از پشت 19 حرف بسم الله بگذرد تا در افول شمس وجودش در مغرب روز (عمر) ، قلب به میم (حقایق ایمان) شود. و تمام امورات خود را از باطن ورود به احکام الهی و عمل به آیات مبارک قرآن انطباق دهد، به خاطر همین اولین عمل در صبح، نماز است و اولین کلام، سلام می‌باشد چون سلام یکی از اسماء اعظم پروردگار عالمیان است و اولین درِ بهشت ، دارالسلام است و آخر نماز هم به سلام تمام می‌شود و این نماز، برپا دارنده‌ی حکم الهی است،اگر درک کنیم! (گفتن بسم الله الرحمن الرحیم، قبل از انجام هرکاری مستحب است).

پس همان‌طور که در بالا گفته شد شروع روز از پشت 19 حرف بسم الله الرحمن الرحیم آغاز می‌شود تا به نهار و به حقیقت ظهر می‌رسیم ، در ساعت عصر دوباره به عدد 19 می‌رسیم (به ساعت 7 شب؛ساعت19 می‌گوییم )و آن‌گاه روز از پشت 19 حرف بسم الله وارد شب می‌شود. پس ای بنده بکوش تا در دنیا و آخرت با گردیدن یک شب ؛ یعنی دنیا و یک روز ؛ یعنی یوم القیامت به آرامش کامل برسی پس هر چقدر بیشتر بکوشی آرامشت کامل‌تر است!!!

 

معنای 2 رکعت نماز صبح به عدد و حروف

یکی از زیبایی‌های نماز صبح دو رکعت بودنش است. در کتاب عرفان عشر اشاره شد که پروردگارعالم نعماتش را به انسان در دنیا و آخرت، به تمام و کمال داده است (طولی و عرضی، آفاقی و انفسی، ظاهری و باطنی عنایت فرموده). پس2رکعت به عدد، باب ورودی به حقیقت صبح شد (جان صبح که بهشت است) و حرف  "بِ"  بسم الله عدد ابجدش 2 می‌باشد.

حال اگر به حروف عدد دو را بنویسیم ،عدد ابجدش برابر 10 می‌شود(10=6+4) که به عربی، عشر می‌گویند. امام حسین(ع) خود، امام عاشورائیان است؛زیرا خود صاحب 10 است روزی که متولد شد به عدد 10 بدنیا آمد(یک خودش و9 ذریه‌ی معصوم در بطنش بود) . و عدد10 ،گنج اسرار عالم و حقیقت آفرینش است که مفصل درکتاب عرفان عشر بیان شده‌است، چنانچه در دنیا می‌فرمایند: کلّ یومٍ عاشورا و کلّ ارضٍ کربلا.

امیدوارم این نکته‌ی مهم را متوجه شده باشید که عدد 10 یعنی گنج وجود 14 معصوم(ص) (1+2+3+4=10 که می‌شود 4روی 10 یعنی 14). خداوند کریم در آیه238سوره مبارکه بقره می‌فرماید نماز وسطی را اهمیت دهید "حافظوا علی الصلوات و الصلوة الوسطی و قوموا لله قانتین": همه نمازها به ویژه نماز میانه را پاس دارید و مطیعانه برای (نماز) بایستید.در حالی‌که هرنمازی به یک صورت وسطی(میانه) می‌شود مثلا نماز ظهر بین نماز صبح و عصر می‌شود یا نماز عصر بین نماز ظهر و مغرب است، اما در تفسیر احتمال معنا  نماز صبح است. راوی در زمان عمر مبارک حضرت علی(ع) می‌فرماید حضرت شب 19 آخرین ماه مبارک رمضان عمر نورانیش در زیر آسمان که آمد سرش را بلند کرد و در حالی‌که ستاره سحری را نگاه می‌کرد فرمود: ای ستاره هرگز تو قبل از بیدار شدن علی طلوع نکردی!(کنایه از اینکه آقا خود، حافظ صلوة وسطی است) و هرگز خواب در چشم او نمی‌آید.

 پس هر عملی، احکام مخصوص خود را دارد و باید مو به مو عمل شود تا نتیجه کامل به دست‌آید، نمی‌شود دل بخواه عمل کرد زیرا همان‌طور که گفته شد، اول سپیده کاذب می‌آید. بعضی هم فکر می‌کنند نجات در دروغ است یا در غیبت کردن است یا در تهمت زدن است یا با ریا نجات پیدا می‌کنند یا با مال مردم می‌توانند آرامش خود را بدست بیاورند اما این راه‌ها جز سراب چیز دیگری نیست.

پروردگار عالم در آیه 11 سوره مبارکه انعام می‌فرمایند:"قل سیروا فی الارض ثم انظروا کیف کان عاقبة المکذبین"."بگو بگردید در زمین پس بنگرید چگونه بود عاقبت آنان‌که نسبت دروغ به رسولان دادند". پس نتیجه این‌که عمل به نسخه حکیم الحکما؛پروردگار سبحان یعنی قرآن مجید، داروی تمام دردهای ما انسان‌های ضعیف است و به کمال رساننده همه نقص‌های ما که با کلام حاکم، احکام واجبه را به ما می‌آموزد تا بتوانیم راه شکافتن ظلمات را پیدا کنیم و به نور هدایت برسیم.

عدد ابجد کلمه احکام = 70 است و آن برابر عدد ابجد کلمه لیل می‌باشد که گفته شد تمام باطن دنیا، لیل است چون اسفل السافلین است و دیگر این‌که لیل ، پرده ستر ستّاریت پروردگار عالم است و محل امتحان و ابتلای بندگان مؤمن است تا به درجه خلوص کمال خود برسند، پس در تمام مدت عمرمان، احکام بر ما احاطه دارد، زیرا در هر ساعت شبانه روز و در هر مکانی اعمال و احکام مخصوص خود را دارد. عدد 70 برابر با عدد ابجد حرف عاست که عین خوانده می‌شود و عین به معنی چشم و چشمه است. عزیزان! در تاریکی لیل دنیا ما احتیاج به عین داریم که هم بتوانیم راه را از چاه تشخیص دهیم و هم از چشمه‌ی حکمت سیراب شویم تا بتوانیم حجاب‌های 7 گانه نفسی خود را کنار زده تا به صبح روشن مصباح الهدی قدم بگذاریم. پس نماز صبح ، تحفه الهی است زیرا همه زیبائی‌هایی که گفته شده را برای ما نگه‌ می‌دارد.

امام حسین(ع) با حقیقت وجودش بر سرسبزی عشای عمر و با تیغ سپیده‌ی صبح دل ظلمات را شکافته و گلبرگ‌های گل محمدی(ص) را ظهور داده و جان میوه اسلام و قرآن را که در جان حقایق اهداف الهی منظور بوده به ثمر رسانده است. و میوه این باغ که قلب تپنده آفرینش است و حیات تمام رگ‌ها و عروق جامعه اسلامی است الی یوم القیامه با خون ثارالهی خویش سیراب گردانیده است. امام حسین(ع) با قلب شدنش در محراب عبادت و بندگی به حیات همه انسان‌ها جان بخشید و با گردش خون پاک خود در تمام عالم پیام حق را رسانید و بهشت را ضمانت فرمود.

پس وقتی از لیل دنیا با صورت زیبای انسانی و بال‌هایی به گستردگی شرق تا غرب و بخشش و مغفرت ربّ العالمین به صبح می‌رسیم (شب اول قبر)، این‌جا فوز عظیم است و صبح قیامت را به یاد می‌آورد. پس دو رکعت نماز مقبول (اشاره به نماز صبح است)، مرکب نورانی بُراقی است که هر بنده بیدار دلی را که عاشق عروج است در لیل دنیا به مقام قرب آخرت می‌رساند و آن‌گاه هادی و شفیع او می‌گردد. پیامبر(ص) فرمود: "الصلوة معراج المؤمن"."نماز وسیله عروج مومن به قرب الهی است".

کلمه صبح از نظر طبایع و دسته بندی ملکوت:

حرف ص: ملکش اجمائیل، از نظر طبیعت خاکی جنوبی و از دسته حروف هوائیه- آسمانی است.

حرف ب: ملکش جبرائیل(ع) ،از نظر طبیعت خاکی جنوبی و از دسته حروف هوائیه- آسمانی است.

حرف ح: ملکش تنکفیل ،از نظر طبیعت آبی شمالی و از دسته حروف ترابیه یا خاکی است.

 انشاءالله بعد از نماز صبح (مقبول) پروردگار عالم به بنده‌اش به وسیله همان ملک که ذکر شد برائتی از جهنم را به نام مبارکش می‌دهد به نام انا الباقی . اللهم الرزقنا

نام مبارک امام حسین(ع) هم، همان حسن است که در تمام کتب معتبر حدیث می‌فرمایند: حسنین(ع) ، عرب‌ها برادر کوچک را با حرف یاء مصغر جدا می‌کنند. در نام مبارک آقا امام حسین(ع)، با حرف "یا" بین سین و نون مشخص می‌شود که از آقا امام حسن(ع) کوچک‌تر است. منظور این‌که سیر کمال هر انسان مؤمنی از عشا به صبح است یعنی سیر از حسن(ع) تا حسن (حسین(ع)) است ، سیر حرکت بنده از ظاهر به باطن ، با صورت آدمیت و عمل مقبول.

کلمه "صلوه" در قرآن 67 بار آمده‌است که برابر با عددابجد کلمه "محیط" از اسماء خدای مهربان است شاید به این منظور که نماز، بر تمام عمر ما و دنیا و آخرت ما احاطه دارد.

دیگر این‌که اگر کلمه صلوه با تای گرد و الف مقصوره خوانده شود (صلواة) عدد ابجدش 527 می‌شود که 500 ، برابر با عددابجد حرف" ث "و ملکش میکائیل(ع) است. یعنی صلوه مقبول، روزی دهنده بعث حقایق وجودی هر انسان است. زیرا جمع ارقامش 14 می‌شود (14=7+2+5) و 5=4+1 می‌شود ؛ حلقه پنج که بندگی کامل پروردگار عالم است. و معنی واقعی نماز "تنهی عن الفحشاء و المنکر"است. جایگاه عددی اش هم می‌شود 59 که برابر است با عدد ابجد نام مبارک مهدی(ص) و جمع ارقامش 14 (14=9+5) و در آخر همان 5 است (5=4+1). که در شبانه روز پنج وعده نماز واجب می‌خوانیم.

مراد از نماز این‌طور حاصل می‌شود: حضور دل و استغراق (غرق شدن ) کامل و فنای ذات عابد در معبود و فوز به مشاهده حق است. اما مبتدی را برای وصول به این مقام ریاضت بسیار و مجاهده بی‌شمار لازم است، به نحو اجمال بگویم که تا مدتی به امر قلب مشغول نشوی، اسب سوار این میدان نمی‌توانی شد!

باری ای عزیز اسرار نماز آن‌گاه حاصل شود که شش چیز حاصل باشد:

1-حضور دل یعنی دل به هنگام نماز به هیچ چیز جز پروردگار عالم تعلق نداشته باشد.

2-فهم کردن معانی قرائت و ذکر و تسبیح نماز ، به طوری که دل در فهم آن الفاظ مطابق زبان باشد.

3-تعظیم یعنی در آن حالت ، عظمت معبود و مبدا مقصود در خاطر او بود.

4- هیبت یعنی از عنایت عظمت پروردگار ، خوف بر دلش هجوم آرد که مبادا در عبادت تقصیری باشد.

5-امید، که مقام کرم وجود خداوند اکرم الاکرمین بر او معلوم باشد که از نهایت مرحمت، او را محروم و بی‌نصیب نخواهد فرمود و گناهانش را خواهد بخشید.

6-شرم، یعنی خود و عبادت خود را کوچک‌تر از آن بداند که شایسته درگاه حق تعالی باشد و عبادت خود را در نهایت شرمساری و بندگی را با سرافکندگی به انجام رساند(همان حلقه 5)

حال خواننده عزیز نوشته خود را با این حدیث زیبا تمام می‌کنم تا شاید به کمال هدف نوشته رسیده باشم. در حدیث آمده است(در کتاب نشان از بی نشان‌ها از آقای مقدادی) "ان الصلوة اذا ارتفعت فی وقتها، ارجعت الی صاحبها و هی بیضاء مشرقه و تقول: حفظتنی حفظک الله و اذ ارتفعت فی غیر وقتها و بغیر حدودها رجعت الی صاحبها و هی سوداء مظلمه، تقول ضیعتنی ضیعک الله" یعنی نماز، چون در وقت آن گزارده شود سپید و درخشان نزد صاحب خود باز می‌گردد و می‌گوید: همان‌طور که مرا رعایت کردی خداوند تو را مورد رعایت و حفظ خویش قرار دهد. لیکن اگر نماز در غیر وقت آن گزارده شود و رعایت حدود آن نشود، سیاه و ظلمانی نزد صاحب خود می‌آید و می‌گوید همان گونه که مرا ضایع ساختی خدا ضایع و تباهت سازد.

حال ببین این نمازی که ما چشم شفاعت به آن داریم چگونه به ما نفرین می‌کند. "ویل لمن کان شفعائه خصمائه" یعنی وای به حال کسی که شفیعان او دشمنانش باشند.

امیدوارم توانسته باشم گوشه‌ای ازحقایق ظاهری و باطنی نماز را بیان کنم و حقّ بندگی خود را به مولایم ادا نمایم. از مولایم می‌خواهم به این حقیر سراپا تقصیر و به شما عزیزان ، توفیق نماز مقبول عنایت فرماید.آمین

                                                                                     

الهی هذه صلوتی صلّیتها لا لحاجة منک الیها و لارغبة منک فیها الا تعظیما و

طاعة و اجابة لک الی ما امرتنی به الهی ان کان فیها نقص من رکوعها او

سجودها فلا تواخذنی و تفضّل علیّ بالقبول و الغفران.

(از تعقیبات مشترکه نماز)



:: موضوعات مرتبط: نماز (دعاهای قنوت و اوقات و اسرار و گنج نماز)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴
زمان : 16:2
گنج نماز - قسمت 2



غسل:
همانطوري كه گفته شد مقدمه ورود در حقيقت نماز، طهارت است كه مقداري از حقايقش گفته شد. ظاهر طهارت ، غسل و وضو مي‌باشد. غسل، براي مؤمن حدث اكبر را از بين مي‌برد و وضو ، حدث اصغر را. اگر كسي هزار بار در آب فرو رود ولي نيت غسل نداشته باشد ، عمل غسل از او قبول نمي‌شود پس غسل با نيت ، درست است. زيرا نيت در قلب است و حدث اكبر ، غلبه‌ی نفس حيواني است در دل كه با عملِ غساله با نيت فشردگي انجام مي‌شود و بدن با انجام دادن عمل غسل ، تطهير شده و آنگاه ورود به نماز پيدا مي‌كند.
عدد ابجد کلمه غسل= 1090 و جایگاه عددی کلمه غسل=55 است که برابر عدد ابجد نُه به جایگاه عددی 19 می‌باشد(55=نُه=19).همانطور كه حيوان حلال گوشت براي ذبح بايد ذكر بسم الله برايش گفته شود كه از حيوانيت ، اجازه ورود در زندگي انساني (در وجود انسان) پيدا كند. پس فرد هم با غسل ، در بالاترين عدد كه الف (يعني 1000) است ، پشت عددِ 19 ؛ همان تعدادِ حروف بسم الله الرحمن الرحيم قرار مي‌گيرد تا طهارت پيدا كند و حدث اكبر از بين ‌برود.
وضو:
از ريشه وضي گرفته مي‌شود. و از معاني ضياء است يعني نور دهنده و از سر تا روي پا (مسح سر و پا) و با شستن صورت و دست‌ها ، تمام نماي وجودي ، نیّر مي‌شود! عمل در دنيايي كه حقيقتش ، ليل است بايد با نور باشد پس عبادت بدون نور ، باطل است! {نکته:از لحاظ علمی هم گفته می‌شود که در تمام مراحل وضوگرفتن با 7 چاکرای بدن سروکار داریم(چاکراها،نقاط ورود و خروج انرژی به بدن هستند).در تمام مراحل از چاکراها به وسیله آب که منبع پاکی و قداسته، انرژی‌های منفی بدن را به سمت خارج ، دفع کرده و در مرحله آخر یعنی مسح پا (تنها جاییکه از پایین به بالا؛از انگشت شست پا دست را به بالا می‌کشیم) انرژی مثبت را وارد بدن می‌کنیم! پس غیر از این است که با وضو نورانی می‌شویم؟!}
از امام صادق(ع) نقل مي‌شود كه اگر نماز با توجه و حضور قلب مي‌خواهيد بخوانيد باید وضوي كامل و صحيح و خوبي داشته باشيد . و جالب است كه تمام اعمال عبادي باید با نيت قربة الي الله و رضاي خدا باشد وگرنه قبول نمي‌شود، زيرا نيت پاك و صحيح (طبق حدیث) نورِ باطني است و قلب با نور نيّت ، پاك و منوّر مي‌شود. و مي‌فرمايند فرداي قيامت هر كس به نيّتش ، مزد مي‌گيرد.
خمس:
همانطوركه از احكام قبول شدن نماز، طهارت (وضو و غسل و نيت) گفته شد اما طهارت ، در خمس جلوه مي‌كند(خمس يعني یک پنجم مال خويش را در شرائط احكامي ، به صورت سهمِين که همان سهم امام و سهم سادات می‌باشد به اهلش دادن). یعنی انسان مؤمن بايد طبق احكام ، خمسی که گردنش است را بپردازد تا ورودی در طهارت نماز پیداکند.
خداوند متعال در آيه 41 سوره مباركه انفال (اولین آيه جزء دهم قرآن) ، حكم خمس را بیان مي‌فرمايد. همه مؤمنین بايد يك روز از سال را براي خود ، سال خمسي قرارداده و سالي يكبار، حساب مال و زندگي خويش را خدمت پروردگارعالم از بابِ تطهير عرضه كنند ، تا در قيامت از بطنِ خمس ، اموالِ طاهر خود را تحويل گيرند و آنجا به فضل پروردگاریکتا ، كمبود نداشته باشند. حال اگر با پول خمس نداده آب غسل و وضو را تهیه کند و یا با لباس خمس نداده ، نماز بخواند يا هر كاري انجام دهد نمازش حتي حج انسان باطل مي‌شود. كسي كه با مال غصبي ارتزاق كند و وسائل تهيه كند ، نمازش باطل مي‌شود.
اخلاص در نيت و عمل:
 شيخ عارف، جمال الدين، احمد بن فهد حلي در كتاب" عده الداعي" از معاذ بن جبل روايت كرده است كه به اتفاق رسول خدا(ص) بر مركب سوار بوديم عرضه داشتيم يا رسول الله پدر و مادرم فدايت، حديثي براي من بازگو. در همان حال كه مي‌رفتيم حضرتش نظري به آسمان افكند و گفت:خداي را سپاس كه هر چه بخواهد بر خلق خود جاري و روا مي‌سازد. پس از آن فرمود: معاذ اينك حديثي كه هیچ پيامبري براي امت خود نگفته است براي تو باز مي‌گويم كه اگر به حفظ آن همّت كني در زندگي سود بري و اگر بشنوي و به آن عمل نكني حجتي براي تو نزد پروردگار باقي نخواهد ماند.
"خداوند عزّوجلّ پيش از آفرينش آسمان‌ها ، هفت ملك خلق كرد و در هر آسمان يكي از آن ملائك را مقرّر و معيّن فرمود و بر در هر آسمان، ملكي را حاجب و دربان گماشت. چون فرشتگاني كه مأمورند اعمال بندگان خدا را از بام تا شام بنويسند بخواهند عمل بنده‌اي را كه از آن نوري چون خورشيد تابان است صعود دهند آنگاه كه به آسمان نخستين رسند ناگاه ملك آن آسمان فرمان دهد "باز ايستيد و اين عمل برصورت صاحبش فرو كوبيد كه من ملك غيبتم و اجازه نخواهم داد عمل آن بنده را كه به غيبت آلوده است عبور دهيد خدايم مرا به اين كار مأمور فرموده است."
بار ديگر كه فرشتگان ، عمل صالح ديگري را با خود به آسمان دوم بالا برند، باز ملك آن آسمان دستور توقف دهد و گويد:" اين عمل را بر صورت صاحبش فروزنند كه اين آدمي از كار و عمل خود، تنها به دنيا چشم داشته و من صاحب دنيايم و اجازه نمي‌دهم چنين عملي را از اينجا بالا ببرند."
فرشتگان بار دگر عمل نيك بنده‌اي را كه از صدقه و نماز خود مسرور و شادمان است، تا آسمان سوم بالا مي‌برند ناگهان ملك سومين آسمان بانگ برمي‌دارد "باز ايستيد و اين عمل را بر صورت و پشت صاحبش بكوبيد كه من ملك كِبرم اين بنده از عمل خود به کبر افتاده و در محافل به آن فخر و تكبر فروخته است پرودگارم فرمان داده است كه عمل از اينگونه را از خويش اجازه عبور ندهيم."
باز فرشتگان ، عمل بنده‌اي را كه همچون ستاره‌اي در آسمان مي‌درخشد، با خود صعود دهند اين بنده زمزمه تسبيح حق و روزه و حج داشته است. ولي چون به چهارمين آسمان رسند ملك آن آسمان گويد" باز ايستيد و اين اعمال را بر پيكر صاحبش فرو كوبيد كه من ملك عجب و خود پسنديم اين بنده به خود معجب شده و عملش او را به عُجب آورده است. پروردگار فرمانم داده است كه تا به اين گونه اعمال، پروانه فراز ندهم."
اين مرتبه فرشتگان عملي به زيبايي عروس حجله با خود به آسمان‌ها برند صاحب اين عمل جهاد نموده و در ميان نمازهاي فريضه، نافله به جا آورده و عملش همچون شتري شيحه مي‌كشد و روشنايي از آن چون خورشيدي تابد تا آنكه به آسمان پنجم رسند اما باز هم ملك آن آسمان فرمان دهد "توقف كنيد و اين عمل را به صاحبش برگردانيد هر كسي كه علمي يا عملي در طاعت حق تعالي دارد به حسد بيفتد و چشم ديدار كسي را كه از وي در علم و عبادت برتر است ندارد و در حق او سخني ناروا مي‌گويد" خلاصه آن عمل بر گردن عامل آن باز مي‌شود و آن اعمال و عبادات، او را لعنت و نفرين كنند.
بار ديگر فرشتگان، نماز و زكوه و حج و عمره بنده‌اي را تا آسمان ششم مي‌برند اما باز ملك آن آسمان ندا در دهد كه باز ايستيد. من ملك رحمتم. اين عمل را به صورت صاحبش بر زنيد و نور از ديدگانش باز گيريد كه اين بنده را به مردمان ، ترحّمي نيست و چون كسي به گناهي گرفتار آيد و يا به سختي و مصيبتي در دنيا مبتلا شود ، زبان به شماتت و سرزنشش گشايد پروردگارم امر داده است تا اعمال چنين مردمان را نگذارم كه من عبور دهند.
باز هم فرشتگان حفظه، جهد و كوشش در طريق عبادت و ورع و پارسائي بنده‌اي را كه چون رعد مي‌غُرّد و چون برق مي‌جهد و نور مي‌بخشد و با آن سه هزار فرشته همراهي مي‌كنند تا به آسمان هفتم بالا مي‌برند. ليكن ناگهان ملك آن آسمان فرمان مي‌دهد" باز ايستید و اين عمل را بر چهره صاحبش فرو كوبيد" من ملك حجابم و از آن اعمال كه محض پروردگار نباشد، ممانعت خواهم كرد. اين بنده از اعمال خود، رفعت و منزلت خويش نزد بزرگان مي‌طلبيده ؛ خواسته است كه نامش را در محافل باز گويند و در شهرها مشهور و معروف گردد .خدايم دستور داده است تا اعمال و عبادتي را كه محض پروردگار نباشد اجازه صعود ندهم.
و بالاخره فرشتگان، نماز و روزه و حج و عمره و حسن خلق و سكوت و ذكر فراوان بنده‌اي را كه به اعمال خود شادمان و مبتهج (روسفيد) است و با آن همه فرشتگان آسمان‌ها و ملائك هفتگانه همراهند، صعود دهند و پرده‌ها را يك به يك از پيش بردارند و در برابر حق تعالي قرار دهند و به عمل و عبادت او گواهي دهند. اما خداوند عزوجل فرمايد: اي فرشتگان شما حفظه اعمال بندگان من هستید و من خود ، مراقب آنچه در باطن و قلب آنان مي‌گذرد مي‌باشم، اين بنده در عبادت خود خالص نبوده و آن را به خاطر من انجام نداده است لعنت من بر او باد و فرشتگان نيز او را نفرين و لعنت كنند.
از گفتار پيامبر(ص) معاذ به زاري افتاد و گفت اي رسول خدا(ص) پس مرا چاره چيست؟ چه بايد بكنم؟ فرمود: اي معاذ، در يقين و اعتقاد به پيامبر خود اقتدا و از او پيروي كن، گفتم: شما پيامبر خدايي و من معاذم. فرمود: اي معاذ اگر در عمل خود تقصيري و كوتاهي مي‌بيني، پس دست كم، زبان خويش از برادران خود و از حاملين قرآن دور دار و گناهان خود را خود به گردن گير و بر دوش ديگران ميفكن و با مذمّت و بدگويي نسبت به آنان در صدد تحسين و تنزيه خويشتن مباش و با فرو افكندن ايشان يا به منزلت و رفعت خويش، استوار نكن. هرگز در اعمال خود ، ريا و سالوس مكن و دنيا را در آخرت خود راه مده و در محفل خود، زبان به دشنام ديگران باز مکن، تا از گرد تو پراكنده نگردند و در حضور يكي به ديگري نجواگونه سخن آغاز نكن و خود را برتر و والاتر از ديگران مشمار تا خيرات جهان از تو منقطع نشود. و خلق را به باد طعنه مگير و زبان از گزيدن ايشان بازدار تا گرفتار لعن و گزيدن سگان اهل جهنم نگردي، خداوند متعال فرمايد: "الناشطات نشطا"مي‌داني كه ناشطات چيست؟ اين همان سگان اهل جهنم اند كه گوشت و استخوان را مي‌گزند و مي‌جوند. گفتم: يا رسول الله، كيست كه بتواند اين خصال را در خود جمع سازد؟ فرمود: اي معاذ ! اگر خدا بخواهد آن را براي بنده خود آسان مي‌كند و آنگاه كه مشيت حق باشد ديگر چه اهميتي خواهد داشت. راوي مي‌گويد: معاذ را پس از اين واقعه مي‌ديدم كه پيش از آن كه به تلاوت قرآن بپردازد، به تلاوت اين حديث مشغول است.
اميرالمؤمنين علیعليه‌السلام در وصيت خود به كميل فرمود: اي كميل، نماز و روزه و صدقه را ارزشي نيست ، مهم آن است كه نماز را با قلبي پرهيزگار به جا آورند و اعمال آدمي مورد رضايت حق تعالي باشد و خشوع كامل بر قلب ، فرمانروايي كند و كوشش در آن با دوام باشد.
   نيست جر تقوي در ره توشه‌اي                نان و حلوا را بنه در گوشه‌اي
قبله
همانطورکه می‌دانید بر ما واجب است که نماز را رو به قبله بخوانیم و در غیر اینصورت نماز باطل است پس قبله ، یکی از شروط قبولی نماز است.
می‌دانید که رکن اول اصول دین ، توحید است. در قرآن کریم هم یک سوره مبارکه به نام توحید است که نام دیگرش اخلاص می‌باشد و اخلاص به معنی مخلص شدن به درگاه الهی و خالص شدن از همه‌ی ناخالصیهای حیوانی و شهوانی و هواهای نفسانی و به معنای زیباتر یعنی خالص شدن از ماسوی‌الله و همه شیطانها و خناسها و فقط ، بنده خالص پروردگار یکتا شدن!
تنها و فقط در فروع دین ، نماز است که واجب است به هنگام این فریضه ، صورت و تمام بدن و مخصوص قلبمان ، رو به خانه خدا که خانه توحید و اصل دین و اخلاص واقعی است ، باشد. پس نماز است که تمام عقربه‌های اعمالمان را در جهت خانه خدا و متوجه صاحب خانه می‌گرداند.
معارفی از قبله   
خانه مبارک خدا ؛ مسجد الحرام ، بیت الله الحرام ، بیت العتیق ، خانه کعبه و حرم امن الهی و به تعبیر قرآن ؛ بکّه و مبارک وضع گردیده است و نامیده می‌شود.
طبق آنچه که در روایات مستند آمده ، در 25 ماه ذیقعده که ماه یازدهم سال قمری است ، اولین نقطه خشکی به نام ارض، روی آب خلق شد (نکته:اول خلقت در ظهور نقطه است) و خشکی از این نقطه به تمام کره زمین کشیده شد(دحوالارض)
{آیه 30سوره مبارکه نازعات:والارض بعد ذلک دحاها ؛ و پس از آن زمین را بگستراند. و آیه 6 سوره مبارکه شمس:و الارض و ما طحاها؛و سوگند به زمین و آنکه آن را بگستراند. و آیه 96 سوره مبارکه آل عمران:اِنّ اوّل بیت وُضع للناس للذی ببکّةَ مبارکا و هدی للعالَمینَ ؛ نخستین خانه‌ای که برای مردم بنا شده (به دست پیامبران الهی) همان است که در مکه است ، خانه‌ای که جهانیان را سبب  برکت و هدایت است. و خداوند متعال این بیت را در آیه اول سوره مبارکه اسرا ؛ مسجدالحرام نامیده است}.
پس درواقع پروردگار عالم می‌خواهد همه بندگانش را متوجه یک نقطه و متوجه یک خانه و متوجه یک خدا گرداند و به سوی یک قبله بخواند! و جالب است که در قرآن کریم اسم کلمه قبله ، در 14 آیه مبارکه و کلمه وضع 4 بار آمده است.بنابراین همه انسانهای مسلمان و مؤمن و معتقد باید در هنگام نماز رو به سوی قبله که همان خانه خداست و مسجدالحرام است ، بایستند. و حروف کلمه قبله ، همان حروف کلمه قلبه ! زیرا خانه خدا، قلب کره زمین است!
همانطورکه اولین قسمتی که از بدن ما در دنیا (جنین،در شکم مادر) اعلام حیات می‌کند و زندگی جنینی ما شروع می‌شود ، قلب است ؛ اینجا نقطه ارض زندگی ماست که به قدرت لایزال خالق یکتا به تمام بدنمان دحوالارض می‌شود(یعنی حیات جسمانی به تمام بدنمان کشیده می‌شود) آیا همه عروق و سلولها و گردش خون به گرد قلب ، در طواف نیستند؟! و دائما این قلب است که با دگرگون کردن ممات به حیات ، لحظه به لحظه زندگی ما را تداوم می‌بخشد! پس همانطورکه بیان شد خانه خدا که قلب کره زمین است ( حروف قبله همان قلبه! )، دگرگون کننده و میزان کننده و حیات دهنده عالم است که درواقع  در ظاهر، بیت الله الحرام است و در باطن ، آل الله(صلوات الله علیهم اجمعین) هستند چون این بیت یک جسم دارد و یک روح که هر دو تطهیر محض و مسجد هستند.چون راه عروج و وصل (هو) است (قل هو الله احد) جسم، همان کعبه است و روحش،14 معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین)   کعبه سنگ نشانی است که ره گم نشود   
                                       حاجی احرام دگر بند که دیدار آنجاست
معرفت این قبله زیبا برهمگان واجب است تا به حقیقتش ، قلب به قلب وصل شود ، آنگاه نماز واقعی اقامه می‌شود! و تمام نماز ، توجه قلبی است اما بدون معرفت ، میسر نمی‌شود .
1-از جهت عددی کلمه خشکی و کلمه ارض(حروف کلمه ارض و رضا ، یکی است) هم به فارسی و هم به عربی، معانی زیبایی را افشا می‌کند.عدد ابجد کلمه خشکی=930 است که در جمع 12 می‌شود (12=0+3+9) و جایگاه عددیش 66 ، برابر با عدد ابجد نام زیبای الله(جلّ‌جلاله) است. که انسان مؤمن در هنگام سجده باید سر بر خشکی پاک یا سنگ پاک گذارد چون تمام شناسنامه ارض، خداشناسی است! و چون خلقت ما هم از خشکی(یعنی خاک) است پس باید این خشکیِ وجودمان به نیت قلبی خالصانه به روی خشکی زمین ، برای بندگی خدا ، سجده کند . بنابراین بهترین خاک را تربت فرموده اند که جانِ خاک و آن ، تربت پاک 14 نور مقدس معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) و مخصوصا دو تربت امام حسین(علیه السلام) و امام رضا(علیه السلام) است که در ادامه توضیح داده خواهد شد.
عدد ابجد کلمه تربت=1002 است و جالب اینکه جایگاه عددی کلمه تربت هم 66 می‌شود و در جمع 12 !(66=الله=خشکی=تربت)
عدد ابجد کلمه ارض=1001 برابر با عدد ابجد نام زیبای رضا(علیه السلام) است.جایگاه عددی کلمه ارض=47 است که برابر با جایگاه عددی نام مبارک رضا (علیه السلام) و حسین(علیه السلام) می‌باشد.
 2-تربت وجود مبارک امام حسین(علیه السلام) هم مُهر نماز است ، هم تنها تربتی است که خوردنش اشکال ندارد و حتی شفادهنده و احیاکننده و زنده کننده قلوب است {شیعیان کام نوزادانشان را به هنگام تولد با کمی از تربت آقا برمی‌دارند که انشاءالله شیعه و پیرو ائمه (صلوات الله علیهم اجمعین) و بنده خالص خدا و سرباز امام زمانشان شوند.}
3-اما تربت امام رضا(علیه السلام) مُهر قبولی و مُهر خاتمه زندگی دنیا و ورودی پیداکردن به قرب الی الله است. زیرا به شرط رضا(به رضای خدا)،اعمال ما به درگاه الهی قبول می‌شود. حضرت در حدیث سلسلة الذهب فرمود: لااله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی .و بعد فرمود:بشرطها و شروطها و انا من شروطها.حتی نقل است که دست مبارک را بر سینه گذاشتند و به خود اشاره کردند و فرمودند:انا من شروطها.یعنی لا اله الا الله ، قلعه محکمی است که هر کس در آن راه پیداکند ، امنیت کامل دارد اما به شرط وجود مبارک رضا(علیه السلام) که ایشان، مجرای رضای خداست.
خوب دقت کنید! از اعجاز تولد آقا این بود که مشتی از تربت بهشت که رضوان خداوند است با ایشان به زمین اسفل السافلین آمد و این تربت در طوس جای گرفت! جالب است که عدد ابجد کلمه طوس=75 و برابر با جایگاه عددی نام "امام رضا"(علیه السلام) است که اینجا شد محلّ شهود همه آسمانها و زمین و محلّ وصل عالم رضوان و بهشت الهی به این عالم خاکی و محلّ شهود همه عالمیان است پس بدون این محوریت ، راه به رضوان الهی نداریم.
4-حروف کلمه ارض (که اولین نقطه خشکی روی زمین است) برابر حروف رضا است. بنابراین محورِ خانه مبارک خدا، کلمه رضا (علیه السلام) است که تمام مخلوق از عالم اعلا و سرّالاسرار تا عالم اسفل السافلین ، در طواف این یک محور هستند که حقیقت و جان قبله ، همان رضای خداست! و همه معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) ، مجموعه‌ی گنج رضای خدا هستند که به خواستِ خداوند متعال ، ظهور این محوریت به امام هشتم است.
5-حال خوب دقت کنید! سال قمری به ماه حرام محرم شروع می‌شود که این شروع با دهه‌ی اول عاشوراست به امامت امام حسین(علیه السلام) ؛ تربت و مُهر اول ، در شروع اول سال! اما در آخر ماه صفر شهادت امام رضا(علیه السلام) است. که صفر با (ص) است نه سفر با (س) ، زیرا سفر با (س) هرقدر هم طولانی باشد ، آخرش با عمر دنیا تمام می‌شود اما امام حسین(علیه السلام) با دهه‌ی اول محرم ، سال را به گنج عشرِ وجود مبارک خودش شروع و همه را دعوت به میدان عاشورا می‌کند تا در صَفرِ حقیقی ، همه با کاروان نورانیش که 18 سَر بریده بر نیزه است و امام اربعینیان با غل و زنجیر ؛ حدود دارِ ولایت گنج عاشوراست و به کاروان سالاری زینب کبری(سلام الله علیها) این صفر با (ص) را به اربعین واقعی سبز کرده و حق را بر باطل پیروز و خون را بر شمشیر غالب و اتمام صفر را در ماه صفر به مُهر رضا(علیه السلام) و قبولی رضای خدا تمام کند.
6-پس صَفرِ حقیقی برای همه ما هست . خوشا به حال هر کس که به مُهر رضا بر تمام اعمالش ، جان را تسلیم کند که آنگاه ورودی در حصنِ لا اله الا الله پیدامیکند و قبرش می‌شود امن مِن عذابی ! آیا وقتی ما را وارد قبر می‌کنند با سر، ورودی پیدا نمی‌کنیم ؟! اینجا تسلیم حقیقی است و آن خاک هم انشاءالله تربت رضا(علیه السلام) است. در قبر هم دست و پایمان را رو به امام رضا(علیه السلام) و سرمان را رو به قبله قرار می‌دهند. پس اینجا هم می‌رسیم به قبله و حقیقتا می‌رسیم! دست و پایمان که اعمالمان از آنها صادر شده ، اول باید مُهر رضا بگیرد تا صورت حقیقی عملمان خودش را در آینه قبله واقعی ببیند!
در حدیث آمده : هنگامیکه صورت بعضی از بندگان خدا را (در قبر) رو به قبله می‌گذارند، ندا می‌آید به ملائک که روی او را از من برگردانید چون مُهر رضا ندارد! چون او در دنیا هرگز برای رضای من ، صورت قلبش را رو به من نکرده است!
7-پس چه بسا رو به قبله بایستیم و هرگز قلبمان متوجه قبله نباشد! استغفار کنیم و از خدا بخواهیم ما را ببخشد و لذت بندگیش را به ما بچشاند تا در هیچ لحظه عمرمان، قلبمان از قبله جدا نشود (نه تنها فقط در نماز) که خوشا آنانکه دائم در نمازند یعنی همانهایی که هرگز از مجرای رضای او جدا نمی‌شوند و خود را دائما در محضر او می‌بینند و تقوا پیشه می‌کنند.
8-تمام اعمال ما بسته به نیت است.که عدد ابجد کلمه نیّت=470 برابر با عدد ابجد کلمه عشق است. و این نیّت ، همان کسبِ رضای خداست.نماز بدون رضا ،باطل . روزه بدون رضا، باطل. حج بدون رضا ، باطل و ... حتی تمام اعمال و امورات و اخلاقیات و اتفاقات ، همه در طواف رضاست.
9- پس اینکه روی قبر می‌نویسند آرامگاه یعنی جایی که انسان به رضای خدا یعنی آرامش ابدی می‌رسد ، پس برایش آرامگاه می‌شود.
10-پس دلیل اینکه می‌فرمایند هر کس زیارت مقبول امام رضا(علیه السلام) نصیبش شود ، ثواب 70 تا 70 هزار حج عمره و تمتع مقبول به او عنایت می‌شود. این است که چون انسان مخلص (همراه همه مخلوقات)، غرق در طواف به گرد رضای خدا می‌شود و این زیبایی است که وقتی حج نصیبمان شود آنجا باید 7 بار دور خانه خدا طواف کنیم یعنی به ظاهر هم با 7 طبقه زمین و 7 طبقه آسمان و تمام مخلوقلت همراه شویم، شاید ما هم به رضای او برسیم.انشاءالله
11-امام رضا(علیه السلام) فرمود:هر کس به زیارت من بیاید ، سه جا به دیدنش میروم.... این سه جا یکی :وقت جان دادن است که اگر او مُهر رضا را به ما دهد، جان دادن برایمان شیرین میشود. دوم شب اول قبر که مُهر دوم را به تمام اعضا و جوارح ما به عمل بزند تا عذاب قبرنداشته باشیم و به مُهر رضا ما را به بهشت اعلاعلیین راه دهند. و سوم کنار صراط که با این مُهر قبولی رضا ، انشاءالله بدون معطّلی و به سرعت نور از صراط بگذریم و به رضوان الله اکبر ورود پیداکنیم .اللهم الرزقنا
12-پس تربت امام حسین(علیه السلام)،اول زندگی ما را به طهارت ، مُهر میزند(انشاءالله) و وقت رفتن از دنیا هم ، از تربت به دهان محتضر می‌گذارند تا به طهارت ، دهانش برای جواب به سؤال نکیر و منکر باز شود (درون را تطهیر میکند) و مُهر امام رضا(علیه السلام) ، تضمین مُهر امام حسین(علیه السلام) است که الی یوم القیامة به صَفرِ حقیقی می‌رساند.
13-عدد ابجد کلمه قبله=137 می‌باشد و جالب است که 37 ، برابر با عدد ابجد نام مبارک "اول" خداوند است که طبق آیه 96 سوره مبارکه آل عمران: اِنّ اوّل بیت وُضع للناس للذی ببکّةَ مبارکا و هدی للعالَمینَ ؛ یعنی اول خانه‌ای که برای مردم بنا شده (به دست پیامبران الهی) همان است که در مکه است ، خانه‌ای که جهانیان را سبب  برکت و هدایت است.پس اول و آخر ، ظاهر و باطن اوست!
عدد اول که سِرّالاسرار معرفی ذات اقدس خودش است یکی از زیباترین و پراسرارترین گنج ظهور اسمائی خداوند است(به عدد ابجد 37). همانطورکه یک دانش آموز باید شروع عِلمش از کلاس اول باشد که درحالیکه پایین‌ترین رتبه علمی است اما در این سال ، گنج حروف و اعداد(الفبا و ریاضی) و چگونه کلمه شدن و به معنا رسیدن را می‌آموزد و اعداد را به جمع و منها و خواندنش می‌شناسد. که اگر دقت کنید ! تا آخر عمر، هیچگاه کلاس اول از ما جدا نمی‌شود حتی اگر به درجات عالی علمی برسیم .
پس این ندا باید دائم در گوش و قلبمان زنگ بزند که هو الاول و الاخر و الظاهر والباطن. هرچه داریم و به هر جا برسیم و هر چه به ما بدهند و تا قیامت همراهمان است و باید ببریم ، همه باید فقط و فقط او باشد ، بندگی او و رضای او، وگرنه هیچ نداریم!
پس قبله در عدد(137)، نگهداری نام او ، یاد او و محوریت وصل به اوست.عدد 137 معنی می‌شود به 100 =ق که نگهدارنده است و 37=اول ، پس 137 یعنی نگهدارنده تمام گنج اول تا آخر و تمام گنج ظاهر تا باطن. بنابراین نماز بدون قبله، باطل است و نماز بدون حضور قلب یعنی بی ادبی به ساحت پاک قبله.
14- شناسایی خانه کعبه:
آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا خانه کعبه به صورت مکعب است؟! کعبه 6 وجه دارد که هر وجه به شکل مربع است و 4 ستون دارد( که به آن رکن می‌گویند) ؛ رکن یمانی : جایگاهی که دیوار شکافته شده و محل ورود و خروجی برای تولد مولود کعبه ؛ اسدالله الغالب ؛ مولی المتقین و مولی الموحدین ؛ امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(علیه السلام) است(جالب اینکه حدود 14متر است). رکن شامی ، رکن عراقی و رکن حجرالاسود. خیلی زیباست که به خانه کعبه ، خانه عتیق هم میگویند ؛ عتیق یعنی به هیچ مالکی وابسته نیست و از هر صاحبی ، آزاد است و فقط مخصوص خداست و هیچ کس نمیتواند صاحبش شود الی یوم القیامة.
15-ارض، اولین نقطه خشکی است که زیر خانه خدا قرار دارد. در این نقطه به امر خداوند قادر متعال ، به دست پیامبران پاکش ، خانه کعبه(خانه خودش) بنا می‌شود.پس شناسنامه خداوند است زیرا این خانه را به نام خانه توحید بنا کرده‌اند که توحید، اصل اول اصول دین است و در قرآن کریم یک سوره به نام توحید آمده است که نام دیگرش اخلاص می‌باشد شاید برای همین است که یکی از نام‌های خانه خدا، بیت العتیق است یعنی خانه آزاد و آزاد کننده بندگان از همه قیدها و وسواسها و خناسها یعنی به اخلاص رساننده که همان جدا شده و آزادشده است.
16- همانطور که اشاره شد عدد ابجد کلمه ارض=1001 است که حروفش همان حروف رضا(علیه السلام) است{ارض=رضا=1001}. تعداد اسماء الحسنی پروردگار عالم در جوشن کبیر 1001 اسم است.عدد 1 (=ا)برابر حرفِ اول و عدد 1000 (=غ) برابر آخرین حرفِ الفبای ابجد(28 حرف) است . تمام قرآن عزیز که حامل کلّ 1001 اسماء و کلّ اسرار هستی است، از این 28 حرف است یعنی باطن 1001 می‌باشد.پس خانه کعبه یعنی کلّ قرآن !
17-باطن کعبه: به خواست خداوند متعال ده سال پیش از مبعث، دیوار کعبه شکافته(گشوده) شد و گنج اسرارِ نبأ عظیم ؛ مولود کعبه قدوم مبارکش به دنیا ظاهرشد. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به عدد 12 متولد شد{یک خودش+11 ذریه نورانی معصوم(ص) در بطنش} پس باطن کعبه به عدد 12 گشوده شد! و خیلی زیباست که حضرت علی(علیه السلام) صاحب عدد30 است ؛ 30 سال پس از تولد پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلم) بدنیا آمد در مجرای توحید به حرف ل =30 (در خانه کعبه) متولد شد و تا 30 سال پس از رحلت ایشان زندگی فرمودند و در سال 40 هجری به شهادت رسید که به عدد حرفِ م (=40) ؛میم آخرِ بسم الله الرحمن الرحیم ، عالم را قلب به میم فرمود. عدد 30 برابر با عدد ابجد حرف ل به جایگاه عددی 12 است! و در عربی حرفِ ل یعنی برای و این حرف، در ملکیتِ مالک الملک پروردگار عالم است که همه عالم ، مجرای حرفِ ل یعنی لا اله الا الله است که این کلمه طیبه هم 12 حرف دارد!  پس حضرت ، هم ظاهر و هم باطن عالم را در اسرار توحید پرده برداری فرمود و خود، مولی الموحدینِ عالم است و خود، کاتب کتاب الله و کلام الله ؛ قرآن کریم در 30 جزء می‌باشد.
18-ظاهر کعبه: خانه کعبه 4 رکن دارد و هر طرف آن هم به شکل مربع است که 10=4+3+2+1 ؛ حقیقت گنج عشر است.و همانطورکه می‌دانید سقفِ 4 گوش روی 4 رکن است که می‌شود 4 روی 10 یعنی حقیقت وجود مبارک چهارده معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین)! { سقف کعبه تقریبا به شکل مستطیل است (استیلای قدرت پروردگار یکتا) که در دعای سحر می‌خوانیم:اللهم انی اسئلک من قدرتک بالقدرة التی استطلت بها علی کل شیء و کل قدرتک مستطیلة} پس باطن خانه کعبه 12 شد و ظاهرش 14! چند نکته در خود نهفته دارد که در زیر به آن اشاره می‌شود:
18-* اول اینکه به 4 رکن ، عدد 10 بدست میآید(اتممناهابعشر). همانطورکه اشاره شد مولود کعبه ؛ حضرت علی(علیه السلام) به عدد 12 بدنیا آمد که 12=جایگاه عددی حرف ل=30 .حال آیا ما درتمام ساعات و روزهای سال در 12 ماه و 30 روز ماه ، غرق نیستیم؟!
*درواقع تمام این ایام ، در ولایت 12 امام معصوم(علیه السلام) غرق است اما به شرطی به قبولی تمام می‌رسید که به اتممناهابعشر وصل شود.یعنی شرط قبولی ، همان قبله ایست که 4 رکن دارد و همان قبله ایست که 14 نور مقدس(صلوات الله علیهم اجمعین) ، روح ولایت خلیفة الهی‌اش است.
*به خاطر این است که تمام سال قمری در دوازدهمین ماه آن که ذیحجه است،باید همه به 10 روز اول آن وصل شوند(مخصوص در حج واجب) تا یک سال که 12 ماه است همه به اربعین لیله برسند و برای آخر سال به طهارت ، وارد محرمِ سال جدید شوند چون دهه عاشورا ، دهه طُهر است. و تمام شدن صَفرش هم (بعد از روز اربعین تا آخر صفر) یک دهه طُهر است برای ترک عالم دنیا به آخرت.
حال اگر قبله را خوب شناختی با قلبی پر از معرفت آن را دریاب که نماز بی امام ، باطل است و امام زمان(علیه السلام) ، امام این قبله است و همیشه قائم بر نماز است و تا نماز به ایشان وصل نشود به قرب الی الله نمی‌رود. تا به رضای او نرسد ، به رضای خدا نمی‌رسد.اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر
هر کس به نماز مقبول رسید ، قبله را نگه میدارد و انشاءالله به عدد 37 میرسد یعنی شاگرد اول می‌شود. عدد 37 برابر با جایگاه عددی نام حسن(علیه السلام) و برابر عدد ابجد نام زکی است یعنی اگر نمازِ حسن بیاوری ، زکی یعنی نورانی می‌شود و نمره اول به شما می‌دهند که این نماز ، نماز مقبول است.
چرا گفتن اذان و اقامه (برای نمازهای واجب) ، مهم است  
اذان یعنی چه؟ اِذن به معنی اجازه دادن است اما اگر بگوییم اُذ ُن ، معنی‌اش می‌شود گوش. بنابراین می‌توان گفت (از جهت معنای ریشه کلمه) اجازه داده می‌شود تا گوش صدایی را بشنود! در اینصورت این صدا باید مهم باشد و شنیدنش یک نوع منفعتی برای شنونده دارد و ندا از یک خبری است!
پس کلمه اذان یعنی اعلام کردن. آن خبر مهم! و امر گفتن این اعلام از صاحب الامری است که باید خبررسان‌ها در جایگاه‌های مخصوص اعلام این خبر کنند! بنابراین جایگاه اذانگو را مؤذنه می‌گویند و این جایگاه در کنار گنبد مساجد یعنی جایگاه عبادت و فریضه واجب به صورت گلدسته‌های بلند ساخته شده که مؤذن (اذان گو) بر آن بلندی که در قداست آن جایگاه به گلدسته نام گرفته است، بالا برود و اذان بگوید تا صدایش به اطراف برسد.
نتیجه می‌گیریم که به اذن خداوند کریم ، مؤذن در جای مشخص و مقدس و در وقت مشخص ، مردم را با گفتن اذان به سوی نماز دعوت می‌کند. یعنی یا ایها الناس ! پروردگار عالم اجازه ورود(اذن دخول) می‌دهد به همه‌ی بندگانش با هر نژاد و موقعیت و سِن(پیر و جوان) و جنسیتی(زن و مرد) و ... ، تا از مجرای صلوة به آنها صله دهد!
چون درهای آسمان‌ها باز می‌شود ، تمام عرش و کرسی ؛ حامل باطنِ جماعت می‌شوند که در محاذی ستون‌های کرسیه السموات و الارض ، خانه خداست. و صاحب نماز بپا می‌خیزد ؛ قائم بر حق نماز را اقامه می‌فرماید از درون خانه خدا ، امام و حجت خدا ؛ صاحب عصر و الزمان ، نماز را بپا می‌کند!
حالا بدانید که آسانسور به اعلا و قرب الی الله و رضای حق رسیدن ، فقط صاحبِ نماز است که اگر در هر جای دنیا باشی و با هر کوله باری از اعمال ، اگر به واقع وضو بگیری و رو به قبله خانه خدا کنی و در هنگام اذان ، لبیک به حق گویی ، در این جماعت عظیم شرکت می‌کنی!
آیا این همه زیبایی اذان، برای این صله و رحمت خدای مهربان نبود؟! پیامبر اکرم(ص) فرمود: الصلوة معراج المؤمن ؛نماز وسیله عروج مؤمن است. پس در اذان می‌شنویم و می‌خوانیم حیّ علی الصلوة ،حی علی الفلاح ؛ بشتاب برای نماز ، بشتاب برای رسیدن به فلاحت و رستگاری.
خیلی زیباست که ذکری را در اذان واقامه باید دو بار بگوییم. زیرا شما که با بحث اعداد آشنا شدید ، میدانید که هم برای رسیدن به خیرات دنیا و گرفتن گنج عشر است و هم برای رسیدن به کلّ خیرات آخرت که وصل شدن به گنج عشر است. چون عدد 2 برابر حرفِ ب می‌باشد که باء بسم الله سوره مبارکه حمد ، کلّ قرآن و وجود مبارک انسان کامل و ولایت علی ابن ابیطالب و یازده ذریه معصومش (صلوات الله علیهم اجمعین) است. و اگر عدد 2 را به حروف بنویسیم ، عدد ابجدش 10 می‌شود (دو=10) که عدد 10، گنج عشر و حقیقت وجود مبارک چهارده معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) است {10=4+3+2+1 یعنی 4 روی 10 که می‌شود 14}.
پس اذان ، اعلام وقت نماز از بزرگِ بزرگان ؛ پروردگار عالم است که با ندای الله اکبر (4 بار) آغاز می‌شود. الله اکبر ؛ خدا بزرگتر از آن است که بتوان وصف کرد. این معنای تحت لفظی و ساده این ذکر مبارک است.اما ای عزیزان! درواقع یعنی خدا هست و دیگر هیچ! چیزی نیست که بتوانی بگویی بزرگتر! پس بنده وقتی صدای اذان را شنید باید بزرگی و عظمت امر مولایش را از هر کار و مسئولیتی بالاتر بداند و طوری کارهایش را تنظیم کند که سر وقت در میعادگاه یعنی خانه‌های خدا (مساجد) حاضر شود.
وقتی بانگ الله اکبر به 4 بار زده می‌شود یعنی: جمع اعداد 1 تا 4 می‌شود 10 و دنیا خوانده شد:کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا.آیا صاحب عدد 10 ، اباعبدالله الحسین(ع) نبود؟ {یک خودش+9 ذریه معصوم در بطنش=10} آیا ایشان ظهر عاشورا نماز را بپا نکرد؟ پس وقتی می‌فرماید :کلّ ارض کربلا یعنی همه جا و در همه‌ی زمان‌ها ، شیاطین و وسواس‌ها نمی‌خواهند نماز بپا شود. اما باید با آنها بجنگیم تا نماز را اقامه کنیم. جالب است که جایگاه نماز را محراب می‌گویند و محراب یعنی جای جنگیدن! پس معنی کلّ ارض کربلا باید معلوم شود.
این ظاهر نماز است. وقتی ظاهر نماز را حفظ کردیم ، تازه باید با شیاطین درونی بجنگیم.چون اگر بخواهیم فقط به خدایِ الله اکبر توجه کنیم ، باید تمام حواس و حضور قلب خود را به جهت قبله حفظ کنیم تا از پراکندگی فکر و حواس ، فقط متوجه به خدای لاشریک له شویم. پس باید جلوی هر راهی را که شاید شیطان از آن مسیر، راه آسمانی ما را می‌بندد، بگیریم.
راههای بستن ورودی شیطان در نماز  
1)مسائل نماز را یاد بگیریم. 2)صحیح خواندن نماز را بیاموزیم.  3)خمس مال داده شود تا (راه حرام مالی) را برای لباس و جایگاه نماز بسته نگه داریم. وهمه چیز از جایگاه و لوازمات نماز، مباح باشد.  4)در اول وقت ، نماز را اقامه کنیم. 5)سعی کنیم در مساجد محل شرکت کنیم.  6)سعی شود نماز به جماعت خوانده شود.  7) نماز را با استغفار و بدون آزار و اذیت کسی ، اقامه کنیم.  8)نماز باید با نیت خالصانه و فقط برای رضای خدا قربتا الی الله باشد.  9)انشاءالله نتیجه نماز که تنهی عن الفحشا و المنکر است را در خود ببینیم.
شروع اذان بعد از 4 تکبیر(الله اکبر) ، گفتن 2 بار شهادت به وحدانیت خداوند (توحید) ؛اشهد ان لا اله الا الله و 2 بار شهادت به رسالت ؛اشهد انّ محمدا رسول الله {اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم} و 2 بار شهادت به ولایت ؛ اشهد انّ امیرالمؤمنین علیا ولی الله (و اولاده حجج الله) {اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم} است.
از این زیبایی‌ها چه برکاتی نصیب ما می‌شود(هم ازنظر ظاهر و هم باطن) ؟!
حقیقت شست‌وشو قلب‌ها
در دنیا شست و شو و تمیز کردن با آب است.اما می‌دانیم اگر شخص کافر هزار بار هم در آب دریا فرو رود و بیرون بیاید (آب کشیده شود) نه تنها پاک نمی‌شود بلکه قطرات آبی که از او می‌ریزد هم عین نجس است{نَفَسش،عرقش نجس است یعنی خودش، عین نجس است} . چرا شست و شوی ظاهری او را پاک نمی‌کند؟! چون از قلب ، به خالق خود کفر دارد پس باید قلب ، طهارت پیدا کند و از عین نجس به عین پاک برسد! در احکام دین مبین اسلام آمده که اگر این فرد با نیت خلوص قلبی ، شهادتین را بگوید یعنی اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انّ محمدا رسول الله(ص) ، خداوند یکتا او را از قلب شست و شو می‌دهد! راستی فکر کرده‌اید چرا؟! اولا این دو شهادت با عظمت ، حقیقت کلّ قرآن است زیرا قرآن حقیقت آب و شست و شو دهنده‌ی حیوانیت به انسانیت و از عین نجاست به عین طهارت است.
عدد ابجد کلمه آب (به صورت بسیط) 114 می‌شود که برابر با تعداد سوره‌های قرآن کریم است {(الف=111)+(با=3)=114}. و خالق یکتا تمام قرآن را مجرای توحید خود قرار داد. و در سوره مبارکه اخلاص به پیامبر بزرگوارش فرمود:
قل هو الله احد؛بگو او خدای احد است. پس باید بندگانش شهادت دهند که غیر از الله ، خدای دیگری نیست که می‌شود اشهد ان لا اله الا الله. و همچنین رسولش را که قرآن به قلب مطهر او نازل شد ، معرفی می‌فرماید در آیه 29  (آیه آخر) سوره مبارکه فتح :محمدٌ رسول الله ... .پس بندگان خدا باید شهادت دهند : اشهد انّ محمدا رسول الله (ص).
بنابراین خداوند کریم انسان‌ها را 2 بار زیر شست و شوی آب جاری قرار داد تا از قلب عین نجاست حیوانی به عین طهارت انسانی برسند.
نکته: عدد ابجد کلمه جاری=214 که برابر با عدد ابجد کلمه طُهر است. و جمع ارقامش 7 می‌شود(7=4+1+2) که برابر آیات سبعه سوره مبارکه حمد است و به قول پیامبر(ص) تمام قرآن در سوره مبارکه حمد جمع است... . و جایگاه عددی کلمه جاری=34 است که برابر با عدد ابجد کلمه دل می‌باشد. آیا معجزه نیست که این حقیقت طُهر جاری می‌شود در دل ! و وجود کافر را از کفر قلبی پاک می‌کند و دل او را که در اصل ، جایگاه خداست از بت‌های شرک به خلوص توحید پاک می‌کند.
اما شهادت سوم ؛ اشهد انّ امیرالمؤمنین علیا ولی الله (ص) 
این شهادت که جانِ قرآن است و این ولایت کبری، راه طهارت دنیا را به طهارت بیت بهشتی باز می‌کند یعنی بدون ولایت 12 امام و 14 نور مقدس(صلوات الله علیهم اجمعین) راه به بهشت نداریم!
احکام مربوط به نماز(غسل و وضو و آداب نماز و قرائت و شکیات و خلاصه تمام مسائل نماز) که تا 4000 مسئله شمرده شده است به شرطی صحیح ادا می‌شود و انشاءالله به رضای خدا و قرب او می‌رسد که نماز رو به قبله خوانده شود. پس شرط قبولی و شرط صحت نماز، رو به قبله شدن است. آیا از درون این قبله ، روح وجانِ نماز متولد نشده است؟! و خداوند کریم خانه خود را با روح و جسم معرفی فرموده است و حجت و ولی و خلیفه بر حقّش را نشان می‌دهد که آنجا محل اقامه خلیفه خداست. و خداوندِ اعلا نام زیبای امیرِ خلفاءِ خود را علی صلوات الله علیهم اجمعین گذاشته است که بدون علی(ص) و اولاد معصومینش(ص) ، راه به اعلا نداریم. و شرط  داشتن ولایت ، راه رسیدن به باب طهارت بهشت است. ولایت ، ایمان قلبی هر مسلمان است.اسلام باید در بطنش ، ایمان باشد و ریشه کلمه ایمان ، امن است یعنی تا ایمان نباشد ، مسلمان در جایگاه امن در قیامت مستقر نمی‌شود. وخداوند متعال خانه خودش را خانه‌ی امن ؛ مسجد الحرام قرارداد و بیت الله نامید که این بیت ، مأمن و مأوای علی(ص) و اولادش و 14 نور مقدس (ص) است. {اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم}{نقل است که از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(رحمةالله علیه) پرسیدند: آیا شما ، اشهد انّ علیّا ولی الله را جزء اذان می‌دانید؟ ایشان فرمودند: ما اذان را جزءِ این جمله می‌دانیم ... !!!}
بنابراین خداوند یکتا خواست که در بطن احکام ، ما هر روز 5 یا لااقل 3 بار اذان و اقامه بگوییم که اگر به خاطر اعمال ظلمانیمان در روز ، راه به اعلای قرب خدای مهربان بسته شده باشد با خواندن کلمات شهادتین و شهادت به ولایت امیرالمؤمنین علی(ص) ، ظلمات و کفران و شِرک‌های درونیمان قبل از نماز تطهیر شود ، آنگاه وارد نماز شویم.
اقامه :
اقامه یعنی مستقر شدن، بپاکردن، بنا نهادن . مثل دانه‌ای که در زمین بکاریم تا سبز شود ، آنگاه که به درخت تنومندی تبدیل شد با ریشه و ساقه و برگ و رسیدن به میوه ، به حقیقت اقامه می‌رسد و در جایگاه حقیقی ، مقیم شده و جلوه می‌کند.
این ثمر و میوه اگر واقعا نماز مقبول باشد ، آثارش در وجود و زندگی دنیا و آخرتی ما می‌شود مصداق آیه 45 سوره مبارکه عنکبوت: ...انّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکرالله اکبر... .
اسرار اقامه نماز (چرا برای نماز باید اقامه ببندیم؟!) 
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: قد اقم الصلوة ؛ قبلا بیان شد که اقم یعنی بپاداشتن و درواقع اقم الصلوة یعنی کاشتنِ حقیقت نماز(مثل دانه) ، در بطن قلب (مثل دانه گیاه که در دل خاک کاشته می‌شود)! و هنگامی به اقم می‌رسیم که نماز از یک سو باطن سجده که همان اطاعتِ خالصانه خداوند است ؛ به صورت ریشه‌ی درخت در قلب و از سویی عمل‌های خالصانه به احکام الهی به صورت تنه درخت در اعضا و جوارح و همچنین اثر سبزی نماز که تنهی عن الفحشاء و المنکر است ؛ به صورت شاخه و برگ در اعمال ظاهر شود. و خلاصه میوه این درخت که دردانه صدف اعمال است (خوشا بحال هرکس که به آن دست یابد) ، همان ولذکرالله اکبر می‌باشد!
درواقع تمام قرآن عزیز ، 2رکعت نماز مقبول است زیرا 4 سوره مبارک به نام عزائم دارد که سجده واجب دارند و 2 رکعت نماز هم ، 4 سجده واجب دارد. بنابراین یکی از اسماء قرآن ، ذکراکبر است و شما که تا حدودی با اعداد آشنا شدید می‌دانید که عدد 4 سجده خیلی پر معناست! یکی اینکه هر بیتی و هر جایگاه امنی که سقفی دارد ؛ 4 ستون واجب یا چهارچوب محکم دارد و جمع اعداد 1 تا 4 برابر 10 می‌شود(10=4+3+2+1) که درواقع همان گنج عشر و وجود مبارک 14 معصوم(ص) است(4روی 10 می‌شود 14). عدد عشر ، همان 10 است و کسی که عشر را ظهورداد وجود مبارک اباعبدلله الحسین(ع) است (امام عاشورائیان) که نماز صبح متعلق به ایشان است و 2 رکعت می‌باشد(دو=10) . قرآن کریم هم به نماز وسطی سفارش فرموده که در بیشتر احادیث ، به نماز صبح تفسیر شده است (رجوع شود به توضیحات نماز صبح در اوقات نماز). اما حقیقت درخت شجره طیبه به خون مبارک امام حسین(ع)(که ثارالله خوانده می‌شود) احیا شده و میوه و ثمرش ؛ وجود مبارک امام زمان عج الله تعالی فرجه می‌باشد و این شجره طیبه ، حکومتِ حقه بهشت است که (بدست ایشان) برقرار می‌شود (انشاءالله) و این حقیقت ، حقیقت نماز مقبول و جانِ نماز است.
حال خوب دقت کنید که نماز همیشه در حال قیام است و همه ائمه معصومین(ص)  ، جانِ نماز هستند.این معنا و باطن معصومیت است و شیعیان فقط با نماز می‌توانند مأمومین نماز در شیعه شدن پشت امام معصوم(ص) باشند.
خوشا آنان که دائم در نمازند
اما نماز که اقم شد به صورت درخت ، خداوند متعال در قرآن کریم سوره مبارکه ابراهیم(ع)؛ آیه 24 این درخت را معرفی فرمود: الم ترکیف ضرب الله مثلا کلمةً طیبةً کشجرةٍ طیبةٍ اصلها ثابتٌ و فرعها فی السماء ؛ فرمود این درخت نورانی اصلش ثابت است (که ریشه آن است) ؛ پایه هر درختی ، ریشه آن است که هرچقدر در جای پاک و سالم ، تغذیه سالم وصحیح به آن برسد ، رشد درخت بهتر و کاملتر است.
اما امّت یعنی چه؟ در عربی به ریشه ، اُم می‌گویند و ریشه‌ی درخت طیبه ، پیامبراکرم(ص) است. پس اگر کسی بخواهد ریشه‌ی درخت عملش ثابت و سالم باشد و بماند باید به ریشه درختِ اصلها ثابت گره بخورد تا امت شود! آیا تغذیه این درخت ، یوحی نیست؟!{قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی...} آیا این غذا ، غیر وحی الهی است؟! پس اگر قرآن به وجود رسول اکرم(ص) آمده است ، وحی الهی و جنسش نور است ، پس باید عمل هریک از افراد امّت ، فقط از این رزق نورانی تغذیه شود! آیا نماز، معراج مؤمن نبود؟ حال درخت ، معیار بندگی است و مظهر تغذیه درخت، آب است که آب {(الف=111)+(ب=3)=114} همان قرآن است به 114 سوره مبارک قرآن.
خوب دقت کنید ! از این درخت ، نور ساطع می‌شود و خداوند مظهر آب دنیا را هم نور برق قرارداد. درخت ، قانت است ! در زمستان که برگ درختان می‌ریزد، همه شاخه‌ها به طرف آسمان است {گویی دستان خالی خود را به طرف آسمان گرفته‌اند و در حال قنوتند!} ، درخت وقتی میوه دار می‌شود ، مظهر تواضع است. درخت ، نشان قیام است. درخت ، نشان مقاومت در سختی‌هاست ؛ زمستان سرد و تابستان گرم و در مقابل باد و بوران می‌ایستد. درخت ، مظهر ایثار است؛ درحالیکه خودش سموم هوا را می‌خورد اما هوای پاک با اکسیژن را به انسان‌ها می‌دهد . درخت ، مظهر حیات است و درحقیقت حاملِ حیات آیندگان است .
               دیگران کاشتند و ما خوردیم   ما بکاریم تا دیگران بخورند.
پس اقم الصلوة یعنی چه؟ درخت ، مظهر طهارت است. در احکام درخت  پاک است و اگر نجاستی به آن برسد خودش ، طاهر می‌شود .
درخت ، اهل شب زنده داریست! هر شب سحرگاه تمام رزق میوه ؛رنگ و مزه و سبزی و زردی و شبنم برایش زده می‌شود. شبنم ، احوال شب زنده داران است که چشم‌هایشان از خوف خداوند و گناهانشان خیس می‌شود و درخت ، مستقیم زیر نور خورشید ، شبنمش خشک می‌شود و طهارت پیدا می‌کند و انشاءالله احوال همه ما شود که نماز ما را به طهارت دایم ببرد. درخت چوب است و در در،یای دنیا غرق نمی‌شود.که این زیبایی درخت شجره طیبه است که شما می‌بینید گنبد و بارگاه ملکوتی پیامبراکرم(ص) سبز است.این گنبد خضرایی ، جلوه عرشی اوست! کلمه عرش یعنی سقف چوبی و پروردگار عالم همه مخلوقاتش را از عرش به فرش دنیا آورده ، همه از او سبز شدند و کشتی نجات در دریای دنیا ، ائمه معصومین(ص) هستند و در صلوات شعبانیه فرمودند: ولازم لهم لاحق؛یعنی لازم است همه اگر می‌خواهند اهل نجات باشند ، سوار این کشتی شوند و اگر سوار نشوند یغرق من ترکها؛ حتما بدانند که غرق می‌شوند . پس نماز ، سفینه نجاتِ هر نمازخوان واقعی است که به کشتی که "کل فی فلک" است ملحق می‌شود( اگر حروف این سه کلمه را از آخر به اول بخوانیم (برگردانیم) باز همان "کل فی فلک می‌شود"! این چرخشِ حروف ، گردش تمام عالم در این فلک یعنی کشتی است).اللهم الرزقنا
پس درخت مظهر سبزی و مظهر زندگی و مظهر نشاط و سلامتی و سایه و رحمت است. سبزی یعنی حسن(ع) و خداوند در آیه 160 سوره مبارکه انعام می‌فرماید: و مَن جاء بالحسنة فله عشر امثالها ؛اگر با خودت عمل حسن یعنی سبز و زنده و مظهر قبولی بیاوری (کنایه تا در قبر) به تو ده تا مثلش را می‌دهد. و این حقیقت بپا داشتن نماز واقعی و مقبول است. انشاءالله
درخت ، مظهر بخشش و کرم است میوه‌هایش را بدون منّت در اختیار صاحبش می‌گذارد.درخت ، هیچ فضولاتی ندارد و این  یکی از زیباترین ویژگی‌های درخت است و درخت در هر زمان عمرش ، به یک نحو فایده می‌رساند و در زمان مرگش از چوب آن برای سوخت و گرما استفاده می‌شود.
اگر خوب دقت کنید تمام این مراحل را در حقیقت نماز و در کمال اطاعت سجده می‌یابید که احسن این زیبایی‌ها در جلوه جمال و کمال نماز در وجود انسان مؤمن ظهور پیدا می‌کند .
چند حدیث در اهمیت گفتن اذان و اقامه
روایت شده :"هنگامیکه فرشتگان صدای اذان اهل زمین را می‌شنوند، می‌گویند :این صدای امّت محمد(ص) برای وحدانیت خداوند است . پس از خداوند برای امت محمد(ص)استغفار می‌جویند تا از آن نماز فارغ شوند".  "و کسی که اذان را بشنود و بگوید آنچه را مؤذن می‌گوید، روزی‌اش افزون می‌شود".
هشام بن ابراهیم نزد امام رضا(ع) رسید و از بیماری و نداشتن فرزند شکوه کرد حضرت به او دستور داد که در خانه‌اش با صدای بلند اذان بگوید.
امام صادق(ع): کسیکه با اذان و اقامه نماز بخواند دو صف از فرشتگان پشت سر او نماز می‌خوانند و کسیکه با اقامه بدون اذان نماز بخواند یک صف از فرشتگان پشت سر او نماز می‌خوانند. راوی می‌گوید عرض کردم : طول هر صف چقدر است، فرمودند: کوتاه‌ترین آن از شرق تا غرب و طولانی‌ترین آن از زمین تا آسمان است. (ثواب الاعمال ص45)
چند حدیث از پیامبر(ص): *"ساکنان آسمان تنها اذان مردم روی زمین را می‌شنوند"(المجروحین ج2 ص64).  
*"و اما اذان ، پس اذان گویان امّتم با پیامبران و صدیقان و شهیدان محشور می‌شوند".(الاختصاص ص33).  
*"به درستی که شیطان وقتی صدای اذان را می‌شنود، فرارمی‌کند"(کنز الاعمال حدیث20951).
 *"اگر مردم می‌دانستند چه فضیلتی دارد اذان گفتن و شرکت در صف اول جماعت، هر آینه برای این کار قرعه کشی می‌کردند"(بحارالانوارج84ص162).  *"زمانی خواهد آمد که اذان را تحقیر کرده و آن را به افرادی ناتوان می‌سپرند"(کنزالاعمال ج7 ص690 ).
ارکان نماز
در كتاب احكام يعني رساله علميه نوشته شده است: نماز پنج ركن دارد:1-نيت 2- تكبيرة الاحرام3- قيام متصل به ركوع 4- ركوع 5- سجده.
*نیّت:
عدد ابجد کلمه نيّت =470 است (11=0+7+4) و جالب است که عدد ابجد کلمه عشق هم 470 می‌شود. پس نتيجه زيبايي از اولين ركن از اركان نماز يعني نيّت مي‌گيريم كه تا شيعه نشويم و تحت ولاي چهارده معصوم(ص) قرار نگیریم ،  و نيّت ما همراه يقين و تقوي و ايمان كامل نباشد ، نماز قبول نمي‌شود و صورت اصلي خود را به ما جلوه نمي‌دهد. عدد 470 یعنی70+400 که عدد ابجد کلمه شمس=400 (صفتش روشن کنندگی است) و 70=ع است که  معنی می‌شود به روشن کننده‌ی عین!(پس اگر تقوي الهي پيدا كنيم خداوند به ما روشن بيني و آگاهي عنایت مي‌فرماید).
و جايگاه عددي کلمه نيّت=56 مي‌شود (11=6+5) که عدد 56 برابر است با جایگاه عددی کلمات عشق=ذکر=اخلاص=لااله‌الاهو=رحمان=خالق و ... . اگر در این کلمات خوب دقت کنید به  معنای نیت خالصانه پی خواهید برد! از جمع ارقام 470 و 56 به  عدد 11 رسیدیم که برابر با كلمه حج و كلمه مبارك هو است يعني همانطور كه قلب ، محلّ حيات و قبله بدن است و تمام سلول‌هاي بدن به گرد آن طواف می‌کنند ؛ اگر قلب سالم باشد ، اعضاي بدن سالم است و اگر قلب مريض شود، همه بدن بيمار مي‌شود و اگر قلب بميرد همه بدن بدون او مي‌ميرد.
فقط اين را بگويم همانطوري كه عدد ابجد نيّت 470 بود كه درواقع نيّت ، بايد به "هو" برسد و انجامش "حج" است(11=0+7+4 و 11=هو=حج). اگر صِفر اين عدد را برداريد مي‌شود 47 كه برابر است با جايگاه عددی نام مبارك حسين(ع) ؛ او كه با تمام نيت پاك و خلوص كاملش و اهداي تمام يارانش و فرزندانش و تمام رگ‌هاي خود و قرباني دادن جانش و اهداي سرش در ظهر عاشورا فرمود که هدف قیام من در4 چیز است : "قد اقمت الصلوة و آتيت الزکوة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر". اين رسالت حسين بن علي(ع) است كه ایشان در تمام وجوهات به شکل کامل وظیفه‌ی خود را انجام داد. حال اي شيعيان و محبّين! اين قدم سنگيني است در وادي مقدس نماز که اميدوارم الي يوم القيامه ثابت قدم بمانیم. پس بكوشيم كه در تمام شبانه روز كارهاي خود را با نيّت خالصانه ، به نور تبديل كنيم. عمل بنده بدون نيت ، مثل بدن بي‌روح است!
 در تمام قرآن كريم 11 جاي آن احكام سكته يعني ايست يا وقف بايد انجام شود كه 7سكته در سوره مباركه حمد است؛ سوره‌اي كه خود 7آيه دارد و تنها سوره‌ايست كه بسم الله آن يك آيه محسوب می‌شود. پيامبر(ص) مي‌فرمايد: قرآن يك ظاهر دارد و يك باطن ، كه بطن آن 7 حجاب و در جايي 70 حجاب و در جاهايي 70000 حجاب است كه كلّ 7 آيه مباركه در بسم الله الرحمن الرحيم آن و تمام بسم الله الرحمن الرحيم در 7حرف يعني بسم الله و تمام آن در باء بسم الله و تمام محتوا در نقطه زير باء بسم الله است كه اميرالمؤمنين ؛ مولاي متّقيان ؛علي بن ابي‌طالب(ع) فرمود:"انا نقطة تحت الباء" من نقطه‌ی زير باء هستم. پس بدان اي شيعه 14 معصوم صلوات الله عليهم اجمعين! نقطه ورودي در قرآن و نماز ، نيّت است. نيّت ، نقطه‌ی پُرمحتواي هر عملي است كه بايد در تحت ولاي ولي اعظم ؛ امام زمان(عج) باشد.
*تكبيرة الاحرام:
به معنی گفتن الله اكبر به زبان عربي كامل(ادای صحيح) است. مؤمن بعد از نيت خالصانه ، وارد وادي مقدس محراب مي‌شود كه با ادب كامل و با حضور قلب و آگاهي تمام پا در جايگاه انبياء و اولياء و ملائك و كرّوبيان می‌گذارد. آنها كه سر به سجده خالصانه بر درگاه حق سائيده‌اند و از آنجا به عروج آسماني خويش رسيده‌اند؛ سجده‌گاه مولاي متقيان علي(ع) و محراب همیشه خونين ابا عبدالله الحسين(ع). جايي كه ظاهراً روي زمين است ولي محراب واقعي، قلب هر مؤمن است كه چگونه تكبيرة الاحرام را مي‌گويد! محراب يعني جاي حرب، مکان جنگيدن با دشمن خداوند: شيطان‌ها، وسواس‌ها، خناس‌ها و آنچه غير اوست. آنجا بنده خالص او ‏هستي و اطاعت از اوامر او را ، و كبرايي او و قدرت لا يزالش را، هست مطلق او را، و هيچ بودن كامل خود را...، با صداي بلند اقرار می‌کنی و می‌گویی: "الله اكبر".
راستي مي‌شود که مؤمن الله اكبر بگويد و نماز خود را آخر همه‌ی كارهاي دنيائي‌اش انجام دهد؟ يا براي هر كاري لباس و جايگاه و تشريفات مخصوص قائل باشد الا نماز؟ براي هر كار دنيايي حاضر باشد که هزينه كند يا وسائل آن را فراهم آورد الا آمادگي براي نماز!
پس مؤمن هنگامي كه رو به قبله و پشت به تمام كارهاي دنيا كرد و دهان خويش را به كلمات نوراني نماز و راز و نياز با مولا خوشبو کرد ، باید سعي كند ظاهرش نيز اينگونه باشد و قلبش عاشق‌تر و متوجه‌تر باشد! حضرت ابراهيم(ع) مي‌فرمايد: " إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ " به راستي من خالصانه روي دل به سوي كسي داشته‌ام كه آسمان‌ها و زمين را آفريد و من از مشركين نيستم. (آيه 79 سوره مباركه انعام)
جایگاه عددی کلمه الله اکبر=64 است که با عدد ابجد کلمات دین=ناجی= کلید برابر است.درواقع الله اکبر اقرار به حقیقت دین و افشای ناجی واقعی و کلید تمام قفل‌های بسته است! عدد ابجد کلمه الله اكبر= 289 است که اگر ارقامش را با هم جمع كنيم 19مي‌شود (19=9+8+2) . طبق حدیثی از پیامبر(ص){که درادامه بطورکامل بیان می‌شود} محتوای تمام قرآن در سوره مبارکه حمد جمع است و تمام سوره حمد در(19 حرفِ) بسم الله الرحمن الرحيم آن جمع است و... .
پس گفتن مقبول تكبير(الله اکبر)،انسان را به وادي 19 حرف بسم الله... سوره مباركه حمد كه باب الله است و جان قرآن می‌برد! با كلمات مباركه سوره حمد ، باب براي مؤمن باز مي‌شود و انشاءالله در وادي عشق به عبادت خالق هستي و بدون واسطه به درگاهش وصل مي‌شود. نماز عشق به پا مي‌شود و بلاواسطه مي‌گويد: "ايّاك نعبد و ايّاك نستعين"تنها و فقط تو را مي‌پرستم و تنها و فقط از تو ياري مي‌جويم.
*قيام متصل به ركوع:
یعنی هنگاميكه حمد و سوره كامل خوانده شد بايد مكث كوتاهي داشته باشيم (به اندازه يك الله اكبر گفتن صبر كنيم) بعد وارد ركوع شويم. اين قيام ، يك ركن است يعني چه؟ شايد اين طور معنا شود كه اگر آگاهانه و خالصانه فهميد ه باشيم كه در مقابل عظمت چه كسي هستيم و چه خوانده‌ايم ، آنگاه كمر بندگي خويش را فقط براي يكتاي سبحان فرو مي‌آوريم و به ركوع مي‌رويم پس قبل آن به اين كمال فكري مي‌رسيم و مي‌دانيم براي چه وجودي كه خالق ماست و هستي ما زهستي اوست ، تعظيم و تكريم مي‌كنيم . به همین دلیل این مکث ، واجب است.
*ركوع:
عمل ركوع رسيدن به حدّ بندگي است و با خضوع و خشوع ، راكع مي‌شويم عدد ابجد کلمه رکوع=296مي‌باشد. كه اگر ارقامش را جمع كنيم مي‌شود (17=6+9+2) و در نهايت  8 مي‌شود (8=7+1) كه درمقابل رضاي او به رضا مي‌رسيم (انشاءالله) و جايگاه عدديش 53 مي‌شود كه برابر عدد ابجد نام مبارك آسماني پيغمبر بزرگوارمان ؛ احمد(ص) است درحقيقت حضرت جلال و عظمت خالق يكتا را در ركوع از درون قلبش مشاهده كرد ، آن قلبي  كه عرش الرحمن است و آنگاه ايستاد و بعد به مقام كامل ادب ، به سجده افتاد.
نکته:علماي علم تجويد ، قرآن کریم را به 1000قسمت تقسيم كرده و هر قسمت را يك ركوع ناميده‌اند.
*سجده:
همانطورکه بیان شد نماز 5 ركن دارد و ركن پنجم ، سجده است و ما پنج نوبت نماز واجب مي‌خوانيم. عدد 5 (در كتاب راز حجاب) توضيح داده شده است كه حلقه بندگي انسان براي معبود خويش مي‌باشد. اما در پيروي و شيعه بودن 5تن(ص) كه درواقع وجود همه‌ی معصومين(ص) است، پنجمين معصوم وجود مقدس امام حسين(ع) است. عدد ابجد کلمه سجده= 72 مي‌باشد و مولا تنها كسي است كه سرِ بندگي و سجده دائم بر زمين گذاشت و سر را بر نداشت تا سرِمبارک ایشان را از بدن جدا كردند{ پس از آن هم سر مطهرش را بر سر نیزه کردند که عدد ابجد کلمه نیزه هم 72 می‌شود}. ایشان بود كه در صحنه عاشورا طوري حماسه آفريد كه تمام انسان‌ها و مخصوصاً شيعيان و محبّانشان تا قيامت بايد از اين وادي بگذرند و درجه‌ی خلوص قلبشان براي دين و ايمان و براي نصرت امام زمان خويش امتحان گردد و آنگاه درجه بندگي و قبولي را دريافت مي‌كنند. و 72 يار وفادار ، همه مثل پروانه به گرد وجود مقدس سيدالشهدا جمع شدند و سر وفاداري در راه دوست گذاشتند. (نکته: اسم فرقه در قرآن کریم 72 بار آمده است).
آقا ابا عبدالله الحسين(ع) حقيقت را براي عارفين و سالكين و شيعيان خويش آشكار ساخت و حجت را بر همگان تمام كرد كه در قيامت هيچ عذري باقي نماند. بالاترين عمل از درجه تواضع و بندگي در عبادات مخصوصاً نماز، سجده است يعني اطاعت محض پرودرگارعالم و امام حسين(ع) ، امام ساجدين و فرزند بزرگوارش سیدالساجدین ؛زین العابدین(ع) است.
عالم در 72(=سجده) غرق است  که حقيقت وجود 7 تا 2 تا است و جايگاه عددي کلمه سجده =27 مي‌شود كه روز بعثت پيغمبر بزرگوار(ص) در 27 ماه رجب است و در آن روز، جايگاه حقيقت اطاعت و بندگي از قلب مطهرايشان ظاهر گرديد يعني قرآن، كتاب آسماني و نسخه حكيم ؛ پروردگارعالم (سبحانه و تعالي)! يكي از اسماء پيامبر بزرگوارمان در قرآن کریم ، سبع مثاني است يعني 7 تا 2 تا كه برابر مي‌شود به 14 نور مقدس ائمه طاهرين(ص) كه همه اين عزيزان ، نورٌ واحد هستند{اسم آسماني حضرت رسول(ص)، احمد و اسم زميني ايشان ، محمد(ص) است . ريشه هر دو اسم مبارك ، حمد مي‌باشد که در زمين و آسمان جلوه كرده است پس وجود مقدسش ، سبع مثاني است) و حضرت مي‌فرمايند: تمام محتوای قرآن در سوره مباركه حمد قرار دارد و سوره مباركه حمد ، سبع مثاني است(7 تا 2 تا) كه مفسران از چند جهت معني كرده‌اند: عده‌اي مي‌گويند چون نیمی از آیات، پروردگارعالم خود را با اسمايش معرفي مي‌فرمايد و نيمي براي بندگانش مي‌باشد و بعضي فرموده‌اند: هر آيه اين سوره مباركه دو قسمتي است مثل (بسم‌الله) الرحمن الرحيم ، (الحمدلله) رب العالمين، (الرحمن) الرحيم، (مالك) يوم الدين تا آخر.
خلاصه در نمازهاي واجب كمتر از دو ركعت نداريم و در هر ركعت واجب است يكبار سوره مباركه حمد خوانده شود پس در 2ركعت مي‌شود (2تا 7تا).
در هر ركعت دو بار سجده انجام مي‌شود و در هر سجده7 موضع بدن واجب است به زمين برسد(2تا 7 تا) (پيشاني-دو كف دست-دو زانو-دو انگشت شصت پا).
در خلقت عالم 7طبقه آسمان و در زمين 7 طبقه زمين است و هر دو مي‌شود (2تا 7 تا) و همه تسبيح گو هستند.
منجّمين در آسمان تجمع و شكل ستارگان را نام گذاري كرده‌اند و گفته‌اند دبّ اكبر و دبّ اصغر و هر كدام 7 ستاره است رويهم مي‌شود (2تا 7تا) .
هفته 7 روز و يك سال شامل 52 هفته است. عدد 52 برابر است با كلمه سوره مبارك حمد (سبع مثاني است) پس يكسال 52 تا 7 تا است.
اميدوارم متوجه باشيد كه همه ما در سبع مثاني يعني در حمد غرق هستيم(الحمدلله ربّ العالمين) و ايام ، نموداري از اطاعت محض پروردگارعالم است كه درواقع همه ساجد او هستند.
در وجود انسان 7 نفس نوراني است و 7 نفس ظلماني. نفوس نوراني براي تعالي پيدا كردن آسماني است و نفوس ظلماني ، لازمه زندگي در زمين است يعني كمال ما ، در2تا 7تا است .بنابراين همه عالم در عدد 14 محاط هستند، همه ريزه خوار سفره حجة الله الاعظم، امام زمان صلوات الله عليهم اجمعين مي‌باشند.(كاش نمك خورده، نمكدان نشكنيم!) .
پس نماز ، معناي كامل اين توصیفات است و همه‌ی نماز ، در سجده به معني واقعي خود مي‌رسد. ذكر مبارك سجده" سبحان ربي الاعلی و بحمده" مي‌باشد. معني ظاهري آن اين است كه پاك و منزه است پروردگار من كه بلند مرتبه است و حمد و ستايش مخصوص اوست. ولي عرفان ، معني عميق‌تري به ما ياد مي‌دهد! پاك و منزه است پروردگار من كه حمد و ستايش مخصوص اوست كه او ربي الاعلی است زيرا اوست كه هر لحظه ، جماد را به نبات و نبات را به حيوان و حيوانيت را به انسان ، تعالی مي‌دهد .
و انسان در حال اطاعت كامل يعني سجده واقعي ، عروج انساني پيدا مي‌كند و وجود مقدس امام حسين(ع) ، راز سجده را با شهادتش در قتلگاه افشا مي‌كند. ایشان در حلقه بندگي به عنوان پنجمين معصوم(ص) ، راز وراثت انبياء و اوليا و جد و پدر و مادر و برادر بزرگوارش را به ظهور گذاشت و بالاترين درجه‌اي كه يك انسان كامل مي‌تواند دريافت كند را جلوه داد و آن ، قلب شدنِ نفسِ حيواني به حقيقتِ انساني است.
هر انساني اگر از دنيا برود ، بدن او ميته و نجس مي‌شود و غسل به آن وارد مي‌شود و اگر هر انسان زنده‌اي او را مسّ كند (در حالي كه بدن سرد شده باشد) غسل مسّ ميت به او واجب مي‌شود يعني حدث اكبر برایش رخ می‌دهد و بدون غسل ، اجازه ورود در نماز را ندارد. انسان ميته ، دست عملش از دنيا كوتاه شده و تكليف از او برداشته مي‌شود . اينجا تكليف به زنده‌هايي است كه او را تشييع مي‌كنند(اعمالش را انجام می‌دهند) زيرا وقتي او را غسل ميت مي‌دهند او تطهير مي‌شود و آنگاه با طهارت به خدمت معصومين(ص) مي‌رسد (اميدوارم عمل طاهر را با خود برده باشد) . آن كسي كه غسل مسّ ميت به او واجب شده چون با نجاست حيواني او تماس گرفته و نفس حيواني در خودش هم هست پس غلبه اين نفس به شدّتي مي‌شود كه بايد غسل كند تا بتواند در عمل انساني كه نماز و روزه و احكام است ورود داشته باشد.
اما كسي كه در ميدان جنگ در راه حق بر باطل جنگيده و آنگاه كشته شود مي‌فرمايند که از آن ساعتي كه اولين قطره خونش به زمين مي‌رسد گناهانش بخشيده(انشاءالله) و بدنش و خونش و جسمش پاك مي‌شود. اينجا انسان به مقام انسانيِ خود واصل مي‌شود. آنگاه مثل مولايش امام حسين(ع) ، بدنش نه غسل مي‌خواهد و نه كفن زيرا او طهارتش كامل است. پروردگار عالم در مورد چنين بنده‌اي كه شهادتش قبول شده مي‌فرمايد: " وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا  بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ " هرگز گمان مبرکسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.
پس هر مؤمني در اثر اطاعت مقبول هميشه ساجد است يعني او هميشه 72 یار ملكوتي كمك و همراه دارد كه در هر جا كه باشد او را ياري می‌دهند تا در ميدان جنگ زندگي(حربگاه) ؛ با شیاطین و وسواس‌ها و خنّاس‌ها مبارزه کند و آن‌ها را ريشه كن كند.انشاءالله
و آنگاه در مِحراب نماز، ستون نماز بپا مي‌شود و محرابش الي يوم القيامة ، جاي تسبيح ملائك مي‌شود. هنگاميكه مؤمن در قيامت باز مي‌ايستد به فضل پروردگار سبحان ، خود را در محراب نمازش پيدا مي‌كند و از آنجا نور نماز همانطور كه گفته شد عجين جانش مي‌شود الي آخر.
بنابراين اباعبدالله الحسين(ع) عملاً با تمام وجودش ؛ با قرباني دادن فرزندانش و عزيزانش و يارانش و تمام اعضاء بدنش ، جان فشاني نمود و در محراب نماز عشقش، بدن مباركش 4000 زخم برداشت به اندازه مسائل نماز و خلاصه در سجده‌ي بندگي ، سرش را گذاشت و رضاي خود را به رضاي خداوند منّان تسليم كرد و هرگز سر خود را بلند نكرد تا آن سر را از قفا (از پشت سر) با دوازده ضربه از بدنش جدا كردند (لعنت الله علي قوم الظالمين). سر امام حسين(ع) ، ظاهراً بر نوك نيزه گذاشته شد اما آن سر بالاي همه‌ی سرها رفت و مقامي گرفت كه اگر هر سري به راز و نياز به خداوند بلند شود بايد سر او را شفيع خود قرار دهد(سر او شد سِرّ الله و سَر او ، نقطه‌ی رضا شد) و او قامت نماز را در محرابش بپا كرد الي يوم القيامه. ایشان امام شهدا و امام مظلومان عالم، امام همه انسان‌هاي آزاده عالم گشت و مقام ثار اللهي گرفت و همانطور كه گفته شد محراب او قتلگاه شد اما راه وصل همه عاشقان ، كربلاي معلي نام گرفت یعنی محلّ آزمايش و سنجش خلوص عالميان!
پرچم او بالا رفت كه بر تمام كاخ‌هاي ظلم الي يوم القيامه بفرمايد الله اكبر و با تكبيرش تمام كاخ‌هاي ظلم ، كوخ مي‌شود. انشاءالله روزي بيايد كه فرزندش ؛ مهدي صلوات الله عليهم اجمعين بيايد و ريشه ظلم را بكند. اللهم عجل لوليك الفرج،اللهم اجعلني من انصاره و اعوانه و الذابين عنه و المستشهدين بين يديه.
حلقه‌ی پنجِ ياران امام حسين(ع) در حرم مطهر آقا اباعبدالله الحسين(ع) آشكار است كه ياران ، هرگز از حلقه بيرون نرفته‌اند و تا قيامت گرد مولايشان و مقتدايشان طواف دارند!
سجده و کسره
سجده یعنی اطاعت محض خداوند و در حرکت به آن ، کسره می‌گویند. کسره تواضع ، کسره خشوع. بنابراین کسره در واقع مثل درختی که میوه‌هایش رسیده میشود ، سر تواضع پایین می‌آورد و سجده شکر بجا می‌آورد که خدا بارورش کرد ، آبرویش داد و او را حامل خیر و برکت کرد. پس انسان ساجد هم باید کبر و غرور و حسد و منیّت‌ها و خلق بد ، با سجده واقعی از او کسر شود . با سجده واقعی انسان به خودش می‌پردازد و ظلماتش را کسر و به نور مزیّن می‌شود. پس سجده واقعی ، انسان را به درجه‌ی یخرجهم من الظلمات الی النور میرساند.اللهم الرزقنا.
از احکام سجده:
آیا زیبا نیست که نماز به سجده معروف می‌شود! چراکه محل خواندن نماز را مسجد میگویند و جایگاه خواندن نماز را سجاده و خانه مبارک خدا هم می‌شود مسجد الحرام! زیرا پنجمین رکن در ارکان نماز ، سجده است و سجده ، جمع کننده و تمام کننده‌ی ارکان نماز است . احکام سجده هم خصوصیات بیشتر و آداب و ادب بیشتری دارد. همانطورکه در قسمت خشکی گفتیم ، سر (در سجده) حتما باید تماس با تربت یا زمین یعنی خاک یا سنگ پاک داشته باشد.اگر یقین به پاکی جایگاه سجده نداشته باشیم، نماز باطل است. دیگر اینکه اگر وقتی سر بر سجده گذاشتیم عمدا و یا سهوا قبل از تمام شدن ذکر سجده ، سر را برداریم نماز باطل است.اگر هنگام گفتن ذکر سجده حتی دست و پا را هم از جا برداریم نماز باطل است(در حالیکه در ذکر قیام و رکوع، اگر دست تکان بخورد بی ادبی است ولی در هنگام ذکرسجده ، اگر تکان دهد نماز باطل می‌شود (باید مشغول به ذکر نباشد) اما سر را (به هیچ وجه)نباید تکان دهد (به تاسی کردن از امام حسین(علیه السلام) که سر بندگی برنداشت تا سر از بدن مطهرش جداشد)زیرا باید سجده به درگاه خداوند، کامل باشد.
برکات نماز مقبول
با اين احاديث گرانمايه از كلام گوهربار اولياء دين بهتر مي‌توانيم معني حقايق طهارت و ملكوت صلوة را دريابيم. در عدد ابجد كلمه صلوه (=131) دقت فرمایید! اگر الف مقصوره روي حرف لام را اضافه كنيم مي‌شود 132 که برابر است با نام مبارك محمّد(ص) با ميم مشدد و اگر ارقام 132 را با هم جمع كنيم مي‌شود 6 (6=2+3+1) که برابر است با حرف (و) ؛ اين حرف در ادبيات، حرفِ وصل است. پروردگار عالم در آيه 4  سوره مباركه حديد مي‌فرمايد:هوالذی خلق السموات و الارض فی ستّة ایام(اوست خدایی که آسمان‌ها و زمین را در 6 روز بیافرید). و در كلام مباركش كه مي‌فرمايد "انّا لله و انّا اليه راجعون" "همه از خداییم و به سوي او باز مي‌گردیم" و عدد حرف و=6  يعني  دنيا است. از نبي اكرم(ص) نقل شده كه دنيا مانند پلي است كه از يك طرف ، وارد و از طرف ديگر آن خارج مي‌شويد. بنابراين مخلوقات در دنيا (و حتي خود دنيا) فاني است.
به قول پيامبر اكرم(ص) "الصلاة عمود الدين" نماز ستون دين است و فقط در دنيا مي‌توانيم نماز را بپا داريم يعني فقط در دنيا مي‌توانيم ستون خيمه دين خود را براي آخرت بلند كنيم و محكم كنيم . پس هر چقدر نماز صحيح‌تر و كامل‌تر و خالص‌تر باشد ، ستون هم محكم‌تر است. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: "لا أعلم شيئاً بعد المعرفة باالله افضل من الصلاة" (چيزي را بعد از شناخت خدا ، برتر از نماز نمي‌شناسم)
و رسول اكرم(ص) مي‌فرمايد: اولين چيزي كه بر بندگان واجب گرديده است نماز است و آخرين چيزي است كه در هنگام مرگ باقي مي‌ماند، اول چيزي كه از بنده حسابرسي مي‌شود نماز است پس اگر اهميت وقت نماز مورد قبول واقع نشود كارها بر او سخت خواهد بود. آنقدر نماز در اسلام اهميت دارد كه امام علي(ع) جنگ و جهاد (درميدان‌هاي نبرد با دشمنان دین و قرآن) را براي احياء اين فريضه معرفي مي‌كند. مثلا ایشان(درجنگ صفين) همانطورکه مشغول نبرد بودند ، ضمناً مراقب وضع خورشيد و زمان نماز هم بودند.
وقتی پروردگارعالم مي‌فرمايد: "قد اقمت الصلوة" (هر آينه نماز را بپا داريد)  يعني چه؟ بپا داشتن نماز ، آن است كه حق ادا شود. يك احتمال مي‌فرمايد تمام كتاب مبارك قرآن ، 2 ركعت نماز مقبول است زيرا همانطوركه مي‌دانيد در 4 سوره مباركه آن سجده واجب است(2 رکعت نماز شامل 4 سجده است) و تمام نماز يك پيام دارد: "تنهی عن الفحشاء و المنكر". از اولياء گرانقدر است كه هر كس 2 ركعت نماز مقبول در تمام عمرش داشته باشد انشاءالله آن نمازِ مقبول ، تمام گناهانش را شفاعت مي‌كند. نماز ، يك روح دارد و يك جسم. ظاهر نماز و انجام تمام تكاليفش به طور صحيح ، جسم نماز است. توجه قلبي و خضوع و خشوع و رسيدن به حقيفت نماز و رضاي خدا و رسيدن به قرب پروردگار بي همتاي خويش ، جان و روح نماز است. آنگاه که مورد توجه و قبول و رضاي مولا قرار گيرد ، ثمره‌اش تنهي عن الفحشاء و المنكر است و نتيجه‌اش ، بركت عروج به سوي اوست و ميوه‌اش دريافت رزقي است كه او مي‌فرمايد: عند ربهم يرزقون . لا خوف عليهم و لا هم يحزنون .
از امام صادق علیه‌السلام پرسيدند چگونه بفهميم نماز ما مورد قبول واقع شده است؟ ايشان فرمودند: "ببين چقدر از گناه ، برائت داري و چقدر كارهاي غلط (از ديد قرآن) را كنار گذاشته‌ای و اصلاح كرده‌اي و چقدر دوست داري به تعالي و كمالات روحاني برسي. پس خود قياس كن". مؤمن بايد ساعت تمام كارها و اموراتش را با ساعت اول وقت نمازهايش ميزان كند آنگاه نقطه عقربه‌های ساعت عمرش در محور رضاي خدا مي‌چرخد وهرگز به صورت عمد،نافرماني نمي‌كند.
بنابراين تمام عمر يك انسان ، يك روز است و شايد يك نماز! و اگر مؤمن تمام همّتش براي بجا آوردن و به دست آوردن نماز مقبول باشد آنگاه نماز، امام عمل‌هايش مي‌شود اما به شرط اينكه پيشوايش ، امام زمانش باشد و راهش ، مهدويت به سوي او!
همانطوركه در حديث گفته شد صورت مؤمن، صورت زيباي نمازش مي‌باشد. هنگاميكه مؤمن از دنيا مي‌رود نماز(البته نمازي كه تنهی عن الفحشاء و المنكر شود) ، تمام خطرات اطراف او را از بين مي‌برد و در جلو جنازه‌اش حركت مي‌كند و تمام مشكلات را از سر راه برمي‌دارد. پوشش عافيت او مي‌شود، قبل از اينكه او را به خاك سپارند. نماز مقبول ، جايگاهش را زينت و زيور مي‌دهد و بسترش را نرم و آرامش‌بخش مي‌گرداند و براي او مونس مهرباني مي‌باشد و تا قيامت ، نداي لا خوف عليهم و لا هم يحزنون را برايش تداعي مي‌كند. نماز ، نور قبرش و در صراط ، نور راهش مي‌شود، اينگونه ظلمات و سختي‌ها را كنار مي‌زند، نورش بدون ظلمات است و سوختي دارد(چون به رضاي ربّ العالمين رسيده) که هرگز تمام نمي‌شود. آنگاه كه صور اسرافيل(ع) در قيامت زده مي‌شود، به اذن الله همه بندگان سر از خاك برمي‌دارند  آنگاه نماز، صورت نوراني و با آبروي مؤمن مي‌شود كه صورتش (70000) برابر نورش از خورشيد درخشان‌تر است. نماز در تمام صراط ، مركبش مي‌شود و با سرعت نور او را به بهشت مي‌رساند. از خداوند مهربان مي‌خواهيم در اين دنيا ، تا اين توفيق را به ما نداده ما را از دنيا نبرد. انشاءالله  
 برخی از آثار نماز براي انسان:
1- نماز سدي در برابر گناهان آينده است همانطور كه روزه سپر آتش جهنم است.
2- نماز مقبول ، ايمان و تقواي انسان را تقويت مي‌كند.
3- نماز ، غفلت زدا است.
4- نماز دائماً با نيت رضاي خدا (قربتاً الي الله) در تمام كارها ، ما را متوجه رضاي حق مي‌سازد.
5- نماز ، خودبيني و كبر را در هم مي‌شكند و انسان را از خودبيني به خدا نگري وا مي‌دارد.
6-  و خلاصه اثر كامل نماز مقبول ، انسان را از تمام ابعاد حيواني جدا ساخته و به هدف آفرينش پروردگارعالمیان كه مقام خلیفة الهی است مي‌رساند و زيبايي جمالش را تنهي عن الفحشاء و المنكر مي‌سازد يعني تمام نقايص ايشان برطرف شده و به درجه وسع خود كامل مي‌شوند.
به همين دليل حضرت مولي الموحدين اميرمؤمنان علي بن ابيطالب(ع) در حديث معروفي كه فلسفه عبادات اسلامي در آن منعكس شده بعد از ايمان ، نخستين عبادت را كه نماز است با همين اهداف تبيين مي‌كند و مي‌فرمايد: "فرض الله الايمان تطهيراً من الشرك و الصلوة تنزيها عن الكبر" خداوند ايمان را براي پاك سازي انسان‌ها از شرك واجب كرده است و نماز را براي پاك سازي از كبر.
7-  نماز وسيله پرورش فضايل اخلاقي و تكامل معنوي انسان است. در حديث مباركی از پيامبر(ص) است كه فرمودند: "الصلوة معراج المؤمن". نماز مركب حركت روحي و جسمي انسان است از عالم ماده به عالم ملكوت و معنويات و سير من الخلق الي الحق و براي عارفان و متّقين ، مِن الحق الي الحق مي‌باشد.
8- نماز به ساير اعمال انسان ارزش و روح مي‌دهد.و در حديث مبارك دیگری  از امام علي(ع) است که می‌فرماید: "الصلوة قربان كل تقي". نماز وسيله تقرب هر پرهيزگاري است. و در جای دیگر فرمودند: نماز، پرده‌هاي غرور و خودخواهي را كنار مي‌زند، تكبر و برتري جویي را در هم مي‌شكند.
9- نماز ، روح اخلاص را زنده مي‌كند و تكرارش در شبانه روز براي جدا سازي حق از باطل‌هاي اطراف ماست.
10- اگر نماز در ما ملكه شود ، صورت فرقان است. در حديث معروفي است زماني كه فرق مبارك مولاي متقيان به زهر جفا و شمشير اشقي الاشقياء ابن ملجم مرادي (لعنت الله عليه) شكافته شده بود حضرت سفارش فرمودند به امام حسين(ع)"الله الله الله في الصلوة فانها عمود دينكم" خدا را خدا را خدا را ، درباره نماز چرا كه نماز ، ستون دين شماست. امام صادق(ع) فرمود: " أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِذَا رُدَّتْ رُدَّ عَلَيْهِ سَائِرُ عَمَلِهِ‏. "نخستين چيزي كه در قيامت از بندگان حساب مي‌شود ، نماز است اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول مي‌شود و اگر مردود شود سائر اعمال او نيز رد مي‌شود".
*پس نماز يك روح دارد و يك جسم. جسم نماز، پرچم پُرافتخار احكام و مسائل نماز و آثار نماز و واقعيات آن است که بايد در تمام ايام و روزها و سال‌هاي زندگي ما در جواني و پيري و سلامتي و بيماري و شادي و مصيبت برافراشته باشد و روح نماز ، مجراي معنويات و سير و سلوك و رسيدن به فناي الي الله و سلم و سلام و در آخر "حج"  واقعي و فناي الي الله به "هو" رسيدن است كه اين روح ، هرگز از ما جدا نمي‌شود. شما ببينيد ما در هنگام زيارت قبور معصومين(ص) ، با نماز به زيارت اين عزيزان واصل مي‌شويم و گرد حرم اين بزرگواران همه با طهارت وارد مي‌شوند ومشغول نماز و دعا و مناجات و راز و نياز هستند و انشاءالله روح و جسم نماز مقبول ائمه(ص) واسطه‌ی اجابت دعاهای ظاهري و باطني زیارت کنندگان می‌شود.
امام علي(ع) فرمودند: نمازگزار را سه بهره باشد؛اول آنکه فرشتگان از زير پايش تا اوج آسمان او را در بر مي‌گيرند. دوم آنکه نيكي از سر تا پايش را فرا گيرد. سوم آنکه فرشته‌اي در طرف راست و چپ او قرار گيرد، پس هرگاه روي گرداند پروردگار تبارك و تعالي فرمايد آيا به كسي بهتر از من روي كرده‌اي؟
سوره مباركه مومنون آيه 1 و 2 "قد افلح المؤمنون"( به يقين مؤمنان رستگارند)، مؤمن كسي است كه همتي دارد از دنيا بهتر و بالاتر و مرادي دارد از عقبي برتر و اشتهايي وافر به ديدار مولا دارد. " الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ" (كساني كه در نمازشان خاشع‌اند) خشوع در نماز ، گوهري است نفيس و كيميايي است كه هر چه فساد باشد را اصلاح می‌نماید.
امام رضا(ع) فرمود: حكمت آثار نماز اينست: اقرار به ربوبيّت خداوند و شريك نگرفتن براي او، ايستادن در پيشگاه جبروت الهي با خشوع و خضوع و افتادگي و اعتراف و درخواست بخشش گناهان گذشته ، صورت نهادن بر خاك در هر روز براي بزرگ داشت خداوندجلّ‌جلاله، تا به ياد او نه فراموشكار و نه گردنكش بلكه فروتن و متواضع و خواهان و مشتاق فزوني دين و دنياي خود باشد. در حديثي از امام صادق(ع) آمده است كه در تفسير جمله " و لذكرالله اكبر" فرمود: "ذكر الله عند ما احلّ و حرّم". ياد خدا كردن به هنگام انجام حلال و حرام يعني ياد خدا بيفتد و به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد.
نماز وسيله شست و شوي از گناهان و مغفرت و آمرزش الهي است. چرا كه خواه و ناخواه نماز، انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته مي‌كند. لذا حديثي از پيامبر(ص) روایت شده که ايشان از ياران خود سؤال فرمود:و لوكان علي باب دارالحد كم نهر و اغتسل في كل يوم منه خمس مرات اكان يبقي في جسمه من الدرن شيء؟ قلت لا, قال: فان مثل الصلاة كمثل النهر الجاري كلما صلي كفرت ما بينهما من الذنوب. « اگر بر در خانه يكي از شما نهري از آب صاف و پاكيزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد آيا چيزي از آلودگي و كثافت در بدن او مي‌ماند؟در پاسخ عرض كردند: نه. فرمود: نماز درست همانند اين آب جاري است، هر زمان كه انسان نمازي مي‌خواند گناهاني كه در ميان دو نماز انجام شده است از ميان مي‌رود».
و حضرت فرمود: پاكيزگي ، كليد نماز است. به اين ترتيب جراحاتي كه بر روح و جان انسان از گناه مي‌نشيند با مرهم نماز، التيام مي‌يابد و زنگارهايی كه بر قلب مي‌نشيند زدوده مي‌شود.
موانع قبول نشدن نماز
1-  گناه مثل سم كشنده است چنانچه سلامت روح و نفس و حتي جسم و جان انسان را به خطر نابودي مي‌اندازد و باعث مي‌شود عمل‌هاي سالم او خراب شود.
2- گناه ، توفيق عمل صالح را از او مي‌گيرد و حتي توفيق نماز و يا واجبات ديگر را.
3- روايتي داريم از اولياء(ع) كه مي‌فرمايند: گناه،عمر را كوتاه مي‌كند (همانطور  كه در حديث سستي در نماز گذشت)
4- دعاي او مستجاب نمي‌شود.
5-  فرمودند نمازِ شراب خوار و غيبت كن ، 40 روز قبول نخواهد شد(چون طهارت قلب از بين مي‌رود) و دعايش مستجاب نمي‌شود مگر اينكه توبه كند.
6-از جمله كساني كه نمازشان قبول نمي‌شود، انسان ظالم و ستمگر است.
7- عجب و خودبيني از موانع قبولي نماز است.
8- همين طور خوردن مال حرام از موانع قبولي نماز است.
9-رسول اكرم(ص) فرمودند: " الصلاة حصن من سطوات الشيطان "- نماز دژ محكمي است در برابر يورش شيطان. امام صادق(ع) است فرمود: به هر اندازه كه نماز در اعمال و رفتار ظاهر و باطن انسان اثر گذارده باشد، نماز قبول شده است.
نماز جماعت
سفارش شده در نماز جماعت شركت كنيد كه ثواب آن را ملائكه‌هاي آسمان نمي‌توانند بشمارند. شبي در معراج حضرت رسول اكرم(ص) فرمودند: از آسمان دوم مي‌گذشتيم ملكي را ديدم كه بر سر كرسي نشسته بود و 5000 دست دارد و بر هر دستي 12 انگشت گفتم اين كيست ؟ جبرئيل(ع) گفت اين فرشته محاسب قطرات باران است كه هر قطره باران هر كجا ببارد به هر مقدار و به هر زمان و مكان او مي‌داند. او سلام كرد، جواب دادم. پرسيدم آيا چيزي هست كه نتواند شماره كند؟ جبرئيل(ع) فرمود بلي. هنگامي كه امت تو بعد از نماز جماعت صلوات بر محمد و آل محمد مي‌فرستند اين ملك نمي‌تواند ثواب آن را شماره كند. خداوند ثواب آن را آنقدر مضاعف مي‌فرمايد كه من از حساب آن عاجز هستم. و همچنين در روايات بیان شده  كه حضرت پيامبر(ص) فرمودند: «اگر تعداد نمازگزاران صفوف جماعت از 10 نفر فراتر رود، پاداش هر ركعت آن، آنقدر زياد مى‏گردد كه حتى اگر تمام آسمان‌ها كاغذ شود و تمام درياها مركب و همه درختان قلم گردند و همه فرشتگان مامور نوشتن آن، نمى‏توان پاداش آن را ثبت نمود و پاداش آن فقط در خور محاسبه ذات بيكران الهى است»
در ظهر عاشورا امام حسين(ع) دست از جنگ كشيدند و پيغام فرستادند كه وقت نماز است از جنگ دست بكشيد. ابن سعد ملعون جواب داد، كه نماز شما قبول نيست و شما خارجي هستيد و به شما امان نمي‌دهيم. حضرت فرمودند: ما نماز را بپا مي‌داريم. چند نفر داوطلب شدند كه بدن خود را سپر بلا قرار دهند تا آقا و ياران نماز ظهر را اقامه كنند. ايشان نماز را اقامه كرده و علم نماز را تا قيامت محكم ساختند و مهم بودن امر خداوند را به تمام شيعيان و پيروان خويش نشان دادند تا آنجا كه جان خود را قربان امر خدا كردند و يارانش براي نماز كشته شدند و با عمل ، نداي الله اكبرِ تكبيرة الاحرام را به گوش همه جهانيان الي يوم القيامه رسانيدند، روزي كه فرزند گراميشان ظهور كند از خانه خدا اين صداي تكبير از گلوي مباركش به گوش جهانيان خواهد رسید . و آن روز قامت قائم آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم است كه جلوه تمام آيات قرآن و قامت نماز و احكام خداوند رب العزه است را به طور كامل، جامع خواهند پوشانید  و انتقام خون به ناحق ريخته پدرانش و مادر بزرگوارش را گرفته و ريشه ظلم را كنده  و زمين را پر از عدل و داد خواهند نمود . انشاءالله
حروف كلمه صلوه
حروف كلمه صلوه از نظر دسته و طبيعت حروف و ملائك حروف به اين شكل دسته بندي مي‌شود:
 ص: ملكش حضرت اجمائيل،ازدسته حروف هوایی(بادی) و طبيعت خاكی-جنوبی
 ل: ملكش حضرت طاطائيل،از دسته حروف ترابي(خاکی) و طبيعت آبي- شمالي
 و:ملكش حضرت رفتمائیل،از دسته حروف هوایی(بادی) و طبيعت خاکی- جنوبی
 ه: ملكش حضرت دورائيل،از دسته حروف ناري(آتشی) و طبيعت آتشی- مشرقي ت:ملکش حضرت عزرائیل(ع)،ازدسته حروف مائی(آبی) و طبیعت بادی-غربی (اگرصلوة درنظر بگیریم)
خوب به طبيعت حروف صلوة (به هر دو صورت که درنظرگرفته شود)نگاه كنيد! چهار جهت اصلي آب و هوايي را دارد. پس كلّ طبيعت و بر كلّ طبايع ، محيط است و هيچ طبيعتي نيست چه از انسان و چه ديگر مخلوقات در اين طبايع نباشد. پس همه بندگان خدا در هر شرايط آب و هوايي و محيطي به خوبي مي‌توانند وظيفه عبادت و بندگي خود را به نحو احسن انجام دهند. اميدوارم پروردگار عالم عبادت‌هاي ناچيز و ناقص ما را به فضل و رحمت خود قبول بفرمايد.انشاءالله *قسمتی از حدیث معرفت امیرالمؤمنین(ع) به نورانیت(علامه مجلسی،بحارالانوار):
...حضرت(ع) فرمودند:معرفت من به نورانیت،معرفت خداوندعزّوجلّ است و معرفت خداوندعزّوجلّ، معرفت من به نورانیت است. و آن دین خالصی است که خداوند درباره آن فرمود:"و امر نشدند به چیزی مگر چیزی که خدا را به اخلاص کامل در دین پرستش و بندگی کند و از بندگی غیر او روی برگرداند و نماز به پا دارند و زکات بدهند و این است دین راست استوار"(آیه5سوره بینه)خداوند فرمود: امرنشدند مگر به پیامبری حضرت محمد(ص) و آن دین و آئین یکتاپرستی آسان محمّدی است. واین کلام خدا که فرمود:"نمازبه پا دارید" پس هر کس که ولایت مرا به پا داشت ، نماز را به پا داشته است.و برپاداشتن ولایت من ، سخت و دشوار است و جز فرشته مقرّب یا پیامبر مرسل و یا بنده‌ای که خداوند قلب او را به ایمان آزموده باشد، کسی متحمل آن نمی‌باشد.پس فرشته وقتی که مقرب نباشد تحمل آن را نخواهد داشت و پیامبر هنگامیکه مرسل نباشد تحمل آن را نخواهد داشت و مؤمن وقتی که آزموده نباشد تحمل آن را نخواهد داشت. ... سلمان گفت:عرض کردم ای برادررسول خدا هرکس نماز را به پا داشت ، ولایت شما را به پا داشته است؟ فرمود: آری ای سلمان.این سخن خدای تعالی در قرآن عزیز تصدیق کننده این حقیقت است"واستعینوابالصبروالصلاة وانّهالکبیرة الاعلی الخاشعین"(آیه45سوره بقره)  پس صبر؛ رسول خدا(ص) و نماز ؛ برپاداشتن ولایت من است.بدین خاطر خداوند متعال فرمود: و هر آینه آن بزرگ و سنگین است و نفرمود هر آینه آن دو، بزرگ و سنگین می‌باشند.زیرا هر آینه ولایت ، حملش جز بر خاشعان ، بزرگ و سنگین است و خاشعان ، همان شیعیان روشن بین و اهل بصیرت می‌باشند........... .
....ای سلمان و ای جندب!این معرفت من به نورانیت است.پس هدایت یافته و کامل بدان تمسک بجویید که هرآینه هیچ یک از شیعیان ما به مرز نهایی بصیرت و روشن بینی نمی‌رسد؛ مگراینکه مرا به نورانیت شناخت،فردِ اهل بصیرت و روشن بین و به هدف رسیده و کاملی خواهد بود که در دریایی از دانش غوطه ور شده و به درجه‌ای از فضل رسیده و بر سِرّی از اسرار الهی و بر گنجینه‌ای پنهان مطلع گشته است.                             



:: موضوعات مرتبط: نماز (دعاهای قنوت و اوقات و اسرار و گنج نماز)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴
زمان : 15:54
گنج نماز - قسمت 1


اين حقير در نظر دارم به فضل پروردگار عالم و با استمداد ازمولايم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ،‏ در زمان زندگي كوتاهم ميخ كوچكي باشم براي برپا نگهداشتن عمود نماز! و عينكي بر چشم‌هاي بندگان مؤمن كه از ريشه يابي علم حروف و اعداد، تا حدودي معاني و مجاري و تجليات و حقايق نماز را به صورتي كه هدف الهي است، تبیين نمايم و به فضل الهي و كرامت مولايم و با استفاده از احاديث و روايات از قول معصومين(ص) كه راه گشاي ما هستند ، گوشه‌ای از این حقایق را روشن سازم. {اقوال را از كتاب‌هاي اسرارالصلوة و پرواز در ملكوت امام خميني(ره) و علامه مجلسي و كتاب‌هاي آقاي قرائتي و همچنین از آيات مبارك قرآن و با استفاده از سايت درس‌هاي قرآني که در اينترنت نوشته شده ، نقل نموده‌ام. اميدوارم توانسته باشم دريچه جديدي را براي بازنگري احكام دين و مخصوصاً فروع دين و خصوصاً نماز و اركان آن براي خوانندگان ‌وعاشقان نماز باز كنم}.

خداوند متعال در قرآن کریم (آيه 45 سوره مباركه عنكبوت) می‌فرماید:"اتل ما اوحي اليك من الكتاب و اقم الصلوة انّ الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله اكبر و الله يعلم ما تصنعون"."بخوان اي پيغمبر آنچه را كه وحي كرديم به سوي تو از قرآن و برپادار نماز را كه البته نماز باز مي‌دارد انسان را از كار زشت و ناپسند و هر آينه ياد خدا بودن بزرگ‌تر است از ساير عبادات (كه ياد خدا و ثواب و عقابش هميشه انسان را از گناه باز می‌دارد و انسان را به طاعت وامی‌دارد. ولي عبادت با غفلت از خدا چندان اثر ننمايد) و خدا مي‌داند آنچه را كه مي‌كنيد".

خواننده عزيز اميدوارم با دقت توجه كنيد! زيرا اين نداي نوراني از پروردگار عالم به بنده خود مي‌باشد. از روي شماره آيه(45) برداشت مي‌شود كه ندا به کسانیست‌ كه در دنيا عمل انساني و پيروي و اطاعت و عبادت مولا را انتخاب كرده‌اند.چراکه  45 ، برابر با عدد ابجد اسم آدم و برابر با جايگاه عددی کلمه انسان ‏و خلاصه برابر با جايگاه عددي نام مبارك فاطمه(س) است. پس طرف خطاب ، انسان كامل یعنی پيغمبر بزرگوار(ص) است و از ايشان به قلب‌هاي سالم و بندگاني كه مي‌خواهند صورت عمل انساني داشته باشند. چرا عدد این آیه در جايگاه اسم مبارك فاطمه (س) است؟ زيرا معني نام مبارك خانم از ريشه فطم است يعني از آتش جهنم و تمام پليدي‌ها بريده است. پس در اين جايگاه ، نماز بپا مي‌شود كه ريشه در بطن بهشت دارد و امر اين است كه اين ريشه را در بطن ايمان و عقيده و قلب سالم خود بپاداريد!

نماز از نظر اولياء دين تعريف بسيار دارد. از جمله فرموده‌اند: نسبتِ نماز به دين مثل سراست به بدن‌، پس بدن بي سر، هرگز زنده نخواهد بود. امام صادق(ع) فرمودند: ترك نماز ، آفت دين است.

پيامبراكرم(ص) فرمود: اي بشر هرچه مي‌خواهي بكار، كه هر چه بكاري همان را درو مي‌كني.

ضميره ابن حبيب گويد راجع به نماز از پيغمبر(ص) سؤال كردند ، حضرت فرمودند: 1- نماز از واجبات دين است.   2- موجب خشنودي خدا است. 3- طريقه پيامبران است.    4- محبت ملائكه را جلب مي‌كند. 5- هدايت و ايمان است.   6- نور و معرفت است. 7- بركت رزق است.    8- راحت بدن است. 9- براي شيطان ناخوشاينداست.   10- حربه‌اي در مقابل كفار مي‌باشد. 11- سبب استجابت دعا است.   12- قبولي اعمال است. 13- توشه آخرت مؤمن است.  14- شفيع نزد ملك الموت است. 15- مونس قبر مي‌باشد.   16- فرش زير تن است. 17- جواب نكير و منكر است.   18- نماز بنده در محشر ، تاجي است برسرش. 19- نوري در صورتش مي‌باشد.  20- لباسي بر تنش مي‌باشد. 21- پرده‌اي است بين او و آتش.  22- حجتي است بين او و آتش. 23- موجب نجات از جهنم است.  24- عبور از پل صراط است. 25-كليد بهشت است.   26- مهر حورالعين است. 27- بهاي بهشت است.  28-نماز است كه بندگان را به بالاترين درجات مي‌رساند. 29- چون مشتمل بر انواع عبادات از جمله: تسبيح، تهليل، تكبير، تمجيد و تقديس خداوند و گفتار و دعا است. {جلد 70 ؛ صفحه 114 ؛ كتاب بحارالانوارعلامه مجلسي}

حدود الهي، حفظ مرز عمل انساني ماست كه بايد آن را پاس بداريم. فاطمه زهرا(س) هنگام نماز از ترس ، نفس نفس مي‌زد. امام حسن(ع) هرگاه از وضو فارغ مي‌شدند ، رنگشان تغيير مي‌كرد وقتي از ايشان دلیلش را سؤال ‌كردند فرمود كسي كه مي‌خواهد بر صاحب عرش وارد شود و به خدمت او برسد سزاوار است كه رنگ چهره‌اش تغيير كند.

پيامبر اكرم(ص) فرمود: اگر كسي (زن يا مرد) در نماز سستی کند ، 18 كيفر به او داده مي‌شود: 6 بلا در دنيا ، 3 بلا هنگام مرگ ، 3 تا در قبر و 3 تا در قيامت و3 تا وقت عبور از پل صراط. اما بلاهای در دنيا: 1- بركت از رزق و زندگيش بردارد2- نور از صورتش برمی‌گردد 3- بهره‌اي از اسلام به وي ندهد 4- دعاهاي صالحان را در حقّش مستجاب نکند 5- دعايش را اجابت نفرمايد.6- به هنگام مرگ به ذلت جان دهد. بلاها به هنگام مرگ: 1-چنان سنگيني در خود احساس مي‌كند كه گويا كوهي بر او افتاده .2- چندان ضعف بر او غلبه كند كه گويي شلاق بر او مي‌زنند. 3-تشنه شود بطوريكه اگر همه آب دنيا را بياشامد سيراب نشود و گرسنه گردد چنانكه اگر همه‌ی غذاهای دنیا را هم بخورد سير نشود! بلاها در قبر: 1- غصه شديد و تاريكي 2- تنگي قبر و عذاب تا قیامت 3- محروميت از بشارت ملائكه‌ی رحمت. بلاها در محشر: 1-به صورت حيوان محشور شود 2-نامه عملش را به دست چپش دهند 3-حسابش طولاني شود. اما بر سر پل صراط: 1-خداوند به او نظر رحمت نفرمايد 2- از گناه ، پاكش نكند و عذری از او نپذيرد 3-هزار سال براي حساب نگاهش دارد ، سپس او را وارد جهنم كند .چنان كه خداوند فرمايد (از جهنميان پرسند:) چه چيزي شما را به دوزخ كشيد؟گويند: ما از نمازگزاران نبوديم.

در حديث بيست و دوم از اربعين شيخ بهايي از امام حسنعليه‌السلام آمده: چون پدرم را هنگام رحلت فرا رسيد. مرا چنين اندرز و وصيت فرمود" بعد از شهادت به وحدانيت پروردگار عالم و درود و سلام به حضرت ختمي مرتبت(ص) فرمود گواهي مي‌دهم كه خداوند همه مردگان فرو خفته در گور را خواهد بر انگيخت و از اعمالشان حساب خواهد كشيد و او به همه اسرار سينه‌ها آگاه است، فرمود پسر عزيزم بعد از من در خانه خود گوشه‌اي ملازمت گير و بر گناهان خود اشك بريز. مبادا كه دنيا ، بالاترين و بزرگ‌ترين مسأله زندگي و مهم‌ترين همّ و غمّ تو باشد. پسرعزيزم سفارشت مي‌كنم كه نماز را سروقت آن بگذاري و صدقات و زكوة مال خود را به موقع به مستحقان آن بپردازي".

پروردگارعالم در سوره مباركه نساء آيه 103 مي‌فرمايد: فاقيموا الصلوة انّ الصلوة كانت علي المؤمنين كتاباً موقوتا. يعني نماز را بپاي داريد كه نماز براي اهل ايمان حكمي است لازم و فريضه‌اي حتمي است. و در آیه 238سوره مباركه بقره مي‌فرمايد: " حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ ". يعني نسبت به نماز وسطي (كه به عقيده اكثر مفسران ، نماز صبح است) مراقبت و دقت به كار بريد و در طاعت خداوند فروتن باشيد(البته تمام نمازها ، وسطي هستند: نماز ظهر، وسطي بين نماز صبح و عصر است. نماز عصر، وسطي است بين نماز ظهر و مغرب . نماز مغرب ، وسطي است بين نماز عصر و عشاء و نمازعشاء، وسطي است بين نماز مغرب و صبح).

و در آيه 14 سوره مباركه طه می‌فرماید: :" إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي " يعني: به يقين اين منم خداى يكتا كه جز من معبودى نيست، پس مرا پرستش كن و نماز را به ياد من برپا دار. در آيه 45 سوره مباركه عنكبوت می‌فرمايد: " وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ " يعني: و نماز را برپا دار، زيرا نماز از گناهان بزرگ و آنچه (در شرع و عقل) ناپسند است بازمى‏‌دارد.

حضرت رسول(ص) فرمود: "من ترك الصلوة متعمدا فقه كفر". يعني آنكس كه به عمد و اختيار نماز نخواند قطعاً كافر است .(نشان از بي‌نشانه‌ها.در حديث ديگر فرمود: " بَيْنَ الْعَبْدِ وَبَيْنَ الْكُفْرِ تَرْكُ الصَّلاةِ " " يعني فاصله ميان بنده و كافر گرديدن او، ترك نماز است.

هرآنكس غافل از حق يك زمان است         در آن دم كافر است اما نهان است

اگر آن غافلي پيوسته بودي                    درِ اسلام بر وي بسته بودي

چنانچه از پيامبر اكرم (ص) روايت شده است «لا يزال الشيطان ذعرا من المؤمن ما حافظ على مواقيت الصلوات الخمس ، فإذا ضيعهن اجترأ عليه فأدخله في العظائم.» يعني: «شيطان پيوسته ازمؤمن هراسان مي‌ماند ، مادامي كه براوقات نمازهاي پنجگانه مواظبت كند، پس اگرآنها راضايع نمايد، شيطان براوجرات مي‌كند و او را در گناهان بزرگ وارد مي‌نمايد.» از اين احاديث و آيات مبارك درس مي‌گيريم كه انسان برگزيده در آفرينش ، بايد در بندگي و اطاعت مولايش؛ پروردگار سبحان ، خالص و مخلص باشد تا بتواند به رضاي او و قرب درگاهش برسد. و اين طريق تكميل نمي‌شود الا به دو جمله " التَّعْظِيمُ لأَمْرِ اللَّهِ وَالشَّفَقَةُ عَلَى خَلْقِ اللَّهِ " امر خداوند را بزرگ بشمارید و نسبت به خلق خدا مهربانی و شفقت بورزید.

سِرّ گنجِ ابجدی در 5 نوبت نماز!  

هر نوبت نماز به یکی از پنج تن(ص) تعلق دارد و اسرار باطنی نماز به وجود آن بزرگواران افشا و معنا می‌شود( البته در قسمت اوقات نماز توضیح کامل آمده و در این قسمت از باب اسرار نماز ، مطالبی بیان می‌شود).

*نماز ظهر: حضرت رسالت پناه ؛ محمد مصطفی(ص) خود ، اولین گنج خلقت است و مقام اول را دارد.اول یعنی یک و حرفش الف است که تمام حروف را در بردارد چه ظاهری و چه باطنی!!!(رجوع شود به کتاب گنج الف) مَلک این حرف حضرت اسرافیل(ع)  است که مامور احیا و زنده شدن و دمیدن در صور می‌باشد. پس درواقع آنچه در دنیا آمده و می‌آید از گنج وجود و سِرّالاسرار محمدی(ص) است! اولین نماز که ایشان به امر خالق یکتا در آسمان چهارم اقامه کردند و تمام پیامبران مأموم ایشان بودند ، نماز ظهر است و این نماز متعلق به وجود مبارک پیامبر(ص) می‌باشد که رتبه اول خلقت در عالم سِرّ است.

کلمه ظهر یعنی آشکار کننده همه ناپیداها و خداوند کریم وجود مبارک آقا را حقیقتِ ظهر قرار داد و تمام اسرار و احوالات و قوانین و احکام و دستورات خود را برای حیات دنیا و آخرت و جمع جمیع تمام احکام و دستوراتی که در 104 کتاب آسمانی به پیامبران پیشین داده بود ، همه را یکجا در کتاب آسمانی و کلام الله خود یعنی قرآن مجید به قلب مبارک پیامبر(ص)نازل فرمود { آیه 59 سوره مبارکه انعام: ... ولا رطبٍ و لا یابسٍ الا فی کتابٍ مبین ؛ هیچ تری و خشکی نمی‌ماند مگر اینکه در کتابِ آشکار کننده و مبین (قرآن) آمده است}.

همانطورکه همه‌ی حروف در گنج الف ظاهر شد ، همه معانی و معلومات از علوم کامله هم از الف وجودِ پر فیض و برکت رسول اکرم(ص) ظُهر شد! و کتاب آسمانی ایشان بالاترین معجزه قرار گرفت زیرا کلام الله و کتاب الله است! خودِ بزرگوارش هم مقام اشرف و اکرم و اَتَم و اَدوَم و اقدَم همه مخلوقات شد و همینطور اهل بیت محترمش هم در تمام خلقت ، سید هستند: خانم فاطمه زهرا(س) سیدة النساء العالمین ؛ تنها دردانه خلقت در عالم است. امیرالمؤمنین علی(ع)؛ سیدالاوصیاء در بین تمام پیامبران و اوصیاء است. امام حسن(ع) ؛ سید الاسباط ؛ بالاترین مقام سبط اکبر بین تمام فرزندان پیامبران را داراست و امام حسین(ع) ؛ سیدالشهدا ؛ بالاترین مقام شهدا (از اولین تا آخرین) در دنیا و آخرت است. و هر دو وجود مبارک ، سید الشباب اهل الجنة هستند. و به همین ترتیب هر یک از  چهارده نور مطهر(ص) در تمام خلقت ، سید هستند!

پس در آسمان رسالت ، خورشید وجود پیامبر(ص) ظُهرِ وجود و مقامش الف  است.

*نماز عصر: متعلق به حضرت علی(ع) است که معصوم دوم و مرتبه خلقت نوری ایشان درعالم سِرّ به عدد 2(=ب) است و مقام باطن ایشان ظرف خالص و مخلص عمل کننده و امام جمع الجمع قرآن عزیز ، ناطق قرآن کریم و ظهور دهنده اسرار آن از عالم اعلا به عالم سفل دنیا ، جداکننده نوراز ظلمات و در لباس ولایت ، به نتیجه رساننده اهداف همه‌ی پیامبران {مخصوص حضرت محمد(ص)} در دنیا و آخرت است که ایشان صاحب مقام حرفِ ب است و هیچ انسانی بدون ورودی از باء بسم الله الرحمن الرحیم ، ورودی درعمل به باطن قرآن و گرفتن تمام محتوا و قبولی از قرآن را ندارد! یعنی تا شیعه و پیرو علی(ع) و فرزندان معصومش(ص) نباشیم راهی به باطن قرآن که همان نور ایمان و هدایت است و حقیقت نماز که عمود دین است{پیامبر(ص) :الصلاة عمود الدین} ، نداریم. یعنی راه وصل شدن به اعلا (که اسم مبارک خداوند است) و رسیدن به اعلای رضای خدا(مقامِ قرب الهی) ، راهی جز از صراط علی(ع) و یازده ذریه نورانیش(ص) نیست.

حرفِ ب در دستور زبان حرف همراهی ، ربط  و وصل است { جالب است که کلمه مَعَ در عربی ، به معنی با (همراه) است که عدد ابجد کلمه مع=110 و برابر با عدد ابجد نام مبارک علی(ع)  است} پس خوب امیرالمؤمنین علی(ع) را بشناس! نام یکی از سوره‌های قرآن کریم ، سوره مبارکه عصر است و عدد ترتیب نزولش بر قلب مطهر پیامبر(ص) 13 است که امیرالمؤمنین(ع) در 13 رجب بدنیا آمدند و در واقع به وجود مطهرش سی،زده شد (رجوع شود به کتاب مهندسی خلقت).پس امام علی(ع) {و در بطنش یازده ذریه نورانی(ص)} همان عصر وجود است. بنابراین باطن نماز ظهر و عصر شد: الف ، با .  پس اگر به حقیقت نماز خوب دقت کنیم متوجه می‌شویم که رسالت و ولایت ، حقیقت الفبای دین و عباداتمان (بخصوص نماز) است پس قبولشان بر همه ما فریضه است که هر کس از رسولان و اولیاء دین تمرّد کند ، ظلم کرده و جریمه سختی می‌شود.

*نماز مغرب: متعلق به وجود حضرت فاطمه(س) است که معصوم سوم و مرتبه خلقت نوری ایشان درعالم سِرّ به عدد 3(=ج)است. اما کلمه مغرب یعنی ظرف گیرنده‌ی غروب یعنی افول نور خورشید (اسم مفعول غروب است). همانطورکه بیان شد حقیقت نماز ظهر، خورشید رسالت  و حقیقت نماز عصر، خورشید ولایت است پس در حقیقت در ظرفِ مغرب عالم امکان ؛ وجود مبارک سیدة النساء العالمین ؛ فاطمه زهرا(س) ، دو خورشید افول دارد و او ظرفِ کامل است که حقیقت جمعِ عدد الف و با می‌باشد ؛ عدد ابجد حرفِ ا=1 و حرفِ ب=2 است که در جمع می‌شود 3 (3=2+1) که با دو معنی زیبا ، مغرب را معرفی می‌کند : 1) عدد 3 برابر حرفِ ج است که جهیدن و جهان شدن را ظهور می‌دهد و تمام هستِ عالم به وجود حرفِ ج که ظهور حقیقت آب است(آب=3) ، ظاهر می‌شود و خداوند کریم در آیه 30 سوره مبارکه انبیا می‌فرماید:... و جعلنا من الماءِ کلّ شیءٍ حی. پس همه چیز از آب زنده شد! 2) نماز مغرب 3 رکعت است و صاحبش ، کوثر عالم وجود ؛ حضرت فاطمه زهرا(س) می‌باشد.

هر جا آب باشد ، آبادانی و سبزی می‌آید پس بعد از نماز مغرب ، نماز عشاست که متعلق به سبزپوش آل محمد(ص) است!

*نماز عشا: متعلق به امام حسن مجتبی(ع) ؛ سبزپوش آل محمد(ص) است که ایشان چهارمین معصوم است و مرتبه خلقت نوری آقا در عالم سِرّ ، عدد 4 می‌باشد (نماز عشا هم 4 رکعت است) و 4=داست که دال خوانده می‌شود و یکی از اسماء پروردگار عالم ، دال می‌باشد که خود، دلیل خلقت است.و حرف دال ، هدف و غایت ظهوری ابدی و اراده و مشیت خلقت در عالم ازلی است. گنج معصومیت آقا به عدد 4 ؛ پایه‌ی اربعین و ربیع واقعی را ظهور داد ، درحالیکه یکی از صفات ذاتی پروردگار عالم ، حی است و باطن عالم سرمد تا علم اسفل را در گنج حیات و حقیقت اربعین جلوه می‌دهد چراکه جلوه‌ی حی ، حقیقت سبزی و حیات طیب و طهارت محض است. از خداوند سبحان ، هرگز غیر از این همه زیبایی سرنمی‌زند و او خیر محض و زیبایی محض و حیات محض و سبحان محض می‌باشد! 

چنانچه در عالم بالا ، وجود مبارک چهارمین معصوم(ص) به حرف دال ، در حقیقت اسرار الف-با-جا را افشا می‌کند و ا ب ج د ظاهر می‌شود. با ظهور خلقت خانم فاطمه زهرا(س) که حقیقت آب و کوثر وجود است ، سبزی و گنج حسن(ع) آشکار می‌شود زیرا هر جا آب است ، سبزی و حیات و زندگی و سلامت و طهارت پا برجاست! و درخت شجره طیبه که طبق آیه 24 سوره مبارکه ابراهیم(ع) اصلها ثابت و فرعها فی السماء است ؛ شاخه‌های سبزش عالم را فرامی‌گیرد (الم ترکیف ضرب الله مثلا کلمة طیبة کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء).

*نماز صبح: تا اینجا 4 حرف ا ب ج د به عدد 1 ، 2 ، 3 و 4 ظاهرشد که در جمع می‌شود 10 که برابر با حرفِ ی است و وقتی کنار چهار حرف دیگر قرار می‌گیرد ابجدی می‌شود 1+2+3+4=10 »ا(=1)،ب(=2)،ج(=3)،د(=4)،ی(=10) و وجود مبارک امام حسین(ع) که خود به عدد 10 بدنیا آمده ( 1خودش +9 ذریه نورانی در بطنش) ، حرفِ ی را با خود آورده است و با نماز صبح که متعلق به ایشان است ، گنج عشر بر همگان آشکارمی‌شود! درواقع شاید حساسیت این نماز که در قرآن عزیز هم می‌فرماید که وقت این نماز را مواظبت کنید ( آیه 238 سوره مبارکه بقره: حافظوا علی الصلوات والصلوة الوسطی و قوموا لله قانتین) به این دلیل باشد که نماز صبح ، جمع کننده تمام اسماء مبارک است و نمازصبح  حقیقتش مصباح الهدی خودِ امام حسین(ع) (بین ظلمات شب و نورانیت صبح  است) و درواقع یخرجهم من الظلمات الی النور می‌باشد.

بنابراین 4 نماز قبل با نماز صبح ، 4 روی 10 می‌شود(10=4+3+2+1) درواقع باطن 14 معصوم(ص) و تمام حروف الفبای ابجدی(یعنی تمام 28 حرف قرآن مجید)! و جمع ارقام 14 می‌شود 5 (5=4+1) که در شبانه روز 5 نوبت نماز واجب شده است و نماز، 5 رکن دارد. درحالیکه وجود مبارک پنجمین معصوم(ص) ؛ امام حسین(ع) است و مرتبه خلقت نوری آقا در عالم سِرّ ، عدد 5 می‌باشد که جمع کننده تمام اسرار خلقت و حلقه بندگی است. و پنجمین رکن نماز، سجده است که اباعبدالله الحسین(ع) در قتلگاه سر به سجده بندگی و رضای خداوند گذاشت و برنداشت تا سر مبارکش از بدن جدا شد... .

نکته دیگر اینکه در سجده باید 7 موضع بدن ساجد شود و 2سجده یک رکن محسوب می‌شود درواقع 2 تا 7 تا ساجد می‌شوند یعنی 14 تا و 5=4+1 که پنجمین رکن نماز ، سجده است و ارکان نماز به سجده بسته می‌شود.{ امام حسین(ع) پنجمین معصوم(ص) است و 9 ذریه نورانی در بطنش که می‌شود 14(14=9+5)}. در نمازهای واجب از 2 رکعت کمتر نداریم و آن هم نماز صبح است که در هر رکعت 14 موضع بدن، ساجد می‌شود و در 2 رکعت می‌شود 28 تا (28=2×14) و عدد ابجد نام مبارک حسین(ع)=128 است یعنی ایشان با شهادتش ، تمام 28 ارکانِ حروف قرآن را حفظ فرمود.

نکته: 3 نماز ظهر، عصر و عشا 4 رکعتی و نماز مغرب هم 3 رکعت است حال اگر 4 را به توان 3 برسانیم 64 ، برابر با عدد ابجد کلمه دین می‌شود و اگر در عدد 2 رکعت نماز صبح ضرب کنیم 128 می‌شود یعنی برابر با عدد ابجد نام مبارک حسین(ع)!!! {128=2×(4×4×4)}

حال خوب متوجه شدیم که نماز، الفبای خلقت و تأویل و معنای حقیقت قرآن کریم و حقیقت وجود انسان‌های کامل یعنی 14 معصوم(ص)هستند که ما تا شیعه و پیرو واقعیشان نباشیم و عامل به آیات قرآن قرارنگیریم و الفبای عملمان با آن عزیزان تطبیق نکند، نمازی نخوانده‌ایم و به حقیقت نماز که تنهی عن الفحشا و المنکر است نمی‌رسیم(آیه 45 سوره مبارکه عنکبوت:اتل ما اوحی الیک من الکتاب و اقم الصلوة ان الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر والله یعلم ما تصنعون)!

*با توجه به مطالب بالا که پیرامون اسرار اوقات نماز بیان شد نتیجه می‌گیریم :

از آنجا که معرفت اوقات نماز و صاحبان نماز را در حروف ابجدی خواندیم و اعدد ، روح حروف هستند و نماز ، صورت انسان کامل است. پس تمام باطن قرآن و باطن حروف هم در آن کامل است چراکه قرآن مجید 4 سجده واجب دارد که در 2 رکعت نماز مقبول ، 4 سجده است پس قرآن ، همان نماز است و نماز ، همان قرآن است! و قرآن ، تماما وجود مبارک 14 نور مقدس(ص) است و 14 نور مقدس(ص) ، تماما باطن قرآن هستند.اگر مثل یک معادله بنگریم و این حقیقت برای همه باز شود دیگر نماز را سبک نمی‌شمارند!

در احکام آمده است که باید حدود احکام نماز و حتی صورت ظاهری آن (تجوید و قرائت) و 4000 مسائل نماز را در حدّ واجبات بشناسیم و بدانیم وعمل کنیم زیرا نماز، وجود حقیقی دارد. چراکه اگر غلط بخوانیم و یا مثلا شک کنیم(شکیات صحیح) و آن نماز را اصلاح نشده رها کنیم (حتی اگر بخواهیم دوباره آن را ادا کنیم) ، در قیامت گروهی وجودهای بی دست و پا ، دور ما را می‌گیرند که از وحشت می‌پرسیم اینها کیستند؟! جواب می‌آید : نمازهایی‌اند که بدون اصلاح رها کردید و حالا باید جوابگویشان باشید!

همانطورکه بیان شد باطن اوقات نماز به حروف ابجدی (10=4+3+2+1) و 4 روی 10 یعنی 14 رسید... . الفبای عربی 28 حرف است که 10=8+2 پس درواقع تمام الفبا در حروف ابجد جمع شده است{(ا=1)+(ب=2)+(ج=3)+(د=4) =10 (=ی)}. بنابراین نماز ، تمام حروف است.

در نمازهای واجب بیشتر از 4 رکعت (نماز ظهر،عصر،عشا) و کمتر از2رکعت (نماز صبح) نداریم. عدد 2 ، برابر حرف ب است. و به فرموده پیامبر(ص) تمام محتوای قرآن در سوره مبارکه حمد و تمام آن در بسم الله و تمامش در حرفِ ب قرار دارد. حال جالب نیست که تمام قرآن هم 2 رکعت نماز است {که در رکعت اول و دوم ، خواندن سوره مبارکه حمد واجب است} و تمام سوره‌های قرآن مجید با حرفِ ب شروع می‌شود! عدد ابجد 2 به حروف 10 می‌شود(دو=10) و آیا نماز صبح متعلق به امام حسین(ع) نبود که ایشان به عدد 10 بدنیا آمده ؟و این عدد برابر حرف ی است (عرب آن را ، یا می‌خواند). و تمام اوقات نماز در عدد 10 یعنی حرف ی غرق است زیرا 1(ظهر)+2(عصر)+3(مغرب)+4(عشا)=10 یعنی همه ، در نماز صبح جمع‌اند و صاحب نماز صبح ؛ مصباح الهدی و سفینة النجاة ؛ امام حسین(ع) است ( درواقع 1 خودش+9 ذریه نورانی در بطنش) پس در حقیقت نماز صبح متعلق به 10 معصوم(ص) است. و عالم قیامت در صبح قیامت تجلی می‌کند(یوم القیامة). و دنیا امتحانش می‌شود عدد 10 که به عربی عشر خوانده می‌شود و دنیا درعشرغرق است ؛ کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا .

نکته(نقطه آفرینش):اولین خشکی در زیر خانه خدا خلق شد و بعد کشیده شد(دحو الارض) و آنجا به امر خالق یکتا ، قبله قرار گرفت. آن نقطه خشکی به عربی ارض نام گرفت که عدد ابجدش 1001 می‌شود{در دعای جوشن کبیر خداوند متعال را به 1000 اسم اعظم می‌خوانیم که یک نام در همه نام‌های خداوند مستتر است پس می‌شود 1001 اسم!} . اگر در 28 حرف هم عدد ابجد حرف اول (ا=1) و حرف آخر(غ=1000) را با هم جمع کنیم 1001 می‌شود { حروف غین همان حروف غنی است}. بنابراین تمام 28 حرف شد 1001 و در بالا اشاره شد که نماز ، تمام حروف است پس اگر کلّ نماز را خوب بشناسیم و به مقام باطنش برسیم متوجه می‌شویم خداوند بنده‌اش را با نماز ، غنی و به تمام گنج مستفیضش می‌فرماید و به صاحب نماز یعنی امام نماز می‌رساند ؛ وصل شدن به آقا و مولایمان صاحب عصر و الزمان (عج). 

اسرار نماز 5 گانه در 3 نوبت

وجود مبارک امام صادق(ع) فرمودند که 5 نوبت نماز در 3 نوبت خوانده شود. همانطورکه دیدید معارف از دیدگاه علم حروف در 5 نوبت بسیار زیبا بود.اما در واقع باطن 3 نوبت هم همان 5 نوبت است!

اگر خوب دقت کنید در گردش ساعت شبانه روز ، ساعت 3 ، شناسایی دیگرش 15 خوانده می‌شود. چند نکته در این اعداد نهفته است:

همانطورکه بیان شد عدد 5 ، عدد بسته است و قرار گرفتن درحلقه بندگی واقعی برای هر بنده با خواندن نماز پنجگانه و رسیدن به حقیقتش است به شرط اینکه نمازمان پشت امام معصوم(ص) باشد یعنی امامِ نماز را پیشاپیش نماز ببینیم.چراکه   نماز بی ولای اوعبادتی است بی وضو 

                          به منکرعلی(ع) (وذریه‌های معصومش(ص)) بگو نماز خود قضا کند

جمع اعداد 1 تا 5 برابر 15 می‌شود 15=5+4+3+2+1 که برابر با جایگاه عددی حرفِ س به عدد ابجد 60 است. که حرفِ س ، قلب قرآن و میزان حروف است. و هر ساعت ، 60 دقیقه و هر دقیقه 60 ثانیه است. و خداوند یکتا در آیه 103 سوره مبارکه نساء فرمود: ... انّ الصلوة کانت علی المؤمنین کتابا موقوتا. یعنی در وقت قرارگیرد میزان و طبق دستور الهی (با تمام شرایط).پس حقیقت نماز ، دائما در تمام عالم در زمان و مکان جاری است.

در واقع ساعت 15 ، عدد 3 هست که در 5 نوبت ضرب شده و عدد 15 را نشان می‌دهد(15=3×5 ،15=س ؛میزان). که حیات تمام هستی درگرو عدد3 است و برابر عدد کلمه آب است. درواقع هر چیزی برای اینکه به  حیات واقعی و دائمی خود برسد و سبز بماند ، باید در 3 (=آب) ضرب شود تا به میزان حیات حقیقی برسد. حقیقت آب ، کوثر وجود است یعنی خانم فاطمه زهرا(س)  و یکی از نام‌های قرآن هم کوثر است. اگر حروف آب را به صورت بسیط بنویسیم الف و با ، عدد ابجدش 114 می‌شود(114=3+111) و 114 ، برابر تعداد سوره‌های قرآن است . پس حقیقت آبی که همه‌ی انسان‌ها را سیراب کرده و احیاء دنیا و آخرت می‌کند ، قرآن و نماز است. (رجوع شود به کتاب عرفان آب)  

آب تطهیر کننده‌ی عین نجس به عین پاک است. آبِ ظاهر، نشانی از آبِ باطن دارد. پس با عرفان آب ، خود را شستشو دهیم تا حیوانیت از ما جدا شده و  به حقیقت انسانی برسیم! به همین علت نماز واقعی ، تنهی عن الفحشاء و منکر می‌شود. و اینجاست که معنای روایتی از پیامبر(ص) را متوجه می‌شویم که به مردم فرمودند:اگر بر در خانه يكي از شما نهري از آب صاف و پاكيزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد آيا چيزي از آلودگي و كثافت در بدن او مي‌ماند؟در پاسخ عرض كردند: نه. فرمود: نماز ، درست همانند اين آب جاري است، هر زمان كه انسان نمازي مي‌خواند گناهاني كه در ميان دو نماز انجام شده است از ميان مي‌رود.

حال اگر به صورت قطر از عدد 3 به عدد روبرویش در ساعت وصل کنیم ، عدد 9 می‌شود { شاخص نماز عصر حدودا در ساعت 3 و شاخص نماز عشا حدودا در ساعت 9 است}. درشکیات نماز واجب، 9 شک صحیح وجود دارد  تا نماز کامل و بدون اشکال تحویل داده شود. و درشناسایی عددی دیگرِ 9، 21 خوانده می‌شود که برابر با جایگاه عددی حرفِ ش است (صفت تفشی دارد) پس صفتش ، افشاء حقیقت نمازی است که در میزانِ سین به عدد 15(=س) انشاءالله به نتایج ظاهری و باطنی نماز افشا می‌شود و نمازگزار به میزان اعمال دست پیدا می‌کند.البته از درون قلبش، تا به اعضا و جوارح و همه اعمالش افشاشود.انشاءالله

باطن عدد 17 (در 17 رکعت نماز شبانه روز)

بجا آوردن 17 رکعت نماز در شبانه روز واجب است و به فرموده پیامبراکرم (ص) "نماز ، ستون دین است."  که اسرار زیادی در خود نهفته دارد ! جالب اینکه در قرآن کریم 5 بار کلمه صلوات آمده است ، چنانچه خداوند متعال 17 رکعت نماز را در 5 وعده امر فرموده است. هر دو عدد (5 و17) ، از اعداد کلیدی‌اند و توضیح و تفسیر آنها طوری است که تمام عالمیان را در بَردارد و هرگز به مفهوم واقعی و کلّی آنها نمی‌توان رسید! و این بنده حقیر به قدر وسعم توضیحاتی را بیان می‌کنم شاید که مورد رضای خداوند متعال و خلیفه‌ی برحقّّش ؛ امام زمانمان؛ مهدی موعود(عج) قرار بگیرد.من ظاهر عدد را توضیح می‌دهم تا انشاءالله به درک باطن آن برسیم زیرا هم نام مبارکِ ظاهر و هم نام مبارک باطن ، اسم محیط برعالمیانِ خداوند کریم است.

عدد 17 در واقع 7 روی 10 است و 7 روی 10 یعنی تمام راز خلقت ! به ساده ترین بیان یعنی 7 طبقه آسمان روی یای دنیا (در کتاب راز دنیا توضیح داده شد که دنیا یعنی در،یا ؛ کل یوم عاشورا) .پس می‌شود 7 روی 10 !

سقف اعداد تا 9 بیشتر نیست.وقتی عدد، طولی طیّ مسیرمی‌کند باید ظرفِ عرضِ همان عدد به صورت حروفی ، گیرای آن باشد. پس وقتی عدد نُه را به حروف بنویسیم ، عدد ابجد نُه = 55 و جمع ارقامش 10 می‌شود. جالب است که اگرچه به امر خداوند متعال حروف به زبان‌ها و گویش مختلف (در دنیا) ظاهر شده اما همه در اصل تقریبا ، یکی است و ملکوت حروف ، یک معنا را دارد . مثلا عدد 9 به عربی تاسع است که عدد ابجدش 531 و در جمع ارقامش 9 می‌شود که نُه=55 و 10=5+5 ! یا عدد ابجد دَه=9 است و عدد 10 به انگلیسی تِن می‌شود که عدد ابجد تِن=450 و جمع ارقامش همان 9 است! 

پس دَه به حروف ، همان 9 به عدد است و نُه به حروف ، همان 10 به عدد است. بنابراین حرف است که ظرفِ گیرنده می‌شود. کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا یعنی همه‌ی روزهای دنیا 10 است و تمام خاکِ زمین، کربلاست زیرا عدد 10 ، گنجِ عشر است {رجوع شود به کتاب عرفان عدد10} و عدد 10 ، وجود مبارک 14 معصوم(ص)است و امتحان همه‌ی اولیاء و انبیا و همه‌ی بندگان مؤمن ، عاشورای عمرشان است که با این گنجِ خداوند؛ وجود ولیّ خدا و حجت خدا چه می‌کنند؟! زیرا هرکدام از بزرگواران، باطناً 14 نور مقدس (ص) هستند.

حال اگر ارقام 14 را با هم جمع کنیم 5 می‌شود که در شبانه روز 5 نوبت نماز واجب است و اسرار باطن 14 معصوم(ص) در عالمِ سِرّ ، به انوار 5تن(ص) جلوه کرده است. اما همانطورکه می‌دانید عدد 14 ، اسرار تمام خلقت است که به صورت 2 تا 7 تا بر همه‌ی عالمیان احاطه دارد.مثل اینکه 7 آسمان بالای سرمان و 7 طبقه زمین زیر پایمان است. در7 روز هفته غرقیم درحالیکه هر سال 52 هفته است و 52 برابر با عدد ابجد کلمه حمد است یعنی به عددِ طولی 7 (روزهای هفته)، واردِ کلمه حمد(=52) می‌شود. پیامبر(ص) فرمودند:" محتوای تمام قرآن در سوره مبارکه حمد است...". و سوره مبارکه حمد شامل 7 آیه است. پس تمام عوالم در عدد 7 حمد غرق هستند!

بنابراین خوب در عدد 17 بیندیشید! که از عالم اسرار تا دنیای سفل همه به گنجِ عشر(تا قیامت) خلق شده و در دنیا ظهوریافته ، و محتوای گنجِ عشر، حمد است که در آن چگونه به شکرانه و سپاسِ خالق رسیدن را ، به بنده می‌آموزد( درواقع می‌شود 7 روی 10)

در نمازهای واجب ، کمتر از 2 رکعت نداریم و خواندن سوره مبارکه حمد که 7 آیه دارد در هر رکعت واجب است پس می‌شود 2 تا 7 تا یعنی 14 تا. و هر نماز در جایگاه خودش ، تمام محتوای باطنِ17 را در بردارد. هر نماز، 5 رکن دارد (اگرچه 2 رکعت باشد) و در هر رکعت ، رکن پنجمِ آن سجده است که هر دو سجده ، یک رکن محسوب می‌شود. در سجده ، واجب است که 7 موضع بدن روی زمین بیاید ، پس می‌شود 2 تا 7 تا یعنی 14 تا {عدد ابجد کلمه سجده=72  و جایگاه عددیش برابر 27 است}.

امیدوارم خوب دقت کنید و ببینید وقتی امامان معصوم(ص) که حجت‌های خداوند هستند، هرکدام باطناً 14 نور مقدس‌(ص)هستند چون در مقابل قرآن که طبق آیه 87 سوره مبارکه حجر: سبعا من المثانی و القرآن العظیم است ، قرار دارند. {خداوند ، قرآن را 7 تا 2 تا یعنی 14 تا قرارداد و عدد 14 یعنی 4 روی 10 که همان گنج عشر است(10=4+3+2+1). وقتی پیامبر(ص) می‌فرماید تمام محتوای قرآن در سوره مبارکه حمد است و این سوره 7 آیه دارد پس تمام قرآن هم 7 روی 10 است و تمام آن ، 2 رکعت نماز مقبول است زیرا 4 سجده واجب دارد! }.

وطبق حدیث ثقلین (انّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ... من در میان شما دو چیز گرانبها باقی می‌گذارم که اگر آنها را دستاویز قرار دهید هرگز گمراه نخواهید شد؛ کتاب خدا و عترتم که همان اهل بیت(ع)است. پس بنگرید که چگونه با آن دو رفتار می‌کنید که آن دو از هم جدا نمی‌شوند تا آنکه در کنار حوض کوثر برمن وارد شوند.پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد) نتیجه می‌گیریم حقیقت نمازِ ناطق هم ، 14 نور مقدس(ص) است. درحالیکه 14 نور مقدّسند اما 7 نام مبارک دربین آنها بدون تکرار است.خوب دقت کنید!در هفته هم روزاول متعلق به پیامبر(ص) به نام محمد(ص) است و روز آخر(جمعه) متعلق به امام زمان(عج) است که هم نامِ جدّ بزرگوارش می‌باشد(م ح م د) و ریشه هر دو نام مبارک ، حمد می‌شود ( سوره مبارکه حمد شامل 7 آیه است) پس هفته، 7 روز است اما به 14 نور مقدس(ص) متعلق است و روز جمعه متعلق به معصوم چهاردهم است که از یکی نام‌های زیبای صاحب الزمان(عج)؛ جمعه است!

بنابراین نماز را کوچک نشمارید و آن را با توجه بخوانید که درواقع باطن عمل یک مؤمن ، برهمه‌ی عالمیان احاطه پیدامی‌کند و نماز مقبول ، آسانسور انتقال بنده از عالم سفل دنیا به عالم قرب پروردگار عالم می‌شود.اللهم الرزقنا

جزء 17 قرآن کریم(سوره انبیا و حج) :

در قرآن کریم ، جزء 17 با سوره مبارکه انبیا شروع می‌شود که همه‌ی برکات وجود  124000 پیامبر بزرگوار، آورنده خبر خیر کثیر در دنیا و آخرت هستند. و دومین سوره جزءِ17 سوره مبارکه حج است که بیست و دومین سوره قرآن است و جایگاه عددی کلمه صد=طلا=عبد=22 می‌باشد و جالب‌تر اینکه بیست و دومین قسمت جغرافیایی زمین هم مکه است.

خوب دقت کنید ! اینجا جایگاه قبله و خانه مطهر خدای مهربان و محل نزول وحی و جای تولد ولایت و گنج اسرار الهیست. برابر افشاء تمام باطن 17 رکعت نمازی است که باید (در هر نقطه از عالم که باشیم) رو به سمت این خانه مطهر(قبله مسلمین) خوانده شود.{مخصوصا باید روی قلبمان همیشه به این سو باشد(نیت قربتاً الی الله)}. عدد ترتیب نزول سوره مبارکه حج به قلب مطهر پیامبر(ص) 103 می‌باشد که برابرعدد ابجد اسم مبارک منجیِ خداوند یکتاست و همچنین شامل 78 آیه است که برابر با عدد ابجد اسم مبارک حکیمِ پروردگار عالمیان است.

نکته: عدد ابجد کلمه ابدی= بَهی=17 است. خداوند متعال این لطف را به انسان مؤمن عنایت می‌فرماید که با بجاآوردن 17 رکعت نماز، ابدی می‌شود( یعنی با وجود مرگِ ظاهری ، اما درواقع هرگز نمی‌میرد) در دعای سحر ماه مبارک رمضان از خدا می‌خواهیم اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهی... .

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا خانه مبارک خدا به شکل مکعب است؟! و هر وجه آن به شکل مربع؟! و می‌توانیم از همه طرف(دورتا دور آن) به سوی آن نماز بخوانیم؟! دلیل اینکه زمین و تمام عالم به شکل دایره است و عدد ابجد کلمه دایره=220 و جایگاه عددیش 40 می‌شود و 40، اربعین است و از ریشه ربع.

آیا این خانه به مهندسی خالق یکتا نیست؟! زیرا خودش امر فرموده تا به دست پاک‌ترین انسان‌های روی زمین(پیامبران الهی) ساخته شده است ؛ به شکل مکعبِ مربع! ریشه مربع از ربع است و 4 ضلعش با هم برابر است پس ریشه‌اش بهار است. بنابراین در مهنسی هم ظاهرش مربع است و هم باطنش طهارت محض است که 40 می‌شود. و انسان در هنگام نماز هم باید ظاهرش آراسته و پاک باشد و هم با وصل شدنِ قلبی به قبله ، حیات بهاری را در دنیا و آخرت بگیرد.

خداوند متعال می‌فرماید: اقم الصلوة  نفرموده إقرأ الصلوة(نماز را بخوان)! اقم الصلوة ظاهرا یعنی نماز را بپا دار اما درواقع یعنی نماز ، مثل یک درخت ریشه‌دار و سبز شود و قائم بر ریشه‌ی محکم ، استوار بماند تا این نماز ، حیات بهاری را برای برپادارنده‌اش تضمین کند. پس خیلی زیباست! اسرار نماز، همه‌ی گنج‌های پنهانیست که با اجرای صحیح و رسیدن به معارفش ، آشکار می‌شود.

نماز به عدد 17 رکعت واجب شده‌است که در اصل عدد 7 روی 10می‌باشد که تمام عالم خلقت به عدد حمد که هفت آیه دارد روی گنج عشر (سبع مثانی) غرق است یعنی 7 روی 10 که می‌شود 17 و مجموع تعداد رکعات نمازهای واجب در شبانه روز است.تنها پیامبری که در دنیا ، جسمانی به قرب الی الله عروج کرد پیامبرعظیم الشأن ما ؛ محمد مصطفی(ص) است و ایشان امت خود را به عالم قرب می‌خواند و می‌فرماید فقط با نماز می‌توانید بیایید. امیدوارم خداوند چنین نمازی که لیاقت عروج پیدا می‌کند را به ما عنایت فرماید.انشاءالله

از آنجائیکه عدد 17 در واقع 7 روی 10 است ، توضیحاتی پیرامون عدد 7 در زیرآمده است: 

سوره مبارکه حمد و عدد 7

غیر از سوره مبارکه حمد( که7 آیه دارد و این سوره ، کلّ محتوا و کلّ  باطن قرآن را در بردارد و آیات سبعه نامیده شده است.سبع مثانی یعنی 14 تا می‌باشد) در معانی و صورت‌های مختلف در آیات قر‌آن نیز عدد7 به نام سبع آمده ؛ ازجمله طبقات دوزخ درسوره مبارکه حجر آیه43 و44 " و انّ جهنم لموعدهم اجمعین .لَها سَبعَة ابوابٍ،لِکُل بابٍ مِنهُم جزءٌ مقسوم"دوزخ هفت طبقه دارد که هر طبقه آن بر روی دیگری قرار دارد و نام‌های آنها از این قرار است: 1- جهنم2- سقر3- لظی4- حطمه 5- سعیر6- جحیم7- هاویه.

-در سوره مبارک کهف آیه 22 به اعتباری اصحاب کهف را 7 تن می‌فرماید. و یقولونَ سبعة و ثامِنهم کلبُهم، گفته می‌شود 7 تن بوده‌اند که هشتمی سگ آنهاست.

- برای عذاب قوم عاد، خداوند درسوره مبارکه الحاقه (آیه7) فرمود: سخّرها علیهم سبع لیالٍ وثمانیة ایام حسوماً ، مسخر کردیم بر آنها عذاب را هفت شب و هشت روز .

- در خلقت هفت‌گانه زمین‌ها و آسمان‌ها که می‌فرماید :.هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعاً ثم استوی الی السماء فسوایهنّ سبع سماواتٍ و هو بکل شیءٍ علیم(سوره مبارکه بقره آیه 29 ) او خدایی است که همه آنچه از نعمت‌ها در زمین وجود دارد برای شما آفریده، سپس به آسمان پرداخت و آن‌ها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود و او به هر چیز آگاه است.

عدد 7 درانجام فریضة نماز

*در نمازهای واجب کمتر از دو رکعت نداریم و در هر رکعت یک‌بار سوره مبارکه حمد خوانده می‌شود ، هر رکعت 7 آیه؛ دردو رکعت: دو تا هفت تا یعنی 14 آیه سبع مثانی خوانده می‌شود.                        

*در هرسجده نماز؛ هفت موضع بدن باید روی زمین بیاید (پیشانی-دو کف دست-دو سرِزانو-دو سرِانگشت پا) هر دو سجده، یک رکن حساب می‌شود ، پس دو تا هفت تا ، 14 تا می‌شود.

* نماز صبح دو رکعت است.عددابجد دو به حروف برابر 10 می‌شود و عدد10 ، همان گنج 4 روی10 و باطن سبع مثانی یعنی وجود مقدس 14 معصوم(ص) است. به یک قول هم نماز صبح متعلق به امام حسین(ع) است که خود ، پنجمین معصوم می‌باشد و با 9 ذریه معصوم(ص) در بطن مبارکش می‌شود 14 (14=9+5)

*نماز ظهر و عصر و عشا 4 رکعت دارند ، و این عدد ، همان گنج اربع (10=4+3+2+1)یعنی همان نورٌواحد(ص) و گنج 14 معصوم(ص) است، و نماز مغرب 3 رکعت است که حقیقت کلّ اسرار باطن اعداد روی سه عدد می‌باشد و عدد سه ، رمز همه‌ی نمازهاست و همه‌ی نمازها در نماز مغرب قرار دارند که ظرف افول نور خورشید ولایت و رسالت است .

عدد ابجد کلمه آب =3 شد و عدد ابجد کلمه الف(=111)+حرف با(=3)برابر  114( مساوی کلّ سوره‌های مبارک قرآن کریم است) و در آیه 30 سوره مبارکه انبیا آمده‌است: و جعلنا من الماء کلّ شیءٍ حی (همه چیزها زنده شده است از آب) . یعنی قرآن ، جان آب و شستشو دهنده ظلمات از نور و شوینده حیوانیت و تبدیل آن به انسانیت (در واقع انسان کامل )  است.

جالب است بدانید که نماز مغرب متعلق به خانم دو عالم فاطمه زهرا؛ سیدة نساءالعالمین است او که ظرف مغرب افول دو خورشید رسالت و ولایت است. اگرجایگاه عددی الف را بنویسیم می‌شود 30 + جایگاه عددی حرف "با"می‌شود 3 ، بنابراین 30+3=33  .عدد 33 (=جایگاه عددی " آب " ) برابر جایگاه عددی نام مبارک زهرا(س) است. جمع ارقام 33 می‌شود 6 (6=3+3) ( 6 برابرایام خلقت کلّ دنیا). و عدد ابجد حروف سیُ سه =135 می‌شود که برابر با عدد ابجد نام مبارک فاطمه(س) است.

این جان و باطن نمازهای واجب است که باید قدر بدانیم و تا عظمت را درک نکنیم ، معنا را نمی‌فهمیم و پیامبر(ص) در عظمت نماز فرمود : الصلاة عمود الدین ، نماز ستون دین است. الصلاة معراج المؤمن ، نماز (آسانسور) عروج مؤمن است. نماز ، صورت انسان کامل است.                                                

معنی عددی کلمه هفت

عدد ابجد کلمه هفت=485 است که برابر با عدد ابجد نام مبارک خدای مهربان به نام متطول  یعنی ای کسی که حمدتو ، عظمت تو، قدرت تو ، رحمت و تمام اسماء و صفات تو بر همه‌ی مخلوقاتت کشیده است. مثل ایام هفته که ما دایماً در هفته غرق هستیم و هرگز نمی‌توانیم از آن خارج شویم. جایگاه عددی کلمه هفت= 44 است که برابر با عدد ابجد کلمه مَد می‌باشد و مد یعنی ادامه‌دار و دایمی .

همانطور که از ظاهر و باطن معنا ، مد را می‌بینیم (مثل 7 روز هفته)، معنای دیگر مد ، مثل علامت بالای حرف الف (آ) و اسم مبارک سرمد یکی از اسماء نورانی خداوند است. و قرآن (تنها کتابی که کلام الله است) در عدد7 آیه سوره مبارکه حمد غرق است. یعنی حمد ؛ مَدِّ بالای همه‌ی کتب آسمانی می‌باشد. و وجود مبارک پیامبراکرم(ص) هم که حامل و آورنده قرآن مجید و خود ، صاحب باطن سبع مثانی می‌باشد، در خلقت، جلوه‌ی اسم مبارک‌ سرمد پروردگارعالم‌است.       

اگر ارقام 485  را با هم جمع کنیم می‌شود17 یعنی هفت روی ده ، باطن حمد الهی و باطن ربیع در روز تولد پیامبر(ص) و امام صادق(ع) (در17ربیع‌الاول) و نیز 17 رکعت نماز روزانه (خوب دقت کنید) .

17 ، جایگاه عددی حرف(ف) است که عدد ابجد آن برابر80 بوده و از طرفی عدد ابجد"وجه الله"=80 است ، یعنی نماز ؛ وجه الله باطنی و ربیع ؛ وجه الله ظاهری است.                                                                                                                                               

*عدد ابجد کلمه "سبع"  (عدد هفت به عربی) می‌شود  132  که برابر با عدد ابجد نام مبارک محمّدص) با حرف (م) مشدد ، در واقع بقول قرآن کریم سبع مثانی یعنی باطن حمد و7تا ، 2تا می‌باشد. نام آسمانی پیامبر(ص) ؛ احمد(ص) و نام زمینی ایشان ؛ محمد(ص) است که ریشه‌ی هر دو نام مبارک ، حمد می‌باشد پس آقا خود ، صاحب 2 تا 7 تا یعنی سبع مثانی است.

با معنایی که در جایگاه عددی کلمه هفت(=44) شد چه زیباست که در عظمت نماز خوب فکر کنیم ، زیرا که نماز ، مقام سرمد همه‌ عبادات است. 

هر روز از هفت روز ایام هفته به یک یا چند معصوم(ص) تعلق دارد. چنانچه هفته ، 7 روز است اما به14 نور مقدس(ص) متعلق است ، اگر خوب توجه کنید هفته به عدد، تا 5 یعنی پنج‌شنبه خوانده می‌شود یعنی عدد14 در جمع ارقامش می‌شود 5 (5=4+1). جالب‌تر اینکه روز اول هفته (شنبه) ، متعلق به وجود مبارک حضرت محمد(ص) و روز آخرهفته (جمعه) ، متعلق به وجود مبارک امام زمان(عج) به نام (م ح م د) است ، پس کلّ هفته در باطن ، بین دو نام مبارک محمد(ص) قرارگرفته که در ریشه ، همان 2 تا حمد می‌شود یعنی 2 تا 7 تا ؛ سبع مثانی!

اما اگر در کلمه"سَبُع" دقت کنید(همان حروف کلمه سبع است) این کلمه یعنی درنده و صفت حیوان درنده به معنای حرام گوشت است.چرا ! چون در هفت ماند و در مثانی، ورود ندارد . پس جهنم هم هفت طبقه یا دَرَکه دارد زیرا جهنمیان در حیوانیت ماندند که جایگاهشان در طبقات هفتگانه جهنم است. پس بکوشیم به شکرانه نعمت عظمای وجود مقدس 14 معصوم(ص) که ریسمان حبل الله هستند ، دایماً تمسک داشته باشیم و از خداوند کریم بخواهیم که آن و لحظه‌ای ما را به خودمان وانگذارد.آمین.

*سرّ عددی روز تولد حضرت رسول اکرم(ص) و امام صادق (ع)

همانطورکه می‌دانید از لحاظ جسمانی وجود مبارک اشرف مخلوقات و اعظم کائنات؛ حضرت محمد(ص) و فرزند گرامیش ؛ امام جعفر صادق(ع) در 17 ماه ربیع الاول بدنیا آمدند. {ربیع یعنی بهار و دو ربیع در سال قمری وجود دارد(ربیع الاول و ربیع الآخر)} این دو تولد ، حقیقت خلقتِ بهاریِ مولا را در اسرار ربیع باطن در ظاهر دنیا آشکار می‌سازد! دیگر اینکه در کتاب مرحوم شیخ عباس قمی در قسمت زندگانی پربرکت رسول الله(ص) آمده است که "نور نبوتِ ایشان را از حضرت آدم(ع) تا 17 نسل می‌شمارد تا به وجود مبارک عبدالله(ع)؛پدرپیامبر(ص) انتقال پیدامی‌کند". کسی که به وجودش در دنیا به امر خالق یکتا ، 17 رکعت نماز آورده شد و تا قیامت به همه‌ی امّت ، واجب شد!

17 = جایگاه عددی حرف(ف)است یعنی آقا رمزی از عالم فوز است با جلوه‌ی عدد 17 که برابر تعداد رکعات نماز در شبانه روز و سرّعدد 7روی 10است. ایشان سبع مثانی (7 تا2 تا=14 تا) هستند یک 7 خودش و یک 7 فرزندش امام صادق(ع) که به عدد7 بدنیا آمد(یک خودش+6ذریه نورانی دربطنش) پس در واقع 7 باطن رسالت و7 باطن ولایت می‌شود سبع مثانی! عمر مبارک رسول اکرم(ص) {وهمچنین امیرالمؤمنین علی(ع)} در دنیا 63سال بود که جایگاه عددی کلمه (اربعین) برابر با 63است (اربعین یعنی همان 4روی10 ؛ 14 و ربیع ...).

این یکی از اسرار سنّ مبارک آقاست! برای امّت و شیعیان،همین بس که هرچقدر هم علمی به وجودشان نداشته باشند اما ببینند که طیّ مسیرعمرمبارک این عزیزان در دنیا برای امّت و شیعیانشان پاک کننده و تطهیر کننده است، ایشان در ربیع بدنیا آمدند و در جایگاه حروفی اربعین در ذیقعد40 و طهارت به شهادت رسیدند.

باری! حضرت رسالت پناه(ص) که کلّ نور است و در وسط آسمان رسالت با کلّ نور به صورت کل به زمین تابیده و کلّ ظلمات، به وجودش رخت بربسته وایشان آشکارکننده کلّ مظاهرِ اسمائی و برکات صفات و توحید ذات اقدس الهی است.

ایشان کسی است که در وقت تولدش هیچ سایه‌ای نماند وعالم را به کلّ نور خود تا قیامت ، منوّر فرمود که شعاع این نور ، هشتمین معصوم امام صادق(ع) است که کلّ عالم اسلام را به شعاعِ صدق نبوت به گنج ولایت منوّر فرمود(در علم نجوم آمده که 8 دقیقه طول می‌کشد تا شعاع نور خورشید به زمین برسد). پس با وجود امام صادق(ع) که هشتمین معصوم(ص) است ، کلّ نورِ پیامبر اکرم(ص) کاملاٌ خود را به ظلمات ارض نشان داد و ایشان ، رئیس مذهب شیعه نام گرفت.این یکی از اسراری است که تاریخ روز تولد وجود مقدس امام صادق(ع) باید با روز میلاد جدّ بزرگوارش پیامبر(ص) یکی باشد!

وصف نماز در 17 رکعت

اگر ارقام 17 را با هم جمع کنیم 8می‌شود(8=7+1). عدد 8 به عربی ثامن خوانده می‌شود و ریشه‌اش ثمن (یعنی گرانبها) است.می‌دانید که وجود مبارک امام رضا(ع) ، ثامن الائمه است {در واقع همه‌ی وجودهای مقدس(ص) ثمن عالم هستند اما هریک از صفات و زیبایی‌ها به وجود یکی از عزیزان آشکار شده است} و مجرای رضای خدا که محور گردش همه مخلوقات ، کرات و همه ذرات در محوریت باطن خانه خداست که هیچ عملی جز به شرط رضای خدا ، به قرب الی الله نمی‌رسد. بنابر حدیث سلسلة الذهب از امام رضا(ع) که فرمود:لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن مِن عذابی ، بعد با دست مبارک به سمت خود اشاره کرد و فرمود بشرطها و شروطها و انا من شروطها. یعنی قلعه محکم فقط لا اله الا الله است و اگر هر کس وارد شود از عذاب و سختی‌ها(در دنیا وآخرت) نجات پیدامی‌کند اما به شرط و شروطی که رضا(ع) شرط آن است.رضا(ع)که همان مجرای رضای خداست ، وزنه‌ی ثمن گرانبهای ترازوی قبولی اعمال بندگان خداست. پس کفه روبروی وزنه ، عمل است که به شرط  ثمن گرانبهای رضا، ترازو به میزان می‌رسد.

پس نیت نماز هم که رکن اصلی و اولین رکن است ، بدون رضای خدا باطل می‌شود (در نیت می‌گوئیم برای رضای خدا قربة الی الله) و این نیت ، راه ورودی به حقیقت نماز که وصل شدن به امام جماعت وجود مبارک انسان کامل ؛ امام زمان(عج) است می‌باشد. و هنگام نماز باید رو به قبله که خانه خداست با‌یستیم و خانه خدا محل رسیدن به رضای خداست و روح خانه خدا ، امام معصوم(ص) است که خود ، حقیقت نماز هستند. ولی تا به امام جماعت وصل نشویم (تا شیعه و پیرو خالص نشویم) نماز به درگاه خدا قبول نمی‌شود چون او حقیقت قبله و حقیقت رضای خداست، و کسانی که ظاهرا رو به قبله هستند ولی دلشان متوجه جاهای دیگرست ، قبله‌شان دل‌های شخصی می‌شود و وصل نمی‌شوند. برای همین است که نماز باید با توجه قلبی به حقیقت نماز ؛ رابطه رضای دل به رضای خدا که وصل به حجت اوست انجام شود تا نماز ریشه‌دارشود و تنه بگیرد و برگ ومیوه دهد و سایه گستر تمام امور زندگی گردد.آنوقت است که نتیجه نماز مقبول انسان را از زشتی‌ها و منکرات بازمی‌دارد(آیه 45 سوره مبارکه عنکبوت :...انّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر...) و به یک معنی دیگر به رضای خدا وصل می‌کند و با آسانسور نماز، به قرب او راه پیدا می‌کند.

پس با قیمت نماز مقبول می‌توانیم بهشت را بخریم و به بهترین ثمن عالم یعنی رضای حجت خدا و به واسطه ایشان به رضای خدا برسیم. چنین ثمنی( نماز مقبول) ، برات بهشت است! طبق فرمایش ائمه معصومین(ص) اگر 2رکعت نماز مقبول داشته باشیم خداوند متعال تمام گناهانمان را می‌بخشد. نماز ، امامِ اعمالمان می‌شود. با نور نماز ، مثل برق و به راحتی از صراط می‌گذریم.

تمام قرآن می‌شود 2 رکعت نماز!

4  سجده واجب در قرآن کریم وجود دارد یعنی به اندازه 2 رکعت نماز. پس می‌توان گفت که قرآن ، 2 رکعت نماز است که هرکس عمل(مقبول) به آیات قرآن داشته باشد ، صاحب 2 رکعت نماز مقبول می‌شود! خوبست که چون درس ما معارف عددی هم است بیان کنیم که چه معنی در4 سجده واجب نهفته است؟ وقتی عدد از 1 تا 4 با هم جمع شود(10=4+3+2+1) عدد 10 حاصل می‌شود یعنی گنج عشر که تمام قرآن ، گنج عشر است{طبق حدیث مبارک پیامبر(ص) که فرمودند تمام محتوای قرآن در سوره مبارکه حمد و تمام باطن آن در بسم الله... و همه در بِ بسم الله جمع است... . حرفِ ب به عدد ابجد 2 متعلق به حضرت علی(ع) است که خودِ آقا در خلقت نوری مقام دوم را داراست و عدد ابجد دو به حروف برابر 10 می‌شود(دو=10) که همان گنج عشر است} و از طرفی خوانده می‌شود 4 روی 10 که درواقع وجود مبارک 14 معصوم(ص) است که تمام عمرشان در سجده واجب خداوند یگانه هستند که هم وجود مبارکشان ساجد واقعی به فرامین الهیست و عبد خالص و مخلص پروردگار عالمند و هم تمام مخلوقات ( بخصوص انسان) باید به وجود مبارکشان ساجد باشند چراکه ایشان ، حقیقت قبله‌اند و بدون بزرگواران نمازی انجام نمی‌شود! آدم چو یکی قبله و مسجود علی(ع) بود.

درواقع در مقامِ عمل ، تمام آیات قرآن حکم سجده واجب دارد(اطاعت محض) و نمی‌شود به دلخواه برخی آیات را قبول کنیم و برخی را نَه!!! 

اسراری از عدد 17 به حروف؛هفده 

عدد ابجد کلمه هفده می‌شود 94 که برابر با عدد ابجد نام مبارک عطیه(س) {بالاترین اعطای خداوند} است وهمچنین برابر با عدد ابجد کلمه صد است که در حقیقت یکی از صفات فاطمی خانم است یعنی هرگز جهنم و رجس و پلیدی و گناه و حتی ظلمات در وجود نازنینش راه ندارد. او صدی است که شیعیان خود را هم از آفات و بلایا و خطرات دنیوی و اخروی حفظ می‌فرماید.

94 یک عدد کلیدی است! درحالیکه برابر اسم مبارک عطیه‌ی حضرت فاطمه(س) است یعنی خیرات کثیرِ وجود مبارکش را جلوه می‌دهد ، در جمع ارقامش هم به 13 می‌رسیم(13=4+9) که برابر نام مبارک ذات اقدس الهی ؛ احدجلّ‌جلاله است یعنی با صدِ وجود مبارک فاطمه(س) به توحید و اخلاص می‌رسیم. حال اگر ارقامش را از هم کم کنیم 5 می‌شود(5=4-9) یعنی باطن این صد ، وجود مطهر پنج تن(ص) است و معرفشان هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوهاست! اگر ارقامش را در هم ضرب کنیم 36 می‌شود(36=4×9) که برابر جایگاه عددی کلمه میم است که هدف زحمات معصومین(ص) و رسیدن به طهارت ، رسیدن به حرف م است که عدد ابجدش 40 می‌باشد و به اربعین و بهار عمل می‌رسیم. 

 

اسرار نماز در حقیقت زمان

حروف کلمه‌ی زمان ، همان حروف کلمه نماز است پس باید مناسبتش جالب باشد! چنانکه تمام طی ساعات زندگی ما به صورت یک دایره‌ی ساعت ، روی دیوار منزلمان با ترتیب نوشتن عدد 1 تا 12 نقش بسته است و ما هر روز ، کارها و اوقاتمان را روی ساعت تنظیم می‌کنیم.اما دقت نکرده‌ایم که چرا اعداد ساعت تا  12 نوشته شده و از 12 تا 24 ساعت شبانه روز را روی همین ساعت به ترتیب 13 و 14 و... تا 24 می‌خوانیم؟! باید بدانیم که این اعداد، معنا و مفهوم و زمان عمرمان را معنی می‌کنند و دائما وظایفمان را به زمان ، گوشزد می‌کنند.

در آفرینش خداوند یکتا چنان نظم حکم‌فرماست که در 365 روز سال ، دو روز شبیه هم نیست یعنی ماه و خورشید و افلاک و ... در ثانیه‌ها و دقایق و ساعات و روزها و ماه‌ها ، تقویم عدد و سنین و حساب را نشان می‌دهند که خداوند متعال  احوالات فصل و چرخه تحولات خاک به نبات و نبات به حیوان و حیوان به انسان را از حسب ظاهر با سیر ملکوتی موجودات ، صورت نمایی می‌فرماید.

چنانچه قبلا بیان کردیم آنچه پروردگار عالم خلق فرموده است همه ، زوج هستند. همینطور هم همه موجودات ، 2 شناسایی دارند مثل سال که در یک گردش ، 2 نام دارد: شمسی و قمری و ملکوت هر کدام مجزاست و اوقاتی که بر ما ظاهرمی‌کنند درصورتیکه یک گردش است اما 2 معنا و 2 ظهور را به اعمال ما امرمی‌کند!

پس دایره ساعت هم درحالیکه یک قاب است و ظاهرا یک دوره‌ی عددی نوشته شده اما 2 شناسایی را ظاهرمی‌کند. همینطورکه 24 ساعت هم 2 خلقت خداوند را در خود دارد؛ روز و شب : که برای مثال درحالیکه در روز ، عددِ یک داریم ، در شب هم عددِ یک داریم.اما یکِ ظهر با یکِ شب ، ظاهر و باطن هستند و معنا و مفهومی را که آشکارمی‌کنند در ظرف زمان خودشان ، بسیار متفاوت است! { و همینطور جالب است که ساعت ، 2 عقربه دارد ؛ ساعت شمار و دقیقه شمار}

درحالیکه شکل دایره بسته است و نماز هم که باطنش همان حروفِ زمان است ، به 5 نوبت وارد شده که عدد 5 هم به شکل دایره و عدد بسته است و همه‌ی مخلوق در دایره که همان 5 است ، محصورمی‌باشند.

پس زمان ، در ولایت امام زمان(عج) قرار دارد یعنی زمان ، پشتِ امام زمان است و امام زمان ، همان حقیقت نماز است و وجود مبارکش ، امام نماز عالم خلقت است. خوشا آنان که دائم در نمازند!!! یعنی وجود مبارک آقا ، خودش حقیقت نماز است و فقط وجود مقدسش ، دائم در نماز است. برای همین هم در ساعاتی که وقت مشترک نماز است می‌توانیم آن نماز را بخوانیم (مثلا از ساعت ظهر تا ساعت قبل مغرب می‌توانیم نماز ظهر بخوانیم). زیرا امام نماز ، همیشه در نماز است.پس اگر با عذر مقبول، نماز اول وقت تاخیر افتاد ، باز هم نماز پشت صاحب نماز قرار می‌گیرد تا به قبولی برسد.

 رابطه عدد(5 و 17) و (11 و 23) در ساعت!  

حال در ساعت 5 و شناسایی بعدیش که 17 خوانده می‌شود ، خوب بیندیشید!مگر غیر از این است که در شبانه روز 17 رکعت نماز، در 5 نوبت ادا می‌شود! {قبلا اشاره شد که 17 برابر است با عدد بهی و ابدی یعنی خداوند متعال این لطف را به انسان مؤمن عنایت می‌فرماید که اعمالش با بجاآوردن 17 رکعت نماز، ابدی و ماندگار می‌شود( یعنی با وجود مرگِ ظاهری ، اما درواقع هرگز نمی‌میرد) }

حال اگر به صورت قطر از عدد 5 به عدد روبرویش (در ساعت) وصل کنیم ،     عدد 11 می‌شود که برابر تعداد رکعات نماز در مسافرت (در شبانه روز) است.و عدد11 برابر کلمه هو ؛ اسم زیبای پروردگار عالم است که نیت نماز(چه کامل و چه شکسته) فقط باید برای رضای او باشد(قربة الی الله). پس خیلی زیباست! و همه این مخلوقات به ما می‌گویند:

ماسمیعیم و بصیریم وهُشیم      با شما نامحرمان ما خامُشیم

ساعت 11 به 23 هم خوانده می‌شود :در احکام نماز در قسمت شکیات ، 23 شک داریم که به 6 تای آن نباید اعتنا کرد ، 8تای آن باطل و 9تای آن صحیح است. شرط صحت شک این است که در نماز 4 رکعتی باشد که گفتیم در عالم سرّ ، عدد 4 جمع کننده و ظهور دهنده گنج الهی بود در واقع 10=4+3+2+1 یعنی باطن 10 را ظاهر کرده که همان 4روی10 است. خوب دقت کنید! گفتیم 9 در بطن ده است ، پس 9 شکّ ِصحیح در واقع در نماز 4 رکعتی به شرط تمام شدن کامل دو رکعت اول و بعد از اکمال سجدتین یعنی در شرف رکعت سوم است ، پس باید کاملا در عدد 4 مستقر شده باشد ، اینجا عدد 9 روی 10 ظاهر می‌شود که 19 ، جایگاه عددی نُه می‌شود که بلوغ اعمال از حسب ظاهر هم باید کامل باشد. اینجا در اصلاح عمل به شرط باطل نکردن نماز، نماز صحیح و سالم می‌شود.

فطرت الله

خداوند متعال همه مخلوقاتش را فطرتاً خدایی خلق فرموده (آیه 30 سوره مبارکه روم: فاقم وجهک لدّین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدّین القیّم و لکنّ اکثر الناس لایعلمون)

درحقیقت فطرت ، همان ذات حقیقی و سرّ باطن خلقت است که خداوند به همه در چهار ماه و ده روز دوره جنینی  در شکم مادرعنایت می‌فرماید ؛ انّی نفخت فیه من روحی یعنی این است و جز این نیست که از روح خودم در شما دمیدم . این حقیقت گنج ِ الف وجود است و تمام درسی که در قبل بیان شد.

عدد ابجد کلمه فطرت=689 است که در جمع ارقامش 23 می‌شود(23=9+8+6) که برابر با عدد اسماء مبارک طبیب و داحی(دحو کننده) است.جمع ارقام 23 برابر 5 می‌شود(5=3+2) و همه عالم از نور مبارک پنج تن(ص) خلق شده‌اند و چه ظاهری و چه باطنی روزی می‌گیرند(الی یوم القیامة) و روزیِ نماز هم در 5 وعده به نمازگزار می‌رسد.

عدد 23 برابر با جایگاه عددی حرف ث به عدد ابجد 500 است که ملکش حضرت میکاییل(ع) می‌باشد که این ملک ، مأمور روزی است.و گنج فطرت در بطن هر انسانی ، گنج روزی است که از طرف خداوند مثل چراغی روشن ، نور هدایت و برکات درونی را تقویت کرده و احیا می‌کند و به انسان ، زندگی و سیرت انسانی می‌بخشد.به شرط اینکه در عمل ظاهر و نیت قلبی شیعه و پیرو خلیفه‌های معصوم پروردگارعالم باشیم. و نماز حقیقی است که خزانه گنج را از باطن به ظاهر ربط می‌دهد و از طرفی نماز ، انسان را از ظاهر به باطن (فطرت که خزانه روزی نور هدایت است) وصل می‌کند.پس واسطه ، نماز است.

حال اگر نماز پشت امام حقیقی نماز یعنی صاحب العصر و الزمان(عج) نباشد ، کم کم چراغ دل کم‌سو می‌شود و چشم دل به خوبی نمی‌بیند و طبعاً تشخیص هم خراب می‌شود. درنتیجه اثر برعکس در زندگی روزمره می‌آید و آن روزی ِ نورانی ، راهش به بیرون زندگی کمرنگ می‌شود و تا جایی که اگر نافرمانی زیاد شد قطع می‌شود که خداوند متعال می‌فرماید:صمٌ بکمٌ عمیٌ فهم لا یعقلون. تا جاییکه کر و لال و کور (دلی) می‌شود پس دیگر عقل (که رزقا حسنا است) درک خود را از دست می‌دهد!

تا بحال دقت کرده‌اید در جاییکه نور کم و یا تاریک است ، به سختی می‌توان حرکت کرد چون دید خوبی نداریم ممکن است با وسایل آنجا برخورد کنیم و مرتب یا چیزی می‌افتد یا می‌شکند و... و یا خودمان دستمان را به این طرف و آن طرف می‌گیریم تا زمین نخوریم. خلاصه خیلی اتفاقات و خطرات ممکن است روی دهد. حال ببینید که در زندگی هم مرتب می‌گوییم: چرا اینقدر مشکلات و دردسر؟! چرا اوضاع و شرایط زندگی به هم ریخته ؟! چرا این اتفاقات همه با هم روی داده؟!... . اما متوجه دلیل اصلی نیستیم که چشم دلمان کم‌سو شده و با دست خود پرده‌های (حجاب‌ها) گناهان را جلوی نور قلبمان افکنده‌ایم که خطرات جلوی راهمان را نمی‌بینیم و مدام به موانع برخورد می‌کنیم و خطر تهدیدمان می‌کند!

پس باید با استمداد از نماز و استغفار و اصلاح عمل حجاب‌ها را کنار زنیم تا انشاءالله دوباره به نور فطرت الله و رزق و برکت رزقا حسنا که موهبت خداوند کریم به بندگانش است ، برسیم.

جایگاه عددی کلمه فطرت=68 می‌شود که برابر با عدد ابجد کلمه حکم است یعنی خداوند مهربان از فطرت، انسان را به حکمت و حقیقت حکم که همان امراست ، (و ستونِ همه‌ی امرهای خداوند متعال ، نماز است)وصل می‌کند.

چرا روزه می‌گیریم؟

در واقع برای روزه‌دار از ساعتی که سحری می‌خورد تا افطارکند ، تمام اعمالش(اگر گناه نباشد) عبادت محسوب می‌شود حتی اگر خواب باشد زیرا بدنش در عبادت روزه قرار دارد. در واقع روزه از گناه ، شبانه روز بدن انسان را از آسیب‌ها مصون می‌دارد و سپری است که نماز به حقیقتش برسد!

آیا فکر کرده‌اید که چرا آخر ماه مبارک رمضان به عید فطر می‌رسیم؟  کلمه عید از ریشه عَوَدَ است یعنی عود کردن ، برگشتن به وعده حقیقی. در واقع انسان مؤمن بعد از یک ماه روزه ، سرِ سفره‌ی روزیِ افطار حقیقی یعنی فطر خود می‌رسد! که انشاءالله با احیاها و روزه‌ها و نمازها و استغفارها و... ، ظلمات و حجاب‌ها کناررفته است و به قدر واقعی رسیده و قدرشناس شده است.اللهم الرزقنا

فطرت الله

اما کلمه فطرت الله: که خداوند یکتا، باطن روزی و تمام برکات را از ذات اقدس خودش به بندگان می‌دهد.عدد ابجد کلمه فطرت الله=755 است که بعبارتی می‌شود 55+700: عدد 700 ؛ دورنگار عدد 7 حمد خداوند در بلوغ است الی یوم القیامة . عدد 55 برابر با عدد ابجد کلمه مبارک مجیب ؛ از اسامی خداوند کریم که اجابت کننده همه بندگانش است ، و همچنین برابر عدد ابجد کلمه نُه می‌باشد که هر کس بخواهد تولد پیداکند باید در بلوغ 9 به عدد قرارگیرد و همینکه بخواهد متولد شود باید نُهِ به حروفِ او تمام شود(نُه=55 ،10=5+5) تا به کلمه مجیب خداوند وصل شود و جواب واقعی زندگی سالم در دنیا برایش صادر شود. پس در واقع 9 روی 10 است که 19 ، بابِ ورودی می‌شود برای یک تولد سالم ، درضمن که با زندگی دنیایی برای مولود نو،زده می‌شود و به بهار زندگی واصل می‌شود.

پس فطرت الله فقط در دنیا به انسان‌ها داده شد تا دستگیره رحمت خدا باشد . که اگر بفهمیم و از این گنج ، خوب استفاده کنیم و وصل شویم ، نجات را در قیامت از این فیض بزرگ الهی دریافت می‌کنیم.

از آنجا که عدد ، روح حرف است ، خوب دقت کنید! جمع ارقام 755 می‌شود 17 (17=5+5+7) که تمام 17 رکعت نماز برای رسیدن به دلیل هدف خلقت است ( جایگاه عددی حروف دال=17). جایگاه عددی کلمه فطرت الله =98 می‌شود که برابر عدد ابجد کلمه نماز است! که باز جمع ارقامش 17 می‌شود(17=8+9) همان 17 رکعت نماز در شبانه روز که 8=7+1 است و عدد 8 که به عربی ثامن می‌شود به ریشه ثمن یعنی در روز حساب وزین‌ترین عملی که در گنج ، سنجش ترازوی اعمال می‌شود، ثمن نماز است.

از طرفی عدد 17 برابر کلمه بهی ؛ اسم مبارک خداوند و عدد 8 هم برابر اسم مبارک بها (ازاسماءالله) است که در دعای سحر ماه رمضان می‌خوانیم:اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهی. ای مؤمنان! تا بها را نپردازیم به بهی نمی‌رسیم و بها ، اطاعت محض از حکم خداوند(حاکم مطلق) است. انشاءالله مقام ذکراکبر را دریابیم. (آیه 45 سوره مبارکه عنکبوت:...اقم الصلوة ان الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر...)

طهارت

ريشه رسيدن به عبادت با علاقه و تواضع خالصانه در مقابل پروردگارعالم، طهارت است. همانطور كه در فروع دينِ ما اول طهارت است، زيرا طهارت ظاهرا زمينه ساز تطهير قلبي است كه گيرنده ايمان و اسلام و رسيدن به توحيد محض است. چنانچه با طهارت ، تمام اعمال عبادي بنده قبول مي‌شود و سختي عبادت همانا نگهداشتن طهارت آن است تا لحظه مرگ. بنابراين نماز ، از نظر اولياء دين تعريف بسيار دارد.که فرموده‌اند نماز نسبت به دين مثل سر است به بدن، پس بدن بدون سر، هرگز زنده نخواهد بود.

پروردگار عالم در احكام نماز همانطور كه گفته شد حكم را به طهارت مي‌دهد. براي اينكه بهتر به معناي حقيقي كلمات برسيم ، در علم حروف عدد ابجد کلمه احكام مي‌شود (70) اين عدد برابر است با  عدد ابجد کلمه ليل كه عرفا دنيا را به حقيقت ليل تعبیر مي‌فرمايند كه تمام چشمه‌ها و حقايق و بواطن و قدر در ليل به ظهور مي‌رسد و عدد 70 برابرعدد ابجد حرف "ع" است كه عين به معني چشم و چشمه مي‌باشد. بر خلاف عادت دنيا كه ما شب را مي‌خوابيم ، در حقيقت در ليل بايد چشم‌ها از غفلت ، باز شود و پروردگارعالم تهجّد را بارها در قرآن مخصوصاً سوره مباركه مؤمن و سوره مباركه مزمل تاكيد مي‌فرمايد (یازده ركعت نماز شب و خواندن قرآن را سفارش مي‌فرمايد). نماز شب برای معصومين (ص) واجب بوده است و به ما تاكيد شده و چقدر فوائد و اثرات زيبا دارد! (و من الله توفيق)

آري ! احكام ، نوري است از جانب خداوند رحمان و رحيم كه دل ظلمات ليل دنيا را مي‌شكافد و به قلوب مؤمنينِ عمل كننده‌ی احكام وارد و چشم دل آنها را بينا و گوش دلشان را شنوا و به قلوبشان حيات طيب عنايت مي‌فرمايد.به شرط اينكه براي رضاي مولا و هدف ، رسيدن به قرب او باشد. و جايگاه عددي کلمه احكام مي‌شود 34 که برابر عدد ابجد كلمه دل است ؛ واقعاً در جايگاه حقيقي‌اش تجلي مي‌كند! زيرا اگر دل ، خاضع و خاشع و تسليم باشد تمام اعضاي بدن ، سالم و مطيع مي‌شود ، آنگاه است که دل مي‌شود طاهره! جمع ارقام 70 مي‌شود 7 و جمع ارقام 34 هم 7 مي‌شود(7=4+3). 7 ، عدد سبعه و حمد پروردگار عالم است و 2 تا 7 ، سِرّ اطاعت باري تعالي است كه در مقام سجده كامل توضيح داده مي‌شود.

عدد ابجد كلمه طهارت=615 كه (12=5+1+6) و باز هم اگر  ارقام 12 را جمع كنيم مي‌شود 3 (3=2+1) که برابر است با عدد آب ! حقيقت آب يا جانِ آب زمانی خود را نشان مي‌دهد که به صورت بسیط(یعنی الف +با) حساب می‌شود، پس 111= الف و 3 = با ، بنابراين 114=3+111 که برابر است با تعداد سوره‌هاي قرآن مجید! و آنگاه درمي‌يابيم كه جان آب، كوثر وجود است كه تطهير كننده تمام قلب‌هايي است كه قابليت پاكي را دارند!

و جايگاه عددي کلمه طهارت=57 مي‌شود که {(3=2+1) ، (12=7+5)} پس در نهایت همان عدد 3 مي‌شود و همانطوركه گفته شد ريشه طهارت ، طُهراست و فاعل طُهر ، طاهر و قلب طاهره مي‌باشد كه جمع كننده و ظهور دهنده‌ی طهارتِ عمل است . عدد ابجد کلمه طاهره=220 مي‌شود و (4=0+2+2) كه 4 ، عدد حرفِ دال است كه ادب كلّ مخلوقات در مقابل ذات اقدس حق می‌باشد(د=4). و جايگاه عددي کلمه طاهره= 40 مي‌شود كه استبراء وجود است از تمام برائت و (متعلقات) براي عبادت خداوند باري تعالی كه هيچگونه صفات مخلوق به او نمي‌رسد.{ جالب اینکه عدد ابجد کلمه دایره هم 220 و جایگاه عددیش 40 می‌شود که برابر با طاهره است. پس کلّ دایره خلقت ، طاهره است!(رجوع شود به کتاب مهندسی خلقت1)}

حديث مباركي است كه اگر هر كس 40 روز هر كدام اعضايش مخصوصاً از قلب ، گناه نكند پروردگار عالم مَلِكي را بعد از 40 روز براي حفاظتش از گناه مامور او قرار مي‌دهد و چشمه‌هاي حكمت را در دلش باز مي‌كند؛ چشم او بينا و گوش او شنوا و دلش زنده حيات طيب پيدا مي‌كند به شرط اینکه اربعين را هميشه داشته باشد!

عدد 40 برابرعدد ابجد كلمه طلا است. قابل توجه اينكه چرا طلا هميشه و در همه زمان‌ها ارزشمند است و هميشه زينت دست و صورت و گردن انسان‌هاست و هرگز قدر و قيمت خود را از دست نمي‌دهد حتی اگر طلا را سال‌ها در لجن ، جاهاي نمناك يا در معرض هوا بگذارند ، هيچگاه خاصيت و اصليت خود را از دست نمي‌دهد ؟! زيرا ريشه‌اش طاهر است كه همان عدد 40 بوده و هميشه دراربعين خود باقي مي‌ماند و در اصل ، نفوذ ناپذير شده است. پس هيچ آفتي او را از بين نمي‌برد(به عنوان اينكه آن را بي ارزش كند). شما ببينيد گنبد و بارگاه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين طلاست چون خود ، معصوم بودند و نفوذ ناپذير( از اينكه در اين دنيا هرگز هواي نفس و گناه در اعمال و خلوص قلبي اين عزيزان نفوذ نكرد) پس اين ریشه ، طهارت است و ائمه ما ، آل اطهار(ص) هستند. از ما هم به عنوان شيعه واقعي اين عزيزان ، عملي قبول مي‌شود كه به طهارت قلبي برسد، آنگاه به اسلام مي‌رسيم.

عدد ابجد نام مبارك محمّد(ص)= 132 است (نام مباركش با ميم مشدد) که برابراست با عدد ابجد کلمه اسلام(=الماس) و همچنین عدد ابجد كلمه قلب هم 132 می‌شود زيرا قلبِ آقا ، جايگاه كُل و طاهرترين وجود يعني قرآن است . نام مبارك علي(ع) از اسم اعلای پروردگارعالم گرفته شده است و عدد ابجد اعلا=102 که برابر با عدد ابجد كلمه ايمان است.

پس نمازي صورت حقيقي به خود مي‌گيرد و مقبول درگاه احديّت مي‌شود كه خصوصيات باطني طهارت از مجراي رسالت و ولايت را تجلي دهد و تمام امور روزمره ، آثار چنين نمازي باشد که "تنهي عن الفحشاء و المنكر" مي‌شود(اللهم الرزقنا). بنابراين بايد شرائط نماز داير شود كه فقط با نيت خالص براي رضاي خدا "قربتاً الي الله" باشد تا شايد قبول مولاي يكتا و خالق و سبحانه و تعالي گردد. نکته:كلمه صلوه همانطوري كه در حقايق عدديش گفته شد ، برابر عدد ابجد اسلام(که ریشه‌اش سلم وسلام است) و نام مبارك محمّد(ص) می‌باشد و شايد سِرّ اينكه آخر نماز به سلام تمام مي‌شود و سلام اول به پيغمبر بزرگوار(ص) است هم همين عدد اسم ايشان باشد!



:: موضوعات مرتبط: نماز (دعاهای قنوت و اوقات و اسرار و گنج نماز)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴
زمان : 15:48
عرفان عدد نه در حرف ط


تعریفی از عدد 9 (توضیحات کامل در مبحث سجده و اسرار عدد5 و 9)

*عدد 9 متعلق به حرف ط است که طبیعت آتشی مشرقی دارد و در دسته حروف ناریه یا نورانی و ملکش حضرت اسماعیل است. جمع اعداد 1 تا 9 برابر 45 می‌شود : 45=9+8+ ... +2+1 {در ادامه توضیح کامل بیان شده است}

*انسان در عالم خلقت به عدد 9 خلق شده و به عدد 9 متولد می‌شود . پروردگار ، عالَمِ اعداد را به 9 شماره ظاهر کرده است ، همانطورکه الفبای حروف در عربی 28 تاست ، سقف اعداد در تمام زمان‌ها تا 9 است . پس عدد 9 ، سلطان اعداد است ، وقتی عدد به 9 رسید بر همه‌ی اعداد غلبه می‌کند. جالب است که خداوند متعال و قادر سبحان ، انسان را به عدد 9 خلق نمود و او را اشرف مخلوقاتش قرار داد ، چنانچه از نظر عدد اگر عدد 1 تا 9 را با هم جمع کنیم برابر عدد ابجد کلمه‌ی آدم(ع) =45 می‌شود (45=9+8+ ... +2+1) و جمع ارقام 45 هم 9 می‌شود. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آنهاست را برای انسان خلق کردم و او را برای خودم. و فقط به انسان ، لیاقت بندگی (با اختیار) برای خودش را داد و به او بهترین گوهر خلقت خویش یعنی عقل را اهدا فرمود و انسان(کامل) را بر همه مخلوقاتش مسلط فرمود. پروردگارعالم همه‌ی عوالم نُه گانه را ظرف اسماء الحسنی خود قرار داد و ایشان را علم الاسماء عنایت فرمود ، آنگاه حوا(س) را دفعتاً خلق نمود و فرمود ایشان مؤنث یعنی دوّمی شماست. یعنی همانطور که می‌دانید زن در بلوغ تکلیفی به عدد سنّ 9 سال تمام بالغ می‌شود و خود ، حامل فرزندانی است که 9 هستند و در 9 ماه تمام بدنیا می‌آیند!

*نهمین سوره قرآن کریم از نظر ترتیب نوشتاری ، سوره مبارکه توبه و شامل 129 آیه است و نهمین سوره که به قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شده ، سوره مبارکه لیل و شامل 21 آیه می‌باشد. جزء9 قرآن مجید با آیه 88 سوره مبارکه اعراف (قال الملا الذین استکبروامن قومه...)شروع و به آیه 40 سوره مبارکه انفال(و ان تولّوا فاعلموا انّ الله مولاکم...)ختم می‌شود. *عدد 9 به حروف ( نُه ) اگر نُه را به حروف بنویسیم عدد ابجدش 55 می‌شود که در جمع ارقامش 10 می‌شود (10=5+5) که همان حقیقت عشر است که در عرفان عدد 9 در عید قربان ، قبل از روز10 ذیحجه ، روز عرفه است و روز تاسوعا که قبل از عاشوراست ، این حقیقت ظهور پیدا می‌کند که باطن 9 در بطن 10 است ، تا به بلوغ 9 نرسیم ، نمی‌توانیم وارد 10  شویم ! عدد ابجد کلمه ده برابر 9 است پس 9 ، حقیقت به کمال رسیدن ده است .  55=جایگاه عددی صدّیق است و اینجا محل عبور از ظلمات به نور یا خروج از باطل به ورود به حق است و بیرون آمدن از حیوانیّت به انسانیّت و خلاصه عروج از دنیا به عالم قرب و تولد حقیقی که راهی جز مجرای صدق ندارد {همان اتممنا بعشر}. امام حسین(ع) که خود حامل 9 است  و به عدد 10 بدنیا آمده است ، رسالتش خیلی سنگین است زیرا او باید وراثت تمام انبیاء ، تمام اوصیاء ،  صدّیقین ، شهدا و ائمه معصومین(ص) تا وجود مقدس خودش را در روز عاشورا که به طهارت آورنده‌ی تمام عاشوراهای عالم است یا همه‌ی ده‌هاست به تمام و کمال در دنیا به معرض ظهور و اکمال دین و تداوم دین بقیة اللهی را به تمام انسان‌ها در دنیا عرضه و حمل عاشورا را بطور کامل بر زمین کربلا (همه‌ی زمین‌های دنیا ، کربلا و همه‌ی روزهایش عاشوراست) به عمل ، ظاهر کند و امام عاشورائیان شود و بماند الی یوم القیامت. چنین عزیزی را خداوند فرزندی عطا فرمود که خود به عدد 9 بدنیا آمده است ؛ آقا علی ابن الحسین(ع) یعنی یک خودش بود و 8 ذریه معصوم(ص) در بطنش ، پس ایشان 9 می‌شود. حال خوب دقت کنید آقا امام حسین(ع) خود در سجده(عدد ابجد کلمه سجده=72 و 9=2+7) به بلوغ حیات یعنی شهادت فی سبیل الله و در عاشورا با 72 یار به شهادت می‌رسند و تا چهل روز سر مبارکش روی نیزه بود که عدد ابجد کلمه نیزه هم 72(=سجده) می‌شود ، یعنی ایشان در چهل روز ، چهل وادی عالم اربعین ، حقیقت طهارت و رساندن رسالتش از کربلا تا کربلا به وجود مقدس حضرت زینب کبری(س) و امام سجاد(ع) این بلوغ (سجده واقعی ، حیات طیب و هدف خلقت و همان جان طهارت و تولد واقعی در عالم آخرت) را به تمام و کمال به انسان‌ها رساندند.

*معارفی از عدد 9 (نُه)   همانطور که در سرّ خلقت گفته شد ، پروردگارعالم اسم مبارکِ واحد خود را تجلی داد . همه‌ی این اسماء ، نور هستند چنانچه درحدیث مبارک امام رضا(ع) از کتاب عیون الاخبار ذکر شده که اول فعل خداوند ، نور بود. عدد ابجد کلمه مبارک واحد=19 می‌باشد که سرّ گنج باز شدن حقیقت عدد 10  یکی از اسرارش همین عدد 19 هم می‌باشد چنانچه اگر 1 را با 9 جمع کنیم 10 می‌شود(10=9+1) و جایگاه عددی نُه به حروف برابر19 است. عدد ابجد کلمه نُه=55 می‌باشد که برابر جایگاه عددی کلمه صدّیق است و جمع ارقام 55 می‌شود 10 (10=5+5). در حقیقت نُه ، باطنِ 10 است. عدد ابجد کلمه دَه= 9 می‌شود و جمع ارقام عدد ابجد نُه(=55) برابر10 می‌شود ، پس همان حقیقت 19 است (19=9+10). پس عدد 19 که سرّالاسرار آیات قرآن و کنز و گنج الهی است به نام کلمه واحد است. و خداوند متعال در اولین آیه سوره مبارکه نساء می‌فرماید: من همه‌ی مخلوقاتم را از یک نفس واحده خلق کردم. خداوند متعال گنج اعداد را تا سقف 9 خلق فرمود. پس بلوغ کنز الهی نام مبارک واحد را در جایگاه عددی کامل و به عدد 9 ظهور داده است. در حالیکه در نُه به حروف ، جایگاه عددی حرف (ن)=14 که همان گنج 4 روی 10 است ؛ با این حقیقت که ظرف (یا وعاء) انتخاب ظهور مرآت حق و تجلی‌گاه همه‌ی متجلیات سرّ احدیت خالق یکتاست. و حرف (ه) در کلمه‌ی نُه ، عدد ابجدش برابر5 است که اگر ارقام 14 را با هم جمع کنیم ، 5 می‌شود(5=4+1) ، 14 نور مقدس به سرّ حقیقت محمدی(ص) به نام پنج تن(ص) ظهور پیدا کرده‌اند. پس در حقیقت حروف نُه ، کلّ و تمام حروف است چرا که جایگاه عددی (ن)=14 و (ه)=5 (که 5 نیز به عبارتی همان 14 می‌شود زیرا 5=4+1) پس 28 حرف را شامل می‌شود (28=14+14) که همان بلوغ باطنی عدد نُه می‌باشد زیرا جمع ارقام 28 ، عدد 10 می‌شود(10=8+2). بنابراین : عدد ابجد نُه=55 و 10=5+5 {یعنی همان گنج 4 روی 10 (10=4+3+2+1) و دهه طُهر، حقیقت 14 و گنج 40 ؛ باب طهارت} جایگاه عددی نُه=19 و 10=9+1 . بنابراین از عالم اسماء خداوندی ، 19 برابراست با نام مبارک واحد=نُه(9) ، تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم =19 = نُه(9) ، جمع حروف اسامی مبارک پنج تن(ص)=19=نُه(9) بنابراین می‌شود3 تا 9 تا برابر27 تا که روز مبعث پیامبر(ص) ، 27 رجب است. *عدد 9 در اعجاز عددی ، سلطان اعداد است. وقتی هر عددی را در 9 ضرب کنیم ، حاصل جمع ارقامش در آخر 9 می‌شود و اگر عدد در جمع به 9 برسد بر 9 قابل قسمت است. مثل: 54=6×9 (9=4+5) ،81=9×9(9=1+8) ، 99=11×9 (18=9+9  و 9=8+1) و ... . نکته جالب دیگر این است که وقتی 9 را به عددی اضافه و یا کم کنیم ، جمع ارقام جواب با جمع ارقام آن عدد ، یکی می‌شود مثال : عدد ابجد نام مبارک زهرا(س)=213  (6=3+1+2) و 222=9+213 (6=2+2+2) {222=حیدر ،  اگر جمع ارقام را که 6 شد کنار هم بنویسیم ، عدد ابجد نام مبارک الله جلّ‌جلاله می‌شود ؛66= الله } و 204=9-213  (6=4+0+2) {عدد ابجد ربّ=204} ، یا عدد ابجد نام مبارک محمد(ص)=92 (11=2+9 که 2=1+1) و 101=9+92  (2=1+0+1) {101=امین ، اگر جمع ارقام را که 2 شد کنار هم بنویسیم برابر با جایگاه عددی کلمه عبد می‌شود؛ 22 = عبد } و 83=9-92 (11=3+8 که 2=1+1) { اگر 11 و 11 را کنار هم بنویسیم برابر با عدد ابجد کلمه ظهور می‌شود؛1111=ظهور} و ... .

*یک سال بزرگ نجومی ، 25920 سال طول می‌کشد که اگر ارقامش را با هم جمع کنیم 18 و در واقع 9 حاصل می‌شود(9=8+1، 18=0+2+9+5+2). سال بزرگ نجومی به حرکت قهقرایی نقطه‌ی اعتدال زمین بسیار وابسته است ، یعنی طول زمانی که برای تمام کرات و سیارات لازم است تا به موقعیت‌های اولیه و اصلی خود بازگردند و در رابطه‌های اولیه‌ی خود با دیگر کرات مراجعت کنند. درضمن تا یک درجه از این حرکت قهقرایی نقطه‌های اعتدال کامل شود ، 72 سال طول می‌کشد که جمع ارقامش 9 می‌شود (9=2+7) ، کلاً هر درجه از این حرکت قهقرایی به عدد 9 ختم می‌شود. برای مثال 2 درجه(144=2×72) برابر است با 144 سال(9=4+4+1) و 3 درجه برابر است با 216 سال(9=6+1+2) و ... ، جمع ارقام  همه‌ی جواب‌ها برابر 9 می‌شود. در این پدیده هیچگونه اتفاقی ، تصادفی وجود ندارد! این مطلب ، قسمتی از هماهنگی همزمان و تطبیق شده‌ی عالم تلقی می‌شود. *جان نلسون رئیس پیشین آزمایشگاه آر.سی.ای در نیویورک عادت داشت برای محاسبه‌ی اوضاع آب و هوایی برای آر.سی.ای از علم ستاره شناسی کمک بگیرد و طی محاسباتش به این نتیجه رسیده بود که هرگاه دو کره ، در طول و عرض جغرافیایی بخصوصی در حالت 90 درجه از یکدیگر قرار می‌گرفتند ، رعد و برق رخ می‌داد(فراموش نکنید که اساساً این مطلب نباید چیزی منفی تلقی شود ، زیرا رعد و برق باعث پاک شدن هوا می‌شود و...). در واقع درعلم ستاره شناسی و در زمان تولد یک انسان ، موقعیت 90 درجه نشانگر نوعی فشار و ناراحتی است و سیاراتی که در اینگونه حالت هستند بار دیگر به عدد 9 می‌رسند (جمع ارقام 90 برابر9 می‌شود؛9=0+9).

*دانشمندان و محققان در رابطه با گردش کرات و سیکل‌ها و دوره‌های مختلف جهانی به این نتیجه رسیده‌اند که تغییرات مهم با تاثیراتی جهانی در هر 180 سال در روی کره زمین رخ می‌دهد که باز جمع ارقامش 9 می‌شود(9=0+8+1).

*در ضمن از 360 درجه دایره‌ی ستاره شناسی و یا هر دایره‌ای در جهان عدد 9 بدست می‌آید(9=0+6+3). *برای بدنیا آوردن فرزند به گذراندن 9 ماه بارداری احتیاج است. به غیر از این‌ها هر روز ، 86400 ثانیه دارد که حاصل جمع ارقام آن 18 و به عبارتی 9 می‌شود (9=8+1). هر شبانه روز 24 ساعت است که جمع ارقام آن 6 می‌شود و جالب است که در زبان انگلیسی عدد6 ،به شکل 9 وارونه است(6) این نکته اهمیت فراوانی دارد که در ادامه متوجه خواهید شد! دفعات تنفس طبیعی انسان در هر دقیقه ، 18 بار است که 9=8+1 می‌شود. دفعات طپش قلب (به صورت طبیعی) در انسان 72 بار در دقیقه است که 9=2+7 و تعداد ضربان معمولی و متوسط قلب در ساعت 4320 بار است که باز هم در جمع ارقامش 9 می‌شود (9=0+2+3+4). تعداد معمولی و متوسط تنفس در ساعت 1080 بار است که 9=0+8+0+1 و در 24 ساعت حدودا 25920 بار تنفس طبیعی رخ می‌دهد که دقیقا همان عدد سال بزرگ نجومی است(25920)! یعنی انسان دقیقا به اندازه یک سال بزرگ نجومی در یک روز نفس می‌کشد!!!

*در قرآن کریم سوره مبارکه نمل آیه 12 ، اشاره به این مطلب شده که خداوند متعال به حضرت موسی(ع) 9 معجزه عطا فرمود. *خداوند متعال به حضرت عیسی(ع) هم 9 معجزه عنایت فرمود. هرکدام از این زیبائی‌ها نشان می‌دهد که به عدد 9 ، وجودهای مبارک در مقام پیامبری اولوالعزم ، وجود نازنینشان کامل و امتشان تا آخر الزمان ادامه‌دار هستند ؛ تا ظهور امام عصر؛ مهدی موعود(عج) . *عدد9 در بلوغ خانم‌ها پروردگارعالم ، انسان را در بلوغ عوالم و تسخیرکننده همه‌ی مخلوقات قرارداد و همه‌ی آنچه که خلق کرد را در وجود انسان قرار داد . از آنجایی که زن ، انتخاب شد که امانت‌دار نسل‌ها باشد و خداوند حکیم ، زایش را در وجود او قرار داد؛ او حاملِ حمل همه‌ی انسان‌هایی است که 9 هستند ، پس کسی که خود 9 است، حاملِ 9 می‌شود و 9 ماه این امانت را به بلوغ می‌رساند تا تولد پیدا کند. و خداوند کریم او را کمالی عنایت فرمود که در سنّ 9 سال تمام ، به بلوغ عبادی هم برسد تا در کمال بلاغت باطنی بتواند امانت‌های خداوند (یعنی نسلش) را به سلامت ظاهر و باطن بدنیا بیاورد. این مقام بزرگی است که خداوند متعال به زن‌ها عنایت فرموده ‌است! جالب است بدانید که برای سنّ بلوغ(دختران) ، باید عدد 9 کاملا تمام شود تا به بلوغ و رسیده شدن بیاید ، در واقع وارد عدد10 می‌شود! پس یکی از نکات مهم رسیدن به عدد10 است زیرا درحالیکه عدد 10 ، عدد اصلی نیست اما سرّ عدد 9 است زیرا وقتی عدد به 10 رسید ، از اینجا زایش و تعددش بیشمار است یعنی اگر یک عدد ِ 1  بگذارید ، بینهایت صفر در جلویش می‌توان گذاشت (...100000) چون صفر ، قوّت عدد می‌شود ، درحالیکه ظاهرا خودش هیچ است و در هر عددی ضرب شود هم جواب صفر می‌شود ، اما قوه‌ای است که باطن را به ظاهر می‌آورد چون خودش یک قوه‌ی باطنی است. حال ببینید اگر 10 را به حروف بنویسیم ، عدد ابجدش 9 می‌شود (ده=5+4=9) و اگر 9 را به حروف بنویسیم عدد ابجدش 55 و جمع ارقامش 10می‌شود (نه= 5+50=55 و 10=5+5). *پزشکان بیان می‌کنند که یک مادر باید 40 هفته جنین را به سلامت حمل کند تا آماده تولد شود(حال بماند که عدد 40 ، چه زیبایی‌هایی دارد و اربعین است) اما دقت کنید که 40 هفته می‌شود 280 روز(280=7×40) درحالیکه 9 ماه تقریبا می‌شود 270 روز(270=30×9) ، پس 10 روز تفاوت دارد(10=270-280) که همان 9 ماه و 9 روز و 9 ساعت و 9 دقیقه و 9 ثانیه است که باید از عمر حمل یک مادر حاملِ انسانی که 9 است بگذرد تا یک نوزاد سالم و کامل بدنیا بیاید! در واقع اگر این 9 ها را با هم جمع کنیم 45 می‌شود(9ماه و 9روزو...) و 45 برابر است با عدد ابجد اسم مبارک آدم(ع) که همه از لحاظ جسمانی ، فرزندان او هستیم و در جمع ارقام 45 ، دوباره به 9 باز می‌گردیم(9=5+4) . به راستی این چه اسراری است و چرا انسان از خود غافل است؟!

*عدد9 در اخلاق اخلاق در دین اسلام ، ریشه‌ی دین است. چنانچه خداوند متعال در قرآن کریم، پیامبر(ص) را صاحب خلق عظیم و خلق حسن می‌نامد و ایشان با اخلاق کریمش ، باعث هدایت دل‌های سختی شد که جز با اخلاق ، هدایت نمی‌شدند. پس ایشان می‌فرماید: 9 دانگ دین ، خلق است. چون دین را به 10 دانگ تقسیم کردند ، پس بلوغِ 9 است که به تمام 10 دانگ دین دست پیدا می‌کند. در اسلام ، دین را 10 درجه می‌دهند و 9 درجه‌ی آن را حیا می‌دانند و معصوم(ص) می‌فرماید: کسی که حیا نداشته باشد ، دین ندارد. *عدد 9 در خلقت حضرت آدم(ع) پروردگار عالم ، انسان را که اشرف مخلوقاتش است به عدد 9 خلق فرمود.  که مقصود ما در درجه اول انسان‌های کامل شامل چهارده نور مقدس معصومین(ص) و پیامبران الهی و اوصیایشان هستند (وجود مقدسشان ، سلطان ولایت بر همه مخلوقات از ظاهر و باطن است) و بعد به تنزل مقام ، انسان‌های معمولی. در خلقت وجود مقدس حضرت آدم(ع) ، باری تعالی تمام نُه افلاک یا عوالم ؛ همه را در یک ظرف جسمانی او قرار داد. که جمع تمام این عوالم در ظرفی قرار گرفت که قابلیت گیرایی آن را به ایشان داده بود و مذکّر نامیده شد یعنی ظرفِ ذکر. و تمام عالم که اسماء او هستند شد ظرف علّم الاسماء. پس در جمع عوالم نه‌گانه اینطور ظاهر می‌شود 1+2+3+4+5+6+7+8+9=45 که برابر با عدد ابجد کلمه آدم(ع) می‌باشد. اگر ارقام 45 را جمع کنیم 9 می‌شود(9=5+4) و 45 تقسیم بر 9 می‌شود 5. پس حروف آدم ، سیر نگهداری و ظرف کلّ زیبائی‌های خلقت اسماء الهی شد و در مقابل تمام مخلوق ایستادگی کرد. پس آدم به عدد 45 ، مقام نُه را گرفت که 45=5×9 و 9=5+4 ، اولین انسان پیامبرخلق شده ؛ کامل و صاحب منصب آدمیت ؛ پیامبر اولوالعزم یعنی جهان و تمام انسان‌ها از نظر جسمانی ، فرزندان حضرت آدم(ع) و حوا(س) هستند و ایشان بر همه‌ی انسان‌ها ولایت دارند و مقام صفوة الهی گرفتند. خانم حوا(س) که خلق شد ، پروردگار عالم به آدم(ع) فرمود که ایشان ، مؤنث تو است یعنی دومی شما و ایشان دفعتاً خلق شد به عدد 9. در کتاب مخزن العرفان(ازعلامه بانو اصفهانی) درباره‌ی خلقت خانم حوا(س) از امام صادق(ع) نقل شده که می‌فرمایند : خداوند عزّوجل از فضیلتِ طینت آدم(ع) ، حوا(س) را خلق فرمود. پس سنّ بلوغ نُه سالگی شامل حال همه‌ی خانم‌ها شد و تکلیف شرعی هر خانمی به نُه سال تمام که وارد ده می‌شود که همان باطن نُه است ، شروع می‌شود .

*عدد 9 در مبعث وجود مبارک پیامبر(ص) مبعث وجود مقدس پیامبر گرامی(ص) در روز 27 رجب است که در تاریخ شیعه و سنی آمده است. (27=جایگاه عددی کلمه سجده ؛ بلوغ عبادت و بندگی) جمع ارقام 27 ، برابر 9 می‌شود (9=7+2) . یعنی مبعث بر همه‌ی عالمیان حجت است و این بعث حقیقی است که تا آخر زمان هر روز بر تمام انسان‌ها جلوه‌گر است و پیام حق را از زبان حجت‌های خدا به مردم می‌رساند. و همانطور که در حقیقت عدد 9 است ، بلوغ تمام بعث‌های عالم است ؛ 27=3×9 . همانطورکه قبلا ذکر شد اسم مبارک واحد=19=نُه(9) ، تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم =19=نُه(9) ، جمع حروف اسامی مبارک پنج تن(ص) = 19 = نُه (9) : پس 3 تا 9 تا که می‌شود 27 تا که روز مبعث پیامبراکرم(ص) 27 رجب است. عدد 27 کامل است بطوریکه اگر ارقامش را در هم ضرب کنیم 14 می‌شود (14=7×2) و رسالت وجود سیّدالانام ؛ خاتم پیامبران محمد مصطفی (ص) حاصل گنج و آورنده و بعث دهنده در میان امت خود و تمام امم است تا آخرالزمان و عدد 14 ، همان گنج 4 روی 10 است .آقا خود ، وجود مطهرش سبع مثانی یعنی 7 تا 2 تاست (14=7×2) و گیرنده و حامل حمل کلّ نور قرآن که بنابر قول خداوند کریم ، سبع مثانی یعنی(14=7×2) است و آورنده‌ی آن به دنیای ظلمانی است. پس حضرت که انسان کامل و بالاترین مقام خلقت را داراست ، جانِ 28 حرف و 28 عدد را کامل داراست(28=14+14). جمع ارقام 28 می‌شود 10(10=8+2) پس باطن ده ، 9 است. اگر هر انسانی به این محتوی که حقیقت قرآن است ایمان نیاورد هرگز به بلوغ دین اسلام و ایمان به الله جلّ‌جلاله نمی‌رسد. پس حضرت در سنّ 63 سالگی (9=3+6) اربعین سنه‌ی عمر خود را به بهار جاویدان گنج وجودش در دنیا و آخرت اظهار فرمود و ایشان به عالم قرب در جایگاه محبوب رسیدند.

*درعدد 63 چند معنی نهفته است: 1 – جایگاه عددی کلمه اربعین=63  و عدد ابجدش 333 است که جمع ارقامش 9 می‌شود(9=3+3+3) . پیامبر(ص) خودش و وصیّش امام علی(ع) در 63 سالگی (در جایگاه اربعین) روح مطهرشان به فوز عظیم و به عالم قرب واصل گردید. 2 – عدد 63 برابر جایگاه عددی (یا غنی) می‌باشد که خداوند متعال این بزرگواران را مظهر اسم مبارک خود یعنی (غنی) تجلی داده و مجرای غنی خود قرار داد و در جایگاه غنی به عالم باطن و عالم قرب رهسپارشان فرمود. خوب دقت کنید که خداوند کریم وجودهایی را که مطهر خلق کرد و مطهر قرارشان داد و مطهر به نزد خود بازگرداند ، جایگاهشان تطهیر است {این یکی از دلائلی است که قبور معصومین(ص) متبرک می‌باشد حتی امام زادگان(ع) . مرقدشان جایگاه نماز و دعا و نیایش به درگاه خداست زیرا آنها در جانِ نماز ، مجرای ثبوت عبودیت هستند}. 3 – یکی از القاب امیرالمؤمنین علی(ع) ، فاروق است . جایگاه عددی کلمه فاروق=63 و عدد ابجدش 387 می‌شود(18=7+8+3 و 9=8+1). وجودهای مقدس ، جدا کننده‌ی حق از باطل هستند. فاروق ، فاعلِ فرق می‌باشد یعنی قسیم النار و الجنه ، پس هم ظاهر و هم باطن در جایگاه حقیقی تقسیم حق از باطل هستند چنانچه کنیه مبارک پیامبر(ص) ؛ ابوالقاسم یعنی پدرِ همه‌ی قسمت کنندگان 4 - اما عدد 6 از جمع سه عدد ظهور دارد1+2+3=6 و پایه‌ی تمام اعداد ، 3 عدد است که اگر درس‌های قبل را مطالعه فرمایید متوجه می‌شوید که همان الف وجود است. عدد ابجد الف=111 یعنی سه تا یک : {پیامبر(ص) که ایشان حقیقتِ الف وجود است و مقام ظرف گیرنده گنج الهی را دارد، فاطمه زهرا(س) ؛ بضاعت این الِف وجود است که به الف یعنی 1000 خوانده می‌شود، امیرالمؤمنین علی(ع) که به صورت همزه ، ناطق ِالف شد و تمام حروف را نقطه و صداگذاری فرمود و او نطق‌الله است (درحالیکه همه معصومین(ص) ، الف هستند و نورٌواحد و الف وجودند اما به صورت ظاهر و باطن) . پس هر کدام الف، الف، الف می‌شوند و در ابجد عدد کاملند که می‌شود 111 که در واقع کلّ اعداد و طبق مطالب بیان شده در اول درس ، کلّ حروف را دربردارد یعنی هر کدام 3 می‌شود که با جمع 3 تا 3 ، عدد 9 ظاهر می‌شود{9=3(الف=111) +3 (الف=111) + 3(الف=111) } پس کلّ حروف و اعداد ، ظهور پیدا می‌کند. درضمن اینکه اگر 3 تا 3 را کنار هم بنویسیم ، 333 می‌شود که برابر با عدد ابجد کلمه اربعین است که حقیقت طهارت به وجود این عزیزان جاری و ساری است. دیگر اینکه درباره وجودهای مبارکشان آیه تطهیر نازل شده است(آیه 33 سوره مبارکه احزاب).عدد 40 در عربی اربعین می‌شود و همانطورکه می‌دانید حقیقت خلقت در باطن 40 (=م) و 4 تا 10 تا یا 4 روی 10 ، در تمام هستی ظهور داشت و در واقع حقیقت بهار، حیات و بهشتند{در کتاب گنج الف کاملا توضیح داده شده است}. اما عدد ابجد کلمه اربعین=333 که جمع ارقامش 9 می‌شود(9=3+3+3) و اگر در هم ضرب شود 27 می‌شود(27=3×3×3) و برابر با جایگاه عددی کلمه سجده است که پیامبر(ص) عبدالله خالص است ، روز 27 رجب مبعث وجود نورانیش در سنّ 40 سالگی است. درحقیقت جان اربعین ، عالم را تطهیر و در ولایت مطهرین یعنی چهارده نور مقدس(ص) است و ثبوت نورانی ظهور حق در دنیا بوجود ولی الله الاعظم چهاردهمین معصوم(ص) اظهار می‌شود و عالم دنیا از تمام گناه‌ها ، رجس‌ها و پلیدی‌ها ، پاک و تطهیر می‌شود. جایگاه عددی کلمه اربعین=63 می‌شود که برابر با سنّ مبارک پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) است. خانم زهرا(س) که مغرب عالم است وجود مبارکش ظرف افول انوار رسالت و ولایت است در جایگاه عددی کلمه مغرب که 63 می‌شود! *عدد 9 در کلمه مبارک قرآن عدد ابجد کلمه مبارک قرآن=351 که جمع ارقامش 9 می‌شود بنابراین خود، مضربی از 9 است . حال با معانی گفته شده از نظر عددی ، پیروان قرآن باید افتخار کنند که قرآن بر تمام کتب آسمانی غلبه دارد و تمام محتوای کتب آسمانی در قرآن قرار دارد و حتی تمام عالم در قرآن غرق است. شاید بتوان اینطور معنا کرد: مگر نه اینکه جایگاه عددی نُه=19 بود که 19 برابر بود با عدد ابجد گنج  واحد در سرّالاسرار خلقت که اولین ظهور الهی است . اگر دقت کنید: 1)جایگاه عددی نُه=19=واحد   2)جمع ارقام 19 برابر 10 می‌شود که 0+1= 1 که همان واحد است ، در نتیجه همانطورکه پیامبراکرم(ص) فرمود: الواحد لا یصدر الا الواحد. همه‌ی عددها به یکِ خدا برمی‌گردد و خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:"انّا لله و انّا الیه راجعون" . پس تمام راهها از اوست و به او ختم می‌شود و این همان دایره بندگی است. پس قرآن در عدد 9 ، درجه‌اش نسبت به تمام کتب آسمانی ، یک است{عدد ابجد یک=30=تعداد جزءهای قرآن}. اعجاز قرآن ، کلام الله بودنش است و اینکه محفوظ از تمام وسواس‌ها و خنّاس‌هاست و خداوند حفظش را تضمین کرده است و خداوند بهترین حفظ کننده است. در ضمن اینکه از عالم کنز الهی به یک معنا تمام گنج ، قرآن است (سوره مبارکه انعام آیه 59 ) امیدوارم خوب دقت کنید و اینجا عظمت عدد  9 و 19(=نُه) را مشاهده کنید! به قول یک نویسنده مسیحی: به عدد 9 اگر رسید دیگر هیچ عددی نمی‌تواند از سلطه آن بیرون بیاید. پس خلقت عالم در حقیقت 9 ظهور کرده است. امیرالمؤمنین علی(ع) در دعای کمیل می‌فرماید:"و لایمکن الفرار مِن حکومتک" (این معنای سلطه ولایت مطلق خداوند متعال است که در ظهور ، ولایت چهارده معصوم (ص) الی یوم القیامت است) از حکومت خدا به هیچ وجه نمی‌توانی بیرون بروی که تو خود ، مملوک آن مالک هستی.

*عدد 9 در نماز در احکام نماز در قسمت شکیات ، 23 شک داریم که به 6 تای آن نباید اعتنا کرد ، 8تای آن باطل و 9تای آن صحیح است. شرط صحّت شک این است که در نماز 4 رکعتی باشد که گفتیم در عالم سرّ ، عدد 4 جمع کننده و ظهور دهنده گنج الهی بود در واقع 10=4+3+2+1 یعنی باطن 10 را ظاهر کرده که همان 4 روی10 است. خوب دقت کنید! گفتیم 9 در بطن ده است ، پس 9 شکّ ِصحیح در واقع در نماز 4 رکعتی به شرط تمام شدن کامل دو رکعت اول و بعد از اکمال سجدتین یعنی در شرف رکعت سوم است ، پس باید کاملا در عدد 4 مستقر شده باشد ، اینجا عدد 9 روی 10 ظاهر می‌شود که 19 ، جایگاه عددی نُه می‌شود که بلوغ اعمال از حسب ظاهر هم باید کامل باشد. اینجا در اصلاح عمل به شرط باطل نکردن نماز ، نماز صحیح و سالم می‌شود. *عدد 9 در سجده همانطور که قبلا ذکر شد عدد ابجد نوزده به حروف 72 می‌شود (نُه=19) که برابرعدد ابجد کلمه سجده است(نوزده=72=سجده). جمع ارقام 72 هم 9 می‌شود یعنی سجده ، بلوغ تمام عبادات است {البته منظور ، سجده واقعی به درگاه باری تعالی است}. پس سجده(=72) هم محتوی کامل 7 تا 2 تا =14 تاست و هم 19(سجده = نوزده) جایگاه عددی نُه است. بنابراین در تمامِ اعمال شبانه روز انسان ، حاکم است زیرا بنده‌ای که در تمام احوالات ، بنده‌ی خالص مولای خود است و دائما از قلب ، چَشم می‌گوید یعنی دائما در سجده است و هر لحظه در باطن 19 و خوشا به حالش در بلوغ نُهِ عمل ، برای پروردگارش عبادت کامل انجام می‌دهد!"خوشا آنان که دائم در نمازند". پس تمام عالم در سجده غرق شد و همه‌ی مخلوق به ولایت امام معصوم(ص) ، در تسبیح و تقدیس خداوند منّان غرق هستند و عدد 72 هم در جمع ارقام ، 9 می‌شود که بلوغ بندگی ، سر به سجده محض خالق یکتاست. و  در تمام مخلوقات ، ذره‌ای نافرمانی دیده نمی‌شود.

*اینطور تعریف می‌شود که عدد 72 ، تنها عددی است که می‌تواند عدد ابدیت را تقسیم کند (همانطور که ما دائما در 7 روز هفته غرق هستیم و ایام هفته به 14 نور مقدس(ص) تعلق دارد). اینکه می‌تواند تا زمانی که عدد ، نشان دهنده‌ی ابدیت است (ادامه دارد) به موجودیت خود ادامه دهد. و در عین حال در جمع ارقامش موجب پیدایش عدد 9 گردد (9=2+7) که پایه و اساس تمام محاسبات مادی و معنوی و ساختمان بندی کامل و کلی محسوب شود ، یعنی همان معنی سجده =72=نوزده =جایگاه نُه ، که حیات بشری به آن بستگی دارد و افکار و اندیشه بشری در آن قادر به بیان خود است. هر کس که بندگی خدا را قبول کرد از قید بندگی همه‌ی غیرها آزاد می‌شود و این به بلوغ رسیدن و به کمال رسیدن عدد 9 تکلیف بندگی اوست. پس در واقع نُه یعنی نَه به تمام بدی‌ها و خامی‌ها و ناخالصی‌ها و نُه یعنی بلوغ تمام خوبی‌ها و رسیده شدن‌ها و بلوغ تکلیف رسیدن و خوب بندگی خدا را کردن و خالص شدن.ان شاءالله

*عدد9 در دایره زندگی ظاهری اولا عددِ زوایای یک دایره‌ی کامل 360 درجه است که در جمع ارقامش به 9 می‌رسیم (9=0+6+3). پس ، از چرخش همه‌ی عوالم ، 9 حاصل می‌شود و در نهایت طواف گرد رضای خدا ، انسان را به بلوغ 9 می‌رساند. جالب است که هر حاجی در اعمال حج ، 7 دور به گرد خانه خدا طواف می‌کند(2520 =360×7) و9= 0+2+5+2 که در واقع نشان دهنده بلوغ 9 می‌باشد پس می‌توان گفت 7 تا 9 تا که 63 می‌شود که دوران زندگی پر برکت پیامبراکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) (رسالت و ولایت) ، 63 سال می‌باشد. در حقیقت این بزرگواران در جایگاه حقیقی خود در دنیا یعنی جایگاه عددی کلمه اربعین(=63) ، دنیا را به کمال تمام کردند ؛ معصوم بدنیا آمدند و معصوم هم از دنیا رفتند و در بندگی خداوند متعال به قربانگاه رفتند و آنچه داشتند در طواف خداوند ، قربان کردند؛  در کمال بلوغ 9 متولد شدند ، زندگی کردند و به شهادت رسیدند و به بلوغ 9 محشور می‌شوند. عدد ابجد کلمه اربعین=333(9=3+3+3) و جایگاه عددیش=63(9=3+6)است. پس حاجی واقعی با طوافش به عدد 63 ، جایگاه حقیقی طهارت یعنی اربعین عمر خود می‌رسد و آنگاه که به قربانگاه می‌رود در اصل ، خودِ حیوانیت خود را ذبح می‌کند تا  ادامه‌ی زندگیش با صورت و سیرت انسانی بماند. ان شاءالله

*عدد 9 در اسم انسان   کلمه‌ی انسان یکی از زیباترین و پرمحتواترین اسماء خلقت پروردگار عالم است و 5 حرف دارد ، عدد ابجدش 162 است که جمع ارقامش 9 (9=2+6+1) می‌شود بنابراین بر تمام اعداد و ارقام و حروف عالم سیطره‌ی وجودی دارد. چنانچه پروردگار مهربان ما در کلام کریمش می‌فرماید: ما همه آسمان‌ها و زمین را در تسخیر انسان قرار دادیم. و انسانی که بلوغ همه‌ی خلقتش است را برای عبادت و بندگی خودش قرار داد(البته به اختیار) و انسان را مقام ازلی و ابدی عنایت فرمود و تنها مخلوقی است که لیاقت انس و رسیدن به عالم قرب خداوند را داراست(به شرط اخلاص). و جایگاه عددیش 45=عدد ابجد کلمه آدم(ع) است که این همان حقیقت گنج خلقت است که انسان کامل ، منظور خلقت است ، در ضمن جمع ارقام 45 هم 9 می‌شود (9=5+4) ، یعنی تمام انسان‌ها در جایگاه خلقت جسمانی در دنیا ، ذریه‌های حضرت آدم(ع) هستند و نُهِ (9) وجود او برای همه ، حکم پدر را از نظر جسمانی دارد و به همین منوال وجود خانم حوا(س) ، مادر جسمانی همه‌ی انسانهاست. عدد ابجد انسان (=162) برابر عدد ابجد کلمه‌ی آسمانی است که انسان وجودی است آسمانی (عالم آسمانی هم به عدد 9 به تمام عوالم احاطه دارد ). اگر عدد 162 را بر9 تقسیم کنیم 18 می‌شود . تمام دنیا تا آخرت 6 منزل معنا شده (صلب پدر ، رحم مادر ، دنیا ، قبر، عالم برزخ ، عالم قیامت). منزل دنیا ، 18000 منزل است و برای هر انسان در قسمت بندی 9 گانه‌ی اسمش به عدد 18 ، هر عدد یک آن 1000 تا  1000 تا برایش حساب می‌شود. و عدد 18 برابر با عدد ابجد نام مبارک (حی) خداوند قادر متعال و سنّ مبارک خانم فاطمه زهرا(س) و جایگاه عددی نام مبارک آدم(ع) است که در جمع ارقامش برابر 9 می‌شود. پس انسان کامل در حقیقت بلوغ خلقتی نُهِ وجودش بر تمام مخلوقات دنیا و آخرت ، ولایت کامل دارد و احیا کننده همه مخلوقات و مخصوص احیاء تمام احکام و اعمال و آخرت انسان است. پس عدد ابجد کلمه انسان(=162) چقدر زیباست که او می‌تواند بنده‌ای باشد که عمل به آیات مبارک قرآن کند و قرآن را بفهمد! چراکه عدد 100 برابر حرفِ (ق) و قاف یعنی نگهدارنده است و 62 برابر با عددابجد نام مبارک حمید پروردگار عالم است ، پس انسان ، نگهدارنده‌ی حمد الهی است با عبادت و بندگی.

*خوب است بدانید انسانی که جمع عددش 9 است یعنی چه؟ یکی از زیبایی‌هایش این بود که جایگاه عددی نُه =19 می‌شد و حقیقت 19 ، به گنج نام مبارک پروردگارعالم ؛ واحد (=19) می‌رسید. حال منظور را چگونه درک می‌کنید؟ آیا برنمی‌گردد به معنای "الواحد لا یصدر الا الواحد" ؟! و این وجود انسان کامل است. پس در حقیقت در دنیا ، فقط انسان است که می‌تواند مورد خطاب کلام الهی قرار بگیرد و فقط انسان است که توفیق اختیار در اعمال خود را دارد و خداوند ربّ العالمین در سوره مبارکه بقره آیه 256(آیت الکرسی) می‌فرماید:"لا اکراه فی الدین" در انتخاب دین هیچ اجبار و اکراهی نیست ، هر کس باید با رضای دل ، بندگی پروردگار عالم را انجام دهد تا به مقام رضا به رضای خدا برسد و در آخرین نفس‌های عمر به میعادگاه حق با دعوت نامه‌ی "یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة " برسد(آیه 27و28سوره مبارکه فجر). دیگر اینکه در مقام رسیدن به بلوغ 9 کمالات بندگی ، در واقع باید عدد 9 انسان شدن را از خداوند کریم دریافت نماید. آنگاه همانطور که نوزاد در دنیا بعد از 9 ماه کامل بدنیا می‌آید و تولد پیدا می‌کند و حیات جدید خود را در دنیا دریافت می‌کند ، انسان مؤمن هم در بلوغ عمر دنیائیش در گذران عمر به عدد 9 باید به مقام شهادت فی سبیل الله نائل شود. که پروردگار عالم می‌فرماید:حساب نکنید انسانی که در راه خدا کشته شد مرده است {یعنی آنقدر بالغ شد که فهمید باید در قربانگاه با اراده و نیت قلبی ، خودش لباس حیوانیت را از جان خود جدا کند} بلکه زنده است زیرا او با صورت انسانی بدون ظلمت حیوانی وارد عالم قرب می‌شود ، پس متولد می‌شود و خداوند می‌فرماید نزد من روزی می‌خورد ، پس مرده نیست! چون مرده غذا نمی‌خورد ولی شهید زنده است و رزقاً حسناً نصیبش شده است. چرا گفتیم به بلوغ 9 رسیده؟

زیرا: 1)       همانطورکه جنین 9 ماه در شکم مادر است تا سالم و کامل بدنیا بیاید ، به عدد 9 بلوغی هم باید در رحم دنیا بسر ببرد(اما در این بلوغ شاید راه صد ساله را یک شبه طی کند!) 2 )در جایگاه عددی نُه ، به عدد 19 رسید یعنی از حروف بسم الله الرحمن الرحیم سوره مبارکه حمد که محلّ بسمل شدن است گذشت و در آیه‌ی مبارک شهادت فی سبیل الله جایگزین شد. عدد ابجد کلمه شهید=319 است 300=عدد ابجد حرف(ش) که افشا کننده است و عدد 19 هم که جایگاه بلوغ عدد 9 است. پس در زمان شهادت فی سبیل الله ، مؤمن به جایگاه بلوغ 9 متولد می‌شود و 19 وجود خود را افشا می‌کند . درضمن اینکه یک انسان اگر به مرگ طبیعی بمیرد باید اول او را غسل دهند و کفن کنند ، کارهای تدفین را برایش انجام دهند و توحید و معاد و نبوت و نام مبارک چهارده معصوم(ص) را تلقین بخوانند. اما شهید به عدد 19 ، از حروف نام پنج تن(ص) هم که خود 19 حرف است به عنوان شیعه و امت گذشته. دیگر اینکه عدد ابجد شهید =319 که اگر ارقامش را جمع کنیم 13 می‌شود (13=9+1+3) و عدد 13 برابر با جایگاه عددی حرف(م) است که عدد ابجد (م)=40 می‌باشد. یعنی او به یک طرفة العین از عالم سفل به عالم اسرار طهارت(40) و از آنجا به قرب الهی انتقال داده شد {پس به طهارت رسید و قابل حضور در عالم قرب شد}.اللهم الرزقنا پس بلوغ 9 پیداکردن ، وظیفه ماست که کمتر کسی به این درجه می‌رسد چون ما هنوز خودمان و نعمت‌های وجودیمان و عنایات مولایمان را نمی‌شناسیم. {ائمه معصومین(ص) راه به بلوغ رسیدن را به ما یاد دادند}. نکته: انسان از بدو تولدش در حقیقت نُه یعنی  به جایگاه 19 متولد می‌شود . پس تمام سلول سلول بدنش 9 است و هر نفسش گذر از 19  است. در زمانی که انسان به سنّ بلوغ می‌رسد پروردگار عالم قابلیت ورود در ساحت پاک طهارت بندگی خودش را به او می‌دهد. آنگاه تازه به عمل و حقیقت عمل بلوغ یافته احکام منوّر می‌شود. و زندگی او برای هر نفس جهاد فی سبیل الله را طی مسیر می‌کند و با قربان کردن نفس حیوانی (دل هوای نفسی) به بلوغ رسیدن به کمال انسانی زندگی آخرتی او برایش هر لحظه در دنیا با هر نفسش نو ، زده می‌شود. یعنی بهار در بهار(نور علی نور). 3)پروردگار عالم درحالیکه تمام قرآن را ، حقیقت انسان کامل قرار داده ‌است ، اما سوره‌ای را هم به نام انسان ، فرموده‌ که عدد ترتیب نزول این سوره مبارکه به قلب مطهر پیامبر(ص) ، 98 است و در شهر مدینه نازل شده است(این سوره مدنی است). خیلی زیباست که عدد ابجد کلمه نماز=98 است و حقیقت نماز، انسان کامل است. دیگر اینکه در تمام دنیا از لحاظ باطنی ، فقط یک شهر متمدن است و آن شهر النبی ؛ مدینه است . پس انسان ، سوره مدنی است! خداوند متعال مکه را با تمام عظمتش ، امّ القری می‌نامد. همه‌ی دنیا ، قریه است یعنی دِه و فقط مدینه ، شهر است و کلید و مفتاح دارد. هر کس بخواهد وارد شهر نبی شود باید از درِ ولایت امیرالمؤمنین علی(ع){خودش و فرزندان نورانیش(ص)} وارد شود. پیامبراکرم(ص) فرمودند: انا مدینة العلم و علیّ بابها. انا مدینة القرآن و علیّ بابها. عدد ترتیب نوشتاری سوره مبارکه انسان در قرآن کریم ، 76 است و مشتمل بر 31 آیه است که 31 برابر با عدد ابجد لا یعنی نَه (مجرای توحید؛لا اله الا الله است) می‌باشد. 76 ، برابر با عدد ابجد کلمه‌ی عبد و جایگاه عددی آن 22 است که 22 = یاهو و هم برابر با جایگاه عددی کلمه طلا به عدد ابجد 40 است و40 ، عدد خالص شدن است. چرا طلا ارزش و بها دارد؟ زیرا خالص است و اگر سال‌ها هم بین لجن و مواد دیگر بماند ، هرگاه خارج شود هرگز اصلیت خود را از دست نمی‌دهد(با ارزش است) و همیشه قیمتش به روز است و بهای خود را داراست و هیچگاه بی‌ارزش نمی‌شود و زینت دست و صورت و گردن انسان‌هاست . سوره 22 قرآن کریم(از لحاظ نوشتاری) ، سوره مبارکه حج است و بیست و دومین قسمت جغرافیایی کره زمین ، مکه است. حال بسنجید که انسان در جایگاه واقعی خود چقدر ارزشمند است که خداوند متعال به او اینگونه ارزش و بها داده‌است؟!

*عدد 9 در سرّ خلقت

همانطورکه قبلا بیان شد در قسمت کنز الهی و گنج اسرار خلقت و در ظهور نام مبارک واحد جلّ‌جلاله که عدد ابجدش 19 است و برابر با جایگاه عددی نُه به حروف قرار دارد. شاید اینطور معنی شود که سقف اعداد تا عدد 9 است ، پروردگار عالم ، ظرف کنز الهی خود را که به 28 حرف ظهور داده ، به عدد 9 احصاء فرموده که بلوغ کامل اسرار است و بر مخلوق مسلط و مقهور است و غلبه‌ی ظاهری و باطنی دارد. همانطورکه در درس‌های قبل خواندیم که عدد و حروف ، هرگز از واحدیت جدا نشده و به عنوان گنج الف ، همیشه با مؤلفه‌ی خود همراه است و خوانده می‌شود ؛ معرفی می‌شود ؛ هستی می‌گیرد و باقی می‌شود.

بلوغ نُه یعنی نَه که به عربی (لا) می‌شود و مجرای توحید(همان لااله الا الله) و حقیقت گنج عشر است. جایگاه عددی (لا)=13 است که برابر با جایگاه عددی (م) به عدد ابجد 40؛ حقیقت طهارت است. پس عالم در کلمه سبحان غرق است و هر کس باید به بلوغ عبادی و بندگی 9 یا نَه ، به طهارت و تنزیه عمل برسد تا بتواند جزء عبّاد و زهّاد خالق یکتا باشد. جمع ارقام 13 ، برابر4 می‌شود و عدد 4 ، تمام گنج 4 روی 10 و گنج عشر مجرای توحید است.

عدد ابجد (لا)=31 است . عدد ابجد سیُ یک به حروف 100 می‌شود که 100=(ق) به جایگاه عددی 19 است که 10=9+1 که همان گنج 4 روی 10 است و عدد 19=واحدجلّ‌جلاله است ، پس تمام عالم خلقت در مجرای توحید و کلمه مبارک لا اله الا الله است که نماد آن ، خانه خداست. 

*اعداد زوج و فرد 1 تا 9

اگر اعداد ابجد 1 تا 9  را به صورت زوج و فرد جدا کنیم ، حروف اعداد زوج ، می‌شود 4حرف ؛ بدوح (ب=2، د=4، و=6، ح=8) و جمع عددی آن 20 می‌شود که برابر با عدد ابجد حرفِ (ک) است و 0+2=2=(ب). حروف اعداد فرد ، می‌شود 5حرف ؛ اجهزط (ا=ا، ج=3، ه=5، ز=7، ط=9) و جمع عددی آن 25 می‌شود که برابر با جایگاه عددی کلمه (حمد) و جایگاه عددی حرفِ (ذ) است و 5+2=7=(ز). پس درنهایت حروف زوج برابر حرفِ (ب)= 2 شدند و حروف فرد برابر حرفِ (ز)=7 شدند که در جمع عددی می‌شود 9 (9=2+7) و در ضرب عددی 14 (14=2×7) که همان گنج عشر یعنی 4 روی 10 است و جمع ارقام 14 (4+1=5) 5 می‌شود ؛ سرّ حلقه بندگی و وجود مقدس پنج تن(ص). 

حرف رمز تمام عالم در بین حروف فرد در اعداد نه‌گانه می‌باشد ، چنانچه آقای شیخ بهایی درباره این 5 حرف فرد(ا-ج-ه-ز-ط) می‌فرماید:

ای که هستی طالب اسرار و رمزغامضات    اسمی از اسمای اعظم با تو گویم گوش دار

اول و ثانیش جذر رابع و خامس بود           حرف مرکز جذر جمع جمله دان ای هوشیار

گر ازاین بیتش نفهمیدی ازاین بیتش بفهم       سِر نگهداری  برادر گر  بیایی  زینه

حرف اوسط نصف حرف اول است وآخرست   اوسطیش ضعف اوسط فرقدان و قطب وار

ساتر سِرش باش فتح رمز اگر دستت دهد        فاتح  اقفال دانستی  برو در کار دار

بیان ابیات مذکور فقط درباره همین 5 حرف است، نه دائره اجهزط.

معنی مصراع اول بیت دوم این است : ا(1) + ج(3) = جذرِ ز(7)+ط(9) ، یعنی 4= جذر 16

و مصراع دوم این است: ه(5) = جذرِ ا(1) + ج(3) + ه(5) + ز(7) + ط(9) ، یعنی 5=جذر 25 

بیت چهارم: ه (5) = نصفِ ا(1) + ط(9)  ، یعنی 5= نصف 10 و مصراع دوم :

ضِعف اوسط یعنی دو برابر حرفِ وسط (ه=5). و این دو اوسط یعنی(ج)،(ز) در گرد مرکز (ه) مانند فرقدان بر گرد قطب شمالند. فرقدان ، دو کوکب معروف در قطب شمالند که در زیجات و کتب نجوم و صور الکواکب عبدالرحمن صوفی و دیگر کتب در صور کواکب مشروحا مبین است. 

اگرمضرب‌های عدد3 را از 1 تا 9 جمع کنیم عدد 19 که همان جایگاه عددی نُه است ، بدست می‌آید (19=9+6+3+1) . پس در این شعر خیلی از زیبایی‌ها بیان شده است. اما به حرفِ (ه) ، کلّ اسرار را جمع کرده و فرموده حالا خودت بفهم!

چون پروردگار عالم به عدد 19 ، گنج واحدیت را ظهور داد که کثرات جلوه کردند. که در باطن عدد یک بلوغ 9 واحدی است. جمع ارقام 19 برابر 10 شد و (1=0+1). دقت کنید! درحالیکه ظهور 10 در عالم کنز جمع عددی 1 تا 4 شد (10=4+3+2+1) یعنی 4 روی 10 که می‌شود 14 که 5=4+1 ؛ اینجا حلقه‌ی خلقت به ظهور سرّالاسرار عالم بسته شد که پنجمین معصوم(ص) ؛ امام حسین(ع) است که 9 ذریه معصوم(ص) در بطنش بود: 14=9+5 پس حقیقت 14 نورمقدس ولایت کبری در ظلّ ولایت مطلق پروردگار عالم ، همان حرف (ه=5) است.

خداوند کریم در دنیا خشکی را روی حرف (و) خلق نمود و فرمود :انّا لله و انّا الیه راجعون. پس آدرس خود را  با  این حرف به همه بندگان داد. قل هو الله احد ، پیغمبر بگو او خداوند احد است پس حرف (ه) با (و) جمع شد و پروردگار، خود را به هو معرفی فرمود. و همینطور در گنج وحدانیت به عدد یک =واحد، عدد ابجد یک=30 می‌شود که تمام تجلی‌گاه و مجرای توحید عدد 30 برابر حرفِ (ل) است که این حرف گشاینده حروف مبارک لا اله الا الله است و جایگاه عددی حرف(ل)=12 می‌باشد که 12 نور مقدس امام معصوم(ص) همه ، عروة الوثقی و حبل الله المتین(ریسمان محکم الهی) و امام مبین موحّدان و متقین هستند. 

بنابراین بلوغ عددی گنج واحد در عدد 19 ، کلّ سرّ است زیرا 19 ، جایگاه عددی نُه بود. پس بلوغ تمام اسماء و تمام اعداد در اسم مبارک واحد ؛ دربلوغ نُه متجلی می‌شود که نُه همان کلمه‌ی نََه است یعنی لا و توحید محض الهی و خلوص کامل عمل! 

*عدد نُه در کلمه‌ی عرفه و قربانی( بلوغ عدد 9 در رسیدن به قرب الهی)

برای رسیدن به قرب الهی باید قربانی داد چون اینجا مقام قربانی است . مگرنه اینکه ورود در قرآن باید از 19 حرف بسم الله الرحمن الرحیم گذشت و ورود درحرم مطهر معصوم(ص) مخصوصا در حرم الله ؛ نزد خانه کعبه ، باید آماده قربانی باشیم و تمام نفوس حیوانی را قربانی نفس انسانی یعنی نیّت قربتاً الی الله کنیم. آنجا هم باید از 19 حرف اسامی پنج تن(ص) گذشت تا به قربِ آن برسیم.

امام حسین(ع) فرمود: خداوند خلق نکرد بندگانش را مگر برای معرفت . و خود،  نقطه مرکزی معرفت توحید شد. اوست که شب عرفه و روز عرفه را به همه عالمیان معرفی فرمود و راه مقصد و هدف الهی را از عالم سفل در مرکزیت خانه خدا و در ایام حج  واجب که نقطه‌ی عطف وصل همه موحّدان و مؤمنان به قرب الهی است ، نشان داد و راه رسیدن به مقصد رضای پروردگار عالم را به عاشورای عمل و کربلای زندگی هر انسان آزادی راهنمایی فرمود.(عرفه ، روز نهم ماه ذی الحجه است)

عدد ابجد کلمه عرفه=355 که 13 = 5+5+3 و 13=جایگاه عددی حرف(م) به عدد ابجد40 است. 300 ، افشاکننده است و 55=عدد ابجد(نُه) ، در واقع عرفه افشاکننده‌ی راه نورانی رسیدن به بلوغ انسانیت 9 و کمال هدف پروردگارعالم یعنی زنده شدن واقعی ، رسیدن به قربانگاه (در جایگاه 19 و سجده واقعی) و رسیدن به قرب عند ربهم یرزقون است.

جایگاه عددی کلمه عرفه=58 می‌شود که 13= 8+5 و 13=جایگاه عددی حرف (م) به عدد ابجد 40 است. پس عرفه ، انسان را در شناخت حقیقی به گنج طهارت انسانی و کمال قرب الهی و شیعه و محب واقعی معصومین(ص) شدن می‌رساند و این راه برای همه لازم الاجراست و باید به آن معرفت پیدا کنند وگرنه همه بازنده‌ عمر پر برکت خویش می‌شوند و دگر هیهات!!! 

عدابجد کلمه قربانی=363 که 12= 3+6+3 و 2+1=3=آب است. 300 ، همان افشاکننده و 63 ، برابر با سنّ مبارک پیامبر(ص) و امام علی(ع) ، و جایگاه عددی کلمه اربعین است یعنی جایگاه باطن سبز شدن – بهارشدن و به طهارت واقعی رسیدن است(عدد ابجد اربعین=333 که3+3+3=9 می‌شود) پس امام حسین(ع) و همه چهارده معصوم(ص) که خود معصومند و ائمه طاهرین(ص) هستند ، در واقع اولین قربانیان خداوند متعال هستند که خود ، راه گشای قرب اویند ، پس این عزیزان خود ، دائما در قرب او هستند و همه‌ی عاشقان را هم به قرب او می‌برند. سخت‌ترین مسیر قربانگاه برای این عزیزان است !

*بلوغ 9 در ماه رمضان

ماه مبارک رمضان ، نهمین ماه و سیّد همه‌ی ماه‌های سال قمری است. این ماه را شهرالله یعنی ماه خدا می‌نامند و تنها ماهیست که در قرآن کریم نام مبارکش آمده است(آیه 185 سوره مبارکه بقره) و در این یک ماه که بلوغ تمام حقیقت سال قمری است ، خداوند کریم با کلام نورانی وحی ، از بندگانش پذیرایی می‌نماید و لیلة القدر را در این ماه قرار داده است. در واقع بهترین و بالاترین نعمت‌ها را در این ماه به بندگانش عنایت می‌فرماید .{نکته: در قرآن کریم 365 بار نام یوم یعنی روز و 12 بار نام شهر یعنی ماه آمده است. خود قرآن که 30 جزء دارد و30 برابر عدد ابجد کلمه (یک) است و این کتاب نورانی همه را به اعمال توحیدی و به قرب خدای مهربان می‌رساند و صراط مستقیم است}.

مردم در این ماه احیا می‌گیرند تا قدر عمر خود را دریافت کنند. در این ماه همه به مهمانی خداوند می‌روند و در مهمان‌سرای خالق یکتا ، سر سفره‌ی قرآن از نور وحی تغذیه می‌شوند و جان‌ها از حیوانیت ازاله شده و به فطرت انسانی می‌رسد.

پس در واقع بلوغ عبادت را خداوند به بندگانش می‌آموزد . درحالیکه یک ماه از سال است اما وقتی می‌خواهند برای کسی روزه قضا بدهند می‌گویند یک سال روزه! چون این ماه ، در واقع باطنِ تمام عمر ماست یعنی بنده از وقتی که به تکلیف می‌رسد تا بمیرد باید روزه از گناه باشد. در واقع افطار حقیقی ، آخرت است ؛ در مقام عند ربهم یرزقون! آنجا دیگر هرگز روزه نیست و همیشه بهترین افطاری است ؛ کسانی که در دنیا رزق عملشان وحی الهی است یعنی به نسخه حکیم الحکمای پروردگارعالم یعنی قرآن کریم عمل می‌کنند ، پس افطارشان هم رزقاً حسناً  است.

پس بلوغ 9 در عمل ، سنگین‌ترین عمل است که در تولدش به ماهِ 10 که ماه شوال است خداوند کریم به عید فطر ، بنده را تولد می‌دهد و نوازش می‌کند. کلمه شوال از شال می‌آید یعنی خلعت. زیرا بنده‌ای که با روزه ، تمام ظلماتش از او جدا شده به باطن فطری می‌رسد که آنجا عالم قرب است و افطار بر او واجب می‌شود .

خداوند متعال در نیمه ماه رمضان در ماه ضیافت خود به تمام جهانیان منت گذاشت و سیدالاسباط ابا محمد حسن بن علی(ع) ؛ سبز کننده تمام حقایق هستی و هدف آفرینش و سبز کننده جان قرآن را  متولد فرمود. در 21 ماه رمضان روز تاج گذاری ولایت وجود مقدسش است که در واقع ماه رمضان به ولایت امام حسن(ع) تمام می‌شود که امام افطار کنندگان است و کریم اهل بیت(ص). برای همه‌ی بندگان مؤمن عید فطر، رسیدن به عمل حسن و روز هدیه گرفتن است . طبق آیه 160 سوره مبارکه انعام ، اگر باخودت (تا قبر) عمل حسن بیاوری پس برای توست 10 تا مثل آن . پس  اگر تمام عمرت را به روزه از گناه (عمل حسن) بیاوری تا قبر ، خداوند کریم  عدد 10 که همان گنج عشر ، جان دهه طُهر و ولایت است یعنی رزق حسن را انشاءالله به عنوان افطار یا عید فطر الی یوم القیامت می‌دهد که این بلوغ 9 رمضان واقعی است. پس تمام زندگی ما پشت امام معصوم(ص) ، رنگ خدایی می‌گیرد که ایشان ساجد واقعی هستند و زندگی ما زمان بین دو سجده‌ی ورودی و خروجی ما{ با سر بدنیا می‌آییم و با سر در قبر می‌رویم} در دنیاست که باید با مدرک حسن تمام شود. همانطور که عالم دنیا عاشوراست پس باید به بلوغ 9 یعنی عشر اعمالمان برسیم.ان شاءالله

*سوره مبارکه توبه ، نهمین سوره (از نظر نوشتاری) و در دهمین جزء قرآن کریم است . پس خوب دقت کنید ! تمام آیات مبارک به حکمت کامله‌ای بدون نقص و خیلی زیبا ، همه اسرار حروفی اعداد را به تمام و کمال ظهور داده است. چنانچه سوره توبه به عدد 9 (نهمین سوره) باب بلوغ هدایت را افشا می‌کند و جایگاه بلوغ و حقیقت اسرار کلّ قرآن را در جزء 19 (=جایگاه عددی نُه به حروف) به آیه 55(=عدد ابجد نُه به حروف) تمام می‌فرماید(آیه 55 سوره مبارکه نمل ، جزء 19 تمام می‌شود){جالب اینکه سوره مبارکه توبه با بسم الله شروع نمی‌شود و سوره مبارکه نمل 2 تا بسم الله الرحمن الرحیم دارد!} .

*تنها سوره‌ای که 9 آیه دارد ، سوره مبارکه همزه است که با"ویل" شروع می‌شود یعنی وای ، بیم دهنده است که هرکه به گوش جان بشنود و به بلوغ 9 برسد ، انشاءالله به عطیه الهی می‌رسد. 



:: موضوعات مرتبط: عرفان عدد یک تا ده در حروف الف ب ج د ه و ز ح ط ی
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴
زمان : 15:28
عرفان عدد هشت در حرف ح


تعریفی از عدد 8

*عدد 8 متعلق به حرف ح است که طبیعت آبی شمالی دارد و در دسته حروف ترابیه یا خاکی است و ملکش حضرت تنگفیل می‌باشد. جمع اعداد 1 تا 8 برابر 36 می‌شود : 36=8+7+6+5+4+3+2+1 {36=جایگاه عددی کلمه میم و م=40}

*عدد 8 و نماز واجب شبانه روز جالب است که 5 نماز واجب شبانه روز، رویهم 17 رکعت است که جمع ارقامش 8 می‌شود(8=7+1) و 8 به عربی ، ثمن معنا می‌شود.ثمن یعنی گرانبها و پرقیمت،  بسیار با ارزش که شاید بتوان گفت که در دنیا این قیمت یافت نمی‌شود. چنانچه بهشت ، 8 درجه دارد و نماز ظهر همراه نمازعصر 8 رکعت است که نافله‌ی هرکدام هم  8 رکعت است. دراینجا خیلی معنا نهفته است! اولاً: نماز ظهر متعلق به صاحب رسالت ؛ پیامبر(ص) است و نماز عصر متعلق به صاحب ولایت عظما؛امیرالمومنین علی(ع) است. پس با رسیدن به عمل واقعی به رسالت و عمل واقعی به ولایت (پیرو و شیعه شدن واقعی) ، ثمن حقیقیِ رضای خدا بدست می‌آید. ثانیا: یکی از زیبائی‌ها در ترتیب عدد نورانی ولایت در 12 نورمقدس(ص) ، ولایت امام هشتم ؛ امام رضا(ع) است که ثامن الائمه نامیده می‌شود. او ثمن ولایت است و او محور گنج به رضا رسیدن و در مرتبه‌ی عالی راضیة مرضیه می‌باشد. پس درواقع  17 رکعت نماز، با شرط رضای خدا و قربة الی الله ، رسیدن به همان ثمن حقیقی انسانی است که انشاءالله نصیب ما ‌شود. دیگر اینکه گفتیم در نماز(شبانه روز) به عدد 28 می‌رسیم(که 28 ، عددکامل است) {اول، نماز ظهراست که متعلق به پیامبر(ص) می‌باشد چون ایشان ظهر وجود است و نور تامّ 14؛ نورٌواحد(ص). و آخر، نمازصبح است که متعلق به امام حسین(ع) می‌باشد و همان‌طورکه می‌دانید ایشان پنجمین معصوم(ص) هستند و 9 ذریه معصوم(ص) در بطنشان که می‌شود14 (14=9+5). پس اگر حقیقت نمازاول ؛ ظهر و نمازآخر ؛ صبح با هم جمع شود برابر 28 می‌شود(28=14+14)} و عدد ابجد نام مبارک امام حسین(ع) =128 که 100=ق یعنی نگهدارنده ، پس ایشان با خون خود و عزیزانش ، 28 را نگه ‌داشت که کامل جان قرآن است هم از نظر ظاهر و هم باطن که امام زمان(ص) آخرین ؛ نهمین ذریه پاک اوست. صلوات خدا و ملائکه‌اش بر او و خاندان پاکش باد.الی یوم القیامه  پس امام حسین(ع) ، بهای این ثمن را با خون خود داد تا ما امروز لیاقت خواندن نماز را داشته باشیم زیرا ایشان برای 4 ارکان ِ جان 28 ، که مهندسی خلقت برگنج عددیش ظهوردارد قیام فرمود(4 اصل شامل:قد اقمت الصلوة و اتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکرمی‌باشد). او که خود ، حقیقت ثمن است اما به تمام  شیعیان ، راه رسیدن به ثمن حقیقی که امام زمان(ص) و زنده شدن واقعی و به قلب به میم رسیدن و رزق حیات طیب که عند ربهم یرزقون است را آموخت. *هشتمین سوره قرآن کریم از نظر ترتیب نوشتاری ، سوره مبارکه انفال و شامل 75 آیه است و هشتمین سوره که به قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شده ، سوره مبارکه اعلا و شامل 19 آیه می‌باشد. جزء8 قرآن مجید با آیه 111سوره مبارکه انعام (و لو اننا نزلنا الیهم الملائکه...)شروع و به آیه 87 سوره مبارکه اعراف(و ان کان طائفة منکم...)ختم می‌شود.

 



:: موضوعات مرتبط: عرفان عدد یک تا ده در حروف الف ب ج د ه و ز ح ط ی
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴
زمان : 15:23






Flag Counter